fa
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

رفتن به کانال در Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

نمایش بیشتر
740
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
.....دل تشنه‌اے دارم اے عشق صدایم ڪن از بارش بید مجنون صدایم ڪن از ذهن زاینده‌ے ابر  مرا زنده ڪن زیر آوار باران  مرا تازه ڪن در نفس‌هاے بارآور برڪَ مرا پل بزن تا سحر تا سبدهاے بارآور باغ تو را می‌شناسم من اے عشق شبی عطر ڪَام تو در ڪوچه پیچید من از شعر پیراهنی بر تنم بود به دستم چراغ دلم را ڪَرفتم   و در ڪوچه عطر عبور تو پُر بود  و در ڪوچه باران چه یڪ‌ریز و سرشار ڪَرفتم به سر چتر باران  ڪسی در نڪَاهم نفس زد. #محمدرضا_عبدالملڪیان‌‎‌‌‌‎𖣦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

#تو_عاشقانه ترین_شعری .....تو عاشقانه ترین شعری وُ ،  بهار منی ... زبان شعر من هستی ، دل نزار منی ، بیا بیا ز تو مستم ،  بیا که خمّارم ... بیا که جام شرابی.  ،  بیا که یار منی ، تو باده ی لطفی ‌، تو سایه ی سحری ... بیا که لعبت نازی ....   بیا ،  قرار منی ، حدیث عشق تو هست ،  چکیده ی شعرم ... چه ها بگویمت ای عشق ، که اعتبار منی ، تو عطر ناب بهاری ، تو سرمه ی چشمی ... تو یوسف دگر هستی ، تو غمگسار منی ، ز سوز عشق  تواست ، قصیده و غزلم ... تو بوی عنبر و عودی ، تو خوش نگار منی ، هزار فسانه شنیدم ز لیلی و مجنون ... تو قصه ی دگر هستی تو انتظار منی ، چه اضطراب لطیفی چه التهاب خوشی ... چو حوریان بهشتی ،   گل بهار منی ، تو باده ی دل مایی ، کجا شراب طهور ؟ ... تو یک فرشته ی عشقی ، نه یک ،،  هِزارمنی ، دل دو نیمه ی #راحم فدای چشمانت .. بمان که در دل مایی ،  نه رهگذار منی ، #راحم_تبریزی

.....غلام آن سبک روحم که با من سر گران دارد جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد مرا گر دوستی با او به دوزخ می‌برد شاید به نقد اندر بهشتست آن که یاری مهربان دارد کسی را کاختیاری هست و محبوبی و مشروبی مراد از بخت و حظ از عمر و مقصود از جهان دارد برون از خوردن و خفتن حیاتی هست مردم را به جانان زندگانی کن بهایم نیز جان دارد محبت با کسی دارم کز او باخود نمی‌آیم چو بلبل کز نشاط گل فراغ از آشیان دارد نه مردی گر به شمشیر از جفای دوست برگردی دهل را کاندرون باد است ز انگشتی فغان دارد به تشویش قیامت در که یار از یار بگریزد محب از خاک برخیزد محبت همچنان دارد خوش آمد باد نوروزی به صبح از باغ پیروزی به بوی دوستان ماند نه بوی بوستان دارد یکی سر بر کنار یار و خواب صبح مستولی چه غم دارد ز مسکینی که سر بر آستان دارد چو سعدی عشق تنها باز و راحت بین و آسایش به تنها ملک می‌راند که منظوری نهان دارد #سعدی𖣦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

آمد ز در، به‌پای ستاد و سلام کرد ننْشسته، کار مجلسیان را تمام کرد آشوب و فتنه این‌همه اَندر زمانه چیست، در عهد ما اگر نه قیامت قیام کرد پوشید روی دلبری خویشتن ز من نادان در این گمان که به من احترام کرد بر لب رسید جان من از رنج انتظار تا مِی‌فروش، باده ز ساغر به جام کرد آن‌کس که کرد تیغ تو بر عاشقان حلال بر غیر دوست، دیدن رویت حرام کرد خرّم کسی که با تو شبی آورد به روز خوشدل کسی که با تو یکی روز، شام کرد لعلت دمید جان نویی در تنِ جهان چشمت نگر، به غمزه‌گری قتل عام کرد نقّاشِ دهر، صورتی از حُسن و دلبری ابداع کرد و دلبر آزاد نام کرد ... #آزاد_همدانی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

با تو این درد اگر تلخ ولی می چسبد با تو هر ثانیه آشفته دلی می چسبد زندگی سخت شده سخت تر از هر سالی زندگی با تو ولی این مدلی می چسبد شک و تردید شده باعث ویرانی من بروم یا نروم؟ این دو دلی می چسبد پیش هر کس نشده فاش غم و غصه من پیش تو وای که هر دردِ دلی می چسبد شهریارم شده ام خسته ز بیدادِ پری غمِ آبانِ تو با خسته دلی می چسبد ... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

.....مے نویسم عشق، تایادت دوبارہ گل ڪند آسمان درحجم چشمت، بے ستارہ گل ڪند عشق یعنے تو، تو یعنے ڪل تشبیهات من دلبرے ڪن تا زبان استعارہ گل ڪند مے سُرایم آنقدر از خاڪ پاڪت روز و شب تا ڪہ در من شعرهاے نیمہ ڪارہ گل ڪند باش با هُرم نفس هاے تو همزاد بهار معبدو میخانہ، گلدسته،منارہ گل ڪند گل بخندو گل بگو اے سرزمین شعر وشور تا زمستان بشڪُفد با یڪ اشارہ گل ڪند ابرهاے تیرہ را بشڪن قراراست اینڪہ ماه بازتوے گوش تو چون گوشوارہ گل ڪند با توام اے رود جارے! غنچہ غنچہ هردرخت مے تواند با تو روے سنگ خارہ گل ڪند آہ اے سرسبزتر از واژہ ،مے خواهم شبی با زبان سرخ فریادت دوبارہ گل ڪند... قاسم_پهلوان ‌

.....ڪجاے دل نشستہ اے ؟ ڪہ دل همیشہ زار توست بیا بیا مرهم دل ... دیدہ بہ انتظار توست گلشن و بوستانِ دل خزان شد از فراق تو فصل گل افشانے من یڪ نِگَهِ خمار توست میڪَشَدَم سوے بہ سو ، شمیم عطر نرگست طواف قبلہ ے دلم ڪوے تو وُ دیار توست زمزمہ ے خیال تو ... حلاوتیست در دلم زِ هر طَرَف بجویمت ڪہ جان و دل بہ ڪار توست جان من از جهان غم سوختہ شد سوختہ شد دل بگداخت از غمت ، آتش دل شرار توست ڪام دلِ شڪستہ ام وصل تو است اے صنم سجدہ نهادہ ام درت این دل و جان نثار توست نیست شبے گذر ڪند خواب بہ چشم و دیدہ ام غفلت ماست خوابِ ما دیدہ بہ اختیار توست شڪستہ باد پاے من گر برود سوے دگر خیال من خیال توست قرار من قرار توست آہ دلم چہ پر غمست اہ دلت چہ فارغست چون نگرم بہ غیر تو مرغ دلم حصار توست راحم دل شڪستہ را نیست #پناهِ دگرے آنڪہ بہ در فتادہ است عاشق بے قرار توست #راحم_تبریزے

.....نَرو ڪہ با تو عاشقے تمامِ آرزویَم ‌است ببین ڪہ عڪس ماهِ تو چگونہ روبرویم است نِشَستہ ام بہ گوشہ اے ڪنارِ وعدہ گاهمان همیشہ در خیالِ من نگاهِ تو بِسویَم است گذشتہ عُمرِ من بہ غم در آرِزویِ رویِ تو پس از تو بُغضِ دیدَنَت همیشہ بر گلویم ‌است همیشہ آرزویِ من دوبارہ دیدنِ تو بود نَیامَدے و حَسرَتَت بجایِ هاے و هویَم ‌است شِڪَستِہ قلبِ من زِ تو؛ و از زمین و از زمان چہ بودِہ پس گُناهِ من ڪہ غم ‌بہ جستجویم است تو رَفتِہ ای؛ ولے دِلَم همیشہ در هوایِ توست بیا بِبین شَرابِ غم‌ چِگونہ در سَبویَم است مرا ڪہ گُم شدم زِ خود بیاب و فاتِحَم بِشو ڪہ با تو لحظہ اے مَرا؛ حسرَتِ گفتِگویَم است... #نفسیه_سادات_موسوے ‌ ‎‌‌‌

.....رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی کاش! می‌بودی و صدگونه جفا می‌کردی از تو روزی که به صد درد جدا می‌گشتم کاشکی! بند من از بند جدا می‌کردی کارم از چاره گذشتست، طبیبا، برخیز پیش ازین درد مرا کاش! دوا می‌کردی یارب، آن روز کجا شد که تو از گوشه چشم گاه‌گاهی نظری جانب ما می‌کردی؟ شاه خوبانی و فکر من و درویشت نیست وه! چه می‌بود که پروای گدا می‌کردی؟ چون ترا طاقت آزار نبودست، ای دل میل خوبان دل‌آزار چرا می‌کردی؟ ای خوش آن روز، هلالی، که به خلوتگه ناز یار دشنام تو می‌گفت و دعا می‌کردی #هلالی_جغتایی

.....دید مجنون را شبی لیلا به خواب کاسه ای در دست دارد خیس آب گفت او را چیست ای شیدای من؟ در جوابش گفت ای لیلای من کاسه ی آب است اما آب نیست باده ی ناب است اما ناب نیست اینکه میبینی حاصل افسون توست دسترنج هق هق مجنون توست سوختم در آتش بیداد تو ریختم هر قطره اش با یاد تو ابر بودم تشنه ی لیلا شدم بس که باریدم تو را دریا شدم

همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد سر مغرور من ! با میل دل باید کنار آمد که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد مرنج از بیش و کم چشم از شراب این و آن بردار که این ساقی به قدر « تشنگی » پیمانه می سازد مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد به من گفت ای بیابان گرد غربت،کیستی ؟ گفتم : پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد مگو شرط دوام دوستی دوری ست ، باور کن همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد #فاضل_نظری #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

@shear🍂 همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد سر مغرور من ! با میل دل باید کنار آمد که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد مرنج از بیش و کم چشم از شراب این و آن بردار که این ساقی به قدر « تشنگی » پیمانه می سازد مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد به من گفت ای بیابان گرد غربت،کیستی ؟ گفتم : پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد مگو شرط دوام دوستی دوری ست ، باور کن همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد #فاضل_نظری #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

نمی گیرد کسی مثل نفس در سینه جایت را چه باشی چه نباشی دم به دم دارم هوایت را بجای شعر موسیقی ست کار هر شب و روزم در آوردم از آنوقتی که نت های صدایت را که چون آوای حزن آلود یک ساز است، انگاری خدا روز ازل با نی عوض کرده ست نایت را شراب سیب بر لب می گذارم پیک پیک انگار به هنگامی که می بوسم پیاپی گونه هایت را تمام شهر پا در کفش من کردند از وقتی که می بینند دایم در کنارم جای پایت را نمی گویم پس از این از تو چیزی چون رقیبم شد برای هرکسی تعریف کردم ماجرایت راااا #مهدی_فرجی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

.....درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند #نفس

....هرچند نوشتند ڪه حبسم ابدے نیست اما چه ڪنم بهر ضمانت سندے نیست نه مثبت و نه منفے و نه ارزش و قدری من صفرم و بیچاره تر از من عددے نیست از بس ڪه محبت همه جا خرج نمودم در شهر دلم، رونق داد و ستدے نیست مادر! چه نیازیست به اسپند؟ ڪه دیگر دنبال من غمزده چشم حسدے نیست مردم! به خداوند قسم گریه ے یک مرد هرچند ڪه زشت است ولے ڪار بدے نیست با اشک نوشتم دو سه بیتے ڪه بگویم: "دلتنگم و دلتنگتر از من احدے نیست؟؟؟

.....رفتی و نداری خبر از دردِ گرانم.. از حال خرابِ دل و از بغضِ نهانم.. آرام و قرار دلِ سرگشته‌ای اما.. بر هم زده هر خاطر‌ه‌ات، روح و روانم.. مرداب شدم ساکت و متروک و پریشان.. از برکه‌ی من رفت شبی ماهِ نهانم.. هر چند پس از رفتنت آوایِ سکوتم.. نامت شده نجوای شب و وِرد زبانم.. تنها منم و دفترِ باران زده وقتی.. چتر غم تو باز شده بر سرِ جانم.. آخر چه کنم، بیکس و تنها و غریبم.. در شهر دلت عابرِ بی نام و نشانم.. برگرد به این قلبِ پر از خواهش و پردرد.. چون بی تو نفس رفته و من بی‌ضربانم.. #نگار‌‌_حسینی  #غزل

در نبـودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر گریه کردم گریه ها هر دم در آغوشم بگیر ابـر دلتنگـی کمـی لبـریـز باران ها شده زیـر چتـرآهستـه و نم نم در آغوشم بگیر با همان شرم وحیای ناز و معصومانه ات چشم خودبگذار روی هم، در آغوشم بگیر آنقـدَر دلتنگ تـو هستم که وقتی آمدی تـو بدووون صحبتی محکم در آغوشم بگیر... #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

من اگر گاه نــهانی بســرایم غزلــی ... تو که یک مثنوی از عشقی و استاد منی فقط این قافیه ها با تو ردیفند ،ببین تو غـزل گونه ترین حالت فریاد منـی... َ#هدی_اقبالی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بگذار در هجوم تو آرام تر شود این وحشی گریزمنش، رام تر شود نگذار با وجود تو- دریای بی دریغ! از این که هست تشنگی آشام تر شود با پسته های خنده به دلجویی اش بیا یک شب که چشم مست تو بادام تر شود بعد از شیوع شایعه ها افتخار اوست با وصله ی گناه تو بدنام تر شود از کشتن مکرر او اجتناب کن دیگر سری نمانده که اعدام تر شود دل را از او به طرز فجیعی ربوده ای حیف است بی تو فاجعه فرجام تر شود برگرد و وحشیانه شبیخون بزن به او بگذار در هجوم تو آراااااام تر شود... #ایمان_طرفه #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

بی‌تو با خاطره‌های خوش و شیرین چه کنم؟ با دل پر غم و لبخند دروغین چه کنم من ِبا گریه رفیق ِالکی‌خوش بی‌عصر مثلن زنده بمانم که پس از این چه کنم چشم سرخم همه جا دست مرا رو کرده ست با دوتا چشم دهن‌لق ِخبرچین چه کنم دل دیوانه‌ی من حرف نمی‌فهمد که تو بگو؛ با دل لامذهب ِبی‌دین چه کنم چقَدَر پشت سرم حرف و حدیث است خدا با چنین مردم نادان ِدهن‌بین چه کنم پچ‌پچ زیر لب مردم بالا به کنار آه... با شایعه‌ی مردم پایین چه کنم بس که هر لحظه خودم را تُف و لعنت کردم مانده‌ام با اثر این همه نفرین چه کنم دود سیگار مرا می‌کشد آخر یک شب با هوای خفقان آور ِسنگین چه کنم بعد تو از در و دیوار بلا می‌بارد با غم کوچه و این خانه‌ی غمگین چه کنم عصر هر جمعه و بستان فدک... یادت هست؟ بی‌تو با وسعت دلگیر باراجین چه کنم؟ #فرهاد_شریفی #دعوتید‌به‌کانال‌و‌گروه‌کلبه‌شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈