☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
رفتن به کانال در Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
نمایش بیشتر4 863
مشترکین
+1124 ساعت
+737 روز
+12130 روز
آرشیو پست ها
زمانه بر سرِ جنگ است؛
یاعلی مددی…
مدد ز غیرِ تو ننگ است؛
یا علی مددی…
باشد که خداوند؛
ما را از همراهیِ بدْدلان و شَکاکان بینیاز سازد..
تو شرایط ظاهراً سخت و طاقتفرسای فعلی که پیروان جبهه حق گاهی دچار تشکیک و تشتت و کلافگی شدن، گوشکردن به این هفت دقیقه فرمایشات حضرت آیتالله میرباقری حفظهالله، صحنه رو روشن میکنه و قلب رو آروم و مطیع میکنه. گوش بدین و برای دیگران بفرستید.
سطحِ شُبهات جوریه که در حدِ تقابل دوتا موضوعِ متفاوت با بسترها و دلایلِ متفاوت داره تنزّل پیدا میکنه. میفرمایند چرا برای کارگرانِ معدن طبس در میدان ولیعصر بنر نزدید ولی برایِ سیدحسن نصرالله زدید؟ میفرمایند چرا برایِ کارگرانِ معدن عزای عمومی اعلام نکردید ولی برای سیدحسن نصرالله اعلام کردید؟
- اولاً وقتی شما بنایِ تقابل رو بذاری رویِ لجبازی؛ طبیعتاً نمیبینی که برایِ کارگرانِ شریف معدن طبس هم در میدان ولیعصر بنر [دیوارنگاره] زده شده بود. دقیقاً در همون محل! اما شما اینو نمیبینی! چرا؟ چون اساسِ این چیزی که مطرح میکنی در حدِ لجاجته. نه دلسوزی.
- دوماً برای کارگرانِ شریف و محترمِ معدن طبس هم عزایِ عمومی اعلام شد؛ سه روز. در خراسان جنوبی! چرا؟ چون این عزیزان متعلّق به خراسانِ جنوبی بودن. چرا برایِ سیدحسن کلِ کشور عزای عمومی شد؟ چون سیدحسن نصرالله متعلق به تمامِ جهان اسلامه. و نه فقط مسلمانها؛ بلکه تظاهرات جهانی در محکومیتِ ترور ایشون رو اگر ببینید متوجه میشید که هر «انسانِ آزادهای» از این ترور خشمگین و ناراحته. و دلیلِ این تظاهراتِ فراگیر هم اینه که «آدمها» متوجهِ تحولاتِ دنیا که حاصلِ وجودِ موجودِ شَرور و متعفّنی بنامِ اسراییله؛ میشن و از شرارتهایِ این موجودِ هار خشمگیناند! که البته این خشم و ناراحتی به «انسانهایِ آزاده» اختصاص داره.
ضمنِ اینکه ذات و اقتضایِ این دو اتفاق متفاوته. کارگرانِ شریفِ معدن در اون حادثهٔ تلخ از دنیا رفتن که مقصرینِ اون ماجرا باید توسطِ مرجع مربوطه رسیدگی و شناسایی بشن؛ اما سیدحسن نصرالله بعنوان یک مُجاهد و مدافعِ مظلوم؛ در «خطِ مقدمِ مبارزه با دشمن» علیهِ «جبههٔ کفر» سالها «جنگید» و «توسطِ جبههٔ کفر» «ترور» شد و به «شهادت» رسید. بعنوانِ «نمادِ سالها مجاهدت علیهِ دشمن صهیونیست»ی که به هیچ موجودی جز خودش اجازهٔ حیات نمیده و جز خونخواری چیزی نمیفهمه.
اگر رویِ کلماتِ داخل گیومه تآمل کنید؛ متوجه تفاوت و اقتضائاتِ دو موضوع میشید.
اونیکه اساساً چیزی نمیدونه که هیچ! باید تلاش کنه که بدونه. اما طرحِ عامدانهٔ این شُبهات از سمتِ اونیکه میدونه؛ صرفاً یه نقاب از جنسِ دلسوزیه، تا اندازهٔ یه استوری هم رذالتِ اسراییل رو محکوم نکنه!
«ما به شهیدمان نمیگوییم خداحافظ، بلکه میگوییم به امیدِ دیدار، به امید دیداری همراه با پیروزیِ خون بر شمشـیر…
به امید دیداری در شهادت،
به امیدِ دیداری در کنارِ محبوبان...»
و این آخرین سخنرانی..
- رجـایی، بهشتی، رئیسی، نصـرالله و دیگران اگر نیستند؛ خدا هست. «الله فیالسّاحة.» خدا در مِیدان است. وعدهٔ او حق است. هرگز از وعدهش تخلّف نخواهد کرد. فرمود؛ «آنان از تو [از رویِ مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست میکنند، درحالی که خدا هرگز از وعدهاش تخلّف نمیکند؛ و همانا یک روز نزدِ پروردگارت مانند هزارسال از سالهاییست که شما میشمارید..»
سورهٔ حج- آیه۴۷.
اما ما نه از رفتنِ «آنها»، که از ماندنِ خویـش دلتنگیم.. دلم میسوزد برایِ قلبی که «آنها» را نشناسد..
اقای پزشکیان شما دیروز گفتید:
«ادعاهای سران آمریکا و کشورهایِ اروپایی نیز که در ازایِ عدمِ پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعدهٔآتشبس میدادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایاتِ بیشتر جریتر خواهد کرد.»
ظریف هم اخیراً گفته:
«پس از ترور شهید اسماعیل هنیه، جامعهٔجهانی از ما خواست که به منظورِ پایان دادن به جنگِ غزه خویشتنداری کنیم، اما وعدهٔ توافق آتشبس هرگز محقّق نشد.»
______________________
نمیدانم چطور میتوان فرض گرفت که با وجودِ چراغسبز امریکا برای تکتکِ حملاتِ اسرائیل، تجهیز کردنِ ارتش این باندِ جنایتکار توسط دلارها، رسانهها و سلاحهایِ امریکایی؛ و وِتویِ چندبارهٔ قطعنامههایِ آتشبس توسطِ آمریکا؛ ناگهان به فکرِ آتشبس افتاده و وعدهٔ آن را هم داده؛ گویی بُمبهایِ آمریکایی با حُسنِنیت به دستِ اسراییل میرسیده و در عملیاتهایِ امریکایی- اسراییلی بر سرِ مردم آوار میشده!
•شما را ارجاع میدهم به:
-اعتمادی که مصدّق به امریکا کرد و از تحریمِ انگلیسیها به آغوشِ امریکا پناه برد و در نهایت با یک چمدان دلارِ امریکایی؛ سرنگون شد.
-به برجام که تا آخرین قدمِ تعهدات خود را انجام دادید و تا تعطیلیِ صنعت هستهایِ ایران پیش رفتید و میگفتید کسی نمیتواند از آن خارج شود؛ ولی در این جامعهٔجهانی برایِ تعهدات شما تَره هم خُرد نکردند! ولی شما همچنان اصرار به ادامهٔ مسیری دارید که جایِ گَزیدگیِ چندبارهٔ آن هنوز خوب نشده.
-به این بیانات رهبری: «اعتماد به این شیاطین، اعتماد به کسی که با اصلِ وجود شما مخالف است، خطای بزرگی است. به آن قدرتی که اصل وجود جمهوری اسلامی را، اصلِ قدرت گرفتنِ اسلام را نمیتواند تحمّل بکند و نمیتواند بپذیرد، نمیشود اعتماد کرد؛به او نمیشود امید داشت.»
-و به صدها مصداقِ دیگر که با «وعده» و شعارِ حقوقبشرِ غربی بر سر ملتها آوار شد.
کاش اقای ظریف بگوید قرار است تا چه اندازه و چندبار اعتماد کند و ضربه بخورد تا از «این دورِ تسلسل»، بالاخره به یک نتیجهٔ واحدی برسد؟ آیا برایِ این خوشخیالی مُزمن حدی هم وجود دارد؟
اگر این روزها با تحولاتِ جهـــان؛
و با ترورِ فرماندهان مقاومت بهم ریختهاید؛
پیشنهاد میکنم تاآخر گوش بدید.
•استاد شجاعی| و بَشّرالصّابرین…
اگر هنوز فکر میکنید که «دنیای فردا، دنیای گفتمان است، نه موشکها»، اگر هنوز گمان میکنید که «اسرائیل سلاحهایش را بر زمین میگذارد»، اگر همچنان معتقدید «با گفتگو میتوان صُلحِ جهانی را برقرار کرد» اگر هنوز خیال میکنید «سازمانهای نایسِ بینالمللی، حتی اگر توانش را داشته باشند؛ نیتِ برقراریِ صلح در منطقه را خواهند داشت»، اگر هنوز معتقدید «با صاحبان و سازندگانِ این بُمبها میتوان مذاکره کرد و میتوان به عاقبتِ آن قول و قرارها خوشبین بود و اَخم و تَخم و رسمالخطشان هم تضمین است»؛ خوب به این گودالی که بمبهایِ امریکایی-اسرائیلی ایجاد کردهاند؛ نگاه کنید.
اینجا بیروت- محلِ شهادت سید مقاومت.
ایران کجایِ جنگِ فعلی قرار دارد؟
خطاب به دوستان!
- این خشــم و ناراحتی و بُهت رو با تمامِ وجود میفهمم و برایِ «مطالبه» سر از پا نمیشناسم. مطالبهٔ یک ارادهٔ سیاسی همسو با مِیدان! شبیه به وعدهٔ صادق. اما مطالبه هم آدابی داره. چرا در هر موقعیتِ حساسی؛ از ریشه میزنید؟! چرا بدونِ اینکه درکی از واقعیت داشته باشید؛ تحلیل ارائه میدید؟ چرا شبیهِ العربیة شدید؟ شهادتِ سردار نیلفروشان در کنارِ سیدحسن نصراللهِ عزیز، معنیِ دیگهای جز در میدانِ نبرد بودن میده؟ سخنرانیِ نتانیاهو در سازمانملل رو گوش دادید یا مشغول بودید؟ شنیدید تمامِ حرفش «ایران و متحدانِ ایران» بود؟ اساساً جبههای برای نتانیاهو، رژیمِ صهیونیستی و غرب وجود نداره اِلّا یک جمله «یا با مایید، یا با ایران!» در سخنرانیِ نتانیاهو واضحاً این جمله بهکار رفت.
-
در راستای یک مطالبهٔ بهحق؛ باید دربارهٔ استدلالِ فانتزیِ «تلهٔ تنش» و راهحلِ بلافایدهٔ «ارجاع به سازمانهایِ بینالمللی» مفصل صحبت کرد. اما عجالتاً این ویدیو رو ببینید.
نوشته بود:
«من به آن تصمیمگیرندهٔ حکیـمی که کار را از قُلوهسنگ به هایپرسونیک رسانده، اعتماد دارم.»
چه بسا دههٔ هشتادی و نودی که هنوز مبنایِ تفکراتش مستحکم نشده؛ و چه بسا بزرگتر از اینها که با همزادپنداریِ افراطــی با ادمینِ یه صفحه مجازی متزلزل بشه!
منِ ادمین هرچقدر مدّعیتر در زمینهٔ سواد و دانایی؛ این وابستگی بیشتر.
برایِ ما قابل باور نیست؛ اما شما میتونید برید زیر پستهای بلاگرهایِ اینستاگرامی و تعداد کامنتهایی که نوشتن «وای حرفِ دلمو زدی! کاش تورو زودتر پیدا میکردم! تو الگویِ منی! کاش یه روزی مثلِ تو بشم» رو بشمرید. فرقش فقط در پلتفرم و نوعِ فعالیته.
یه پیشنهادِ دلسوزانه؛
در چنین شرایطی «نظراتِ شخصی» خودتون رو که احتمالاً ناشی از تحلیلهایِ مُستند و منصفانه نیست؛ برایِ خودتون نگه دارید و در فضایِ عمومی منتشر نکنید.
چون احیاناً در بین مخاطبین یکنفر پیدا میشه که بر پایهٔ نظراتِ تندِ ناشی از احساساتِ لحظهایِ شما، باورهاش رو میسازه و در خوشبینانهترین حالت؛ شُبههای بیجواب به ذهنش نفوذ میکنه و در شرایطی که اون نظراتِ شخصی رو بدونِ دادنِ جوابِ صحیح، رها میکنید؛ در واقع دارید مخاطب رو در دریایی از شُبهه گرفتار میکنید؛ و مسئولید.
حتی اگر از اینکه تا این حد برایِ مخاطب مقبولیّت دارید و لایک میگیرید؛ خوشحال باشید.
تا بهحال تکهتکه شدنت را فهمیدهای؟ و هربار تکههایِ جانت را یک گوشهای جا گذاشتهای؟ و با هربار تکهتکه شدن درد کشیدهای؟ و با هربار جا گذاشتن، تَه کشیدهای؟
انگار تکهتکه شدهام و تکههایِ جانم را هربار جایی جا گذاشتهام. تکهتکه شدنم را حس کردهام. صدایِ بُریدنِ تکههای جانم را شنیدهام. همانقدر دردناک. جا گذاشتهام؛ همانقدر دردناک. در ۱۳ دیماهِ ۹۸، ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، و حالا ۷ مهر ۱۴۰۳. و هربار درد رویِ درد. من از ۱۳ دیماهِ ۹۸، ساعت ۱:۲۰ بامداد یک کوه خستگیام. که بهار ندید.
حالا اگر بشنوم قاتلینِ تو و مانندِ تو به درَک واصل شدهاند هم دردم دوا نمیشود؛ اگر به چشم ببینم تیرِ غیبی بهشان خورده و هلاک شدهاند هم برایم جبران نمیشود، چطور بگویم دوایِ دردم همان است که سیدمرتضی آوینی گفت؟
-امام به ما آموخت «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیامِ او بود، و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده میدارد؛ همین است که برایِ ظهور آخرینِ حجتِ حق مبارزه کنیم…
درمانِ تمام دردهایِ بشر همین است، درمانِ تمام دردهای من هم. وصلکنندهٔ تمامِ تکههایِ جانم. جبرانکنندهٔ خستگیهایم. ببینم روزی را که عَلَمدارِ این خیمه [که خداوند باقیِ جانم را به او ببخشد] با همان دستِ جانبازش پرچم را به دستِ صاحبش میرساند…
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
