fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

همراز سکوت

همراز سکوت

رفتن به کانال در Telegram

ادمین

نمایش بیشتر
663
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
درد و غم این روزها بیش از توانِ مردم است نا امیدی واژه ای رایج میانِ مردم است هر فشاری بعد از این وارد شود بی فایده ست تیغه ی چاقویشان بر استخوانِ مردم است هر کجا دیدی که بحث از واژه ی«سرویس»بود شک نکن منظورِ آقایان،دهانِ مردم است حاتم طائی شدن با پولِ مهمان سخت نیست* بخششِ مسئولها از سهم نانِ مردم است مانده ام انگشت بر دندان،چرا پروردگار همّ و غمَّش بیشتر در امتحانِ مردم است ظرفِ این چل سال و اندی پی به این بردیم که آنچه کلاً ارزشش هیچ است،جانِ مردم است یک طرف کمبودِ امکانات و یک سو اختلاس مثل سوهان روی اعصاب و روانِ مردم است مثلِ لیوانی که نیمش آب و نیمش خالی است نیمه ی بالاییِ لیوان،از آنِ مردم است مثنوی ها میتوان از درد این ملت نوشت شعرِ من یک مختصر از داستانِ مردم است #مصطفی_علوی 🍂🍁🥀

نگرانم وطن! چه خواهی شد؟ این خزان دست بر نمی‌دارد و بهار و خدا ز ما دورند نگرانم وطن! چه خواهد شد؟ ملتی در تو سخت می‌گرید ملتی در تو سخت مجبورند... وطن، ای مادر، ای ستم‌دیده! پیکرت زخمی است و غمگینی که بغل می‌کنیم و چون کوهی گرچه درد خزان به دل داری گرچه داغ هزارها فرزند و خزر تا جنوب، مجروحی... نگرانم وطن! چه خواهد شد؟ ما از این زخم‌ها نمی‌میریم؟ تو از این زخم‌ها نخواهی‌مرد؟! #نرگس_صرافیان_طوفان 🍂🍁🍂

دلار تهران: 272,700 و چه بیمارانی بخاطر گرانی دارو جان میسپارند 🖤🥀

پنج شنبه که می‌شد مادربزرگ شیرینی پنجره‌ایی درست می‌کرد، با سلیقه می‌چید داخل ظرف بلور و برای همسایه‌ها می‌برد. چای زعفران دم می‌کرد، داخل فنجان‌های گُل صورتی انگلیسی می‌ریخت، کنارش یک تکه نبات می‌گذاشت و چند دانه شیرینی پنجره‌ایی. زیر لب فاتحه‌ایی می‌داد و می‌گفت: "ننه شب جمعه، مرده‌ها چشم انتظارن" حالا من شیرینی پنجره‌ای می‌پزم. چای زعفران دم می‌کنم و در استکان گل صورتی انگلیسی می‌ریزم... مادربزرگ چشم انتظار است... "چه کسی می‌گوید؛ با یک فنجان چای نمی‌شود دلتنگی کرد؟" #شیرین_طاهری 🍂🍁🥀

‏در اندکی از ما هر روز پاییز است هر شب زمستان است! #حسین‌_صفا 🍂🍁🍂

برگ های پاییزی سرشار از شعور درخت اند و خاطرات سه فصل را بر دوش می کشند آرام قدم بگذار …. بر چهره تکیده‌ آنها، این برگها حرمت دارند درد پاییز ، درد ”دانستن” است ... #سید_علی_صالحی 🍂🍁🍂

اى ايستاده در چمن آفتابى معلوم وطن من اى تواناترين مظلوم تو را دوست دارم. #سلمان_هراتى تقدیم به دانش‌آموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب 🍂🍁🥀

ما انسان ها مثل مداد رنگی هستیم شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم اما روزی... برای کامل کردن نقاشیمان دنبال هم خواهیم گشت به شرطی که اینقدر نتراشیم همدیگر را تا حد نابودی... 🍂🍁🍂

وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پرشور و رنگ‌آمیز بودم نغمهٔ من، همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می‌ریخت بر دل‌های خسته پی
+3
وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پرشور و رنگ‌آمیز بودم نغمهٔ من، همچو آوای نسیم پر شکسته عطر غم می‌ریخت بر دل‌های خسته پیش رویم : چهرهٔ تلخ زمستان جوانی پشت سر : آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه‌ام : منزلگه اندوه و درد و بدگمانی   کاش چون پاییز بودم          کاش چون پاییز بودم #فروغ_فرخزاد         پاییزتون بر وفق مراد🙏🍁🍂🍁

ایران تنها کشوری‌ست که تاریخ تأسیس ندارد.  نه روزی برای بنیانش ثبت شده  نه دستی آن را از خاکی دیگر بنا کرده  ایران از لحظه‌ای که تاریخ چشم باز کرده، بوده  در روشنایی و تاریکی قرن‌ها  در فراز و فرود امپراتوری‌ها  در عبور طوفان‌ها و فرسایش زمان. سرزمینی که نامش را هیچ فاتحی نتوانست پاک کند  و هیچ تقویمی نتوانست آغازش را بنویسد  چون آغاز ندارد  ریشه‌اش در ژرفای همان لحظه‌ای‌ست که انسان فهمید خانه یعنی چه  و هویت یعنی کجا ایستاده‌ای. ایران، نه ساخته شد  نه بنا شد  ایران پدید آمد  مثل کوه  مثل رود  مثل آفتاب  و هرچه گذشت، ماند  و هرچه آمد، ایستاد. این خاک ، تاریخ را به دوش نمی‌کشد  تاریخ بر دوش ایران ایستاده است. .🍂🍁🍂

✍واين مملكت هر شب ما را با حسی از درماندگی و ناچارى به خواب می‌برد و صبح روز بعد با احساسی از شرمساری که متعلق به ما نیست ، بیدار می‌کند! #اجه_تملکوران 🍂🍁🍂

دستگیری کن یکی زین ژرف غرقابش بر آر تا به کِی طفلِ نگاهم غوطه در حسرت خورد #طالب_آملی 🍂🍁❤️
دستگیری کن یکی زین ژرف غرقابش بر آر تا به کِی طفلِ نگاهم غوطه در حسرت خورد #طالب_آملی 🍂🍁❤️

جهان بی ما بَسی بوده‌ست و باشد برادر، جُز نکونامی میَندوز‌ #سعدی 🍂🍁🍂

دیدی که از برِ ما، دامن کشیده رفتند؟ آنان که می‌کشیدند یک روز نازِ ما را #محمد_قهرمان 🍂🍁🍂

چه ناشیانه میدوخت شب را به پلکهایم خیاط روزگار آخرین کوکش را شل زد حالا مدام پلک شب میپرد و من در حسرت یک خواب همچون بوف کور شب زنده دارم #فریبا_دادگر 🍂🍁🍂

می‌خواهم بی‌دلیل تنها باشم درست چون نوازنده‌ای که در میان اجرا سازش را زمین می‌گذارد تا موسیقی‌اش تمام نشود درست چون خدایی که انسان‌اش را زمین گذاشته تا بر آسمان بنویسد: دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! #گروس_عبدالملکیان 🍂🍁

بشنو که چیستیم، صدای شکسته‌ایم فریادِ بی‌صداییِ نایِ شکسته‌ایم آن سو سرودِ جنگ و تفنگ است و موجِ سنگ این سو کِه‌ایم؟ پنجره‌های شکسته‌ایم نه اهلِ غربتیم و نه در خاکِ خود عزیز چشمِ به راه مانده و پایِ شکسته‌ایم از دشمنی لبالب و از عشق بی‌نصیب جورِ مُداومیم و وفای شکسته‌ایم بی‌وقت خوانده‌ایم و گلوی بُریده‌مان روزی صدا کند که نوای شکسته‌ایم ما را ببین و دولتِ فرخنده‌‌فالِ ما وقتِ اجابت است و دعای شکسته‌ایم #جویا_معروفی ☘🍃☘

رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب #سهراب_سپهری 🍃☘🍃
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب #سهراب_سپهری 🍃☘🍃

مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیم هرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکنیم ما چه باشیم و نباشیم؛ جهان در گذر است کاش باور بکنی فرصتمان مختصر است شاید این چای که از عطر خوشش مدهوشی آخرین چای تو باشد که از آن می نوشی! شاید امروزِ شما ختم به فردا نشود شاید این جسم بخوابد وَ دگر پا نشود شاید آن فرد که میخواست کنارت باشد صبح فردا چو گُلی روی مزارت باشد! شاید این نور که بر صورتِ تو تابیده! روزِ دیگر دمد و چهره ی تو پوسیده! شاید این جمع بماند تو نمانی دیگر شاید این خنده زدن را نتوانی دیگر شاید این راه در آغاز به پایان نرسد شاید این یوسف گم گشته به کنعان نرسد شاید این لقمه که خوب است برای بدنت آخرین لقمه ی شام تو بوَد در دهنت قصد داری بروی کافه به همراهِ کسی شاید امروز بمیری به قرارت نرسی! چقدَر عید بیاید که نباشیم رفیق! داخل گور بپوسیم و بپاشیم رفیق! کاش باور بکند هر که مرا می خوانَد: « نیستی » بیشتر از بودنمان می ماند! 👤امیرحسین خوش حال 🍃☘🍃