دکتر فریبا بشر دوست
رفتن به کانال در Telegram
1 078
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
1 078
روایتی هست که:👇
'کریستف کلمب' مجبور می شود برای تعمیر کشتی هایش به جامائیکا برود. بومیان جامائیکا به تعمیرات کمک می کنند و به کارگران و ملوانان کشتی ها آب و غذا میدهند. علی رغم گذشت ماه ها، تعمیرات کشتی تمام نمی شود و ملوانان و کارگران کشتی ها شروع به غارت آذوقه ی بومیان می کنند.
بومیان از این وضعیت عصبانی می شوند و به حمایت از نیروهای 'کلمب' خاتمه می دهند. کریستف کلمب عاجز و درمانده می شود و تقویم کشتی را ورق میزند. در آن دوران از تقویم هایی در کشتی ها استفاده میشد که موقعیت ستارگان هم در آن ثبت میشد. کلمب متوجه میشود که فردا ماه گرفتگی روی خواهد داد. فکر جالبی به ذهن کلمب میرسد و بی درنگ به ریش سفید بومیان مراجعه میکند.
کلمب به ریش سفید می گوید که با خداوند صحبت کرده و خداوند از قطع پشتیبانی بومیان بسیار خشمگین شده است و این خشم خود را به صورت رنگ سرخ در روی ماه نشان خواهد داد!
شب بعد ماه گرفتگی شروع می شود و رنگ ماه سرخ می شود.
پسر کلمب آن لحظات را این گونه در دفتر خود ثبت کرده است:
"با فریاد و فغان از هر سمتی به طرف کشتی ها آمدند و با خود آب و غذا آوردند. آنها به دریاسالار (کلمب) التماس کردند تا از خداوند بخواهد تا آنان را ببخشد."
کریستف کلمب به ساعت شنی نگاه میکند. ماه گرفتگی چهل و هشت دقیقه ای رو به پایان بود. وی به بومیان رو میکند و میگوید که خداوند آنان را بخشیده و در مدت زمان کمی، رنگ ماه را به رنگ سابق باز خواهد گرداند. بومیان به محض پایان ماه گرفتگی به جشن و پایکوبی میپردازند.
فردای آن روز، کریستف کلمب تنها یک جمله در دفتر خود می نویسد:
*"جهالت همیشه بَردگی می آورد."*
https://t.me/DrBashardoost
1 078
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
📚نکته های کوچک، درسهای بزرگ🫂
زندگى مثل یک کامواست
از دستت که در برود، مى شود
کلاف سر در گم ، گره مى خورد
میپیچد به هم، گره گره مى شود
بعد باید صبورى کنى، گره را به وقتش
با حوصله وا کنى….
زیاد که کلنجار بروى، گره بزرگتر میشود
کورتر مى شود.
یک جایى دیگر کارى نمى شود کرد
باید سر و ته کلاف را برید….
یک گره ى ظریف و کوچک زد
بعد آن گره را توى بافتنى جورى قایم کرد، محو کرد
جورى که معلوم نشود….
یــادمان بــــاشد
گره هاى توى کلاف
همان دلخورى هاى کوچک و بزرگند
همان کینه هاى چند ساله
باید یک جایى تمامش کرد
سر و تهش را برید….
زندگى به بندى بند استْ به نام “حـرمت”
که اگر پاره شودتمام است…
https://t.me/DrBashardoost
1 078
🔲⭕️ معرفی خطاهای شناختی که همه ما مرتکب میشویم:
🔹ذهنخوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.
🔸پیشگویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.
🔹فاجعهسازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر در دانشگاه قبول نشوم”.
🔸برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.
🔹نادیده گرفتن جنبههای مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”قبول شدن در کنکور که کار مهمی نیست”.
🔸فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.
🔹تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.
🔸تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.
🔹باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید در کنکور قبول شوم”.
🔸شخصیسازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.
🔹سرزنشگری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”والدینم باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.
🔸مقایسههای نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.
🔹تاسفگرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.
🔸چی میشد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”
🔹استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."
🔸نادیدهانگاری شواهد متناقض ignoring counter evidences
شواهد یا استدلال های ناهمخوان با تفکر خود را ردرد می کنید. مثل : ” هیچ کس مرا دوست ندارد”. هر گونه شواهد متناقض را نادیده می گیرد و در نتیجه فکرتان همیشه تایید می شود.
🔹قضاوتگرایی judgment focus
به جای این که خودتان، دیگران و حوادث پیرامون را بپذیرید و درک کنید، اغلب آن ها را در قالب ارزیابی های سیاه و سفید می نگرید. دائم خودتان و دیگران را طبق یکسری معیار های دلبخواهی، ارزیابی می کنید و متوجه می شوید که خودتان و دیگران پایین تر از آن حدی هستید که باید باشید. مثل : ”در دوران دانشگاه خوب عمل نکردم” یا ”اگر تنیس بازی کنم، از پس آن بر نمی آیم” یا ”سارا چقدر موفق است، ولی من اصلا موفق نیستم”.
▪️منبع: تکنیک های شناخت درمانى
🖋 نوشته: رابرت لی هی
📝 ترجمه: حسن حميدپور
https://t.me/DrBashardoost
1 078
💕مردی با سگش در جنگلی دچار سانحه ای شده و هر دو بشدت زخمی میشوند در کلبه جنگلی شب تا صبح سگ میتواند درد را تحمل کند مرد نمی تواند چون مرد :
میداند اسم دردش چیست
میداند اگر امکانات کافی حاضر بود زودتر از درد میتوانست خلاص بشود
میداند اگر فلان اشتباه را نمیکرد ممکن بود اصلا زخمی نشود
میداند اگر زود درمان نشود ممکن هست عفونت کند
ولی برای سگ درد فقط چیزی ست که هست و تحمل می شود!
آگاهی بر رنج با افزودن دانش در مورد رنج تفاوت بسیار دارد. سیل عظیمی از تعالیم رنج های انسان را به باد تمسخر گرفته و تحقیر کرده و آن را خواب یا حتی دیوانگی و چیزی اضافه که هرگز نباید تجربه شود میدانند. پذیرش این شکل تعالیم آستانه تحمل رنج ها را بالا نمیبرد بلکه پایین می آورد. چیزی که بسیاری از سالکان به آن دچار میشوند.
https://t.me/DrBashardoost
1 078
Repost from مرکز روانشناسی کودک کاویان
آموزش مهارت های زندگی به زبان فلسفه
✍️مهارت هایی که کودک در این کلاس ها یاد میگیرد :
۱- تمرکز و توجه
۲- مهارت چالش و کسب تجربه
۳- حل مسئله و درک از مشکل خود
۴- پذیرش خود با تمام ویژگی هایی که دارد
۵- روبرو شدن با ترس های بیرونی و ذهنی خود
۶- یادگیری مهارت رقابت سالم
سه شنبه هر هفته ساعت ۱۸ الی ۱۹:۱۵
👩💼 سمیرا قباخلو
روانشناس بالینی
گروه سنی : ۶ - ۱۳ سال
@kauvianclinic
1 078
Repost from مرکز روانشناسی کودک کاویان
آموزش مهارت های زندگی به زبان فلسفه
✍️مهارت هایی که کودک در این کلاس ها یاد میگیرد :
۱- تمرکز و توجه
۲- مهارت چالش و کسب تجربه
۳- حل مسئله و درک از مشکل خود
۴- پذیرش خود با تمام ویژگی هایی که دارد
۵- روبرو شدن با ترس های بیرونی و ذهنی خود
۶- یادگیری مهارت رقابت سالم
سه شنبه هر هفته ساعت ۱۸ الی ۱۹:۱۵
👩💼 سمیرا قباخلو
روانشناس بالینی
گروه سنی : ۶ - ۱۳ سال
@kauvianclinic
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
