fa
Feedback
کانال علمیِ گروه الغدیر

کانال علمیِ گروه الغدیر

رفتن به کانال در Telegram

💞 ای ز نفس ما به ما اولی، #علی 💞 🔘 آرشیو مباحث، پُست‌های ارزشی-مناسبتی... 🔍 گپ؛ 📿 https://t.me/Alqadeer 🔍 صفحه اینستاگرام؛ 📿 instagram.com/Alghadir_fa

نمایش بیشتر
3 892
مشترکین
-1524 ساعت
-477 روز
-14230 روز
آرشیو پست ها
پیام صوتی03:31

پیام صوتی05:46

پیام صوتی03:33

پیام صوتی01:43

پیام صوتی01:36

پیام صوتی02:32

🖋️ علی صفایی حائری، معروف به عین‌صاد، بی‌تردید انسانی خالص و دردمند بود و آثارش از دغدغه جدی نسبت به انسان، تربیت، دین و جام
🖋️ علی صفایی حائری، معروف به عین‌صاد، بی‌تردید انسانی خالص و دردمند بود و آثارش از دغدغه جدی نسبت به انسان، تربیت، دین و جامعه حکایت دارد. او بر مسئولیت اجتماعی، تشکیل جمع‌های مؤمنانه و حرکت برای ساختن جامعه تأکید می‌کرد و معتقد بود انسان باید حرکت و عمل کند، اما خودش را تکیه‌گاه نداند و خدا را تکیه‌گاه حقیقی قرار دهد. 🔹 با این حال، این نقاط قوت نباید مانع نقد جایگاه فکری او شود. بخش قابل‌توجهی از آثار صفایی حاصل سخنرانی‌های دوره‌های مختلف است و همین مسئله باعث شده در برخی مباحث، تحول و تفاوت دیدگاه دیده شود. افزون بر این، بخشی از مطالب او بیشتر ذوقی است و همیشه از پشتوانه استدلالی منسجمی برخوردار نیست. به همین دلیل، به نظر می‌رسد آثار او بیش از آنکه یک نظام کامل برای «درمان» و سلوک ارائه کنند، در ایجاد «درد»، دغدغه و انگیزه حرکت موفق‌اند. ⚖️ از همین منظر، اطلاق عنوان «عرفانی و سلوکی» به اندیشه او نیز نیازمند دقت است؛ به‌ویژه با توجه به مخالفت او با عرفان مصطلح. 🔻 بنابراین، صفایی را نه باید به‌خاطر این اشکالات کنار گذاشت و نه به‌دلیل اخلاص و دردمندی از نقد معاف کرد. آثار او برای ایجاد دغدغه و ورود به برخی مباحث دینی ارزشمند است، اما باید جایگاهش را دقیق شناخت و آن را لزوماً معادل یک دستگاه کامل و نهایی فکری و سلوکی ندانست.

🖋️ علی صفایی حائری، معروف به عین‌صاد، بی‌تردید انسانی خالص و دردمند بود و آثارش از دغدغه جدی نسبت به انسان، تربیت، دین و جام
🖋️ علی صفایی حائری، معروف به عین‌صاد، بی‌تردید انسانی خالص و دردمند بود و آثارش از دغدغه جدی نسبت به انسان، تربیت، دین و جامعه حکایت دارد. او بر مسئولیت اجتماعی، تشکیل جمع‌های مؤمنانه و حرکت برای ساختن جامعه تأکید می‌کرد و معتقد بود انسان باید حرکت و عمل کند، اما خودش را تکیه‌گاه نداند و خدا را تکیه‌گاه حقیقی قرار دهد. 🔹 با این حال، این نقاط قوت نباید مانع نقد جایگاه فکری او شود. بخش قابل‌توجهی از آثار صفایی حاصل سخنرانی‌های دوره‌های مختلف است و همین مسئله باعث شده در برخی مباحث، تحول و تفاوت دیدگاه دیده شود. افزون بر این، بخشی از مطالب او بیشتر ذوقی است و همیشه از پشتوانه استدلالی منسجمی برخوردار نیست. به همین دلیل، به نظر می‌رسد آثار او بیش از آنکه یک نظام کامل برای «درمان» و سلوک ارائه کنند، در ایجاد «درد»، دغدغه و انگیزه حرکت موفق‌اند. ⚖️ از همین منظر، اطلاق عنوان «عرفانی و سلوکی» به اندیشه او نیز نیازمند دقت است؛ به‌ویژه با توجه به مخالفت او با عرفان مصطلح. 🔻 بنابراین، صفایی را نه باید به‌خاطر این اشکالات کنار گذاشت و نه به‌دلیل اخلاص و دردمندی از نقد معاف کرد. آثار او برای ایجاد دغدغه و ورود به برخی مباحث دینی ارزشمند است، اما باید جایگاهش را دقیق شناخت و آن را لزوماً معادل یک دستگاه کامل و نهایی فکری و سلوکی ندانست.

🌟 چرا علی‌الطاهر سقوط کرد؟ سقوط علی‌الطاهر را نمی‌توان صرفاً به برتری نظامی اسرائیل نسبت داد؛ هرچند اسرائیل از نظر فناوری، اطلاعات و توان متعارف برتری جدی دارد و اساساً توان پیشروی تا بیروت و حتی دمشق را دارد. عامل مهم‌تر، تغییر موازنه منطقه‌ای پس از ۲۰۲۴ است: سقوط دمشق و روی کار آمدن دولت احمد الشرع، که از قطع مسیر ایران–لبنان و مقابله با شبکه‌های حزب‌الله تا حمایت از خلع سلاح آن پیش رفته، یک پشتوانه حیاتی مقاومت را به تهدید تبدیل کرده است؛ هم‌زمان دولت عون–سلام در لبنان نیز با حمایت آمریکا و عربستان، خلع سلاح حزب‌الله را دنبال می‌کند. در نتیجه حزب‌الله ناچار است حدود دو‌سوم توان عملیاتی خود را خارج از جبهه اسرائیل، برای تهدیدات سوریه و داخل لبنان، حفظ کند؛ بااین‌حال این عوامل تشدیدکننده‌اند، نه عامل اصلی سقوط علی‌الطاهر. مسئله اصلی، ضعف نسل جدید در جنگ نامتقارن و پیامد تلاش دو دهه‌ای برای تبدیل حزب‌الله به ارتشی شبه‌کلاسیک است؛ تمرکز افراطی بر موشک و پهپاد، با وجود اهمیتشان، بخشی از مهارت‌های سنتی جنگ نامتقارن را تضعیف کرده و همان «سندروم موشک‌زدگی–پهپادزدگی» را پدید آورده است. بااین‌همه، مقایسه «حزب‌اللهی که بود؛ حزب‌اللهی که هست» نشان می‌دهد سازمان در فرماندهی، انعطاف ساختاری، استقلال یگان‌های میدانی، تکیه بر نیروهای کیفی و تغییر دکترین از «دفاع از جغرافیا به هر قیمت» به «تحمیل هزینه به دشمن» پیشرفت‌هایی داشته و روحیه نیز نسبت به گذشته افزایش یافته است. اما ضعف پهپادی، آموزش تاکتیکی و توان جنگ نامتقارن همچنان جدی است؛ بنابراین اگر قرار است مقاومت ادامه یابد، اتکا به انگیزه و شهادت‌طلبی کافی نیست و تحول عمیق در سازمان رزم، آموزش، تاکتیک و فناوری ضروری است.

🔴 تحلیل معادلات جهان و منطقه 🎙 با حضور دکتر امیر عسگر 🕘 امشب | ساعت ۲۱:۳۰ 📍 در گروه تلگرامی «الغدیر» 🔗 https://t.me/Alqa
🔴 تحلیل معادلات جهان و منطقه 🎙 با حضور دکتر امیر عسگر 🕘 امشب | ساعت ۲۱:۳۰ 📍 در گروه تلگرامی «الغدیر» 🔗 https://t.me/Alqadeer

⚠️ هفت اسیر ایرانی؛ روایتی که ۶ ماه بعد تأیید شد 🎖️ در جنگ ۴۰روزه، ایران ۷ اسیر داشته است؛ ۳ خلبان در قطر و ۴ نفر در کویت. موضوعی که تا مدت‌ها تکذیب یا مسکوت گذاشته شد و نهایتاً حدود ۶ ماه بعد، از سوی نیروهای مسلح تأیید شد. ✈️ ماجرای قطر به روز سوم جنگ برمی‌گردد؛ زمانی که دو فروند سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش از پایگاه هفتم شکاری شیراز به سمت پایگاه آمریکایی العدید در قطر پرواز کردند. بر اساس روایت ایرانی، جنگنده‌ها موفق به بمباران العدید شدند، اما در مسیر بازگشت توسط پدافند قطر هدف قرار گرفتند. 💥 یکی از خلبانان، سرتیپ کاظمی، به شهادت رسید و ۳ خدمه دیگر زنده ماندند و به اسارت ارتش قطر درآمدند. ایران نیز در نامه‌ای رسمی به صلیب سرخ جهانی، زنده بودن و اسارت این سه نفر را اعلام کرده است. 🔎 روایت قطری اما متفاوت است؛ بر اساس آن، هر چهار خلبان در جریان ساقط شدن دو سوخو-۲۴ جان باخته‌اند. در همان مقطع نیز تصاویری از قطعات هواپیماهای ایرانی که از خلیج فارس خارج شده بود منتشر شد. 🚤 چهار اسیر دیگر در کویت هستند. در هفته‌های نخست جنگ، کویت مدعی شد خدمه یک قایق نیروی دریایی سپاه را در حوالی سواحل و جزیره بوبیان، محل استقرار تفنگداران دریایی آمریکا، شناسایی و بازداشت کرده است. آن زمان ایران این خبر را تکذیب کرد؛ اما در گزارش اخیر، وجود ۴ اسیر ایرانی در کویت تأیید شده است. 📌 بنابراین، بر اساس روایت رسمی جدید، مجموعاً ۷ نیروی ایرانی در جریان جنگ به اسارت درآمده‌اند؛ ۳ نفر در قطر و ۴ نفر در کویت. ⚖️ مسئله اصلی اما فراتر از اصل اسارت است: چرا موضوعی با این اهمیت، حدود ۶ ماه بعد مطرح شد؟ چرا درباره سرنوشت این اسرا مطالبه‌گری عمومی شکل نگرفت و چرا مسئله در تعاملات دیپلماتیک با قطر و کویت، به‌صورت جدی و علنی پیگیری نشد؟ 🤝 به‌ویژه درباره قطر، پرسش جدی‌تر است؛ چرا کشوری که جنگنده‌هایش در جریان عملیات علیه پایگاه آمریکایی العدید، دو جنگنده ایرانی را هدف قرار داده و مانع از بازگشت آنها شده، در ادامه به‌عنوان میانجی میان ایران و آمریکا ایفای نقش می‌کند؟ 🔥 از منظر این روایت، قطر صرفاً یک کشور ثالث نبوده؛ بلکه با حفاظت از پایگاه العدید و جلوگیری از حمله موفقیت‌آمیز ایران به یک پایگاه آمریکایی، عملاً در تداوم ظرفیت حملات آمریکا علیه ایران نقش داشته است. 🎯 اکنون مسئله روشن است: هفت نیروی ایرانی در این جنگ اسیر شده‌اند و موضوع آنها نمی‌تواند در حاشیه تحولات سیاسی و دیپلماتیک باقی بماند. نخستین گام، به‌رسمیت‌شناختن صریح مسئله، پیگیری مستمر وضعیت اسرا و تبدیل آن به یک مطالبه جدی در عرصه دیپلماسی است.

📊 گزارش فایننشال‌تایمز یک نکته مهم را روشن می‌کند: جهش قیمت نفت بعد از تحولات هرمز و باب‌المندب، بازار اوراق آمریکا را هم تحت فشار گذاشت و حتی احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو بالا رفت. اما با انتشار خبر دیدار کشورهای خلیج فارس با ایران برای حل موقت مسئله تنگه هرمز، نفت عقب نشست و بازار هم کمی آرام شد. 🔎 سؤال اصلی اینجاست: آیا این اجلاس واقعاً قرار است به محاصره دریایی ایران پایان بدهد و حاصل مذاکرات پشت‌پرده‌ای باشد که با هماهنگی قدرت‌های بزرگ به توافق نهایی رسیده؟ اگر بله، طبیعتاً باید از آن استقبال کرد. ⚠️ اما سناریوی دوم هم وجود دارد: خبردرمانی. قبلاً بارها دیده‌ایم وقتی فشار روی طرف مقابل بالا می‌رود، خبر مذاکرات و اجلاس‌های فوری منتشر می‌شود؛ اما در عمل این فرصت صرف تجدیدقوا و آماده‌سازی برای مرحله بعدی جنگ می‌شود. 🤝 ما با مذاکره مخالف نیستیم؛ حرف این است که مذاکره باید با طرح مشخص، تضمین‌های واقعی و تعریف جایگاه هرمز در نظم پساجنگ انجام شود. اینکه صرفاً به چند کشور عربی تکیه کنیم که بارها نشان داده‌اند بدون هماهنگی آمریکا تصمیم مستقلی نمی‌گیرند، ریسک بزرگی است. ⏳ از طرفی فرصت‌ها همیشگی نیستند. انصارالله قرار نیست هر روز باب‌المندب را تحت فشار بگذارد و هر روز هم قرار نیست تأسیسات نفتی عربستان هدف قرار بگیرد. 🎯 پس اگر این اجلاس قرار است نتیجه عملی برای امنیت و اقتصاد ایران داشته باشد، باید از آن استقبال کرد؛ اما اگر صرفاً قرار است بخشی از بازی خبردرمانی ترامپ و بسنت باشد، قطعاً قابل قبول نیست. 🕊️ فعلاً قضاوت نمی‌کنیم؛ امیدواریم مقدمات کار واقعاً فراهم شده باشد و این فشار و تصاعد تنش اخیر، نهایتاً به یک دستاورد واقعی برای ایران ختم شود.

📊 گزارش فایننشال‌تایمز یک نکته مهم را روشن می‌کند: جهش قیمت نفت بعد از تحولات هرمز و باب‌المندب، بازار اوراق آمریکا را هم تحت فشار گذاشت و حتی احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو بالا رفت. اما با انتشار خبر دیدار کشورهای خلیج فارس با ایران برای حل موقت مسئله تنگه هرمز، نفت عقب نشست و بازار هم کمی آرام شد. 🔎 سؤال اصلی اینجاست: آیا این اجلاس واقعاً قرار است به محاصره دریایی ایران پایان بدهد و حاصل مذاکرات پشت‌پرده‌ای باشد که با هماهنگی قدرت‌های بزرگ به توافق نهایی رسیده؟ اگر بله، طبیعتاً باید از آن استقبال کرد. ⚠️ اما سناریوی دوم هم وجود دارد: خبردرمانی. قبلاً بارها دیده‌ایم وقتی فشار روی طرف مقابل بالا می‌رود، خبر مذاکرات و اجلاس‌های فوری منتشر می‌شود؛ اما در عمل این فرصت صرف تجدیدقوا و آماده‌سازی برای مرحله بعدی جنگ می‌شود. 🤝 ما با مذاکره مخالف نیستیم؛ حرف این است که مذاکره باید با طرح مشخص، تضمین‌های واقعی و تعریف جایگاه هرمز در نظم پساجنگ انجام شود. اینکه صرفاً به چند کشور عربی تکیه کنیم که بارها نشان داده‌اند بدون هماهنگی آمریکا تصمیم مستقلی نمی‌گیرند، ریسک بزرگی است. ⏳ از طرفی فرصت‌ها همیشگی نیستند. انصارالله قرار نیست هر روز باب‌المندب را تحت فشار بگذارد و هر روز هم قرار نیست تأسیسات نفتی عربستان هدف قرار بگیرد. 🎯 پس اگر این اجلاس قرار است نتیجه عملی برای امنیت و اقتصاد ایران داشته باشد، باید از آن استقبال کرد؛ اما اگر صرفاً قرار است بخشی از بازی خبردرمانی ترامپ و بسنت باشد، قطعاً قابل قبول نیست. 🕊️ فعلاً قضاوت نمی‌کنیم؛ امیدواریم مقدمات کار واقعاً فراهم شده باشد و این فشار و تصاعد تنش اخیر، نهایتاً به یک دستاورد واقعی برای ایران ختم شود.