fa
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

رفتن به کانال در Telegram

...

نمایش بیشتر
633
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها

sticker.webp0.69 KB

در شبم.mp315.21 MB

4_5962944603047857952.mp310.52 MB

4_6010324397334725485.mp320.14 MB

4_5854948105656473374.mp310.10 MB

4_5924996187575813335.mp36.53 MB

4_5861795675095697035.mp32.68 MB

... فرصتی که تمام شد اگر هنوز در جمهوری اسلامی آدمی پیدا می‌شود که ایدئولوژی و قدرت و پول چشمانش را کور و گوش‌هایش را کر نکرده باشد، خوب است یک سؤال از خود بپرسد؛ سؤالی که جواب نارضایتی چند نسل است. چشم بچرخاند و ببیند و بپرسد چرا در چهل و اندی سال، نتوانستیم دست‌کم یک دانه مهر در دل نسلی بکاریم که وقتی متولد شدند، در دل جمهوری اسلامی به دنیا آمدند؟ یکی مثل من که در سیستم آموزشی جمهوری اسلامی مدرسه رفته، پشت میز دانشگاه همین نظام نشسته، تلویزیون این نظام را تماشا کرده و به رادیویش گوش کرده، آدمی که علاقه‌ای جز به زندگی و ادبیات نداشته، اهل افراط و تفریط نبوده، به زندگی به شکلی ساده علاقه داشته، در خانواده‌ای معمولی به دنیا آمده، عشقش شعر نوشتن بوده و کتابی که هر چند سال منتشر کند. اگر آدمی هنوز پیدا می‌شود باید چشم بچرخاند و بپرسد که چه کار کردیم که این نسل حتی پرچمی را که بر سر در کلاس‌های درسشان بوده، دیگر نمی‌پذیرند؟ بپرسد چرا این شاعر، به جای شعر نوشتن، از هزار درد می‌نویسد، از ظلم گلایه می‌کند، از حکومت خشمگین است. اگر هنوز ذره‌ای چشم برای دیدن، برای یک نفر هم مانده باشد، باید ببیند و بپرسد چرا فرصت چهل و اندی سال را ــ که عمر مفید نسل من بود ــ در دست داشتیم و حتی نتوانستیم یک دانه‌ی کوچک مهر در دلی بکاریم؟ یک دانه که آن تهِ وجود آدمی، چراغی روشن کرده باشد. به جایش هم‌کلاسی‌هایم را در خیابان کشتید. شعر را قلع‌وقمع کردید. دوستانی را آنقدر زیر فشار گذاشتید که خودخواسته جان خود را گرفتند. رفیقانم را روانه زندان کردید. زندان‌هایی برای خفه کردن هر صدایی که نمی‌پسندید، و یا زندان‌هایی که میله‌هایش افسردگی و انزواست. مجبورمان کردید خاکمان را ترک کنیم، خاطراتمان را در کوچه و خیابان‌های زادگاهمان رها کنیم و از دور به ویرانی‌ای که ساخته‌اید دقیق شویم. دقیق شویم بر رودخانه‌هایی که خشکیده‌اند. درختانی که قطع شده‌اند. دوستانی که حتی صدایی از آن‌ها دیگر نیست. شعرهایی که نانوشته مانده‌اند. عمری که در اندوه و مرگ گذشته است. اگر ذره‌ای از چشم و گوش هنوز برایتان مانده، باید این سؤال‌ها را بپرسید و آب شوید. باید بدانید فرصتتان تمام شده. حالا که نتوانستید دانه‌ای مهر بکارید، خشم و سرکوب ماندگاری برایتان نخواهد داشت. باید عقب بنشینید. کنار بروید. وگرنه زمانه شما را عاقبت کنار خواهد زد. #محمد_مرکبیان @simar50

4_5780738806017696132.mp33.18 MB