☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
رفتن به کانال در Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
نمایش بیشتر5 040
مشترکین
+1324 ساعت
+117 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
هیچکدوم از ما و هرکسی که زیرِ سایهٔ یک امنیت، دست به قلم میبره و صحبت از «شکستِ مقاومت» میکنه، نمیتونیم ذرهای از دلیلِ شادی مردم غزه رو درک کنیم. حتی نمیتونیم خودمون رو بذاریمِ جای اونها! مردمی که دهها هزار شهید و مجروح تقدیمِ مقاومت کردن؛ خونههاشون ویران شد، اما «لحظهای» به مقاومت پشت نکردن و حالا با رسیدنِ روزِ آتشبس از مجاهدینی استقبال میکنن که قرار بود اسرائیلِ دارایِ پیشرفتهترین سلاحها و بیشترین حمایتهای مالی و تجهیزاتیِ غربی؛ اونها و تجهیزاتشون رو نابود کنه، غزه رو بطورِ کامل تصرف و شروع به شهرکسازی کنه، تونلهایِ حماس رو از بین ببره، و بدونِ پذیرش شروطِ حماس؛ اسیرانش رو آزاد کنه!
اما حالا وزیرانِ تروریستِ این دولت تروریستی یکی بعد از دیگری بخاطر خشم از پذیرش شروطِ حماس، استعفا میدن؛ مجاهدینِ مقاومت بین مردمِ غزه و روی دوشِ اونها حاضر میشن، حماس شرط میذاره و اسرائیل مجبور میشه تا بپذیره و همزمان که تظاهراتِ ضدصهیونیستی تو کشورهای دنیا برگزار میشه، اسرائیل توی برنامهها و روزنامههاش به «شکستِ اسرائیل» اذعان میکنه.
دو قاضـیای که امـروز ترور شدن و به شهادت رسیدن -شهیدان رازینی و مقیسه- از قضاتِ قاطع و برجستهٔ پروندههایِ سنگینی مثل منافـقین در دههٔ ۶۰ هم بودن.
نامِ قاضی مقیسه در فهرستِ تحریمی امریکا هم بود!
علتِ شادی منافقینِ سطوحِ مختلف رو باید در همین موضوع جستجو کرد.
بنظر یک معـادلهٔ درسته! ترور و شهادتِ قضاتِ قاطع و برجستهٔ پروندههای منافقین؛ و بعد شادیِ «جماعتِ منافق» از این ترور.
«اگر نیکی به شما برسد، آنها را ناراحت میکند؛ و اگـر حـادثهٔ ناگــواری برای شما رخ دهـد، به سببِ آن خوشحال میشوند..»
آلعمران- ۱۲۰.
رحمتِ خدا به این بزرگواران؛
و هرکسی که به هرنحو شهادتش عاملِ خوشحالیِ این موجودات نحسه. چه معیارِ روشنی!
+1
از زبانِ امام (ره) هم بخونیم.
«دستهای دیگر از روحانینماهایی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا میدانستند و سَر به آستانه دربار میساییدند، یکمرتبه متدیّن شده و به روحانیونِ عزیز و شریفی که برای اسلام آنهمه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. تا دیروز مشروبفروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومتِ ظالمان برای ظهورِ امام زمان -ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا میدانستند!
فریادِ تحریمِ نبرد با دشمنانِ خدا و به سُخره گرفتنِ فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیتِ نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟خواص از چهگروهی؟ از بهظاهر مُعممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است!
….
حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمنِ حجتیهایها همهچیزتان را نابود کردهاند.»
-امام خمینی(ره).
صحیفه امام، جلدِ ۲۱، صفحاتِ ۲۸۱ و۶۱۳.
کاملترش رو اینجا بخونید.
+1
از زبانِ امام (ره) هم بخونیم.
«دستهای دیگر از روحانینماهایی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا میدانستند و سَر به آستانه دربار میساییدند، یکمرتبه متدیّن شده و به روحانیونِ عزیز و شریفی که برای اسلام آنهمه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. تا دیروز مشروبفروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومتِ ظالمان برای ظهورِ امام زمان -ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا میدانستند!
فریادِ تحریمِ نَبرد با دشمنانِ خدا و به سُخره گرفتنِ فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیتِ نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟خواص از چهگروهی؟ از بهظاهر مُعممین یا غیر آن؟! بگذریم که حرف بسیار است!
….
حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمنِ حجتیهایها همهچیزتان را نابود کردهاند.»
-امام خمینی(ره).
صحیفه امام، جلدِ ۲۱، صفحاتِ ۲۸۱ و۶۱۳.
کاملترش رو اینجا بخونید.
+1
از زبانِ امام (ره) هم بخونیم.
«دستهای دیگر از روحانینماهایی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا میدانستند و سَر به آستانه دربار میساییدند، یکمرتبه متدیّن شده و به روحانیونِ عزیز و شریفی که برای اسلام آنهمه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. تا دیروز مشروبفروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومتِ ظالمان برای ظهورِ امام زمان -ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا میدانستند!
فریادِ تحریمِ نَبرد با دشمنانِ خدا و به سُخره گرفتنِ فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیتِ نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟خواص از چهگروهی؟ از بهظاهر مُعممین یا غیر آن؟! بگذریم که حرف بسیار است!
….
حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمنِ حجتیهایها همهچیزتان را نابود کردهاند.»
-امام خمینی(ره).
صحیفه امام، جلدِ ۲۱، صفحاتِ ۲۸۱ و۶۱۳.
کاملترش رو اینجا بخونید.
+1
از زبانِ امام (ره) هم بخونیم.
«دستهای دیگر از روحانینماهایی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا میدانستند و سر به آستانه دربار میساییدند، یکمرتبه متدیّن شده و به روحانیونِ عزیز و شریفی که برای اسلام آنهمه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. تا دیروز مشروبفروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومتِ ظالمان برای ظهورِ امام زمان -ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا میدانستند!
فریادِ تحریمِ نَبرد با دشمنانِ خدا و به سُخره گرفتنِ فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیتِ نظام کار کیست؟ عوام یا خواص؟خواص از چهگروهی؟ از بهظاهر مُعممین یا غیر آن؟! بگذریم که حرف بسیار است...
حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمنِ حجتیهایها همهچیزتان را نابود کردهاند.»
-امام خمینی(ره).
صحیفه امام، جلدِ ۲۱، صفحاتِ ۲۸۱ و۶۱۳.
-
بخونید؛ انتظارِ فرج، دو گونهست…
۱) سازنده، تعهّدآور، نیروآفرین، تحرّکبخش!
۲) ویرانگــر، اسارتبخش، اباحــهگر و گناه!
……
در دیدگاهِ دوم انتظار، با بیطرفـی و گوشهنشینی، بهظاهر خودت رو “منتظرِ ظهور” میدونی اما در باطن، نه تنها با اون گناه و ظلم؛ بلکه با گناهکار و ظالم هم موافقت میکنی.
چون پُر شدنِ جهان از ظلـم و گناه رو زمینهسازِ ظهـور میدونی،و مقابله با ظلم و گناه رو مانعِ تحققِ ظهور!
این تفکرِ «عافیتطلبانه» و «انحـرافی» که به تفکر حجتیهای هم معروفه؛ نتیجهای جز ناامیدی و یأس نداره. و ناامیدی بزرگترین گناهه.
-
بخونید؛ انتظارِ فرج، دو گونهست…
۱) سازنده، تعهّدآور، نیروآفرین، تحرّکبخش!
۲) ویرانگــر، اسارتبخش، اباحــهگر و گناه!
ولی در دیدگاهِ دوم انتظار، شاید با بیطرفـی و گوشهنشینی، بهظاهر خودت رو “منتظرِ ظهور” بدونی اما در باطن، نه تنها با اون گناه و ظلم؛ بلکه با گناهکار و ظالم هم موافقت میکنی. چون پُر شدنِ جهان از ظلم و کفر رو زمینهسازِ ظهور میدونی، و مقابله با ظلم و کفر رو مانعِ تحققِ ظهور!
این تفکرِ «عافیتطلبانه» و «انحـرافی» نتیجهای جز ناامیدی و یأس نداره. و ناامیدی بزرگترین گناهه.
-
عیارتان چیست در این ابتلاء؟ شما کجایِ این پازلاید؟! که نشستهاید تا به وقتِ آمادهخوری؟
-
عیارتان چیست در این ابتلاء؟ شما کجایِ این پازلاید؟! که نشستهاید به آمادهخوری؟
-
بنظـر با این اظهاراتِ رئیسجمهـور، باید شاهد حملهٔ جماعتِ غربگرا -که در بدنهٔ دولت هم دیده میشن- باشیم! بابتِ تاکید روی مقابله با یکجانبهگرایی، دخالت و تسلطِ امریکا!
+1
قطعاً وقتی محوریت «ایرانِ عزیزه» بحث بر سرِ این نیست که بعضی دستاوردها به چه نامی تمام بشه؛ بحث بر سرِ اینه که در روزگاری نهچنـدان دورِ دولت سیزدهم، عدهای شیرینیِ خیلی از این دستاوردها رو با تمسخـر، تخریب، توهین و حاشیــه -بخاطـرِ منافعِ جناحی!- به کامِ مردم تلخ میکردن و هرگز بابتش از اذهانِ عمومی عذرخواهی نکردن. اما امروز با همون دستاوردهایی که مسخره و تخریب میکردن؛ پز میدن…
وقتی شهیدرئیسی رفت روسیه، اکانتهایِ اصلاحطلب از هیچ تخریبی علیهش دریغ نکردن تا این سفر رو به حاشیه ببرن. از طول و عرضِ میز دیدار تا نمازِ شهید.
درحالیکه هم اون میز، روتینِ دیدارهایِ روسیه در دورانِ کرونا بود؛ و هم پوتین- بعنوانِ میزبان- به زمانِ نمازِ شهید رئیســی احترام گذاشت! اما این خردهرسانههایِ داخلی؟ نه!
این رسانهچیها که امروز تماماً یا روزهٔ سکوتاند و یا به منتقدینِ دلسوز هم برچسب میزنن؛ حالاحالاها باید پیشِ همین منتقدینِ باانصاف که برعکسِ اونها هدفشون موفقیتِ دولت رسمیِ جمهوریاسلامی ایران در راستایِ منافعملــی و اصـولِ انقلابه، درسِ انصاف و اخــلاق یاد بگیرن.
ببینید.
رحمتِ خدا به شهیدرئیسیِ عزیز، خادمِ مظلوم.
-
اینو تحلیلگرِ مشهور صهیونیستی میگه. اذعان به توحش و جنایت علیه مردم غزه؛ و ناکامی در رسیدن به اهداف! میلیاردها دلار هزینه، کمکِ مالی، تسلیحاتی و وِتو؛ گرچه خونهایِ بسیاری از پاکانِ روزگار مارو ریخت اما نتونست برایِ وحشیترین قومِ تاریخ «پیروزی» به ارمغان بیاره. یکشنبه تاریخِ اجرایِ رسمیِ آتشبسه، از شرّ، جز شرّ برنمیاد پس این تروریستها تمامِ تلاششون رو میکنن تا اونروز مُهر تاییدِ بیشتری به خوی توحّشی که روی این «شکست» سایه انداخته، بزنن.
بلینکن- وزیر خارجهٔ امریکا که به وزیرِ نسلکشی معروف شده- دیروز گفت: نمیشه حماس رو با عملیاتهایِ نظامی شکست داد! حماس به اندازهٔ نیروهایی که از دست داده، در این مدت نیرو جذب کرده!
جورج گالووی- سیاستمدارِ انگلیسی- گفته: مقاومتِ مردم فلسطین و استقامت آنها که تقریبا فوقِبشریست، بار دیگر پیروز شد.
و مردم غزه شعار میدادن «ما اینجا میمانیم!»
این استقامت واقعاً با یک فرمولِ معمولی قابلمحاسبه نیست؛ و اونهایی که زیرِ سایهٔ یک امنیت زندگی میکنن هم نمیتونن دربارهٔ همهٔ زوایایِ مقاومتی نظر بدن که هزاران نفر رو در سراسرِ جهان، نسبت به یک «باورِ الهی» کنجکاو و علاقمند کرده که چنین استقامتی رو به ارمغان آورده. سراسرِ تاریخ یک درس عبرتآموزه، و یقیناً این برهه هم به صفحاتِ شگفتانگیزِ تاریخ اضافه میشه. گزارهٔ «پیروزیِ خون بر شمشیر» گزارهٔ عجیب و باشکوهیه که درک و لمسِ اون از عهدهٔ هر ذهنی برنمیاد. «خون»ِ پاکانِ روزگار ما، امضای پایِ شجرهنامهٔ مقاومته.
-
این جمله طلاییست! «ما در برجِ امنیت نشستهایم و حتی ذرهای از رنجِ آنها را حس نکرده و نخواهیم کرد!»
بعضی از مفــادِ این آتشبس بینِ حماس و رژیم صهیونی در مرحلهٔ اول اینهاست؛ عقبنشینیِ کامل رژیم از مرزهای نوار غزه، بازگشاییِ گذرگاهِ مرزی رفح، انتقالِ مجروهان به خارج برایِ درمان، ورود کمکهایِ انساندوستانه، تبادلِ اسرا، بازگشتِ آوارگان به محلِ سکونت و …
در صورتیکه اهدافِ اعلامیِ رژیم از ابتدا؛ اشغالِ کامل نوارِ غزه با اخراجِ فلسطینیها، نابودیِ کاملِ حماس و برگرداندنِ اسرا بود. حالا بدونِ اینکه باوجودِ ماهها کشتار و نسلکشی، به هیچکدوم از این اهداف برسن، علیرغمِ عصبانیتِ کابینهٔ دولت نتانیاهو از این توافق؛ تن به آتشبسی که خواسته یا ناخواسته؛ اهدافِ مقاومت رو در خودش جای داده، میدن. از نابودیِ کاملِ حماس تا تندادن به خواستهٔ حماس! با انبوهی از نفرتِ روزافزونِ جهانی نسبت به اسرائیل، که با یک «بیداریِ متأثر از طوفانالاقصی» همراه بود! فراموش نمیکنیم که حماس یک گروهِ کوچکِ مقاومت در غزه بود که روز بهروز بیشتر حمایتِ مردمِ غزه رو بهدست آورد، و اسرائیل، دولتی -یک سازمانِ تروریستی- دارای پیشرفتهترین و کشندهترین سلاحهایِ غربی، با التهاب و آشوبهایِ داخلی!
ما ذرهای از رنجِ مردمِ غزه رو درک نکرده و نخواهیم کرد!
جایِ شهدایِ مقاومت خالی! حاجقاسم، شهید ابومهدی، سیدحسن نصرالله، شهید هنیه، یحییسنوار، سید هاشم صفیالدین؛ رئیسیِ عزیز و سردارِ «دیپلماسیِ عزت» امیرعبداللهیان. که بیاغـراق، با خبرِ شهادتِ هرکدوم، تکههایی از وجودم کنده شد و دیگه برنگشت…
گرچه پیروزیِ نهایی، نابودی کاملِ رژیمِ قاتل و غاصبِ صهیونیست.
از عصر عاشورا زینب تجلی میكند.
از آن به بعد به او واگذار شده بود. رئیسِ قافله اوست چون یگانه مرد، زینالعابدین (ع) است كه در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستورِ كلی پسرِ زیاد كه از جنس ذكورِ اولاد حسین هیچكس نباید باقی بماند، چند بار حمله كردند تا امام زینالعابدین را بكشند ولی بعد خودشان گفتند: این خودش دارد میمیرد. و این هم خودش یک حكمت و مصلحتِ خدایی بود كه حضرت امام زینالعابدین بدین وسیله زنده بماند و نسل مقدس حسینبنعلی باقی بماند. یكی از كارهای زینب پرستاری امام زینالعابدین است.
مجلس عزایِ حسین را برای اولین بار زینب ساخت. ولی در عینِ حال از وظایف خودش غافل نیست. پرستاری زینالعابدین به عهدهٔ اوست؛ نگاه كرد به زینالعابدین، دید حضرت آنچنان ناراحت است كأنّه میخواهد قالب تهی كند؛ فوراً بدن أباعبداللّه را رها كرد و آمد سراغ زینالعابدین؛ ایپسر برادر! چرا تو را درحالی میبینم كه میخواهد روح تو از بدنت پرواز كند؟ فرمود: عمهجان! چطور میتوانم بدنهایِ عزیزان خودمان را ببینم و ناراحت نباشم؟ زینب در همین شرایط شروع میكند به تسلیتِ خاطر دادن به زینالعابدین؛
-ام اَیمَن زن بسیار مجلّلهای است كه ظاهراً كنیز خدیجه(س) بوده و بعداً آزاد شده و سپس در خانهٔ پیغمبر و مورد احترام پیغمبر بوده است؛ كسی است كه از پیغمبر حدیث روایت میكند. روایتی از پیغمبر را برای زینب نقل كرده بود ولی چون روایت خانوادگی بود؛ یعنی مربوط به سرنوشت این خانواده در آینده بود، زینب یک روز در اواخر عمرِ علی(ع) برای اینكه مطمئن بشود كه آنچه امّایمن گفته صددرصد درست است، آمد خدمت پدرش: یا ابا! من حدیثی اینچنین از امّایمن شنیدهام، میخواهم یكبار هم از شما بشنوم تا ببینم آیا همینطور است؟ همه را عرض كرد. پدرش تأیید كرد و فرمود: درست گفته امّایمن، همینطور است.
زینب در آن شرایط این حدیث را برای امام زینالعابدین روایت میكند. در این حدیث آمده است این قضیه فلسفهای دارد، مبادا در این شرایط خیال كنید كه حسین كشته شد و از بین رفت. پسر برادر! از جدّ ما چنین روایت شده است كه حسین(ع) همین جا، كه اكنون جسد او را میبینی، بدون اینكه كفنی داشته باشد دفن میشود و همین جا، قبرِ حسین، مطاف خواهد شد. آینده را كه اینجا كعبهٔ اهلِ خلوص خواهد بود، زینب برای امام زینالعابدین روایت میكند.
وضع عجیبی است غیرِ قابل توصیف! دم دروازهٔ كوفه [دخترِ علی، دختر فاطمه اینجا تجلی میكند] این زن باشخصیت كه در عینِ حال زن باقی ماند و گرانبها، خطابهای میخواند. راویان چنین نقل كردهاند كه در یک موقع خاصی زینب موقعیت را تشخیص داد؛ دخترِ علی یک اشاره كرد. عبارت تاریخ این است: «وَ قَدْ أَوْمَأَتْ اِلَی الناسِ اَنْ اُسْكُتوا فَارْتَدَّتِ الْاَنْفاسُ وَ سَكَنَتِ الأجْراسُ» یعنی در آن هیاهو و غلغله كه اگر دهل میزدند صدایش به جایی نمیرسید، گویی نفسها در سینهها حبس شد و صدای زنگها و هیاهوها خاموش گشت، مركبها هم ایستادند. خطبهای خواند.
راوی گفت: «وَ لَمْ اَرَ وَ اللّهِ خَفِرَةً قَطُّ اَنْطَقَ مِنْها» این «خَفِره» خیلی ارزش دارد. «خَفِره» یعنی زن باحیا. این زن نیامد مثل یک زن بیحیا حرف بزند.
زینب آن خطابه را در نهایتِ عظمت القاء كرد. در عین حال دشمن میگوید: «وَ لَمْ اَرَ وَ اللّهِ خَفِرَةً قَطُّ اَنْطَقَ مِنْها» یعنی آن حیای زنانگی از او پیدا بود. شجاعت علی با حیایِ زنانگی درهم آمیخته بود.
در كوفه كه بیست سال پیش علی(ع) خلیفه بود و در حدود پنج سال خلافت خود خطابههای زیادی خوانده بود، هنوز در میان مردم خطبه خواندن علی(ع) ضرب المثل بود. راوی گفت: گویی سخن علی از دهان زینب میریزد، گویی كه علی زنده شده و سخن او از دهان زینب میریزد. میگوید وقتی حرفهای زینب- كه مفصل هم نیست، ده دوازده سطر بیشتر نیست- تمام شد، مردم را دیدم كه همه، انگشتانشان را به دهان گرفته و میگزیدند.
این است نقش زن به شكلی كه اسلام میخواهد؛ «شخصیت» در عینِ حیا، عفاف، عفت، پاكی و حریم. تاریخ كربلا به این دلیل مذكّر-مؤنّث است كه در ساختن آن، هم جنسِ مذكّر عامل مؤثری است ولی در مدار خودش، و هم جنس مؤنّث در مدارِ خودش. این تاریخ به دست این دو جنس ساخته شد…
-کتاب «حماسهٔ حسینی»
-شهید مرتضی مطهری.
پزشکانِ «ایرانـی» برای «اولیـنبار در منطقـه» «مغزِ جنینِ داخل رحمِ مادر» رو عمل کردن تا بعد از تولد دچارِ سکتهٔ مغزی نشه. هربار که این خبر رو میخونی باز خارقالعاده و عجیبه! ماشاالله.
امیدوارم این خبـرها انقدر بچرخـه تا برسه دستِ سیاسیونــی که اینروزها پشتِ تریبــونهاشون از «خودباوری» هیچ خبری نیست! ولی از حرفهای تکراری، چرا!
به یکیتون که گفتم: ممنون! ولی من مَرد نیستم. گفت: چه حرفیه داداش؟! نامَرد دشمناتن. گفتم: مرسی ولی من خانم هستم. داداش نیستم! شاکـی شد که چرا محتوایِ کانال دخترونه نیست؟ =)))
سطحِ دقت و توقعات یه مقدار عجیب شده. فکر کنم باید یه پروفایلِ صولَتی بذارم برا کانال.
بچهها ممنونم که هرسال روزِ مرد رو بهم تبریک میگید. ولی بخدا من آقا، مَرد، پسر، مذکر نیستم. =)))))))
