ناپیرو
📈 تحلیل کانال تلگرام ناپیرو
کانال ناپیرو (@napeiro) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 661 مشترک است و جایگاه 2 723 را در دسته کتب و رتبه 23 535 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 661 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 29 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -457 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -13 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 19.26% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اسلامی, وقت, چیز, جمهوریاسلامی, توئیت تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“Even in the absolute darkness, you still see something.”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 30 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 30 ژوئن | 0 | |||
| 29 ژوئن | 0 | |||
| 28 ژوئن | 0 | |||
| 27 ژوئن | 0 | |||
| 26 ژوئن | 0 | |||
| 25 ژوئن | 0 | |||
| 24 ژوئن | 0 | |||
| 23 ژوئن | 0 | |||
| 22 ژوئن | 0 | |||
| 21 ژوئن | 0 | |||
| 20 ژوئن | 0 | |||
| 19 ژوئن | 0 | |||
| 18 ژوئن | 0 | |||
| 17 ژوئن | 0 | |||
| 16 ژوئن | 0 | |||
| 15 ژوئن | 0 | |||
| 14 ژوئن | 0 | |||
| 13 ژوئن | +1 | |||
| 12 ژوئن | 0 | |||
| 11 ژوئن | 0 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | +1 | |||
| 08 ژوئن | 0 | |||
| 07 ژوئن | 0 | |||
| 06 ژوئن | +2 | |||
| 05 ژوئن | 0 | |||
| 04 ژوئن | 0 | |||
| 03 ژوئن | 0 | |||
| 02 ژوئن | 0 | |||
| 01 ژوئن | 0 |
| 2 | اونقدر بچه کشتهن که دیگه یادمون رفته هیچ پدر و مادری نباید زودتر از بچهش بمیره. اونقدر بچه کشتهن که انگار از اولم بچهها قرار بوده کمتر از مامان باباشون زندگی کنن. من روزی بود نمیتونستم تصورم کنم غم از دست دادن بچه یعنی چی. کسی رو اگر میدیدم که بچهش مُرده، مثل آدم فضایی بهش نگاه میکردم. مثل پدیدهای که زیست و چیستیش رو نمیفهمم و نیاز دارم مطالعهش کنم. حالا اونقدر زندگی کردم این غم رو که انگار بچهم رو کشتهن. | 5 304 |
| 3 | برای مثال پست بالا ده دقیقه طول کشید سند شه و اگر سرم رو از پنجره برده بودم بیرون پست رو داد میزدم هم به گوش آدمهای بیشتری میرسید هم لازم نبود سیودو بار پنجره رو باز و بسته کنم تا بتونم سرم رو ببرم بیرون هم ده دقیقه زمان نمیبرد. | 5 240 |
| 4 | نت اونقدر قطع بوده مردم یادشون رفته وصلش چه شکلیه اینی که دارین بهش میگین وصل کاملن قطعه. | 5 883 |
| 5 | هرطوری بلدم هرچقدر کم و کوچک مبارزه میکنم چون مبارزه نکنم چیکار کنم؟ | 11 477 |
| 6 | تعارف نداریم وقتی میگین «نه بابا اینا هیچجا نمیرن!» میخوام با پشت دست بزنم توی دهنتون. این جمله رو بلند نگین حتی اگه فکرش میکنین. انگار وسط آشوویتس زندانی باشی بغل دستیت هی بگه ببین فردا هم برنامه همینهها! باشه خب خفهشو الان چیکار کنم من؟! | 5 154 |
| 7 | بیشتر از هر چیز دیگهای، خستهم. یعنی حتی بیشتر از اینکه آدم باشم خستهم. یه آدم خسته نیستم یه خستهی خستهم. یه خستهی خسته از مردمی که فرقی نمیکنه چقدر همهچی به روشون میآد باز روشون رو برمیگردونن. | 4 636 |
| 8 | یهجایی از Vampire Diaries استفان رو یکی فرو میکنه توی گاوصندوق و میاندازتش ته یه دریاچه. سه ماه طول میکشه بفهمن گم شده و در اون سه ماه هی غرق و خفه میشده ولی نمیمرده با توجه به اینکه ومپایر بوده.
خلاصهای از احساسی که ایرانی بودن بهم میده ولی خب سی ساله نه سه ماه و میلیونها نفر دیگه هم دارن باهام خفه و غرق میشن.
به این چیزها داشتم فکر میکردم که شروع کردین خوشحالی کردن از وصل شدن اینترنت. سرم رو دیگه نمیدونم به کدوم یکی از این دیوارها بکوبم. | 4 365 |
| 9 | لبخند مسعود ذاتپرور قلبم رو آتیش میزنه. مهر و عاطفهی توی چشمهاش ته نداره انگار. | 4 487 |
| 10 | رقصیدن و دست زدن، سفید پوشیدن و کبوتر آزاد کردن، موسیقی و eulogy چقدر قشنگ نشستن جای روضهخونی و قرآن. چطوری اینقدر ناگهان و هماهنگ رسمی اونقدر قدیمی و پذیرفتهشده رو عوض کردیم؟ خیلی زیبا و جالبایم ما ایرانیها. | 5 263 |
| 11 | Stop waiting for “the system” to change before allowing yourself to live. | 5 661 |
| 12 | «کاش با هم اینو تجربه میکردیم و کنار هم، یا تجربه نمیکردیم اصلن. یا نه، همون بهتر که کاش با هم بودیم توی هر حالی.»
خلاصهای از مهاجرت برگرفته از حرفهای دوست دورم. | 5 613 |
| 13 | توام هی میزنی زیر گریه و نمیدونی برای چی زدی زیر گریه درحالیکه deep down میدونی؟ | 3 912 |
| 14 | سفرهی دلم اونقدر پره که دیگه کاری نداره مخاطب کیه یکسره بازه. | 4 080 |
| 15 | نمیتونم به چتجیپیتی نگم لطفن. هر بار please آخر جملهم رو پاک میکنم چون احمقانهست و دوباره تایپ میکنم چون خیلی طلبکارانه میشه اگه نباشه و موضوع دربارهی ترسم از robot uprising و AI takeover و اینها هم نیست. به گربه هم میخوام بگم برو اونطرف میگم لطفن!
حق بدین وقتی یکیتون از آدم زنده یه چیزی بدون لطفن میخواد از گوشام ماگما بزنه بیرون. | 4 627 |
| 16 | اولین باری که بدون شال جای نسبتن شلوغی از شهر بودم قلبم توی دهنم میزد با اینکه مانتو تنم بود و هوا هم تاریک. حالا با آستینکوتاه سر ظهر هرکجای شهر بخوام میچرخم و به شلوارک پوشیدن فکر میکنم. مسالهی حجاب حل شده؟ آزادی بیشتری بهمون تعارف کردن؟ خیر. ما زنها شجاعتر شدیم. ما زنها مرز ترسمون رو هل دادیم عقب. ما زنها تصمیم گرفتیم تا جایی که میشه در برابر زور ایستادگی کنیم. در مجموع آفرین به ما. | 5 565 |
| 17 | What if there is no shore to reach? What if all there is, is the struggle to keep my head above water? Would I keep swimming then? | 4 265 |
| 18 | سوال پررنگی که ماههاست دست از سر خیلیهامون برنمیداره اینه: چرا باید ادامه داد؟
این سوال رو وقتی rhetorical از خودمون میپرسیم و دنبال جوابش نیستیم و هدفمون صرفن ابراز نارضایتیه از جبری که ادامه دادنه، خیلی دلسردکننده میشه و جوابی هم نداره. ولی وقتی واقعن دنبال جوابش باشیم، که بهنظرم باید باشیم چون دلایلی که داشتیم برای ادامه دادن دیگه دلیل نیستن، کمتر دلسرد میشیم و بیشتر کنجکاو و شاید به جواب تازهای برسیم حتی.
جدی بگردیم ببینیم چرا باید ادامه داد؟ و با چالش ادامه دادن روبهرو شیم نه بنبستش.
پینوشت: اونقدر لهام که هر چیزی که ذرهای بوی اُمید میده مینویسم بعدش احساس pretentious بودن بهم دست میده و از خودم بدم میآد ولی چاره چیه؟ وقتی زندگی رو انتخاب میکنی باید اجازه بدی جریان داشته باشه. | 4 285 |
| 19 | من راستش از مردمی که کلاه خودشون رو چسبیدن باد نبره یه کمی بیشتر بدم میآد تا از بادی که داره کلاه همهمون رو میبره. | 3 652 |
| 20 | Every day that you open the door, it gets a little easier to stay inside. | 3 694 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
