fa
Feedback
basicenglishlearner

basicenglishlearner

رفتن به کانال در Telegram

📈 تحلیل کانال تلگرام basicenglishlearner

کانال basicenglishlearner (@basicenglishlearner) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 930 مشترک است و جایگاه 11 882 را در دسته آموزش و رتبه 19 486 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 930 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 01 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -218 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -4 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 4.77% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 1.20% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 808 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 204 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 5 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مولانا, روانشناسی, کائنات, کتاب, کتابخانه تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
پریسابکتاش، مدیر كانال 👇 @parisabaktash چت👇 https://t.me/joinchat/AAAAAELWrHZWKcudTFLLkQ اينستاگرام👇 https://instagram.com/_u/lovely.english كانالها👇 @lovely_english @codinghaye504 @ieltslearner @lovely_english1

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 02 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته آموزش تبدیل کرده‌اند.

16 930
مشترکین
-424 ساعت
-587 روز
-21830 روز
آرشیو پست ها
معنی :
Anonymous voting

این هم ۵ اصطلاح و عبارت پرکاربرد با speed: 1.At full speed 🚀 یعنی: با تمام سرعت Example: The car was driving at full speed. ترجمه: ماشین با تمام سرعت حرکت می‌کرد. 2.Speed up ⏩ یعنی: سرعت را زیاد کردن / تندتر شدن Example: We need to speed up if we want to arrive on time. ترجمه: اگر می‌خواهیم به موقع برسیم، باید سرعت‌مان را بیشتر کنیم. 3.Slow down the speed / Slow down 🐢 یعنی: سرعت را کم کردن Example: Please slow down. You're driving too fast. ترجمه: لطفاً سرعتت را کم کن. خیلی تند رانندگی می‌کنی. 4.Need for speed 🏎️ یعنی: علاقه یا اشتیاق به سرعت (گاهی برای توصیف افراد ماجراجو) Example: He has a real need for speed. ترجمه: او واقعاً عاشق سرعت است. 5.Up to speed ✅ یعنی: در جریان بودن، کاملاً آگاه بودن یا به سطح لازم رسیدن Example: It took me a week to get up to speed at my new job. ترجمه: یک هفته طول کشید تا در شغل جدیدم کاملاً راه بیفتم. ⭐ مهم برای آیلتس و مکالمه: اصطلاح up to speed و فعل عبارتی speed up از پرکاربردترین عبارت‌ها با speed هستند.

Repost from Lovely English
🗣 At a Coffee Shop (در کافی‌شاپ) A: Hi! Can I get a cup of coffee, please? سلام! می‌توانم یک فنجان قهوه سفارش بدهم؟ B: Of course. Would you like it hot or iced? حتماً. گرم می‌خواهید یا سرد؟ A: Hot, please. And can I have a croissant too? گرم، لطفاً. و می‌توانم یک کروسان هم داشته باشم؟ B: Sure. Anything else? حتماً. چیز دیگری هم می‌خواهید؟ A: No, that's all. How much is it? نه، همین کافی است. چقدر می‌شود؟ B: It's eight dollars. هشت دلار می‌شود. A: Here you go. Thank you! بفرمایید . ممنون! B: You're welcome. Have a great day! خواهش می‌کنم. روز خوبی داشته باشید! 🌟 لغات کاربردی Get = گرفتن / سفارش دادن Hot = گرم Iced = سرد (یخ‌دار) Anything else? = چیز دیگری؟ How much is it? = چقدر می‌شود؟ Here you go. = بفرمایید. You're welcome. = خواهش می‌کنم. این مکالمه در سطح Pre-Intermediate (A2-B1) است و برای زبان‌آموزان بسیار کاربردی محسوب می‌شود. @lovely_english

Repost from Lovely English
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." —
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." — Imam Hussein (A.S)

Repost from Lovely English
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." —
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." — Imam Hussein (A.S)

🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." — Imam Hussein (A.S

Repost from Lovely English
لغاتی در مورد محرم ۱. Muharram — محرم (اولین ماه قمری و ماه سوگواری امام حسین) ۲. Ashura — عاشورا (دهم محرم؛ روز شهادت امام حسین) ۳. Mourning — عزاداری، سوگواری ۴. Procession — دسته عزاداری ۵. Martyr — شهید ۶. Sacrifice — فداکاری، ایثار ۷. Devotion — ارادت، دلدادگی ۸. Elegy — مرثیه، سوگ‌نامه ۹. Shrine — حرم، زیارتگاه ۱۰. Commemoration — بزرگداشت، یادبود مثال: 🖤Many people attend mourning ceremonies during Muharram. بسیاری از مردم در مراسم عزاداری محرم شرکت می‌کنند. 🖤Ashura commemorates the martyrdom of Imam Hussein. عاشورا یادبود شهادت امام حسین است. 🖤The procession moved through the streets peacefully. دسته عزاداری با آرامش در خیابان‌ها حرکت کرد. @lovely_english

۱۰ لغت ساده (Basic) درباره جنگ و صلح 1.War — جنگ Nobody wants war. هیچ‌کس جنگ را نمی‌خواهد. 2.Peace — صلح We hope for peace. ما به صلح امیدواریم. 3.Army — ارتش The army protects the country. ارتش از کشور محافظت می‌کند. 4.Soldier — سرباز The soldier was very brave. آن سرباز بسیار شجاع بود. 5.Fight — جنگیدن، دعوا They don't want to fight. آن‌ها نمی‌خواهند بجنگند. 6.Enemy — دشمن The enemy attacked the city. دشمن به شهر حمله کرد. 7.Friend — دوست Friends help each other. دوستان به یکدیگر کمک می‌کنند. 8.Gun — اسلحه The police found a gun. پلیس یک اسلحه پیدا کرد. 9.Safe — امن The children are safe now. بچه‌ها اکنون در امنیت هستند. 10.Help — کمک People helped each other during the war. مردم در طول جنگ به یکدیگر کمک کردند. @basicenglishlearner

Repost from Lovely English
📍یک لغت با چند معنا 🔹 Take off 1. پرواز کردن (هواپیما) ✈️ The plane took off on time. هواپیما سر وقت پرواز کرد. 2. درآوردن لباس 👕 Please take off your shoes. لطفاً کفش‌هایت را دربیاور. 3. موفق شدن / رونق گرفتن 📈 Her business really took off last year. کسب‌وکار او سال گذشته واقعاً رونق گرفت. 4. مرخصی گرفتن 🏖️ I'm taking two days off next week. هفته آینده دو روز مرخصی می‌گیرم. 🔹 Get over 1. بهبود یافتن از بیماری 🤒 I got over the flu quickly. من سریع از آنفولانزا بهبود پیدا کردم. 2. کنار آمدن با یک اتفاق ناراحت‌کننده 💔 She never got over her loss. او هرگز با فقدانش کنار نیامد. 3. غلبه کردن بر یک مشکل 💪 We got over many difficulties. ما بر مشکلات زیادی غلبه کردیم. @lovely_english

📍جملات شرطی (Conditionals) در انگلیسی برای بیان «اگر…، آنگاه…» استفاده می‌شوند. بسته به زمان و میزان واقعی بودن شرط، ۴ نوع اصلی دارند: 🔹 Zero Conditional (شرطی صفر) برای حقایق علمی و چیزهای همیشه درست ساختار: If + present simple , present simple مثال: If you heat water, it boils. اگر آب را گرم کنی، می‌جوشد. If it rains, the ground gets wet. اگر باران ببارد، زمین خیس می‌شود. 🔹 First Conditional (شرطی نوع اول) برای احتمال واقعی در آینده ساختار: If + present simple , will + verb مثال: If I study, I will pass the exam. اگر درس بخوانم، امتحان را قبول می‌شوم. If it rains tomorrow, we will cancel the trip. اگر فردا باران بیاید، سفر را لغو می‌کنیم. 🔹 Second Conditional (شرطی نوع دوم) برای شرایط غیرواقعی یا فرضی در حال/آینده ساختار: If + past simple , would + verb مثال: If I were rich, I would travel the world. اگر ثروتمند بودم، دور دنیا سفر می‌کردم. If she studied harder, she would get better grades. اگر بیشتر درس می‌خواند، نمره بهتری می‌گرفت. 🔹 Third Conditional (شرطی نوع سوم) برای گذشته‌ی غیرواقعی (حسرت یا اتفاقی که نیفتاده) ساختار: If + past perfect , would have + past participle مثال: If I had studied, I would have passed the exam. اگر درس خوانده بودم، امتحان را قبول شده بودم. If they had left earlier, they wouldn’t have missed the train. اگر زودتر رفته بودند، قطار را از دست نمی‌دادند. @basicenglishlearner

Repost from Lovely English
📝 لغات مهم Wallet = کیف پول Ground = زمین Pick up = برداشتن ID card = کارت شناسایی Reward = پاداش Politely = مؤدبانه Refuse = رد کردن Help someone = به کسی کمک کردن @lovely_english

Repost from Lovely English
📖 The Lost Wallet کیف گمشده One day, Sara was walking home from work. The weather was nice, and she was listening to music. 🇮🇷 ترجمه: یک روز سارا در حال پیاده‌روی به خانه از محل کارش بود. هوا خوب بود و او به موسیقی گوش می‌داد. Suddenly, she saw a wallet on the ground. She picked it up and looked inside. 🇮🇷 ترجمه: ناگهان یک کیف پول روی زمین دید. آن را برداشت و داخلش را نگاه کرد. There was some money, an ID card, and a phone number. 🇮🇷 ترجمه: مقداری پول، یک کارت شناسایی و یک شماره تلفن داخل آن بود. Sara called the number. A man answered the phone. 🇮🇷 ترجمه: سارا با آن شماره تماس گرفت. مردی تلفن را پاسخ داد. He was very happy because he had lost his wallet that morning. 🇮🇷 ترجمه: او خیلی خوشحال بود، چون آن صبح کیف پولش را گم کرده بود. They met at a nearby café, and Sara returned the wallet. 🇮🇷 ترجمه: آن‌ها در یک کافه نزدیک همدیگر را ملاقات کردند و سارا کیف پول را به او برگرداند. The man thanked her and offered her a reward, but she politely refused. 🇮🇷 ترجمه: مرد از او تشکر کرد و به او پاداشی پیشنهاد داد، اما سارا مؤدبانه آن را نپذیرفت. Sara went home with a smile. She felt happy because she had helped someone. 🇮🇷 ترجمه: سارا با لبخند به خانه رفت. او احساس خوشحالی می‌کرد، چون به کسی کمک کرده بود. @lovely_english

Vocabulary .Enroll = ثبت‌نام کردن .Apply for = درخواست دادن برای .Bachelor's degree = مدرک کارشناسی .Admissions Officer = کارشناس پذیرش .Application form = فرم درخواست .Application fee = هزینه ثبت درخواست .Academic documents = مدارک تحصیلی Transcript = ریزنمرات Semester = ترم Diploma = دیپلم @basicenglishlearner

Admissions Officer: Good morning. How can I help you? کارشناس پذیرش: صبح بخیر. چطور می‌توانم به شما کمک کنم؟ Student: I want to apply for a Bachelor's degree in Tourism Management. دانشجو: می‌خواهم برای دوره کارشناسی مدیریت گردشگری درخواست بدهم. Admissions Officer: That's great. Do you have your academic documents with you? کارشناس پذیرش: عالی است. آیا مدارک تحصیلی خود را همراه دارید؟ Student: Yes, I have my diploma and transcripts. دانشجو: بله، دیپلم و ریزنمراتم را همراه دارم. Admissions Officer: Perfect. Please fill out this application form. کارشناس پذیرش: عالی. لطفاً این فرم درخواست را پر کنید. Student: Is there an application fee? دانشجو: آیا هزینه‌ای برای ثبت درخواست وجود دارد؟ Admissions Officer: Yes, the application fee is $50. کارشناس پذیرش: بله، هزینه ثبت درخواست ۵۰ دلار است. Student: When does the semester start? دانشجو: ترم چه زمانی شروع می‌شود؟ Admissions Officer: The semester starts in September. کارشناس پذیرش: ترم در ماه سپتامبر شروع می‌شود. Student: Thank you for the information. دانشجو: از اطلاعات شما متشکرم. Admissions Officer: You're welcome. We look forward to seeing you here. کارشناس پذیرش: خواهش می‌کنم. مشتاق دیدار شما در اینجا هستیم. @basicenglishlearner

Repost from Lovely English
۱۰ اصطلاح انگلیسی کاربردی با معنی: 1.It's up to you. تصمیم با توست. 2.No worries. اشکالی ندارد / نگران نباش. 3.I'm in. من هستم / موافقم. 4.Sounds good. خوب به نظر می‌رسد. 5.Take your time. عجله نکن / وقتت را بگیر. 6.I have no idea. هیچ ایده‌ای ندارم. 7.That makes sense. منطقیه. 8.Give me a hand. کمکم کن. 9.Keep it up! ادامه بده / کارت عالیه. 10It's not a big deal. موضوع مهمی نیست. مثال: 🔹 Can you help me with this? Sure, I'll give you a hand. 🔹 Do you want to join us? Yes, I'm in! 🔹 Thanks for waiting. No worries. @lovely_english

۱۰ لغت کاربردی دیگر در موضوع خرید و فروش: 1.Vendor = فروشنده / عرضه‌کننده The vendor sells handmade products. فروشنده محصولات دست‌ساز می‌فروشد. 2.Stock = موجودی کالا This item is out of stock. این کالا ناموجود است. 3.Order = سفارش I'd like to place an order. می‌خواهم سفارش ثبت کنم. 4.Delivery = تحویل / ارسال Free delivery is available. ارسال رایگان موجود است. 5.Quality = کیفیت The quality is excellent. کیفیت عالی است. 6.Warranty = گارانتی Does it come with a warranty? آیا گارانتی دارد؟ 7.Exchange = تعویض کالا Can I exchange this shirt? می‌توانم این پیراهن را تعویض کنم؟ 8.Deal = معامله / پیشنهاد ویژه That's a great deal! این یک پیشنهاد عالی است! 9.Expensive = گران This watch is too expensive. این ساعت خیلی گران است. 10.Cheap = ارزان I found a cheap hotel near the station. یک هتل ارزان نزدیک ایستگاه پیدا کردم. 📌 عبارت‌های پرکاربرد: I'm just looking. = فقط دارم نگاه می‌کنم. Do you have a larger size? = سایز بزرگ‌تر دارید؟ Can I pay by card? = می‌توانم با کارت پرداخت کنم؟ It's on sale. = حراج شده است. @basicenglishlearner

📚 مکالمه روزانه (Pre-Intermediate Level) 👩 Emma: Hi, Jack. You look tired today. 🔹 سلام جک. امروز خسته به نظر می‌رسی. 👨 Jack: Yeah, I didn't sleep well last night. 🔹 آره، دیشب خوب نخوابیدم. 👩 Emma: Why not? 🔹 چرا؟ 👨 Jack: I stayed up late to finish a project. 🔹 تا دیروقت بیدار موندم تا یک پروژه را تمام کنم. 👩 Emma: Was it important? 🔹 مهم بود؟ 👨 Jack: Yes, I had to submit it this morning. 🔹 بله، باید امروز صبح آن را تحویل می‌دادم. 👩 Emma: Well, at least it's done now. 🔹 خب، حداقل الان تمام شده. 👨 Jack: That's true. I'm looking forward to relaxing tonight. 🔹 درسته. مشتاقم امشب استراحت کنم. 👩 Emma: You deserve it! 🔹 حقته! (استحقاقش را داری) ✨ لغات و عبارات مهم: Look tired = خسته به نظر رسیدن Sleep well = خوب خوابیدن Stay up late = تا دیروقت بیدار ماندن Finish a project = تمام کردن پروژه Submit = تحویل دادن At least = حداقل Look forward to = مشتاق بودن برای 🎯 عبارت کاربردی روز: I'm looking forward to it. 🔹 مشتاقش هستم. / منتظرش هستم. ✅ مثال: I'm looking forward to my vacation. 🔹 مشتاق تعطیلاتم هستم. @basicenglishlearner

She arrived ___ the airport at 8 a.m.
Anonymous voting

10 لغت Pre-Intermediate 1. Achieve به دست آوردن، محقق کردن She worked hard to achieve her goals. او سخت تلاش کرد تا به اهدافش برسد. 2. Encourage تشویق کردن My parents always encourage me to study. والدینم همیشه مرا به درس خواندن تشویق می‌کنند. 3. Improve بهبود بخشیدن Regular practice will improve your speaking skills. تمرین منظم مهارت گفتاری شما را بهبود می‌بخشد. 4. Challenge چالش، دشواری Learning a new language can be a challenge. یادگیری یک زبان جدید می‌تواند یک چالش باشد. 5. Reliable قابل اعتماد She is a reliable friend. او دوستی قابل اعتماد است. 6. Appreciate قدردانی کردن؛ ارزش چیزی را دانستن I really appreciate your help. من واقعاً از کمک شما قدردانی می‌کنم. 7. Benefit فایده، مزیت Exercise has many health benefits. ورزش فواید زیادی برای سلامتی دارد. 8. Participate شرکت کردن Many students participated in the competition. دانش‌آموزان زیادی در مسابقه شرکت کردند. 9. Determine مشخص کردن؛ مصمم بودن We need to determine the cause of the problem. ما باید علت مشکل را مشخص کنیم. 10. Significant مهم، قابل توجه There has been a significant improvement in her English. پیشرفت قابل توجهی در زبان انگلیسی او ایجاد شده است. @basicenglishlearner

تفاوت Present Simple و Present Continuous 1. Present Simple برای کارهای همیشگی، عادت‌ها و حقایق استفاده می‌شود. ساختار: فاعل + فعل اصلی مثال: I work in a bank. من در یک بانک کار می‌کنم. She studies English every day. او هر روز انگلیسی می‌خواند. 2. Present Continuous برای کارهایی که همین الان در حال انجام هستند استفاده می‌شود. ساختار: فاعل + am/is/are + فعل + ing مثال: I am working now. من الان مشغول کار کردن هستم. She is studying English at the moment. او در این لحظه در حال مطالعه انگلیسی است. مقایسه ✅ I work from home. (همیشه یا به طور معمول از خانه کار می‌کنم.) ✅ I am working from home today. (امروز از خانه کار می‌کنم؛ یک وضعیت موقتی.) ✅ He usually drinks coffee. (عادت دارد قهوه بنوشد.) ✅ He is drinking coffee now. (الان در حال نوشیدن قهوه است.) کلمات کلیدی Present Simple:حال ساده always usually often sometimes every day Present Continuous:حال استمراری now right now at the moment today @basicenglishlearner