fa
Feedback
کانال کتاب و کتابخوانی

کانال کتاب و کتابخوانی

رفتن به کانال در Telegram

📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.

نمایش بیشتر
410
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
hr_ja_eshgh_hst_khda_hst.pdf7.18 KB

روزی که به شایستگی بگذرد، خوابی خوش در پی دارد. عمری هم که به شایستگی صرف شود، به مرگی خوش می‌انجامد. #لئوناردو_داوینچی

ما در منطقه‌های مختلف زندگی نمی‌كنيم، حتی روی كره‌ی خاكی هم زندگی نمی‌كنيم. مكان حقيقی زندگی ما، قلب كسانی‌ست كه دوستشان می‌داريم. #کریستین_بوبن 📚 فراتر از بودن

آرزوهای بزرگ داشته باشید و از آنها دست نکشید؛ همه ی امور مهم به دستِ کسانی انجام پذیرفته است که از آرزوهای بزرگ خود دست نکشیده اند. #فلورانس_اسکاول_شین

دختران شهر به روستا فکر می کنند! دختران روستا در آرزوی شهر می میرند… مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند! مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند… کدام پل در کجای جهان شکسته است... که هیچکس به خانه اش نمی رسد؟!

غم چشمان پدر  را نه تو دیدی ونه من بغض عریان پدر را  نه تو دیدی  ونه  من سالها رفته ولی  زخم دلم  خوب نشد زخم دستان  پدر را  نه تو دیدی  ونه من دلش آتشکده ای بود که  دایم  می سوخت آه سوزان پدر را  نه تو دیدی  ونه  من شعر دلبند نگاهش شده سودای دلم درد پنهان  پدر را  نه تو دیدی  ونه من شرمسارم که نشد همدم دردش بشوم که غم نان  پدر را  نه  تودیدی  ونه  من کاش می شد بزنم  بوسه به دستش شب وروز پای لرزان پدر را  نه تو دیدی  ونه من روی خاکش بنویسیم پدر تنها بود آتش جان  پدر  را  نه تو دیدی  ونه  من "خنده ی تلخ من ازگریه غم انگیز تراست" چشم گریان  پدر را  نه تو دیدی  ونه من #زهراضیایی

◼️به یاد هنرمند شادروان استاد عثمان رحمان‌زاده 💢 فیلم مستند «فردا نزدیک است» با زندگی استاد عثمان رحمان‌زاده (پدر ژپتوی ایران) 🆔 @Boukanonline instagram.com/boukanonline.ir

Ragheb - Pedar (128).mp31.80 MB

پدر با پ اش پناه من  در بی پناهی ها پا به پای من در سخت راه ها پشتوانه ام در شیب زندگی ها با د اش دوست دار من در واقعیت ها دست گیر من در سخت روز ها دادخواه من در بی عدالتی ها دل دار من در غمگین روزها دست مهربان من بر شانه ها با ر اش راهنمای من در گذر گاه ها روشنی بخش من در تاریکی ها رمان من در تمام زندگی .... آری تا پدر هست رود نیرومند عشق جاریست باید به رود زد غرق عشقش شد چون شاید روزی نباشد ولی باز آن عشق جاریست زنده باشی پدر یادت بخیر پدر #ع_دباغ

پدرها حرفهای نامفهومی میزنند سپس روزگار آن را برای ما توضیح میدهد. ‌1991 @kafiha
پدرها حرفهای نامفهومی میزنند سپس روزگار آن را برای ما توضیح میدهد. ‌1991 @kafiha

بابایِ خوبم، دلم برای کودکی‌هایی که تویِ آغوشِ مردانه‌ات مچاله می‌شدم تنگ شده... برای روزهایِ بی‌غصه‌ای که "تو" خدایِ زمینی‌ام بودی و بی‌منت هوایِ بی‌قراری ام را داشتی... با تو از هیچ چیز نمی‌ترسیدم، انگار دنیا تویِ دست‌هایِ تو بود این روزها، ولی دنیا به من سخت گرفته و من آنقدر بزرگ شده‌ام که دیگر پشتِ مردانگی‌ات جا نمی‌شوم... تو هنوز هم امن‌ترین تکیه‌گاهِ منی مهربان ترینم... همیشه باش بدونِ تو، دنیا جایِ ترسناکی‌ست من زیرِ سایه‌ی محکمِ مردانه‌ات قدرت می‌گیرم برایم دعا کن بابا شنیده‌ام دعایِ پدر، زود مستجاب می‌شود هر روز روزِ توست هر روزت مبارک.

گاه نانی در سفره است گاه سقفی بالای سر و گاه جانی برای زندگی... به نام پدر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد … یک پدر روحانی او را دید و گفت : حتما گناهی انجام داده ای! یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد! یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!! یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت! یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد! یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند! یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است! یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!! سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…! آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند. #جرج برناردشاو

Homayoun Shajaryan - Hawaye Zemzemehayat (320).mp3

خدایا... تقدیرمان را زیبا بنویس به امیدِ لبخند روی «لب» شادے توی «دل» استجابت در «دعا» آرامش در "قلب"

غصه زیاد است ولی خوردنی نیست ... غصه ها را نباید خورد ، باید دور ریخت ... باید با تمامِ بی توجهیِ جهان ، کلافه شان کرد ... شاید از رو رفتند ... به قولِ مادر بزرگم ؛ قحطی که نیست !!! همیشه چیزهایِ بهتری برایِ خوردن پیدا می شود ... چرا هوا نخوریم ؟! چرا شاد نباشیم ؟! وقتی قراراست با غصه خوردن ، هر روز پیرتر شویم ... وقتی قرار است چیزی درست نشود ! بیخیالِ غصه ها ... شال و کلاه کن ؛ خیابان ها منتظرند ..