الفِ کتاب
رفتن به کانال در Telegram
الفِکتاب ضیافتیست فرهنگی؛ میزبان شماییم تا از تازهترین کتابها بگوییم؛ اینکه چگونهاند و فراخور کدامیک از ما...
نمایش بیشتر607
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
607
راهنمای کتاب/ زیبایی و زندگی
دکتر علی غزالیفر
«سنت زیباشناسی فرانسوی در عصر روشنگری»
نویسندگان: ژاک موریزو – فرانسیس کلمن – پل گایر
مترجم: داود میرزایی
ناشر: فرهنگ معاصر، چاپ اول 1402
417 صفحه، 480000 تومان
#زیبایی_شناسی #نشرفرهنگ_معاصر
«طبق نظریۀ دوبو، لذت ما از هنر، بهطور خاص، از تسکینِ یکی از شایعترین پریشانیهای ذهن، یعنی ملال یا کسالت ناشی میشود. به نوشتۀ او: "خواستههای نفس، کمتر از خواستههای بدن نیست؛ یکی از بزرگترین خواستههای انسان، این است که ذهنش همواره در تکاپو باشد. اندوهِ ناشی از ملال که بلافاصله به رکودِ ذهن میانجامد، وضعیتِ بس بسیار ناخوشایندی برای انسان رقم میزند، تا جایی که قرار دادنِ خود در معرض محنتبارترین فعالیتها را به رکودِ ذهن ناشی از ملال ترجیح میدهد." سپس دوبو مدعی میشود که ذهن به دو روشِ مختلف میتواند به تکاپو بیفتد: یا تحت تأثیر ابژههای خارجی که میتوانیم آن را انطباع محسوس بنامیم و یا بهواسطۀ اندیشیدن به موضوعهای عجیبوغریب یا سودمند که بناست بهدرستی موردِ تأمل و تعقل قرار گیرند. اما دومی، افزون بر اینکه تنها در دسترس طبقۀ مرفه و فرهیختۀ جامعه است، خودش میتواند بلافاصله خستهکننده و ملالآور شود، بنابراین نخستین روش فوقالذکر، یعنی مشغول کردنِ ذهن با ابژههای خارجی – که آن را انطباع محسوس نامیدیم – در واقع، سادهترین روش است. دگرگونیهای لذت و الم، روح را به تکاپو وامیدارد و به نظر میرسد که خون تازهای به شریانهای خیالِ ملول و ازنفسافتاده میدمد.»
کتاب را که اتفاقی تقریباً از وسط باز کردم و این عبارت را دیدم، از آن خوشم آمد، به دلم نشست و با دقتی بیشتر خواندمش. خوشبختانه اینگونه نکات جالب و مفید روانشناختی اصلاً کم نبودند. تعجبی هم ندارد، چون حاصل یک قرن تأملات فلسفی در باب هنر هستند، قرن هجدهم، و البته مشخصاً در فرانسه.
این کتاب یک کتاب نیست، بلکه سه اثر از سه نویسندۀ مختلف است که مترجم فاضل آنها را بنا به تناسب درستی که با هم دارند، در سه بخش بهخوبی کنار هم جای داده است تا هم تصویری کلی از سنت زیباشناسی فرانسوی در قرن هجدهم ترسیم شود و هم ظرایف و جزئیات آن را ببینیم.
بخش اول، «زیباشناسی فرانسوی در قرن هجدهم»، مدخل دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد در این حیطه است. ژاک موریزو در این مقالۀ چهل صفحهای کلیت زیباشناسی فرانسوی در آن عصر را بیان میکند. این مقاله با عنایت به میراث آشفتۀ قرن هفدهم آغاز میشود و با زمینهسازی برای جریانهای فکری قرن نوزدهم، از جمله رمانتیسیسم، به پایان میرسد. در این میان نیز دیدگاههای متفکران برجستۀ آن قرن مطرح میشوند. در کل، این بخش را میتوان تاریخچۀ کل زیباشناسی در قرن هجدهم به شمار آورد.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4030903001.html
607
راهنمای کتاب/ رستاخیز آب
لیلا زارع
«سنگ اقبال»
نوشته: مجید قیصری
نشر چشمه، 1402
237 صفحه، 195000 تومان
#رمان #نشرچشمه
در آثار داستانی متنوع مجید قیصری دامنهی گستردهای از موضوعات را میتوان یافت؛ از دغدغههای اجتماعیِ روز گرفته تا پرداختن به فرهنگها و اقلیمهای متفاوت. او اغلب در تلاش است تا رویکردی متفاوت برای تجزیه و تحلیل وقایع بیابد. به طور نمونه در کتاب «دیگر اسمت را عوض نکن» او در پس تمام صحنههای تاریک و روشنی که جنگ با خود دارد به جنبههایی کاملاً انسانی و مبتنی بر عواطف از این رخداد میپردازد و رابطهی دورادور دو سرباز ایرانی و عراقی را از زاویهای دیگر به مخاطب نشان میدهد. در کتاب «سنگ اقبال» نیز او به سراغ یکی از سنتهای اقلیمی دیرینه میرود، اما سعی دارد از بُعدی متفاوت از معمول به آن بنگرد. به همین خاطر است که شاید نتوان در داستان او، چندان نشانی از کلیشههای مرسومِ روایت از سنتها و آیینها یافت.
رمان با فضایی برزخگونه آغاز میشود و روستایی را به تصویر میکشد که چهاردیوار نام دارد و همانند اسمش ابعاد محدودی میتوان برایش متصور شد. با اینکه کوه و دشت و بیابان در اطراف خود کم ندارد، اما آب و آبادانیِ چندان گستردهای در آن نیست. ارتباطاتش با دنیای بیرون کم است و دور از دسترس و محروم به شمار میآید. مردم روستا کوشیدهاند برای مدرسهی فرزندانشان از مرکز درخواست معلم کنند، اما گویی کسی قصد آمدن به ته دنیا را ندارد. بنابراین آموزش بچهها معطلِ حضور یک معلم است. اما در این میان مردی که دیگر تاب زیستن در مرکز را ندارد، به روستا میآید.
معلم مردی بریده از شهر و هیاهوهای بسیار آن است و آمده تا در جایی دورافتاده به آسایش و رضایتمندی برسد. اما آنچه در انتظار اوست خلاف این مسأله را ثابت میکند. تمامی روستا در فصل خشکسالی از شن پوشیده میشود و هیچ چیز از این سیل بنیانکن در امان نیست. آب به شدت کاهش یافته و مردم به شدت به چاه و قنات وابستهاند و وحشت از دست دادن همین اندک آب را دارند. به همین خاطر است که به هر دستاویزی چنگ میزنند تا خود را از این وضعیت برهانند. نسل تازهتر مستأصل و ناامید به مسأله مینگرند، اما نسل قدیمیتر میکوشند تا از تجربههای زیستهی اجداد خود بهره جویند بلکه بتوانند این روند نابودی زندگی و آبادانی را کند کنند.
صدای طبلی که به صور اسرافیل تشبیه میشود رستاخیزی را به ذهن متبادر میکند که در پس مناسک خواهش آب که احضار دوباره زندگانی است، جریان دارد. معلم از خوابی سنگین برمیخیزد و با پرسش از آنچه در حال وقوع است به درک چندانی نمیرسد. همه چیز در گرو حضور در مراسمی است که سنگ بهره نام دارد. متولی برگزاری این مراسم مردی به نام آقابزرگ است که انگار تا به حال کسی مستقیماً او را ندیده و همین نکته وجهی جادویی به وجود او میبخشد.
مراسم سنگ بهره جنبهای بسیار ضروری در زندگی مردمان روستای چهاردیوار دارد و هر یک از آداب و آیینهایی که در آن به اجرا درمیآید باید به دقت جدی گرفته شود. اگر نکتهای از قلم بیفتد و احیاناً نادیده گرفته شود میتواند همه چیز را به سمت ویرانی کامل بکشاند. همه مراقباند که خللی در طی مراسم ایجاد نشود و همه چیز طبق روال درست اجدادی پیش برود. آقابزرگ نیز به عنوان مرجع و هدایتگر این مراسم حضور دارد، گرچه حضورش ناپیدا و از دیدهها نهان است.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4030822139.html
607
راهنمای کتاب/ چرا اینقدر بد رانندگی میکنیم؟
دکتر علی غزالیفر
«روانشناسیِ رانندگی»
نویسنده: گراهام هول
مترجم: مجتبی پُردل
ناشر: فرهنگ نشر نو، چاپ اول 1402
152 صفحه، 100000 تومان
#روانشناسی #نشرنو
عجیبترین حرفی که در کلاس آموزش رانندگی شنیدم این بود که رانندگی مهارتی است که نیاز به هیچ توانایی خاصی ندارد و همگان میتوانند راننده شوند. حتی حداقل تحصیلات هم لازم نیست و به همین دلیل، حتی بیسوادان هم میتوانند گواهینامۀ رانندگی بگیرند. این حرف در گلوی ذهنم گیر کرد و هیچجوری نمیتوانستم آن را هضم کنم. نمیدانستم چرا، اما احساس میکردم این وسط یک اشکال بزرگ وجود دارد. نمیدانستم دقیقاً چیست، اما حس میکردم یک جای کار حسابی میلنگد. باید یک اشتباه اساسی در کار میبود.
این کتاب را که خواندم مسئله روشن شد. حالا با کمی اغراق میتوانم نتیجه بگیرم که اصلاً کسی حق ندارد رانندگی کند، چون نیاز به تواناییهای خاص زیادی دارد. آن تواناییها به ذهن و روان افراد برمیگردند. این یک مطلب مهم و حتی حیاتی است؛ زیرا اکثریت قریب به اتفاق تصادفها به علت خطای انسانی رخ میدهند و نه نقص فنی خودروها. آن خطای انسانی هم تقریباً ناشی از عیب و ایرادی در سیستم روانی رانندگان است. ازاینرو، جا دارد که به این جنبۀ روانشناختی بهای زیادی داده شود. و البته جالب است که در زمینۀ روانشناسی رانندگی پژوهشهای بسیار زیادی انجام شده، ولی متأسفانه تقریباً چیزی از آنها به بدنۀ جوامع کشورها و مردم عادی نرسیده است. دلیل اصلی یک چیز است: تخصصی و آکادمیک بودن آن پژوهشها. همینجا ارزش کتاب برجسته میشود؛ چراکه به زبانی ساده و با بیانی روشن دستاوردهای آن حوزۀ گسترده را در اختیار ما قرار میدهد.
نویسنده در فصل اول به ادراک بصری، عملکرد مغز و توجه ذهنی میپردازد و نقش آنها را در حین رانندگی توضیح میدهد. موضوع فصل دوم حواسپرتی در رانندگی است. به لطف تکنولوژی پیشرفته امروزه کمتر رانندهای هست که در حین رانندگی چیزی برای حواسپرتی نداشته باشد. دستکم تلفن همراه هوشمند در این زمینه کم نمیگذارد. ظاهراً حواسپرتیهای رایج برای رخ دادن تصادف مرگبار خیلی کمک نمیکنند. به همین دلیل، بسیاری از رانندگان با تمام حواس خود کاملاً آگاهانه و بهعمد دست به رانندگی پرخطر میزنند، بهویژه جوانان زیر 25 سال. چرا اینگونه است و راهحل چیست؟ اینها مسائلی است که در فصل سوم پاسخ مییابند. اما آیا سنوسال هم تأثیری بر کیفیت رانندگی دارد؟ بهطور مشخص، آیا افراد سالخورده، به علت ضعف بدنی و بینایی، عملکردی ضعیفتر دارند و با رانندگی نهچندان خوبشان خود و دیگران را به خطر میاندازند؟ بررسی تفصیلی این مسئله در فصل چهارم ما را به این پاسخ غیرمنتظره میرساند که خیر!
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4030817024.html
607
راهنمای کتاب/ از فلسطین که حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟
حمیدرضا امیدی سرور
«صد سال جنگ بر سر فلسطین»
نویسنده: رشید خالدی
ترجمه: مریم صالحی
ناشر: جهان کتاب، چاپ اول 1402
397 صفحه ، 460000 هزار تومان
کتاب «صد سال جنگ بر سر فلسطین» را باید همه ما بخوانیم! در نیم قرن گذشته نه فقط فلسطین مسئلهمان بوده است، بلکه خواسته یا ناخواسته سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد و معیشت و حتی گاه ورزشمان نیز با آن در ارتباط بوده و از آن تاثیر گرفته است. هم آنها که شعار نه غزه نه لبنان سر میدهند و هم آنها که شش دانگ پایِ کار جنگ با اسرائیل هستند و... واقعیت این است که بسیاری از ما جز یک سری کلیات که به شکلی جهت دار و یک سونگرانه توسط رسانههای ریز و درشت به خوردمان داده شده، چیز زیادی درباره مسئله فلسطین و اشغالگری اسرائیل نمی دانیم.
از همه اینها که بگذریم در یک سال گذشته و با جنگی که پس از حمله هفتم اکتبر حماس به سرزمینهای اشغالی آغاز شد، مسئله فلسطین به شکل بسیار جدی تری به سطح اول اخبار جهان ؛آمده و به عنوان یکی از دغدغه های افکار عمومی بدل شده است. بنابراین به لحاظ زمانی هم اهمیت خواندن این کتاب بیش از هر زمان دیگری است، به خصوص که به ما می گوید وقتی از فلسطین حرف می زنیم دقیقا از چه سخن میگوییم؟
درباره فلسطین و مسئله فلسطین نوشته های کوتاه و بلند زیادی به زبان فارسی می توان یافت. اما در اکثریت قریب به اتفاق آنها جنبه احساسی بر جنبه کیفی آنها برتری دارد. شاید بگویید مگر میشود نسبت به مظلومیت مردم این سرزمین بی تفاوت بود؟ بی تفاوت نه! اما وقتی پای نوشتن اثری پژوهشی در میان است، نخستین اصل داشتن رویکردی بیطرفانه و به دور از احساساتیگری است. با داشتن چنین رویکردی است که میتوان توجه کسانی را که حتی دارای نقطه نظر متفاوت و مخالف هستند، جلب کرده و پذیرای حقایق کرد و این نکته ای است که متاسفانه اغلب پژوهشگران ایرانی بدان توجه کافی را ندارند. اما رشید خالقی نویسنده «صد سال جنگ بر سر فلسطین» با عنوان فرعی تاریخ استعمار شهرک نشینان و مقاومت ۱۹۱۷-۲۰۱۷ که با ترجمه مریم صالحی از سوی انتشارات جهان کتاب منتشر شده، کتاب خود را برپایه این واقعیت بنیان نهاده است؛ بنابراین خوانندگان اثر حاضر حتی در متن کشورهای حامی اسرائیل هم نمی توانند منکر حقایق مطرح شده در آن و تحلیل واقع بینانه و عمیق نویسنده شوند.
در این کتاب رشید خالدی تاریخ مناقشات صد و چند سالهی فلسطینیان را در قبال مالکیت تاریخی سرزمین خود مورد توجه قرار داده است. او روایت خود را با شکلگیری جنبش صهیونیستی در اروپای اواخر قرن نوزدهم آغاز میکند، در ادامه به حمایت استعمار بریتانیا درپا گرفتن این جنبش و تسهیل مهاجرت یهودیان به فلسطین در اوایل قرن بیستم میپردازد و سپس با ماجرای تشکیل دولت اسرائیل در نیمه نخست قرن بیستم ادامه می دهد. سرانجام نیز جنگهای اعراب اسرائیل، شکل گیری جنبش مقاومت و دیگر جریانهایی که در حاشیه و متن این مقاومت تا به امروز وجود داشته، توجه می کند. روایت رشید خالقی در عین ایجاز جامع نگرانه و برای مخاطبانی که به دنبال درک حقایق تاریخی این مسئله مهم در خاورمیانه هستند، بسیار سودمند و آگاهیدهنده است مهمتر از همه اینکه او به عنوان یک فلسطینی فرهیخته، نگاهی بسیار واقعبینانه و به دور از تعصب به این ماجرا دارد که در کنار غنای تاریخی و پژوهشی اثر مهمترین عامل تاثیرگذاری و اهمیت آن است.
این کتاب شامل یک مقدمه، شش فصل و بخشی برای نتیجهگیری پایانی است. رشید خالقی شش فصل کتاب خود را براساس شش اعلان جنگ میان فلسطین و اسرائیل به عنوان نقاط عطف مهم تاریخ این کشمکش استعماری و اشغالگرانه تقسیم بندی کرده است، از درگیری جنبش صهیونیستی با فلسطینیان (و سپس اسرائیلی- فلسطینی) در خلال جنگ جهانی اوّل و اعلامیّهی بالفور، شورش اعراب فلسطینی علیه نیروهای بریتانیا در سالهای ۱۹۳۶-۱۹۳۹، جنگ ۱۹۴۷-۱۹۴۸ و شکل گیری روز نکبت، جنگ شش روزهی ۱۹۶۷، جنگ لبنان در ۱۹۸۲، انتفاضههای اول و دوم در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و ...
ادامه....
https://www.alef.ir/news/4030812127.html
607
راهنمای کتاب/ ایستاده در برابر توفان
سعیده امینزاده
«اروپا»
نوشته: فیودور داستایفسکی
ترجمه: مهران صفوی
ناشر: چشمه، 1402
83 صفحه، 75000 تومان
#ناداستان #نشرچشمه
داستایفسکی جدای از اغلب آثار داستانیاش که تلویحاً ردّی از قیاس میان روسیه و اروپا دارند، در مجموعه یادداشتهایش نیز از دغدغهی انسان روسی-اروپایی فارغ نبوده است. او در دورههای متلاطم زندگیاش رویکردهای متفاوت و گاه متناقضی به اروپا در مقایسه با روسیه داشته و آنها را در نوشتههای خود نیز منعکس کرده است. زمانی تمام قد به سوسیالیسم روسی وفادار بود و در دورهای دیگر به تفکرات محافظهکارانه در ارتباط میان روسیه و اروپا روی آورد. اما به تدریج روالی مستقل و قاطع در پیش گرفت که متأثر از پوشکین بود و در خطابهی خود که در جشن بزرگداشت پوشیکن ایراد کرد آن را به شکلی تمامعیار نشان داد. کتاب «اروپا» به سه جستار مهم داستایفسکی میپردازد که مهمترین آنها همان خطابهی پوشکین است که میتوان به آن به مثابه مانیفست این نویسنده دربارهی روسیه و اروپا نگریست.
داستایفسکی در جستار اول خود که «تأملاتی در خصوص اروپا» نام دارد، مقایسهی دامنهدار و چندبعدی میان اروپا و روسیه را آغاز میکند. مقایسهای که در خطابهی پوشکین آن را به اوج خود میرساند. در نگاه اول، او وضعیت «گسست و تشتّت» را زیر ذرهبین قرار میدهد؛ آیا اروپا نظامی به مراتب متشتتتر از روسیه ندارد؟ از دید این نویسنده روسیه به حکم اشتراکات بسیاری که میان فرهنگهای مختلفش رقم زده شده و حاکمیتی که مدام بر یکپارچگی پا فشرده است، موقعیت بهتری نسبت به اروپا دارد. او معتقد است که در روسیه شاید بتوان ترکهها را دسته کرد و کنار هم چید و از شکستنشان پیشگیری نمود، اما در اروپا به نظر میآید که گسستگیها فراتر از آنی باشد که تلاشهای مختلف در جهت اتحاد تاریخی یا قانونی، بتوانند نتایج شایانی در بر داشته باشند.
برای داستایفسکی مسألهی برقراری جمهوری و متعاقب آن صلحی موعود که مدام تکرار شده و به صورت شعاری فراگیر برای تمامی اروپا در آمده، اهمیتی ویژه در قیاسهای روسی-اروپاییاش دارد. او به شدت با آنان که جمهوری را مترادف صلح میدانند زاویه پیدا میکند و در جستارش علناً مخاطبان را از تعبیر «جمهوری یعنی صلح» برحذر میدارد. از منظر او آنها که به تشکیل جمهوری اهتمام ورزیدهاند، در عمل نشان دادهاند که موجودات صلحطلبی نیستند. او این پرسش را مطرح میکند که در موقعیت کنونی (همان موقعیت سال 1876) چه کسانی اعلام جمهوری کردند و خود به طور مشخص پاسخ میدهد که: بورژواها و خردهمالکان. اما این دو گروه که سابقهی ضدجمهوریخواهانهی خود را پیشترها و در تقابل با گروههای دموکراسیخواه نشان داده بودند و بنابراین سکهی امروزی جمهوری آنها، عیار چندان درخوری ندارد.
نویسنده در جستار دوم با عنوان «در اروپا استیریوتسکی هستیم و بس» به بررسی جایگاه روسیه در اروپا میپردازد. «استیریوتسکی» اصطلاحی برساخته است که برای اهالی سنپترزبورگ و داستایفسکی معنای انسان مهملِ خودباختهی بیمایه و غالباً مست را دارد. نویسنده بر این باور است که روسیه برای مدتهایی طولانی سعی در تسلیم در برابر اروپا و پذیرش شکل و شمایل و علایق و سلایق اروپایی داشته است. این مسأله که چرا حتی بخش بزرگی از سوسیالیسم روسی خودباختهی تئوریپردازیها و لفاظیهای اروپایی شد و اصالت خود را دستخوش تزلزل نمود، چیزی است که به راحتی از ذهن موشکاف داستایفسکی قابل گذر نیست و با آن درگیر نقد و نکوهشهای بسیار است. او در این میان روشنفکران را نیز درخور سرزنش و انتقاد میبیند که چرا به جای تأکید بر آنچه میتوانست تفکر ناب و بومی باشد و دنبالهرو جنبشها و جریانهای رنگارنگ اروپایی نشود، در مقاطعی مرعوب موجها شده و موجب شدهاند در میان اروپاییان موجوداتی مقلد و فاقد خصلتی مستقل به شمار آییم. چرا نتوانستیم خلق و خصلتی مستقل برای مردم روسیه متصور شویم، در حالی که پتانسیل چنین تفکیک خلقی و خصلتی برای آنها وجود داشت و ما بهرهای از این موهبت نبردیم.
ادامه....
https://www.alef.ir/news/4030803067.html
607
راهنمای کتاب/ روشناندیشی در باب حیات بشری
دکتر علی غزالیفر
«انسان بر ضد ظلمت»
(برگزیدهای از مقالهها)
نویسنده: والتر ترنس استیس
مترجم: عبدالحسین آذرنگ
ناشر: هرمس، چاپ دوم 1402
170 صفحه، 188000 تومان
#فلسفه #نشرهرمس
«هرچه سازوبرگ فکری فرد ناچیزتر باشد، در کاربرد فنون و شگردها بیشتر خودنمایی میکند. کسی که گنجینهای از اندیشههای ارزشمند دارد، نگران دادوستد آن اندیشهها است و طبیعتاً برای منظوری که دارد سادهترین زبانی را به کار میبرد که میتواند بیابد. اما کسی که تفکر حقیقی ندارد و در واقع چیزی برای دادوستد ندارد، کوشش میکند تهی بودنش را در پس ظاهری فضلنمای پنهان کند. هرچه زبانش نامفهومتر باشد، امیدوار است که نزد خودش و از نظر دیگران عمیقتر جلوه کند. نمیتواند بفهمد که عشق به کلمات طویل و اصطلاحات فنی در واقع جز نشانۀ ذهن علیل نیست؛ نوعی بیماری فکری است. و شاید کسانی که به این بیماری گرفتارند، دوست داشته باشند بیماریشان اصطلاحی فنی داشته باشد. بنابراین کلمۀ تازۀ طویلی تقدیمشان میکنم. بیماریشان را "بزرگنامْشیدایی" نامگذاری میکنم.»
این سخن سادۀ استیس سخت به دل مینشیند، بهویژه در این روزگار روزبهروز دشوارتر نوشتن. در ارزش این کتاب همین بس که خودش مصداق همین مطلب است. البته دیگر آثار استیس نیز به همین صورتاند. یک نمونۀ دیگر، کتاب مشهور «فلسفۀ هگل» اوست که علیرغم قدمتش، بلکه کهنگیاش، هنوز هم به دلیل وضوح فوقالعادهاش یکی از منابع شناخت فلسفۀ سختیاب هگل است و هنوز هم جداً حرف برای گفتن دارد. حال وقتی استیس این هنر کمنظیر را دارد که فلسفۀ دشوار و پیچیدۀ هگل را به زبانی روشن بیان کند، طبیعی است که در مسائل کمتر پیچیده چقدر میتواند ساده و شفاف بنویسد، مثل همین کتاب فعلی که مجموعهای از چند مقالۀ خوب و خواندنی است.
«انسان بر ضد ظلمت» از ده مقاله تشکیل شده که در سه بخش چیده شدهاند. بخش اول، «دربارۀ علم و فلسفه»، پنج مقاله، بخش دوم، «دربارۀ ارزشها»، سه مقاله، و بخش سوم، «دربارۀ اخلاق»، دو مقاله.
پنج مقالۀ بخش اول به این پنج موضوع میپردازند: خوبنویسی در زمینۀ علوم و فلسفه، مسئلۀ تبیین در علم و فلسفه، میزان واقعنمایی علم از واقعیت عینی، ارزش و جایگاه فلسفه در فرهنگ بشری. استیس در سه مقالۀ بخش دوم چند مسئلۀ عام و خاص را در باب ارزشها بررسی میکند؛ در ابتدا، چیستی ارزشها، سپس رابطۀ میان عقل، حکومت دموکراتیک و ارزشهای دموکراسی، و در نهایت، نقد مادیگرایی آمریکاییان که عاقبت خوشی نخواهد داشت، چه برای خودشان و چه برای جهانیان. دو مقالۀ بخش آخر هم یکی به رابطۀ میان علم مدرن و اخلاق اختصاص دارد و دیگری به مبنای اخلاق ملتها.
چارچوب کلی و نوع نگارش این مقالات آنقدر خوب است که میتواند الگویی برای نویسندگی خوب باشد. البته باید به این نکتۀ مهم توجه داشته باشیم که این نوع خوبنویسی فقط در مرحلۀ سبک نگارش باقی نمیماند، بلکه به ذهن و زبان خواننده نیز منتقل میشود. ما با خواندن نوشتههای خوب، خوب فکر کردن را میآموزیم. اما فقط این هم نیست. محتوای این کتاب همچنان ارزشمند است. با اینکه مقالات 60-70 سال قبل، در میانۀ قرن بیستم، نگاشته شدهاند، ولی مسائلی را طرح کردهاند که هنوز هم موضوع جدی تفکرند. بهعلاوه، این مسائل آنقدر کلی و کلان هستند که دامنۀ سودمندیشان بسیار گسترده است و بسیاری از امور را در بر میگیرد. بنابراین، مطالب مقالات به فهم بهتر امور بسیاری یاری میرسانند.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4030729165.html
607
راهنمای کتاب/ اینجا فقط باد میکوبد
دکتر محمدرضا بیات
«آنجا که باد کوبد»
(سفرنامه و عکسهای باکو، به همراه سفرنامۀ الکساندر دوما در محرم قفقاز)
نویسنده: معصومه صفاییراد
ناشر: کتابستان معرفت، چاپ اول 1399
176 صفحه، 90000 تومان
#تاریخ #نشرکتابستان_معرفت
من به کتابهای سفرنامه همیشه علاقهمند بودم. چون خودم خیلی سفر را دوست داشتم. سفر برای من یعنی کشف جاهای جدید، آدمهای متفاوت، چشیدن انواع دیگر زندگی. سفر برای من خوشگذرانی چندروزه و تفریح تمام و کمال نبوده. سرک کشیدن به فرهنگهای دیگر، برایم همیشه جذاب بوده است.
سفرنامهها این لذت را بهسادگی در اختیار انسان میگذارند. گوشۀ خانه مینشینی و بخشی از لذت سفر را میچشی. از آن سر دنیا چیزهایی به دست میآوری و ساعاتی را در کوچههای شهری در آن سر دنیا میگذرانی.
«خسی در میقات» جلال، و بعد سفرنامههای امیرخانی، از جذابترین نمونههایی بود که خوانده بودم. سفرنامههای زیارتی و کارهای رحیم مخدومی و علیرضا قزوه هم حلاوت خودشان را داشتند. منصور ضابطیان هم دیگر برندی در سفرنامهنویسی شده است. با قلم و نگاه خوب و سفر به جاهایی که شاید کمتر دربارهاش میشنیدیم.
سفرنامهنویس باید یک نگاه دقیق هم داشته باشد. باید ورای اتفاقات روزمره، درکی از شهر و کشوری که رفته به ما بدهد. حالا با سفرنامهنویس جدیدی آشنا شدهام که چندین کتاب در بازار دارد و بهطور جدی وارد این عرصه شده است.
***
این اولین کتابی بود که از خانم معصومه صفاییراد خواندم. یک سفرنامه از سفرش به جمهوری آذربایجان، یا به عبارت صحیحتر، به باکو. خانم صفاییراد، متولد 1372، نویسندهای جوان ولی پرکار است. تاکنون در سه یا چهار زمینۀ کاری از او کتاب منتشر شده است. دستۀ اول آثار او، ترجمه است. ترجمۀ داستان و رمان از زبان فرانسوی. شازده کوچولو را هم ترجمه کرده است. ولی در ترجمه بیشتر سراغ نویسندۀ مورد علاقهاش «اریک امانوئل اشمیت» رفته است.
دستۀ دوم آثارش، داستانهای اوست، که تا الان ضمن چند عنوان بهصورت مشترک با نویسندههایی دیگر، در یک مجموعه چاپ شده است. دستۀ سوم یادداشتها و مقالههایش در نشریات است. دستۀ چهارم آثار او، سفرنامههای اوست. تا الان چهار سفرنامه از او چاپ شده است، و به نظر میرسد قرار است این عدد بیشتر و بیشتر شود. کتاب «آنجا که باد کوبد»، گزارش سفر او به شهر باکو است. «به صرف قهوه و پیتا» گزارش سفر او به بوسنی است. «استانبولچی» سفرنامۀ او به شهر استانبول است. «بدو دجله بدو» هم سفرنامۀ عراق است. ما در این نوشته مروری بر کتاب «آنجا که باد کوبد» خواهیم داشت.
پیش از هر چیزی باید اشاره کرد که سفرنامههای صفاییراد یک ویژگی خاص دارد، و آن زمان سفرها، و احتمالاً نیت اصلی سفر و سفرنامهاش است. صفاییراد در ایام محرم به این سفرها میرود تا بتواند گزارشی از وضعیت عزاداری مردم آن سرزمین بنویسد. این ایده در جای خودش نوآوری خوبی محسوب میشود. در کشورهای زیادی، برای امام حسین (ع) مراسم عزاداری برگزار میشود، و هر یک هم آداب و رسوم و ویژگیهای خاص خودش را دارد. توجه به این آداب، جذاب و حتی بسیار آموزنده است. میتواند به ما کمک کند از دریچهای متفاوت به خودمان نگاه کنیم. نقاط مثبت و ضعف خودمان را بهتر بشناسیم. راستش شکار این ایده خیلی غبطهبرانگیز است. جای این ایده در سبد چاپ و نشر خالی بود. خصوصاً الان که انتشار کتابهای سفرنامه بازار خوبی پیدا کرده است.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4030724045.html
607
راهنمای کتاب/ راهنمای کتاب/ چگونه یک دانشمند شویم؟
دکتر علی غزالیفر
«نامههایی به دانشمند جوان»
نویسنده: ادوارد ویلسون
مترجم: مریم برومندی
ناشر: نشر نو، چاپ اول 1402
223 صفحه، 200000 تومان
#علم #نشرنو
این کتاب بهخودی خود بسیار خوب و آموزنده است، اما برای ما فایدۀ مضاعف دارد. برای درک ارزش و اهمیت خاص این کتاب برای ما، باید وضعیت آموزشی رایج در بهاصطلاح مجامع علمی و آموزشی را بشناسیم.
شخص الف را در نظر بگیرید که برای فراگیری علم و حقیقت پا به دانشگاه میگذارد. او تقریباً پانزده سال صرف میکند تا بشود دکتر و استاد. آنگاه این دکتر و استاد چیزهایی را که آموخته، به مدت سی سال برای شاگردانش تکرار میکند. آنها نیز بهنوبۀ خود همان چرخۀ پانزده و سی را تکرار میکنند. نتیجه این میشود که بهطور کلی خیلی قشنگ دور خودمان میچرخیم. به عبارت دیگر، خیلی عالی درجا میزنیم. حال اگر در لابهلای آن چرخههای قشنگ، دانشجویی به سراغ استاد برود و از او بخواهد که راه و چاه، چم و خم، میانبرها و فوتهای کوزهگری را به او بیاموزد، با آن روی استاد مواجه میشود. معظمله با تبختری هولناک به او گوشزد میکند که هزار نکتۀ باریکتر ز مو اینجاست و کار بسیار سخت و مردافکن است و زینهار از این بیابان وین راه بینهایت. و آن جوان علاقمند و سادهدل را چنان میترساند که علاقهاش دود میشود و به شکرخوری میافتد.
اما روش درست راهی دیگر است. استاد واقعی باید سی سال تجربۀ خود را طوری به شاگردانش منتقل کند که آن را در عرض یکیدو سال فرا بگیرند و مابقی عمرشان را صرف پیش بردن علم کنند. بعدها آنان نیز، بهنوبۀ خود، باید برای شاگردانشان چنین کاری انجام دهند. اینگونه است که علم نسل به نسل جلوتر میرود و جامعه و فرهنگ ارتقا پیدا میکند. ادوارد ویلسون، زیستشناس پرآوازه، در این کتابش همین کار را کرده است.
کتاب از یک پیشگفتار و بیست فصل تشکیل شده است. بیست فصل در پنج بخش جای گرفتهاند: «مسیری که باید رفت»، «فرایندی خلاقانه»، «زندگی در مسیر علم»، «نظریه و تصویر کلی» و «حقیقت و اخلاق». همۀ فصلها کوتاهاند و بیشترشان کمتر از ده صفحه هستند. ویلسون در هر فصل، بدون حاشیه و زیادهگویی، مستقیم سر اصل موضوع میرود و حرف حسابش را بهصورت مختصر و مفید میگوید.
در بخش اول با مقدمات و پیشنیازهای کار علمی آشنا میشویم. بخش دوم به خود فعالیت علمی و سازوکار آن اختصاص دارد. ویلسون در بخش سوم به موضوع تعیین شغل و زندگی بر اساس فعالیت علمی میپردازد. بخش بعدی دربارۀ چندوچون بینش علمی است. بخش پایانی فقط یک فصل دارد: «اخلاق علمی». در این فصلِ سهچهارصفحهای ویلسون به حداقلهای اخلاق علمی اشاره میکند؛ مسائلی که هر دانشمند جوانی با آنها دست به گریبان خواهد شد. چند خطی از این قسمت بخوانیم، چون فایدۀ عام دارد: «شما اشتباه خواهید کرد. بکوشید که اشتباه بزرگی نباشد. ولی وقتی رخ داد به اشتباهتان اعتراف کنید و از آنها رد شوید. اشتباهی کوچک در گزارش یا نتیجهگیری، اگر بهطور عمومی اصلاح شود، بخشیدنی است. اگر برای نتایجی که بهاشتباه گزارش شده، در کمال متانت اصلاحیهای رُک و پوستکنده نوشته و منتشر شود، از آسیبهای دائمی و بعدی آن اشتباه جلوگیری میشود. چنین اصلاحیههایی بهویژه باید با تشکر از پژوهشگرانی همراه باشد که آن خطاها را با شواهد و استدلالهای منطقی یافتهاند و گزارش کردهاند. اما متقلب هرگز و هیچوقت بخشیده نمیشود. مجازاتش هم مرگ حرفهای است: تبعید و بیاعتمادی همیشگی.»
ویلسون بهقدری سلیس و خوب و مشفقانه راهنمایی میکند که آدم هوس میکند کار و بارش را زمین بگذارد و برود دانشمند شود، بهویژه که او تأکید میکند دانشمند شدن نه نبوغ میخواهد و نه هوش خاصی. وی علاوه بر اینکه نشان میدهد پرداختن به علم کار بسیار سختی نیست، بلکه حسابی هم تشویق میکند و انگیزه و انرژی مثبت میدهد. برای نمونه، ویلسون در فصل دوم، «ریاضیات»، این نظر جنجالی را مطرح میکند که برای دانشمند شدن، در زمینۀ ریاضیات نه نبوغ لازم است، نه استعداد بالا و نه حتی دانش زیاد. اندکی دانش ریاضیات کافیست تا شخص بتواند در بزرگراه علم بهراحتی بتازد.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4030722061.html
607
راهنمای کتاب/ چگونه یک دانشمند شویم؟
دکتر علی غزالیفر
«نامههایی به دانشمند جوان»
نویسنده: ادوارد ویلسون
مترجم: مریم برومندی
ناشر: نشر نو، چاپ اول 1402
223 صفحه، 200000 تومان
این کتاب بهخودی خود بسیار خوب و آموزنده است، اما برای ما فایدۀ مضاعف دارد. برای درک ارزش و اهمیت خاص این کتاب برای ما، باید وضعیت آموزشی رایج در بهاصطلاح مجامع علمی و آموزشی را بشناسیم.
شخص الف را در نظر بگیرید که برای فراگیری علم و حقیقت پا به دانشگاه میگذارد. او تقریباً پانزده سال صرف میکند تا بشود دکتر و استاد. آنگاه این دکتر و استاد چیزهایی را که آموخته، به مدت سی سال برای شاگردانش تکرار میکند. آنها نیز بهنوبۀ خود همان چرخۀ پانزده و سی را تکرار میکنند. نتیجه این میشود که بهطور کلی خیلی قشنگ دور خودمان میچرخیم. به عبارت دیگر، خیلی عالی درجا میزنیم. حال اگر در لابهلای آن چرخههای قشنگ، دانشجویی به سراغ استاد برود و از او بخواهد که راه و چاه، چم و خم، میانبرها و فوتهای کوزهگری را به او بیاموزد، با آن روی استاد مواجه میشود. معظمله با تبختری هولناک به او گوشزد میکند که هزار نکتۀ باریکتر ز مو اینجاست و کار بسیار سخت و مردافکن است و زینهار از این بیابان وین راه بینهایت. و آن جوان علاقمند و سادهدل را چنان میترساند که علاقهاش دود میشود و به شکرخوری میافتد.
اما روش درست راهی دیگر است. استاد واقعی باید سی سال تجربۀ خود را طوری به شاگردانش منتقل کند که آن را در عرض یکیدو سال فرا بگیرند و مابقی عمرشان را صرف پیش بردن علم کنند. بعدها آنان نیز، بهنوبۀ خود، باید برای شاگردانشان چنین کاری انجام دهند. اینگونه است که علم نسل به نسل جلوتر میرود و جامعه و فرهنگ ارتقا پیدا میکند. ادوارد ویلسون، زیستشناس پرآوازه، در این کتابش همین کار را کرده است.
کتاب از یک پیشگفتار و بیست فصل تشکیل شده است. بیست فصل در پنج بخش جای گرفتهاند: «مسیری که باید رفت»، «فرایندی خلاقانه»، «زندگی در مسیر علم»، «نظریه و تصویر کلی» و «حقیقت و اخلاق». همۀ فصلها کوتاهاند و بیشترشان کمتر از ده صفحه هستند. ویلسون در هر فصل، بدون حاشیه و زیادهگویی، مستقیم سر اصل موضوع میرود و حرف حسابش را بهصورت مختصر و مفید میگوید.
در بخش اول با مقدمات و پیشنیازهای کار علمی آشنا میشویم. بخش دوم به خود فعالیت علمی و سازوکار آن اختصاص دارد. ویلسون در بخش سوم به موضوع تعیین شغل و زندگی بر اساس فعالیت علمی میپردازد. بخش بعدی دربارۀ چندوچون بینش علمی است. بخش پایانی فقط یک فصل دارد: «اخلاق علمی». در این فصلِ سهچهارصفحهای ویلسون به حداقلهای اخلاق علمی اشاره میکند؛ مسائلی که هر دانشمند جوانی با آنها دست به گریبان خواهد شد. چند خطی از این قسمت بخوانیم، چون فایدۀ عام دارد: «شما اشتباه خواهید کرد. بکوشید که اشتباه بزرگی نباشد. ولی وقتی رخ داد به اشتباهتان اعتراف کنید و از آنها رد شوید. اشتباهی کوچک در گزارش یا نتیجهگیری، اگر بهطور عمومی اصلاح شود، بخشیدنی است. اگر برای نتایجی که بهاشتباه گزارش شده، در کمال متانت اصلاحیهای رُک و پوستکنده نوشته و منتشر شود، از آسیبهای دائمی و بعدی آن اشتباه جلوگیری میشود. چنین اصلاحیههایی بهویژه باید با تشکر از پژوهشگرانی همراه باشد که آن خطاها را با شواهد و استدلالهای منطقی یافتهاند و گزارش کردهاند. اما متقلب هرگز و هیچوقت بخشیده نمیشود. مجازاتش هم مرگ حرفهای است: تبعید و بیاعتمادی همیشگی.»
ویلسون بهقدری سلیس و خوب و مشفقانه راهنمایی میکند که آدم هوس میکند کار و بارش را زمین بگذارد و برود دانشمند شود، بهویژه که او تأکید میکند دانشمند شدن نه نبوغ میخواهد و نه هوش خاصی. وی علاوه بر اینکه نشان میدهد پرداختن به علم کار بسیار سختی نیست، بلکه حسابی هم تشویق میکند و انگیزه و انرژی مثبت میدهد. برای نمونه، ویلسون در فصل دوم، «ریاضیات»، این نظر جنجالی را مطرح میکند که برای دانشمند شدن، در زمینۀ ریاضیات نه نبوغ لازم است، نه استعداد بالا و نه حتی دانش زیاد. اندکی دانش ریاضیات کافیست تا شخص بتواند در بزرگراه علم بهراحتی بتازد.
ادامه...
607
راهنمای کتاب/ خورشیدی که هرگز غروب نکرد
ثریا بیگدلی
«حماسه سجادیه»
نوشته: سید مهدی شجاعی
نشر نیستان، 1402
جلد اول: 425 صفحه، «تویی به جای همه»، 230000 تومان
جلد دوم: 424 صفحه، «اگر غم لشگر انگیزد»، 345000 تومان
#رمان #ادبیات_دینی #نشرنیستان
واقعهی کربلا چنان ابعاد گستردهای داشته و هر بُعد آن نیز چنان جنبههای متعددی را شامل میشود که در هر بار بازنگریِ آن، میتوان نکات تازهای دریافت و نتایجی به فراخور زمانه و موقعیت خاص خود یافت. در میان متون بیشماری که به این واقعه پرداختهاند، شاید بسیارانی بودهاند که به نقش بازماندگان عاشورا و حماسههای حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) پرداختهاند. همان حماسههایی که مایهی ماندگاری نهضت امام حسین(ع) بودهاند و آن را در امتداد تاریخ و علیرغم نشیب و فرازهای فراوان به امروز رساندهاند. اما در مرور این واقعه، شاید به ابعاد مختلف زیست فردی و اجتماعی این احیاگران عاشورا در بسیاری از مواقع کمتر پرداخته شده است. در حالی که پرداختن به آنها میتواند به تحلیل روشنتر و درک دقیقتری از مکتب عاشورا منجر شود. سید مهدی شجاعی در مجموعهی دو جلدیِ «حماسه سجادیه» به این بخشهای کمتر دیده شده از زندگی امام زینالعابدین (ع) توجه نموده و از زوایای بسیار متفاوتی به آن نگریسته است.
نویسنده رویکردی تازه به روایت زندگی امام سجاد (ع) دارد و میکوشد از دو منظر خیر و شر به این موضوع نگاه کند. در منظر شر، شیطان نشسته و اوست که روایت را آغاز میکند. شیطان از سوابقی میگوید که از ازل برای تفکیک راه نیکان از شروران وجود داشته است. او از همان روزی میگوید که در پیشگاه خداوند سوگند یاد کرده که تمام مخلوقاتش را خواهد فریفت: «به عزتت قسم که همهی خلایق را میفریبم». اما خداوند به او بندگان پاکنهادش را نشان میدهد و شیطان در این لحظه است که از حرفش برمیگردد که: «مگر بندگانی که تو خود خالصشان کردهای و در آغوش خودت پروردهای و تربیت و حفظ و صیانتشان را به عهده گرفتهای» و پس از آن است که ابلیس به امام سجاد (ع) اشاره میکند و او را به عنوان یکی از همان عزیزترین پاکان درگاه خداوند معرفی مینماید.
اما روایت از جنبههای دیگری نیز پیش میرود و لحظه به لحظه را از زمانی که عاشورا رخ داده تا آنجا که امام در برهههای مختلف تصمیمهایی حیاتی برای دین میگیرد و در جبهههای متعددی میجنگد، به تصویر میکشد. اما زوایای دید متفاوتاند و هر یک بخشی از زیست سراسر مبارزه و مجاهدت امام سجاد (ع) را نشان میدهند. در جلد اول که «تویی به جای همه» نام دارد، بلافاصله بعد از غیاب امام حسین (ع)، سنگینی رسالتی که بر دوش امام زینالعابدین (ع) برای احیای دین قرار گرفته، در مرکز روایت قرار میگیرد. امام در کنار فقدان دردناک و عظیمی که متحمل شده، باید در جبههی مقابله با دشمنان انسانیت تمام قد بایستد و از حقانیت اولیای خدا دفاع کند و اینجاست که جوهر نفیسِ وجود او نمایان میشود و درخششی که دارد چشم حرامیان را کور و مردمان غافل را به حقیقت آگاه مینماید.
پس از خطابههایی که راهگشای انسانهای سردرگم و در میان دوراهی مانده است و بعد از روشنگریهایی که پرده از چهرهی کریه حکام شام برمیدارد و سیاهی آنها را به جهانیان نمایان میکند، دیگر وقت آن میرسد که امام سجاد (ع) در سنگری دیگر از تمامیت دین رسول خدا (ص) دفاع کند و آن سنگر جایی جز مدینه نیست. مدینه همانجایی بود که دعوا بر سر حکومت و خدعه برای غصب ردای ولایت میتوانست امت را به قهقرای جنگ و جهالت فرو ببرد. در این میانه بود که امام نقش اجتماعی نجاتبخش خویش را ایفا نمود و کوشید دین خدا را از حواشی جنگ قدرت و حاکمیت دور نگه دارد و گمراهان را از اوهامی که قدرتطلبان به آن دامن میزدند برهاند. جلد دوم کتاب با عنوان «اگر غم لشگر انگیزد» به همین بخش از زندگی امام سجاد (ع) میپردازد. (باید اشاره کنیم که حماسه سجاده جلدهای دیگری هم دارد که در آینده منتشر خواهد شد.)
نویسنده تلاش نموده در عین به کارگیری کلمات وزین، نثری روان و ریتمی متناسب با وقایع مختلف در کتابش در پیش بگیرد. کتاب در موقعیتهای پرالتهاب لحنی حماسی پیدا میکند و در شرایط تراژیک وضعیتی سوگوارانه به خود میگیرد. گاهی وزن قصهگویی سنگینتر میشود و زمانی رونمایی از ابعاد مختلف شخصیتی آدمهاست که اهمیت مییابد؛ آدمهایی که در طیفی گسترده از خیر تا شر مطلق ایستادهاند. اما در هرحال نویسنده با وجود این که با جزئیات و تصاویر فراوان به رویدادهای مختلف میپردازد، ایجاز و حفظ سرعت روایت را نیز از نظر دور نمیدارد.
ادامه....
https://www.alef.ir/news/4030718133.html
607
راهنمای کتاب/ جنگ هشت ساله از نگاه دشمن
دکترعلی سرزعیم
«جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام»
نویسندگان: کوین وودز، ویلیامسون مورای، الیزابت ناتان، لیلا سابارا، آنا وشگاس
ترجمه: عمدالمجید حیدری
ناشر: مرز و بوم، چاپ ۱۴۰۱
413 صفحه
#تاریخ_معاصر #نشرمرز_و_بوم
معرفی کتاب «جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام»، نویسندگان کوین وودز، ویلیامسون مورای، الیزابت ناتان، لیلا سابارا، آنا وشگاس، ترجمه عمدالمجید حیدری، نشر مرز و بوم، ۱۴۰۱
اگرچه از پایان جنگ سالها گذشته است اما موضوع جنگ موضوعی تمام شدنی نیست و هنوز ابعاد و زاویههای پنهانی دارد که مورد کاوش قرار نگرفته است. بیشتر روایتهای مربوط به جنگ توسط رزمندگان و سرداران ایرانی تهیه شده است و کتابهای تاریخ جنگ عمدتا جنگ را از زاویه ایران روایت میکنند. این در حالی است که بسیار جذاب است جنگ از زاویه سرداران و فرماندهان عراقی نیز روایت شود. این موضوعی مغفول است که مورد توجه چند پژوهشگر وابسته به دانشگاه دفاع ملی آمریکا قرار گرفته است. در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم طرحی موسوم به ۱۹۴۶ اجرا شد که در آن مصاحبههایی با فرماندهان آلمان در مورد مسائل مختلف عملیاتهای گوناگون صورت گرفت. نتیجه این کار حدود ۵۰۰ جلد کتاب شد. بر اساس این سنت، این پژوهشگران به سراغ فرماندهان کلیدی ارتش بعث عراق رفتند و با طرح پرسشهایی مهم، جوانب مختلفی از جنگ ایران و عراق را آشکار کردند.
جلد اول این مجموعه مصاحبه برگرفته از مصاحبه با فرمانده گارد ریاست جمهوری عراق بود که به شکل مستقل منتشر شد. در جلد دوم که همین کتاب باشد مصاحبههایی با فرماندهان نیروی زمینی، هوایی و دریایی و همچنین حوزه اطلاعات و رئیس دانشکده جنگ صورت گرفته است که جنگ از منظر نیروهای مختلف ارزیابی شود. در این گفتگوها با سپهبد رعد مجید رشید حمدانی، سرلشکر مزهر رشید الطرفه العبیدی، سرلشکر علاءالدین حسین مکی خماس، سپهبد عبید محمد الکعبی، سرلشکرعلوان حسّون علوان العبوسی گفتگو شده است.
نکات جالبی در این مصاحبهها برملا شده است. به عنوان مثال ساختار سیاسی و فضای اختناق در عراق مانع شده بود تا فرماندهان جسارت کنند و طرحهای غلط جنگی را به نقد بکشند. از اینرو رابطه ساختار سیاسی و فرماندهی جنگ در عمل واکاوی میشود. نکته جالب دیگر، هماهنگیها و ناهماهنگیها بین نیروها و فرماندهان است که در مصاحبهها برملا شده است. برخی نکات محرمانه و سری نیز در این مصاحبهها افشا شده است. به عنوان مثال سرلشکر مزهر رشید الطرفه العبیدی که از شخصیتهای برجسته اطلاعات نظامی بوده است افشا میکند که آنها پیوسته پیامهای رمزگذاری شده را رمززدایی میکردند و بر ارتباطات نظامی ایران مسلط بودهاند. نکته دیگری که در کتاب جذاب است نقدهای مصاحبهشوندگان بر تاکتیکها و راهبردهای جنگی عراق است. مصاحبهکنندگان نیز بر جزئیات جنگ ایران مسلط بوده و پرسشهای جالبی مطرح کردند که همین امر مصاحبهشوندگان را به طرح نکات جالبی وامیدارد.
نکته مهمی که اشاره به آن لازم است ویراستاری، صفحهبندی، طراحی جلد و انتخاب کاغذ مناسب برای چاپ کتاب است. به یک معنا میتوان ادعا کرد که این کتاب یکی از برجستهترین کتابهای چاپشده به فارسی از نظر کیفیت چاپ است. با توجه به محتوای ممتاز و شکل زیبای کتاب، خواندن این کتاب ارزشمند و در عین حال جذاب را به همه علاقهمندان تاریخ معاصر ایران توصیه میکنم.
https://www.alef.ir/news/4030717154.html
