fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 545 مشترک است و جایگاه 2 261 را در دسته تجارت و رتبه 12 325 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 545 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 11 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -139 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -9 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 29.01% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 5.70% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 7 991 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 569 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 12 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 545
مشترکین
-924 ساعت
-447 روز
-13930 روز
آرشیو پست ها
🔴 اگر هدف شما شهرت یا ثروت است، این متن را مطالعه کنید بیشتر مردم چیزی در باره ساموئل پیرپونت لنگلی نمی دانند. اگر به اوایل قرن بیستم برگردیم، دستیابی به هواپیمای سرنشین دار موتوری، موفقیت بزرگی بود. همه برایش در تلاش بودند و ساموئل دارای آن چیزی بود که ما به "دستورالعمل برای موفقیت" می شناسیم. منظورم این است که وقتی از مردم می پرسید که چرا محصول شما یا چرا شرکت شما شکست خورد؟ همیشه به شما یک قالب رو ارائه می کنند از سه چیز مشترک: کمبود سرمایه، افراد اشتباه، شرایط بد بازار. ساموئل۵۰ هزار دلار از دپارتمان جنگ دریافت کرده بود تا ماشین پرنده بسازد. او کرسی تدریس در دانشگاه هاروارد داشت و همه ی مغز های بزرگ زمان خود را می شناخت. او بهترین مغزهایی را استخدام کرده بود که با پول می شود پیدا کرد و شرایط بازار درخشان بود. روزنامه نیویورک تایمز همه جا به دنبال او بود و همه از ساموئل حمایت می کردند. اما چند کیلومتر دورتر از این فرد، الیور و ویلبر رایت، هیچکدام از آنچه که ما به عنوان رموز موفقیت می شناسیم را نداشتند. آنها هیچ پولی نداشتند، آنها هزینه های رویایشان را با پولی که از تعمیرگاه دوچرخه شان درمی آمد می پرداختند، حتی یک نفر از تیم برادران رایت تحصیلات دانشگاهی نداشتند، نیورک تایمز به دنبال آنها در هیچ جا نبود. تفاوت در این بود: الیور و ویلبر با یک آرمان به پیش می رفتند. آنها باور داشتند که اگر بتوانند سر از راز این ماشین پرنده درآورند، این ماشین پرنده جهت دنیا را تغییر خواهد داد. اما ساموئل متفاوت بود. او می خواست پولدار و معروف شود. او به دنبال نتیجه بود. کسانی که رویای برادران رایت را باور کردند با جان و دل با آنها کار می کردند. اما تیم ساموئل فقط برای چک حقوقشان کار می کردند. هر بار که برادران رایت برای آزمایش پرواز بیرون می رفتند، مجبور بودند که پنج سری از قطعات را با خود ببرند، چون این تعداد دفعاتی بود که آنها می توانستند سقوط کنند تا قبل از اینکه هوا تاریک شود. سرانجام برادران رایت پرواز کردند و هیچ کس آنجا نبود که ببیند. دنیا چند روز بعد متوجه این واقعه شد. گواه دیگری که لنگلی انگیزه اشتباهی داشت این است که روزی که برادران رایت پرواز کردند، او از کار دست کشید. او می توانست بگوید :" این یک دستاورد شگفت انگیزاست و من برپایه ی فناوری رایت، با تیم قدرتمند علمی که دارم، آن را پیشرفته تر خواهم کرد." او اولین نفر نبود، پولدار نشد، معروف نشد پس رها کرد و ادامه نداد. ترجمه ای از سخنرانی Simon Sinek در TED با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

«قبل از هر تصمیم مهم مشورت کنید» مرکز مشاوره "مجمع فعالان اقتصادی" پر مخاطب ترین تشکل اقتصادی ایران حالا درست در کنار شماست!
«قبل از هر تصمیم مهم مشورت کنید» مرکز مشاوره "مجمع فعالان اقتصادی" پر مخاطب ترین تشکل اقتصادی ایران حالا درست در کنار شماست! https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg

سال ۱۹۹۸ : یاهو از خرید گوگل به ارزش ۱ میلیون دلار امتناع کرد. سال ۲۰۰۲ : یاهو اشتباه خودش را متوجه شد و خواست گوگل را به ارز
سال ۱۹۹۸ : یاهو از خرید گوگل به ارزش ۱ میلیون دلار امتناع کرد. سال ۲۰۰۲ : یاهو اشتباه خودش را متوجه شد و خواست گوگل را به ارزش ۳ میلیارد دلار خریداری کند، گوگل گفت ۵ میلیارد دلار و یاهو گفت نه. سال ۲۰۰۸ : یاهو از فروش خود به مایکروسافت به ارزش ۴۰ میلیارد دلار امتناع کرد. سال ۲۰۱۶ : یاهو به ارزش ۴.۶ میلیارد دلار به Verzion فروخته شد... با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴آدم حسابی کیست؟ ✍️پدرام سلطانی 🌐 هنگامی که بخواهیم از کسی تعریف کنیم و او را متمایز از دیگران بشماریم می گوییم: "فلانی آدم حسابی است". عبارت آدم حسابی در کارکردهای مختلف یک جامعه می تواند ویژگیهایی را در بر گیرد. در نشست و برخاستهایی که در طی این چند سال داشته ام این عبارت را زیاد شنیده ام و اگر مجالی بوده از گوینده اش پرسیده ام که بر چه اساسی این قضاوت را در خصوص فرد مورد نظرش داشته است. پاسخهایی که دریافت کرده ام بسیار متنوع و متفاوت و بیشتر به یک یا چند ویژگی محدود بوده است و از کنار هم گذاشتن این ویژگیها و ساده سازی و پالایش آنها به موارد زیر رسیده ام. البته چون معاشرتهای من بیشتر در مجامع اقتصادی بوده است که در آن از مدیران دولتی گرفته تا نمایندگان مجلس و سایر دستگاهها و البته، به میزان بیشتری، مدیران بخش خصوصی رفت و آمد داشته اند شاید روایی این ویژگیها بیشتر درباره ی این گروهها باشد. اما آدم حسابی کیست؟ ١-آدم حسابی حرف حسابی می زند. اهل مغلطه نیست، اهل حرافی و هرزگویی نیست، اهل سخنان درهم ریخته و بی هدف هم نیست. برای همین شنوندگانش او را آسان می فهمند. سخنانش برخاسته از دانش است نه شهوت کلام یا خودنمایی. ٢-آدم حسابی اهل تخریب دیگران و تهمت زدن به کسی نیست. او برای حذف رقیب توطئه چینی یا زیرآب زنی نمی کند. ٣-آدم حسابی قانونگراست. اهل دور زدن قانون نیست. رشوه نمی دهد و رشوه قبول نمی کند. اهل پارتی بازی و رابطه سالاری نیست. ٤-آدم حسابی از اقرار به اشتباهاتش ابا ندارد و هرگاه متوجه اشتباه شد در صدد جبران آن یا برگشت از راه رفته بر می آید. ٥-آدم حسابی به اقتضای جلسه و محفلی که در آن نشسته است سخن نمی گوید. سخن او همواره برخاسته از باورهایش است. ٦-آدم حسابی با برخی افراد و افکار نمی تواند کار کند و قبولشان ندارد. او خود را مجبور به این کار نمی کند. ٧-آدم حسابی در مسائل کوچک صرف وقت نمی کند و درباره ی مسائل مهم بی تفاوت نیست. ٨-آدم حسابی با بالادستیهایش تعارف ندارد. اگر اشتباهی از ایشان ببیند می گوید و اگر اقناع نشود از همکاری و همراهی با ایشان کناره می گیرد. ٩-آدم حسابی در هر پست و مقامی که مشغول باشد، تمام تلاشش در راستای انجام مأموریتهای محوله به بهترین شکل است. او برای خوشامد رئیسانش یا به طمع پست و مقامی بهتر، تصمیم نمی گیرد و کار نمی کند. ١٠-آدم حسابی اهل باج دادن و معامله کردن در وظایف و اختیاراتش نیست. او از دید همکارانش آدم سختی به نظر می رسد. ١١-آدم حسابی به کسانی که از او تعریف و تمجید می کنند با احتیاط نگاه می کند و به کسانی که او را نقد می کنند خوب گوش می کند و در صدد تلافی برنمی آید. ١٢-آدم حسابی در مقابل کاری که برای دیگران می کند انتظاری از ایشان ندارد و در زمانی که کارش به آنها بیافتد به ایشان یاداوری نمی کند که چه کارهایی برایشان کرده است. ١٣-آدم حسابی در قید و بند دریافت تبریک و تسلیت از دیگران یا برگزاری مراسم بزرگداشت و تکریمش نیست. او کیش شخصیت ندارد. ١٤-آدم حسابی وامدار فرد یا گروهی نمی شود. او تلاش می کند کاستی هایش را با عزت نفس پر کند اما آزادگیش را در گرو نیازهایش نگذارد. ١٥-آدم حسابی بر اساس باورهای راستینش در گروه، حزب یا سازمانی وارد می شود. او اهل یافتن همفکرانش است نه همفکر شدن برای رسیدن به امیالش. ١٦-آدم حسابی دارای یک سلسله ارزشهای اخلاقی است که آنها را با اندیشه و پژوهش خود یافته است نه توصیه و تلقین دیگران. ١٧-آدم حسابی اهل مدرک گرایی نیست. او نداشتن عنوان دکتر و مهندس را کسر شأن نمی داند و به دنبال خرید مدرک یا عنوان تقلبی نیست. او یادگیری را یادگرفته است. ١٨-آدم حسابی نه اهل توهین است و نه اهل لودگی. او با گفتارش دیگران را خودخواسته به احترام وامی دارد. او آدم خشکی نیست. انضباط و چارچوب اخلاقی و شخصیتی مشخصی دارد اما دیگران از معاشرت با او زده نمی شوند. ١٩-آدم حسابی به کاری که می کند اعتقاد دارد و کاری نمی کند که به آن باور نداشته باشد. برای همین آمادگی بیشتری را برای جدا شدن از گروه، حزب، سازمان یا شغلی که مغایر با باورهایش باشد دارد. ٢٠-آدم حسابی با واژه ی "مصلحت" رفتار و گفتارش را توجیه نمی کند. مصلحت برایش مانند سوزنی است که او به ندرت به جان خود فرو می کند. باید اقرار کرد که "آدم حسابی بودن" کار دشواری است و به ویژه در اوضاع کنونی جامعه ی ما "آدم حسابی ماندن" دشوارتر. در زمانی که آشفتگی به جان جامعه ی ایرانی افتاده است، برشمردن و یاداوری ویژگیهای آدمهای حسابی به ما کمک می کند که این نیاز راستین کشور را به فراموشی نسپریم. ‌ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔳⭕️ برای شما که ضروری است قدرت پیش بینی دقیق و تحلیل اقتصادی عمیق داشته باشید ، پرمخاطب ترین تشکل اقتصادی ایران را حضورتان م
🔳⭕️ برای شما که ضروری است قدرت پیش بینی دقیق و تحلیل اقتصادی عمیق داشته باشید ، پرمخاطب ترین تشکل اقتصادی ایران را حضورتان معرفی میکنیم. https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg

زندگی چیست ؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 حکایت‌آشنا خر و آموزش زبان انگلیسی "ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﭘﯿﺮ" ﻋﺎﺷﻖ "ﺧﺮِ ﭘﯿﺮﺵ" ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻫﻮﺱِ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﺵ ﮐﺮﺩ! ﺟﺎﯾﺰﮤ کلانی ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ زبان ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺮﺵ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﻋﻼﻡ نمود ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﯼ ﻃﻤﻊ ﮐﺮﺩند ﻭﻟﯽ "ﺧﺮ" ﺳﺨﻦ ﺑه ﺰﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺷﺎﻩ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ باز هم بالاتر برد ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﺟﺎﻥ داوطلب نشد. ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﺎﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ: ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎ! ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺷﺮﻁ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﻢ: ﺍﻭﻝ- ﺗﻬﯿﮥ ﻣﮑﺎﻥ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ. ﺩﻭﻡ- حقوق بالای ماهیانه. ﺳﻮﻡ- ۱۰ ﺳﺎﻝ به من ﻣﻬﻠﺖ دهید ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۰ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ! "ﺷﺎﻩ"تمام آنها را پذیرفت. ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: "ﺷﺎﻩ" ﭘﯿﺮ ﻭ "ﺧﺮ" ﭘﯿﺮ ﻭ "ﻣﻦ" ﻫﻢ ﭘﯿﺮﻡ! ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺟﻼﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ؛ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ مدت ۱۰ سال ﯾﺎ "ﻣﻦ" ﻭ ﯾﺎ "ﺷﺎﻩ" ﻭ ﯾﺎ "ﺧﺮ" ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ! این داستان مثال زیباییست برای کسانیکه وعده های پوچ و تخیلی میدهند که قرار است در آینده کاری کنند کارستان! به آن امید که یا خود میمیرند و یا ملتِ بدبخت بعلت شدّت مشکلات طاقت نیاورده و از بین خواهند رفت و نیستند تا تا بازخواستی نمایند... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 «مردی که ژاپن را ، ژاپن کرد» ✍️ مهدی تدینی رؤیای ژاپن شدنِ ایران رؤیایی سوخته است. اگر می‌خواستیم ژاپن شویم اجازه نداشتیم هیچ فرصتی را در 150 سال گذشته از دست دهیم، در حالی که ما نه تنها فرصت‌ها را از دست داده‌ایم، بلکه «فرصت‌سوزی را نهادینه کرده‌ایم و به نوعی شیوۀ زندگی تبدیلش کرده‎ایم». بیش از صد سال است که ما ایرانی‌ها خود را با ژاپن مقایسه می‌کنیم، یک نمونۀ آن مربوط به بیش از 110 سال پیش است: ناصرالملک، از رجال نامدار دوران قاجار که چند سال هم در دوران احمدشاه نایب‌السلطنه بود، در کوران انقلاب مشروطه نامه‌ای به آیت‌الله طباطبایی نوشت و توضیح داد راه سعادت ملت این است که ما هم همان راهی را برویم که امپراتور ژاپن رفت و گفت: «امروز برای سرمشق مللِ غافل و خواب‌آلوده هیچ نمونه بهتر از ژاپن نیست». پس رجال ایران حتا همان زمان هم ژاپن را الگو می‌پنداشتند. بنابراین، در نوشتارهایی به اوج‌گیری ژاپن می‌پردازیم. برای فهم این‌که ژاپن چگونه و چه هنگام ژاپن شد باید به نیمۀ دوم قرن نوزدهم برویم. در این جستجو به نامی بزرگ برمی‌خوریم، مردی بی‌همتا در تاریخ ژاپن مدرن: «امپراتور موتسوهیتو»، معروف به «مِیجی». او بود که با تدابیر خود نقش هدایت‌کننده‌ای برای تبدیل ژاپن فئودال به ژاپن مدرن داشت. مِیجی سال‌های 1867 تا 1912 به مدت 45 سال امپراتور ژاپن بود (که برابر است با 1246 تا 1291 شمسی، یعنی نیمی از سلطنت ناصرالدین شاه، کل دوران مظفرالدین شاه، دوران محمدعلی شاه، و سه سال اول احمد شاه). ▪️میجی چه کرد؟ گام نخست میجی این بود که سال‌های 1867 تا 1869 در سیاست داخلی ژاپن با سرکوب خان‌های فئودال قدرت را به «تِنو» بازگرداند؛ «تِنو» یا «میکادو» هر دو لقب امپراتور ژاپن است. مِیجی دوباره قدرت را تمرکز بخشید و از کیوتو به توکیو (که آن زمان اِدو نامیده می‌شد) رفت. او تردید نداشت که باید روابط با اروپا را گسترش دهد. بنابراین در گام بعد، هیئتی ژاپنی از 1871 تا 1873 به اروپا اعزام شد تا پیوندها را با کشورهای پیشرفته عمق بخشند. ژاپن در همان سال 1873 در نمایشگاه جهانیِ وین شرکت کرد. نخستین اسکناس‌های یِن که تازه پول ملی شده بود در فرانکفورت چاپ شد. اقدام مهم دیگر مِیجی این بود که دانشجویان بسیاری را برای تحصیل روانۀ اروپا کرد و از آن مهم‌تر هزاران مستشار از اروپا و آمریکا به ژاپن دعوت کرد. آمار این مستشاران حیرت‌انگیز است: تا سال 1899 حدود 3.000 مستشار، در همۀ زمینه‌ها از هنر و موسیقی گرفته تا امور نظامی و اقتصادی و پزشکی. این مستشاران (یا به قول ژاپنی‌ها «اویاتوئی گائی‌کوکوجین») وظیفه داشتند روند مدرن‌سازی ژاپن را تسریع کنند. بین 1868 تا 1889 نام 2.690 مستشار خارجی دیده می‌شود: 1.127 بریتانیایی، 414 آمریکایی، 333 فرانسوی، 250 چینی، 215 آلمانی و 99 هلندی. بخش بزرگی از بودجۀ سالانۀ ژاپن صرف حقوق این مستشاران می‌شد. آن‌ها باید هم انتقال فناوری می‌دادند و هم ژاپنی‌ها را تعلیم می‌دادند تا جایگزینشان شوند. اقدام بعدی این بود که مدرسه رفتن اجباری شد، هدفی که تا سال 1910 محقق شد. اما از آن پرچالش‌تر مدرن‌سازی سازمان نظامی کشور بود. یاماگاتا آریتومو، سامورایی سابق و فرمانده ارتش جدید ژاپن، در سال 1869 به اروپا رفت و فروتنانه در آنجا آموزش نظامی دید و دستاوردهای غرب را در ژاپن پیاده کرد. نظام وظیفۀ عمومی در سال 1873 (50 سال پیش از ایران) برقرار شد. با وجود خدمت سربازی عمومی طبقۀ سامورایی‌ها کارکردشان را از دست می‌دادند، ضمن این‌که دهقانان نیز از سربازی رفتن ناراضی بودند. این دو گروه در سال 1877 شورش کردند (شورش ساتسوما) که با سرکوب آن، طبقۀ سامورایی برای همیشه اهمیت خود را از دست داد. اما نتیجۀ این نوسازی نظامی خیره‌کننده بود: شکست چین (1895)، شکست روسیه (1905) و اشغال مناطق گسترده در آسیای شرقی و اقیانوس آرام. نوعی انقلاب صنعتی بر اساس الگوی اروپا رخ داد، برای مثال 1872 (برابر 1251 شمسی، یعنی در بیست‌وچهارمین سال سلطنت ناصرالدین شاه) نخستین خط آهن بین توکیو و یوکوهاما کشیده شد. در سال 1880 «نمایشگاه صنایع ملی» برگزار شد و در سال 1901 کارخانۀ فولادسازی یاواتا راه‌اندازی شد. اما در این سال‌ها ژاپن از توسعۀ سیاسی هم بی‌بهره نبود و جنبشی دموکراسی‌خواه با احزابی متنوع پدید آمد که در نتیجۀ آن در سال 1889 نوعی نظام مشروطه در ژاپن شکل گرفت که بیش‌تر شبیه مشروطۀ اقتدارگرایانۀ پروسی بود. (در نوشتاری دیگر باید به این موضوع بپردازم). وقتی مِیجی در سال 1912 درگذشت مبانی توسعۀ صنعتی و شتابان ژاپن محقق شده بود. ‌ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 ۱۳ اصل حیاتی و آسان روانشناسی فروش در دنیای کسب و کار، فروش و بازاریابی یکی از اهرم‌های قدرتمند رونق زندگی مالی شما هستند که باید توجه ویژه‌ای به آن‌ها داشته باشید. در این میان توجه به روانشناسی افراد و کاری که برای جذب آنان در کسب و کارتان انجام می‌دهید بسیار مهم و حیاتی است. با ما همراه باشید و با ۱۳ اصل حیاتی و آسان روانشناسی فروش آشنا شوید تا بتوانید در یکی از همین روزها یک فروش بینظیر داشته باشید و به درآمد خوبی دست یابید. 1️⃣ دو دلیل اصلی خرید یا عدم خرید میل به سود بردن و ترس از ضرر کردن است. 2️⃣ مردم احساسی تصمیم می‌گیرند و بعد با منطق این تصمیم را توجیه می‌کنند. 3️⃣ برای مشتری مهم نیست که کالای شما چیست و چه گونه است برای او مهم این است که کالای شما چه کاری برای او انجام می‌دهد. 4️⃣ فروش حرفه‌ای با تحلیل نیاز‌ها شروع می‌شود. 5️⃣ اشخاص به دلایل خود از شما خرید می‌کنند نه به دلایل شما. 6️⃣ مشتری احتمالی، تنها زمانی از شما خرید می‌کند که بداند دوست او هستید و منافعش را رعایت می‌کنید. 7️⃣ مشتریان معمولا روی پیشنهاد شما فکر نمی‌کنند، به محض اینکه از دفتر یا محل کار مشتری بالقوه بیرون می‌روید او حتی فراموش می‌کند کسی مثل شما در این دنیا زندگی می‌کند. 8️⃣ هرگز انتظار نداشته باشید مشتریان به شما زنگ بزنند. 9️⃣ جواب نه مشتری احتمالی، جواب رد به شخص شما نیست. مقاومت اولیه در برابر فروش هم مقاومت در برابر شما نیست 🔟 ۸۰ درصد فروش‌ها قبل از ۵ جلسه پیگیری قطعی نمی‌شوند و تنها ۱۰ درصد فروشندگان برای قطعی کردن فروش بیش از ۵ بار تماس می‌گیرند بیش از ۵۰ درصد از فروشندگان بعد از یک بار تماس از خیر فروش می‌گذرند. 1️⃣1️⃣ وقتی کسی به شما جواب نه می‌دهد، به شما به عنوان یک شخص جواب نه نمی‌دهد، بلکه به پیشنهاد یا ارائه قیمت شما جواب نه می‌دهد. 2️⃣1️⃣ اگر جواب " نه " را شخصی تلقی کنید به این نتیجه می‌رسید که احتمالا اشکالی در شما وجود دارد و یا به این نتیجه می‌رسید که گناه به گردن محصول یا شرکت شماست. وقتی این گونه فکر می‌کنید، به زودی مایوس می‌شوید، اشتیاق خود را به فروش از دست می‌دهید. 3️⃣1️⃣ روش دیگری که فروشندگان می‌خواهند از امکان شکست خوردن اجتناب کنند این است که به لحاظ جغرافیایی حیطه فعالیت خود را وسیع می‌کنند. این فروشندگان ابتدا با یک سمت شهر تماس تلفنی بر قرار می‌کنند و تلفن بعدی را بعدازظهر به سمت دیگر شهر می‌زنند، این کار سبب می‌شود که مدت حرکت آنها در اتومبیل افزایش یابد. فروشنده وانمود می‌کند که دارد کار می‌کند و این در حالی است که وقت را می‌کشد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 دزدی ملایم در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟! نه شما "دزد" بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور. این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا 6 بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف 72 ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد. او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به ممتحن اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.* فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند. علت این است: انسان ها نسبت به "پول" حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پول" دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان "دزدی ملایم" گذاشت. آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند. پیشنهاد فردی: به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید. مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش 10 هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از 10 هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم. شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان 5 هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را به خانه می برید. مثال های دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او داده اند خوشش آمده و آن را درون کیفش می گذارد، یک مشتری که کتی را می خرد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدون کندن اتیکت به فروشنده بر می گرداند ولی نمی گوید که وقتی کت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبه میز گرفته و نخ کش شده است، ناشری که کتاب دیگری را بدون اجازه اش چاپ می کند و ... دهها مثال دیگر. یادمان باشد که هر آنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همان طور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم درباره دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم. ◽️پیشنهاد سازمانی: به عنوان صاحب یک کار و کسب، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموال سازمان نیز همانند مراقبت های پولی به رسمیت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسان های درستکار و شریف، در برابر اموال دیگران به اندازه پول دیگران حساس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیان وارده از محل تقلب در بازگرداندن لباس ها به فروشگاه های لباس فروشی، از کل خرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است. ◽️پیشنهاد تربیتی: به فرزندان خود، حفظ حقوق دیگران را به طور مشخص و با تعیین مصداق ها و گفتن مثال ها یاد دهید؛ به آنها بگویید که هر آنچه مشخصاً متعلق به خودشان نیست، اعم از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلق به دیگری است و تنها با اجازه مشخص صاحبان آنها می توانند از آنها استفاده کنند. منبع: کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر؛ نوشته دن آریلی، ترجمه رامین رامبد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

مجمع فعالان اقتصادی از داشتن چنین اعضایی در کانال تلگرامش به خود می بالد. سه هزار و پانصد جلد کتاب ! حاصل لطف و بلند نظری شما
مجمع فعالان اقتصادی از داشتن چنین اعضایی در کانال تلگرامش به خود می بالد. سه هزار و پانصد جلد کتاب ! حاصل لطف و بلند نظری شما عزیزان به بچه های روستای جرگلان از یکایک شما دوستان سپاسگزاریم. مجمع فعالان اقتصادی https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg

🔴 12 قانون کارآفرینی مارک کوبان برای کارآفرینان (بخش پایانی) 6️⃣ از تمام فرصت های موجود برای برقراری ارتباط استفاده کنید. 💥 همه کمپانی ها گوگل نیستند که اتاق ماساژ و ورزش داشته باشند. با آماده کردن وسایل چای و قهوه هم می توانید حس خوبی در کارمندان ایجاد کنید و هم فرصتی بوجود بیاورید که با آنها گپی بزنید. 7️⃣ فضاهای کار را از هم جدا نکنید. 💥 خودتان را از کارمندان جدا نکنید و آنها را هم در مکعب های کوچک تحت فشار نگذارید. با فضاهای باز همه با هم در ارتباطند و سطح انرژی مجموعه هم بالا می رود. 8️⃣ از فناوری که با آن آشنایی دارید استفاده کنید. 💥 نگران استفاده از سخت افزار و نرم افزاری که سایر رقبا در بازار استفاده می کنند نباشید. از فناوری که برایتان آشنا است و کار با آن برایتان راحت است استفاده کنید. 9️⃣ سازمان را خیلی گسترش ندهید. 💥 لایه های مدیریتی را در آغاز کار خیلی زیاد نکنید. اینطوری یک قدم به شکست نزدیک می شوید. 🔟 بودجه خود را صرف هزینه های غیر ضروری نکنید. 💥 مثلا اگر قصد دارید در نمایشگاهی شرکت کنید، کافیست که تی شرت های تبلیغاتی با لوگوی شرکت را فقط برای خود و کارمندان کمپانی تهیه کنید. لزومی ندارد این تی شرت ها را در نمایشگاه توزیع کنید. حواستان به مخارج باشد. 1️⃣1️⃣ سراغ شرکت های بازاریابی نروید. 💥 این شرکت ها هیچ کمکی به کسب و کار نوپای شما نمی کنند. خودتان این کار را انجام بدهید. به محض دریافت ایمیلی از وبسایت ها و برنامه هایی که این شرکت ها در آنها تبلیغات می کنند، ایمیلی بنویسید و کمپانی خود را در آن معرفی کنید. این وبسایت ها و برنامه ها ترجیح می دهند با کارآفرینان مستقیم در ارتباط باشند. 2️⃣1️⃣ فضای کار را لذت بخش و دوستانه نگه دارید. 💥 اطمینان کسب کنید که کارمندان شما از کار و محل کار خود لذت می برند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

فساد ! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

۸ راز برای مدیریت زمان ! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers
۸ راز برای مدیریت زمان ! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 12 قانون کارآفرینی مارک کوبان برای کارآفرینان تمام افرادی که کسب و کاری برای خود راه انداخته اند قوانین و مقررات خاصی نیز برای خود تدوین کرده اند. مارک کوبان، میلیاردر سرمایه گذار برنامه های Shark Tank و مالک Dalllas Mavericks علاوه بر راه اندازی کمپانی های خود در بیش از 120 کمپانی دیگر نیز سرمایه گذاری کرده است. او در کتاب خود به نام "چگونه در ماراتن تجارت پیروز شویم" به نکاتی اشاره می کند که کارآفرینان نو پا و آنهایی که در ابتدای راه هستند باید دنبال کنند. این قوانین به نام "12 قانون مارک کوبان برای کارآفرینان" شناخته می شود. اگر شما هم قصد راه اندازی کسب و کاری جدید را دارید بد نیست همراه با تک شات نگاهی به این قوانین بیاندازید. 1️⃣ اگر دلتان با آن کار نیست، بهتر است فکرش را از سر به در کنید. 💥 سرمایه زیاد و ارتباطات لزوما موفقیت شما را تضمین نمی کنند. تا وقتی واقعا به آن کار عشق نورزید نمی توانید در دنیای پر از رقابت امروز موفق شوید. 2️⃣ به فکر راه فرار و عقب نشینی نباشید. 💥 اگر روزی کمپانی خود را به مبلغ قابل توجهی بفروشید خیلی خوب است، اما نباید اجازه بدهید این تصمیم نهایی رویکرد شما را در مقابل کمپانی تحت تاثیر قرار بدهد. 3️⃣ در انتخاب افرادی که برای شما کار می کنند دقت کنید. 💥 هنگام استخدام افراد، دنبال تیمی بگردید که از دیدگاه ها و سوابق کاری متفاوتی برخوردار باشند، اما در ارزش ها با هم اتفاق نظر داشته باشند تا بتوانند در کنار هم برای دستیابی به اهداف تلاش کنند. 4️⃣ با آغاز فروش محصولات و خدمات مشکلات حل می شوند. 💥 تمام کمپانی ها با هر مشکل مدیریتی به محض جذب مشتری می توانند بر مشکلات خود پیروز بشوند. 5️⃣ توانمندی های خود و کارمندانتان را بشناسید و آنها را پرورش دهید. 💥 افرادی را استخدام کنید که نیازهای اصلی شما را پاسخ می گویند و مکمل شما هستند. برای سایر موقعیت ها افرادی را استخدام کنید که ارزش های مشابه با شما دارند ولی حقوق پایینی دریافت می کنند. ادامه دارد... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

آیا انسان‌های خوب و صاف و صادق کلاه سرشان می‌رود؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 وضعیت سرانه تفکر در ایران ✍️ مجتبی لشکربلوکی هر چند وقت یک بار مقاله یا نوشته یا سخنرانی ای می خوانیم و می شنویم که نگران سرانه مطالعه در ایران است. هر بار هم یک آماری ارایه می دهند خود من از ۲ دقیقه در روز را خوانده ام تا ۹۵ دقیقه در روز! آخرین خبری که دارم از یک مرجع رسمی و معتبر، بسیار بسیار تکان دهنده است: «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند». یک بار دیگر این عدد را بخوانید! یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند. یاد این جمله منسوب به جلال آل قلم می افتم که می گفت: هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است. ما چوب حماقت‌مان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را! درست است واقعا مطالعه مهم است اما به تنهایی عقیم است. کاش در کشور ما علاوه بر وضعیت اسف بار سرانه مطالعه، نگران پایین بودن سرانه تفکر هم بودیم. ممکن است بگویید ما که صبح تا شب داریم فکر می کنیم. مردیم از بس به بدبختی هایمان فکر کردیم. از اینکه عاقبت خودمان که هیچ، ولی فرزندانمان چه می شود تا اینکه بالاخره کی قرار است ما روی آرامش را ببینیم؟ همه انسان ها فکر می کنند! شاید انسانی وجود نداشته باشد که اصلا فکر نکند. فکر کردن یک فرآیند ذهنی طبیعی غیرارادی است. آنچه من از آن صحبت می کنم «تفکر هدفمند و قاعده مند» است. بیشتر توضیح می دهم. برای آنکه تفکر هدفمند و قاعده مند را توضیح دهم، لازم است سندروم توجه تصادفي را معرفی کنم. مغز ما هر ثانیه بیش از ۱۱ میلیون اطلاعات دریافت و پردازش می کند. اگر سوال یا هدفی در ذهن نداشته باشیم، مغز به‏صورت کاملاً «تصادفي» موضوعي را براي تمرکز انتخاب مي‏کند. بدون آنکه نظري از ما بخواهد. هرچه به نظرش جذاب يا جالب بيايد؛ پر زرق وبرق تر! قشنگ تر! خوشمزه تر! اما گر سوال مان مشخص باشد هميشه از قبل مي‌دانيم در هر موقعيتي به دنبال چه چيزي بگرديم. به‏اين‏ترتيب، ذهن مان را جهت مي‏دهيم تا متوجه يک سري عناصر خاص شويم و جزئيات غير ضروري را ناديده بگيريم. یک آزمایش ذهنی: موقعی است که وارد یک مرکز خرید می شوید و از قبل برنامه ای برای خرید کالای خاصی ندارید توجه شما به همه چیز جلب می شود از کیف و کفش گرفته تا دکوراسیون مغازها تا سنگفرش راهروها تا وسایل خریداری شده توسط بغل دستی تان. ولی فرض کنید که رفته اید تا یک کفش ورزشی آبی رنگ بگیرید، آیا باز هم چیزهای دیگر را می بینید؟ نه! پس داشتن سوالات مشخص، باعث می شود که شما هدفمند فکر کنید. تفکر قاعده مند یعنی چه؟ در طول هزاران سال بشر به قواعدی برای تفکر دست یافته است که کار تفکر را تسهیل می کند و ضریب موفقیت را بالا می برد. اما متاسفانه ما با قواعد تفکر آشنا نیستیم. چهار مهارت اصلی تفکر عبارتند از: ۱. تفکر خلاق، قواعدی برای خلق ایده های راهگشا و راه حل های نوآورانه. ۲.تفکر سیستمی: قواعدی برای تحلیل پدیده ها و رخدادها و روندها بر اساس روابط علت معلولی پیچیده و حلقوی. ۳. تفکر انتقادی: قواعدی برای تحلیل موشکافانه نظرات و نظریات دیگران و خودمان و پیدا کردن اشتباهات فکری. ۴.تفکر استراتژیک: قواعدی برای موفقیت، منفعت و ثروت (هدف گذاری؛ تعریف موفقیت و دستیابی به اهداف؛ تحقق موفقیت) در زندگی شخصی، سازمانی یا در سطح ملی و کشورداری. این چهار مهارت باعث می شود که شما قاعده مند فکر کنید. تفکر طبیعیِ غیرارادی (که نه هدفمند است و نه قاعده مند) منجر به نتیجه خاصی نمی شود. چیزی در ما باقی نمی گذارد. مثل آب روان از درون جوی مغز ما می گذرد و تمام! مغز ما به خاطر سندروم توجه تصادفی به موضوعی توجه می کند. سپس زنجیره ای از چیزها به ذهن ما خطور می کند. تفکر به دلیلی قطع می شود و سپس هیچ!! پس نه تفکر طبیعی غیرارادی و نه مطالعه، منجر به پیشرفت ما نمی شود. ممکن است شب تا صبح فکر و خیال کنیم و یا خیلی کتاب بخوانیم اما بدون داشتن تفکر هدفمند و قاعده مند، مطالب تلنبار می شوند. طوطی می شویم و تنها شنیده ها، خوانده ها یا دیده هایمان را به دیگران انتقال دهیم. مثل یک واسطه، بدون کوچکترین تاملی و فایده ای برای خودمان. شاید به همین خاطر باشد که خداوند بیش از آن که به «مطالعه» تاکید کرده باشد به «تفکر» سفارش کرده است. تفکر است که به «تولید دانش» می انجامد نه مطالعه که همان «مصرف دانش» است. به اندازه کافی چوب حماقت مان را خوردیم، اکنون زمان آنست که اندکی نان لیاقت مان را بخوریم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 راز بقاء مدیران چهار فصل/ مدیریت دولتی ✍️ دکتر_علی_قربانی این یادداشت، مسئله راز بقاء مدیران در طول سالیان دراز را واکاوی می کند تا علاوه بر شفافیت و شناخت نحوه عملکرد مدیران چهار فصل، سرنخ‌های درمان این مسئله نیز هویدا گردد. راز اول، مثلث سازی قدرت: مدیران با سابقه معمولا به تنهایی فعالیت نمی کنند و مثلثی را با اضلاع مکمل خود تشکیل می دهند. این مثلث سازی کمک می کند در طول هیجانات سیاسی که جناحهای مختلف راست و چپ جابجا می شوند، با حاکم شدن جناح مخالف، ضلع دیگر مثلث هم‌پیمان به روی کار بیاید و این مدیران به صورت موقت به سطوح معاونت یا مدیرکل تنزل یابند و در آینده نزدیک که جناح موافق مجددا حاکم شد، دوباره بر راس مثلث تکیه زده و سایر هم‌پیمانان در اضلاع دیگر سکنی گزینند (پورعزت، ۱۳۸۹). اینچنین است که اضلاع مثلث ها و بعضا مربع ها و چندضلعی های قدرت ممکن است در کوتاه مدت بچرخد و مدیران در اضلاع آن جابجا شوند ولی کسان دیگری خارج از این چندضلعی‌های قدرت اجازه ورود به آن را نمی یابند! راز دوم، سوداگری اداری: مدیران با سابقه معمولا در زمانی که در راس قدرت هستند چنان به معامله منافع سازمانی با سایر پایگاه های قدرت می پردازند، که از منافع اعطایی حاصل از پست فعلی به عنوان مقاوم‌سازهای جایگاه خود بهره می برد. سایر پایگاه‌های قدرت نیز بر این مسئله واقف‌اند که این مدیران بهتر می توانند منافع ایشان را تامین کنند و بنابراین بر حمایت و تحکیم جایگاه مدیران باقی می افزایند! راز سوم، سرمایه ارتباطاتی: سرمایه ای است که حاصل سوداگری اداری است و حتی در صورت عزل از مسئولیت فعلی در سایر سیستم های مرتبط و غیرمرتبط، پایگاهی برای روزهای ورشکستگی سیاسی فراهم می کند. سرمایه ارتباطی اغلب به سبب دفع ضرر مدیران باقی ایفای نقش می کند! نکته: در بسیاری از موارد هنگام برکناری مدیران، معضل اصلی مدیران برکنارکننده این است که مدیر برکنار شده را کجا (در کدام‌ پست دیگر) بگذارند!؟ راز چهارم، بدون دشمن بودن: مدیران باسابقه به ضرب المثل "اگر نمی توانی کسی را بکشی، هیچگاه او را زخمی نکن" بیشتر از هر کسی عمل می کنند. ایشان به درستی می دانند که بیش از آنکه در یک سیستم به دنبال جذب دوستان باشند، نباید دشمنی را تربیت کنند! چرا که یک دشمن ضربه ای در مخالفت می‌زند که ۱۰۰ دوست نمی توانند در موافقت آن را جبران کنند. مدیران باقی هیچگاه در سیستم ها همچون شیر درنده عمل نمی کند، و سبک مدیریت میان مایه و راکد را بر ماجراجویی و چالش ترجیح می دهند. چه بسیار مدیرانی که صرفا به علت نداشتن دشمن نسبت به دیگران توانسته اند سالها بر مسئولیت های متعدد تکیه بزنند، در عین حال که همگان بر ناتوانی ایشان برای آن مسئولیت ها اذعان داشته اند! راز پنجم، تمجید دائمی بالادستان: مدیران باقی هیچگاه پشت سر کسی حرف نمی زنند، حتی مدیران قبلی سازمان. چرا که هیچ‌گاه احتمال تصاحب پست های مدیریتی بالادستی را توسط دیگران منتفی نمی دانند. در عین حال چاپلوسی و تملق بالادستان تحت هر شرایط از ویژگی های بارز این مدیران است! راز ششم، وعده های بی اساس و هیپنوتیزم عامه: مدیران باقی می دانند که حافظه منابع انسانی سازمانها بسیار ضعیف است. ایشان صرفا به گذر از وضع امروز و الان متمرکزند و با دادن وعده های فریبنده و مثبت نشان دادن وضع موجود و امید دادن به فردای بهتر سعی می کند عامه را به خواب برند و بر دردها مسکن بزنند! راز هفتم، ترجیح تعدد مسئولیت بر یک مسئولیت واحد: مدیران باقی به جای تسلط بر یک مسئولیت مثلا در طول ۵ سال، به ۵ مسئولیت اجرایی متفاوت هر یک به طول یکسال متمایل اند. این موجب می شود ضمن اینکه مدیران باسابقه‌ای (و به اشتباه باتجربه) تلقی شوند، قبل از اینکه آستانه تحمل اعضای هر سیستم در میان مدت به سر می رسد، سیستم را ترک کنند و اعتراضات سر باز نزند. همچنین موجب می شود هنگام انتصاب در پست های جدید وضعیت عملکرد در پست های قبلی به دلیل بی ارتباط بودن با پست جدید مورد ارزیابی قرار نگیرد. به عنوان مثال به ترتیب عناوین بی‌ربط مدیر مالی، مدیر آموزشی، مدیر پشتیبانی، مدیران زیرساخت و مدیر فرهنگی را تصاحب می کنند! راز هشتم، استعفا به جای عزل: مدیران باقی نهایتا در بدترین شرایط اگر در اثر فشارهای بیرونی یا اراده بالادستان به نقطه عزل برسند، به موقع استعفا می دهند تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و مسئولیت ناکارآمدی را به دوش دیگران بیاندازند. توجه شود که درخواست استعفا با کلید خوردن عزل این مدیران صورت نمی گیرد، چرا که تمام عوامل فوق الذکر می تواند موجب تداوم بقاء مدیر بشود. نهایتا در صورت عدم توفیق در بقاء از طریق هیچ یک از راهها، استعفا صرفا ساعاتی قبل از عزل صورت می پذیرد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✅ شهردار_پیروز ادامه بده ✍️دکتر محمد فاضلی ✅ شهردار تهران به کمپین سه‌شنبه‌های بدون خودرو پیوسته و دیروز سیزده آذر 1397 با دوچرخه سر کارش رفت و شب هم با دوچرخه به خانه بازگشت. غلامحسین کرباسچی شهردار سابقه تهران (از دی 1368 تا فروردین 1377) به او خرده گرفته است که به جای رفتار پوپولیستی با دوچرخه رفتن، صبح زود با ماشین سر کارش برود و آزادسازی واگن‌های معطل‌مانده مترو را پیگیری کند. ✅ این ازجمله اولین حمله‌های تفکر «عمران بتونیستی» کارگزاران سازندگی به شهردار تهران است. چند نکته: اول، صبح زود قبل از شروع ساعت اداری به محل کار رسیدن، قبل از آن‌که دیگرانی سر کار باشند تا بتوان موضوع واگن‌های مترو را از آن‌ها پیگیری کرد، راهکار حل مسأله مترو نیست. توسعه مترو معطل پیگیری نیست، موانع دیگری دارد از اقتصاد حمل و نقل تا سیاست شهری. تفکری در پس ذهن برخی مدیران سنتی هست که هر کس خروس‌خوان بیاید و دیرهنگام برود، مدیر خوبی است. مدیران بسیاری هستند که روزی شانزده ساعت یا بیشتر کار می‌کنند، آخر هفته هم کارتابل‌های‌شان را به خانه می‌برند، اما یک تصمیم درست نمی‌گیرند و اصلاً وقتی برای فکر کردن، خواندن و برگزاری چند جلسه معدود اما کارآمد ندارند. ساعات کار بسیار نشانه مدیر خوب بودن نیست. ✅ غلامحسین کرباسچی در حالی به #شهردار_پیروز می‌تازد و او را به توسعه حمل و نقل عمومی فرامی‌خواند که دوران مدیریت او بر شهرداری تهران، در ادبیات شهرسازی و حمل و نقل شهری، به دوران غلبه و اولویت دادن حمل و نقل شخصی (ساخت بزرگ‌راه‌ها) و عمران بتونیستی (فروش تراکم، افزایش درآمدهای شهر از مسیر فروش فضا، و توسعه بتونی) مشهور است. ده‌ها طرح و پروژه عمرانی شهر تهران حاصل تفکر «عمران بتونیستی» دوران غلامحسین کرباسچی است. بزرگ‌راه‌هایی که او توسعه داد، و شهری که بر اثر تداوم تفکر او تا به امروز بسط یافته است (و فقط او در آن سهیم نیست بلکه محصول نگرش کلی سیاست‌گذاران و قدرت به توسعه است و او نماد مدیریت شهری آن به حساب می‌آید) تهران امروز – این #ناخوش‌شهر - را ساخته است. توصیه خوب است، اما برای کسی که ابتدا درباره گذشته سیاست‌گذاری و مدیریت خود، و اشتباهاتش به کفایت سخن گفته باشد. ✅ حمله غلامحسین کرباسچی به پیروز حناچی و دوچرخه‌سواری او، نوک کوه یخی است که بخش عمده آن زیر آب‌ تفکر کارگزاران سازندگی ناپدید است: «اولویت ساخت‌وساز به هر قیمتی». این اندیشه با «نماد»، «مردم به معنای انسان‌های کنشگر و صاحب حق برابر در مقابل قدرت» و «نیروی مردم» سازگار نیست. تبختر نخبه‌گرایانه تکنوکراتیک – نگاهی شبیه به این‌که «ما می‌فهمیم و بقیه ...» در این رویکرد متجلی است، و وارد شدن به تعامل نمادین و هم‌سطح با مردم، در این تفکر جایگاه ندارد. ✅ جوهره این تفکر آن است که شهر را با بزرگ‌راه‌ها، با پروژه نواب، با «بکوبیم و بسازیم»، با «فقرا صبر کنند تا بسازیم، آن‌ها هم بالاخره نفع‌اش را می‌برند»، اداره می‌کنیم؛ مردم که هیچ، نخبگان و منتقدان هم بی‌خود حرف می‌زنند و یک وقتی می‌فهمند ما درست تصمیم گرفته‌ایم. همین تفکر است که سالیانی دراز محیط‌زیست را به هیچ گرفت و تجلی شهری آن شد بی‌سامانی مدیریت پسماندهای شهری که تا به امروز هم ادامه داشته است. همین تفکر به جان محیط‌زیست افتاد و از تالاب، رودخانه، دریاچه، جنگل و حیات وحش را تخریب کرد. این تفکر به چیزهای گُنده علاقه دارد که به چشم بیاید، پر از سازه‌های بتنی؛ شهر آرزوهای‌ این تفکر چیزی شبیه دنیای انیمیشن «پینوکیو 3000» است؛ #ناخوش‌شهر. ✅ عجیب است که مرد نگران حمل و نقل عمومی امروز، در روزهای مدیریتش نگران بارگذاری تهران روی گسل‌ها و خطر زلزله نبود، و اگر بود هیچ تجلی و بروز نداشت، و سازوکارهایی برای ساختن شهر ایمن در برابر آتش در پیش نگرفت، و نظام مهندسی را برای سلامت در ساختمان سامان نداد و شهرداری عاری از فساد را دنبال نکرد؛ و فضای سبز «سازگار با کم‌آبی» را به هیچ گرفت. ✅ #شهردار_پیروز ادامه بده، دوران هم‌سطح نبودن با مردم، بی‌توجهی به نمادها (اگر یک دوچرخه‌سواری یک‌روزه باشد)، دوران بی‌مردم بودن، دل خوش کردن به عمران صرفاً سازه‌ای، غرق شدن در ساخت‌وساز و غفلت از اصلاح سازوکارهای اداره شهر گذشته است. موانع اصلی توسعه مترو و حمل و نقل عمومی را هم با مردم در میان بگذار. لحظه‌ای شکست خواهی خورد که آدم‌ها و ایده‌های نو را رها کنی و در دامان گذشته آرام‌بگیری با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴چرا خارج شدن از "دایره راحتی " دشوار است؟ ✍️ قدم برداشتن به خارج از دایره ی راحتی معمولا چالش برانگیز است. برای کاهش وزن و رژیم گرفتن باید تا حدودی از غذاهایی که دوست داریم صرف نظر کنیم ، برای خروج از رابطه ای که مخرب است باید تحمل و توانایی تنها ماندن و دل کندن را داشته باشیم ، اگر می خواهید کسب و کار جدیدی راه اندازی کنید باید قدرت تحمل شکست و مشکلات نادیده گرفته شدن را داشته باشید . ما معمولا از بسیاری از کارهایی که به نفعمان است خودداری می کنیم به این دلیل که رنج زیادی را باید متحمل شویم و از "دایره راحتی" خود خارج شویم. اما برای خیلی از ما این یک واقعیت است : همانطور که رشد می کنیم و در شغلمان و در زندگی پیشرفت میکنیم گاهی اوقات با شرایطی خارج از دایره راحتی مان مواجه شده ایم که نیاز بوده سبک رفتارهایمان را مطابق با آن ها تغییر دهیم و این کار را انجام داده ایم. همانطور که مدیر عامل IBM جینی رومتی گفته : "رشد و راحتی را نمی توان همزمان کسب کرد!" 🔻آبراهام مازلو روانشناس معروف و نظریه پرداز درمورد سلسله مراتب نیاز های انسان ، نیز در همین زمینه گفته است که : " انسان در هر موقعیتی فقط دو گزینه پیش رو دارد ، یا قدم به جلو بگذارد و رشد را تجربه کند یا قدم به عقب بردارد و امنیت را تجربه کند" ✍️ به این ٥ چالش بزرگ در مسیر خروج از دایره ی راحتی توجه کنید ! 1️⃣ اولین چالش "تایید دیگران" است. معمولا وقتی خارج از منطقه ی امن رفتار می کنید حس"غیر طبیعی بودن" به ما دست می دهد . حالتی را تصور کنید که یک جوان کارآفرین می خواهد ایده ش را در یک جلسه به سرمایه گذاران که معمولا مسن و با تجربه هستند ارائه کند احتمالا برای این مسئله "صدای خود را بلندتر می کند" تا حالت طبیعی بودن و تایید دیگران را بدست اورد. 2️⃣ دومین چالش "شایستگی و صلاحیت " است. گاهی اوقات ممکن است احساس کنید لیاقت ندارید و علاوه بر این عرضه ی کافی را ندارید! خواه صحبت کردن یا سخنرانی در یک گردهمایی باشد یا ارائه کردن یک ایده نزد شخص یا اشخاصی باشد و تمام این ها بوجود آورنده ی حس "عدم لیاقت " است 3️⃣ سومین چالش " آزاردهنده بودن و سخت بودن انجام آن کار " است. موقعی که می خواهید برای اولین بار خارج از منطقه ای امن عملی را انجام دهید معمولا احساس آزاردهنده بودن به شما دست می دهد برای مثال: یک شخص درونگرا موقعی که میخواهد ارتباطاتی ایجاد کند و حتی صحبت هایی کوتاه داشته باشد حس عمیق ترسناک بودن را تجربه خواهد کرد 4️⃣ چهارمین چالش "ترس از مورد پسند بودن" است. ما نگران این هستیم که مردم این ورژن (نسخه) جدید از ما را دوست نداشته باشند چون خارج از دایره ی راحتی مان قدم برداشته ایم! یک مثال شاخص در تحقیقات خودم مشاهده کرده ام این است که یک کارمند ناامید که به شدت با یک تردید مواجه شده شد که زندگی او را بهم زده بود ، می خواست به شخصی ابراز علاقه کند اما بیم داشت که مبادا مورد پسند شخص مقابل قرار نگیرد. 5️⃣ پنجمین چالش "بحث اخلاقی" است. بعضی وقت ها مردم نگرانی هایی برحق در مورد رفتار هایی ک انجام میدهند دارند برای مثال موقعی که اخبار بدی یا مسئله حساسی را به شخصی می گویند یا تصمیم به اخراج یک کارمند می گیرند! 💡البته تعداد کمی از ما همه ی این پنج چالش را بصورت همزمان در مواقعی خارج از دایره ی راحتی مان رفتار می کنیم؛ تجربه می کنیم. اما حتی یکی از این مورد ها هم میتواند کار را سخت کند. راستی اکثر ادم ها چنین تجاربی را داشته اند و مطمئناً در این زمینه تنها نیستید! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers