Ella’s Del
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
📈 تحلیل کانال تلگرام Ella’s Del
کانال Ella’s Del (@rabbit_studio) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 11 893 مشترک است و جایگاه 6 151 را در دسته موسیقی و رتبه 26 777 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 11 893 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 20 مه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -31 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند وقت, ب*ل, آغوش, افسردگی, جا تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
توضیحی برای کانال ارائه نشده است.
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 22 مه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته موسیقی تبدیل کردهاند.
11 893
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
-3130 روز
آرشیو پست ها
11 893
گاهی از خودمان میپرسیم: «دوست داشتن به چه دردمان میخورد؟» راستش به راحتی میشود به این سوال جواب داد: هیچ!
و راستش در واقعیت هم دوست داشتن چندان به درد کسی نمیخورد.
فقط بعضی شبها هست که آدم حس میکند هیچ چیز برایش باقی نمانده است: نه توان تلاشی، نه طاقت صبری، و نه حوصله و امیدی. در منتهیالیه چنین بنبستی، چند قدم مانده به وضعیتی که نام «استیصال محض» به آن برازنده است، دو کلمه از پوست سیاه و بیجان شب بیرون میافتد:
- دوستت دارم.
دو کلمهی مشخصن بهدردنخور، انتزاعی و مبهم، اما آخرین دو رگ زندهای انگار، که روح خسته و محتضر ما را به کالبد حیات متصل نگه میدارد. دو کلمهای که - گاهی - روح ما را از مردن نجات میدهد.
•حسین وحدانی
11 893
“موسیقی مثل آماده سازی یه دوئل شروع میشه، یه دوئل رقص که دو نفر در صحنه نمایش دارن اجرا میکنن و همه دارن بهشون نگاه می کنن. گاهی تک تک می رقصن، گاهی با هم"
11 893
انسان اندوهش را فراموش نمیکند بلکه خود را وادار میکند آن را تاب بیاورد.
•ژرژ ساند/نامه به گوستاو فلوبر
11 893
درد، صرفاً آدمها را مچاله و رنجور نمیکند، تنهایی هم میآورد. درد ما را از کسانی که درد نمیکشند جدا میکند. درد، مرزی میگذارد میان ما و دیگران، و تا زمانی که هست، فاصله میاندازد میان ما و آنهایی که در این تجربه شریک نیستند. گاهی اوقات نمیتوانیم از درد و رنج دیگری کم کنیم. امّا میتوانیم به واقعی بودن دردش اذعان کنیم و نشان دهیم که رنج کشیدنش را میفهمیم. میتوانیم در سکوت کنار او باشیم و به او نشان دهیم که تنها نیست. گاهی اوقات، همهٔ مراقبت، همین تنها نگذاشتن دیگری در تجربه درد است🫂
11 893
همواره به ابرها حسادت میکرد؛
زیرا میتوانند یک لحظه باشند و لحظهای دیگر هرگز نباشند!
