fa
Feedback
قلم سرخ

قلم سرخ

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
9 683
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
-3730 روز
آرشیو پست ها
تحلیلی بر محرومیت جدید استقلال فیفا استقلال را به سبب فسخ غیر موجه با منتظر محمد دو پنجره محروم کرده.آیا استقلال شانسی برای رفع این محرومیت و نقض رای دارد؟ با عنایت به مقررات الزام‌آور فیفا در باب «فسخ غیرموجه قرارداد» و به ویژه مواد مندرج در Regulations on the Status and Transfer of Players(بالاخص مواد 13 الی 17)، وضعیت باشگاه استقلال در پرونده منتظر محمد واجد خصیصه بارز قصور قراردادی و نقض تعهدات ثبت و اجرای قرارداد تلقی می‌گردد. مکاتبه رسمی بازیکن مبنی بر اعلام خروج از فهرست و هشدار نسبت به تبعات حقوقی، در واقع هشداری اولیه و مهلت ضمنی برای جبران یا پاسخ بوده است که از سوی باشگاه مسکوت مانده و بدین‌سان عنصر «سکوت مؤثر» به عنوان اماره پذیرش فسخ غیرموجه در نظر کمیته حل اختلاف فیفا قابل احراز شده است. علاوه بر آن، استعلام فیفا از فدراسیون ایران که متضمن تأیید عدم ثبت قرارداد بوده، جنبه اثباتی مضاعفی برای فقدان مبنای قانونی ادامه همکاری محسوب می‌شود و عملاً شاکله دفاع را از استقلال سلب می‌نماید؛ زیرا هم از حیث «اثبات قامت قراردادی» و هم از منظر «اهلیت اجرای تعهد»، سند و مدرک متقابل در کار نیست. در مرحله آتی، و حتی در فرض طرح دعوا یا تجدیدنظرخواهی نزد CAS ساختار دفاعیه استقلال به سبب فقدان مستندات مثبت، با مانع جدی مواجه است؛ چرا که ممنوعیت دو پنجره نقل و انتقال، طبق رویه ثابت CAS و فیفا، ماهیتی شبه‌انضباطی ولی در عین حال غیرقابل تعلیق دارد و به صرف توافق یا رضایت متأخر بازیکن قابل رفع نیست، مگر از رهگذر اثبات عدم مسئولیت باشگاه در وقوع فسخ یا اثبات بطلان تصمیم اولیه بر پایه ایراد شکلی شدید. بدین‌سان با توجه به استقرار رأی و فقدان عوامل مخدوش‌کننده آن، این ممنوعیت تا پنجره تابستانی دو فصل آینده استمرار خواهد داشت و آثار سنگینی بر توازن فنی باشگاه در لیگ و رقابت‌های قاره‌ای برجای خواهد گذاشت، بی‌آنکه ابزار اجرایی مؤثری برای رفع آن در اختیار مدیریت کنونی قرار گیرد. سمیعی در دوران مدیریتش بارها قراردادها را فسخ کرد و البته تعدد پرونده های فسخ در رای اخیر فیفا هم مورد تأکید قرار گرفته و سوابق استقلال در این امر مزید بر علت شده تا محروم شود. آنها با بقای این رای تا تابستان ۱۴۰۶ نمی توانند بازیکن جدیدی جذب کنند.

سمیعی استقلال را به خاک سیاه نشاند. حقوقدانی که قوانین فوتبال را نداند همین می شود.‌دو پنجره محرومیت یعنی آدان و عصایش را باید تحمل کرد

استقلال، ماشینی که شاید در ظاهر، به‌واسطه تجمیع «به‌صورت فله‌ای» نام‌های پرزرق‌وبرق و بازیکنان «اسم و رسم‌دار» ساخته شده، در باطن، از نیروی محرکه‌ای تهی گشته که جز بی‌انگیزگی، رخوت و بی‌تحرکی در آن به چشم نمی‌آید؛ جنپو، آدان و نازون عملاً «تعطیل»‌اند، ماشاریپوف در بند آسیب‌دیدگی، و آشورماتوف نیز جز آن‌چه سهرابیان پیش‌تر عرضه داشت، افزوده‌ای ندارد. آسانی، حدادی و اندونگ هرگز قامت «فوق‌ستاره» نیافته‌اند و در رأس این کاروان، سکان هدایت به فردی سپرده شده که نه تنها چیزی فزون بر ساپینتوی پیشین ارائه نکرده، بلکه خود «راننده‌ای» است که این ماشین را بی‌پروا به ورطه انحراف و «چپ کردن» برده؛ نتیجه، چیزی جز زنجیره‌ای از شکست‌ها و ناکامی‌های پی‌درپی نبوده که چونان حلقه‌های زوال، بر گردن این تیم سنگینی می‌کند. قابل پیش بینی بود که استقلال با این راننده چپ کند.

المحرق انتقام ممد حسن خان را در قلعه حسن خان گرفت تا ثابت کند دوران بزن در رو گذشته

متخصص
متخصص

تاس شون جفت شش اومد؟

خداحافظ ساپینتو؟

با ده تا آشورماتوف هم ایرادات دفاع استقلال رفع نمیشه

رامین رضاییان هم خودش بد بوده هم بازی آسانی را خراب کرده. روی گل المحرق ، جایگیری رضاییان و اسکورت کردن را ببینید

در نیمه نخست دیدار استقلال برابر المحرق بحرین، تیم میزبان نه تنها فاقد طرح و برنامه‌ مشخص برای ایجاد فشار هجومی بود، بلکه شاکله سازمان‌یافته حملات گذشته خود را نیز از دست داده بود. جناح راست که در مسابقات پیشین محور ساختار حمله استقلال محسوب می‌شد، به واسطه نفوذهای مکرر رامین رضاییان ، با تداخل نقش و وظایف آسانی مواجه شد؛ بازیکنی که خود نیز روز ضعیفی را پشت‌سر گذاشت و نتوانست ارتباط مؤثر با خطوط میانی و حمله برقرار کند. همین ناهماهنگی موجب شد در چند صحنه، استقلال در مقابله با ضدحملات حریف دچار ضعف شده و رضاییان دو سه بار جا بماند؛ یک مرتبه فرعباسی توپ را به کرنر فرستاد و نوبت دیگر مدافع راست آبی ها با ارتکاب خطا و دریافت اخطار، صحنه را خاتمه داد. قیاس این عملکرد با هماهنگی دفاعی و پوشش بهتر حردانی در بازی‌های پیشین، نشان از کاهش انسجام دفاع راست استقلال دارد. از جنبه دفاعی نیز استقلال تحت فشار حملات و پرس نسبی المحرق، جلوه‌ای ناهماهنگ و غیرسیستماتیک از خود نشان داد. خط دفاعی و هافبک های میانی در مواقع عقب‌نشینی فاقد همپوشانی لازم بودند و فاصله میان مدافعان میانی و کناری فضاهای قابل‌نفوذ برای مهاجمان بحرینی ایجاد کرد. نتیجه آنکه استقلال در طول نیمه نخست، نه توانست ساختار دفاعی محکمی بسازد و نه موفق به پیاده‌سازی فاز انتقال مؤثر از دفاع به حمله شد؛ ضعف در چینش و مدیریت لحظات گذار باعث شد استقلال فاقد هویت فنی مشخص باشد و بیشتر به واکنش‌های موردی بسنده کند تا اجرای یک سناریوی پیش‌بینی‌شده.

رامین رضاییان: به زودی تاس ساپینتو جفت شش می شود. پ.ن: جفت شش که با پرسپولیس و العین شدید. الان بحث جفت هفت است

اصرار وحید هاشمیان بر آزمودن بازیکنان پرسپولیس در پست‌های غیرتخصصی، نه تنها روند هماهنگی تیم را مختل می‌کند بلکه توان بالقوه‌ی مهره‌ها را نیز به هدر می‌دهد. فوتبال حرفه‌ای اقتضا دارد هر بازیکن در جایگاهی بازی کند که مهارت، تجربه و آشنایی عملی او بیشترین بازده را برای تیم رقم بزند. جابه‌جایی‌های بی‌منطق و مکرر، موجب کاهش اعتمادبه‌نفس، افت عملکرد فردی و از دست رفتن انسجام تاکتیکی می‌شود. پرسپولیس برای دستیابی به موفقیت، نیازمند چیدمانی استوار بر اصول فنی و علمی است، نه آزمایش‌های پرریسکی که تیم را به مرحله آزمون و خطا در مسابقات حساس می‌کشاند. از دیگر سو، اتخاذ رویکرد هجومی و بدون ترس، نه تنها با فلسفه و سبک اصیل پرسپولیس همخوانی دارد، بلکه می‌تواند روحیه تیم را برای مواجهه با حریفان قدرتمند تقویت کند. ساختار هجومی، وقتی با چینش منطقی و در پست‌های تخصصی همراه باشد، توان خلق موقعیت‌های بیشتر، فشار مداوم بر دفاع حریف و بهره‌برداری حداکثری از توان فنی بازیکنان را فراهم می‌آورد. هاشمیان باید از هرگونه محافظه‌کاری بی‌ثمر بپرهیزد و تیم را بر اساس منطق تاکتیکی، شناخت دقیق از توان مهره‌ها و جسارت در حمله، به گونه‌ای بچیند که پرسپولیس نه تنها در نتیجه بلکه در کیفیت بازی نیز برتری خود را به رخ بکشد.

ماندن طولانی‌مدت مدیرعامل فعلی باشگاه پرسپولیس، در حالی‌که عملکرد وی با انتقادات گسترده هواداران و کارشناسان روبه‌روست، نه تنها موجب بهبود مدیریت و شرایط باشگاه نشده بلکه نوعی فرسایش روحی و ساختاری را در تیم پدید آورده است. شعار مکرر «درویش حیا کن، پرسپولیس را رها کن» صرفاً یک اعتراض احساسی نیست، بلکه بازتاب یک واقعیت مدیریتی است: استمرار حضور مدیری که نتوانسته در عرصه نقل‌وانتقالات، حفظ ستاره‌های کلیدی، تأمین منابع مالی پایدار خارج از بودجه مالک و ایجاد آرامش در محیط باشگاه موفق باشد، تنها به استمرار بحران و عقب‌ماندگی رقابتی منجر خواهد شد. در چنین شرایطی، باقی‌ماندن وی بیش از آنکه انگیزه‌ساز باشد، به تثبیت وضع موجود و جلوگیری از اصلاحات بنیادین می‌انجامد. از منظر منافع باشگاه، رفتن درویش می‌تواند نقطه آغاز یک بازسازی جدی باشد؛ زیرا تغییر مدیریت، امکان ورود مدیران تازه‌نفسی را فراهم می‌آورد که با رویکرد علمی‌تر و ارتباطات گسترده‌تر در سطح مالی و ورزشی، قادر به ترمیم ضعف‌های انباشته و بازگرداندن روح رقابت و اقتدار به تیم هستند. این تحول، نه فقط برای هواداران بلکه برای بازیکنان و کادر فنی نیز انگیزه و امید تازه ایجاد می‌کند و باشگاه را از فضای رکود و تشویش خارج می‌سازد. در واقع، ترک صندلی مدیریت توسط درویش، نه یک خسارت بلکه گامی ضروری در مسیر بازگشت پرسپولیس به جایگاه واقعی خود در فوتبال ایران و آسیاست.

سید جلال شفاف تمام مشکلات پرسپولیس را گفت. از ناکارآمدی درویش و پشت پرده ها ، راحت حرف زد. هوادار تکلیفش معلوم است . با این روند فعلی مدیریت نمی شود موفق شد

بانک ها مجوز بنگاه داری ندارند. برای حل این مشکل سال قبل بانک مرکزی مجوز هزار و پانصد میلیارد تومان برای دو سال را برای مخارج پرسپولیس داد. این بیست میلیون دلار را از کجا آوردی آقای درویش که با این مصاحبه کاری میکنی فردا دلال ها هر بنجلی را با قیمت گزاف به پرسپولیس معرفی کنند؟

هاشمیان اگر برود، مبادا به مربی داخلی دیگری فکر کنید. تکرار اشتباه دیوانگی است

استقلال اگه میخواد دلیل ناکامی هاش را بفهمه باید چت های منتشر شده از ایجنت بازیکنان خارجی و تاکید بر سهم ایجنت مربی را بارها بخونه.

یک روزی یک حرفی به یک مدیر باشگاه زدم. حالا اینجا تکرارش می کنم: تفاوت بازیکنان مستعد تیم های رده های پایین با نامداران لیگ برتر فقط سه ماه تمرین و افزایش تجربه است. در ایران به هر بازیکنی بالای حداکثر ده میلیارد می دهند خیانت است.

تاجرنیا:الو سیدورف جان. سیدورف:بله تاجرنیا: پلیز برگرد. باز هم تیم گند زد

استقلال تا آخر فصل ۱۱ بازیکن را خواهد داشت؟ سهرابیان ، آغاسی و حالا آزادی . هر بازی یکی باید حیا کند