1 051
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
1 051
این پیشنهاد عالیایه اگه مجبور نبودم هرشب تکرار کنم و با چهارتا بچه هیجده ساله بحث کنم که چرا ۴ صبح جیغ و داد کردن بالاسر یکی که ۱۸ واحد داره کار انسانیی نیست.
1 051
به نظرم دوباره باهاشون صحبت کن و بهشون بگو توافق کنین یه ساعت خاموشی بزارید که از اون ساعت به بعد برقو خاموش کنید یا کلا سکوت باشه
1 051
این هفته نمیتونم چون هفته آخره و گفتن تخلیه کنید ولی یک شب دیگه هم با این شرایط نمیتوووونم…
1 051
اتاقتو عوض کن و با بچههای هنر هم اتاقی نشو چون اکثرا ساعت خواب و کلاس هاشون اینجوریه
1 051
من چهارتا هماتاقی دارم که رشتهشون معماریه و ۸-۹ برمیگردن خوابگاه و تا صبح پای پروژه بیدارن. این باعث شده هرشب بالاسرم چراغ روشن باشه و بلند بلند صحبت کنن. هرچند من سرمو میکنم زیر پتو و با هدفون میخوابم. ولی این قضیه خوابمو به کلی مختل کرده، کلاسای صبح رو جا میمونم و کل روز سردرد وحشتناک دارم و گیجم. دقت کنید که این قضیه ماههاست ادامه داره، هرچند من بهشون یکبار خیلی جدی گفتم که مشکل دارم بالا سرم کار کنن، بعضی وقتها قبول کردن. ولی الان چون تعداد نابرابره قضیه نامتعادل شده. شما این مشکلو چطوری حل میکنید که سلامت روانتون به خطر نیفته؟
1 051
دوست دارم دوستدختر سابق دوستپسر سابقمو پیدا کنم و این آهنگ رو براش بفرستم و بگم نگاه عزیزم، بیین، گوش کن خوب، هیچوقت مجبور نبودی بخاطر داستان یکطرفهی یه مرد پشتسرم اونهمه خشونت و نفرت بهخرج بدی. الان جفتمون کجاییم؟ دقیقا.
1 051
“I am keeping a secret. I am sucking on it like a lozenge that just won’t get smaller. I am passing it back and forth between my teeth, like a ball on a field between the legs of a bored player. It is not a happy secret, like a diamond in a velvet box in a sweaty pocket. It’s a secret like a loaded gun sewn into the lining of my sweater’s hood, aimed directly for the back of my head. It is a cartoon piano suspended above me. It is a manhole threatening to spontaneously collapse beneath my feet. It is a cloud of noxious gas meticulously attached to only the molecules I misguidedly breathe. It is in my shadow, and it singes the concrete where I stand. It is the sad clink of an empty glass on New Year’s Eve. It is a nap in the passenger seat from which I will never wake up. I am keeping a secret. I am hoarding it. You will find it amongst yellowed mountains of books in a garage, when you find me. This is not a promise, it is a confession. I am keeping a secret.”
1 051
Neil Gaiman; I’m on my deathbed suffering a forty degree fever. Please, you need to write another children’s book before i say my goodbye to this nasty world of men.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
