کانال آگاهی اجتماعی
رفتن به کانال در Telegram
598
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
💢سخنان یونس ژائله سرمایهدار آدربایجان مقابل قائمپناه معاون اجرایی رئیسجمهور:
⬅️ما نمیگیم به ما منابع بیشتر بدهید ما میگیم حداقل #عدالت را رعایت کنید و علیه ما #تبعیض قائل نشوید.
🔻ما میگیم حداقل پول و سرمایهای که بخش خصوصی آذربایجان (با فروش محصولات خود در میاره) رو از ما بهزور نگیرید و ببرید تهران!
ما میخوایم سرمایه خودمان را در استان خودمان سرمایهگذاری کنیم.
🔹منابع مالی کشور ناعادلانه توزیع میشه، تهران ۸ برابر آذربایجان تسهیلات دریافت میکنه، به ازای هر تهرانی ۸۰۰ میلیون تسهیلات داده میشه درحالیکه این عدد در تبریز ۹۰ میلیون به هر نفره!!
↩️میگید کشور #تحریم نفت شده پول نداریم درحالیکه درامد آذربایجان مربوط به بخش خصوصیه که هیچ ربطی به نفت نداره.
اگر عدالت در استان ما را رعایت نکنید رفتار ما عوض خواهد شد…
https://t.me/rahimzayer
🔴 بدون بقای جامعه، بقای رهبر ممکن نیست
✍ مرضیه حاجی هاشمی
🗒 وقتی دوباره اخبار جنگ قریب الوقوع، واکنش ها را بر می انگیزد و عده ای در قدرت، علی رغم تمام پیامدهای ویرانگر آن، باز بر جنگ اصرار می ورزند و خشنود از بسته شدن مسیر دیپلماسی هستند و از سویی رهبرانی چون «پوتین» با ظاهر شدن در لباس رزم، همچنان خود را مشتاق ادامه جنگی حتی گسترده تر به نشان می دهند، این پرسش قوت می گیرد که به واقع چرا یک رهبر سیاسی، با وجود افزایش هزینههای انسانی و اقتصادی، به جنگ ادامه میدهد. آیا ادامه جنگ سودمند است یا صلح و پایان دادن به جنگ چنان هزینه سیاسی سنگینی دارد که ترجیح میدهد تمام هزینههای جنگ را تحمل کند؟
⬅️ به حتم جنگ موقعیت برخی بازیگران سیاسی و اقتصادی را تقویت می کند. گسترش اختیارات نهادهای امنیتی، افزایش بودجه نظامی، محدود شدن فضای مخالفت و تقویت گفتمان تهدید خارجی، از جمله پیامدهایی هستند که ممکن است به سود بخشی از قدرت تمام شوند. حت برخی شبکههای اقتصادی نیز میتوانند از شرایط جنگی سود ببرند، از طریق قراردادهای نظامی، انحصارهای تجاری، واسطهگری در شرایط تحریم یا دسترسی ویژه به منابع عمومی. در چنین وضعیتی، ادامه جنگ ممکن است به حفظ موقعیت و امتیازهای گروههایی کمک کند که در تصمیمگیری سیاسی نفوذ دارند. اما سود یک گروه خاص لزوماً به معنای سودمندی جنگ برای بقای بلندمدت حکومتی نیست که آنها برای منفعت طلبی به ادامه حیات آن وابسته اند.
⬅️ رهبر ممکن است در آغاز جنگ تصور کند می تواند امتیازی راهبردی به دست آورد؛ اما اگر اهداف محقق نشوند، پایان دادن به جنگ میتواند به مسئلهای سیاسی تبدیل شود. پذیرش توافقی که با اهداف اولیه فاصله دارد، ممکن است بهمنزله شکست تعبیر شود. در این صورت، رهبر باید توضیح دهد چرا مسیری را پیمود که کشور وارد جنگ شد، چرا هزینههای انسانی و اقتصادی آن را پرداخت و چرا اکنون به نتیجهای کمتر از وعدههای اولیه رضایت میدهد.
⬅️ این وضعیت میتواند نوعی تله سیاسی ایجاد کند، هرچه هزینههای گذشته بیشتر شود، پذیرش اینکه آن هزینهها به نتیجه مطلوب نرسیدهاند دشوارتر خواهد شد. رهبر ممکن است برای اجتناب از اعتراف به شکست، به جنگ ادامه دهد؛ حتی اگر ادامه آن از نظر منافع ملی زیانبارتر باشد. بااینحال، هزینههای گذشته بهخودیخود دلیل عقلانی برای ادامه جنگ نیست و مسئله آن است که رهبر هزینه پایان دادن به جنگ را در زمینه بقای سیاسی خود چگونه ارزیابی میکند.
⬅️ گاهی نگرانی امنیتی رهبر جنگطلب واقعی است؛ اما تفسیر رهبر از تهدید، اهدافی که برای مقابله با آن انتخاب میکند و هزینههایی که حاضر است بپردازد، میتوانند به نتایجی فاجعهبار منجر شوند. به طور مثال نگرانی «مسکو» از گسترش «ناتو» واقعی است؛ اما وجود نگرانی امنیتی بهخودیخود نه حمله به «اوکراین» را توجیه میکند و نه نشان میدهد که جنگ تنها راه ممکن بوده است. افزون بر این، تهاجم روسیه به پیوستن «فنلاند» و «سوئد» به ناتو کمک کرد؛ تحولی که با هدف اعلامشده کاهش تهدید امنیتی روسیه در تعارض قرار گرفت. لذا سیاستی که با ادعای افزایش امنیت آغاز میشود، ممکن است در عمل محیط امنیتی نامطلوبتری ایجاد کند و به ائتلاف های قوی همسایگان برای دفاع از خویش منجر شود.
⬅️ یک مسئله اساسی در اینجا تفاوت بین تصمیمگیرندگان و کسانی هستند که هزینه تصمیم را تحمل میکنند. رهبران سیاسی ممکن است از نظر نظامی، اقتصادی یا حیثیتی هزینههایی بپردازند؛ اما این هزینهها معمولاً با هزینهای که شهروندان متحمل میشوند یکسان نیست. مردم با تخریب زیرساختها، کاهش درآمد، تورم، ناامنی و محدود شدن فرصتهای زندگی مواجه میشوند. در مقابل، گروههایی که به منابع قدرت دسترسی دارند ممکن است همچنان بخشی از موقعیت خود را حفظ کنند یا حتی تقویت شوند. البته شکست نظامی، بحران اقتصادی، نارضایتی عمومی و شکاف در ائتلاف حاکم میتواند بقای آنان را تهدید کند.
⬅️ بااینحال، وقتی رهبر بتواند هزینههای جنگ را به جامعه منتقل کند و فضای جامعه را برای مقابله با هر نوع اعتراض جامعه مدنی و مردم ببندد، می تواند در فضای امنیتی، به ظاهر حتی پایه های قدرتش را مستحکمتر کند که این سبب کاهش انگیزه توقف جنگ می شود. در چنین مواقعی برداشت نادرست از تهدید یا ارزیابی اشتباه از تواناییهای خود نیز می تواند امید به پیروزی را پررنگ کند.
⬅️ لذا بهتر است بپرسیم، آیا هزینه ادامه جنگ برای رهبر از هزینه پایان دادن به آن بیشتر است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، توقف جنگ محتملتر میشود؛ اما اگر رهبر پایان جنگ را تهدیدی جدیتر برای بقای سیاسی خود بداند، ممکن است حتی در شرایطی که جامعه و کشور بهای سنگینی میپردازند و بقای آن در خطر جدی است، به ادامه جنگ تمایل نشان دهد، بی آنکه بداند بدون بقای جامعه بقای سیاسی رهبر ممکن نیست.
https://t.me/rahimzayer
🌀 رهبران جهان پس از بازنشستگی چه میکنند؟
شاید زندگی سیاسی یک سیاستمدار، آنگونه که تصور میکنیم، با ترک دفتر ریاستجمهوری، نخستوزیری یا کاخ سلطنتی تمام نشود؛ جایی که دیگر خبری از محافظان، تشریفات، جلسات رسمی، دوربینهای تلویزیونی و صف طولانی دیدارکنندگان نیست و انسان ناگهان با یک سؤال روبهرو میشود:
"حالا که دیگر قدرت ندارم، چه کسی هستم؟"
سرنوشت بعضی رهبران جهان پاسخهای شگفتانگیزی به این پرسش داده است؛
1. روزولت، رئیسجمهور آمریکا، وقتی در ۵۰ سالگی از قدرت کنار رفت، بهجای آنکه در حسرت کاخ سفید بماند، راهی آفریقا شد. یک سال در دل طبیعت به جستوجو پرداخت و اطلاعات مربوط به ۱۱ هزار حیوان و گیاه را برای موزهی ملی تاریخ طبیعی گردآوری کرد. بعدتر راهی برزیل شد، رودخانهای را کاوید که بعدها به نام او شناخته شد و حتی در جریان این سفر تا آستانهی مرگ پیش رفت. او سیاست را از دست داد، اما زندگی را نه.
2. تاچر، نخستوزیر قدرتمند بریتانیا، پس از ۱۱ سال حضور در داونینگ استریت، از سیاست کنار رفت؛ اما قلم را زمین نگذاشت. تدریس کرد، بنیاد خیریه راه انداخت، خاطراتش را نوشت و همچنان دربارهی سیاست و آینده جهان سخن گفت.
3. وریهیرو هوسوکاوا، نخستوزیر پیشین ژاپن، مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ سیاست را رها کرد و در یک شهر کوهستانی به سفالگری پرداخت. دستهایی که روزی فرمان ادارهی کشور را امضا میکردند، اینبار خاک را شکل میدادند.
4. واسلاو هاول، رئیسجمهور پیشین جمهوری چک، پس از پایان دوران ریاستجمهوری دوباره به خانهی قدیمی خود، یعنی تئاتر، بازگشت. نمایشنامهی "ترک کردن" را نوشت؛ اثری دربارهی درد و دشواری جدا شدن از قدرت و عادت کردن به زندگی پس از آن. حتی فیلمی بر اساس همین نمایشنامه ساخت.
5. جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور آمریکا که دوران ریاستش با حملات ۱۱ سپتامبر و جنگهای افغانستان و عراق گره خورد، پس از خروج از کاخ سفید، قلممو بهدست گرفت. ابتدا سگها و گربهها و مناظر را نقاشی کرد و سپس سراغ چهرههایی رفت که زمانی در عرصهی سیاست با آنها روبهرو شده بود؛ از آنگلا مرکل و تونی بلر تا ژاک شیراک و ولادیمیر پوتین.
امضای او در پایین تابلوها نیز جالب بود: "۴۳"، یعنی شماره او در فهرست رؤسایجمهور آمریکا. سیاستمداری که روزی با فرمانهایش تاریخ را تغییر میداد، بعدها تاریخ را با رنگ روغن روی بوم روایت کرد.
6. اما شاید عجیبترین روایت، داستان آکیهیتو، امپراتور پیشین ژاپن باشد. او در کنار وظایف سلطنتی، علاقهی عمیقی به دانش ماهیشناسی داشت و بیش از ۳۰ مقالهی علمی دربارهی ماهیهای گوبی نوشت. حتی گونهای از این ماهیها به افتخار او نامگذاری شد. وقتی در سال ۲۰۱۹ در ۸۵ سالگی از سلطنت کناره گرفت، بهجای آنکه دست از پژوهش بکشد، دوباره به دنیای علم بازگشت و در سال ۲۰۲۱ در شناسایی ۲ گونه ماهی جدید نقش داشت.
7. مون جائهاین، رئیسجمهور پیشین کره جنوبی، پس از پایان ریاستجمهوری به روستایی آرام رفت و کتابفروشی کوچکی راه انداخت. نه برای آنکه ثروتمند شود، بلکه برای آنکه از طریق کتاب با مردم ارتباط داشته باشد.
خودش به مشتریان در انتخاب کتاب کمک میکرد، نویسندگان را دعوت میکرد، نشست کتابخوانی برگزار میکرد و درآمد فروش را به پروژههای اجتماعی و خانوادههای کمدرآمد اختصاص میداد. بعدتر نیز یک کانال اینترنتی برای معرفی کتاب راهاندازی کرد
8. گودنی یوهانسون، رئیسجمهور پیشین ایسلند، نیز پس از پایان دورهی ریاستجمهوری به دانشگاه بازگشت و استاد تاریخ شد؛ اما حتی به این هم بسنده نکرد و بهعنوان راهنمای گردشگری در یک پارک ملی تاریخی فعالیت کرد.
قدرت در همهی نظامهای سیاسی روزی به پایان میرسد، محافظان میروند، عنوانها برداشته میشوند و صندلی به نفر بعدی میرسد. تفاوت انسانها در همین لحظه آشکار میشود: بعضی نمیتوانند از قدرت دل بکنند، بعضی بهدنبال صندلی دیگری میگردند و بعضی، تازه پس از ترک قدرت، فرصت پیدا میکنند خود واقعیشان را زندگی کنند.
شاید بلوغ سیاسی فقط این نباشد که چگونه به قدرت میرسیم؛ مهمتر از آن، این است که چگونه از قدرت خارج میشویم.
جامعهای که انتقال قدرت را طبیعی میداند، به رهبرانش اجازه میدهد دوباره انسان باشند؛ یکی دانشمند، دیگری هنرمند، یکی نویسنده، دیگری سفالگر، یکی استاد دانشگاه و دیگری صاحب یک کتابفروشی کوچک.
قدرت اگر نتواند انسان را پس از پایان مسئولیتش به زندگی برگرداند، بهجای آنکه خدمت باشد، به اعتیاد تبدیل میشود.
ارزش واقعی یک سیاستمدار شاید نه در تعداد محافظانی که هنگام ورود همراه او هستند، بلکه در تعداد انسانهایی باشد که هنگام خروج، هنوز میخواهند با او بمانند.
گاهی بزرگترین آزمون، لحظهایست که فرد دیگر قدرت ظاهری ندارد و قدرت درونیِ اوست که آینده را رقم میزند.
@rahimzayer
ماجرایی بینهایت خطرناک!
ماجرایی که برای دکتر عباس آخوندی پیش آمده، بینهایت مهم و خطرناک است.
من مدتهاست در بارهٔ ظهور باندهای متمایل به ترور و حذف فیزیکی شهروندان منتقد یا مخالف، توسط شماری از فوقافراطیهای مدعی دفاع از انقلاب و نظام و ارزشها هشدار میدهم!
کسی که با سخن، تهدید به خشونت و ترور میکند، فقط در مرحلهٔ لفاظی باقی نمیماند و سرانجام برنامهای عملی هم برای تهدیدهای خود تدارک میبیند!
اینکه دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی در برابر تهدید علنی به خشونت و حذف فیزیکی شهروندان منتقد یا مخالفِ برخی از رویهها و سیاستها، خونسرد و بیاعتنا برخورد میکنند، واقعاً باعث حیرت و نگرانی است.
اگر با تهدید تهدیدگران برخورد قانونی سریع نشود، ماجرای قتلهای زنجیرهای به صورتی بسیار وسیعتر و دهشتناکتر تکرار خواهد شد.
#احمد_زیدآبادی
پ.ن: جالب است که بدنه اجتماعی چندان حساسیتی به چنین وقایعی نشان نمی دهد و آن را نه ناشی از تعهد و احساس مسولیت آنان به حقوق مردمی بلکه ناشی از اختلافات و رقابتهای درون حکومتی آنان برای کسب قدرت می داند.
وقتی معلمها علیه ماشینحساب شورش کردند؛ ۴۰ سال پیش هم میترسیدند فناوری جای فکر کردن را بگیرد
امروز نگرانی درباره اینکه هوش مصنوعی ممکن است توانایی فکر کردن و یادگیری انسان را تضعیف کند، موضوعی تازه به نظر میرسد؛ اما تاریخ آموزش نشان میدهد این ترس بسیار قدیمیتر است.
در آوریل ۱۹۸۶، همزمان با برگزاری نشست سالانه شورای ملی معلمان ریاضی آمریکا (NCTM) در واشنگتن، گروه کوچکی از معلمان در اعتراض به استفاده از ماشینحساب در مدارس تجمع کردند.
حدود ۲۰ نفر به رهبری «جان ساکسون»، نویسنده کتابهای درسی ریاضی و معلم بازنشسته، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی یکی از آنها نوشته شده بود:
«دکمه هیچ است، تا وقتی مغز آموزش ندیده باشد.»
اعتراض آنها به سیاستی بود که NCTM استفاده از ماشینحساب را در برنامه ریاضی همه پایهها، از فعالیتهای کلاسی و تکالیف گرفته تا ارزیابیها، توصیه میکرد. مخالفان نگران بودند که استفاده زودهنگام از ماشینحساب باعث شود دانشآموزان در محاسبات ساده، تخمین عددی و درک مفاهیم پایه ضعیف شوند. حتی اصطلاح طنزآمیز «Calcuholics» برای دانشآموزانی که بدون ماشینحساب قادر به انجام محاسبات ساده نبودند، مطرح شد.
در طرف مقابل، مدافعان فناوری استدلال میکردند که ماشینحساب میتواند دانشآموز را از محاسبات طولانی و تکراری رها کند تا زمان بیشتری برای حل مسئله، استدلال و درک مفاهیم داشته باشد. پژوهشها و گزارشهای آموزشی همان دوره نیز دقیقاً بر همین تغییر از محاسبات صرف به مهارتهای سطح بالاتر تمرکز داشتند.
امروز تقریباً همین پرسش درباره هوش مصنوعی مولد مطرح است: اگر ماشینحساب محاسبه را انجام دهد و هوش مصنوعی بخشی از نوشتن، جستوجو یا حل مسئله را بر عهده بگیرد، کدام مهارتها باید همچنان توسط خود انسان تمرین شوند؟
شاید درس اصلی آن ماجرای قدیمی این نباشد که فناوری خوب یا بد است؛ بلکه این باشد که مسئله مهمتر، زمان و شیوه استفاده از فناوری است.
ترجمه و نگارش: #آرش_طوقدار
منبع: Anndee Hochman, Math Teachers Stage a Calculated Protest, The Washington Post, April 4, 1986.
https://t.me/rahimzayer
🔴 اروپا چه آینده ای خواهد داشت؟
✍ مرضیه حاجی هاشمی
🗒اگر به گونه ای عمیق بنگریم، می توان دریافت که در قرن حاضر اروپا با پارادوکس پیچیدهای روبهروست که تأمل در آن ما را به لایه های زیرین این پارادوکس و چالش جدی، سوق می دهد. برای نمونه دو کشور «فرانسه» و «آلمان» را در نظر می گیریم. در فرانسه، اعتراضهای اجتماعی، از مطالبات مربوط به آموزش و شرایط زندگی تا اعتراضهای مرتبط با سیاست خارجی و مسئلهٔ فلسطین، در فضایی شکل میگیرند که جریانهای سیاسی گوناگون میکوشند به نارضایتیها جهت و معنای سیاسی بدهند. در مواردی، جریانهای چپ رادیکال و شبکههای اسلامگرا نیز تلاش می کنند بر صورتبندی مطالبات یا گسترش دامنهٔ اعتراضها تأثیر بگذارند و مهاجران در این زمینه نقش محوری دارند.
⬅️ در آلمان، افزایش نفوذ «حزب آلترناتیو برای آلمان» (AfD) نشان میدهد که نگرانی دربارهٔ مهاجرت، هویت ملی و تغییرات فرهنگی چگونه میتواند با نارضایتی اقتصادی و بیاعتمادی به احزاب سنتی پیوند بخورد و به تقویت راست افراطی حتی با گرایش هایی نزدیک به «نازیسم» بینجامد. البته نه همهٔ مخالفان سیاستهای مهاجرتی را میتوان افراطی دانست و نه همهٔ رأیدهندگان به این حزب را در یک دستهٔ واحد قرار داد، مسئله، بررسی شرایطی است که به عادیشدن گفتمانهای طردکننده و گاه نژادپرستانه میدان میدهد.
⬅️ اقتصاد و نظامهای رفاهی بسیاری از کشورهای اروپایی برای جبران پیری جمعیت، کاهش نرخ زاد و ولد و کمبود نیروی کار، به مهاجرت نیاز دارند. بااینحال، پذیرش مهاجران لزوماً به معنای ادغام اجتماعی موفق آنان نیست. مهاجرت میتواند به تأمین نیروی کار و پایداری اقتصادی کمک کند؛ اما همزمان، اگر با سیاستهای مؤثر ادغام، تأمین مسکن، آموزش، خدمات عمومی و توزیع منصفانهٔ هزینهها همراه نباشد، به یکی از زمینههای تشدید نارضایتی اجتماعی تبدیل میشود و سوال اینجاست آیا کشور مهاجرپذیر میتواند میان نیازهای اقتصادی، ظرفیتهای نهادی و حفظ انسجام جامعهٔ سیاسی تعادل برقرار کند؟
⬅️ اما پرسش بنیادی تر این است که آیا خودِ جامعهٔ مدرن در بازتولید اجتماعی و فرهنگی خویش با دشواری روبهرو شده است؟ جامعهای که برای ادامهٔ حیات اقتصادی و حفظ نظام رفاهی به نسلهای جدید و نیروی کار نیاز دارد، در همان حال با کاهش تمایل به فرزندآوری و تغییر الگوهای خانواده و زندگی خصوصی مواجه است. این وضعیت را نمیتوان صرفاً با خودخواهی یا بیمسئولیتی افراد توضیح داد. هزینهٔ مسکن و پرورش فرزند، ناامنی شغلی، دشواری سازگارکردن کار و زندگی خانوادگی و تغییر انتظارات از زندگی، همگی در این روند نقش دارند. بااینهمه، شاید بتوان پرسید که آیا این عوامل فقط مشکلاتی اجرایی و اقتصادیاند یا با تحولی عمیقتر در ارزشها و تصور انسان مدرن از زندگی مطلوب ارتباط دارند؟
⬅️ در اینجا پای فلسفهٔ سیاسی و اجتماعی مدرنیته به میان میآید. تأکید مدرنیته بر فردیت و خودمختاری انسان، دستاوردهایی اساسی برای انسان داشته است؛ اما آیا گسترش این ارزشها، در برخی شرایط، به تضعیف احساس تعهد نسبت به نهادها، اجتماعات و نسلهای آینده نیز انجامیده است؟ یا شاید مسئله را باید به شکل دیگری طرح کرد، آیا شهروند مدرن اساساً فرصت و توان کافی برای ایفای همزمان نقشهایی را دارد که جامعه از او انتظار دارد؟ از یک سو باید مستقل، خودمختار، برخوردار از آزادی فردی و موفق در رقابت اقتصادی باشد، از سوی دیگر، انتظار میرود خانواده تشکیل دهد، فرزند پرورش دهد، در بازتولید نسل بعد مشارکت کند و مسئولیتهای اجتماعی خود را نیز به انجام برساند. این انتظارات لزوماً با یکدیگر ناسازگار نیستند؛ اما در شرایطی که زمان، امنیت اقتصادی و حمایت نهادی محدود است، ممکن است به مطالباتی متعارض تبدیل شوند.
⬅️ شاید در نهایت، پارادوکس اروپا نه صرفاً حاصل مهاجرت است و نه فقط نتیجهٔ فردگرایی مدرن. این پارادوکس میتواند نشانهٔ دشواری سازگارکردن چهار منطق متفاوت باشد: اقتصاد به نیروی کار و بهرهوری نیاز دارد؛ دولت رفاه به منابع مالی و تداوم نسلها وابسته است؛ جامعهٔ سیاسی به نوعی احساس تعلق و همبستگی نیاز دارد و انسان مدرن نیز میخواهد آزادی و خودمختاری خود را حفظ کند.
⬅️ وقتی نهادهای اجتماعی نتوانند میان این نیازها تعادل برقرار کنند، نارضایتی حاصل ممکن است در قالب اعتراضهای اجتماعی، منازعات هویتی یا حمایت از جریانهای افراطی بروز یابد. در چنین شرایطی، جریانهای سیاسی مختلف میتوانند این نارضایتیها را در جهت اهداف خود بازتعریف کنند؛ اما فهم ریشههای مسئله مستلزم آن است که بپرسیم آیا اساسا جامعهٔ مدرن میتواند آزادی فردی را با مسئولیت اجتماعی و بازتولید بیننسلی سازگار کند، بیآنکه یکی را به بهای قربانیکردن دیگری به دست آورد؟ حال مهد تفکر مدرن، اروپا چه آینده ای خواهد داشت؟
https://t.me/rahimzayer
.
داستایوفسکی:
آنها ۷۰ خط توهین برای من نوشتند، بیشترین چیزی که اذیتم کرد غلط های املایی شان بود.
https://t.me/rahimzayer
اگر با #چاپ_پول می شد #فقر رو از بین برد با #چاپ_مدرك هم می شد جلوی #نادانی رو گرفت.
#خاوی_میلی
https://t.me/rahimzayer
تمامی اولویت هایتان را فهرست کنید، سه تای اول را نگه دارید و بقیه را دور بریزید، بخش بزرگی از اتلاف انرژی ما ناشی از عدم تمرکز بر اولویتهاست!
👤 وارن بافت
https://t.me/rahimzayer
سردار احمدلو از فرماندهان سپاه آمد. گزارشی از دخالت فرماندهان سپاه در انتخابات داد و اجازه میخواست که به خاطر این تخلف از فرمان امام، از سپاه استعفا بدهد؛ نصیحتش کردم که بماند. شفیعی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش وضع انتخابات و دخالتهای غیرقانونی سپاه و بسیج را داد.
۸ اردیبهشت ۱۳۷۵
#هاشمی_رفسنجانی
https://t.me/rahimzayer
Repost from انجمن پرس | نهاد مستقل مطبوعاتی
پزشکیان و مسئله گفتمان
نشست «گفتمان نخبگان جامعه آذربایجان» پیرامون گفتمان دولت پزشکیان
■ مجله انجمن ❘ شماره 40
پرونده؛ گفتمان دولت پزشکیان | مقاله 3
نشستی با حضور:
دکتر میرقاسم بنی هاشمی- دکتر رضا نصیری حامد- دکتر رحیم زایرکعبه- حسن ارک- دکتر محمود ابراهیمی سعید- دکتر کاوه ترکان پوری- دکتر ساناز جعفر پور- دکتر احتشام حاجی پور- مهندس وحید مهدی نیا- امیر جهانی- احد حیدر اوغلی- آرزو مرادی- حسن مرادی
- نسخه کامل مقاله را در فایل PDF بخوانید
■ انجمن پرس ❘ نهادی برای اندیشه و فرهنگ
- شبکه مجلات: انجمن ❘ غروب ❘ هنر و جامعه ❘ تجربه و شهر
■ (ID) شبکه های مجازی: @anjomanpress
🎇دانشآموزان پسر دبیرستانی در جمهوری آذربایجان برای اینکه دانشآموزان دختر محجبه وارد مدرسه شوند، درهای مدرسه را شکستند.
منبع خبر : Rasih Yılmaz
پ.ن: هیچ برنامه یا سیاست اجتماعی را با زور نمی توان پیاده کرد. این برنامه می تواند کشف حجاب زوری باشد یا زور برای حجاب اجباری. زیرا به قول فوکو "اعمال قدرت به مقاومت منجر می شود".
https://t.me/rahimzayer
🔺ترامپ نادم از ترور؟!
#صابر_گل_عنبری
ترامپ امروز در اظهارنظری قابل تامل گفته است که در ترور مقامات ایرانی زیادهروی شده است و «میتوانستیم در سطح اول متوقف شویم و رفتن به سطح دوم احتمالا زیادهروی بود.»
وی علت این امر را این گونه توصیف میکند که «برای این که بفهمیم با چه کسی مذاکره کنیم، با مشکل بزرگی روبهرو شدهایم».
دو عامل میتواند در پس این سخنان رئیس جمهور آمریکا مطرح باشد؛ نخست این که احتمالا رئیس جمهور روسیه در تماس تلفنی اخیر خود با ترامپ همان نظر خود درباره ترور دبیر سابق شورای امنیت ملی ایران را مطرح کرده و ممکن است به نوعی ترامپ نیز تحت تاثیر این سخنان قرار گرفته باشد.
پوتین اخیرا این ترور را «یک اشتباه بسیار بزرگ» خوانده و گفته بود: «لاریجانی انسان بسیار مثبتی بود و آماده بود تا برای حل مسائل، بر اساس منافع ملی ایران به یک راهکار دوجانبه برسد. این کار اشتباه بود، چون چنین فردی برای امروز مورد نیاز بود تا به راهحلهایی بوردازد».
اما عامل دوم نیز میتواند یک تاکتیک فریب باشد و ترامپ از این طریق تلاش میکند که یک نوع اطمینان خاطر به مقامات کنونی تزریق کند که دیگر به دنبال ترور نیست.
به هر حال صرف نظر از این که کدام یک از دو انگیزه پیشگفته مطرح باشد، تقریبا به یقین میتوان گفت که هر نوع درگیری دیگر دوباره با ترور شروع خواهد شد.
https://t.me/rahimzayer
جنگ هنوز هم بعید است
#یدالله_کریمی_پور
با وجود فراگیری فضای تهدید و تنش، بازهم احتمال جنگ همهجانبه تا پایان سال خورشیدی نزدیک به صفر است؛ حتی احتمال از سرگیری مجدد نبردهای هوا پایه هم چندان بالا نیست. چرا؟
۱. التهاب منطقهای: تشدید تنش در شبهجزیره عربستان، دو تنگه استراتژیک بین المللی و جنوب لبنان، ظرفیت مدیریت بحران را کاهش داده است. گشودن جبههای تازه میتواند بحرانهای موجود را به جنگی کمتر مهارشدنی تبدیل کند.
۲. انتخابات حساس: نزدیکی انتخابات آمریکا و اسرائیل، هزینه سیاسی تصمیمهای پرریسک را افزایش میدهد؛ هرچند نمیتوان احتمال بهرهبرداری انتخاباتی از تنش نظامی را کاملا منتفی دانست.
۳. ابهام در نتیجه جنگ: حمله نظامی حتی با برتری هوایی آمریکا- اسرائیل، تضمینی برای تسلیم سیاسی تهران نیست. پاسخ متقابل ایران و گسترش درگیری میتواند هزینههای سنگینی بر مهاجمان تحمیل کند.
۴. اهرم فشار بهجای جنگ: تهدید نظامی، تحریم و محاصره، همچنان ابزارهایی کارامد و بس موًثر، برای واداشتن تهران به عقبنشینی یا توافق هستند، بدون اجبار به جنگ تمامعیار.
تجربه نشان میدهد بنبست فرسایشی و فشار کنترلشده محتملتر از تشدید همهجانبه است. احتمال توافق محدود یا آتشبس پایدار نیز بیشتر شده، زیرا هیچطرفی مسیر روشنی به پیروزی قطعی نمیبیند.
https://t.me/rahimzayer
از زلنسکی بیاموزید!
✍️ عیسی سحرخیز
رویدادهای ۴۸ ساعت گذشته به گونهای رقم خورده است که نه تنها پزشکیان بلکه حاکمیت را در برابر این پرسش قرار داده که آیا حاضر است نشان دهد دل و جرات زلنسکی را دارند یا نه.
روز جمعه هنوز خبر ملاقات روسای جمهور ایران و روسیه در رسانهها جا خوش نکرده بود که خبر تماس تلفنی پوتین و ترامپ آن را تحت الشعاع قرارداد و مفاد این گفتوگوی دوستانه در صدر اخبار قرار گرفت.
ظاهرا طرف روسی همتای ایرانی خود را متقاعد کرده بود که برای پایان دادن جنگ ایران و آمریکا حاضر است بار دیگر پادرمیانی کند.
با اعلام موافقت پزشکیان، بهانه ی لازم دست پوتین آمد تا فوری گوشی تلفن را بردارد و در تماس با ترامپ هدف اصلی خود را پی بگیرد، مقدمات برکناری زلنسکی!
خبر اولیه این بود:
«پوتین در توافق با پزشکیان، دیدگاه طرف ایرانی برای راهحل احتمالی این مناقشه را به ترامپ منتقل کرد».
اما با گذشت زمان خبر دیگری پر رنگ شد، توافق دو طرف برای صادرات گازوئیل روسیه به آمریکا.
مسلم بود این خبر مورد دلخواه ترامپ فورا بر روی بازار انرژی تاثیر میگذارد و موجب خرسندی کاخ سفیدنشینان میشود، چون امید به بهبود نتایج انتخابات را که بر اساس نظرسنجیهای گوناگون در حال حاضر، در هر دو مجلس نمایندگان و سنای آمریکا دموکرات ها دست بالا را دارند، به نفع جمهوریخوان بالا میبرد.
اما در این میان اتفاق دیگری افتاد و آن چیزی نبود جز واکنش تند زلنسکی به توافق روسیه و آمریکا که مشخص نیست در همان تماس تلفنی اتفاق اول افتاده یا گفتوگوی بعدی.
چون دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، اعلام کرد که "ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ممکن است تماس تلفنی دیگری داشتهاند که بهصورت عمومی اعلام نشده است".
یوری اوشاکوف، دستیار پوتین، درباره تماس گرم این دو گفته بود که "هیچکس نمیخواست اولین نفری باشد که تماس را قطع میکند".
چه یک تماس، چه دو تماس تلفنی اتفاق افتاده باشد، به هر حال مشخص است که یلتسین تلاش داشته است با کارت ایران در ماجرای اوکرائین از ترامپ امتیاز بگیرد.
اما این بازی سهجانبه رئیس جمهور روسیه و خوشحالی طرف آمریکا از دریافت گازوئیل پیش از انتخابات موجب سخرهی ترامپ توسط زلنسکی شد که به مزاق کاخ سفیدنشینان خوش نیامد.
به این دلیل ترامپ به سرعت واکنش بسیار تندی نشان داد. او تصریح کرد که "زلنسکی فرصتهای صلح را از دست داده و اوکراین باید رئیسجمهور دیگری داشته باشد".
ظاهرا بازندهی اصلی این ماجرا در جریان شعبدهبازی پوتین و ترامپ مسلما ج.ا. بوده است که فریب میانجیگری روسیه را خورد و اکنون شاهد سنجاق شدن پروندهی جنگ ایران و امریکا به جنگ اوکراین و روسیه است که احتمالا از میان دوستی و صمیمیت "این دو رفیق شفیق" بهره چندانی نخواهد برد.
بازندهی بعدی کشورهای اروپایی هستند که حمایت نصفه نیمه و البته شکنندهی ترامپ در ماجرای اوکرائین را از دست داده و اکنون شاهد فشار رئیس جمهور آمریکا برای برکنار شدن زلنسکی به نفع پوتین هستند.
هرچند که کاخ سفید نشینان ادعای دیگری دارند. بِسِنت، وزیر خزانه داری آمریکا مدعی است: «اروپاییها پول بیشتری نسبت به اوکراین به روسیه پرداختهاند، زیرا نمیتوانند وابستگی خود را به منابع انرژی روسیه قطع کنند؛ بنابراین شکایات آنها ــ در شرایطی که ما از قیمتهای بالای گازوئیل در امان نیستیم ــ مصداق ریاکاری است.»
اما زلنسکی از این فرصت و پیشنهاد برکناریاش استقبال ویژه کرده است:
"اگر ترامپ واقعاً میخواهد انتخاباتی در اوکراین برگزار شود، لطفاً به پوتین بگویید: به ما دو ماه، ۶۰ روز آتشبس کامل — ۶۰ روز — زمان بدهید و ما انتخابات را سازماندهی خواهیم کرد.
البته، ما برای هر انتخابی از سوی مردممان آماده خواهیم بود و البته مردم اوکراین انتخاب میکنند که چهکسی کشورشان را اداره کنند."
این سخنان مسلما برآمده از پشتگرمی و پشتیبانی ملت اوکرائین است و اطمینان از "پیروزی مجدد" در انتخاباتی "آزاد و مردمی، آن هم در میانهی جنگ و در فرصت آتش بس.
حال این پرسش مطرح است که آیا رهبران جمهوری اسلامی، به ویژه جریان جنگطلب، در شرایط مشابه از زلنسکی درس بگیرد و به رای مردم گردن نهد و در یک "رفرادومِ آزاد و منصفانه" آیندهی "صلح و آشتی" را به "همه پرسی" بگذارد؟
https://t.me/rahimzayer
میرسلیم میگه «نفت برای خدا و رسوله». صراحتش رو دوست دارم. هیچ تلاشی نمیکنه مسائل رو متفاوت از چیزی که فکر میکنه جلوه بده.
مهدی تدینی
https://t.me/rahimzayer
تبانی پوتین و ترامپ
مهدی تدینی
ترامپ در هفتههای منتهی به انتخابات داره همۀ کارتهاش رو بازی میکنه. به هر شکلی که شده میخواد قیمت گازوئیل رو مهار کنه تا رأیدهندگان سنتی جمهوریخواهان، کشاورزان و کامیونداران، رو دلخور نکنه. نظرسنجیها هم حکایت از این داره که انتخابات سختی در پیشه. اکثریت خفیف جمهوریخواهان ممکنه از بین بره و در اینکه تنها دغدغۀ دموکراتها زمین زدن ترامپه، جای هیچ شک و تردیدی نیست.
مایک جانسون، سخنگوی مجلس که خودش از نمایندگان بسیار موجه جمهوریخواهه، میگفت اگر مسئله درمان سرطان هم باشه، دموکراتها برای اینکه ترامپ موفق نشه رأی مخالف میدن. از شواهد و قرائن هم برمیاد که واقعاً قضیه همینه. صورتجلسۀ دموکراتها فقط یک سرفصل داره: زمین زدن ترامپ به هر قیمتی. اگر بسیاری از کارهای ترامپ اصلاً زیبندۀ دموکراسی آمریکا نیست، قطعاً این سیاست تکبُعدی و غیرهمکارانۀ دموکراتها هم از نقاط تباه دموکراسی کنونی آمریکاست. به هر حال این سوءرفتار سیاسی دوسویهست.
ترامپ میدونه که اگر دموکراتها اکثریت رو به دست بیارند، یا برای استیضاحش اقدام میکنند، یا به پشتوانۀ اکثریت کاری باهاش میکنند که کمتر از استیضاح نخواهد بود. با این اوصاف، ترامپ شروع کرده به تقلا برای اینکه وضعیت جمهوریخواهان رو پای صندوق بهبود ببخشه.
در همین راستا دیروز ناگهان سیلی محکمی به اوکراین زد و پس از یک مکالمۀ تلفنی صمیمانه با پوتین قرار شد روسیه حجم زیادی گازوئیل روانۀ آمریکا کنه. کرملین، شاید برای چزوندن اروپاییها و در واقع دمیدن در اختلافها، اعلام کرد پوتین و ترامپ به هم تعارف میکردند «تو اول قطع کن».
خشم زلنسکی به حدی بود که نتونست خودش رو کنترل کنه و تقریباً با لحن بدی به رفتار ترامپ اعتراض کرد و نتیجه این شد که رابطۀ این دو که خیلی پرتنش شروع شده و بعد دوستانه شده بود، دوباره خیلی خراب شد و ترامپ امروز گفت به نظر میرسه اوکراین به رئیسجمهور جدیدی نیاز داره. از طرف دیگه، اوکراین امروز هم به یکی از پالایشگاههای بزرگ روسیه حمله کرد تا فقط حرف نزده باشه.
خیلی وقت بود که ترامپ مشکل افزایش قیمت گازوئیل رو گردن اوکراین میانداخت و میگفت اگر گازوئیل گرونه به خاطر وضعیت تنگۀ هرمز نیست، بلکه به این دلیله که اوکراین پالایشگاههای روسیه رو زیر آتش گرفته. آخر در این زمینه توافقی حاصل نشد. صحبت از این بود که دو طرف تأسیسات انرژی همدیگه رو هدف قرار ندن که کار به این شکاف بزرگ رسید. اوکراین و اروپا شوکه شدند و ترامپ پیروزمندانه از سرازیر شدن گازوئیل به بازارها صحبت میکنه.
اما علاقۀ پوتین به موفقیت انتخاباتی ترامپ دیگه روشنتر از این نمیتونست عیان بشه. پوتین در هفتههای سخت و سرنوشتساز به کمک ترامپ شتافت. این اقدام پوتین همچنین برخلاف تلاشهای جمهوری اسلامی برای فشار به ترامپه. امروز در رسانههای رسمی ایران تلاش شد این اقدام پوتین بیاهمیت نشون داده بشه. بله، واقعاً معلوم نیست این اقدام پوتین واقعاً چقدر در مهار قیمت گازوئیل مؤثره... اما نفس این حرکت پوتین خواستۀ قلبی کرملین رو نشون میده.
جدا از اینکه این رفتار پوتین و ترامپ چقدر کف بازار و در پمپبنزینهای آمریکا مؤثره، یک گواهِ مستدل به دست ما داد: پوتین همچنان طرفدار ترامپه و ترامپ هم برای پیروزی حاضره سمت پوتین دست دراز کنه.
https://t.me/rahimzayer
🔺جنگ فرودگاهها؛ پیشدرآمد جنگ بزرگ؟
#صلاح_الدین_خدیو
با حملات اخیر حوثیها به فرودگاههای عربستان، بهویژه فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، هوانوردی غیرنظامی به یکی از عرصههای مهم تشدید تنش در منطقه تبدیل شده است. حملاتی که به کشته و زخمیشدن غیرنظامیان انجامیده و اختلال در فعالیت یکی از مهمترین فرودگاههای منطقه را در پی داشته است.
اگر این تحولات را در کنار تهدید محسن رضایی در هفتههای گذشته بگذاریم، معنای راهبردی آنها برجستهتر میشود. رضایی هشدار داده بود که اگر کشورهای منطقه در اجرای محدودیتهای پروازی علیه ایران با آمریکا همکاری کنند، فرودگاههای آنها نیز از فعالیت بازخواهند ماند. اکنون دستکم بخشی از این تهدید عملی شده است.
بااینحال همزمانی این تحولات نشان میدهد که زیرساختهای هوانوردی مانند ترابری دریایی به یکی دیگر از ابزارهای فشار و مقابلهبهمثل در جنگ منطقهای تبدیل شدهاند.
اهمیت ماجرا فقط در خسارت به یک فرودگاه نیست. تهدید امروز حوثیها به زدن قطر اگر عملی شود و فرضا فرودگاه دوحه به عنوان هاب اصلی ترانزیت مسافر و کالا را در بر گیرد، این تحول ابعاد خطرناک.تری خواهد یافت.
فرودگاههای بزرگی مانند ریاض و دوحه و دوبی گرههای اصلی شبکهٔ پروازی منطقهاند و ناامن شدن و اختلال طولانیمدت در فعالیت آنها میتواند مسیرهای پروازی را تغییر دهد، هزینهٔ حملونقل را بالا ببرد و شبکهای از تأخیرها و لغو پروازها را در کشورهای دیگر ایجاد کند.
اگر تهدید علیه فرودگاه حمد در دوحه نیز روزی به حملهای واقعی تبدیل شود، پیامدهای آن مانند بحران گرانی سوخت میتواند از مرزهای یک کشور فراتر رود و به بحرانی در ابعاد جهانی بدل گردد.
اما آیا با آغاز «جنگ فرودگاهها» وارد فاز تازهای از جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل شدهایم؟ هنوز برای چنین نتیجهای شواهد کافی نداریم. حملات حوثیها را باید ابتدا در زمینهٔ جنگ جاری در یمن و رویارویی این گروه با عربستان نیز تحلیل کرد. در عین حال، گسترش اهداف حملات از آبراهها و زیرساختهای انرژی به فرودگاهها، خطر درهمتنیدهشدن جبهههای مختلف جنگ را افزایش میدهد. امری که به نظر میرسد به سرعت در حال رخ دادن است. از آبراهها به فرودگاهها و احیانا در مراحل تشدیدیافتهتر به مسیرهای حمل و نقل و انتقال زمینی و ریلی.
مسئلهٔ اصلی این است که آیا این حملات در سطحی محدود باقی میمانند یا به واکنش نظامی گستردهتر عربستان، مداخلهٔ مستقیمتر آمریکا و گسترش دامنهٔ اهداف منجر میشوند. در حالت دوم، فرودگاهها دیگر صرفاً اهدافی منفرد نخواهند بود؛ بلکه بخشی از نبردی گسترده بر سر ارتباطات، تجارت و توان عملیاتی منطقه خواهند شد.
«جنگ فرودگاهها» شاید هنوز نام یک مرحلهٔ تثبیتشده از جنگ نباشد، اما میتواند نشانهای هشداردهنده از گسترش دامنهٔ آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی منطقه باشد.
جنگ یمن عملا به یکی از عرصههای رویارویی بزرگ.تر ایران و آمریکا تبدیل و سرنوشت بابالمندب و نبرد بر سر کنترل آن عملا به لایهی دیگری از جنگ کنونی بدل شده است.
https://t.me/rahimzayer
هرگاه پاسداری از یک آرمان، هرچقدر هم مقدس و ضروری به نظر برسد، به مجوزی برای تمرکز اختیار در دست گروهی محدود بدل شود، مرز میان صیانت از جامعه و سلطه بر آن بهآرامی محو میشود؛ زیرا قدرتی که با توجیه حمایت از خوبی و درستی شکل میگیرد، بهتدریج حق تعریف خوبی و درستی را نیز در انحصار خود میگیرد و مخالفانش را نه بهعنوان صاحبان دیدگاهی متفاوت، بلکه بهمثابه تهدیدی برای حذف دائمی بازتعریف میکند، و درست در همان لحظه پرسش بنیادین این است که سازوکار مهار این نگهبانِ بیمهار چه خواهد بود.
خطرناکترین شکل اقتدار، آن است که با نقاب خیر عمومی، حق تعیین حدود اندیشه را برای خویش مسلم بداند.
اصالتِ یک آرمان، در وسعتِ ظرفیتِ ما برای پذیرشِ تکثر و تحملِ دیدگاههایی است که شاید لزوماً با ما همسو نباشند، اما وجودشان ضامنِ پویایی و سلامتِ اخلاقیِ کلِ سیستم است.
✍️ زهرا مهر
https://t.me/rahimzayer
✍️ پاداش تلاشهای ما چیزی نیست که به دست میآوریم، بلکه کسی است که به آن تبدیل میشویم.
پائولو کوئلیو
✍️خوشبختی یعنی هر کاری را که میکنی دوست داشته باشی؛ نه اینکه هر کاری دوست داری, بکنی.
گابریل گارسیا مارکز
https://t.me/rahimzayer
