fa
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

رفتن به کانال در Telegram

...

نمایش بیشتر
547
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
چون باز آیی نلی @simar50 #نوستالژی #یادها_و_خاطره‌ها

Faramousham Nakon Moein فراموشم نکن معین @simar50

... بله، فرق می‌کنه کی رییس‌جمهور باشه! نخبگان و غولهای فناوری دنیا از مدیر گوگل تا تسلا و آمازون و متا در مراسم تحلیف، ترامپ
... بله، فرق می‌کنه کی رییس‌جمهور باشه! نخبگان و غولهای فناوری دنیا از مدیر گوگل تا تسلا و آمازون و متا در مراسم تحلیف، ترامپ را همراهی کردند و قرار است با دولت او همکاری کنند. در ایران هم بانیان وضع موجود به اسم دولت وفاق، زیر یک سقف جمع شدند تا با همان تفکری که باعث ویرانیِ شده، مملکت را آباد کنند...!!! #محمد_پارسی @simar50

4_5802075293011150610.mp41.09 MB

... لهجه‌ی شیرین کرمان و حومه😂😂 @simar50 #طنز_لهجه

... همیشه پیروز امروز شبکه های صداوسیما گفتند مقاومت و مردم پیروز شدند و اسرائیل شکست را پذیرفت و آتش بس را قبول کرد خواستم بگم‌ عزیزان شما را هیچ غمی نیست جنگ بشه پیروزید صلح بشه پیروزید درهرصورت شما پیروزید هنیه کشته بشه پیروزید قاسم سلیمانی شهید بشه پیروزید حسن نصراله  کشته بشه پیروزید اسدسقوط کندپیروزید بلندیهای جولان بیفته دست اسراییل پیروزید هزاران نیرو ازحماس حزب الله اسیروکشته زخمی بشن پیروزید دلاربره بالاپیروزید بیادپایین پیروزید ترامپ رییس جمهوربشه پیروزید نشه هم  پیروزید اختلاسها لوبره پیروزید روزانه هزاران لیترسوخت قاچاق بشه پیروزید رودخانه ها خشک بشن پیروزید جنگلهاناپدیدبشن پیروزید اسمان وزمین را ببندن پیروزید درامریکا اتش سوزی بشه پیروزید خاموش بشه پیروزید روسیه خیانت کندپیروزید جولانی لباس رزم بپوشدپیروزید کروات بزند پیروزید فیلمهای طوسی ثقتی بیادبیرون پیروزید ارزش پول از بین  بره پیروزید محورتون بشکندپیروزید ته دره بریدپیروزید از دره بالا بیایید پیروزید سردارنتون به شکست اعتراف کنند پیروزید در قاموس شما  شکست هیچ هیییییچ معنایی ندارد ای همیشه پیروزها پیروزیتان مستدام @imar50

... نرخ تبرئه در نظام قضایی جمهوری اسلامی #بیژن_اشتری نویسنده و مترجم در علم حقوق شاخصی داریم زیر عنوان «نرخ تبرئه » در برابر «نرخ محکومیت.». به زبان ساده هر متهمی در نظام قضایی یک کشور یا تبرئه می‌شود یا محکوم. چند سال قبل از یک پژوهشگری که به زحمت توانسته بود در این زمینه تحقیق کند شنیدم که نرخ تبرئه در نظام قضایی ایران بسیار پایین است به ویژه در قیاس با نظام قضایی قبل از انقلاب. به عبارت دیگر، فرد متهم در نظام قضایی جمهوری اسلامی (منظورم متهم معمولی است نه متهم پارتی‌دار) شانس چندانی برای گرفتن حکم تبرئه ندارد. تا جایی که می‌دانم این شاخص(نرخ تبرئه) ارتباط مستقیمی دارد با میزان دموکراتیک بودن یک حکومت. هر کشوری که دموکراتیک‌تر باشد نرخ تبرئه در نظام قضایی‌اش نیز بالاتر است. اگر اشتباه نکنم در کشورهای غربی این عدد بین هفت تا ده درصد است. هر کشوری که مستبد‌تر باشد نرخ تبرئه‌اش هم پایین‌تر است (برای مثال در روسیه زیر دو درصد است). پژوهشگری که من با او چند سال پیش صحبت کردم گمانه‌زنی می‌کرد که نرخ تبرئه در نظام قضایی ایران کسر کوچکی از یک درصد باشد. این گمانه زنی به نظرم صحیح است. نظام قضایی ایران با این ذهنیت شکل گرفته که قاضی هر چقدر قاطع‌تر و محکم‌تر حکم بدهد متهمین بالقوه و بالفعل ماست‌ها را کیسه خواهند کرد و جامعه از شر آنها خلاص خواهد شد. یادم هست اوایل دهه هفتاد که کار روزنامه‌نگاری می‌کردم برای مصاحبه رفته بودم منزل دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه اسبق. ایشان در بخشی از صحبت هایش که به اصطلاح افتر رکورد بود درباره خلخالی به من گفت«من در همان ابتدای شکل‌گیری دادگاه های فله ای خلخالی از حضرت......پرسیدم چرا این فرد خشن را به این سمت مهم منصوب فرمودید که ایشان در حالی که دستانشان را پشت کمرشان حلقه کرده بودند و طول و عرض اتاق را طی می‌کردند به من گفتند: ابراهیم ،هر انقلابی به یک شمر نیاز دارد.» این را نقل کردم که بگویم این ذهنیت همچنان بر نظام قضایی ما حاکم است. قاضی «خوب» در این نظام قاضی‌ای است که همه از او بترسند. قضات هم از همان ابتدا یاد گرفته‌اند که هر چه احکام شدیدتری علیه متهمان صادر کنند راه پیشرفتشان در مناصب اداری هموارتر می‌شود. در کشورهای دموکراتیک قاضی هرگز به متهم فحش و ناسزا نمی‌گوید و او را با حرف هایش نمی‌ترساند و قیافه میرغضب به خودش نمی‌گیرد. به متهم اجازه داده می‌شود که با بهترین ظاهر خودش (کت و شلوار کراوات) در دادگاه حضور بیابد تا از حیث ظاهر بهترین تاثیر را بر هیئت منصفه بگذارد. دادگاه علنی است و متهم وکیل دارد و قاضی مرد یا زن محترم و تحصیل‌کرده‌ای است که صرفا بر اساس تحصیلات حقوقی خودش و اصول حرفه‌ای حکم می‌دهد و غیره.

- چرا جامعهٔ ایران از اخلاق دور شده است؟ چرا مشکلات اخلاقی جامعه روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شوند؟ پاسخ این سوال فقط یک عبارت است: «ابهام از آینده و اخلاقی زیستن». در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند! دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند. هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب به مرور زمان كمرنگ گشت. آیندهٔ مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و... آستانۀ اخلاق و تحمل  را در هر جامعه‌ای كاهش می‌دهد. به‌طورمثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و... كمتر است. به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند. پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت‌های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد. اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد. به جای صرف هزینه‌های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی‌های خسته کننده و مداحی‌های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش‌های بی‌اثر بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم مخصوصاً ازدواج و شغل منتقل کنید. جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده، با خوش‌بینی به آینده می‌نگرد و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد. پس، لطفاً مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید. #مصطفی_ملکیان @simar50

- چرا جامعهٔ ایران از اخلاق دور شده است؟ چرا مشکلات اخلاقی جامعه روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شوند؟ پاسخ این سوال فقط یک عبارت است: «ابهام از آینده و اخلاقی زیستن». در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰۰گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند! دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند. هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب به مرور زمان كمرنگ گشت. آیندهٔ مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و... آستانۀ اخلاق و تحمل  را در هر جامعه‌ای كاهش می‌دهد. به‌طورمثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و... كمتر است. به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند. پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت‌های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد. اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد. به جای صرف هزینه‌های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی‌های خسته کننده و مداحی‌های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش‌های بی‌اثر بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم مخصوصاً ازدواج و شغل منتقل کنید. جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده، با خوش‌بینی به آینده می‌نگرد و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد. پس، لطفاً مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید. #مصطفی_ملکیان @simar50

ضعف جمهوری اسلامی! (۴)* احمد بخارایی رهبر جمهوری اسلامی گفت که دشمن تلاش می‌کند ما را ضعیف نشان دهد و رسانه‌ها و مردم نباید چنین اجازه‌ای بدهند! داشتم فکر می‌کردم اگر اوضاع مملکت مثل مرداب انزلی رو به افول می‌رود و بی‌عدالتی دامن‌گستر شده است چگونه می‌توان جمهوری اسلامی را قوی جلوه داد؟ شکاف طبقاتی که در عرصه‌ی اقتصاد بی‌داد می‌کند و فقط کافی است ابتدا یک سری به شمال تهران و لواسانات و سپس یک سری هم به میدان شوش و دروازه‌غار بزنید و بین راه، دست‌فروشان داخل مترو را هم مشاهده کنید! واقعا چه‌گونه می‌توان مملکت و نظام حکم‌رانی را مقتدر نشان داد در حالی‌که زندان‌ها انبوه از زندانیان سیاسی‌اند و دیگر زندانیان هم عمدتاً قربانی شرایط اجتماعی تبعیض‌محورند؟ چگونه می‌توان صدور احکام اعدام را برتابید و این چه نشانه‌ای از اقتدار جمهوری اسلامی دارد؟ مگر نه این است که هر یک حکم اعدام به مثابه زخمی شدن روح جامعه است؟ به عنوان مثال چه‌گونه می‌توان از صدور و تأیید حکم اعدام پخشان عزیزی، این مددکار زن کرد، در دیوان عالی کشور به چیزی جز «ضعف» جمهوری اسلامی رسید؟ مگر نظام حکم‌رانی نمی‌داند با اعدام یک نفر، یک جامعه اعدام شده است و مگر مردم فراموش می‌کنند که جامعه، اعدام شود؟ واقعاً در کدام عرصه، جمهوری اسلامی قوی است؟ در کدام‌یک: اقتصاد، تولید، سیاست داخلی، سیاست خارجی، پویایی اجتماعی، سرمایه‌ی اجتماعی، نظام آموزشی، رقابت رسانه‌ای و …؟ البته که در صنایع موشک، قوی است اما مگر موشک؛ اعتبار و شرافت و همبستگی اجتماعی و پویایی اقتصادی و مشروعیت داخلی و خارجی و انسانیت و اخلاق اجتماعی و امید به آینده و عدالت و یک زندگی معمولی به ارمغان می‌آورد؟! واقعاً چه‌گونه می‌توان در ذهن تاریخ، قوت نظام جمهوری اسلامی را بولد کرد؟!