fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 304 مشترک است و جایگاه 2 266 را در دسته تجارت و رتبه 12 902 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 304 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 16 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -84 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -7 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 24.44% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 11.30% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 6 675 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 3 087 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 17 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 304
مشترکین
-724 ساعت
-457 روز
-8430 روز
آرشیو پست ها
🔴 توجه، توجه: به ایام حضور دختران کم حجاب در تلویزیون نزدیک می‌شویم ✍️مصطفی داننده 🔹 نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 28 خرداد 1400، خود را برای رقابت آماده می‌کنند. سفرهای استانی، سخنرانی، مناظره و هزار داستان دیگر برای آنها در پیش است. 🔹آنها در یک ماه پیش رو به اندازه یک سال کار می‌کنند. صبح به این شهر می‌روند و عصر در استانی دیگر وعده می‌دهند. در مناظره‌ها به جان هم می‌افتند و تاجایی که امکان دارد، آبروی طرف مقابل را می‌برند. 🔹جدا از نامزدها می‌خواهم به دختران کم‌حجاب کشورم هم عرض کنم که آنها هم باید خودشان را آماده کنند تا هر لحظه در خیابان گزارشگر تلویزیون جلوی‌شان را بگیرد و به عنوان فرزند این کشور از آنها در مورد انتخابات بپرسد. 🔹بامزه نیست. همان ظاهری که تا دیروز در گشت ارشاد بود به قاب تلویزیون راه پیدا می‌کند. اگر علیه آمریکا و حالا دولت روحانی و «سیاست‌‌های غرب‌گرایانه» آن که حرف بزند به همه بخش‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی هم راه پیدا می‌‌کند. 🔹درست مثل راهپیمایی 22 بهمن که گزارشگران برای نشان دادن تنوع حاضران در مراسم پیروزی انقلاب اسلامی، سراغ دخترانی می‌روند که کم‌ حجاب‌تر از دیگران هستند. 🔹دخترانی که در این روزها مورد سوال قرار می‌گیرند، همان‌هایی هستند که برخی با دیدن‌شان استغفراللهی می‌گویند و نگران «خون شهدا» می‌شوند. 🔹صداوسیمایی که در هنگام پخش سریال‌هایی که خودش ساخته و یا فیلم‌های سینمایی ایرانی که از وزارت ارشاد مجوز دارد، رنگ تصویر صحنه‌هایی که بازیگران زن در آن آرایش غلیظ دارند را تا حد سیاه و سفید پایین می‌آورد، دختران کم حجاب دم انتخابات را رنگی، رنگی نشان می‌دهد. 🔹اصلا در ایام انتخابات، هرچه بی‌حجاب‌تر باشی احتمال اینکه دوربین تلویزیون به سمت شما بیاید زیاد است. اگر حرف‌های مورد نظر آنها را هم که بگویی کار تمام است و می‌توانید تلفن را بردارید و به همه خبر بدهید که در اخبار 20:30 شما را نشان خواهند دارد. 🔹احتمالا وقتی به پدر زنگ بزنید او به شما خواهد گفت که «نکنه دوباره گشت ارشاد گرفتت؟» شما با لحنی فاتح می‌گویید نه در مورد انتخابات و انتظارهایم از رییس جمهور حرف زدم، درست با همان ظاهری که ماه پیش مهمان ونِ گشت ارشاد شدم. 🔹کاش که این نگاه همیشه وجود داشت و فقط منحصر به روزهای انتخابات و راهپیمایی نبود. واقعا اگر این دختران و یا پسرانی که ظاهری متفاوت با دیگران دارند را فرزندان این کشور می‌دانید و رای و نظر آنها برای‌تان مهم است، در ماه‌های دیگر سال هم با این جوانان همینگونه برخورد کنید و اگر آنها را از خود نمی‌دانید در زمان انتخابات هم به سراغ‌شان نروید. 🔹این داستان تکراری شده است، تکراری تر‌ از تمام فیلم‌های آی‌فیلم. کاش تکلیف ما را بد حجاب خوب و بد حجاب بد، مشخص می‌کردند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ اندوه«بیک»! چگونه آمد، چرا رفت؟ ✍️ لیلا محمد علیپور علی‌اکبر رفوگران شرکت صنعتی «قلم خودکار» را با مشارکت پدر و برادرش عباس در ایران تاسیس کرد. فرزندان عباس رفوگران بعدها کارخانه عطر بیک را در ایران تولید کرد که عطری ارزان‌قیمت و مناسب استفاده جوانان بود. کیفیت تولید بیک ایران در حدی بود که شرکت مادر در فرانسه از آن اعلام رضایت کرد و به این ترتیب خودکار بیک نه تنها به شهرستان‌ها بلکه به دورترین روستاهای ایران راه یافت. رفوگران همچنین امتیاز مداد سوسمار را از بنیاد پهلوی خرید و آن ‌را تبدیل به شرکتی سودآور کرد ورود خودکار بیک به ایران در سال ۱۳۴۳ و توسط خانواده رفوگران میسر شد که سال‌ها در زمینه تجارت نوشت‌افزار فعالیت داشتند. این خانواده در سال ۱۲۹۰ از اصفهان به تهران آمدند و در بازار امین‌الملک شروع به تجارت کردند. با فوت میرزا علی رفوگران، ثروت خانوادگی به فرزندش علی‌اکبر معروف به تحریریان رسید، که حرفه خانوادگی در زمینه فروش لوازم‌التحریر را ادامه داد و با ابتکار و خلاقیت خود، به رشد و بسط این صنعت کمک کند برای ایرانیان هم، تا قبل از ورود خودکارهای سبک و پرمصرف، خودنویس‌های خارجی رواج داشت که دارای قیمت بالا و در مجموع نوشت‌افزاری اشرافی بود. به همین دلیل علی‌اکبر رفوگران به سراغ شرکت آلمانی «لوکسور» رفت تا نمایندگی‌اش را بگیرد و در صورت امکان بتواند زیر نظر شرکت لوکسور به تولید آن مبادرت کند. مخالفت مدیر لوکسور با تولید خودنویس در ایران منجر به لغو نمایندگی رفوگران شد. با ناکامی در تولید خودنویس رفوگران به دنبال تولید قلمی افتاد که با جوهر کار کند اما سبک‌تر و ارزان‌تر باشد و نیازی به تعویض مکرر کیسه جوهر نباشد. به همین دلیل این قلم در ایران «خودکار» نامیده شد که نیاز به تعویض جوهر ندارد. این فکر هم‌زمان شد با زمانی که شرکت بیک در ایران به دنبال نماینده‌‌ای فعال برای فروش شد. رفوگران با پرداخت ۱۰۰ هزار تومان به یک تاجر ایرانی امتیاز واردات و فروش بیک را خرید. بعد از مدتی رفوگران به فکر تولید خودکار بیک در ایران افتاد. پیشنهاد تاسیس کارخانه بیک را علی‌اکبر رفوگران به پدرش ارائه کرد که با مخالفت جدی پدر مواجه شد. اما علی‌اکبر برای تحقق ایده‌اش به دیدار صاحب بیک در اروپا رفت و با جلب رضایت پدر قالب بدنه خودکار از میلان ایتالیا و ماشین تزریق پلاستیک از نورنبرگ آلمان خریداری کرد و بدنه را برای نصب به آلمان فرستاد. او به مدت یک هفته در آلمان ماند تا به آموختن نحوه کار دستگاه در آلمان بپردازد. به این ترتیب علی‌اکبر رفوگران شرکت صنعتی «قلم خودکار» را با مشارکت پدر و برادرش عباس در ایران تاسیس کرد. فرزندان عباس رفوگران بعدها کارخانه عطر بیک را در ایران تولید کرد که عطری ارزان‌قیمت و مناسب استفاده جوانان بود. کیفیت تولید بیک ایران در حدی بود که شرکت مادر در فرانسه از آن اعلام رضایت کرد و به این ترتیب خودکار بیک نه تنها به شهرستان‌ها بلکه به دورترین روستاهای ایران راه یافت. رفوگران همچنین امتیاز مداد سوسمار را از بنیاد پهلوی خرید و آن ‌را تبدیل به شرکتی سودآور کرد. خانواده رفوگران در سال‌های بعد از انقلاب در معرض سوءظن قرار گرفت. در دهه ۱۳۷۰ دو تن از برادران رفوگران به اتهام سوء استفاده از ارز ترجیحی و وارد نکردن مواد اولیه، دستگیر و در زندان تحت فشار قرار گرفتند. این دو برادر در همین خصوص شکوائیه به دفتر رهبری ارائه کردند و این شکوائیه به عنوان اولین کیس کاری در اختیار علی‌اکبر ناطق‌نوری قرار گرفت. دو مامور جوان در زندان برادران رفوگران را به شدت تهدید و تحقیر کرده بودند در حدی که گفته بودند شما را مقابل چشم کارگرانتان شلاق خواهیم زد. پیگیری ناطق‌نوری ظاهرا نتیجه بخشید و این ماموران محاکمه و محکوم شدند. راز موفقیت خانواده ای با سه نسل کارآفرینی ۱- نخستین عامل موفقیت رفوگران را باید در اتحاد خانوادگی آنها جستجو کرد. بسیاری از خانواده‌های سرمایه‌دار ایرانی بعد از فوت پدر بر سر نحوه تقسیم ارث دچار تفرقه و به واسطه همین مجادلات، کار و کسب خانوادگی آنها آسیب و فرو می‌پاشد. ۲- دومین عامل موفقیت خانواده رفوگران به نگاه اخلاقی آنها مربوط می‌شود. علی رفوگران در بحران اقتصادی ناشی از جنگ جهانی دوم کلا ورشکست شد اما به واسطه اعتباری که از محل فعالیت‌های خیریه کسب کرده بود، مجددا توانست به عنوان یکی از بنکداران بازار تهران به فعالیت برگردد . نقل کرده‌اند که او و فرزندانش در قحطی نان ناشی از اشغال ایران در جنگ دوم جهانی، شب‌ها در تنور خانه نان می‌پختند و میان مردم تقسیم می‌کردند. ۳- سومین عامل موفقیت این خانواده را باید به روحیه ملی و وطن‌پرستی آنان نسبت داد. /کارخانه دار با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

این مرد پای خودکار بیک را به ایران باز کرد علی اکبر رفوگران زاده سال ۱۳۰۹ همین که دبستان را تمام کرد در بازار به حجره پدرش رفت و مشغول کار شد او شبانه درس میخواند و نخستین ابتکار عمل او وقتی بود که پدرش یک محموله مداد را از ژاپن وارد کرد و به قول او مدادهای ژاپنی در آن زمان کیفیت مطلوب و فروش چندانی نداشتند برای همین به فکرش رسید برای سرمدادها منگوله درست کند و به کمک همسرش برای تعداد زیادی از مدادها منگوله ساختند و با این نوآوری فروش مدادها بسیار بالا رفت. او سپس کارگاه تولیدی رفوگران را احداث کرد سپس بعد از مدتی کارگاه تولید خودنویس را نیز ساخت.در یک روز تابستانی آقایی به نام بهنام به کارگاه شان آمد و قلمی را به او داد وقتی علی اکبر با آن شروع به نوشتن کرد دید که وسیله ای بسیار جالب برای نوشتن است. وقتی که از او نحوه کار را پرسیدند که این وسیله چگونه کار میکند و چگونه جوهر میخورد پاسخ داد: جوهر نمیخورد و " خودکار " است! جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 اگر کل کتب روانشناسی را بخوانید به این 70 نکته میرسید: 1- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش 2- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن 3- برای فردایت برنامه ریزی کن 4- از عبارت «متشکرم» زیاد استفاده کن 5- بدان در چه وقت باید سکوت کنی 6- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان 7- احمقانه رفتار مکن 8- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر 9- اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر 10- همیشه در حال آموختن باش 11-آنچه می دانی به دیگران بیاموز 12- روز تولدت یک درخت بکار 13- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر 14- از مکان های مختلف عکس بگیر 15- راز دار باش 16- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن 17- به دیگران متکی نباش 18- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن 19- اشتباه هایت را بپذیر 20- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست 21- بعد از تنبیه بچه هایت، آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن 22- گاهی برای خودت سوت بزن 23- شجاع باش، حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی، هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد 24- هیچوقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن 25- به کسی کنایه نزن 26- از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد 27- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند 28- سحر خیز باش 29- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی، شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند. 30- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش. 31-کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد 32-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند 33-هیچگاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار 34-وقت شناس باش 35-از افراد ناشایست دوری کن 36-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش 37-اصالت داشته باش 38-هیچ وقت به رقیبت اعتماد نکن 39-از حدی که لازم است مهربانتر باش 40-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن 41-بهترین دوست همسرت باش 42-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ایی شغل فعلیت را از دست مده 43-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی 44-از کسی کینه به دل نگیر 45-برای تمام موجودات زنده ارزش قائل شو 46-شکست را به راحتی بپذیر 47- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن 48- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن 49- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید 50- همیشه به قولت وفادار باش 51- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن 52- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی 53- زندگی را سخت نگیر 54- هیچ وقت قمار بازی نکن 55- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است 56- از وسایلت به خوبی محافظت کن 57- انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد 58- برای تغییر دادن دیگران بیش از این تلاش نکن 59- همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش 60- پلها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی 61- خودت را دست کم نگیر 62- متواضع و فروتن باش 63- گاهی فراموش کن 64- قدرت بخشندگی را از یاد مبر 65- نسبت به مردمی که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش 66- دوستی های قدیم را دوباره تازه کن 67- سعی کن زندگی همواره برایت پیام داشته باشد 68- کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان 69- طوری زندگی کن که روی سنگ قبرت بنویسند: شخصی که از هیچ چیز در ز‌ندگیش پشیمان نبود 70-بدان در چه وقت باید سکوت کنی ... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

سازمان مدیریت صنعتی خدمات مرکز مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی در این ویدئو به اهمیت موضوعات مسئولیت اجتماعی شرکتی(CSR) و حاکمیت (CG) در کسب‌و‌کار‌ها می‌پردازیم. و توضیح می‌دهیم که ما در سازمان مدیریت صنعتی چگونه در این موارد به شرکت‌ها،سازمان‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی کمک می‌کنیم. 🎙دکتر"مجید گلپایگانی"مشاور ارشد و مدرس سازمان مدیریت صنعتی، دانش‌آموخته‌ی «دانشگاه هریوت وات» بریتانیا 📣ویدئو ها و مطالب بیشتر در join: @imiconsulting Follow: Instagram.com/imiconsulting 🔸وبسایت ما www.consulting.imi.ir

#تبلیغات

علت نامگذاری روز معلم در «۱۲ اردیبهشت» چیست؟ دوازدهم اردیبهشت ۱۳۴۰، گروهی از معلمان، که از ورودشان به محوطه وزارت فرهنگ جلوگی
علت نامگذاری روز معلم در «۱۲ اردیبهشت» چیست؟ دوازدهم اردیبهشت ۱۳۴۰، گروهی از معلمان، که از ورودشان به محوطه وزارت فرهنگ جلوگیری شده بود، در اعتراض به لایحه‌ی حقوق فرهنگیان، همکاران خود را به اعتصاب و تظاهرات در مقابل مجلس هدایت کردند. معلمان روانه میدان بهارستان گردیدند و جلو ساختمان مجلس روی زمین به تحصن نشستند. پلیس برای متفرق کردن آنان از ماشین آبپاش استفاده کرد ولی معلمان از جای خود تکان نخوردند. #ابوالحسن_خانعلی دبیر ۲۹ ساله به اتفاق چند دانش آموز به بالای ماشین آبپاش رفته و جهت شلنگ را عوض کردند. آنگاه پلیس شروع به تیر اندازی هوایی کرد ولی باز معلمان از جای خود بر نخواستند. سرهنگ شهرستانی رییس کلانتری اقدام به شلیک نمود که دکتر_ابوالحسن_خانعلی از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در بیمارستان در گذشت. حکومت وقت برای دلجویی از معلمان این روزرا «روز معلم» نامگذاری کرد پس از انقلاب با ترور آیت الله مطهری در یازدهم اردیبهشت با یک روز تاخیر، باعث شد که مجددا ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم تثبیت شود جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✍🏻 مهارت فردی در مدارس فنلاند 🔹به منظور پرورش جامعه‌ای پیشرفته و سرآمد، در آموزش‌ برای كودكان ١٥-٩ سال فنلاند، موارد زیر در نظر گرفته می‌شوند: ١- مهارت درست لباس پوشيدن ٢- مهارت درست راه رفتن ٣- مهارت خوب حرف زدن ٤- مهارت حرف خوب زدن ٥- مهارت منظم بودن ٦- مهارت شعر خواندن ٧- مهارت نقاشی كردن ٨- مهارت نوشتن ٩- مهارت ترانه و دكلمه خواندن ١٠- مهارت بهداشت ١١- مهارت کار تيمی ١٢- مهارت انتقاد كردن ١٣- مهارت جرات ورزی و تمرین شجاعت ١٤- مهارت تشخيص درست از نادرست ١٥- مهارت درست غذا خوردن ١٦- مهارت گره زدن ١٧- مهارت كار با قيچی و برش زدن ١٨- مهارت سعی در خوش خط بودن ١٩- مهارت شستن اشيا ٢٠- مهارت مطالعه ٢١- مهارت مدیریت زمان ٢٢- مهارت كنترل خشم ٢٣- مهارت انتقاد پذیری و تحمل حرف مخالف ٢٤- مهارت پژوهش و تحقيق ٢٥- مهارت تشخيص دوست خوب ٢٦- مهارت بازی كردن ٢٧- مهارت غذا پختن ٢٨- مهارت كار با سوزن ٢٩- مهارت تشكر و سپاسگزاری كردن ٣٠- مهارت خوب توجه كردن ٣١-مهارت تفكر كردن ٣٢- مهارت تفكر خوب داشتن ٣٣- مهارت دوست خوب پيدا كردن ٣٤- مهارت نگهداری دوست خوب ٣٥- مهارت نگهداری لوازم ٣٦- مهارت انتقاد پذیری و نقد شدن ٣٧- مهارت رازدار بودن ٣٨- مهارت برنامه ريزی كردن ٣٩- مهارت گذشت ٤٠- مهارت صبور بودن ٤١- مهارت حل مساله ٤٢- مهارت نگهداري گياه و گل ٤٣- مهارت دقت به پيرامون ٤٤- مهارت صادق بودن ٤٥- مهارت وفادار بودن ٤٦- مهارت نوشتن ٤٧- مهارت آينده نگری ٤٨- مهارت تلاش كردن ٤٩- مهارت نا اميد نشدن ٥٠- مهارت هدف داشتن ٥١- مهارت كار با ابزار ٥٢- مهارت كار با كامپيوتر ٥٣- مهارت در فضای مجازي و سايبری ٥٤- مهارت در تصوير ذهنی داشتن ٥٥- مهارت احترام گذاشتن ٥٦- مهارت كم مصرف بودن ٥٧- مهارت بهره گيری از اشيا ٥٨- مهارت مشورت گرفتن ٥٩- مهارت مشورت و همفكری كردن ٦٠-... مهارت ١٢ و مهارت ٣١ و مهارت ۳۶ فراگیری و ارتقای این مهارتهای فردی می‌تواند آینده بهتری را برای خودمان و فرزندانمان فراهم آورد و سرآمدی فردی ما را تسهیل نماید. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

سازمان مدیریت صنعتی خدمات مرکز مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی در این ویدئو به اهمیت موضوعات مسئولیت اجتماعی شرکتی(CSR) و حاکمیت (CG) در کسب‌و‌کار‌ها می‌پردازیم. و توضیح می‌دهیم که ما در سازمان مدیریت صنعتی چگونه در این موارد به شرکت‌ها،سازمان‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی کمک می‌کنیم. 🎙دکتر"مجید گلپایگانی"مشاور ارشد و مدرس سازمان مدیریت صنعتی، دانش‌آموخته‌ی «دانشگاه هریوت وات» بریتانیا 📣ویدئو ها و مطالب بیشتر در join: @imiconsulting Follow: Instagram.com/imiconsulting 🔸وبسایت ما www.consulting.imi.ir __________________________ https://www.youtube.com/watch?v=wbXEx6adG6Y

#تبلیغات

روز معلم مبارک جمع مدیران نامدار ایران 📌@excellentmanagers 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
روز معلم مبارک جمع مدیران نامدار ایران 📌@excellentmanagers 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴مصدق و چای ✍️سحر خوشحال نخستین جایی که چای ایرانی در آن کشت شد، زمینی در محله چاهانه سر لاهیجان بود. این اتفاق در سال 1280 هجری شمسی و به وسیله کاشف السلطنه(پدر چای ایران)به وقوع پیوست.بعدها شخصی به نام بصیرالتجّار به دلیل مشغله‌های کاشف السلطنه در پایتخت و در سال‌های مشروطه، باغ چای او را در لاهیجان نگاهداری کرد و باتوجه به اینکه لاهیجان محل مناسبی برای پرورش این محصول بود نهال ان را در منطقه تکثیر داد. بعد از چند سال آنقدر این محصول مورد توجه دولت وقت قرار گرفت که دولتمردان ترجیح دادند در همه محل ها، برای کشت چای، باغ‌های دولتی احداث کنند تا دولت از سود آن منتفع شود.باا فزایش تعداد باغ‌های چای و نیاز به فراوری آن در حجم گسترده، دولت کارخانه‌های متعددی را نیز برای این کار تأسیس کرد.با رواج هر چه بیشتر چایکاری در لاهیجان، حتی مردم عادی نیز در حیاط منزل خود نهال چای پرورش دادند؛ با این توصیف اقتصاد منطقه تحت تأثیر چایکاری قرار گرفت. تا اینکه در شهریور سال 1320 با شروع جنگ جهانی دوم هول وهراس در دل مردم به وجود آمد بطوری که انگیزه کشاورزان برای برداشت محصول به حداقل رسید و باغات چای رها شد. تا سال 1330که دکتر محمد مصدق برروی کارآمد، این وضعیت ادامه داشت و سرانجام با روی کار آمدن وی، برخی از کشاورزان چایکار ازا و در این باره کمک و حمایت خواستند.اعتراض چایکاران به مصدق از کسانی بود که با واردات گسترده چای بازار کشور را اشباع کرده بودند و هم چنین از کسانی که با مصادره زمین های کشاورزان برای آنان محدویت و رنج ایجاد کرده بودند. گفتنی است که مصدق بعد از شنیدن گلایه های مردم از تاجران واردکننده چای و برخی دیگر از عوامل دخیل در قدرت که سعی در نابودی این محصول داشتند دعوت کرد تا در مهمانی خانه او شرکت کنند.نخست وزیر وقت ایران، با درایتی که داشت برای پذیرایی ازمهمانان تدارک ویژه ای اندیشده بود. مصدق از محصول چای چایکاران شمالی کشور برای پذیرایی مهمانان استفاده کرد. غلام حسین مصدق[پسر دکتر مصدق] این ابتکار پدر را این طور تعریف می کند: مهدی ارباب و کیل مجلس و بازرگان که از وارد کنندگان چای بود از اینکه دولت نمی گذاشت چای خارجی وارد بشود ناراحت بود و با همه تقلائی که کرده بود وزیر اقتصاد وقت اجازه نداده بود که چای خارجی وارد کنند. روزی به من مراجعه کرد و گفت وقتی از آقا بگیرید که شرفیاب شوم و توضیحاتی بدهم. مطلب را که به پدرم گفتم پرسید چه کار دارد؟ گفتم مثل اینکه می خواهد در باره واردات چای صحبت کند. پدرم پذیرفت و روزی که معین شده بود چند نفر از تجار سرشناس چای همراه ارباب به منزل آمدند. پدرم قبلا به چایخانۀ خود سپرده بود که چای اعلای لاهیجان که همه ساله از علی امینی لنگرودی میخریدیم در نهایت خوبی دم کنند و تجار مذکور پیش از اینکه آنها را بپذیرد با آن چای پذیرائی شوند. همین کار شده بود و پس از آن تجار به اطاق پدرم رفتند. پرسید چه گرفتاری دارید؟ گفتند دولت اجازه ورود چای نمیدهد و مردم علاقه دارند که چای خوب بنوشند. مصدق گفت آیا چای خدمتتان آوردند؟ گفتند بلی. گفت چایش چطور بود؟ همه تعریف کردند. گفت به مردم هم از همین چای بدهید که چای لاهیجان است. عطر، طعم و رنگ ویژه ومطلوب این چای موجب تعریف و تمجید مهمانان از پذیرایی دکتر مصدق شد و همین بهانه کافی بود تا مصدق موضوع اساسی و محوری مهمانی اش را مطرح کند؛ حمایت از چایکاران ایرانی و کاهش واردات چای به کشور. بعدها همان سازمان چای فعلی به وجود آمد و برای حمایت از تولید کنندگان بخشنامه ای ابلاغ کرد که بر اساس آن هر تاجری که در تجارت چای فعال بود، به ازای خرید یک کیلوگرم چای ایرانی می‌توانست حواله واردات یک کیلو و 200گرم چای از وزارت خانه دریافت کند . بااین تدبیرتا مدت ها حتی یک کیلو گرم چای در کارخانه ها باقی نمی ماند و همه چای کشاورزان به فروش می رفت. دولت در این دوره برای حمایت از چایکاران مساعده پرداخت می کرد. هر 15 روز یک بار و درست در مزان چیدن و فروش محصول چای باغات، دولت همزمان با خرید محصول بخشی از مساعده را از حساب چایکاران کم می کرد. با گذشت زمان آرام آرام از دهه های 60 و 70 به بعد واردات بی‌رویه چای بیشتر شد تا حدی که اگر در گذشه نیمی از مصرف چای کشور در داخل تأمین می شد، امروز دیگر این میزان به کمتر از یک پنجم رسیده است. این در حالی است که با وجود تکیه خانواده ها و اقتصاد مناطق شمالی کشور به کشت چای، دولت های نهم و دهم کمترین حمایت ها را از این محصول انجام داده و بیشترین میزان مطالبات چایکاران مربوط به این دوره است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

📣 سازمان مدیریت صنعتی تقدیم می‌کند تعادل بین کار و زندگی : نمایشنامه رادیویی به همراه مقاله کامل 🖋تقریبا همگان به اهمیت ایجاد تعادل بین کار و زندگی آگاه هستند، اما امروزه با گسترش فناوری‌های ارتباطی و دورکاری، به نسبت گذشته ساعات بیشتری را به کار اختصاص می‌دهیم و با تمرکز بیش از حد روی مسائل کاری، از ابعاد دیگر زندگی مانند: خانواده یا سلامتی خود چشم پوشی می‌کنیم که می‌تواند در دراز مدت زیان‌های جبران ناپذیری به زندگی فردی ما وارد کند‌. 🎧 از طریق لینک زیر شما را به شنیدن نمایشنامه آموزشی رابطه کار و زندگی و مقاله جامع حول این موضوع دعوت می‌‌کنیم. ⬇️لینک مقاله و پادکست: https://consulting.imi.ir/work-life-balance/ 🔸این پست را با دوستان و همکاران خود به اشتراک بگذارید. Join: @imiconsulting Follow: Instagram.com/imiconsulting

#تبلیغات

🔴وقتی نهادها فاسد باشند، رمز بقا در ایران چیست؟ دکتر مجتبی لشکربلوکی چندی پیش یکی از مسوولان بلندپایه نظام توئیتی زد که بسیار تامل برانگیز بود: در نظام مدیریت کشور راز بقاء در سکوت و همراهی است. راز رشد در تئوریزه کردن منویات اصحــاب قـدرت و راز حذف در مشاوره صادقانه. چه کسی این سخن را گفته؟ فردی که جزو تصمیم گیران ارشد کشور است، خودی محسوب می شود، سال ها رییس صدا و سیما بوده، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و فضای مجازی است! آیا می توانیم این نوشته را بر اساس یافته های دانش بشری تحلیل کنیم؟ بله! احتمالا تا کنون واژه «نهادها» را شنیده باشید! نهادها یعنی مجموعه مناسبات تثبیت شده در طول زمان که تعامل بین آدم‌ها را تنظیم می‌کند، قواعدی پذیرش جمعی پیدا کرده و ماندگار شده اند. نهادها، گرامر زندگی جمعی‌اند. همه جا؛ خانه و کوچه و بازار و سیاست و اقتصاد و حتی گل کوچیک خیابانی! نهادها، ریل رفتار و عملکرد ما هستند. می گویند چه کاری خوب است چه کاری بد، چه کاری می شود چه کاری نمی شود! مهم ترین تاثیر نهادها را می توان در انگیزه آدم ها و ترجیحات شان (اینکه تصمیم بگیرم به جای X، اقدام Y را انجام دهم) دید. حالا برگردیم به ایران خودمان؛ نهادهای فاسد کم نداریم بگذارید چند مثال بزنم: ◼️ ترجیح سوداگری به سرمایه گذاری: من ترجیح می دهم که پولم را تبدیل به ارز کنم و بگذارم زیر بالش یا آن را در سهام استارت آپ ها سرمایه گذاری کنم. در ایران کدام انگیزه قوی تر است؟ ◼️ ترجیح اقتصادزیرزمینی به کسب وکار شفاف: به خاطر ترتیبات نهادی من ترجیح می دهم که اولا شرکت نزنم. اگر مجبور شدم که شرکت بزنم ترجیح می دهم که حساب و کتاب نداشته باشم اگر مجبور شوم که حساب و کتاب داشته باشم ترجیح می دهم که دو دفتره باشم و مالیات ندهم و اگر هم بخواهم مالیات بدهم یک پنجمش را بدهم به مامور مالیات و قضیه را حل و فصل کنیم. یک فرد معمولی در ایران کدام را ترجیح می دهد؟ هر کدام را که ترجیح دهد این نشان می دهد که ترتیبات نهادی، انگیزه ها را به آن سمت سوق داده است. ◼️ ترجیح پس ندادن وام به تسویه به موقع: اگر وام را سر موقع پس بدهم که هیچ! ولی اگر پس ندهم دیر یا زود در جهت حمایت از تولید، وام‌ها امهال یا بخشوده می‌شود، این در بلندمدت به همه سیگنال می فرستد که وام را که گرفتی پس نده، زمان همه چیز را حل می کند! ◼️ ترجیح واردات به تولید: وقتی برای تولید باید با 40 سازمان داخلی دست به‌گریبان باشم و به 20 مرجع پاسخگو باشم و نگران تصمیمات 10 مرجع تصمیم گیری (با تصمیمات متناقض) باشم و به دو نفر رشوه بدهم، آیا بهتر نیست کلا تولید را ببوسم و بگذارم کنار و واردات کنم با 5 سازمان و یک نفر درگیر باشم؟ ◼️ ترجیح تولید کمی به کیفی: دانشگاه های دولتی ما به خاطر ترتیبات نهادی موجود، فارغ التحصیلانی دارند که به درد صنعت نمی خورند و پژوهش هایی انجام می دهند که دردی دوا نمی کند. ولی اگر دانشگاه‌ها از اول (و نه اینکه فرهنگ ما به مدرک گرایی آلوده شد) وابسته به بودجه نفتی و پول مفت نبودند هم خروجی هایشان همین بود؟ ◼️ ترجیح تایید به سکوت و سکوت به انتقاد: فرض کنید من استاد علوم سیاسی هستم اگر تایید و سکوت کنم، حقوق و مزایا، ارتقاء، فرصت مطالعاتی و احترامم سرجایش است و می توانم چند پروژه مطالعاتی خوش قیمت هم از مراکز سیاست گذاری بگیرم ولی اگر انتقاد کنم تشکیل پرونده و توهین و طرد و ... در انتظارم است، عقل سلیم کدام را ترجیح می‌دهد؟ ما انسان های ذاتا خائن، ذاتا تنبل، ذاتا سلطه پذیر و ذاتا فاسد نداریم. این نهادها (هنجارها و مناسبات جمعی) هستند که ما را هل می دهند به سمت تلاش، صداقت، شفافیت، استقلال و سلامت یا خیانت، تنبلی، سلطه پذیری و فساد. نهادها روی انگیزه های ما موثرند و رفتار خاصی را تشویق می کنند و بعد از مدتی این رفتار وقتی تکرار شد، می رود در جان آدمی و روان اجتماعی می نشیند و البته بعد از اصلاح نهادها، مجدد با تاخیر زمانی و گاهی پس از یک نسل، رفتارهای جدید در جامعه درونی می شود. نهادها بیشتر از هر چیزی ما را به سمت خیر یا شر سوق می‌دهند، برای همین هم نهادهای مناسب بیش از موعظه‌های اخلاقی موثرند. به ساده‌ترین زبان ممکن، هر کاری که انگیزه آدم‌ها را به صورت ساختاری (و نه موردی و مقطعی) به سمت تلاش، انتقاد، همکاری، خلاقیت، شفافیت و سرمایه گذاری بلندمدت سوق دهد، می شود اصلاح ساختاری-نهادی! می شود تلاش برای توسعه. بلافاصله خواهید گفت آقا از دست ما خارج است! جواب: هرکسی در حوزه استحفاظی خودش نهادها را اصلاح کند همین! انتخاب شماست که راز بقا را برگزینید یا راه توسعه را. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴ایجادِ شغلِ فرزندآوری یا سردرگمی قانون‌گذاری ✍️عباس عبدی 🔘هنگامی که به عملکرد این مجلس نگاه می‌کنیم به کلی از آینده ناامید می‌شویم. چگونه ممکن است که جمعی از افراد به نام نماینده مردم به خود حق دهند، غیر منطقی‌ترین مصوبات را برای تنظیم امور مردم بنویسند، بدون اینکه حداقلی آینده‌نگری در آن باشد؟ آخرین مورد طرحی است که با عنوان «جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» از سوی کمیسیون مشترک مجلس تصویب شده و اکنون در مرحله رسیدگی در شورای نگهبان است متأسفانه از آنجا که این مصوبه براساس اصل ۸۵ قانون اساسی و از طریق کمیسیون مشترک تصویب شد، به صحن علنی مجلس نیامد، تا در باره آن گفتگو شود. 🔘ابتدا تاکید کنم که بارها نوشته‌ام مسأله جمعیت مهم شده و باید برای آن فکری کرد و برنامه داشت، ولی اقدامات اینچنینی مصداق فکر و برنامه نیست. مصوبه‌ای با ۷۴ ماده و صدها بند و تبصره و بیش از ده هزار کلمه نوشته شده است ولی در عرصه عمومی به نحو مناسب و شایسته مورد بحث قرار نگرفته است. 🔘این طرح را به طور خلاصه می‌توان این چنین نامید که: «تشکیل خانواده به مثابه تأسیس یک بنگاه اقتصادی است که کالای تولیدی آن فرزند است و هزینه‌های آن را تا بدو تولید از جیب ملت می‌پردازند، بعد از آن هم به امان خدا رها می‌شود، هر که دندان دهد، نان دهد.» 🔘نویسندگان طرح و تصویب‌کنندگان آن ذره‌ای تأمل نمی‌کنند که به جای تخصیص این همه امکانات برای ازدواج و فرزندآوری، که عموماً هم نسیه و بی‌فایده است، اگر فرزندآوری را شغل تعریف نمی‌کردند و برای پدران و مادران و جوانان شغل ایجاد می‌کردند، خودشان بلد هستند که ازدواج کنند و فرزند بیاورند. همچنان که پیشینیان آنان چنین کرده‌اند. مگر در دهه ۱۳۶۰ یا ۱۳۷۰ به فرزندآوری پول می‌دادند که مردم زاد و ولد بالایی داشتند؟ 🔘این طرح بدین معنا است که کل نهادهای کشور اعم از نهادهای تبلیغی و فرهنگی (وزارت فرهنگ و صداوسیما و آموزش و پرورش و علوم و...) نهادهای اقتصادی (بانک مرکزی و بانک‌ها، وزارت اقتصاد و دارایی، سازمان برنامه، وزارت صمت)، نهادهای استخدامی (بیمه‌ها، امور استخدامی، تأمین اجتماعی و...) امنیتی (اطلاعات، کشور و...)، بهداشتی (بهداشت و درمان، تعاون و کار و رفاه و اجتماعی)، وزارتخانه‌های پایه (راه و شهرسازی، نفت، نیرو) و حتی شرکت‌های خصوصی مثل خودروسازان و خلاصه، همه و همه در خدمت فرزندآوری قرار دارند. 🔘لحظه‌ای هم فکر نمی‌کنند که اگر مشکل فرزندآوری مسایل مالی است، پس چرا همه این نهادها را در خدمت افزایش اشتغال و تولید بسیج نمی‌کنید؟ بجای این امکانات کافی است به آنان شغل مولد دهید. 🔘کافی است به چند قلم وام‌های تکلیفی در این مصوبه اشاره شود. حداقل ۷۰ و حداکثر ۱۰۰ میلیون وام به هر یک از زوج‌های اول پرداخت می‌شود. تعداد ازدواج در سال ۱۳۹۸، حدود ۵۳۰ هزار بوده است. اگر ۴۰۰ هزار مورد آن ازدواج اول باشد، به طور تقریبی اگر به هر زوج به طور متوسط ۱۷۰ میلیون تومان وام پرداخت شود، فقط ۷۰ هزار میلیارد تومان وام ازدواج سالانه باید پرداخت آن هم به صورت قرض‌الحسنه ده ساله با ضمانت سهم یارانه که در بهترین حالت سالانه یک میلیون تومان می‌شود، یعنی کلاً شوخی است. 🔘روشن است که به سرعت ازدواج‌های صوری رواج پیدا می‌کند. این تازه بخشی از وام‌های تکلیفی است. برای فرزندآوری نیز ارقام بسیار کلانی تصویب شده که معلوم نیست، این منابع از کدام منبع باید تأمین شود. از جاهایی که قبلاً برای هزینه‌های دیگر تأمین شده است!! 🔘جالب‌ترین بخش این قانون ایجاد موانع پیش روی غربالگری است. به طوری که صدای نهادهای مربوط را در آورده است. برای فهم ماجرا کافی است گفته شود که از سال ۱۳۹۲ تا کنون یعنی طی ۹ سال ۷۳۰۰ مورد سقط درمانی انجام شده یعنی سالانه ۸۱۰ مورد، در حالی که فقط در بهار و تابستان سال ۱۳۹۹ نسبت به فصل‌های مشابه سال پیش از آن ۳۴ هزار کاهش موالید داشته‌ایم و در مقایسه با سال ۱۳۹۴، ۲۱۸ هزار مورد برای دو فصل کاهش موالید داشته‌ایم که ۲۷ درصد رشد منفی است!! آن وقت برای تعداد اندکی که معمولاً معلول متولد می‌شوند، چنین مقرراتی را وضع می‌کنند، آن هم در جامعه‌ای که معلول آن برای بهبود شرایط عبور و مرورش باید خودش دست به کار تغییر و اصلاح خیابان شود و بعد هم کتک بخورد و دستبند به دستش زده شود! این مصوبه بر تارک مجلس برآمده از نظارت استصوابی خواهد درخشید و تاریخی خواهد شد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

💢 چه ذهنیتی از مذاکره داریم؟ 👈 هر وقت به کمک کسی نیاز داریم یا می‌خواهیم با او همکاری و تعامل کنیم، ابتدا باید با او مذاکره کنیم 👈 برای همین، مذاکره نقشی بسیار مهم در موفقیت یا شکست‌مان در زندگی و کسب و کار دارد 👈 این رویکرد ما به مذاکره است که موفقیت یا شکست‌مان در مذاکره را مشخص می‌کند 👈 به پاسخ به 10 سوال و دقت در جواب‌های مشروح هر سوال که در مارکتینگ آز مطرح خواهد شد، رویکردمان به مذاکره را بسنجیم 🔆مارکتینگ آز 👇 👇 👇 👇 ✅ @Marketing_AZ

#تبلیغات

🔴 سه دلار برای هر مرگ! ✍️فردین علیخواه کورت وونه گات، داستان‌نویس امریکایی در سال 1969 کتاب «سلاخ خانه شماره پنج» را منتشر کرد. او در این کتاب بمباران شهر درسدن، مرکز ایالت زاکسن آلمان را شرح می‌دهد. این بمباران‌ها بین 13 تا 15 فوریه سال 1945 ،یعنی در روزهای آخر جنگ جهانی دوم توسط حدود 1300 بمب‌افکن انجام می‌شود و طبق برآوردها حدود 4000 تُن بمب بر فراز شهر رها می‌شود. کورت وونه گات در جنگ اسیر شده بود و هنگام بمباران، خود در شهر حضور داشت و به طرز عجیبی جان سالم به در برد. بعدها کتابخانه فرانکلین تصمیم می‌گیرد چاپ نفیسی از کتاب او را منتشر کند. او در سال 1977 در مصاحبه‌ای با مجله پاریس ریویو می‌گوید: « تنها یک نفر در تمامی جهان از این شبیخون که حتما ده‌ها میلیون دلار هزینه برداشت بهره برد. این شبیخون نیم ثانیه از طول جنگ نکاست. دفاع یا حمله آلمان را در هیچ کجا تضعیف نکرد، یک نفر را از اردوگاه مرگ نرهانید. تنها یک تن، نه دو یا پنج یا ده تن، از این ماجرا بهره‌مند شد. تنها یک تن». خبرنگار از سوال می‌کند: «و او کی بود؟» کورت پاسخ می‌دهد: «من. برای هر کشته سه دلار گیر من آمد. تصورش را بکنید».* و منظور او درآمد حاصل از کتاب بود. این مقدمه طولانی را نوشتم تا به نتیجه کوتاهی برسم. این روزها انسان‌های مختلفی را از دست می‌دهیم. برخی از آنها بیشتر مشهور و برخی دیگر کمتر مشهورند. در طول ماه‌های گذشته نحوه پوشش و بازتاب اخبار مرگ آنها را در برخی از شبکه‌های اجتماعی «سراسر زرد» به ویژه در اینستاگرام دنبال می‌کنم. همچنین شیوه مواجهه برخی از چهره‌های «سراسر فرصت‌طلب» را با مرگ آنها مرور می‌کنم. نتیجه آنکه: « برای هر مرگ، سه دلار گیر آنها می‌آید». در یکی از نوشته‌هایم با عنوان «پورنوگرافی فاجعه» در این خصوص بیشتر نوشته‌ام. *هنر داستان‌نویسی. گزیده‌ای از گفت‌و‌گو با نویسندگان در پاریس‌ریویو. ترجمه حسن کامشاد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o