دکتر فریبا بشر دوست
رفتن به کانال در Telegram
1 075
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
1 078
@ drbashardoost
*پدر*💔
عباس نگاهی بهش کرد و گفت : اینجا قهوه خانه است پدر جان ، مشاور املاکی دو تا کوچه آنورتره ...
پیرمرد پرسید:
اینجا چی میفروشید؟
گفت :
صبحانه و ناهار و قلیان.
پیرمرد گفت :
یک قلیان به من بده.
عباس به قصد دک کردن پیرمرد گفت :
صاحبش نیست ، برو بعدا بیا
از رفتار و گفتار پیرمرد میشد تشخیص داد که دچار آلزایمراست...
صداش کردم پیش خودم و گفتم: بیا بشین اینجا پدر جان .
اومد نشست کنارم و گفت :
سلام
به زور جلوی بغضم رو گرفتم ، گفتم:
گرسنه نیستی؟ صبحانه میخوری؟
به عباس اشاره کردم یک پرس چرخ کرده بیاره .
با پیرمرد مشغول صحبت شدم .
چند سالته و چند تا بچه داری و شغلت چیه بگو خونه ات کجاست و کدام محله میشینید؟
میگفت: دنبال خونه اجاره ای می گردم برای رفیقم ، صاحبخونه جوابش کرده...
گفتم :رفیقت الان کجاست؟
نمیدونست.
اصلا اسم رفیقش رو هم یادش نبود.
عباس صبحانه رو با کمی خشم گذاشت روی میز و رفت .
به پیرمرد گفتم: بخور سرد نشه...
صبحانه خودم تمام شد و رفتم پیش عباس .
گفتم چرا ناراحت شدی ؟
@drbashardoost
گفت:
تو الان این آدم رو مهمان کردی و این الان یاد میگیره هر روز بیاد اینجا و صبحانه طلب کند.
گفتم: خاک بر سرت
این آدم الان از در مغازه تو بره بیرون یادش میره که اینجا کجا بوده و اصلا چی خورده یا نخورده...
در ثانی هر وقت اومد اینجا و صبحانه خواست بهش بده و از حساب من کم کن.
شرمنده شد و سرش رو انداخت پائین .
برگشتم سمت پیرمرد و گفتم : حاجی چیزی لازم نداری؟
گفت :قلیان میخوام
اشک چشمانم رو تار کرده بود .
یاد پدر افتادم که همیشه قلیان با تنباکوی سمل آباد میکشید و عاشق قلیان برازجانی بود.
به عباس گفتم :یک قلیان خوانسار براش بزنه
نشستم به نگاه کردن پیرمرد
پدرم رو در وجود اون جستجو میکردم
پدری که دیگه ندارمش ....
بهش گفتم خونه تون رو بلدی؟
گفت :همین دور و برهاست .
ازش اجازه گرفتم و جیبهاش رو گشتم
خوشبختانه شماره تماسی داخل جیبش بود .
زنگ زدم و پسر جوانی جواب داد بهش داستان رو گفتم و گفت سریع خودش رو میرسونه...
نفهمیدیم کی از خونه زده بیرون اما از خونه و زندگیش خیلی دور شده بود.
یاد اون شبی افتادم که تهران رو در جستجوی پدر زیر و رو کردیم. ساعتها گشتیم و نگاه نگرانمون همه کوچه ها رو زیر و رو کرده بود.
@drbashardoost
یاد اون شبی افتادم که با همه خستگی که داشتم رفتم اسلامشهر تا پدر رو از مرکزی که کلانتری ابوسعید تحویلش داده بود به اونجا تحویل بگیرم
یاد صدای لرزانش افتادم که بدون اینکه من رو بشناسه ازم تشکر کرد و گفت :
ببخشید اذّیتت کردم.
یاد روزهای آخر پدر افتادم که هیچکس و هیچ چیز یادش نبود.
پیرمرد رو به پسرش سپردم و خداحافظی کردم.
تا یک ساعت تمام بغضهای این سالها اشک شدند و از چشم من باریدند.
آلزایمر تمام ماهیت آدمی رو به تاراج میبره...
***@drbashardoost
*شاید روزی ما هم به این روز گرفتار شویم و تنها شویم*
*در مواجهه با اشخاصی که دچار آلزایمرهستند، صبور باشیم و مهربان....*
اونها قطعاً ما و رفتارمون رو فراموش می کنند ، اما این ما هستیم که هرگز فراموششون نخواهیم کرد.
*مسعود عنصری
1 078
چرا انسانهایی که به اخلاق باور دارند دست به شرارت میزنند؟
|حمید مطهری
هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع، سردرگمکننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجهگران هم چهبسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
پاسخ بندورا استاد دانشگاه استنفورد چنین است: افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبههای غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند.
او این حالت را "غیرفعالکردن کنترل درونی" نامید. این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی- روانی را که میتوانند باعث غیرفعالشدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
۱. توجیه اخلاقی؛ با تاکید بر اهداف متعالی، رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. تروریستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاککردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و ...
۲. تلطیف لغوی یا حسن تعبیر؛ نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهره آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرمکردن" بهجای شکنجهکردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" مینامیدند. نمونههای دمدستیتر این روش استفاده از "اختلاس" بهجای دزدی و "شیطنت" بهجای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
۳. مقایسه با دیگران؛ در این روش فرد با مقایسه رفتار خود با نمونههایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
۴. جابهجایی یا تقسیم مسئولیت؛ فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان آمریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی ۱۴ نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
۵. انسانیتزدایی از قربانی؛ منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشهدار شود، آسیبرساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیاخواندن بردهها، کمعقل دانستن زنان و ... درواقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
۶. مقصردانستن قربانی؛ در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریکآمیز بوده، نمونههایی از این مکانیسم هستند.
جنایت چگونه تبدیل به تکلیف میشود؟
|دکتر محمدرضا سرگلزائی
هیتلر به تنهایی جنایات خود را سازماندهی نمیکرد. آیشمن جزو یکی از آنان بود. پژوهشگران برجستهای به مطالعه پرونده آیشمن پرداختند. آنها کنجکاو بودند ببینند وضعیت روانی کسی که مرگ هزاران انسان بیگناه را مدیریت کرده چگونه است. یکی از معروفترین کسانی که پرونده آیشمن را بررسی کرد هانا آرنت بود. نتیجه تحقیقات پژوهشگرانی برجسته در سطح آرنت این بود که آیشمن هیچگونه بیماری روانی نداشت. او نه نسبت به لهستانیها و نه نسبت به یهودیان، هیچ خاطره بد یا کینهای نداشت. آیشمن در تمام سالهای مدرسه و دانشگاه فردی منضبط، قانونمند، وظیفهشناس و نمونه بود! آیشمن هیچ سابقه شخصی از پرخاشگری و خشونت نداشت و در خانواده و دوستان بهعنوان فردی معاشرتی، مهربان و گرم شناخته میشد! آیشمن اعتقاد داشت که بهعنوان یک تکنوکرات به وظایفش عمل کرده است، سیستمی که در آن کار میکرد ماموریتی را به او محول کرده بود و او هم به بهترین نحو ماموریت را مهندسی کرده بود!
در جنایات بزرگ و نظاممند به دنبال شخصیتهای ضد اجتماعی نگردید، شاگرد اولهایی با معدل بالا و نمره انضباط بیست، بدنه ماشینهای سرکوب را میسازند و نوابغ خودشیفته (Narcissistic) این کارمندان شریف، وظیفهشناس و مطیع را به "انجام وظیفه" مکلف میکنند!
جنایتهای سازمانیافته و کلان زمانی محقق میشوند که "جنایت" تبدیل به "وظیفه" شود! شعبده رهبران توتالیتر همچون هیتلر، استالین و مائو این است که جنایت را تبدیل به تکلیف میکنند!
https://t.me/DrBashardoost
1 078
جملاتی از کتاب فلسفه تنهایی نوشته لارس اسونسن
🔸از تنهایی تعاریف گوناگونی بهدست دادهاند، اما یک چیز در همه این تعاریف مشترک است: حس درد یا اندوه از جدا یا تنها ماندن و احساس عدم نزدیکی بهدیگران. اکثر تعاریف گونههایی از همین ویژگیهای اساسی هستند. اما در چنین تعاریفی گفته نمیشود که احساس تنهایی علتی درونی دارد یا بیرونی و آیا این احساس ناشی از سرشت خود فرد است یا محصول شرایطی که در آن زندگی میکنند.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۹)
🔸یکی از پژوهشگران با بررسی چهارصد مقالهای که درباره تجربه تنهایی نوشته شدهاند بهاین نتیجه رسیده است هیچ ارتباطی میان میزان تنهایی فیزیکی و شدت احساس تنهایی وجود ندارد.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۲۴)
🔸تنهایی را بهخودیخود نباید یک بیماری انگاشت. هرچه باشد همه آدمها گاهی احساس تنهایی میکنند، و میتوان تنهایی را جزئی طبیعی از سیستم دفاع احساسی ما تلقی کرد. علاوه بر این، همانگونه که ترس یک بیماری نیست، تنهایی هم بهخودیخود بیماری به حساب نمیآید. اما درست همانطور که احساس ترس میتواند رشد کند و بهحد بیماری برسد و بیش از اندازه شدید و افراطی شود بهنحوی که زندگی و قدرت عمل را مختل کند، تنهایی هم میتواند همینگونه باشد. تنهایی، در این حالت شدید و افراطی، میتواند عواقب وحشتناکی برای سلامتی جسمی و روحی فرد داشته باشد.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۴۰)
🔸افراد تنها حریصانه همیشه بهدنبال یافتن نشانههایی از طرد شدن در نزد دیگران هستند و بنابراین چنین نشانههایی را هم بهراحتی مییابند و با شدت هرچه تمامتر بهچنین نشانههایی واکنش نشان میدهند.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۸۱)
🔸فردِ تنها فکر میکند که مورد محبت کسی نیست و هیچکس دلش نمیخواهد با او دوست شود، اما شاید مشکل دقیقا همین است که چون از عشق و دوستی توقع بسیار ناممکنی دارد نمیتواند محبت یا دوستی کسی را جلب کند.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۲۳)
🔸پژوهشی درباره دو هزار فرد نوجوان و بالغ در طول سه سال نشان داد آنهایی که از شبکههای اجتماعی استفاده میکردند آشنایان بیشتر و دیدارهای شخصی بیشتری با آشنایانشان داشتند. همین نشان میدهد که این یافته که رسانههای اجتماعی جایگزینِ اشکالِ دیگر معاشرت نشدهاند درست است. ضمنا، استفادهکنندگان از رسانههای اجتماعی میگویند بیش از کسانی که از این رسانهها استفاده نمیکنند احساس تنهایی میکنند.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۴۵)
🔸آرتور شوپنهاور میگوید آدمی فقط زمانی و تا حدی خودش و آزاد است که در خلوت خویش بهسر میبرد. بنابراین باید بهجوانان آموزش داد که تاب تحمل خلوت و تنهایی را داشته باشند.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۵۵)
🔸ما در دورانی زندگی میکنیم که اکثرمان بهحال خودمان واگذاشته نشدهایم و مکالمات تلفنی، پیغامهای نوشتاری، توئیتر، فیسبوک و اسکایپ ضامن ارتباط و تعاملمان با دیگران هستند. دسترسی بهخلوت و انزوا نادرتر و دشوارتر از پیش شده است، علیالخصوص بهاین دلیل که ما خودمان انتخابمان این بوده است که معاشرتها را جایگزین خلوت و خلوتگزینی کنیم. شاید بزرگترین مسئله دوران ما احساس تنهایی مفرط نیست بلکه فقدان خلوت و انزواست.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۷۳)
🔸احساس تنهایی شما بدین معنا نیست که شما حق دارید از دیگران توقع داشته باشید که برای رفع این احساستان دست بهاقدامی بزنند. اصلا زندگی بدون تنهایی جزو حقوق انسانها نیست، درست همانطور که احساس شادی و خوشبختی جزو حقوق انسانها نیست.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۸۸)
🔸اگر یاد بگیریم به خودمان متکی باشیم بهنحوی که دیگر وابسته تایید دیگران نباشیم میتوانیم از شدت احساس تنهاییمان بکاهیم. درعینحال باید یاد بگیریم که با دیگران ارتباط برقرار کنیم و خودمان را بهروی آنان بگشاییم. اما باز با همه اینها احساس تنهایی بهناگزیر گهگاه سربرخواهد آورد. این همان احساس تنهایی است که باید مسئولیتش را بپذیریم زیرا هرچه باشد این تنهایی، تنهایی خود ماست.
(کتاب فلسفه تنهایی اثر لارس اسونسن – صفحه ۱۹۲)
https://t.me/DrBashardoost
1 078
🌿 رفتارهایی که باعث دوری و قطع ارتباط میشود؟
🌱 سرزنش فرد مقابل به جای اینکه مسئولیت و نقش خود را در مورد چگونه ایجاد شدن رابطه ناسالم به عهده بگیرید
🌱 شما در واقع افکاری را که در ذهن خودتان وجود دارند، به دیگران نسبت میدهید. برای مثال، ممکن است فکر کنید همه همکارانتان شما را احمق میدانند. شاید این طور باشد، اما این امکان هم وجود دارد که شاید اصلاً در مورد شما فکر هم نکنند. ما نمیتوانیم بدانیم آنها چه فکر میکنند. اما چیزی که ما میدانیم این است که شما فکر میکنید احمق هستید یا میترسید که احمق باشید. شما این باور را به دیگران فرافکنی میکنید، اما نمیدانید که این فکر از درون خود شما میآید، نه آنها. اگر به این باورهای خود آگاه نباشید، منجر به درد، بدبینی و قطع ارتباط میشود.
🌱 ساختن داستان و واقعیت پنداشتن داستانهایی که خود ساختهاید. شما نمیدانید که فرد مقابلتان چه فکری میکند، قصدش چیست، چرا به شیوهای خاص واکنش نشان میدهد، چرا کاری را انجام داده/نداده است، مگر اینکه بخواهید، بدانید.
وقتی بر اساس چیزی که واقعا نمیدانید درست است و فقط حدس میزنید و داستان خودتتن را میسازید، احساس آسیب، عصبانیت، اضطراب و موارد دیگر میکنید که منجر به قطع ارتباط با فرد مقابل شما میشود.
https://t.me/DrBashardoost
1 078
❗️چگونه از نظر روانی، فردی انعطافپذیر باشیم؟
❌ این دیدگاه را کنار بگذارید که نداشتن واکنش هیجانی، به معنای انعطافپذیر و تابآور بودن است.
🍀 یک پیشنهاد کلیدی این است که دقیقاً برخلاف آنچه تصور میکنید، انجام دهید. یعنی به جای اجتناب از موقعیتهای سخت، تمرین کنید تا احساسات خود را با هر چیزی که پیش میآید، تنظیم کنید.
مثلا وقتی کامپیوتر شما درست کار نمیکند، پاسخ این نیست که به طور کامل از کارهای مربوط به کامپیوتر خود، دوری کنید؛ بلکه به خود اجازه خشمگین شدن در راهی که به خودتان یا دیگری صدمه نمیزند را بدهید، و سپس حلمسئله کنید و با رویکردی تمیزتر و تازهتر به مشکل برگردید.
یعنی شما به احساسات خود توجه میکنید و آنها را به عنوان بخشی از انسان بودن خود میپذیرید.
نشیبهای زندگی به اندازه فرازهای آن خوشایند نیستند، اما با اجازه دادن به خود، برای احساس هر دو موقعیت، میتوانید به سمت تجربیات رضایتبخشتر بروید...
و این به معنی انعطافپذیری روانی است.
منبع:
Klein, R. J., Jacobson, N. C., & Robinson, M. D. (2023). A psychological flexibility perspective on well-being: Emotional reactivity, adaptive choices, and daily experiences. Emotion, 23(4), 911–924. doi: 10.1037/emo0001159
https://t.me/DrBashardoost
1 078
❗️چگونه کارایی خود را افزایش دهیم؟
✅ انتقال را یاد بگیرید.
اگر در تمرکز مشکل دارید، فاصلهایی بین وظایف خود قرار دهید. مثلا بعد از چک کردن اخبار، قبل از اینکه به سمت انجام پروژهای که به دقت بالا نیاز دارد، بروید؛ موضوعی مربوط به همان کار، که به تلاش و دقت کم نیاز دارد را انجام دهید.
✅ از شب قبل، خود را متعهد به انجام کار سخت کنید.
و روز بعد، در اولین زمان ممکن برایتان، فقط آن را انجام دهید. به خود اجازه ندهید که تأمل یا تعلل کنید.
✅ کارهایی که باید انجام دهید را جفت کنید. یعنی فعالیتی را که در انجام آن مشکل دارید را با فعالیتی که دوست دارید آن را انجام دهید، جفت کنید. به طور مثال سعی کنید زمانی که ورزش میکنید، برنامههای تلویزیونی مورد علاقه خود را تماشا کنید.
https://t.me/DrBashardoost
1 078
▫️فرد مثبت همیشه برنامه دارد.
▪️فرد منفی همیشه بهانه دارد
.
▫️فرد مثبت همیشه خود جزئی از جوابهاست
▪️فرد منفی همیشه خود بخشی از مشکلات است.
▫️فرد مثبت در کنار هر سنگی سبزه ای میبیند.
▪️فرد منفی در کنار هر سبزه ای سنگی میبیند.
▫️فرد مثبت برای هر مشکلی راهکاری میابد.
▪️فرد منفی برای هر راهکاری مشکلی میبیند.
▫️فرد مثبت همیشه دوستی ها را زیاد میکند.
▪️فرد منفی دشمنی ها را زیاد میکند.
▫️فرد مثبت میگوید اجازه بده انجام پذیر است.
▪️فرد منفی میگوید نمی توانم انجام پذیر نیست.
▫️فرد مثبت همیشه با صبر مشکلات را حل میگند.
▪️فرد منفی همیشه با خشم مشکلات را زیاد میکند.
https://t.me/DrBashardoost
1 078
🔴چاقی و یادگیری حسی
🔺برای کنترل رفتار، مغز ما باید قادر به ایجاد ارتباط باشد، یعنی ارتباط دادن یک محرک خارجی خنثی با پیامدهای متعاقب آن (برای نمونه، صفحه داغ قرمز با احتمال سوختن دست).
🔺این نوع یادگیری را یادگیری تداعی گرا (Associative learning) می نامند و پایه ای برای ایجاد ارتباطات عصبی است و توسط مغز میانی دوپامینرژیک (dopaminergic midbrain) کنترل می شود. این ناحیه گیرنده های زیادی برای مولکول های سیگنالینگ بدن (مانند انسولین) دارد و رفتار ما را با نیازهای فیزیولوژیکی بدن تطبیق می دهد.
🔺محققان موسسه تحقیقات متابولیسم ماکس پلانک به بررسی یادگیری ارتباطات در افراد با وزن طبیعی (حساسیت به انسولین بالا) و افراد دچار چاقی (کاهش حساسیت به انسولین) و اثر داروی لیراگلوتاید بر آن پرداخته اند.
🔺در این مطالعه شرکت کنندگان یک دوز از لیراگلوتاید یا دارونما را در شب دریافت کرده و صبح روز بعد یک تکلیف مرتبط با یادگیری را انجام دادند.
🔺لیراگلوتاید یک آگونیست GLP-1 است که تولید انسولین را تحریک کرده و احساس سیری ایجاد می کند. این فراورده اغلب برای درمان چاقی و دیابت نوع دو استفاده می شود.
📍توانایی مرتبط کردن محرک های حسی در شرکت کنندگان چاق نسبت به افراد با وزن طبیعی کمتر بود و فعالیت مغز در مناطق مرتبط با رمزگذاری این رفتار کاهش یاقته بود.
📍تنها پس از یک دوز لیراگلوتاید، شرکت کنندگان چاق دیگر این اختلال را نشان ندادند و هیچ تفاوتی در فعالیت مغزی بین دو گروه مشاهده نشد. به عبارت دیگر، این دارو فعالیت مغز را به وضعیت افراد با وزن طبیعی بازگرداند.
🔺رفتارهای اساسی مانند یادگیری تداعی گرا نه تنها به شرایط محیطی خارجی بلکه به وضعیت متابولیک بدن نیز بستگی دارد. بنابراین، وزن افراد در پیش بینی عملکرد مغز در یادگیری سیگنال های حسی نقش دارد.
📚منبع:
http://dx.doi.org/10.1038/s42255-023-00859-y
https://t.me/DrBashardoost
1 078
⏰زمانکوری یا Time Blindness چیست؟
مدیریت زمان پیوند عمیقی با عشق و احترام دارد.
دیر حاضر شدن در قرار ملاقاتها، جلسات و ... این پیام را میدهد: من برای شما ارزش کمی قائل هستم.
از آنجایی که آگاهی از زمان به طور طبیعی برای اکثر مردم اتفاق میافتد، کسانی که مبتلا به زمانکوری هستند ممکن است به اشتباه بیتوجه، تنبل یا غیرمسئول ارزیابی شوند، که میتواند منجر به احساس بیکفایتی و گاهی اوقات حتی افکار آسیب رساندن به خود شود.
❗️چه کسانی اختلال زمانکوری دارند؟
بعضی مواقع پیش میآید که به یک کتاب یا فیلم جذب شدهایم و در یک چشم به هم زدنی ساعتها برایمان گذشته و دیر شده است.
این موارد میتوانند گاهیاوقات پیش بیایند، اما باید آگاه باشیم که مداومت این مورد و اینکه اگر در زندگی فرد اختلال ایجاد کند، یعنی به اختلال تبدیل شده است.
زمان کوری معمولا یک علامت اساسی اختلال کمتوجهی/بیشفعالی است (مطالعات نشان داده است که افراد مبتلا به ADHD در تخمین دقیق مدت زمان سپری شده، انجام یک فعالیت در مدت زمان تعیین شده و به خاطر سپردن ترتیب زمانی درست کارها مشکل دارند)؛ اما زمانکوری با اختلالاتی مانند اوتیسم، اضطراب، افسردگی، اختلال وسواس فکری، سوگ، اختلال مصرف الکل و آسیب مغزی تروماتیک نیز مرتبط است. وجه مشترک همه این شرایط این است که عملکرد اجرایی، توانایی تنظیم احساسات، افکار و اعمال فرد را مختل میکنند.
منبع:
✒️Ainsley Hawthorn Ph.D.
📗The Sensory Revolution
https://t.me/DrBashardoost
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
