fa
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

رفتن به کانال در Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

نمایش بیشتر
5 028
مشترکین
-324 ساعت
-117 روز
-2430 روز
آرشیو پست ها
شبکهٔ الجزیره ویدیوی باکیفیتِ حملهٔ اسرائیل به تجریش رو منتشر کرده. گفتم شاید یه عده یادشون رفته کیا به خاکِ ما حمله کردن، کدوم شازده و کدوم شبکه‌های فارسی‌زبان از این حمله خوش‌حال شدن، چه کسی و چه کسانی از خاکِ ما دفاع کردن و این دفاعِ جانانه رو فرماندهی کردن. و چه کسانی بعدِ عمری مجاهدت جون‌شون رو برای دفاع از این خاک فدا کردن و در مقابل چه کسانی تو راهروهایِ فرعی سازمان‌های بین‌المللی آویزونِ غربی‌ها بودن برای حمله و تحریمِ بیشتر علیه ایران! هنوز یه سال نشده که اینارو یادشون رفته! معلومه که تاریخِ معاصر ۱۰۰ سالهٔ اخیر ایران رو هم به راحتی براشون تحریف می‌کنن و از اجنبی و اجنبی‌پرست براشون قهرمانِ‌ پوشالی می‌سازن…

:)))) دلم این وسط خیلی برای این بازماندهٔ سلسلهٔ فراریِ پهلوی می‌سوزه. این موجودِ ته‌ماندهٔ همیشه در حسرت، جداً لایقِ ترحمه. پدر و پدربزرگش که با کودتا اومدن و در بحران‌ها یا فراری بودن یا اخراجی؛ پدرش به شاهِ چمدان به دست معروف بود، چون اولین چیزی که به ذهنش می‌رسید این بود که فلنگ رو ببنده بره. خودش هم که سال‌هاست داره از اون ثروتِ عظیمِ مردم ایران که توسط پدرش از کشور خارج شد خرج می‌کنه و هیچ دستاوردی- تاکید می‌کنم- هیچ دستاورد و کار و حتی یه قدم و حرکتِ مستقلی از خودش نداره که لااقل همون تعداد معدود طرفداراش بتونن بگن شازدهٔ ما تو این مدت اینکارارو کرده پس ما و جمعیتِ ربات‌هامون بهش وکالت می‌دیم بیاد ایران رو بگیره. دست در جیبِ مادر‌ملکه! الانم که پیر شده و عنوان وزینِ حسرت‌السلطنه رو از آنِ خودش کرده؛ اما بی‌نصیب از تاجِ شاهی. حتی با دلار و بودجه‌های کلان اجنبی، با آویزونی و عکسِ یادگاری با نتانیاهویِ کودک‌کش، با لابی‌های غربی و حمایت علنی از حملهٔ نظامی به ایران! چقدر مفلوکی. خر داغ می‌کنن، کبابِ پادشاهی نیست. اشتباهی به عرضت رسوندن شازده. ما هیچ تمایلی برای ‌مصرف استفراغ خودمون رو نداریم.

دارن زور می‌زنن‌ها! البته که به گفتهٔ صریح ژنرال‌ کلارکِ امریکایی؛ سال‌هاست می‌خوان چنین سرنوشتی رو برای ایران هم رقم بزنن، ا
دارن زور می‌زنن‌ها! البته که به گفتهٔ صریح ژنرال‌ کلارکِ امریکایی؛ سال‌هاست می‌خوان چنین سرنوشتی رو برای ایران هم رقم بزنن، از سودان تا ایران. اما فکر یه جاشو نمی‌کنن؛ بالاخره وقتی سرنوشت اینارو جلوی چشمِ ما گذاشتید و از بد روزگار، اپوزیسیون ضدایرانی همه‌شون سرشون به اخورِ اجنبی گرمه و آویزون نتانیاهو و امریکان؛ ما که نوچهٔ چشم و گوش‌بستهٔ نوچه‌های شما نمی‌شیم. جالبه. فیلم دوربین مدار‌بسته که از دفترِ خود مرحوم منتشر شده نشون می‌ده ایست قلبی کرده. برادرش هم دیده و تایید کرده! اما همین برادر تو مراسم ختم؛ از نرگس محمدی -همون‌ که می‌گفت اوضاعم تو زندان وخیمه و دارن شکنجه‌ام می‌کنن و پاهام شکسته اما داشت تو زندان قر می‌داد!- دعوت می‌کنه بیاد شعار بده که بیاین یه‌ جوری بالاخره این جنازه رو هم بندازیم گردن حکومت. خب چرا؟ چطور؟ بر‌چه اساسی؟ چه‌دلیلی دارید؟ تنها دلیل می‌تونه این باشه که جمعی از اجنه متولیِ این موضوع بوده باشن. همون داستان‌ همیشگی. اگه ویدیویی منتشر نمی‌شد دیگه چه سناریوهایی ردیف می‌کردید؟ دنبال لقمهٔ چرب و نرم می‌گردید؟ نمی‌شه. ما از حلق شماها خیلی بزرگ‌تریم. تکراری شدید. مرده‌خورها.

«اللّهُمَّ صَلِّ‌عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم…» برسد به آسمان، در سالروزِ تولدت. سید...

- فاشیست‌های متوهّمِ تاریخ ‌مصرف‌گذشته؛ که فقط لایق ترحم‌ان. هیچی قرار نیست خواب خرگوشیِ این جماعتِ کاسبِ دروغ رو که همیشه در اوهام به‌ سر می‌برن و از مرگ تغذیه می‌کنن بپرونه؛ هیچی! حتی موشک‌های اربابان اسرائیلی-امریکاییِ ضد‌ایرانی‌های خارج‌نشینی که همیشه به سازشـون می‌رقصن! سه سال از اون دروغ بزرگ می‌گذره؛ اما یه عده هیچ‌وقت‌ قرار نیست بفهمن. نفعِ اینا در نفهمیدنه! اینترنشنال صراحتاً می‌گفت که اگه خیلی اتفاقی یه گربه بیفته تو جوب پاش بشکنه بازم ما میندازیم گردن جمهوری اسلامی‌ها! بازم باورمون نمی‌شد یه عده تا این حد مسخِ این جماعت خون‌خوار و کاسبِ خونی باشن که برای کشتارِ هزار‌نفر از هموطنان ما بدست اسرائیل صداشون درنیومد که هیچ؛ توجیه هم می‌تراشن و پشتِ متجاوزان به وطن هم درمیان و هنوزم آرزویِ حمله به خاکِ ایران رو تو بلندگوهاشون فریاد می‌زنن. همون بلندگوهایی‌ که چشم‌ها و گوش‌هارو با «دروغ» کور و کر می‌کنه تا لقمهٔ چرب و نرم‌تری باشن برای استحمار و استعمار! الانم داستان همینه.

هوا مصداق بارزِ «چادرت را بتکان، روزیِ ما را بفرست»ـه قشنگ.. 🌧️

- تصاویر دریاچهٔ ارومیـه رو دیدم نوشته بود «بعد از بارش‌ها جانی تازه گرفت» و میاد تو ذهنم که: «و اینکه پایان [همهٔ امور] به سوی پروردگارِ توست؛ و این اوست که می‌خنداند و می‌گریاند، و اوست که می‌میراند و زنده می‌کند…» - سورهٔ نجم. الحمدلله برای قطرات بارانی‌که مُقدّر شده تا فرشته‌ای اون‌ها رو همراهی کنه، و فرشته‌ای اون‌ها رو در محلی معیّن فرود بیاره.🤍

بچه‌ها ممنون می‌شم هرکسی که تونست برای یکی از آشنایان ما که تازه به رحمت خدا رفته نماز لیلة‌الدفن بخونه، اگه فاتحه برای این دخترِ نوجوون بخونید هم خیلی لطف می‌کنید.🌱 «سیده حدیث فرزند سید‌حمید.»

خداجون به داده و نداده‌ت؛ به داده ‌و گرفته‌ت؛ شُکـــر.🤍

خوندن دعای ۱۹ صحیفهٔ سجادیه -معروف به دعایِ باران- حدود سه دقیقه زمان می‌بره. چقدر صحیفهٔ سجادیه زیباست! به قول استاد شجاعی؛ هنرِ چگونه خواستن رو بهت یاد می‌ده. وقتی می‌خونی با خودت می‌گی حضرتِ سجاد(ع) که امامِ معصوم بودن؛ اینطور دلبرانه و با تواضع از خدای خودشون طلبِ رحمت‌الهی می‌کردن؛ منِ معمولیِ ناشکر چرا انقدر شاکی و طلبکارم…؟ بخونیم. بخونیم که بارشِ رحمتِ الهی امروز به برکت همین دعاهاست. رحمتی که مدت‌ها منتظرش بودیم.🤍

هر خیری که از زمانِ پیامبر(ص) تا ابد به عالَم برسه به برکت حضرت زهراست… ــــــــــــــــــــــــ خدا به بچه‌های حضرت زهرا(س) در همه‌جایِ این کرهٔ خاکی توانِ مضاعف بده؛ که حرکت کنن، رسالت به عهده بگیرن، که مثلِ همیشه سردمدارِ پیروزی این میدانِ نبرد باشن، چون «مادر» داره بچه‌هاش رو سازمان‌دهی می‌کنه، برای رسیدن به اون هدفِ والایِ نهایی… و من عاشقِ این مسلمونی‌ام، عاشق این هویّت و ریشه‌ام که شما خط‌‌دهنده و ربط‌دهنده‌اش به تمام خلقتی! شما محورِ اصلیِ چطور زیستنی خانم‌جان، شما فرماندهٔ بچه‌های خطِ مقدمی، که اسمِ شماست حک شده روی سربندِ فرزندان‌تون سراسرِ این عالَم! به امیدِ روز موعود.🤍 @caffeRahimi

روزِ مادر ، روزِ زن مبارک! که «زن مَگــو، مرد‌آفـرینِ روزگار…»🤍

«بی‌تردید ما به تو خیرِ فراوان عطا کردیم…»
- سورهٔ محترم کوثر.
تورا «کوثر» لقب داده خدا؛ خیرِ کثیری تو، به غیـــر از تو کسی تأویلِ اعطَینا نخواهد شد.. «یا‌مَوْلاتى یا‌فاطِمَهُ أَغیثیني.»🤍

«بی‌تردید ما به تو خیرِ فراوان عطا کردیم…»
- سورهٔ محترم کوثر.
تورا «کوثر» لقب داده خدا؛ خیرِ کثیری تو، به غیـــر از تو کسی تأویلِ اعطَینا نخواهد شد.. - یا‌مَوْلاتى یا‌فاطِمَهُ أَغیثیني.

خیلی وقت بود آسمونِ تهران «رنگ» به خودش ندیده بود. زمین هم نَمِ بارون! اما خدا همیشه به موقع به دادِ ما می‌رسه، خاکستری‌هارو
+1
خیلی وقت بود آسمونِ تهران «رنگ» به خودش ندیده بود. زمین هم نَمِ بارون! اما خدا همیشه به موقع به دادِ ما می‌رسه، خاکستری‌هارو پس می‌زنه، بازم رنگ می‌پاشه به زندگی‌هامون. الحمدلله.

«راویِ قدرت‌ها باشید» آقایان مسئول! نه همش ذکرِ مصیبت. مسئولید! در برابرِ مطالبه‌ها و آرامشِ جامعه مسئولیت‌پذیر باشید.

«اولویت»

- سوال خوب تسنیم. دقیقا کجایید؟ درحال تکرارِ ذکر مصیبت‌های صادقانه(!)، در بهترین حالت مشغولِ شعارهای تکراری انتخاباتی و تعریفِ خاطرات دورهٔ جوانی، هوچی‌گران سابق و سوت‌زنانِ امروز هم بجای مطالبهٔ به‌موقع و صحیحِ اولویت‌های «واقعی» جامعه؛ مشغولِ دعواهای انتخاباتی. روزنامهٔ همشهری در واکنش به اینهمه ذکرِ مصیبت دولتی‌ها در برابر پرسش‌های دانشجوها نوشته بود «درد را گفتید! درمان‌تان چیست؟!» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اما این وسط من شرمم میاد عنوان «فعال‌ رسانه‌» بدم به یه عده جماعت بیکارِ سوت‌زن که خیلی هماهنگ و اتفاقی(!) تصمیم می‌گیرن ضرورت‌ها رو به حاشیه ببرن. چقدر از اولویت‌های اصلی و ضروری دورید، چقدر بیکارید، چقدر حرف می‌زنید، چقدر نابلدید، چقدر بچگانه و ناشیانه منافع سیاسیِ خودتون رو جای ضرورت‌های جامعه به بقیه تحمیل می‌کنید و تبدیلشون می‌کنید به تیتر اخبار، چقدر پَرتید که تو این اوضاع عجیب و آشفتهٔ بخش‌های مختلف دولت‌ -از وزرایی که بخاطر ناکارآمدی در صفِ استیضاحن تا رهاشدگیِ بازار و بی‌برنامگی‌‌ها و …- و اولویت‌های واقعی که شما به مسخره گرفتیدش؛ دنبالِ بازی‌های خودتونید. چقدر اتفاقی هر قدمی که برمی‌دارید در راستای خلافِ فرمایشات و اولویت‌های مدنظرِ رهبریه، خیلی اتفاقی! جنس دغدغه‌هاتونم پلاستیکیه. خیلی جالبه. فقط یادتون باشه اگر دوباره اتفاقی رخ داد؛ شما سهمی از «اتحاد مقدس» نخواهید داشت. بیچاره وطن! #موقت

و هنگامی که در دریا ناراحتی به شما برسد، جز او، تمامِ کسانی را که [برایِ حل مشکلات خود] می‌خوانید، فراموش می‌کنید؛ اما هنگامی‌که شما را به خشکی نجات دهد، روی می‌گردانید؛ و انسان بسیار ناسپاس است…
- سورهٔ محترم اسراء آیه ۶۷.
این روزها به لطفِ خدا داره شهرهایِ مختلفِ کشور بارون و برف می‌باره؛ چقدر یادِ این آیه میفتم. تا همین چند ‌وقت پیش برای یه قطره بارون دل‌هامون لک زده بود و التماسِ خدا رو می‌کردیم؛ تا بارید باز یه عده‌مون فراموش کردیم که به لطف و رحمِ خدا چقدر محتاجیم… و حیف که این فراموشـی روالِ همیشگـیِ زندگیِ ما آدم‌هاست.