fa
Feedback
الفِ کتاب

الفِ کتاب

رفتن به کانال در Telegram

الف‌ِکتاب ضیافتی‌ست فرهنگی؛ میزبان شماییم تا از تازه‌ترین کتاب‌ها بگوییم؛ این‌که چگونه‌اند و فراخور کدام‌یک از ما...

نمایش بیشتر
607
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-730 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
فوریه '25
فوریه '25
+4
در 0 کانال‌ها
ژانویه '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+8
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+4
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+1
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+24
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+673
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
20 فوریه0
19 فوریه0
18 فوریه0
17 فوریه0
16 فوریه0
15 فوریه0
14 فوریه0
13 فوریه0
12 فوریه+1
11 فوریه+1
10 فوریه0
09 فوریه+1
08 فوریه0
07 فوریه0
06 فوریه0
05 فوریه0
04 فوریه0
03 فوریه+1
02 فوریه0
01 فوریه0
پست‌های کانال
راهنمای کتاب/ روایتی به بلندای سه نسل میلاد شاملو «تپه‌ی خرگوش» نوشته: علی اکبر حیدری نشر چشمه، 1403 252 صفحه، 290000تومان #رمان #نشرچشمه رابطه‌ی میان تاریخ و ملت‌ها همواره زیر ذره‌بین علمای سیاسی و جامعه‌شناسان قرار داشته و حول آن حواشی و کلیشه‌های بسیاری شکل گرفته است. یکی از معروف‌ترین این کلیشه‌ها که بارها در قالب جملات قصار زبان به زبان چرخیده همین است که ملتی که حافظه‌ی تاریخی ضعیفی دارد ناگزیر از تکرار تجارب تلخ تاریخی خود است. این کلیشه دستمایه‌ی تاریخ‌نگاران و نویسندگان فراوانی قرار گرفته تا بر مبنای آن به تأکید بر روایت یک سری از وقایع تاریخی بپردازند و بکوشند از آن طریق نوری بر بخش‌های تاریک حافظه‌ی ملت‌ها بتابانند تا شاید آن‌ها را از وقوع دوباره‌ی تراژدی‌ها دور نگه دارند. با این‌حال گاهی این تأکید و تکرار نیز کمکی به پیشگیری از فجایع نکرده و ملت‌ها بارها و بارها اشکال مختلفی از یک اتفاق را تجربه کرده‌اند. اما در تحلیل تجارب تاریخی ملت‌ها دیدگاه‌ها بسیار متفاوت و متکثرند. گروهی، مردم را در ساختن تاریخ خویش کاملا تام‌الاختیار و خودمختار می‌پندارند و در مقابل، گروهی آن‌ها را ناگزیر از تجربه‌ی کردن وقایعی خاص می‌دانند. در یک سر طیف مردمی آگاه، مستقل و دارای اراده می‌توان دید که همه چیز به دست قدرقدرت آن‌ها قابلیت تغییر پیدا می‌کند و در سر دیگر طیف همان قربانیانی قرار می‌گیرند که در هرحال چاره‌ای جز تن دادن به عبور از چرخ تاریخ از روی بدن‌هایشان ندارند. علی اکبر حیدری در کتاب «تپه‌ی خرگوش» با نگاهی نقادانه و در قالب داستانی پرفراز و نشیب و سرشار از ماجرا، این تحلیل‌ها را به چالش می‌کشد. کتابی که داستانش در میان دو خط تاریخ و رئالیسم اجتماعی حرکت می‌کند و روایتی به وسعت چهار دهه را در خود جا داده است. مطلع کتاب نقل قولی از کارل مارکس دارد که پارادوکسی میان تاریخ‌ساز بودن انسان‌ها و میراث‌داری‌شان از گذشتگان می‌سازد. جملاتی که هم مؤید اختیار و آزادی انسان‌ها در ساختن تاریخ‌شان است و هم به نوعی با موروثی بودن تجارب تاریخی بر ناگریزی از تکرار مداوم برخی وقایع تأکید دارد. این میراث البته می‌تواند نادیده گرفته شود و آدم‌ها قادر خواهند بود بدون آن تاریخ‌شان را بر مبنای اراده‌ی خویش بسازند، اما عبور از چنین میراثی به شدت دشوار و گاه ناممکن می‌نماید. این دیدگاه پارادوکسیکال خبر از چالش‌های بزرگی درباره‌ی تکرار تاریخ در این کتاب می‌دهد که به مرور بر پیچیدگی‌ آن‌ها افزوده می‌شود. رمان مشتمل بر سه بخش یا کتاب اصلی است که هر یک فصول متعددی از یک برهه‌ی خاص از تاریخ معاصر را به تصویر می‌کشد. هر کتاب از منظر یک شخصیت محوری داستان به روایت یک دوره‌ی مشخص از وقایع نیم‌قرن اخیر می‌پردازد. مبدأ روایت را رخدادهای انقلاب 57 می‌سازد و نقطه‌ی مقصد اتفاقاتی است که تحولات اواخر دهه‌ی 80 را شکل داده‌اند. بنابراین مخاطب با قهرمانانی مواجه است که به درازای چهار دهه وقایع مختلف تاریخی را تجربه کرده‌اند. گاه میان آن‌ها شباهت‌های تنگاتنگ و گاه تفاوت‌های بنیادین مشاهده می‌شود. اما قضاوت و تحلیل همواره به عهده‌ی مخاطب گذاشته می‌شود. ادامه.... https://www.alef.ir/news/4031030069.html

2
بدون متن...
71
3
راهنمای کتاب/ فلسفه‌ورزی، انتزاعی و انضمامی دکتر علی غزالی‌فر «در پی معنا» نویسنده: تامس نیگل مترجمان: سعید ناجی و مهدی معین‌زاده ناشر: هرمس، چاپ ششم 1402 98 صفحه، 88000 تومان #فلسفه #نشرهرمس والتر ترنس استیس، فیلسوف انگلیسی مشهور، در باب روشن‌نویسی در حوزۀ فلسفه می‌گوید: «اگر کلمه یا عبارت سادۀ غیرتخصصی مقصود شما را به‌خوبیِ اصطلاح تخصصی بیان می‌کند، هیچ‌گاه اصطلاحی تخصصی به کار نبرید. در خودتان نسبت به همۀ کلمات عالمانه‌نمای اصطلاحات تخصصی بیزاری و بدگمانی پرورش دهید، عادت کنید به این‌ها نه به‌عنوان چیزهای خوب، بلکه حداکثر به‌عنوان بدِ اجتناب‌ناپذیر نگاه کنید. البته هر کسی که از لافزنی و دغلکاری بیزار باشد و نیز هر کسی که در برابر زیبایی و ارزش کلمات احساس هنری داشته باشد، این مطلب بر او گران نمی‌آید، و نتیجه این خواهد بود که هرگاه اصطلاح فنی به ذهن نویسنده بیاید، به‌طور غریزی درصدد برمی‌آید ببیند آیا می‌تواند زبان ساده را جانشین آن سازد یا نه. گاه بدون آن‌که تعصبی به منظورش داشته باشد نمی‌تواند از عهدۀ این کار برآید، اما بیشتر وقت‌ها می‌تواند.» تامس نیگل نه‌فقط توانسته این امر را محقق سازد، بلکه استاد این کار است. علاوه بر این، نیگل مختصر و مفید می‌نویسد، دقیق و عمیق، صریح و بدون حاشیه. او مفاهیم را ایضاح می‌کند و برای گزاره‌ها دلیل می‌آورد. او با این کارش راه رسیدن به فلسفه را هموار کرده است. برخی از اهل فلسفه به‌تأسی از هگل بر این نکته پافشاری می‌کنند که در فلسفه راه میان‌بر وجود ندارد. صرف‌نظر از این‌که معنای سخن هگل چیست، بعضی‌ها از این سخن برداشت کرده‌اند که منظور آن فیلسوف این است که فلسفه‌ورزی راهی دراز و دشوار است و این درازی و دشواری خود را در ساحت‌های مختلف به‌صورت‌های مختلف نشان می‌دهد. برای نمونه، در دوره‌های آموزشی، به‌صورت سال‌ها تعلیم دیدن جان‌فرسا؛ در کتاب‌ها، به‌صورت متونی مفصل و قطور و سنگین و پیچیده که مطالعۀ آن‌ها مغز را بفرساید. گویا فلسفه و فرسایش هم‌عنان‌اند! اما لزوماً این‌طور نیست. آموختن فلسفه می‌تواند جذاب، شیرین، دلچسب، گوارا و لذت‌بخش باشد. و این امر در قالب کتاب، به‌صورت متنی کوتاه و روشن و جالب تجسم می‌یابد. بهترین دلیل برای اثبات این مطلب آن است که عملاً محقق شده و این کتاب نمونۀ چنان چیزی است. نیگل در ده فصلِ کوتاه ده مسئلۀ بزرگ را بررسی می‌کند و ما را به زوایای مختلف آن‌ها می‌کشاند.« فلسفه چیست؟»، «چگونه چیزی را می‌شناسیم؟»، «آیا دیگران هم مثل من ذهن دارند؟»، «رابطۀ میان ذهن و بدن چگونه است؟»، «فعالیت‌ها و ارتباطات زبانی چگونه ممکن می‌شود؟»، «آیا ما موجوداتی مختاریم؟»، «مبنای اخلاق چیست؟»، «کدام نابرابری‌ها ناعادلانه هستند؟»، «مرگ چیست؟»، و در پایان، «آیا زندگی معنایی دارد؟» البته که بهتر است کتاب به ترتیب خوانده شود. چراکه مباحث فصل‌ها ربط منطقی به هم دارند. برای نمونه، نیگل بعد از مسئلۀ اختیار آدمی، از اخلاق بحث می‌کند و پس از آن به سراغ عدالت اجتماعی می‌رود. مباحث حیات فردی و جمعی که تمام می‌شود، نوبت به مرگ می‌رسد و پس از مرگ، در نهایت، مسئلۀ معنای زندگی پیش می‌آید: با همۀ این اوصاف و احوال، زندگی آدمی چه معنایی دارد؟ با وجود این، هر فصل را می‌توان جداگانه، بدون توجه به فصول قبل و بعد، نیز خواند و بهره برد. ادامه.... https://www.alef.ir/news/4031022151.html
112
4
بدون متن...
75
5
راهنمای کتاب/ در سودای نجات کشتی توفان‌زده مصطفی شاملو «مجمع‌الوحوش» نوشته: عطیه عطارزاده نشر چشمه، 1403 142 صفحه، 160000 تومان #رمان #نشرچشمه عطیه عطارزاده در سه رمان اخیرش نشان داده که در داستان‌پردازی بسیار شخصیت‌محور عمل می‌کند و در اغلب مواقع ویژگی‌ها و ابعاد مختلف شخصیت‌ها از ماجراها برجسته‌تر می‌شوند و سکان قصه را در دست خود می‌گیرند. راویِ داستان‌های او بر موقعیت خود و نیز بر خصوصیات محیط اطرافش اشراف کاملی دارد و به نظر می‌رسد همین اشراف تام و تمام اوست که گاه از اتفاقاتی که در داستان می‌افتد، اهمیت و جذابیت بیش‌تری می‌یابد. در رمان «مجمع‌الوحوش» نیز همین ویژگی است که در کنار سایر مؤلفه‌های داستان‌نویسی، کار عطارزاده را درخور تعمق می‌کند. نویسنده در این کتاب، باغ ‌وحشی سلطنتی در دوره‌ی قاجار را به تصویر می‌کشد که به زبان آن روزگار «مجمع‌الوحوش» نام گرفته است. شخصیت اصلی کتاب که اسحق نام دارد، از کودکی در کنار پدرش در باغ وحش ناصری کار کرده و تمامی عمرش را در این راه گذاشته است. او در ابتدا به آن‌چه هم و غمش در این مجموعه است می‌پردازد؛ جَلد و رام کردن حیوانات مختلف، از دوختن چشم گرفته تا عادت دادن به خوراکی خاص و تغییر دادن خلق و خوی جانوران. او به کوچک‌ترین حرکات و عادات حیوانات اشراف پیدا کرده و می‌داند که تکانی هرچند اندک و نامحسوس می‌تواند چه پیامی از جانب حیوان به انسان داشته باشد. از همین توصیف کارهایی که اسحق و امثال او در مجمع‌الوحوش می‌کنند پیداست که چه اندازه استبداد شاهی حتی بر سر حیواناتی که در مجموعه‌ای به ظاهر امن و اشرافی نگهداری می‌شوند، سایه افکنده است. اسحق خود نیز از همین‌جاست که شروع می‌کند به روایت آن‌چه که بر سر مردم و مملکتش آمده است. او مطیع و سرسپرده‌ی ناصرالدین شاه بوده و معتقد است شاه شهید در زمانه‌ی خودش نظم و قرار را در همه جا حاکم کرده بوده و پس از او چیزی جز هرج و مرج و پریشانی عاید مردم نشده و گویی برکت هم با آن شاهِ فقید رخت بربسته است: «نمی‌بینی در روی پاشنه بند نیست؟! از آن بالای دارالخلافه که دیده‌ای. نه کبکی مانده به آسمان نه موشی به جوی. آسمان غرنبیده. هر طرف سر بچرخانی هلاک می‌شوند یک عده. جان هم ندهند ناله می‌کنند که جان در می‌رود از پشت‌مان.» از بی‌کفایتی جانشینان سلطان صاحبقران است که از منظر اسحق شعله به جان این مملکت افتاده است؛ نه قوت و توشه‌ای برای سیری شکم رعیت مانده و نه سلامت و امنیتی برای مردم. قحطی و بیماری گریبان‌گیر تمامی این مملکت شده و شاهان را توان مقابله با آن نیست. دست بیگانه در هر جای این سرزمین برای هر تاخت و تازی باز است و کشور به تعبیری در حال به غارت رفتن است. اسحق این دردها را در کنار تمامی آن‌چه در مجمع‌الوحوش رخ می‌دهد، برای مخاطبش روایت می‌کند. ادامه.... https://www.alef.ir/news/4031009072.html
110
6
بدون متن...
85
7
راهنمای کتاب/ جان لاک جوان چه می‌گوید؟ دکتر علی غزالی‌فر «پرسش‌هایی درباره‌ی قانون طبیعت» نویسنده: جان لاک مترجم: پوریا گل‌شناس ناشر: چرخ، چاپ اول 1402 114 صفحه، 98000 تومان ٰ #فلسفه #نشرچشمه این رسالۀ کوتاه را جان لاک در جوانی‌اش، نیمۀ قرن هفدهم، نگاشت و هرچند در زمان حیاتش منتشر نشد، اما آن را می‌توان یکی از اولین آثار او به شمار آورد. این رساله به‌نوعی بنیاد و سرچشمۀ اندیشه‌های سیاسی بعدی جان لاک است که هم مفصل‌تراند و هم پخته‌تر، مثل دو رسالۀ او در باب حکومت. تأثیر عملی این ایده‌های لاک بر انقلاب‌های آمریکا و فرانسه هم نیازی به گفتن ندارد. موضوع این کتاب ماهیت قانون طبیعت، اخلاق، حکومت و حتی حقوق بشر است و چارچوبی که ارائه می‌شود بعدها هم بر جریان روشنگری و هم بر سیاست دموکراتیک مؤثر واقع شد. البته این موارد پیش از لاک نیز بررسی شده بودند. برای نمونه، سنت قرون‌وسطایی و فیلسوفان مدرسی به قانون طبیعی عنایت داشتند، اما آنان این موضوع را با الهیات مسیحی تبیین می‌کردند. در مقابل، لاک هم یک فیلسوف مدرن است و هم تجربه‌گرا. لذا باید راهی دیگر در پیش بگیرد. او البته از قانون طبیعی دفاع می‌کند، اما با رویکردی متفاوت از پیشینیان. به‌طور کلی، لاک در این بررسی خود به عقل نقش محوری می‌دهد، هرچند با رویکردی تجربه‌گرایانه. نیز متأثر از توماس هابز است، اما نگاه بدبینانۀ او را ندارد. کتاب از یازده فصل تشکیل شده که عنوان هر کدام یک پرسش است با پاسخ کوتاه آری یا نه. لاک در هر فصل آن پرسش را بررسی می‌کند و دلایل پاسخ خود را ارائه می‌کند؛ البته به‌جز پرسش‌های سوم، ششم و نهم که بی‌پاسخ رها شده‌اند. این پرسش‌های یازده‌گانه به این ترتیب‌اند: «آیا قانون کردار یا قانون طبیعت وجود دارد؟»، «آیا قانون طبیعت را می‌توان با روشنی طبیعت شناخت؟»، «آیا قانون طبیعت به یاری سنت نزد ما شناخته می‌شود؟»، «آیا قانون طبیعت در ذهن‌های آدمیان حک شده است؟»، «آیا خرد می‌تواند به یاری تجربۀ حسی به شناخت قانون طبیعت دست یازد؟»، «آیا می‌توان قانون طبیعت را از طریق گرایش طبیعی آدمی شناخت؟ نه. آیا اقناع یقینی ذهن قانون طبیعت را اثبات می‌کند؟»، «آیا می‌توان قانون طبیعت را از طریق هم‌رأیی همگانی آدمیان شناخت؟»، «آیا قانون طبیعت آدمیان را مقید می‌سازد؟»، «آیا قانون طبیعت حیوانات وحشی را موظف می‌سازد؟»، «آیا تکلیف قانون طبیعت جاودان و کلی است؟»، و «آیا سود شخصی هر فردی بنیاد قانون طبیعت را می‌سازد؟» اولین مسئله دربارۀ هستی‌شناسی قانون طبیعت است. آیا چنین چیزی وجود دارد؟ لاک می‌گوید آری. سپس نوبت به معرفت‌شناسی آن می‌رسد. چگونه می‌توان آن را شناخت؟ از نظر لاک قانون طبیعت یک دستور اخلاقی جهانی است که عقل به یاری تجربه می‌تواند به شناخت آن برسد. او معتقد است که همۀ افراد درکی درونی از درست و نادرست دارند که فراتر از هنجارهای فرهنگی و اجتماعی است. لاک این دیدگاه را مبنایی برای مباحث بعدی، از جمله حقوق فردی و مشروعیت حکومت، قرار می‌دهد. در این‌جا مسئلۀ «وضعیت طبیعی» نیز پیش می‌آید؛ موقعیتی فرضی یا واقعی که افراد بدون حکومت یا قوانین رسمی به‌سر می‌برند. لاک آن را وضعیتی از آزادی و برابری کامل می‌داند، اما می‌افزاید که این وضعیت می‌تواند به‌سبب تفسیرهای متفاوت از قانون طبیعت به تعارضاتی منجر شود. این تنش و تعارض ضرورت تشکیل حکومت برای میانجی‌گری در اختلافات و حفاظت از حقوق را ایجاب می‌کند. در ادامۀ بحث از وضعیت طبیعی، پای «قرارداد اجتماعی» به میان می‌آید که لاک از آن غافل نمانده است. طبق آن افراد توافق می‌کنند تا دولتی تشکیل دهند که از حقوق طبیعی آنان محافظت کند. در نتیجه، این قرارداد در گرو توانایی دولت در حفظ این حقوق است؛ یعنی اگر دولت در این کار ناکام بماند، شهروندان حق دارند شورش کنند. ادامه... https://www.alef.ir/news/4031005162.html
84
8
بدون متن...
64
9
راهنمای کتاب/ تولد متفاوت یک اسطوره دریا امامی «شرح حال گوته به سعی مفیستو» نوشته: کریستیان موزر ترجمه: ناصر غیاثی نشر نو، 1403 150 صفحه، 150000تومان #رمان #نشرنو فاوست شخصیتی افسانه‌ای در ادبیات آلمانی است که دستمایه‌ی آثار روایی بسیاری قرار گرفته است. این شخصیت همواره جاه‌طلبی بی‌حد و حصر و قدرت‌طلبی را تداعی می‌کند. او درصدد رسیدن به جایگاهی رفیع و ارزشمند به هر قیمتی است و به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر از انجام هیچ عمل غیراخلاقی برای رسیدن به آن هراسی به خود راه نمی‌دهد. به همین خاطر است که دستاویز شیطان قرار می‌گیرد و با او عهد همراهی می‌بندد. در بسیاری از نمایشنامه‌ها و قصه‌هایی که از فاوست نوشته شده او مطلقا ملعون و دوزخی به شمار می‌آید، زیرا میان خدا و دانش خود، دومی را ترجیح می‌دهد و مقابل اولی قرار می‌گیرد. در نسخه‌های بعدی این داستان به تدریج تحولاتی رخ داد که فاوست و به تبع او مفیستو که شیطان وسوسه‌گر و گمراه‌کننده‌ی او بود شکلی پیچیده‌تر یافتند و از آن کلیشه‌های مرسوم خود فاصله گرفتند. در طی قرن‌ها نگاه نویسندگان به فاوست و مفیستو مدام در تغییر و تحول بوده است، اما همچنان فاوستِ گوته اعتبار خود را در صدر این روایت‌های مختلف حفظ کرده است. در این نمایشنامه‌ی گوته، مفیستو گرچه اهریمنی تمام‌عیار است، اما جذابیت‌ها و توانمندی‌هایی دارد که می‌تواند مخاطبی همچون فاوست را مرعوب و تسلیم خود سازد. در نسخه‌های مختلف نمایش و فیلم و داستان که از این اثر الهام گرفته‌اند نیز مفیستو اغلب شخصیتی پویا و نافذ دارد و فاوست با وجود تمامی قدرتی که به سبب دانش و تجارب و اعتبار اجتماعی خود کسب کرده در برابر او ناتوان به نظر می‌آید. گرچه در بسیاری از اقتباس‌ها از فاوست، مناظره‌‌ای به مراتب پیچیده‌تر از آن‌چه در متن گوته آمده میان این دو شخصیت شکل می‌گیرد. کریستیان موزر، از جمله آن نویسندگانی است که فاوست را به شکلی مینی‌مال و از منظری بسیار متفاوت منبع الهام خود قرار داده است. او کوشیده از نگاه مفیستو به داستان بنگرد و این بار او را نه مستقیما در برابر فاوست، بلکه در مقابل خالق آن یعنی خود گوته قرار دهد. مفیستوی کریستیان موزر خود را چنان موجود قدرقدرتی می‌داند که می‌تواند به جای گوته داستان‌های بسیاری بنویسد. داستان‌هایی که بیش از هر چیز در شرح توانمندی‌های اهریمنی مفیستو و همراهانش است تا هنرمندی نویسنده‌ای همچون یوهان ولفگانگ فون گوته. نویسنده مفیستو را در صدر روایتش می‌نشاند و او را مخیر می‌کند که درباره‌ی هر کس و هر چیزی نظر فیلسوفانه‌ی خود را با زبانی ساده و طنازانه ارائه دهد. مفیستوی موزر شوخ و شنگ است و جدیت گوته را به سخره می‌گیرد و در ابعادی وسیع‌تر جهانی را که می‌کوشد بر اخلاقیات و سنن کلاسیک پای بفشارد نقد می‌کند. این نقد مخاطب را به تفکر وامی‌دارد و به چالش می‌کشد که به راستی حق با کدام یک است؟ دنیای اخلاق‌گرای جدی گوته یا آن جهان طناز و پرشوری که مفیستو به تصویر می‌کشد؟ مفیستوی موزر گوته را از بدو تولدش زیر نظر دارد و تمامی پس‌زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی او را تجزیه و تحلیل می‌کند. او می‌کوشد در هزارتوی زندگی گوته حفره‌ها و خلأهایی بیابد تا راه نفوذ خود را بر او هموار کند. در اغلب سوابق خانوادگی و کودکی و نوجوانی گوته نمی‌توان چیزی جز فضایل اخلاقی یافت. مفیستو با لحنی کمیک از این مسأله شاکی است که چرا نقطه‌ی تاریکی در زندگی گوته پیدا نمی‌شود و به تدریج به این نتیجه می‌رسد که از همان فضایل راهی به سفسطه‌گری بیابد و چهره‌ی گوته را در نزد مخاطبانش مخدوش کند. ادامه... https://www.alef.ir/news/4031001074.html
66
10
بدون متن...
57
11
راهنمای کتاب / رنگین‌کمانی از آدم‌ها ثریا بیگدلی «جنون اخلاقی» نوشته: مارگارت اتوود ترجمه: منیژه صدیقی نشر ققنوس، 1403 255 صفحه، 220000 تومان #رمان #نشرققنوس «زن» همواره عنصر کانونی داستان‌های مارگارت اتوود، نویسنده معاصر کانادایی را ساخته است، اما رویکرد او به این مقوله، طیف وسیع و اشکال بسیار متنوعی داشته است. او گاه زن را در معنای یک جامعه‌ی یکپارچه در نظر گرفته و گاهی بر فردیت او تأکید داشته است. در کتابی مانند «سرگذشت ندیمه» رویکرد اتوود اجتماعی و تاریخی است، حال آن‌که در اثری مانند «چشم گربه» او به شدت شخص‌مدارانه روایت می‌کند. او همیشه تلاش دارد از ابعاد و جنبه‌های مختلف به شخصیت زنان بپردازد و قضاوت‌هایش را مبتنی بر شواهد دنیای واقعی استوار کند و نه سوگیری‌هایی صرفاً فمینیستی. از منظر اتوود نمی‌توان وجهی تماماً سفید یا سیاه برای شخصیت‌های زن قائل شد، بلکه باید نگاهی طیف‌محور داشت که در آن رگه‌های تاریکی و روشنی در شخصیت‌ها در هم تنیده‌اند و هر فردی بخشی از هر چیزی را داراست. کتاب «جنون اخلاقی» یکی از نمونه‌های برجسته‌ی نگاه متکثر و تنوع‌گرای اتوود به شخصیت زنان است. در این اثر می‌توان دامنه‌ی گسترده‌ای از ویژگی‌های شخصیتی زنان را در موقعیت‌ها و مقاطع مختلف تاریخی و اجتماعی مشاهده کرد. کتاب مشتمل بر یازده داستان کوتاه است که هر یک گرچه چارچوبی مستقل دارند، اما گویی شخصیتی واحد در دوره‌های گوناگون زندگی‌اش را روایت می‌کنند. شخصیتی که هزارتویی غریب از تاریک و روشن‌ها را با خود به همراه دارد و در هر برهه‌ای بخشی از غرایبش را به نمایش می‌گذارد. شخصیت محوری در هر یک از داستان‌ها با چالش‌های روانشناختی، فلسفی و اجتماعی متعددی روبه‌رو می‌شود. به عنوان نمونه در داستان «خبرهای بد» او که سنین میانسالی را پشت سر گذاشته، در حال حاضر دغدغه‌ی چگونگی سازگاری با وقایع تلخ اجتماعی را در کنار تغییرات فیزیولوژیک زندگی‌اش تجربه می‌کند. جسم او و همسرش دیگر آن توان و کارایی سابق را ندارد و حافظه‌شان هم رو به افول می‌رود. در این میان چگونه می‌توان با زندگی بیرون و با اجتماعی که سرشار از اخبار بد است تعامل پیدا کرد؟ حافظه چه‌طور در مدیریت کردن وقایع مختلف نقش خواهد داشت؟ آیا مفاهیمی همچون زمان و مکان همان معانی و ارزش‌های پیشین خود را دارند یا تحولات شگرفی در آن‌ها رخ خواهد داد؟ این‌ها مسائلی بغرنج برای قهرمان داستان‌‌اند که به راحتی نمی‌تواند از آن‌ها عبور کند. اتوود زمانی هم به سراغ دنیای کودکانه‌ای می‌رود که زنِ جاری در تمامی داستان‌های این کتاب آن را تجربه کرده است. او در داستان «هنر آشپزی و پذیرایی» دخترکی یازده ساله را به تصویر می‌کشد که به جای کودکی کردن، دغدغه‌ی به عهده گرفتن وظایف مادر خانواده را دارد. در رقابتی توانفرسا، دخترک درصدد اثبات قابلیت‌هایی از خود است که ورای سن او و مخصوص بزرگسالان است. درگیری فکریِ او با مسؤولیت‌های نفس‌گیر خانه، آن هم با وجود مادری که فرزندی در راه دارد، تشدید می‌شود و او را تحت فشارهایی تحمل‌ناپذیر قرار می‌دهد. دخترک در دوراهی عصیان و تسلیم قرار می‌گیرد و این‌جاست که هنر اتوود در رو کردن سویه‌های در سایه مانده‌ی شخصیت‌هایش مشخص می‌شود. ادامه... https://www.alef.ir/news/4030927059.html
72
12
بدون متن...
63
13
راهنمای کتاب/ آماده‌ی رفتن به قربانگاه! احسان راسخی «کتابشویی صوفیان» نویسنده: احمد راسخی لنگرودی ناشر: مروارید، چاپ اول، پاییز 1403 240000 تومان، 202 صفحه #تاریخ #نشرمروارید صحنه‌ای را در ذهن خود مجسم کنید آنهم در این عصر کتاب و کتابت که شخصی به دلیل صوفی‌گری در خانه خود مراسم کتابشویی راه بیندازد؛ در روزی مشخص، همه کتاب‌های شخصی خود را که از چند هزار تجاوز می‌کند، چه آنهایی را که خودش نوشته و چه آنهایی را که به قلم دیگران طی سال‌های متمادی خریده و خوانده است، در مراسمی در مقابل چشم اطرافیان و چندین دوربین فیلمبرداری به آتش بکشد و یا اینکه در باغچه حیاط خانه خود جمله آن کتاب‌ها را در زیر تلی از خاک دفن کند و آن وقت بر روی آنها درخت بکارد و هنگام آب دادن این عبارت را با صدای بلند بر زبان آورد: «شما ای کتاب‌ها، روزگاری برای من دلیل و راهنما بودید و الآن که به وصال رسیده‌ام دیگر نیستید، حرفی برای گفتن ندارید. هذا فراق بینی و بینک»! در این صورت افکار عمومی که غالبا سواد خواندن و نوشتن دارند چه قضاوتی درباره رفتار چنین شخصی خواهند کرد؟! اصلا در صورت حضور در آن مراسم آیا به او اجازه می‌دهند که اینچنین به جان کتاب‌های بی‌زبان خود بیفتد و این محصول بزرگان اندیشه را نیست و نابودشان کند؟! بعید به نظر می‌رسد امروزه کسی از نزدیک شاهد این صحنه باشد اما بی‌تفاوت از کنار آن عبور کند. حتما واکنشی نشان خواهد داد که با مخالفت یا تمسخر همراه خواهد بود. حتی کسانی هم که اهلیتی با کتاب ندارند و عاری از خواندن می‌زییند توان هضم این رویداد را نخواهند داشت، چه رسد به کسانی که سر و کارشان با کتاب است و خواندن از ضروریات زندگی‌شان به شمار می‌آید. باید گفت اين عمل صحیح يا غلط، واقعيتي است كه جايي مستقل در تاريخ تصوف ما باز نموده و توسط برخي از پیران طریقت و مشایخ صوفيه در سده‌های نخستین و میانه هجری به وقوع پيوسته است. درنتیجه‌ی این امر، جهان‌هایی مکتوب به عمد از دید ما پنهان شده و از دسترس مخاطبان خارج گردیده است که اگر این سنت اجرا نمی‌شد شاید چنین جهان‌هایی از دست نمی‌رفت و ما را از وجود خود محروم نمی‌ساخت. «کتابشویی صوفیان» به قلم احمد راسخی لنگرودی درآمدی است انتقادی به این سنت تاریخی در تصوف که به تازگی توسط نشر مروارید به چاپ رسیده است. راسخی لنگرودی در بخشی از مقدمه کتاب خود آورده است: «در سنت گذشته فقط عده‌ای از جماعت صوفیه دست به این کار می‌زدند. شمار‌شان چندان زیاد نبود. اما آنقدر بود که نقد و نظرهایی را معطوف خود کند و موضوعی مستقل را به خود اختصاص دهد. آنها زمانی دست به این کار می‌زدند که با تغییر حالت و دگرگوني شرايط روحي مواجه می‌شدند و به اصطلاح صوفیان، به مرتبه وصول نایل می‌آمدند. مصداق همان عبارت معروف صوفیان که به وقت مراسم کتابشویی بر زبان صوفی جاری می‌شود: «نعم الدلیل انت و اما الاشتغال بالدلیل بعد الوصول محال». آنجاست که از هر چه کتاب و نوشتنی است دست می‌شستند و آنها را از میان می‌بردند تا دیگر نه خود بخوانند و نه دیگران و نه معاصرین و نه آیندگان. در چنین شرایطی، از دوات و قلم دور می‌شدند و به ناگهان از آنها دل می‌بریدند. در تلقی آنان چه کاری برمی‌آید از این دوات و قلم در شرایطی که صوفی از مرتبه علم گذر کرده و به مرتبه معرفت و یقین واصل شده باشد؟ درخور شستن است. انگار کتاب‌ها فقط ماموریتشان این است تا در نقطه‌ای حضرات صوفی را دلالتشان کنند، به محض آنکه دلالتشان کردند و به مقصودشان رساندند آماده رفتن به قربانگاه می‌شوند! «کتابشویی صوفیان» در پانزده جُستار نوشته شده است که مهمترین آنها را سه جُستار دهم تا دوازدهم تشکیل می‌دهد. در این سه جستار حکایت‌هایی را از ماجرای کتابشویی تعدادی از صوفیان از نظر می‌گذراند که از جمله‌ی مهمترین آنها عبارتند از: ماجرای کتابشویی ابوسعید ابوالخیر، ابوحیان توحیدی، ابوبکر شبلی، ابوسلیمان دارانی، یوسف بن اسباط شیبانی، سفیان ثوری، داوود طائی، ابوعمروبن اعلاء مازنی، بشر حافی، ابوالحسین بن خلال، عین الزمان جمال‌الدین گیلى، و تعدادی دیگر از بزرگان و مشایخ صوفیه که نام و وصفشان به شرح در این مجموعه آمده است. ادامه.... https://www.alef.ir/news/4030926027.html
107
14
بدون متن...
86
15
راهنمای کتاب/علوم اجتماعی چگونه به کار زندگی می‌آیند؟ دکتر علی غزالی‌فر* «فلسفۀ امروزین علوم اجتماعی» (با نگرش چندفرهنگی) نویسنده: براین فِی مترجم: خشایار دیهیمی ناشر: نشر نو، چاپ اول 1402 448 صفحه، 350000 تومان #فلسفه #نشرنو زمانی که صحبت از علوم اجتماعی به میان می‌آید، غالباً برخی از موضوعات کلی به ذهن متبادر می‌شوند. تصور رایج از علوم اجتماعی این است که این عنوان به دانش‌هایی اطلاق می‌شود که به موضوعات مربوط به جامعۀ انسانی می‌پردازند. اما چنین نگاهی مبهم است و چندوچون علوم اجتماعی را خوب روشن نمی‌کند. از آن مهم‌تر، با این نگاه معلوم نمی‌شود که ارزش و اهمیت و کاربرد علوم اجتماعی چیست. اصلاً چه ضرورتی یا فایده‌ای دارد که علوم اجتماعی داشته باشیم؟ دقت کنیم که بدون ضرورت، علوم اجتماعی بدل به فعالیتی ذهنی می‌شوند که در نهایت فقط به‌درد سرگرمی می‌خورند یا نوعی بازی فکری می‌شوند. همۀ این مشکلات به یک چیز برمی‌گردند: ندیدن «مسائل» علوم اجتماعی. این کتاب همین مشکل را رفع می‌کند؛ یعنی مباحث علوم اجتماعی را بر اساس مسائل اساسی ارائه می‌کند. این اثر از یازده فصل تشکیل شده که هر کدام بررسی بسیار تفصیلی یک مسئلۀ کلان و مبنایی است. مسائل یازده‌گانه به‌ترتیب عبارتند از: 1) آیا باید همان کس یا از همان کسان باشی تا آن کس را بشناسی؟ 2) آیا برای آن‌که خودمان باشیم نیازمند دیگران هستیم؟ 3) آیا فرهنگ و جامعۀ ما، ما را آنی می‌کند که هستیم؟ 4) آیا افراد در فرهنگ‌های مختلف در جهان‌های مختلف زندگی می‌کنند؟ 5) آیا باید فرض‌مان این باشد که دیگران موجوداتی عقلانی‌اند؟ 6) آیا باید فهم ما از دیگران طبق ضوابط و ملاک‌های خود آن‌ها باشد؟ 7) آیا معنای رفتار دیگران همانی است که خود از آن مراد می‌کنند؟ 8) آیا فهم ما از دیگران اساساً تاریخی است؟ 9) آیا ما داستان‌ها را زندگی می‌کنیم یا فقط آن‌ها را می‌سراییم؟ 10) آیا می‌توانیم درکی عینی از دیگران داشته باشیم؟ 11) نتیجه‌گیری: از فلسفۀ چندفرهنگی علوم اجتماعی چه می‌توان آموخت؟ همان‌طور که از امعان‌نظر در این پرسش‌های دقیق برمی‌آید، مباحث به‌طور درهم‌تنیده‌ای هم نظری هستند و هم عملی. دقت و عمق مباحث، بُعد نظری آن را بسیار قوی کرده است. از سوی دیگر، پیامدهای دامنه‌دار آن برای حیات جمعی، بُعد عملی و کاربردی آن را هم برجسته ساخته است. ناگفته نماند که هر دو جنبۀ نظری و عملی پیچیده و دشوارند. اگر کسی نگاهی سطحی به آن پرسش‌ها داشته باشد، گمان می‌کند که پاسخ آن‌ها در نهایت یک آری یا خیر است. اما اصلاً این‌طور نیست. و اشتباه اصلی نیز همین‌جاست. از نظر نویسنده، پاسخ هیچ‌کدام از پرسش‌ها «آری» یا «خیر» ساده نیست. پاسخ همۀ آن‌ها یک «هم آری و هم خیر» پیچیده است. بین این «آری و خیر» یک رابطۀ پیچیدۀ دیالکتیکی وجود دارد که سراسر فصل متکفل شرح و بیان و اثبات آن است. البته این سخن به این معنا نیست که نویسنده مباحث هر فصل را باز و بلاتکلیف می‌گذارد. برعکس، هر فصل با یک جمع‌بندی خوب و روشنگر به پایان می‌رسد. به‌علاوه، آخرین جمع‌بندی کتاب، مربوط به فصل یازدهم، با دوازده تز فلسفۀ چندفرهنگی علوم اجتماعی به پایان می‌رسد که دوازده قاعدۀ پیشنهادی هستند که در جهان چندفرهنگی هم به کار فهم می‌آیند و هم برای عمل خردمندانه لازم‌اند. نویسنده هر کدام از این قواعد را جداگانه توضیح می‌دهد. دو مورد اول را فقط نام می‌برم: «از دوگانگی‌ها بپرهیز. از دوگانه‌انگاری‌های زیانبار برحذر باش. دیالکتیکی بیندیش» و «به دیگران همچون "دیگری" نیندیشید. شباهت و تفاوت را اصطلاحات مرتبطی بدانید که پیش‌فرض یکدیگرند». به روح و رویکرد کلی کتاب هم اشاره‌ای بکنیم. اجمالاً در باب علوم اجتماعی دو رویکرد کلی وجود دارد: پوزیتیویسم و نسبی‌گرایی. نویسنده نه رویکرد نسبی‌گرا به علوم اجتماعی را درست می‌داند و نه رویکرد پوزیتیویستی را. یکی را نگرشی افراطی می‌داند و دیگری را نگاهی تفریطی. راه درست در حد میانه است که آن را «نگرش چندفرهنگی» می‌نامد؛ نگرشی که برای زیست‌جهان معاصر ما لازم است. ادامه..... https://www.alef.ir/news/4030921100.html
86
16
بدون متن...
81
17
راهنمای کتاب/ در چنبره‌ی هیولاها مصطفی شاملو «وی» نوشته: نیکلای گوگول ترجمه: عبدالمجید احمدی نشر چشمه، 1403 92 صفحه، 95000 صفحه #رمان #نشرچشمه نیکلای گوگول در عصر خود از جنبه‌های متعددی نویسنده‌ای پرحاشیه به شمار می‌آمد، زیرا همواره منتقدی سخت‌گیر و بی‌رحم بود که نظام‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از حملاتش در امان نبودند. گوگول طبقات اجتماعی گوناگون را زیر ذره‌بین خود داشت و هیچ نوشته‌ای از او نمی‌توان یافت که از نقد و تحلیل این طبقات خالی باشد. طیف متنوعی از اقشار جامعه موضوع داستان‌های او بودند؛ از اعیان و اشراف گرفته با دهقانان و کارگران. او حتی در کوتاه‌ترین آثار داستانی‌اش هم توصیفاتی کامل و تصاویری جامع از شخصیت‌هایی که مورد انتقادش بودند، ارائه می‌داد. برخی از آثار گوگول یک نهاد اجتماعی را زیر سؤال می‌برند و فلسفه‌ی وجود و بنیان‌های آن را در بوته نقد قرار می‌دهند. یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌های این آثار، رمان کوتاه «وی» است که در آن گوگول به آسیب‌شناسی مدارس علمیه معاصر خود می‌پردازد. مدارسی که به نظر این نویسنده به جای تعالی دانشجویان‌شان، به افول و سقوط آن‌ها دامن می‌زدند. شاگردانی که در سودای رشد علوم انسانی به چنین مدارسی وارد می‌شدند اما محیط مسموم پیرامون‌شان از آن‌ها شخصیت‌هایی کاملاً متفاوت از قبل می‌ساخت. نحوه‌ی نگاه گوگول به مسأله‌ی مدارس علمیه نه تنها در روسیه، بلکه بعدها با ترجمه‌ی داستانش به فرانسوی نیز حواشی و انتقادهای بسیاری را برانگیخت. جو حاکم گوگول را به خاطر سیاه‌نمایی و مبالغه سرزنش می‌کردند و از ترویج نگاه او در جامعه‌ی روسیه و نیز تغییر نگرش کشورهای اروپایی دراین‌باره هراسان بودند. اما در مقابل، گروهی از روشنفکران نیز از جسارت و صراحت گوگول در انتقاد از نهادهای اجتماعی مختلف حمایت می‌کردند و اتفاقاً ترجمه‌ی آثارش به زبان‌های دیگر را گشایشی می‌شمردند که می‌توانست نهایتاً دولتمردان را وادار به تغییر و اصلاح امور نماید. گوگول در این کتاب، در کنار قصه‌گویی می‌کوشد به شکلی مفصل به ترسیم فضای مدارس علمیه بپردازد. مدرسه‌ی علمیه‌ای که مد نظر اوست در کی‌یف قرار دارد و جایی است که گوگول تجارب زیستی فراوانی از آن‌ دارد و بنابراین با واقعیت موجود در عصر او مطابقت‌های بسیاری می‌توان یافت. گرچه شاید موقعیت این مدرسه را بتوان به اغلب مناطق دیگر روسیه هم تعمیم داد، اما نویسنده بر این مکان خاص به سبب ویژگی‌های فرهنگی و فولکلورش تأکید دارد. او از اصطلاحاتی برای توصیف لباس و خوراک استفاده می‌کند که بخشی از آن‌ها می‌توانند مختص خود کی‌یف باشند و به این وسیله اِشرافش را بر محل وقوع اتفاقات داستانش نشان می‌دهد. محیط مدرسه بی‌شباهت به لانه‌ی مورچگان نیست و همه از اساتید گرفته تا دانشجویان در پی یافتن آذوقه و ذخیره‌ در آن هستند. اما روند یافتن خوراک و پوشاک از علم‌آموزی پیشی گرفته و تبدیل به شغل و دغدغه‌ی تمام‌وقت اهالی مدرسه علمیه شده است. آن‌ها مدام به دنبال انباشتن بیش‌تر ذخایرشان‌اند و این مسأله نه با زحمت و کار، بلکه به شکل غارت همشهریان و روستاییان اطراف صورت می‌گیرد. در واقع آن‌ها همواره در کمین‌اند که از آدم‌های اطراف غنایمی بگیرند؛ از کفش و جوراب گرفته تا نان و غذاهای مختلف. اگر هم کسی چندان رضایتی برای بخشیدن چیزی به آن‌ها نداشته باشد، در نهایت با رفتارهای عجیب و غریب آن‌ها به گونه‌ای مجذوب یا مرعوب‌شان خواهد شد و هر چه را که در چنته دارد، به آن‌ها خواهد داد. روش جلب ترحم هم در بسیاری مواقع مؤثر واقع می‌شود و آدم‌ها را وادار به بخشش وسایل و خوراکی‌هایشان به آن‌ها می‌کند. ادامه... https://www.alef.ir/news/4030913062.html
133
18
بدون متن...
113
19
راهنمای کتاب/ قصه‌ای برآمده از یک حافظه‌ی جمعی میلاد شاملو «مهاجمان فضا» نوشته: نونا فرناندز ترجمه: مهدی نوید نشر چشمه، 1402 89 صفحه، 98000 تومان #رمان #نشرچشمه نونا فرناندز متعلق به نسلی از نویسندگان شیلی است که کودکی و نوجوانی خود را در دوران حاکمیت پینوشه طی نموده‌اند. دورانی سرشار از خفقان و خشونت که عواقبش تا دهه‌های پس از سقوط حکومت دیکتاتوری همچنان ادامه داشته است. این نسل وحشت و تاریکی حاکم بر جامعه را با گوشت و پوست خود حس کرده‌ و سایه‌ی سنگین و پرهراس دیکتاتوری، هرگز مجال آسوده زیستن و بالیدن را به آن‌ها نداده است. فرناندز در داستان‌های متعدد خود همواره سعی در ترسیم فضای حاکم بر زندگی این نسل را داشته است و «مهاجمان فضا» یکی از جمله آثار برجسته‌ی او در این‌باره است، درباره‌ی آن‌چه شیلی در دهه‌ی هشتاد و در میانه‌ی دوران استیلای پینوشه بر این کشور می‌گذراند. شخصیت‌های محوری داستان را دخترانی می‌سازند که در آستانه‌ی دوران نوجوانی هستند و از لحاظ ذهنی با هم پیوستگی‌ها و اشتراکات بسیار دارند؛ چندان که گویی آن‌چه از همکلاسی‌شان تعریف می‌کنند از یک ذهن یکپارچه برمی‌آید و نه از چندین ذهن مجزا از هم. فرناندز در تلاش است که حافظه‌ای جمعی را به تصویر بکشد که تجارب زیستی‌اش از حکومت سرکوبگر پینوشه را به مخاطب عرضه می‌کند. این تجارب زیستی در عین داشتن قرابت‌های بسیار با هم، در تعبیر و تفسیر کردن بسیاری از مفاهیم و پدیده‌ها تفاوت‌های بنیادینی با هم دارند. اما مضمون کلیدی داستان که شخصیت‌های قصه را به هم نزدیک می‌کند و منجر به شکل‌دهی عرصه‌ای برای بیان تجارب می‌شود، ناپدید شدن همکلاسی دختران داستان است. استریا گونسالس با گم شدن خود گمان‌ها و تفاسیر متعددی را برمی‌انگیزد و هر یک از همکلاسی‌های او به شیوه‌ی خاص به این مسأله می‌نگرد. هر فصل از کتاب به بیان این تجارب از ذهن هر کدام از این همکلاسی‌ها می‌پردازد. شواهد حاکی از آن است که گونسالس همواره در صدر توجه دوستانش قرار داشته است. او شخصیتی پررمز و راز دارد که رفاقتش با هر یک از دختران کلاس برایش شکلی متفاوت از دیگری پیدا کرده است. ادامه.... https://www.alef.ir/news/4030906072.html
124
20
بدون متن...
115