☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
رفتن به کانال در Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
نمایش بیشتر4 871
مشترکین
+1124 ساعت
+737 روز
+12130 روز
آرشیو پست ها
-هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد [تا بهطورِ کامل، تسلیم خواســتههایِ آنها شوی و ]از آیینِ [تحریفیافتهٔ] آنان، پیروی کنی. بگو :«هدایت، تنها هدایت الهی است.» و اگر از هویٰ و هوسهایِ آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شدهای؛ هیچ سرپرسـت و یاوری از ســویِ خدا برای تو نخواهد بود.
سورهٔ محترم بقره- آیه ۱۲۰.
رسم شده که از امام و نظام و انقلاب دَم بزنند؛ امّا با کسی هم که میگوید “انتخابات بهانه است، اصلِ نظــام نشانه است” همکاری کنند یا از او حمایت کنند؛ این نمیشود. بنده موضعم دراین مورد کاملاً صریح است! برای من این تقسیمات اصولگرا و اصلاحطلب مطرح نيست؛ به این اسامی کاری ندارم، به محتواها کار دارم. امّا روی مسئلهٔ فتنه حسّاسم. ۹۵/۴/۱۲.
- رویِ فتنه حسّاس باشید!
حمایت و بلاتکلیفی دربارهٔ فتنهای که بیشترین تحریمها و ناامنی و بیاعتمادی را به ارمغان آورده و دوقطبیگری را پایهگذاری کرده، توجیه و ماله و تشویق و کَف و جیغ و هورا ندارد!
«بعضیها هستند که نشان دادند و ثابت کردند که عناصرِ نامطمئنّیاند... بیاعتمادی خودشان را برای نظام ثابت کردند، برای کشور ثابت کردند، برای جمهوری اسلامی ثابت کردند؛ هم برای اسلامیّتش، هم برای جمهوریّتش. همینهایی که سال ۸۸ آن بازی را راه انداختند، خب اینها با جمهوریّت نظام جمهوری اسلامی مخالفت کردند، بدون هیچ منطقی، بدون هیچ حرف قابل قبول و پسندیدهی در مقابل آدمهای باانصاف... از عناصری که نامطمئن بودنِ خودشان را اثبات کردند، مطلقاً استفاده نکنید.»
۱۳۹۴/۰۴/۲۰.
«مسئله فتنه و فتنهگران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است... باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.»
.۱۳۹۳/۰۶/۰۵
آیتالله خامنهای.
گاهی یادآوریِ یه «خیر»ِ قاطع میتونه غرورِ ملیِ لِهشدهای رو در تو احیا کنه :) یادت بخیر سیّد…
ازم میپرسه تو چرا با این «وفاق» مشکل داری؟ میگم من اصلاً با وفاقی که در راستایِ منافع ملی و اصول انقلاب باشه مشکل ندارم. اما بنا به سبقهٔ مدعیانش؛ نسبت به مصادیقش سوال دارم.
وفاق با چه کسانی؟ چه معیاری برایِ افرادِ حاضر در دایرهٔ این وفاق -از طرفِ گویندگانش- وجود داره؟با هرشخص و گروه؟با هر سبقه و مواضعی مثلِ حمایت از فتنهٔ تقلب؟! چطوری میشه با افرادی که در بزنگاههایِ خطرناک؛ توانِ فهمِ افتضائات و تشخیصِ صحیح رو نداشتن؛ به منافع ملی فکر کرد؟ اگر با همهست؛ چرا یک فردِ منتقد به حضور فلان شخص در کابینه [درست یا غلط] از سمت اصحابِ ثروت و قدرت موردِ حمله واقع میشه؛ اما افرادی با سابقهٔ رادیکالتر، ویرانگرتر و دوقطبیسازتر، مطلوبِ این نوع وفاقان؟
وفاق به چه صورت؟ گزینشی یا واقعاً همگانی؟ مصلحتی یا مُغرضانه؟
وفاق به چه منظور؟ تامینِ مصالحِ ملی یا منافعِ جناحی؟
مرزِ پرسش و مطالبه با این وفاقِ مدنظر کجاست؟ اگر مرزبندیِ شفافی وجود داره؛ چرا هر کنشِ پرسشگرایانهای، به دشمنی با دولتِ مستقر متهم میشه؟ چرا پایهگذارانِ دوقطبیگری در جامعه، امروز داعیهدارِ وفاق شدن؟ آیا واقعاً متوجه شدن دوگانهسازی عاملِ پَسرفته؟ اگه متوجه شدن؛ پس تکلیفِ اظهاراتِ تندی که در ایامِ همین انتخابات از ستادهایِ اصلیشون منتشر میشد و کماکان ادامهداره چی میشه؟ درحالیکه اولین اقداماتِ خلاف وفاق از ناحیهٔ همین افرادی بود به طرق مختلف رسانه در دست داشتن. از تخریبهای عیان علیهِ دولت گذشته حرف نمیزنم. اما تکلیفِ دوقطبیسازیهایی که -مثلِ سال ۸۸- از سمت همینها هزینههایِ جبرانناپذیری به جامعه تحمیل کرد چی میشه؟ وفاق، با انتصاب افرادی با سابقهٔ حمایت از فتنهها و سوابقِ امنیتی در یک مُلک میگنجه؟
بنایِ کار، جبران و اَدایِ دِینست یا صرفاً اَدایی برای ژستِ وطنپرستی؟ یا بهانهای برایِ روی کار آوردن افرادِ جهتدار… آیا اساساً توضیحی برای این استانداردهایِ دوگانه وجود داره؟ و …
*برایِ همهٔ اینها هم مصداق و مثال هست.
و به این دعواهای مضحکِ انتخاباتیتون هم کاری ندارم که قدرتِ فکر و تحلیلِ مخاطب رو به ابتذال میکشید و به واسطهٔ اون یه روز اصلاحطلبان؛ قبلهنما میشن و امروز هم بعضی از اصولگرایان؛ انتفاعطلبانِ بینقاب.
بینِ این هیاهوها و شلوغیها و ادّعاهایی که گوشِ فَلَک رو کَر میکنه و لایِ زر ورق پیچیده میشه؛ خدا عنایتی کنه و به ما قدرتِ «فهم و شناختِ» ولیفقیهِ خودمون رو بده.قدرتِ فهم؛ حتی مُقدّم بر شُکرِ نعمت! همین.
*این ویدیوی اقای راجی، واقعاً دیدنیه.
علی احمدنیا مدیرمسئول سابقِ اصلاحاتنیوز که احتمالاً در جریانِ افاضاتِ گلکارانهش هستید «هم» سرپرست امور اطلاعرسانیِ دولت شد. الحمدلله رئیسجمهورِ محترم از لیستِ گزینههایِ اصلاحاته تا این افرادی که از هیچ تخریبی علیهِ شهیدرئیسی دریغ نمیکردن؛ الان یه کارهای بشن و حداقل حالا یه کم به خودشون و قوّهٔ تخیلِ خودشون و سلولهایِ مغزیشون استراحت بدن. تخریب کردن یقیناً خیلی انرژی میبُرده. وفاق هم حالا خَش افتاد؛ افتاد!
خدا رحمتت کنه نادرخانِ ابراهیمی:
«بیچاره وطن!بیچاره وطن! بیچاره وطنی که اینها میخواهند ناجیانش باشند…»
جهان در انتظارِ مُنجیست…
یادمه بعد از این سخنرانیِ شهیدرئیسیِ عزیز توی سازمان ملل، تیکتاکِ غیرایرانی رو چک میکردم و چه غوغایی شده بود!
خصوصــاً مسلمانان و شیعیانِ غیرایرانی که توی کشور خودشون در بحثِ مهدویت غریب بودن؛ از این عباراتِ شهیدرئیسی همراه با بالا بردنِ قرآن در سازمانملل ذوقزده شده بودن و محتواهاشون پر از تشکر از ایشون بود…
حیف! خدا رحمتت کنه سیدِ عزیز؛
این شده وِردِ زبونم هر روزِ این روزا…
«عاشقــانی که مدام از فَرَجت میگفتند؛
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری.. »
Repost from عشقه 🎒
با محمد صلیاللهعلیهوآله قراردادی بست. قرار شد او کاروانِ تجاری خدیجه را رهبری کند. رفت و با سودِ کلان برگشت. در تمام مدت، خدیجه منتظر و دلتنگِ او بود. دختری که از نظرِ مال و مکنت و از نظر شرافت و عقلمندی، سرآمدِ قریش بود، پیامی برای او فرستاد:
«ای پسرعمو! به جهت خویشی و جایگاه تو در قوم و امانتداری و نیکگفتاری، به تو علاقهمندم!»
پیامدار که نفیسه نامداشت، با خوشحالی برگشت و گفت: محمد درخواست تو را قبول کرده.
بزرگترین و شریفترین ازدواج قریش رقم خورد. ازدواجی که ثمرهش، دُردانهی خلقت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بود.
بعد از نزول جبرئیل و آغاز رسالت، خدیجه در کنار علی علیهالسلام، اولین نماز را به پیامبر اکرم اقتدا کردند. هرگز تنهایش نگذاشت، زمانیکه عمو و عموزادگانِ پیامبر، تنهایش گذاشتند. الحق که شایستهی لقبِ «أمالمؤمنین» بود.
پیامبر در طول زندگانیِ پر از محبتش با خدیجه سلاماللهعلیها، هرگز ازدواجِ دیگری نداشت. حتی بعد از وفات بانو، «هیچکس برای من خدیجه نمیشود» وردِ زبان پیامبر بود.
ای بابا آقا جان. قصههایِ پرغصهٔ دنیایِ ما -بدونِ شما- تکرار میشوند و با تکراری شدنشان؛ غمشان هم تکراری میشوند. قصهٔ کیسههایی که جنازه حساب میشوند؛ کیسههایِ پر از تکههای بدن بچههای غزه. از آنطرف خبر آمده داعش به مردمی که برایِ استقبال از کربلاییها رفته بودند حمله کرده؛ در افغانستان. ۱۴ نفر شهید شدند. آنورِ دنیا آتئیستها و غیرمسلمانهای مو بورِ اروپایی «حسبناالله نعمالوکیل» گفتنهایِ فلسطینیهارا میشنوند و کنجکاو میشوند و قرآن میخوانند و اشک میریزند و مسلمان میشوند. بعد گوشهایشان تیزتر میشود که در این دنیا؛ غیرتِ چه کسی برایِ کیسههایِ حاویِ تکههایِ لهشدهٔ بدن بچهها که خون از آن میچکد؛ برانگیخته میشود؟ حزباللهیها؟ ایرانیها؟ حشدالشعبی؟ یمانیها؟ تعجب میکنند که از دو میلیارد مسلمان؛ ۵۰۰ میلیون شیعه برایِ این فجایع رگ ورم میکنند؟ بیشتر گوش تیز میکنند و چشم باز میکنند به شیعه. یکیشان فیلمِ مردِ غزهای را گذاشته بود که میگفت «بیتالمقدس میعادگاهِ مهدیِ موعود است.» پرسید مَهدی(عج) کیست؟
و ماها هنوز سنگریزهای هم از مسیرِ عبورتان برنداشتیم، جز ادعاهایمان. ایبابا…
Repost from ☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
در ادامهٔ این پستِ نور و مثالِ معاصری برایِ این فرمایشِ حضرت آیتالله بهجت(ره)؛ ماجرایِ جنایت اسپایکر رو مرور کنیم. در سال ۲۰۱۴ وقتی تازگی داعش موصِل رو تصرّف کرده بود، جنایتی توسط داعش در تکریت رُخ داد. قتلِ عام ۱۷۰۰ تا بیش از ۲۰۰۰ دانشجویِ شیعهٔ پایگاه نیروی هوایی اسپایکر!
جوانان تازه اعزام شده و بیسلاح، از ترسِ حملهٔ داعش به پادگان با وجود هشدار فرماندهها به ترک نکردنِ پایگاه، فریب برخی عشایرِ وابسته به خانوادهٔ صدام رو خوردن که به اونها وعده دادن تا اونها رو تا سامراء همراهی کنن و از آنجا میتونن راهیِ شهر خودشون بشن. ولی درنهایت اونهارو به داعش لو دادن، و داعشیها هم این جوانهارو با شلیکِ گلوله و یا بریدنِ سر قتلِعام کردن، بطوری که رودخانهٔ دجله از خونِ اینها قرمز شد..
نکته اینجاست که حاج اقای حسینی قزوینی روایت میکنن چندسال قبل، در شبکهٔ فدک -که وابسته به شیعهٔ انگلیسی هست -یک جشنی با محتوایِ همین مراسمات برائتی و لعنهایِ علَنی و لباسهایِ قرمز پخش شده بود- در شب ۱۷ رمضان- و داعشیها وقتی اسلحه رو رویِ شقیقهٔ این سربازها میذاره فریاد میزنه که اینها انتقامِ همون اهانتهایِ شما شیعیان به عایشهست! [که جملهٔ اصلی رو بیان نمیکنم] و یه این بچهها شلیک میکنه و تکتک اونها رو توی آب میندازه.
در پلتفرمهایی که داعش و تکفیری حضور داره از این قبیل به اصطلاح انتقامگیریهایِ مراسمات لعن زیاده.
همین داعشی که با رهبریِ رهبرِانقلاب اسلامی و مرجعیتِ شیعه، مقرِ مرکزیش نابود شد و هزاران جوان با بدنِ بیسر از جنگ با تکفیریها برگشتن و شمایِ نوعی به طعنه و کِیفور از مبارزه؛ روی یک تکّه مقوا حرف از بیخاصیتیِ این انقلاب میزنید، و محضِ دلخنک شدن؛ علناً رویِ حرفِ بزرگان دین بدعت میذارید و چنین رسوم وهنانگیزی برگزار میکنید و با افتخار با نامِ «ولایت» منتشر میکنید ولی دریغ از ولایتپذیری! و نمیدونید چه بر سرِ شیعهٔ بیحکومت و بیقدرت در جهان میاد؛ درحالیکه بجای استدلال و برهان و استناداتِ متقن از غدیر و ولایت امیرالمؤمنین(ع) و استواری بر اصولِ تشیّع؛ شادمان از مبارزه و دور زدنِ حکمِ صریحِ ولیفقیهاید.
تا رسیدم سامـرا، گفتم قـربونتون برم که منو آوردین گوشهٔ خلوت خانوادگیتون. که نمیدونم خودتون چندبار اومدین اینجا و آدما نشناختنتون. نمیدونم کجایِ این زمین اشک میچکه رو گونههاتون. اما وقتی رفتم نزدیکِ ضریح و راحت رسیدم به ضریح؛ دیگه اشکِ غربت و خلوتیِ دور ضریح میچربید به غم و غصههای خودم. شرمندگی تا خرخرهم بالا اومد و چنگ انداخت به گلوم. هرکی هم میپرسه که سامرا که رفتی؛ چطــور بود؟ نمیدونم چطور بگمش. قلبم فشـرده میشه. تا الآن، که این جمله رو دیدم؛
برایِ اسمِ «حسن(
ع)»
حق، نوشته غـربت را..
همین.
السَّلامُعَلَيْکَ يا أَبَا الإِمامِالْمُنْتَظَر..از اونجاییکه به اکانتِ اصلـی تلگرامـم دسترسی ندارم و کانال کوچیکهٔ پرایوتمون هم به این دلیل فعلاً پریده؛ یه جایِ کوچولویِ دیگه زدم جهتِ ابراز غرغرهایِ غیرفاخرِ دورهمی :))
«لینک» 🤝
این لحظاتِ پرتکراری که از رئیسجمهورِ جدید دیده میشه، قبل از اینکه امتحانِ جناح مقابلش باشه؛ امتحانِ اصلاحطلبهاست. اصرار به «نابلدی و وادار شدن به دیپلماسی» از سمتِ پزشکیان، و تشویق و جیغ و هورایِ اصلاحطلبان و اصرار به دستاوردسازی!
سالها دولتِ شهید رئیسی بخاطر اینکه دنیا رو صرفاً به غرب محدود نمیکرد؛ به زبانِ دنیانابلدی متهم میشد و تمام دستاوردهایِ دیپلماتیکِ دولت سیزدهم و شهید امیرعبداللهیان در عرصهٔ بینالمللی با کنشگریهایِ ناجوانمردانهٔ اصلاحطلبها به حاشیه میرفت؛ احیایِ ارتباط با کشورها، تفاهمنامههایِ مهم، بریکس، شانگهای و …
حالا همینها تکرارِ عدم پایبندی به پروتکلها و نابلدی در عرصهٔ دیپلماتیک از طرف پزشکیان رو نشانهٔ «صداقت» میدونن و ازش تمجید میکنن. که تاحدی موافقِ این صداقت در نابلدیام. اما این رو امتحانی برای اصلاحطلبانی میدونم که سر هرکوچهٔ بنبستی راهنمایِ «ادعا» میزدن و از هیچ تخریب و اتهامی علیهِ توفیقاتِ بینالمللی و داخلی دولت شهیدرئیسی دریغ نمیکردن؛ تا جایی که رهبرانقلاب گفتن «دلم برایِ رئیسی سوخت!»
پ.ن: به شخصه قبل از هرچیزی، نگرانم…
عجیبه که هرکی میومد فاتحه بخونه، بعدِ چند ثانیه سرشو میذاشت رو زانوهاش و بغض میترکوند؛ تنها نبودم.
نمیدونم از چیه؟ از حسرتِ چیزی که از دست داده یا از اینکه یه لحظــه به خودش میاد و میبینه که باید باورش کنه؟
به قولِ اون آقاهه که اومد نشست کنارِ مزار؛ خدا رحمت کنه مردانِ نیکِ روزگارو..
وضعیت جـوریست که اگر بپرسـیم چرا با وجودِ تاکیدِ رهبری مبنی بر اینکه «با خداوند خودتان عهد کنید اگر انتخاب شدید کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذرهای با انقلاب زاویه دارند» باز هم افرادِ زاویهدار و بعضی چهرههایی با مواضعِ رادیکال را که صرفاً با خودتان همفکری دارند به سمَتهای مختلف منصوب میکنید؛ باید قبلش طوماری از نیّتِ خیر خود بنویسیم تا از آن گوشه و کنارها چپی و راستی محکوممان نکنند به تندروی و دشمنی با وفاق…
این روزا یه عدهای رو با مؤلفههایِ مذهبی میبینم که قلباً به یه سری باید و نبایدها مقیدن؛ مثلاً میدونن طبقِ اعتقاداتشون به نامحرم نباید دست داد. مشروب نباید خورد و …
اما تو جمعهایِ غیرمذهبی که قرار میگیرن طور دیگه میشن. دست میدن یا جور دیگهای حرف میزنن که میدونم عقیدهشون واقعاً اونشکلی نیست. تعجب میکنم. وقتی هم ازشون میپرسی «جدی نظرت اینه؟» میگن نه! اما باید یه وقتا همرنگِ جماعت بشی!
این روندِ استحاله خیلی خطرناکه. مبنا رو ازت میگیره. بخوای نخوای دامنگیرت میشه و برای همرنگِ جماعت شدن و در اون جمعِ خاص پذیرفته شدن، ممکنه هرکاری بکنی و در نهایت با هزارتا بهانه توجیهش کنی…
انگار برایِ طرد نشدن از یه جمعِ خاص «خودت» رو که شامل یه سری از تقیّداتِ با ارزشت میشه قربانی میکنی و در نهایت به یه آدمِ نمایشی تبدیل میشی که اصلاً دوستداشتنی نیست، چون اَداست.
پيامبرِ خدا(ص) فرمود: همنشينِ شايسته، مانند عطرفروش است. اگر از عطرش به تو ندهد، بوى عطرش به تو خواهد رسيد و همنشينِ بد، مانند آهنگر است. اگر لباست را نسوزانَد، از بويش به تو میرسد.
برایِ همچین وقتاییه؛ بویِ همنشینِ بد میشینه رو دامنت و کمکم دامنت رو میسوزونه!
اگه به نویسندگی علاقمندید و دنبالِ یادگیری؛ پیشنهاد میکنم کارگاهِ نویسندگی اقای مهدی مولایی رو از دست ندید.
کانالِ عجم علوی متعلق به ایشونه که حتماً با نوشتههاشون آشنایی دارید.
تو افتتاحیهٔ المپیک به حضرت مسیح(ع) اهانت میشه؛ همجنسگرایی ترویج میشه؛ نظامیهای اسرائیلی در لباسِ ورزشکار حاضر میشن و احدی از مسئولینِ مربوطه به همدستی اونا در نسلکُشی مردم غزه اشاره نمیکنه. اما بالا بردنِ پرچم عزای سیدالشهدا باعث دیسکالفه شدنِ ورزشکارِ ایرانیای میشه که رکوردِ پارالمپیک رو شکونده. و به همین دلیل مدالِ طلاش رو ازش پس میگیرن. دنیای وارونه.
هرکسی که میتونه لطف میکنه نماز لیلةالدفن برای یه خانمِ تازه فوت کرده بخونه؟ ممنونــم.
شهربانو وکیلی
فرزند اسحاق
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
