☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
رفتن به کانال در Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
نمایش بیشتر5 039
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+117 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
این روزها و این صبحهایی که در ۱۴۰۳ دیدیم رو «صبحهایِ بُهتزدگی» نامگذاری میکنم؛ ولی نااُمید نه! هرگز.
و بله! راست میگفت که روزگاری میرسه که از «امید» گفتن و نوشتن، از مُد میفته و به سُخره گرفته میشه. اما باورِ قلبیِ من همینه؛ مبتنی بر وعدههایِ تخلّفناپذیر.
-
اگه برنامهٔ جریان رو ندیدید؛ بخشهایِ مهم توی کانالشون قرار داده میشه؛ بخشهای مربوط به گفتگویِ امشب رو از اینجا بهبعد میتونید ببینید.
ساعت ۸ امشب| شبکهٔ یک| برنامهٔ جریان| موضوع: «بررسی آخرین تحولاتِ سوریه».
ببینیم.
بازارِ داغِ تحلیلها -خصوصاً از ناحیهٔ ناتحلیلگرها- به قدری صفر و صَدیست که نهتنها هیچچیز به مخاطب اضافه نمیکنه؛ بلکه از اعتمادش کم هم میکنه!
در واقع در این بازارِ شامِ خبرهایی که بینِ تایید و تکذیب در رفت و آمدند، این فعالینِ عزیز خواسته یا ناخواسته دارن ذهنِ مخاطب رو که بصورتِ پیشفرض پر از سواله؛ به انحراف میکشن و در قبالِ این سادهسازیهایِ پُر مغلطه هم مسئولیتی رو نمیپذیرن!
چرا مسئولیت نمیپذیرن؟ چون متوجه نیستن یکی از ابزارِ ناامنی؛ ناامنیِ روانی و بیاعتماد کردنِ مخاطب نسبت به انواعِ تحلیلها و تحقیرِ قوایِ نظامیِ مملکته.
ایا راهش اینه که سکوت کنیم بشینیم یه گوشه؟ خیر. راهش چیه؟ اگر خودتون رو خیلی عالِم به امور یا دلسوز میدونید؛ مطالبه کنید. مطالبهٔ شفافساز! اما مطالبه هم آدابی داره؛ کجای آدابِ مطالبه زیرسوال بردنِ سربازانِ کشوره؟ کجای آداب مطالبه ارائهٔ تز از زیرِ پتو و تحقیر و تمسخرِ اونهاییه که امروز آماجِ توهینهایِ شمان، و فردا به محضِ شهادت میشن «رفیقِ شهید»ِ شما؟ و یا کجایِ آدابِ مطالبه، ذکرِ مصیبتِ مُدامِ «من میدونم! ما موفق نمیشیم! من میدونم! کارمون تمومه!» به سبکِ فلان شخصیتِ کارتونِ گالیوره؟
نمیدونم کجا و از چه کسی نقلِ قولی شنیدم که رهبرِ انقلاب- این سیدِ عزیز که امروز جایگاهِ او و فرماندهانش رو مُدام به سخره میگیرن و فکر میکنن مطالبــهگرن!- ایران رو از ۷ جنگِ قطعی عبور داده! و بیش از ۴۰ سال در حصارِ پایگاههایِ نظامی غربی به شما امکانِ زیستن در یک امنیتِ استثنائی داده. لذا اهمیتی نداره که این «امنیت» رو چقدر به تمسخر میگیرید!
در این آشفتهبازارِ تحلیل و خلاء رسانه! منِ نوعی بعنوان یک مخاطبِ عادیِ بدونِ هیچ تخصص نظامی؛ به رهبریِ رهبرِ عزیز، نقطهزن و نکتهسنج، و به اون فرماندهانی که عمدهٔ سالهایِ عمرشون رو در جبهههایِ مختلف سپری کردن و بارها شاهدِ پرپر شدنِ عزیزان و رفقاشون بودن- رشادتهایی که صرفاً پُز دادنش برایِ ما بوده- و نه عُشاقِ مذاکرههایِ سادهلوحانهٔ بینتیجه و بدنتیجه؛ بیشتر از این تحلیلهایِ صفر و صدی اعتماد دارم. و البته منِ فردِ عادی هم مخاطبِ این فرمایشِ ولیفقیهام: «کسانیکه با فضای مجازی ارتباط دارند، به این نکات توجّه کنند! همهچیز را، هر چه به ذهن انسان میرسد، در فضای مجازی نبایستی منتشر کرد؛ ملاحظه کنید اثرش چیست؛ ببینید روی مردم، روی فکر مردم، روی روحیهٔ مردم چه تأثیری میگذارد!»
دیدم رئیسـی خادمِ روضـــهست؛
تقدیمِ زهـرا(س) میکند، جان را..
سیدحســن با خویـش آوردهست؛
مردانِ حزباللهِ لبنـان را..
زهرا(س) میانِ جمع میگردد؛
تا که ببیند؛ مردِ میدان را..
- عجب تکملهای شد از این هیئتِ تراز!
«بارون اومده..»
«وَ مَنْ يَتَّقِاللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لايَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَیاللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّاللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَاللَّهُ لِكُلِّ شیءٍ قَدْراً»
اگر کسی با منِ خدا معامله بکنه، خط قرمزهایِ منو زیرِ پا نذاره و تقوا داشته باشه؛ من راه رو براش باز میکنم. و از اونجایی که تو محاسباتش نمیگُنجه؛ براش کمک میفرستم!
این آیه مالِ «بنبستها و گرفتاریها»ست. اما لازمهش اینه که در بحرانها، نبُری و نترسی!
———————-
این سخنرانیِ استاد عالی در محضرِ رهبر انقلاب، یکی از بهترین و بهموقعترین سخنرانیها بود! در این وانفسایِ انواعِ تحلیلها؛ حتماً گوش بدید و در تحلیلهاتون، از سنتهایِ الهی غافل نشید.
مستندِ «دولتِ دانشگاه»
یکبار سردبیر سازندگی نوشته بود: «محال بود مرحوم رئیسی تریبون به منتقدین بدهد!» عجب. اینها از هرکسی بهتر، خبر از واقعیت دارن؛ ولی کاش یکدور همین مستند رو ببینن و «منصفانه» قلم بزنن! گرچه «سیدابراهیم رئیسی» دیگه بینِ ما نیست…
«دولتِ دانشگاه»
روایتی از دیدارهای دانشجویی با شهیدرئیسی.
امروز جمعه؛ ساعت ۱۸:۱۰ از شبکهٔ یک پخش میشه. ببینیم.
هروقت کم آوردم، شما رسیدید. غصّه که جانم را گرفت و سیاهی قلبم را پر کرد؛ آرام در گوشم گفتید:
«آن روزها که خرمشهر ۵۷۸ روز در اشغال بود؛ نبودی! و نبودند آنهایی که امروز در گوشتان زمزمهٔ شکست و ناامیدی میخوانند؛ ما بودیم و دیدیم که شهر سقوط کرد؛ اما ایمانمان نه! شهر را پس گرفتیم، چون ایمانمان را خدا حفظ کرده بود. در خیبر و والفجر و کربلایِ ۵، در فکّه و مجنون؛ نبودی! رفقایمان که یکییکی میرفتند؛ خدا لشکرهایی از ملائک برایمان فرستاد! در آن شبهایِ سرد، با نوایِ آهنگران! “ای لشکرِ صاحبزمان…” نبودی! زهرا(س) چادرش را پناهِ جانهایِ سردمان کرده بود. در آن التهابِ “ماجراهایِ نیمروزِ” روزهایِ دههٔ ۶۰ نبودی! تازه شکُفته بودیم که ترور و جنگ و منافق و کومله و خائن و صَدام از هر سو و قصدِ جانِ نهال انقلاب را کرده بود! که ماندیم! که خدایِ دههٔ ۶۰، همان خدایِ امروز است. خدایِ زهــرا(س). خدایِ قومِ سلمــان. خدایِ رزقهایِ لایُحتَسَب. خدایِ أَنَّٱلۡأَرۡضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ ٱلصَّـٰلِحُونَ.»
@CaffeRahimi
من خود را در مُصیبتهایِ روزگار،
به تو آرام میساختم…
حال بعد از تو، چه کسی را خواهم داشت؟
ای دخترِ پیامبر…
من دوست دارم فکر کنم که ممکن است در میانِ آنهــایی باشم که حضرت فاطمــه(س) در قیامت شفاعتشان میکند…
راهِ زهرا(س) تنها راهــه؛
غیر از این میشه بیراهه
سایهٔ چـادر زهـــرا(س)
رویِ ســرِ حـزباللّهه..
مادرِ خوبیهای عالَم، مادرِ بچههایِ ایران، مادرِ کودکانِ غزه، مادرِ بچههایِ لبنان…
-از جمله هیئتهایِ تراز!
