دیالکتیک روشنگری
رفتن به کانال در Telegram
829
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
مردم به گفته مائو (رهبر انقلاب چین) باید سخت کوشی و کنار آمدن با مشکلات را یاد میگرفتند ...
خود مائو و سایر رفقای حزبی و فرزندانشان اما ترجیح میدادند عمده وقت خود را با نگهبانانشان برای نوشیدن مشروب و صحبت در مورد دوست دخترهایشان صرف کنند. یک بار منشی رفیق "وانگ ونژونگ" به اوگفته بود: اگر مردم بدانند که در حالی به قناعت و سختکوشی دعوت می شوند که رفقای حزبی اینطور زندگی میکنند ، چه میشود؟
و او (وانگ ونژونگ) پاسخ داده بود: مردم اگر می توانستند تا بدین حد عمیق فکر کنند نیازی به انقلاب نبود. ما اینطور زندگی میکنیم چون زحمت هدایت آنها بر گردن ماست ، دانایی نیاز به رفاه دارد، نادانی نه.
▪️لی جی سویی
📕زندگی خصوصی مائو
@ELDialectici
“شر برجا میماند زیرا اکثریت در آن سهیماند”
لئو تولستوی در “اعتراف” نوشته است، ناتوانی در یافتن پاسخ به مهمترین پرسش زندگیش یعنی؛
«آیا در زندگیام معنایی هست که با مرگ از میان نرود؟»
او را در ۵۰ سالگی به مرز خودکشی رساند.
میگوید که پس از تامل در علم، تاریخ و سرشت انسان به این نتیجه میرسد که «اکثریت آدمها تاریکی را به روشنایی ترجیح میدهند زیرا آنکس که ظلم میکند، از نور نفرت دارد، تا مگر که ظلمت و سیاهی، شرش را برملا نسازد»
پس تباهی و ناراستی از میان نمیرود، چرا که اکثریت در آن شریکاند.
مینویسد که تنها آنانی که زندگی را نه برای خود، که برای همگان بیافرینند، و نه چونان “انگل” که چون سرچشمه نور و معنا برابر “ظلمت و شر” ایستادگی کنند، تنها اینانند که پاسخی برای پرسش از حیات دارند که؛
«معنای زندگی انسان، آفریدن زندگی است برای دیگران!»
(شطرنج با پسر ولادیمیر چرتکوف ویراستار آثارش ۱۹۰۲)
@ELDialectico
🔸جلادها هم میمیرند | ناصر صفاریان
▪️از جنگ جهانی و از آقای هیتلر و آن نشان ضربدریِ مثلا صلیب شکسته و از آن همه ظلم و آن همه خون، خیلی گذشته؛ از ساخت فیلم و از مرحوم فریتز لانگ و زندهیاد برتولت برشت هم همینطور...
«جلادها هم میمیرند» را زمان کودکیام از تلویزیون دیده بودم؛ در دهه شصت، موقعی که تلویزیون ما فیلمهای جنگ جهانی و آلمانی/پارتیزانی نشان میداد و خیلی هم نشان میداد و اُمَرای امر، هنوز به این نتیجه نرسیده بودند که حضورِ هر آلمانیِ بدی ممکن است معنیاش بشود وجودِ یک یهودیِ خوب و اصلا بساطِ نمایش این فیلمها جمع شود بهتر است.
جز آن تصویر/ تصور اولیه از آن نسخه دوبله، فیلم را بعدها هم دیده بودم و کموبیش هم در ذهنم مانده بود.
حالا ولی امروز، در تماشایی دیگر، چیزی دیدم که قبلا ندیده بودم. چیزی که میگوید انگار از آن زمانه خیلی هم نگذشته است.
در جایی از فیلم، روی تابلوی بزرگی نوشته شده:
«هرکس به هیتلر خدمت کند، به آلمان خدمت کرده و هرکس به آلمان خدمت کند، به خدا خدمت کرده است.»
@ELDialectico
“تحمل مرگ دردناک!”
اینگرید نیوکرک مینویسد “گاو امکان دادخواهی ندارد. تنها میتواند در یک مبارزه نابرابر با پایانی از پیش مقدر شده تا حد امکان از خود دفاع کند، بدون اینکه بداند چرا مجبور به تحمل چنین مرگ دردناکی شده است”
در گاوبازی اصطلاحی وجود دارد بهنام Querencia کوئرنسیا در واقع محلی در میدان است که گاو نر در میانه جنگ به آن پناه میبرد تا تجدید قوا کند؛ فعل querer به معنای “میل کردن و حس بازگشت به خانه”
هر گاوی کوئرنسیای متفاوتی دارد اما با تهدید فزاینده، او بیشتر به کوئرنسیای پناه میبرد
در واقع، بازگشت گاو به کوئرنسیای خود، در ظاهر برای تجدید قواست. اما گاوباز میداند که با تکرار رفتن به کوئرنسیا، گاو به نقطه شکننده خود نزدیکتر شده، به همین دلیل برای “ماتادورها” این مکثی جهت تجدید قوای گاو نیست، بلکه آغاز پایان است.
▫️پیکاسو به همراه ژاکلین روک و ژان کوکتو در مراسم گاوبازی!
@ELDialectico
تا مدتها علمای اخلاق میگفتند که با اصلاح شدن آدمی جهان اصلاح میشود. در واقع اینان متوجه بدیهای اجتماعی نبودند. بعدها معادله را معکوس کردند و گفتند با تغییر دادن جهان، آدمی ازنو متولد میگردد و با ایجاد بعضی دگرگونیهای اجتماعی، اخلاق آدمی بهبود مییابد؛ ولی این هردو فقط نیمی از حقیقت را دیدهاند. حافظ در ششصد سال پیش میگوید تا جهان بر اینمدار است، آدمی بهکمال نخواهد رسید. از طرفی عیبهایی در آدمی هست که تا برطرف نگردد ساختن جهانی بهتر بهدست او امکانپذیر نخواهد بود. پس ساختن جهان نو و اعتلای انسان باید دوشبهدوش هم پیش برود. این بی آن محال است:
آدمی در عالم خاکی نمیآید بهدست
عالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمی
بدینگونه در همساز کردن ناهمسازیها نهتنها انقلاب و اصلاح را در فلسفه خود جمع میکند، بلکه توجه میدهد که باید انسان و اجتماع با هم بهبود یابد والّا کار دچار لنگی خواهد بود.
📕حافظ اندیشه؛ نظری به اندیشۀ حافظ
(همراه با انتقادگونهای از تصوف)
▪️مصطفی رحیمی
@ELDialectico
ما سالها اندوه را بر دوش کشیدیم و
صبح طلوع نکرد…
▪️محمود درویش
درویش و معشوقه اسرائیلیاش ریتا
@ELDialectico
📕معرفی کتاب
▪️نظریهی طبقه تنآسا
▪️تورستین وبلن
▪️ترجمهی فرهنگ ارشاد
🔸نظریهی طبقهی تنآسا، نخستین و معروفترین کتاب وبلن است که در آن بسیاری از معیارهای رفتار انسان به چالش کشیده میشود. او با طنزی ویرانگر، توخالی بودن معیارهای سلیقه، آموزش، لباس، و فرهنگ طبقهٔ تنآسا را افشا میکند. به گفتهی وبلن، طبقهی تنآسا معیارهایی را میپروراند که هر فردی در هر سطحی از جامعه، بهگونهای وادار به رعایت آن میشود. نشانهی بارز عضویت در طبقهی تنآسا، پرهیز از مشقت کار تولیدی و موفقیت در مصرف تظاهری است.
وبلن با نگاهی نقادانه به سراسر جامعه نظر میاندازد. آماج اصلی نقد او، اثبات توخالی بودن فلسفهی سرمایهداری و استفادهی نادرست از ثروت است. مصرف تظاهری ــ که ابتکار شخصی وبلن است ــ از دید انتقادی او، معیار اعتبار در جامعهی مرفه شناخته میشود.
به گفتهی سی. رایت میلز، وبلن بیشتر یک تاریخدان است تا دانشمند اجتماعی. کتاب نظریهی طبقهی تنآسا اثری بنیادی برای هر علاقمند به تاریخ، سیاست، جامعهشناسی و روانشناسی است.
@ELDialectico
آیا فقط من
ترانههای فراموش را زمزمه میکنم
یا
این رسم آموختن مرگ است
که تکههای خاطره را از هر سو جمع میکند
تا باز به هر سو
پرتاب کند
▪️شاپور بنیاد
▫️عکس : فرزاد میناییان
@ELDialectico
🔸نخستین مشخصۀ قدرت فاشیستی بنیان مذهبی و نظامی توأمان آن است، بنیانی که در آن نمیتوان این دو عنصر به طور معمول متمایز را از یکدیگر جدا کرد: بنابراین قدرت فاشیستی از آغاز خود را همچون یک تمرکزیافتگی تحققیافته آشکار میسازد. با ابنحال، وجه نظامی فاشیسم سویۀ بارز آن است. روابط احساسی که پیشوا را به اعزای حزب پیوند میدهند و یکی میکنند، عمدتا مشابه روابطیاند که فرمانده را با سربازانش متحد میکنند. عرضاندام آمرانۀ پیشوا برابر با نفی جوشش انقلابی بنیادینی است که او از آن بهرهبرداری میکند؛ انقلاب که یک بنیان دانسته میشود، همزمان از لحظهای که سلطۀ داخلی به نحوی نظامی بر شبه نظامیان اعمال میشود، اساسا نفی میشود.
📕ساختار روانشناسی فاشیسم
▪️ژرژ باتای
@ELDialectico
«فاشیسم میتواند در نقاب معصومانهترین چهرهها دوباره پدیدار شود. وظیفۀ ما این است که- هر روز و همهجا- نقاب از چهرهاش برداریم و نمونههای جدیدش را افشا کنیم.»
▪️اومبرتو اکو
@ELDialectico
نیایشگاه صلیب مقدس
مکان مجموعهی آرارات تهران
معمار : رُستُم وسكانيان
عكس از : فريد توكلى
@ELDialectico
ارزش آزادی نه در ایجاد قطعیت و راحتی خیال، بلکه در امور پیشبینیناپذیری است که از تحقق آن ناشی میشود: «ارزش آزادی عمدتاً در فرصتی است که برای پیدایش امر طراحی نشده فراهم میکند. دفاع از آزادی فردی عمدتاً مبتنی بر اعتراف ما به جهل اجتنابناپذیرمان درخصوص بسیاری از عواملی است که بر اهداف و رفاه ما اثر میگذارند… آزادی لازم است تا جایی برای امور پیشبینیناپذیر باقی بماند.» از این جاست که آزادی لازمهی روند تکامل خودجوش به شمار میآید. «آن آزادیای که پیشاپیش آثار مثبتش معلوم باشد آزادی نیست. اگر میدانستیم که آزادی به چه کار میآید، دلیل تقاضای آن از میان میرفت… آزادی ضرورتاً به این معناست که چیزهای بسیاری تحقق مییابد که ما خواستارشان نیستیم. یا ایمان ما به آزادی مبتنی بر نتایج قابل پیشبینی در شرایطی خاص نیست، بلکه اساس آن این اعتقاد کلی است که آزادی بیشتر به سود ما خواهد بود تا به زیان ما.»
▪️فردریش فون هایک
@ELDialectico
“دوام اندوه ابدی است!”
در مراسم جایزه “کتاب سال کودک” گفت اگر انسان هنوز شکست قطعی نخورده مدیون سوسوی خندهها و دویدن کودکان در زمان است.
و با اینکه مرگ در کنار پنجره به انتظارش ایستاده تنها آوا و دویدن کودکان در باد و باران است که سفر مرگ را بیپایان و از خانهاش دور میکند.
از صحنهای در «خانه سیاه است» اثر فروغ میگوید ”که مرا تا پایان عمر یاد است” پسرکی در جذامخانه در پاسخ به نام دو سه چیز زیبا را بگو، میگوید “دست، پا، بازی”
چنان دستان برای ما واقعیتی روزمرهاند که اصالت آن را فراموش کردهایم. اما “کودکان به من هشیاری واقعی را آموختهاند”
از اندوه کودکان یاد گرفته است که آنان چگونه “در این اندوه ابدی من و شما را محافظت کردهاند” و باور دارد که عمر ناب چیزی نیست جز لحظات خیرهگی به کودکان.
زیرا با آنکه “ما حتی نام یکدیگر را نمیدانیم، میدانم چهره عبوس زمین را آنان با آزادی درونی خویش روشن و چراغان کردهاند”
، “مدیون کودکان هستیم که رحم و عطوفت را از خواب به بیداریمان میآورند!”
- بخشی از خطابه احمدرضا احمدی (دیماه ۱۳۷۱)
@ELDialectico
📚پیشنهاد مطالعه
📕شوروی ضد شوروی
◾️ ولادیمیر واینوویچ
🔸شوروی ضد شوروی مانند دیگر آثار واینوویچ طنز است اما نیش قلم در این کتاب متوجه کلیت سیستم شوروی است. این اثر مجموعهای است از داستانهای کوتاه، مقالات و مطالبی که گاهی آمیزهای از تخیلِ داستاننویسانه و واقعیت به شمار میرود. با این حال تقریباً بیشتر مطالبش برگرفته از زندگی واقعی است.بوروکراتهای بیسواد حزبی، امنیهچیهای خشن و نادان، هنرمندان مرعوب و مزدور و مردم عادی از جمله شخصیتهای اصلی در کتاب واینوویچ هستند.
او با قلم روان و سبک ساده و دلنشین خود، نقطهضعفهای سیستمی را آشکار میکند که ادعای نجات بشر و خلق جامعهٔ بیطبقه را دارد.عنوان کتاب نیز اشاره به این واقعیت است که نظام شوروی عملاً به آرمانهای خودش خیانت کرد.
واینوویچ در اینجا همهٔ وجوه جامعهٔ شوروی را برای ما آشکار میکند؛ از کمبود مواد غذایی تا بردگی ادبیات و هنر، از نجاری تا سیاست. مجموعه ای از پوچی های این سیستم را در زندگی روزمره و همچنین در مسائل سیاسی و فرهنگی در کشور روسیه به تصویر می کشد.
@ELDialectico
خاطرات شما را از درون گرم میكند امّا در عين حال شما را پاره پاره میكند.
هر چه بيشتر به آنها میچسبيدم آزاردهندهتر ميشد امّا هرگز نخواستم تا زمانی كه زندهام آنها را رها كنم. اين تنها دليلی بود كه برای ادامهٔ زندگی داشتم. تنها چيزی كه ثابت میكرد زندهام.
📕 کافکا درکرانه
▪️هاروکی موراکامی
@ELDialectico
مطلوب «امپریالیسمِ» توتالیتر آن است که جهان روی آرامش را نبیند و همه جا آشوب برپا شود و از برقراری ثبات و توازن ممانعت بعمل آید٬ اما مواجهه با حکومت های مستقل، ازسیاست های این امپریالیسم نیست. از طرف دیگر از آنجا که توسعه طلبی اش مداوم و نقطهٔ شروع آن مرزهای ملّی خودش است، این امپریالیسم به سادگی می تواند اهداف خود را در پس علایق سنتی و (مذهبی و) ملی، سیاست خارجی خویش پنهان کند.
حکومت به زور «سرنیزه» نه تنها شيوهٔ نامطبوع و کهنه شده ای است بلکه برای قدرت مداران توتالیتر عقب گردی در راه نیل به آرزوهايشان محسوب می شود و قدرت مدارانی که گمان می کنند صرفاً با نیروی «ایدئولوژی» و رعب و «وحشت» خواهند توانست اقتدار خود را حفظ نمایند٬ در تداوم حکومت خود شکست خواهند خورد.
📕امپریالیسم
▪️هانا آرنت
@ELDialectico
چه خبر شده؟!
چند نفر در یک شبانهروز؟
شاید نسبت و شباهتی بین خودشان نباشد، اما میزان نسبت ما با کلمات، توصیفها، تعابیر و نوشتهها به هر یک از سه ادیب، وابستگی بسیار داشت.
در این سالها با این همه رنج و فقدان که بر سر هر انسان ایرانی و هر ایرانی ِ انسان هوار شده، دو روز متوالی را با این حجم سنگین ِ از دست دادن در جهان کلمه و نوشتار، به یاد ندارم.
@ELDialectico
میلان کوندرا، چه خوب که به دنیا آمدید و چه خوب که نود و اندی سال وقت داشتید و چه خوب که نوشتید و زندگی هزاران نفر رو تحت تاثیر قرار دادید.
چه خوب که شخصیت هایی مثل ترزا و توما و سابینا رو خلق کردید….
و چه خوب که نوبل ادبیات همواره بدهکار شما باقی ماند…
من از چندباره خواندن کتابهایتان هیچ زمان سیر نمیشوم…
▪️میلان کوندرا نویسنده کتابهای جاودانگی،بارهستی،شوخی و….درگذشت
@ELDialectico
میلان کوندرا، چه خوب که به دنیا آمدید و چه خوب که نود و اندی سال وقت داشتید و چه خوب که نوشتید و زندگی هزاران نفر رو تحت تاثیر قرار دادید.
چه خوب که شخصیت هایی مثل ترزا و توما و سابینا رو خلق کردید….
و چه خوب که نوبل ادبیات همواره بدهکار شما باقی ماند…
من از چندباره خواندن کتابهایتان هیچ زمان سیر نمیشوم…
@ELDialectico
آیا ما
سزاوار بودیم
تمام خیابان را در باران برویم
و در انتهای خیابان
کسی در انتظار ما نباشد؟
بدرود آقای شاعر
(احمدرضا احمدی درگذشت)
@ELDialectico
