fa
Feedback
Rosebud

Rosebud

رفتن به کانال در Telegram

⋞شبیهِ کشتیِ بی‌لنگرى بازیچه‌ى موجم⋟ — مطالب این چنل کپی نیستند و برای تولید محتوا وقت گذاشته می‌شه. فروشگاه کتاب من: — @MinBooq@PlanetTuro | یادداشت های سینمایی من — @AddStuff | آرشیو نقاشی‌ها ⟨ @itShahaBot : ارتباط با من ⟩

نمایش بیشتر
7 457
مشترکین
-324 ساعت
+117 روز
+8730 روز
آرشیو پست ها
Rosebud
7 457
سعی کردم دوره‌ای که جمع کردم تمرکزش روی سوگ و مرگ عزیزان باشه. چند منبع از‌ جمله یک کتاب تخصصی در مورد «مرگ در سینما» رو بررسی کردم در این مدت که بتونم ازشون کمک بگیرم. مفاهیم خسته‌کننده‌ای هم نیستن. از دراکولا و دلیل اینکه برام استوکر در ادبیات او رو چنین خلق کرده گرفته تا مکتب راینهارت رو مورد بحث قرار می‌دیم. آثار ادبی و سینمایی رو هر جلسه در دسترستون قرار می‌دم تا خودتون مطالعه و تماشا کنید و جلسه بعد راجع بهش نظرتون رو بگید. همچنان دارم سعی می‌کنم مطالب بیشتری رو اضافه کنم و امکان داره تعداد جلسات بیشتر بشه. روزهای برگزاری هم با هماهنگی شرکت‌کننده‌ها انتخاب خواهد شد. ازتون دعوت می‌کنم در کارگاه شرکت کنید. حرف‌زدن و توجه بیشتر به هنر، به همه‌مون کمک می‌کنه تا این شرایط رو کمی، فقط کمی راحت‌تر بگذرونیم. جزییات در پیام ریپلای شده موجود هست.

Rosebud
7 457
سلام بچه‌ها این روزا خیلی خبرای خوب کمه و مهم‌ترین کاری که ازمون بر میاد حفظ سلامت روان و امیدمونه. فکر کردم چه خوبه که دور هم جمع بشیم، حرف بزنیم، حالمون رو بهتر کنیم و همزمان یه کار قشنگ برای اونایی که واقعاً نیاز دارن انجام بدیم. پیشنهادم چیه؟ یه دوره‌ی آنلاین چهار جلسه‌ای، دو ساعته، که طی دو هفته برگزار می‌شه. موضوعش هم ترکیبی از علاقه‌مندی‌های خودمونه: ادبیات، سینما، و البته، کمک به همدیگه. هدف اصلیمون؟ اول از همه، اینکه یه جمعِ صمیمی داشته باشیم که بتونیم توش از حال و هوا بیرونی و جنگ فاصله بگیریم، حرفِ دل بزنیم، دلگرم بشیم و وقتی گذشت زمان رو می‌بینیم، حسرت نخوریم. بعد از اون، هر کمکی که از دستمون برمیاد برای کسایی که تو شرایط سخت‌تری هستن. هزینه‌یِ دوره چقدره؟ ۳۰۰ هزار تومنه. این پول، مستقیم می‌ره برایِ تهیه غذا برای افراد نیازمند. هر پرسِ غذا به طور متوسط همین حدود در میاد. یعنی در واقع، دارید هزینهٔ غذا رو پرداخت می‌کنید و در ازاش، ما با هم یه سفرِ ادبی و فکریِ جذاب داریم. برای اینکه بتونم کمک بیشتری جمع بکنم تصمیم گرفتم این دوره رو اضافه کنم تا شاید افراد بیشتری جمع بشن. برنامهٔ جلسات رو براتون بگم جلسه ۱: «فقدان در ناتورالیسم» بررسی مفهوم فقدان در ادبیات ناتورالیسم با نگاهی به آثار نویسندگانی چون: تامس هاردی و آپتون سینکلر. جلسه ۲: «فقدان در رمانتیسیسم» کاوشی در نحوه‌ی نمایش فقدان در دوره‌ی رمانتیسیسم، با اشاره به آثاری از ویکتور هوگو، ادگار آلن پو، و لرد بایرون. جلسه ۳: «مرگ در سینما» تحلیل مفهوم مرگ در آثار کلاسیک و مدرن، از شکسپیر و تولستوی تا توماس مان و نگاه سینما به این مفهوم. جلسه ۴: «جهان اگزیستانسیال» آشنایی با مکتب اگزیستانسیالیسم و اندیشه‌های بزرگانش مانند کامو، سارتر، و داستایفسکی، و بازتاب این ایده‌ها در ادبیات. و اگر وقت شد، یه نگاهِ هم به «نقشه مطالعه سیاسی» می‌ندازیم. کی برگزار می‌شه؟ از چهارشنبه هفته آینده مهلت شرکت هم تا دوشنبه آینده‌ست ثبت‌نام و راهنمایی بیشتر چطوریه؟ می‌تونید به یکی از آیدی‌های زیر‌ پیام بدید: @staccatissimo | تلگرام aloneyetawake | بله امیدوارم وضعیت اینترنت زودتر حل بشه و بتونیم در آینده دوباره این دوره رو با حضور افراد بیشتری برگزار کنیم.

Rosebud
7 457
«من یک‌بار مغاک را دیدم، از آنچه مردم می‌پندارند بسیار کمتر و ناچیزتر است.» — ژان-لوک گدار به نقل از رولان دوبیار – تاریخ‌ سینما. ⊣ MindOfStitch

Rosebud
7 457
هنوز که هنوز است، با مرور خاطرات غربی‌ام فقط یک بیت شعر من را بس است. ژان کوکتو در پاسخ به کسی که از او پرسید «اگر ببینی آتش دارد خانه‌ات را ویران می‌کند، چه چیزی را از آن مهلکه نجات می‌دهی؟» گفت «آتش را». 📖 – «سفرنامه ایران (کلکسیون شن)» ✍️ – «ایتالو کالوینو»MindOfStitch
♪#Book

Rosebud
7 457
گفتم کفی بزن دست‌هایت را شکسته بودند گفتم حرفی زبانت را چشم گشودی وآنگاه، هزاران گره آنان به پنجره سنگ می‌زنند کورمان می‌کنند آیینه را می‌شکنند و در این میان سنگ به نجوای پنجره پاسخ می‌دهد خدایا! چه آسان همه‌چیز شکسته می‌شود ما روزمان را آغاز می‌کنیم حال آنکه از گذشته نمی‌دانیم و گاه مرگی فرا می‌رسد که ما را به فردا نمی‌سپارد و او او که خبر می‌فروشد برای روزنامه فریاد می‌کشد منطق سنگ | «تد هیوز» ⊣ MindOfStitch

Rosebud
7 457
من روی خاک‌ات زنده‌م نمیترسم از آینده‌ت MindOfStitch

Rosebud
7 457
مو آن دلدادهٔ بی‌خانمانم مو آن محنت نصیب سخت جانم مو آن سرگشتهْ خارم در بیابان که چون بادی وزد هر سو دوانم - «بابا طاهر» MindOfStitch
♪#PostRock

Rosebud
7 457
نشونه رفت و افتاد یه بچه یه ایرانو میده یه فریم عکس شکنجه… 🖤 MindOfStitch

Rosebud
7 457
MoeR - Tof.mp36.49 MB

Rosebud
7 457
به‌زودی یک جلسه آنلاین خواهیم داشت در مورد «سوگ». می‌خوایم با گریزی به ادبیات، هنر و سینما در مورد فقدان، سوگواری و رنج‌مون باهم صحبت کنیم تا بهمون یادآوری بشه همه کنار همیم و تنها نیستیم. شرکت توی این رویداد هیچ هزینه‌ای نداره ولی به‌دلیل محدودیت ظرفیت، باید حتما رزرو کنید. بزودی اینجا تاریخ و نحوه شرکت در رویداد رو براتون می‌ذارم.

Rosebud
7 457
به‌زودی یک جلسه گ آنلاین خواهیم داشت در مورد سوگ. می‌خوایم با گریزی به ادبیات، هنر و سینما در مورد فقدان، سوگواری و رنج‌مون باهم صحبت کنیم تا بهمون یادآوری بشه همه کنار همیم و تنها نیستیم. شرکت توی این رویداد هیچ هزینه‌ای نداره ولی به‌دلیل محدودیت ظرفیت، باید حتما رزرو کنید. بزودی اینجا تاریخ و نحوه رزرو رو براتون می‌ذارم.

Rosebud
7 457
Well, there goes that dream… MindOfStitch

Rosebud
7 457
Repost from N/a
Well, there goes that dream… MindOfStitch

Rosebud
7 457
اگه دوست داشتید پست اخیر من از کتاب «چرا از تاریخ درس نمی‌گیریم؟» رو توی پیجم بخونید: https://www.instagram.com/p/DUYX0o1jCC_/?igsh=YWV2MnR2Y3R5ODJ2

Rosebud
7 457
تا همین چند سال پیش، انتخاب آرزوی روز تولدمان دست‌کم چند لحظه طول می‌کشید؛ حالا اما اصلاً اگر شوری برای جشن باقی بماند، با چه کسی تقسیمش کنیم؟ یادم می‌آید با شور فراوان رفته بودم می‌دویدم. سخت مشتاق و تشنه‌ی رسیدن بودم، اما به یک‌باره یادم آمد که مقصدی ندارم. فهمیدم تنها برای فرار از سکون ادامه می‌دهم. تصنیف «یادگار دوست» در گوشم صفیر که می‌کشید: «درمان که کند مرا که دردم هیچ است»، بر پله‌ی خانه‌ای نشستم و چشمم به لکه‌های تیره‌ی روی کفش‌هایم افتاد. هوا سرد بود. با دستمال عینکم به جان کفش‌ها افتادم و تا می‌خوردند ساییدم‌شان. به خودم که آمدم دیدم بخار شیشه‌های عینک را گرفته؛ آمدم تمیزشان کنم، دیدم دستمالِ چرک‌گرفته بدترش می‌کند. اصلاً چرا کفش‌ها را تمیز کردی؟ مگر جایی می‌روی؟ جواب دادم: حداقل به بعضی کثافت‌ها که زورت می‌رسد، محوشان کنی. به این فکر کردم که این شدنی‌ها چقدر نشدنی‌ست. وقتی به خودم زحمت دادم و دور و بر را نگاه کردم، دیدم هوا تاریک شده؛ اولین خبر خوب امروز. مسیری که آمده بودم را گرفتم و رفتم تا خانه. باقی‌اش را یادم نیست؛ اما صبحِ بعد که حرارت آفتاب روی صورتم بیدارم کرد، دلم نمی‌خواست به دیروز فکر کنم. ⊣ MindOfStitch
♪#PostRock

Rosebud
7 457
آقا «ما» زياد بود آقا! آنقدر زياد كه هر چه مى‌كشتيم تمام نمى‌شدند! و خون تاريخ بود ريخته از خشم آخته هرچه مى دادند تمام نمى‌شدند... MindOfStitch

Rosebud
7 457
Repost from Rosebud
‍ ‍⋞ - دریغا. سرزمینِ نگون‌بخت که از به یاد آوردنِ خود نیز بیمناک است. کجا می‌توانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آنجا که جز از-همه-جا-بی‌خبران را خنده بر لب نمی‌توان دید. آن‌جا که آه و ناله‌ها و فریادهای آسمان‌-شکاف را گوشِ شنوایی نیست. آن‌جا که اندوهِ جانکاه چيزی‌ست همه‌جا یاب. و چون ناقوسِ عزا به نوا درآید کمتر می‌پرسند که از برای کی‌ست، و عمرِ نیک‌مردان کوتاه‌تر از عمرِ گُلی‌ست که به کلاه می‌زنند، و می‌میرند پیش از آن که بیماری گریبانگیرشان شود.⋟ 📖– «مکبث» از «ویلیام شکسپیِر» 🪶برگردان پارسیِ استاد «داریوش آشوری» ©Gustave Moreau — Study for Lady Macbeth, [1851] ♪#Play ⊣@MindOfStitch

Rosebud
7 457
سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم اینا دنبال گردن می‌گردن واسه طناباMindOfStitch

Rosebud
7 457
برای پنجمین سال پیاپی. I told Santa I need you I guеss Santa forgot But I'll just sit here waiting with all thesе gifts for you I've bought...MindOfStitch

Rosebud
7 457
از هفته آینده قصد مطالعه گروهی و هم‌خوانی اولین کتاب از سه‌گانه توتالیتاریسم هانا آرنت یعنی «یهودی ستیزی: عناصر و خاستگاه های
از هفته آینده قصد مطالعه گروهی و هم‌خوانی اولین کتاب از سه‌گانه توتالیتاریسم هانا آرنت یعنی «یهودی ستیزی: عناصر و خاستگاه های حاکمیت توتالیتر»، رو داریم. این هم‌خوانی هیچ هزینه‌ اضافه‌ای جز تهیه کتاب نداره اگر تمایل به شرکت داشتید بهم پیام بدید: t.me/BluChtBot?start=Stitch