fa
Feedback
چراغبان

چراغبان

رفتن به کانال در Telegram

"گفتی این باید جایی گفته شود؛ جایش شاید اینجاست

نمایش بیشتر
3 851
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
-1730 روز
آرشیو پست ها

Repost from Openvpn
اشتراک فیلترشکن اختصاصی Openvpn قیمت هر اکانت نامحدود یکماهه 🎈 حجم نامحدود 390 (تک کاربره) 🎈حجم نامحدود 445 (دو کاربره) 🎈ح
اشتراک فیلترشکن اختصاصی Openvpn
قیمت هر اکانت نامحدود یکماهه
🎈 حجم نامحدود 390 (تک کاربره) 🎈حجم نامحدود 445 (دو کاربره) 🎈حجم نامحدود 515 (چهار کاربره) ارتباط با پشتیبانی👇👇👇👇 @Opvpadm @Opvpadm @Opvpadm @vpnnopenn ادرس کانال

پنجشنبه @cheraaghbaan
پنجشنبه
@cheraaghbaan

Repost from ALWAYS
یه سکانس از فیلم بید و باد به نویسندگی محمدعلی طالبی و کیارستمی میبینم. دوتا پسر کوچیک سوار یه موتورن. پسر عقبی یه شیشه تو دستشه؛ میگه آروم برو الان از دستم میوفته. راننده میگه خیلی آرومه، گاز نمیدم، باد داره میبره مارو. پسر عقبی باز میگه آروم برو، من میخوام پیاده شم. راننده میگه نترس سفت بشین. این‌دفعه با گریه میگه اگه بشکنه دیگه پول ندارم بخرم، میخوام پیاده شم. و موتور همینجور میره. بی‌توجه به گریه‌ها، عجزها، لابه‌ها. و تو باید با شیشه توی دستت ادامه بدی. با اشک‌ها، نخواستن‌ها.

عمیقا حس می‌کنم دیگه هیچ آدم جوونی توی این کشور نمونده. همه یا پیر شدن یا کشته.

«کاغذها برای رفتگان ناکافی‌اند. وسعتشان کفافِ نام و نشانِ همگی‌شان را نمی‌دهد. سال‌ها پیش از نویسنده‌ای ایرلندی می‌خواندم که برای نوشتن، گاه کتاب‌ها هم ناکافی‌اند. برخی شعرها را نمی‌توان روی صفحه‌های کاغذی نوشت. جا نمی‌شوند. اندوه و مهابتشان بزرگ‌تر از صفحۀ کاغذ است. آن‌ها را باید بر تنِ شهر نوشت؛ روی دیوارها، پل‌ها، سنگ‌ها و ساختمان‌هایش. شهر در وسعتش بخشنده‌تر است و در عمر بلندش یادآورتر. شهر، این‌گونه، یادبودی می‌شود و شهادت می‌دهد؛ نه فقط بر آوازۀ حاکمان و نام‌آوران، که بر عمرِ به‌ناحق بُریده و کوتاه‌شدۀ مردمان.

معلوم نیست ازش ناامید شدن گذاشتنش اینجا تا کامل جون بده و خشک بشه، بیفته و گلدونش رو صاحب بشن، یا از یه جای خیلی بدتر گذاشتنش
معلوم نیست ازش ناامید شدن گذاشتنش اینجا تا کامل جون بده و خشک بشه، بیفته و گلدونش رو صاحب بشن، یا از یه جای خیلی بدتر گذاشتنش اینجا بلکه دوباره جون بگیره سبز بشه لایق باغ و بستان شه! ... بلا تشبیه یه جورایی شبیه وضعیت نامعلوم خودمونه، داریم خشک می‌شیم بیفتیم یا ریشه بزنیم...؟ @cheraaghbaan

معلوم نیست ازش ناامید شدن گذاشتنش اینجا تا کامل جون بده و خشک بشه، بیفته و گلدونش رو صاحب بشن، یا از یه جای خیلی بدتر گذاشتنش
معلوم نیست ازش ناامید شدن گذاشتنش اینجا تا کامل جون بده و خشک بشه، بیفته و گلدونش رو صاحب بشن، یا از یه جای خیلی بدتر گذاشتنش اینجا بلکه دوباره جون بگیره سبز بشه لایق باغ و بستان شه! ... بلا تشبیه یه جورایی شبیه وضعیت نامعلوم خودمونه، داریم خشک می‌شیم بیفتیم یا ریشه بزنیم...؟ @cheraaghbaan

photo content

طنز ماجرا اینجاست، که انسان خردمند بر کل جهان تسلط یافت،چون موجودی اجتماعی بود، اما برای اختراع های فنی ای که زندگی مان را دگ
طنز ماجرا اینجاست، که انسان خردمند بر کل جهان تسلط یافت،چون موجودی اجتماعی بود، اما برای اختراع های فنی ای که زندگی مان را دگرگون کرد، باید از افراد نسبتا غیراجتماعی جامعه مان ممنون باشیم!!
برگرفته از کتاب جهش اجتماعی نوشته ویلیام فون هیپل

Still Above Them.mp36.60 MB

در بخشی از بازی Bloodborne، دختربچه‌ای از پشت پنجره با تو صحبت می‌کند. او می‌گوید پدرش، برای شکار از خانه رفته و هنوز برنگشته است. مادرش هم برای پیدا کردن او خانه را ترک کرده است. دختر جعبه‌موسیقی‌ به تو می‌دهد و می‌گوید این آهنگ موردعلاقه پدرش است. همیشه پدرش دور از خانه و در شکار با شنیدن این موسیقی برای لحظه‌ای به یاد خانواده‌اش می‌افتاده. کمی بعد، جنازه مادر همان دختر را پیدا می‌کنی؛ زنی که در راه پیدا کردن همسرش کشته شده است. اندکی بعد نیز با خود پدر روبه‌رو می‌شوی. او، مانند بسیاری از شکارچی‌های شهر، بر اثر نفرین کنترل خود را از دست داده و هیولا شده است. اگر هنگام مبارزه جعبه‌موسیقی را به صدا دربیاوری، پدر هیولا شده برای چند ثانیه سرش را می‌گیرد و از حمله دست می‌کشد؛ انگار که برای لحظه‌ای همسر و دخترش را به یاد می‌آورد. اما این خاطره دیگر کافی نیست. نفرین نیرومندتر است و سرانجام او کاملاً به هیولا تبدیل می‌شود و در پایان، برای متوقف کردنش چاره‌ای جز کشتنش نداری. تراژدی این داستان در همین است: جعبه‌موسیقی هنوز می‌تواند برای چند ثانیه انسانیت پدر را بیدار کند، اما دیگر نمی‌تواند او را نجات دهد.

امشب به یاد فیلم Sirat اقتادم، و این‌که چقدر خودمان را به آن وضعیت نزدیک می‌بینم؛ انگار فاصله‌ی میان زندگی عادی و سرگردانی، م
امشب به یاد فیلم Sirat اقتادم، و این‌که چقدر خودمان را به آن وضعیت نزدیک می‌بینم؛ انگار فاصله‌ی میان زندگی عادی و سرگردانی، میان امنیت و فروپاشی، بسیار کمتر از چیزی است که همیشه تصور می‌کردیم. کافی است جهان فقط اندکی از تعادلش خارج شود تا همه‌چیز ناگهان رنگ دیگری بگیرد. ما ماه‌هاست که از تعادل خارج شده‌ایم؛ با این حال، هنوز ذره‌ای امید و اندکی میل به ادامه دادن باقی مانده است؛ همان چیزی که باعث می‌شود، با وجود همه‌ی آشوب، هنوز قدم بعدی را برداریم. شاید مرز میان نجات و سقوط، همین ذره‌ی کوچک باشد. @cheraaghbaan

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود... 🥀 @cheraaghbaan
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود... 🥀 @cheraaghbaan

پنجشنبه @cheraaghbaan
پنجشنبه @cheraaghbaan

photo content

اشتراک فیلترشکن اختصاصی Openvpn قیمت هر اکانت نامحدود یکماهه 🎈 حجم نامحدود 390 (تک کاربره) 🎈حجم نامحدود 445 (دو کاربره) 🎈ح
اشتراک فیلترشکن اختصاصی Openvpn
قیمت هر اکانت نامحدود یکماهه
🎈 حجم نامحدود 390 (تک کاربره) 🎈حجم نامحدود 445 (دو کاربره) 🎈حجم نامحدود 515 (چهار کاربره) ارتباط با پشتیبانی👇👇👇👇 @Opvpadm @Opvpadm @Opvpadm @vpnnopenn ادرس کانال

در کل تاریخ تلویزیون، هیچ شخصیتی به اندازه‌ی سر کریستون کول خود‌چس‌پندارتر و لوزر تر پیدا نمیشه #خاندان_اژدها
در کل تاریخ تلویزیون، هیچ شخصیتی به اندازه‌ی سر کریستون کول خود‌چس‌پندارتر و لوزر تر پیدا نمیشه #خاندان_اژدها

آقا ببخشید اما من واقعا حرف اینا که استوری میکنن که اگه بصیرت و چشم سوم داشته باشی میفهمی میثاقی و فردوسی پور یکی هستند رو نمی‌فهمم. خیلی هم توضیح مینویسن ها. درکم ضعیفه فکر کنم. مغزم نمی‌کشه دیگه

Hayedeh-Aroosak-320.mp312.55 MB