fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 544 مشترک است و جایگاه 2 257 را در دسته تجارت و رتبه 12 333 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 544 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 13 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -132 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -5 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 26.20% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 9.67% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 7 217 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 663 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 14 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 544
مشترکین
-524 ساعت
-327 روز
-13230 روز
آرشیو پست ها
باید پذیرفت حمایت از کالای ایرانی، نیازمند اعتمادسازی است و بهترین مسیر اعتمادسازی، برندسازی است. تصویر: برخی بنیان‌گذاران بر
باید پذیرفت حمایت از کالای ایرانی، نیازمند اعتمادسازی است و بهترین مسیر اعتمادسازی، برندسازی است. تصویر: برخی بنیان‌گذاران برندهای ارزشمندایرانی با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 وِرِسک‌سازان استوار ✍️ دکتر محمد فاضلی ✅ داستانی در میان مردم هست به این مضمون که «رضاشاه به مهندس سازه پل وِرِسک دستور داد به هنگام عبور اولین قطار از روی پل ورسک، با خانواده‌اش زیر آن قرار گیرد تا اگر پل خراب شد، خودش قربانی پل بد باشد.» بسیاری به این این داستان باور دارند و برخی چون من سال‌ها با شک و تردید، آن‌را بخشی از داستان‌های عامیانه دانسته‌ایم. ✅ روابط عمومی شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران کتابی اخیراً منتشر ساخته به نام «یکصد سال تاریخ مهندسی راه‌آهن ایران» و دیروز در صفحه‌ای از این کتاب خواندم: «گفته می‌شود در هنگام گذر نخستین ترن از روی پل، سرمهندس سازه‌ی پل، به همراه همسر و فرزندش زیر آن ایستادند تا به این روش پایداری پل آزموده شود. به گفته‌ی ابوذر عباسی (یکی از کارگران سالخورده روستای ورسک) مهندسی که این چنین با شهامت در زیر پل ایستاد، چندی دیگر از روی پل افتاد و جانش را از دست داد. او در تپه‌ای مشرف به پل ورسک به خاک سپرده شده است.» ✅ این نوشته (تصویر زیر) تکان‌دهنده بود و بی‌اختیار یاد «جلّاسان گِردگو» افتادم. داستان مهندس سازه پل ورسک، عجیب تقابل نمادینی با حکایت «جَلّاسان گِردگو» دارد. «جَلّاسان گِردگو» زیر برا مسئولیت هیچ ساخته– تصمیم، سیاست، اقدام یا طراحی – خود نمی‌روند؛ سود می‌برند و این قطارهای دیگران است که از روی پل‌هایی که ایشان می‌سازند گذر کرده و به دره سقوط می‌کنند. ✅ «وِرِسک‌سازان» اما جماعتی دیگرند؛ چیزهایی می‌سازند که با جان‌شان درستی و استحکام‌شان را تضمین می‌کنند. حکایت تلخ روزگار در سرزمین نظام اداری این کشور – و شاید بقیه دنیا – آن است که «ورسک‌سازان» به خاطر استواری آن‌چه می‌سازند تا بر سر مردم خراب نشوند، به خاطر تصمیم‌های محکم، بیان گزاره‌های استوار کارشناسی، و ایستادن پای منافع مردم؛ از بالای آن‌چه می‌سازند به پایین پرتاب می‌شوند. ✅ وجه نمادین‌تر و الهام‌بخش این داستان آن است که «وِرِسک‌سازان» بر تپه‌ای مشرف بر آن‌چه ساخته‌اند، تا ابد به تماشای استواری و زیبایی حاصل گفتار، کردار، تصمیم و ساخته خویش، می‌نشینند. ✅ تاریخ ملت‌ها را مناقشه و رقابت میان «جلّاسان_گِردگو» و «#ورسک‌سازان_استوار» رقم می‌زند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 آنچه برای توسعه کشور لازم است: مدیریت علمی ، تطابق و 4 اصل دیگر چرا برخی کشورها توسعه می یابند و برخی دیگر درجا می زنند یا حتی عقبگرد می کنند؟ قطعاً توسعه یک امر اتفاقی نیست بلکه لوازمی دارد که با وجود آنها توسعه میسر و بی آنها، محال است. در این نوشتار، 6 لازمه توسعه جوامع را آورده ام ، هر چند که ادعایی برای کامل بودن این فهرست ندارم ولی بر این باورم که آنچه در پی می آید، شش ضلعی حداقلی توسعه است که بدون آنها، توسعه ای در کار نخواهد بود. هر کدام از این موارد را نیز می توان مستقلاً مورد بررسی قرار داد و مصداق و عدد و رقم برایشان آورد ولی در این نوشتار، صرفاً کلیات را مطرح می کنم. مدیریت علمی حرف اول را در دنیای امروز علم می زند. وقتی پذیرفته ایم برای مربیگری یک تیم فوتبال، به دانش روز فوتبال نیاز است یا برای درمان یک سرماخوردگی ساده باید سراغ دانش پزشکی رفت یا نگهداری از ماهیان داخل آکواریوم دانش خاص خود را می طلبد، چگونه می توان برای اداره یک کشور، بی نیاز از علم و مدیریت علمی بود؟! لازمه بهره مندی از مدیریت علمی نیز این است که اولاً حکومتگران به مدیریت علمی باور داشته باشند و ثانیاً از مدیران دانش گرا برای اداره کشور بهره بگیرند. کشوری که مدیریت علمی نداشته باشد، ناچار باید درگیر آزمون و خطا شود یا چیزهای دیگری را جایگزین علم نماید، مانند شعارگرایی، هیجان های کاذب و مرید پروری؛ بدیهی است که با این جایگزین ها نمی توان روی توسعه را دید. تطابق "تطابق خواست های مردم و سیاست های حکومت"، نکته کلیدی در موفقیت جوامع است. تطابق، دایره بسیار وسیعی را شامل می شود. از طرز لباس پوشیدن تا سیاست خارجی. مردم باید خودشان را در حکومتگران و کارهای آنان ببینند. اگر در جامعه ای باورهای غالب، سبک زندگی، معیشت، موسیقی، سفر، لباس و تفریحاتِ عموم مردم به گونه ای باشد ولی حکومتگران جور دیگری باشند، آن جامعه فاقد تطابق است. مثال ساده "عدم تطابق" این است که اکثر مردم در خانه ها و خودروهای شان، نوع خاصی از موسیقی را گوش می کنند که در تلویزیون ملی شان، ممنوع است یا مردم کشوری درباره نوع روابط خارجی، یک رأی داشته باشند ولی حکومتگران خلاف آن عمل کنند. نتیجه عدم تطابق، "اصطکاک" است و نتیجه اصطکاک نیز، کندی حرکت، بالا رفتن تب و نهایتاً آتش سوزی است. اعتماد "اعتماد" نیز از لوازم پایداری و توسعه جوامع است: اعتماد مردم به یکدیگر، اعتماد مردم به حکومت و حاکمان و اعتماد حکومتگران به مردم. وقتی اعتماد نباشد، "بدبینی" جای آن را پر می کند. در جامعه بدبین، همکاری شکل نمی گیرد و جامعه بدون همکاری رشد نمی کند. در چنین جامعه ای، شایعه، جای خبر را می گیرد و هر اتهامی اعم از روا یا ناروا به ویژه علیه حکومتگران، باور پذیر می شود و گسترش می یابد و بی اعتمادی را تشدید می کند. امید لازمه دیگر توسعه جوامع، وجود "امید" در جامعه است. جامعه خالی از امید، مُرده متحرک است و از مرده نمی توان انتظار امید داشت. مردم باید به فردای خود و فرزندان شان امیدوار باشند که اگر نباشند، کارهایشان معطوف به آینده نخواهد بود بلکه همه درگیر امروز و نان امشب شان هستند. جامعه ناامید، میدان جنگ عمومی برای بقا خواهد شد و تمام توان افراد جامعه، صرف دست اندازی به دیگران و دفاع از خود در برابر حملات آنها می شود. در چنین جامعه ای، مهاجرت اپیدمی می شود و هر که بتواند خود و نسل اش را نجات دهد، از کشور خارج می شود. مشارکت "مشارکت در اداره امور کشور" نیز از لوازم اصلی توسعه پایدار است. مردم باید خود را در تصمیم گیری ها و اداره امور کشور، سهیم و مؤثر بدانند و این مشارکت را با تمام وجود حس کنند. مردم باید یقین داشته باشند که اگر نظری دارند، می توانند آن را در قالب های مدنی مانند احزابی که خودشان تشکیل می دهند، پیگیری کنند و در نهایت، آنچه امروز در ذهن شان می گذرد را بتوانند با دیگران به اشتراک بگذارند و در زمانی معقول در کشورشان، عملیاتی کنند نه این که آراء و دیدگاه های مردم، در حکم آرزوهای محال باشد. فقدان مشارکت، به انزوا و بی تفاوتی مردم می انجامد و کشوری که مردمانش منزوی و بی تفاوت باشند، هرگز روی توسعه نخواهد دید. شفافیت "شفافیت" نیز از لوازم دائمی یک جامعه بالنده و توسعه گراست. جریان آزاد اطلاعات، دسترسی عمومی و آسان به اطلاعات و پاسخگویی قابل راستی آزمایی، بسترهای اجتناب ناپذیر شفافیت هستند. جامعه غیرشفاف، مانند خودرویی است که شیشه های آن گل آلود و کدر شده اند؛ سرنوشت این خودرو، حادثه و واژگونی است. جعفر محمدی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

ایران ازمجموع ۱۵کشور اروپایی بزرگتر است! ایران ۵۶ برابر کل اروپا نفت و گاز کشف شده دارد! ایران ۳۸ برابر اروپا ذخایرمعدنی دارد
ایران ازمجموع ۱۵کشور اروپایی بزرگتر است! ایران ۵۶ برابر کل اروپا نفت و گاز کشف شده دارد! ایران ۳۸ برابر اروپا ذخایرمعدنی دارد! ایران به تنهایی از کل قارۀ اروپا ثروتمندتر است! @excellentmanagers

شرکت هلندی نخستین خودروی پرنده در جهان را با موفقیت آزمایش کرد.گفته شده این خودرو سال آینده تحویل مشتریان میشود! مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴 مقایسه درآمد کارمندان دولتی در ایران و 10 کشور دنیا ✍️علی هادی زاده 🇮🇷 وضعیت کارمندان دولت در ایران 🔹دولت حدود دو میلیون و 300 هزار کارمند رسمی، قراردادی و روزمزد دارد که با 600 هزار نیروی مسلح، یک میلیون و 200 هزار بازنشسته کشوری و 600 هزار بازنشسته لشکری، هر ماه به حدود چهار میلیون و 704 هزار نفر حقوق پرداخت می کند. 🔸با توجه به آمار حدود 22 میلیون نفر شاغل داریم و این یعنی حدود 25 درصد از کل جمعیت شاغل ما در بخش دولتی کار می کنند. حداقل حقوق آنها هم حدود یک میلیون تومان تعیین شده است. ☑️ حالا با سایر کشورها مقایسه کنیم: 🇳🇴 وضعیت کارمندان دولت در نروژ میزان جمعیت: پنج میلیون نفر نرخ بیکاری: 4.8 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 2700 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 30 درصد 🇩🇰 وضعیت کارمندان دولت در دانمارک میزان جمعیت: پنج میلیون و 500 هزار نفر نرخ بیکاری: 5.8 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 2350 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 29.1 درصد 🇸🇪 وضعیت کارمندان دولت در سوئد میزان جمعیت: 9 میلیون و 600 هزار نفر نرخ بیکاری: 6.1 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 1600 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 28.6 درصد 🇫🇮 وضعیت کارمندان دولت در فنلاند میزان جمعیت: پنج میلیون و 400 هزار نفر نرخ بیکاری: 7.9 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 2240 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 24.9 درصد 🇫🇷 وضعیت کارمندان دولت در فرانسه میزان جمعیت: 68 میلیون نفر نرخ بیکاری: 9.6 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 1750 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 21.4 درصد 🇨🇦 وضعیت کارمندان دولت در کانادا میزان جمعیت: 35 میلیون نفر نرخ بیکاری: 6.6 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 2700 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 18.2 درصد 🇬🇷 وضعیت کارمندان دولت در یونان میزان جمعیت: 10 میلیون و 800 هزار نفر نرخ بیکاری: 23 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 762 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 18 درصد 🇬🇧 وضعیت کارمندان دولت در انگلستان میزان جمعیت: 54 میلیون و 300 هزار نفر نرخ بیکاری: 3.1 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 1340 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 16.4 درصد 🇹🇷 وضعیت کارمندان دولت در ترکیه میزان جمعیت: 79 میلیون و 400 هزار نفر نرخ بیکاری: 11.8 درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 450 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 12.4 درصد 🇯🇵 وضعیت کارمندان دولت در ژاپن میزان جمعیت: 126 میلیون نفر نرخ بیکاری: سه درصد حداقل درآمد کارمندان دولت در ماه: 1000 دلار درصد کارمندان دولتی به کل جمعیت شاغل: 5.9 درصد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

بقیه دنیا (برحسب درآمد ) چطور زندگی می‌کنند؟ شما در کدام دسته قرار می‌گیرید؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

مصاحبه خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) با دبیرکل مجمع فعالان اقتصادی دکتر حامد پاک طینت در خصوص رخدادهای جدید ارزی در کشور http
مصاحبه خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) با دبیرکل مجمع فعالان اقتصادی دکتر حامد پاک طینت در خصوص رخدادهای جدید ارزی در کشور http://www.irna.ir/fa/News/82889731 مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy

🔴جَلّاسانِ گِردگو ✍️ دکتر محمد فاضلی ✅ واژه‌های طبّاخ، قصّاب و خبّاز را شنیده‌اید، نام مشاغل‌اند، و کسانی هم هستند که بر وزن همین مشاغل می‌توان آن‌ها را «جَلّاس» نامید، اگرچه چنین واژه‌ای وجود نداشته باشد. این‌ آدم‌ها را حتماً می‌شناسید. این دسته – که هر یک از ما هم می‌توانیم یکی از آن‌ها باشیم – کارشان این است که از این جلسه به آن جلسه در حرکت هستند. اگر طبّاخ یعنی «بسیار طبخ‌کننده»، «جَلّاس» نیز «بسیار نشیننده در جلسه است، بسیار جلوس‌کننده» ✅ خصیصه بارز دستگاه اداری این مملکت انبوه جلسات است و «جَلّاسان» بوروکرات‌هایی هستند که در هر روز چندین جلسه شرکت می‌کنند. تقصیر خودشان نیست، ساختار است که آن‌ها را صبح تا شب دور میزهایی می‌نشاند تا فرسوده‌شان کند، تا فرصت نکنند چیزی بخوانند، فکر کنند و به کار و بارشان برسند. همه در جلسه‌اند. ✅ «جَلّاسی» بیماری نظام اداری‌ است. نظام اداری به دلیل ابهام در وظایف، کمبود دانشی که به مدیران جرأت تصمیم‌گیری بدهد، فقدان شفافیتی که اطلاعات را با سرعت و دقت به گردش درآورد و لازم نباشد در جلسه اطلاعات را رد و بدل کرد، و ساختار مستعد تخلف که مدیران را در معرض رسیدگی سازمان‌های نظارتی قرار می‌دهد، به تدریج هر تصمیمی را مؤکول به جلسه می‌کند. اکثریت مدیران قادر به تصمیم‌گیری نیستند و بنابراین وقت گرانبها صرف جلوس در جلسات می‌شود و به تدریج «جَلّاسان» ظهور می‌کنند. ✅ نظام اداری «جَلّاس‌پرور» به این حد نیز قناعت نمی‌کند. کثیری از «جَلّاسان» به تدریج خود را به خُلقی دیگر نیز می‌آرایند و آن «گِردگویی» است. «گِردگو» کسی است که ماهرانه درباره هر مسأله مهمی چنان سخن می‌گوید که نه سیخ بسوزد نه کباب. «گِردگو» می‌تواند چنان سخن بگوید که دل همه را به دست آورد، سخنش هیچ گوشه‌ای ندارد و رئیس فعلی و رؤسای محتمل آتی را خرسند می‌سازد. گِردگو می‌تواند چنان سخن بگوید که هیچ مسئولیتی را متوجه اظهارنظرش نسازد. ✅ «گِردگویان» طائفه‌ای هستند که جز در مواردی که ناچار شوند، پای هیچ اظهارنظری را امضا نمی‌کنند تا مبادا امروز و فردایی گریبانش را بگیرند. این جماعت از مکتوب کردن بیزارند و ترجیح می‌دهند صدای‌شان در کنار صداهای همگان قرار گیرد و همواره مسئولیت تصمیم‌ها میان همگان تقسیم شود. دیوار حاشا برای «جَلّاسان گِردگو» بلند است. ✅ «گِردگویی» مهارتی است برای گفتن سخنانی که آن‌قدر گرد هستند که در هر زمینی می‌توان آن‌ها را غلطاند، و به هر زمان و مکانی می‌توان آن‌ها را قِل داد. گویِ گِرد را از هر زاویه که نگاه کنید، فرقی نمی‌کند، جهت خاصی ندارد. ✅ «جَلّاسانِ گِردگو» محصول نظام اداری‌ای هستند که بر سنت شفاهی بنا شده و گزارش کارشناسی مکتوب و امضاشده در آن جایگاهی ندارد. نظامی که در غوغای آمارهای متناقض همواره می‌توان هر اظهارنظری را توجیه کرد. اکثریت آدم‌ها در چنین سیستمی آخر و عاقبت حرفه‌ای‌شان «جَلّاسی» و «گِردگویی» است؛ حرفه‌ای که در آن می‌آموزند چگونه سی سال بمانند و کسی را نرنجانند؛ روی حرفی نایستند، و مسئولیت هیچ مخاطره حرفه‌ای را نپذیرند. ✅ «جَلّاسی» و «گِردگویی» بسیار به هم مرتبط هستند، زیرا گردگویان بسیاری را دیده‌اید که چون جلسه تمام می‌شود و بیرون از اتاق جلسه، ایستاده در کنار شما سخن می‌گویند، حرف‌هایی می‌گویند که از خود می‌پرسید چرا این‌ها را همان‌جا داخل جلسه نگفت؟ گویی وقتی می‌نشینند و آن‌گاه که ایستاده‌اند، متفاوت‌اند. گِردگویی در این نظام اداری، راهی برای ماندن است. «جَلّاسان گِردگو» خود می‌مانند، بی هیچ صراحتی، سی سال یا بیشتر، اما سرمایه‌های بسیاری را به فنا می‌برند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 کوچ علمی ✍️ چشمه سهرابی چرا کانادا، فرانسه، استرالیا، انگلستان، ژاپن و... همانند ایران آمار تولید علم خود را منتشر نمی کنند؟؟ محال است آمار تعداد مقالات منتشر شده ژاپن را بیابید؛ چرا؟ چرا فقط کشورهایی مانند پاکستان، برزیل و هند عطش آمار مقالات دارند؟؟ جالب است بدانیم که ما تنها کشوری هستیم که رشته علم سنجی در آن دایر است؛ چراکه فقط ما سرگرم علم سنجی خودمان هستیم، ما بالاترین انتشار مقالات در این حوزه را در اختیار داریم. هدف علم سنجی که از حوزه کتابداری آمده است، در واقع مجله سنجی است نه حقیقت علم!! علم سنجی قدرت تحلیل محتوای علم را ندارد؛ مبدع این اصطلاح اصلاً چنین منظوری نداشته است، علم سنجی صرفاً بیانگر شاخص های کمّی است نه کیفی. در سنت های اصیل علمی، تولید مقاله هیچ گاه نشان دهنده تولید علم نبوده است؛ راجرز کتابی نوشته به نام اشاعه نوآوری!! تا به حال 2500 مقاله در خصوص این کتاب منتشر شده است، این مقالات تولید علم نیست، یک مناقشه علمی است؛ این نبردهای علمی زمینه ساز تولید علم است نه الزاما خود علم. اگر ایین نامه ارتقا تا ده سال دیگر همین باشد، ما علاوه بر سرآمدی در تولید مقاله، بیشترین استاد تمام دنیا را نیز خواهیم داشت!! کشوری مثل انگلستان بیش از سی سال است که از سنت publish or perish گذشته است. حدود 400 جایزه علمی در دنیا وجود دارد که هیچ یک از شاخص های ISI استفاده نمی کنند. در سنت پژوهشی انگلستان اصلاً به شاخص های ISI، ضریب تأثیر و مانند آن توجهی نمی شود؛ آن ها مجدد به ارزیابی مقالات به شیوه خودشان مبادرت می کنند و به پرداخت پژوهانه و مانند آن... اقدام می کنند. نظام رتبه بندی دانشگاه های ایران بر اساس نظامی است که خارج از ایران برنامه ریزی می شود و ما بین المللی کار کردن را با اعمال این شاخص ها اشتباه گرفته ایم در حالی که خود آمریکا که واضع ISI است، به طور ناچیز از این نظام استفاده می کند. ایران از بیانیه سانفرانسیسکو که هشداری به همه بود درس نگرفت؛ در این بیانیه بیش از چند هزار دانشمند و پژوهشگر و حدود 800 مجله علمی معتبر دنیا اعلام کردند که مبنا را در ارزیابی ها بر اساس مجلات قرار ندهید. از یکی از اساتیدی که 400 مقاله بین المللی داشتند سوال کردم فقط یکی از مشکلاتی را که در کشور حل کرده اید نام ببرید؟؟ پاسخ سکوت بود!! از مدیران کشور 97% از مقالات ISI استفاده نمی کنند، 93% نیز مجلات داخلی را نه می شناسند و نه از آنها استفاده می کنند؟! برای چه کسی می نویسیم؟؟ وقتی شاخص ارزیابی اچ اندیکس شد، پژوهشگر با چه انگیزه ای روی پروژه ملی کار کند!؟ دلیل عمده این اتفاق این است که وزارت علوم ارزیابی ها را به سیاست گره زده است و افراد تنها به فکر ارتقای خویش هستند نه کشور./ ترفند مدیریت با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

۹ کاری که بهره وری شما را افزایش میدهد با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers
۹ کاری که بهره وری شما را افزایش میدهد با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

ثروت و قدرت علمی چگونه بدست می آید؟ چه چیزی خطرناک تر از تحریم بانکی و نفتی است؟! /وقایع اقتصادیه به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید @esfahaneconomy

🔴لطفا غُر نزنیم! ✍️مریم زارعیان ایران درکمند بحرانهای متعدد گرفتار آمده است: بحران آب و محیط زیست، کاهش ازدواج، افزایش طلاق، افول سرمایه اجتماعی، ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی، کاهش سهم بودجه عمرانی، بیکاری و... این در حالیست که در سطح بین المللی، پیرِ روانپریشی همچون ترامپ و جوانِ جویای نامی همچون بن سلمان برای تنگ کردن عرصه بر ایرانمان هم قسم شده اند. و در این سوی میدان، ما ایرانیان در حال غُر زدن و انداختن مشکلات به گردن این و آن هستیم. غُر زدن تبدیل به اصلی ترین تفریح ایرانیان شده است! در خانه، تاکسی، اداره، بانک، صف نان، تره بار و...همه در حال غر زدن هستند. در جلسه ای نیست که بنشینیم و عده ای با ژست روشنفکری، فلان فرد یا دولت را مقصر نشمارند. فضا به گونه ای است که اگر غُر نزنیم یا مثلا بگوییم که باید از خودمان شروع کنیم؛ چپ،چپ نگاه می کنند و در دلشان می گویند حتما رانتی گیرش آمده است! چراکه راحتترین کار این است که با نسبت دادن مشکلات به بالادست، خودمان را تبرئه کنیم و به رویه مان ادامه دهیم. البته در اینکه حاکمیت، اشتباهات ریز و درشتی داشته است حرفی نیست اما واقعیت این است که همیشه در خصوص عملکرد دولتها و مقایسه تطبیقی آنها به اندازه کافی گفته و شنیده ایم. در این مجال برآنیم که به خودمان بپردازیم. واقع مطلب این است که برون داد یک جامعه (در سطح کلان) از مجموع عملکرد تک تک افراد آن جامعه (در سطح خُرد) بدست می آید؛ براین اساس نمی توانیم به بهانه عملکرد ضعیف کلیت یک جامعه، از مسئولیت فردی شانه خالی نماییم. آری بسیاری از ما در به وجود آمدن وضع کنونی مقصریم: • استاد دانشگاهی که دغدغه اش چاپ مقاله توسط دانشجویان به نام او است. • پزشکی که نگاهش به بیمار، ابزارِ کسب ِدرآمد بیشتر است. • مربی مهد کودکی که به کودکان شربت خواب آور می دهد. • مسئول خرید شرکتی که قیمت را در فاکتور بالاتر می زند. • مسافری که زباله هایش را در محیط زیست رها می کند. • مسئولی که یادش رفته از عرصه خدمت بازنشسته شود. • کشاورزی که برداشت غیرمجاز از منابع آبی دارد. • مهندسی که کیفیت را فدای کمیت می کند. • قاضی که عادلانه قضاوت نمی کند. • دندانپزشکی که دندانی را بدون دلیل، جراحی یا عصب کشی می کند. • روحانی که قرائت متحجرانه از دین دارد. • خانم خانه داری که تفکیک زباله تر و خشک نمی کند. • تعمیرکاری که قطعه چینی را به جای قطعه فرانسوی قالب می کند. • پلیسی که یادش می رود فلسفه وجودیش افزایش آرامش در جامعه است. • راننده ای که تخلف، دور از چشمهای پلیس را زرنگی می داند. • خبرنگاری که برای خوشایند فلان جناح، دروغ پردازی می کند. • بقالی که تاریخ انقضای اجناسش را با آستون پاک می کند. • فعال سیاسی که هم و غمش رد دستاوردهای جناح مقابل است. • معلمی که توجیه کم کاریش را حقوق پایین می داند. • آشپزی که با پوست مرغ چرخ شده، سویا و نان خشک برایمان کباب کوبیده می پزد. • کارگردانی که با هدف فروش بیشتر، فیلمهای سطحی، مبتذل و بی ارزش می سازد. • کارمندی که بود و نبودش تفاوتی ندارد؛ چه بسا نبودنش، به نفع کشور باشد. • تلویزیونی که شعور مردم را نادیده می انگارد. • بساز بفروشی که به جای آرماتور ۱۶ از ۱۴ استفاده می کند. • مدیری که همزمان، چند پُست دارد. • نانوایی که نان بدون کنجد نمی فروشد. • نماینده مجلسی که دغدغه اصلیش رای آوری مجدد است و منافع حوزه انتخابیش را فدای منافع ملی می کند. • دانشجویی که تحقیق و پایان نامه می خرد. • هنرپیشه یا فوتبالیستی که برای جلب توجه و افزایش فالور، از اموری که آگاه نیست، آگاهمان می کند! • بنگاه مسکنی که برای جوش دادن معامله از هیچ دروغی فروگذار نمی کند. • و... دردآور این است که این افراد در فضای مجازی پیرامون فساد، رانت، گرانی، بی عدالتی و... قلم فرسایی می کنند و پستهای روشنفکری را لایک می کنند. البته بدیهی است مسائل فوق، همگانی نیست و کم نیستند افرادی که به ایرانِ عزیز، ادای دِین می نمایند و قوام کشور به برکت حضور ایشان است. اما جای انکار هم نیست که بسیاری از ما فراموش کرده ایم سرنشینان یک کشتی هستیم که با آسیب به آن، همه در معرض غرق شدن قرار می گیریم. بسیاری از ما، در ولع منافع فردی، منافع جمعی کشورمان را نادیده می گیریم. پس لطفا غُر نزنیم. به جای اینکه بگوییم فلانی چه کرد و چه باید بکند؟ بگوییم خودمان چه کرده ایم و چه باید بکنیم؟ تا وقتی ایران را بر خودمان مقدم ندانیم، وضع همین است که می بینیم. از خودمان شروع کنیم. ایران، مظلومانه از کردار ما به تنگ آمده است. یادمان باشد: همه به ایرانِ عزیز بدهکاریم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴مشت آهنین کره ای ها ✍️امیرعباس زینت بخش 21 سال پیش دولت کره جنوبی تا مرز ورشکستگی جلو رفت. بحران مالی آسیا مثل ویروس تایلند، مالزی، سنگاپور و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا را در نوردیده و حالا به سئول رسیده بود. کره ای که در کتابها از آن به عنوان الگوی اقتصاد مقاومتی یاد می شود؛ همان اقتصادی که از یک مستعمره کوچک ژاپن، در نیمه دوم قرن بیستم با اصلاح هوشمندانه سیاست ها و انجام سرمایه گذاری سنگین روی آموزش، به تحول سریع و باورنکردنی دست یافته و خود را به یازدهمین اقتصاد دنیا تبدیل کرده، قطار پیشرفتش با سرعت خیره کننده ای در حرکت بود که سروکله این ویروس بحران مالی پیدا شد. کارخانه ها یکی پس از دیگری ورشکست شدند، بانک ها با حجم انبوهی از وام های سررسید گذشته مواجه شده و فروریختند، نقدینگی خشک شد، سرمایه گذاران خارجی نزدیک به 18 میلیارد دلار پول خود را از مملکت بیرون کشیدند و صدها هزار نفر شغل خود را از دست دادند. تنها چاره دولت، توسل به صندوق بین المللی پول (IMF) بود که نهایتا در دسامبر 1997 موفق به اخذ بزرگترین وام تاریخ به میزان 58 میلیارد دلارگردید. کره هم در مقابل، علاوه بر تعهد بازپرداخت، متعهد به آزاد سازی تجارت و حساب های سرمایه ای، اصلاح بازار کار، بازسازی حاکمیت شرکتی و... گردید. این خود یک بحران جدید قلمداد می شد بطوری که در میان ملت کره به بحران IMF معروف شده بود. دولت بدون اتلاف وقت به تامین مالی برای بازپرداخت وام مشغول شد و در تاریخ 5 ژانویه 1998 کمپینی را راه انداخت که یکی از بالاترین نمایش های وطن پرستی و از خود گذشتگی تاریخ محسوب می شود. در آن زمان تخمین زده می شد که خانوارها معادل حدود 20 میلیارد دلار طلا در قالب گردنبند، سکه، شمش، مدال و ...در خانه های خود نگهداری می کنند که به دلیل عشق زیاد به طلا غالبا دارای ارزشی فراتر از معادل پولی برای آنها بود. جالب اینجاست که 90 سال قبل آن؛ یعنی سال 1907 امپراطور کره به ژاپن 13 میلیون وُن بدهکار شد و برای بازپرداخت آن که معادل بودجه کل سال بود، مردها با ترک کردن سیگار و زنها با فروش طلا آلات خود، بدهی امپراطور خود را تسویه کردند! در سال 1998 طلا مجددا به کمک دولت کره آمد! قریب به 3.5 میلیون نفر یعنی ربع جمعیت کره داوطلبانه در کمپین کمک طلا به دولت شرکت کردند. صف های طولانی مردم شامل پیر و جوان، فقیر و غنی در انتظار رسیدن به مراکز اعانه طلا در پاسخ به درخواست دولت برای کمک به اقتصاد ملی تشکیل شد! روبان های زرد رنگ روی پیراهن مردم که در آن نوشته شده بود "بیایید با جمع کردن طلا بر بحران ارزی خارجی غلبه کنیم" دیده می شد. شرکت های بزرگ کره ای از سامسونگ گرفته تا هیوندای و دوو و سلبریتیها تمامی قوای بازاریابی خود را برای نشر این شعار بکار بستند. آقای لی جونگ بِئوم، ستاره آوازه دار جوان بیس بال، با آوردن 31.5 اونس طلا به ارزش 9هزار دلار که حاصل مدال های 5 سال فعالیت حرفه ایش بود، توجه بیشتر ملت کره را به این کمپین جلب کرد. به طور متوسط، هر فرد 65 گرم طلا معادل 640 دلار به ارزش همان زمان به دولت کمک کرد. ظرف کمتر از دو ماه، 226 تن طلا به ارزش 2.2 میلیارد دلار جمع آوری شد که تمامی آن ذوب و در قالب شمش به صندوق بین المللی پول تحویل داده شد. اگرچه این میزان بخشی از بدهی 58 میلیارد دلاری کره بود اما به خوبی نشان دهنده اتحاد و وطن پرستی ملی است که با حفظ همین روحیه کره توانست کل بدهی را تا ماه آگوست 2001 یعنی سه سال زودتر از سررسید تسویه نماید! مسلما کره با داشتن چنین مشت آهنینی؛ یعنی سرمایه اجتماعی قدرتمند اگر بارها و بارها مورد تهاجم بحران های مالی قرار بگیرد، مقتدرانه از پس تمامی آنها بر خواهد آمد! اقتصاد ایران برای چندمین بار دچار بحران ارزی شده است. هر چه رئیس جمهور، رئیس بانک مرکزی، سخنگوی دولت، وزیر اقتصاد و سایر مقامات به مردمی که از ترس کاهش ارزش دارایی های خود وارد بازار دلار شده اند، هشدار دادند، توصیه کردند که دلار نخرید، واکنش ها حرکت در مسیر عکس این هشدار ها، درخواست ها و توصیه ها بوده است! به نظر می رسد سنگ بنای موفقیت یک اقتصاد در مقابله با بحرانهای مالی و ارزی؛ داشتن سرمایه اجتماعی است و سنگ بنای سرمایه اجتماعی هم اعتماد است! تا زمانی که یک اقتصاد درگیر فساد بالا، واگذاری های غیر شفاف، حاکمیت شرکتی ضعیف، قوانین متناقض و دست و پاگیر راه اندازی کار و کسب بوده و مالکیت ها در آن مورد تهدید قرار گرفته و نتیجتا اعتمادی در کار نباشد، مردم بومی آن (چه برسد به سرمایه گذاران خارجی) کمتر حاضر به سرمایه گذاری و تولید خواهند شد و بالتبع تقاضا برای واحد پول ملی کم و قدرت آن در بازار ارزهای جهانی روز بروز ضعیف تر خواهد شد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

رابطه دوست و سلامتی انسان با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔳⭕️ برای شما که ضروری است قدرت پیش بینی دقیق و تحلیل اقتصادی عمیق داشته باشید ، پرمخاطب ترین تشکل اقتصادی ایران را حضورتان م
🔳⭕️ برای شما که ضروری است قدرت پیش بینی دقیق و تحلیل اقتصادی عمیق داشته باشید ، پرمخاطب ترین تشکل اقتصادی ایران را حضورتان معرفی میکنیم. https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg

چرا تصمیمات اشتباه می‌گیریم؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴جامعه‌ی زخم‌خورده‌ی اژدهای کومودو اژدهای کومودو یکی از درنده‌ترین حیوانات است.اگرچه او یک سوسمار بیشتر نیست . در یک تحقیقی در زیر میکروسکوپ در چنگال‌‌های یکی از آن‌ها پوست و استخوان ۱۹جانور مختلف مشاهده شده بود. البته اژدهای کومودو جثه‌ی چندان بزرگی ندارد. آرواره‌های او از بیش‌تر حیوانات درنده ضعیف‌تر است. و دست‌هایش قوت و توان نگه‌داشتن حیوانات درشت را ندارند. اما با اینحال شکارچی بسیار موفقی است و جانوارنی که در مسیرش قرار می‌گیرند٬ کم‌تر جان سالمی بدر می‌برند. اما چطور؟ اژدهای کومودو فقط یک یا دو بار طعمه‌ی خود را گاز می‌گیرد و سپس او را رها می‌کند. طعمه فرار می‌کند و با سرعت از صحنه دور می‌شود. شاید به خود می‌گوید که عجب قسر در رفته و جانش از چنگ این هیولا در امان مانده. اما رفته رفته بدنش سُست می‌شود٬ پاهایش کم‌ توان می‌گردند٬ قدم‌هایش سنگین می‌شوند٬ تلخی عجیبی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد٬ آهسته بر روی زمین می‌نشیند٬ ساکت٬ منفعل٬ بی‌رمق. نگاهش مات و خیره می‌گردد. شبح اژدهای کومودو را می‌بیند که از دور آهسته آهسته ظاهر می‌شود٬ با قدم‌های سنگین آرام آرام به سمت او می‌آید٬ با زبانش رد خون او را بر روی زمین دنبال می‌کند و قدم‌ به قدم، نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شود. اما حیوان زخمی هیچ انگیزه‌ای برای مبارزه یا فرار در خود نمی‌بیند. یاس و انفعال و ضعف و تلخی تمام وجودش را گرفته. اژدهای کومودو در همان رویارویی اول «زهر»ی را در وجود او تزریق کرده که نه‌تنها مانع بسته شدن زخم‌‌هایش شده که قوت و انگیزه‌ی مبارزه برای زندگی را نیز از او ربوده است. او تنها خیره به هیولا می‌نگرد و جز تسلیم شدن در برابر شکست و مرگ چاره‌ای ندارد. امروز جامعه‌ی ما وضعیت مشابهی با طعمه‌ی اژدهای کومودو دارد. درندگان خارجی و افراطیون داخلی -اگر چه توان یا تمایل رویارویی مستقیم را ندارند- اما از هر سو احاطه‌‌مان کرده‌اند و هر از گاهی نیشی بر گوشت‌مان فرو می‌کنند و زهر «یاس»ی در جان‌مان می‌ریزند و سپس آرام رد زخم‌هایمان را دنبال می‌کنند تا آن‌جایی که دیگر رمقی در جان‌مان باقی نمانده باشد و طعمه‌ی آسان و بی‌آزاری برایشان شده باشیم. درندگان خارجی می‌کوشند تا با تحریم‌های اقتصادی و جنگ‌های نیابتی و تفرقه‌افکنی‌های قومی و بدعهدی‌های حقوقی و هجمه‌های رسانه‌ای و بمباران تبلیغاتی و سیاه‌نمایی‌های شبانه‌روزی٬ جامعه‌ی ایران را نسبت به هرگونه چشم‌اندازِ «ثبات» و بهبود وضعیت‌ اقتصادی و احساس امنیت و آرامش روانی و عادی‌ شدن شرایط‌ زندگی دل‌سرد و مایوس کنند. سخن‌گویان فارسی‌زبان‌ آن‌ها نیز سعی دارند تا با واژه‌سازی‌های مغرضانه و تحقیرآمیز و جایگزین کردن واژه‌ی «اصلاح‌طلبی»‌ با «استمرارطلبی» جامعه را از هرگونه انگیزه‌ی حرکت و سازندگی پشیمان سازند و در برابر هجمه‌ها و تجاوزهای خارجی تسلیم و منفعل‌اش کنند. از سوی دیگر٬ جریان‌های افراطی داخلی از تمام ابزارهای قانونی و فراقانونی خود استفاده می‌کنند تا با ایجاد فضای تنش و خفقان و مسدود کردن جریان آزاد اطلاعات و محدود ساختن آزادی‌های اجتماعی و برگزاری نمایش‌های نمادین خشونت و انواع و اقسام مانع‌تراشی‌های دیگر در برابر مطالبات اصلاح‌طلبانه‌ی جامعه٬ به افکار عمومی چنین تلقین کنند که هر قدمی که بردارند دو قدم به عقب خواهند رفت و راهی جز انفعال و تسلیم در برابر قدرت آن‌ها ندارند. ما امروز «زخم‌خورده» و «زهرخورده»ی اژدهاهای کومودو هستیم و تلخی یأس و ناامیدی در رگ‌هایمان جاری شده و پاهایمان از حرکت سست گشته و دشمنان‌مان رد خون‌مان را گرفته‌اند و آهسته آهسته نزدیک می‌شوند. امروز اگر روح اعتدال و عقل‌گرایی و سازندگی و امیدواری را در خود زنده نکنیم و زخم‌هایمان را با اراده‌ی جمعی درمان نکنیم و زهر یأس و بدبینی را از رگ‌هایمان خارج نسازیم و با اراده روی پاهایمان نایستیم و با صلابت به حرکت درنیاییم٬ روزی مات و خیره چشم به هیولایی خواهیم دوخت که زیادی نزدیک شده و توان و انگیزه‌ای برای دفع او باقی نمانده است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 داستان زیبای آموزنده 📖فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه ، یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد . دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه : من دکتر واقعی نیستم ! شما این پول رو بگیر بی خیال شو ! بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه ؟! مریض یقه ی بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه بازرس میگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلابی شکایت کنی !! مریض لبخند تلخی میزنه و میگه : اتفاقأ من هم مريض نيستم اومدم كه چند روز استراحت استعلاجی بگيرم برای مرخصی محل كارم و این است حکایت ما در جامعه ؟!! ‌ قصه ها برای "بیدار کردن" ما نوشته شدند ؛ اما تمام عمر ما برای "خوابیدن" از آن ها استفاده کردیم ...! جمع مدیران نامدار ایران telegram.me/excellentmanagers

🔴 "مدیران سازمان را از درون سازمان انتخاب کنیم یا از بیرون؟" 🎯ما در سازمان دو دسته مدیر داریم یا میتوانیم داشته باشیم؛ یک، مدیرانی که از درون سازمان رشد کرده اند، سلسله مراتب را طی کرده اند و مدیر شده اند و دو، مدیرانی که از بیرون دعوت میشوند و به استخدام سازمان در می آیند تا مستقیما مسئولیتهای مدیریتی را بر عهده بگیرند. مدیران بیرونی با خودشان ایده های جدید می آورند، نسبت به گذشته سازمان تعصب کور ندارند، چیزهایی را میبینند که درونی ها به دلیل عادت زدگی و روزمرگی، آنها را نمیبینند، میتوانند ساختارشکنی کنند، نسبت به اعضای سازمان پیشداوری ندارند و بالاخره، انگیزه زیادی دارند تا در همان هفته ها و ماه های اول، خودشان را اثبات کنند و در نقش منجی سازمان، مورد تحسین و تأیید قرار بگیرند. 🎯علیرغم همه این امتیازات، تحقیقات زیادی انجام شده که حاکی از آن است که مدیران درون سازمانی، اگر درست انتخاب شوند، موفق تر از بیرونی ها خواهند بود. وقتی مدیران را از درون سازمان انتخاب میکنیم آنها: 1️⃣فرهنگ و مناسبات و ارتباطات را میشناسند. 2️⃣با اهداف و برنامه ها آشنا هستند و تا حدود زیادی به آنها ملتزم و متعهد میباشند و از صفر شروع نمیکنند. 3️⃣نسبت به سازمان تعصب دارند و در قبال سرنوشت آن، احساس مسئولیت میکنند. 4️⃣به سایر کارکنان پیام میدهند که اگر آنها هم خوب کار کنند و شایسته باشند، میتوانند رشد کنند، ارتقا یابند و مدیر شوند، لذا خروج از خدمت کارکنان شایسته کاهش می یابد و روحیه کارکنان تقویت میشود. 5️⃣شایسته هستند؛ زیرا بعد از سالها کار در سازمان، ما آنها و قابلیتهایشان را دقیقتر میشناسیم، لذا انتخاب آنها با ریسک کمتر و اطمینان بیشتری انجام میشود. 6️⃣برای شروع کار در مسئولیتهای جدید خود، نیاز کمتری به آموزش و توجیه دارند. این نوع انتصاب با چند ریسک جدی هم مواجه است که باید مراقب آنها بود مانند: 🔘مشکل بروز حسادت و رقابتهای داخلی منفی و مشکل توجیه و حفظ روحیه کسانی که در رقابتهای داخلی برای ارتقاء برنده نمیشوند. 🔘غیر منعطف شدن سازمان از نظر فرهنگی و مقاومت آن در قبال تغییراتی که منشاء بیرونی دارند. 🔘محدودیت در ورود افکار و ایده های جدید 📢پیشنهاد میشود از ترکیبی از مدیران درونی و بیرونی بهره ببرید البته با تأکید بر سهم بیشتر مدیران درونی دکتر بهزاد ابوالعلایی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers