fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 290 مشترک است و جایگاه 2 268 را در دسته تجارت و رتبه 12 912 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 290 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 19 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -112 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -5 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 25.67% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 9.41% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 7 007 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 568 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 20 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 290
مشترکین
-524 ساعت
-427 روز
-11230 روز
آرشیو پست ها
آنچه این روزها چشمها را خیره نموده و ساعت به ساعت و لحظه به لحظه در سقوط ارزش پول ملی شاهد هستیم، به دلار و طلا و سهام ختم نخ
آنچه این روزها چشمها را خیره نموده و ساعت به ساعت و لحظه به لحظه در سقوط ارزش پول ملی شاهد هستیم، به دلار و طلا و سهام ختم نخواهد شد. متاسفانه اینها نشانه ای از یک سونامی تورمی است که در راه داریم به نظر من هیچیک از روشهایی که دولت گمان میکند امکان فروکش نمودن این آتش زبانه کشیده شده را فراهم میکند با شرایط حاضر و در کوتاه مدت وجود ندارد و مهمترین راز آن رشد اقتصادی منفی در کشور است و این چیزی است که باید روی آن متمرکز شویم سه سال بسیار سخت در پیش داریم این موضوع مصاحبه ای است که با روزنامه جهان صنعت داشته ام و امروز بعنوان سرمقاله به چاپ رسیده است /#حامد_پاک_طینت https://jahanesanat.ir/?p=85911 مطالعه این سرمقاله را به اعضای محترم توصیه داریم مجمع فعالان اقتصادی @Iran_economy_online صفحه اینستاگرام https://instagram.com/iran_economy_online

🔴کمیسیون فرهنگی را تعطیل کنید، وقتی کتاب نمی‌خوانند و فیلم نمی‌بییند! ✍️مصطفی داننده 📌 خبرنگار روزنامه فرهیختگان از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس پرسیده که آخرین فیلم و کتابی که دیده و خوانده‌اند چه بوده است؟ 📌یکی گفته که به زور وارد کمیسیون فرهنگی‌اش کرده‌اند و او دوست دارد به کمیسیون انرژی برود. آن یکی گفته که به جای فیلم اخبار گوش می‌دهد و « به وقت شام» آخرین فیلمی بوده که یک عضو کمیسیون فرهنگی دیده است. 📌دیگر عضو کمیسیون فرهنگی گفته است:« همین چند ساعت پیش قرآن خواندم و خیلی اهل کتاب‌های اینجوری نیستم. بیشتر قرآن میخوانم. روز گذشته کتاب قانون بودجه ۹۹ را هم مطالعه کردم.» وقتی کتاب نمی‌خوانند و فیلم نمی‌بییند؛ کمیسیون فرهنگی را تعطیل کنید! 📌نماینده محترم دیگری در مورد آخرین کتابی که خوانده است می‌گوید:« یک کتاب در مورد شهید سلیمانی تورق کردم. یک کتاب هم در مورد حوزه انتخابیه‌ام بوده است.» 📌بعد از دیدن این پاسخ‌ها و زمانی که نمایندگان محترم برای کتاب خواندن و فیلم دیدن می‌گذارند، پیشنهادی به ذهنم خطور کرد و آنهم اینکه کمیسیون فرهنگی را تعطیل کنیم! 📌وظیفه کمیسیون فرهنگی به صورت تخصصی تبیین و نظر دادن قوانین مرتبط با کتاب، فیلم، موسیقی و ... است. وقتی اعضای این کمیسیون فیلم نمی‌بینند، دیگر چه انتظاری از دیگران. 📌خبرنگار محترم در مورد موسیقی سوال نکرده است که اگر می‌کرد احتمالا با این پاسخ مواجه می‌شد که آخرین موسیقی که شنیده‌ام «بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند» بیژن خاوری است. 📌عمر نمایندگی این نمایندگان به دو ماه نرسیده است و نمی‌توانند وقت نداشتند را بهانه نخواندن و ندیدن کنند. شاید بهتر است وقتی را که در تلگرام و توییتر فیلتر شده می‌گذرانند، به خواندن کتاب و دیدن اختصاص دهند و تا بتوانند در مورد آنها نظر بدهند و قانون تصویب کنند. 📌همین کتاب نخواندن‌ها و فیلم ندیدن‌ها باعث می‌شود که نماینده‌ای در جایگاه هیات رییسه مجلس نتواند موزه لوور را «لووُر، لووِر، لووووور و لوبر» تلفظ کند. یا عضو شورای شهری، ونیز را شهری در سوییس یا سوئد بخواند. 📌شاید برای یک کارگر ساختمانی نخواندن کتاب، عیب نباشد که هست اما کتاب نخواندن نمایندگان مجلس زشت است. فیلم ندیدن آنها زشت است. 📌مسؤولان کشور در هر رده‌ای باید بیشتر از مردم عادی بخوانند، ببیند و بشنوند. امروز مردم به ویژه نسل جوان در دریایی اطلاعات غوطه ور هستند و گام‌های بلندی را به سوی کسب دانش و فضیلت برداشته‌اند. نمی‌شود کسی که وظیفه اداره کشور را به عهده دارد از نظر اطلاعات از مردم خود عقب باشد. 📌دیدن، شنیدن و خواندن نگاه جدیدی را به آدم اضافه می‌کند. انسان بدون اینکه سفر برود با فرهنگ و سبک زندگی مردم جهان آشنا می‌شود. کتاب خواندن به دانایی آدم کمک می‌کند. نخواندن، ندیدن و نشنیدن آدمی را تبدیل به یک انسان تک بعدی می‌کند و که فقط دنیا را از یک زاویه می‌بیند. زوایه‌ای که فکر می‌کند درست‌ترین تصور دنیاست. 📌اداره کشور، مائده آسمانی نیست که به یک انسان برسد و او با خوردن آن بتواند به همه امور مسلط باشد. تنها راه، خواندن و استفاده از تجریبات دیگران است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 ‍ زندگی باید کرد خبرها را که مرور میکنی، چیزی برای دلخوشی نیست. کرونا، آتش‌‌سوزی، بی‌خانمانی، زندان، ترور، مرگ، خشکسالی، تخریب محیط زیست، داسی که بر گلو می‌تازد، کودکی که در زباله سرگردان است، عمری که به تاراج می‌رود، خنده پسته‌وار از شوربختی روزگار و گریه بر این‌همه درد. نکبت، این‌روزها جهانی شده است، با این همه، غم در این فلات غم، انگار به‌خاطر دیرینگی‌اش، لحظه به لحظه، به من نوعی ایرانی؛ پوزخند می‌زند. من به‌مثابه انسان و من به مثابه ایرانی دلایل خوبی دارم که بابت خیلی چیزها بگویم گرفتار نکبت‌ و فلاکت و غم‌ام اما شیرینی زندگی شاید این باشد که بابت خیلی چیزها هم می‌توانم به زندگی ادامه دهم. ماهیت خبر این است که از نداشته‌ها و حادثه‌ها و ترس‌ها روایت کند و فی‌المثل نگوید مردی یا زنی، امروز از لبخند کودکش، از ته دل خندید، سگی با شعف توله‌‌اش را لیسید. دخترکی موهای خود را جلوی آیینه آراست، بوی گل فضای خانه‌ای را عطرآگین کرد، نویسنده‌ای چیزی نوشت که خودش هم با آن، حال کرد، پرنده ای کرم چاق و‌چله‌‌ای یافت و به لانه‌اش برد یا میلیونها ‌ انسان آنقدر زندگی را بر مرگ ارجح دانستند که ماسک زدند. خبر همین است، خبر به ما یاد داده‌است که از آنچه درست در کنار ماست یا آنچه در آغوش داریم، چشم برگیریم و برای هرچه آوارمان می‌کند، له له بزنیم. خبر یادمان نمی‌دهد که اگر مصیبت و‌نکبتی هم هست که هست، برای عبور یا تحملش، خبری هم از داشتن‌ها هم لازم داریم. گاهی، هم باید بدانی که هیچ‌کس در کشور و جهان، دغدغه‌ات را ندارد و هم، باید بدانی چقدر برای اینکه خودت به خودت کمک کنی که باید ادامه دهی، کافی هستی. من، میان همه چیزهایی که با قدرت و استمرارش به من می‌گوید :« از دست داده‌ای» آن صدای نجاتبخشی را برمی‌گزینم که یادم می‌اندازد چه‌ها دارم و‌نه حتا چه‌ها بدست آورده یا خواهم آورد. خیام می‌گوید:«انگار که نیستی چو هستی خوش باش» من آنهایی را که دوستشان دارم، آنهایی که هنوز در این جهانی که راحت «می‌گیرد»، هنوز دارم، در ذهنم شمارش می‌کنم و می‌گویم:« انگار که نیستند، چو‌ هستند، خوش باش». با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

داشتن درآمد ارزی یکی از اهداف هر کسب و کاری میتونه باشه و طبعا استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان هم از این قاعده مستثنی نیستن
داشتن درآمد ارزی یکی از اهداف هر کسب و کاری میتونه باشه و طبعا استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان هم از این قاعده مستثنی نیستند. اما فکر نکردن به یک بازار غیر از ایران و طراحی خدمات و محصولاتمون صرفا مبتنی بر بازار داخل باعث شده کمتر شاهد اخباری از این جنس باشیم که فلان استارتاپ رفت در بازار منطقه و شونه به شونه کریم (سرویس تاکسی اینترنتی اماراتی) داره فعالیت میکنه و تراکنش داره. نشستیم و گفتیم خب همین محصول ما در ایران جواب داده پس در قطر هم میشه، امارات و عراق هم جواب میگیریم. اما شاید اینطور نباشه و ما بدرستی نیاز ها و فرصت هارو شناسایی نکردیم. شاید استارتاپ ما اصلا نیاز یک بازار بین المللی نباشه و شایستگی های لازم برای چنین حضوری رو نداشته باشه. پیشنهاد میکنیم برای اینکه درباره بازار عراق ذهنیت درستی نسبت به تمامی این مسائل پیدا کنید شرکت در این برنامه رو از دست ندید. ثبت نام: @Gkarkhone حامی رویداد : ۱۰۰استارت‌آپ، پلتفرم سرمایه‌گذاری بذری @ir100startups ✅ @karkhone

#تبلیغات

🔴 ایرانیان؛ ملت همیشه در آستانه! ✍️ دکتر امیر ناظمی اخیرا در نظرسنجی «شبکه توسعه» در خصوص تصور ایرانیان از ده سال آینده‌شان پرسش شده است؛ و ۹۰۸۱ نفر در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند. از میان آنان ۲۹٪ باور دارند که وضعیت‌شان بهتر می‌شود و ۱۸٪ گفته‌اند بدتر؛ خب ممکن است این سوال را بپرسید که بقیه چه گفتند؟ بقیه یعنی ۵۳٪ گفته‌اند نمی‌دانم! یعنی بیش از نیمی از آنان در حقیقت گفته‌اند: «صبر کن ببینیم چه می‌شود!» تمامی آن‌ها یعنی در وضعیت عدم‌قطعیت ایستاده‌اند؛ جایی که نمی‌دانند چه می‌شود؛ جایی که آینده برایشان پیش‌بینی‌پذیر نیست! این جمله برای شما آشنا نیست؟ «صبر کن ببینیم چه می‌شود!» این جمله‌ این چند دهه زندگی همه ما بوده است. هنوز برخی از افراد که در فکر مهاجرت هستند یا کسانی که می‌خواهند روی ایده‌هایشان سرمایه‌گذاری کنند؛ می‌رسند به همین جمله‌: «صبر کن ببینیم چه می‌شود»! مشکل آن است که هیچ‌وقت هم هیچ چیز قطعی نمی‌شود! نه ما آنقدر خوشبخت می‌شویم که منتظرش هستیم؛ و نه آن‌قدر بدبخت که اصلا نشود کاری کرد! مشکل آن است که ما همیشه در آستانه‌ ایم! ما همان‌قدر که در آستانه‌ توسعه‌ی اقتصادی هستیم، در آستانه‌ رکود هم هستیم! همان‌قدر که در آستانه‌ یک جهش بزرگ؛ در آستانه‌ یک جنگ بزرگ! ما همان‌قدر که در آستانه‌ پیوستن به جهان هستیم، در آستانه‌ گسستن از جهان هم هستیم! ما اصولا همیشه در آستانه‌ هرچیزی هستیم! ما همیشه در آستانه زندگی می‌کنیم! بالاخره تکلیف ما معلوم نمی شود! ⭕️ عدم‌قطعیت چرا آزار دهنده است؟ عدم‌قطعیت یعنی ایستادن در جایی که نمی‌دانیم چه می‌شود! ممکن است شما فکر کنید آینده بهتر یا بدتر می‌شود. پیش‌بینی‌ناپذیری یعنی زیستن در شرایطی که می‌تواند به هر چیزی ختم شود؛ و عدم‌قطعیت یعنی احتمال اینکه چه خواهد شد نیز مشخص نیست! اما واقعیت زندگی آن است که در زندگی، شما برای به دست آوردن هرچیزی نیاز به سرمایه‌گذاری دارید؛ یا دارایی‌هایتان سرمایه شماست یا ایده و زمانی که می‌گذارید. اما هر سرمایه‌گذاری، یعنی هزینه کردن در امروز به امید بازگشت بیشتر در آینده. حالا می خواهد پول تان را سرمایه گذاری کنید یا اعتبارتان را یا زمان تان را. به همین دلیل است که سرمایه‌گذاری همیشه بر پایه‌ برآورد ما از آینده است؛ و ما که همیشه در آستانه زندگی می‌کنیم!، چگونه می‌توانیم آینده را پیش‌بینی می‌کنیم؛ وقتی هیچ چیز پیش‌بینی‌پذیر نیست. انگار تمامی آن‌ها که نمی‌دانند وضع‌شان از هر دوگروهی که بدبین یا خوش‌بین به آینده هستند بدتر است. آن‌ها به دلیل همین ندانستن‌شان در وضعیت چیزی مثل فلج شدن هستند؛ آن‌ها نه پای رفتن دارند نه دل امید بستن! مطالعات مختلف نشان می‌دهد: پیش‌بینی‌ناپذیری و عدم‌قطعیت در زندگی فردی منجر به افزایش تشویش و به دنبال آن افزایش نفرت افراد به همدیگر می‌شود. وقتی شما نمی‌توانید مثلا همسرتان را پیش‌بینی کنید؛ از او می‌ترسید و به همین ترتیب اگر در جامعه‌ای پیش‌بینی‌ناپذیری افزایش یابد یعنی افراد هراس جمعی می‌یابند و گاه به نفرت از پیش‌بینی‌ناپذیر زندگی خود می‌رسند. وقتی در سطح ملی تا این اندازه پیش‌بینی‌ناپذیر باشیم، یعنی سرمایه‌گذاری از یک تصمیم‌گیری منطقی به یک قمار تبدیل شده است. یعنی دل بسته‌ایم به شگفتی‌سازها! رونق سوداگری به جای سرمایه گذاری ریشه دار در ایران معاصر نشانه همین بیماری ملت همیشه در آستانه است! البته برای گریز از بیماری «همیشه در آستانه»، بیش از هر چیزی نیاز داریم به پیش‌بینی‌پذیری در سطح ملی و سیاست‌هایی که ثبات را می‌آورند. برای توسعه یافتن باید در سطح ملی پیش‌بینی‌پذیر شویم. تنها آن کشورهایی که برای مردم خود و جهان پیش‌بینی‌پذیر هستند؛ می‌توانند سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی را جذب نمایند؛ باید تکلیف را روشن کرد. تصمیم‌های سخت گرفت و از آن‌جا به بعد دیگر پیش‌بینی‌پذیرتر شد. توسعه، امنیت می‌خواهد، امنیت، یعنی پیش‌بینی پذیری و پیش بینی پذیری در گرو سیاست.های روشن و ثبات آفرین است. حداقل ۵۳% از جامعه همچنان منتظرند بییند چه می‌شود! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 شیوه های متفاوت آشنایی روشنفکران ایرانی و روشنفکران ژاپنی و کره ای با غرب و تاثیر آن بر روند صنعتی شدن این کشورها ↩️ خودزنی بدتر از این نمی شد که روشنفکران ایران قلب توسعه و شهرنشینی کشورشان را « تهران مخوف» بخوانند! ✍️رامین البرزی (پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی و علم سیاست): 🔆 تاریخ صنعتی شدن کشورهای توسعه یافته، خصوصا شرق آسیا، همچون ژاپن و کره‌جنوبی، همبستگی بسیار بالای برنامه‌های دولتی با نظام فکری روشنفکران و آکادمیسین‌های آن کشورها را حکایت می‌کند. در ایران اما، هم‌زمان با رخدادهای پس از شهریور ۱۳۲۰ و باز شدن فضای سیاسی و فکری کشور، ذهنیت روشنفکر ایرانی چرخشی عمیق را تجربه کرد و دغدغه دولت‌سازی و توسعه روشنفکران عصر مشروطه، به دغدغه دولت‌ستیزی و آرمان‌های رمانتیک ضد توسعه فرو غلتید. 🔆 این نگاه ضد مدرن، از ادبیات و رمان گرفته تا شعر و سینما و صنعت را تحت تاثیر قرار داد. در رمان ایرانی، تهران شهری هراس‌آور بود، شهری پر از روسپیان، جانیان، تبهکاران و افراد حاشیه اجتماع. همین که نام یکی از اولین و دست‌ بر قضا مهمترین رمان‌های ایرانی «تهران مخوف» نام داشت، خود گویای نگاه ادبیات مدرن ایران به شهر و خاصه تهران به عنوان نماد شهریت ایرانی بود. این برخورد عمیقا متفاوت روشنفکران شرق آسیا و ایران در مقابل مدرنیسم شهری و صنعتی‌سازی دو دلیل عمده داشت؛ یکی ماهیت متفاوت دولت و دوم، ماهیت متفاوت روشنفکران: 🔆 اگرچه به حاشیه رفتن روشنفکران توسعه ستیز در ژاپن و کره جنوبی و به مرکز آمدن روشنفکران چپ و صنعت ستیز در ایران، هر یک به شیوه ای بر فرایند توسعه صنعتی تاثیر داشته است، اما یکی دیگر از عومل موثر و کمتر بررسی شده اساسا مبانی و مجاری متفاوت اشنایی روشنفکران ایرانی و شرق آسیا با غرب است 🔆 به عنوان مثال اگرچه هر دو کشور ایران و ژاپن از نظر زمانی در یک زمان یعنی اوائل قرن نوزدهم میلادی، آشنایی گسترده با غرب پیدا کردند اما این آشنایی از دو مجرای کاملا متفاوت صورت گرفت. در ژاپن، آشنایی با غرب از طریق تجارت گسترده با ‌آمریکا صورت گرفت و در ایران پس از شکست از روسیه در قفقاز و از طریق روشنفکران عمدتا قفقازنشین. 🔆 آشنایی ژاپنی‌ها از طریق مراوده تجاری بود و آغاز آشنایی ایرانیان از طریق تحقیر شدن در جنگ. ژاپنی‌ها با اولین کشور غربی که آشنا شدند آمریکا و زبان انگلیسی بود و ایرانیان عمده تجربه خود را از آشنایی با غرب، از جامعه و زبان فرانسه برگرفتند. 🔆 آشنایی روشنفکران ایرانی با جوامع اروپایی درست در میانه‌های قرن نوزدهم صورت گرفت که اروپا خود دچار بحران‌های عمیق معرفتی و سیاسی بود. در همان دوره خاصه در اروپای قاره‌ای (آلمان و فرانسه) رُمانتیسیسزم و جریان‌های ضد مدرن در حال نظج گرفتن بودند. این آشنایی نصف و نیمه با بحران‌های جوامع اروپایی و ندیدن گذشته آنها و تاریخ شکل‌گیری نهادهای مدرن چون دولت و اهمیت اجتماعی آن، باعث شد اساسا روشنفکری با مفاهیمی چون ضد سیستم بودن و ضد دولت بودن عجین شود 🔆در حالیکه آشنایی ژاپنی‌ها با جهان مدرن از طریق دُوَل انگلوساکسون (آمریکا و انگلیس) که بحران‌های مدرنیته در آن جوامع به مراتب کمتر نسبت به جوامع اروپای قاره‌ای تاثیرگذار بود باعث شد که روشنفکر شرق ‌آسیا خصلتی بیشتر ایجابی، دولت‌گرا و مدرنیست داشته باشد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

📣 این بار در ایران، همگام با آموزشهای بین المللی با تجربیات موفق " دوره چهارم تربیت کوچ حرفه ای، ویژه مدیران، شاغلین حوزه من
📣 این بار در ایران، همگام با آموزشهای بین المللی با تجربیات موفق " دوره چهارم تربیت کوچ حرفه ای، ویژه مدیران، شاغلین حوزه منابع انسانی و علاقه مندان به مبحث کوچینگ" ▪️در سطح ACTP ▫️در 7 ماژول آموزشی به مدت 8 ماه ▪️پشتیبانی کامل در طول آموزش توسط تیم آموزشی ▫️آمادگی برای آزمون جهانی CKA ▪️منتورینگ گروهی/فردی ▫️شروع از 24 تیرماه ✅ تاییدیه انجمن فرانسوی استانداردسازی Afnor ✅ تاییدیه کیفیت Qfor در صنعت آموزش و مشاوره بلژیک برای کسب اطلاعات و ثبت‌نام با ما در ارتباط باشید 09021717495 09021717496 وبسایت: www.coachingways.ir اینستاگرام: https://www.instagram.com/coachingwaysiran/ لینکدین: https://www.linkedin.com/school/coaching-ways-iran-coaching-school/

#تبلیغات

🔴دایره_شایستگی ! 🔘 این عبارت جالب را وارن بافت استفاده می‌کند. داخل این دایره توانایی‌هایی هستند که در آن‌ها مهارت زیادی دارید. بیرون از آن، مسائلی هستند که یا فقط بخشی از آن‌ها را متوجه می‌شوید یا اصلا چیزی از آن‌ها نمی‌دانید. ✅ شعار وارن بافت در زندگی این است: دایره‌ شایستگی‌تان را بشناسید و به آن پای‌بند بمانید. اندازه‌ این دایره اهمیت زیادی ندارد. اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است. تام واتسون، موسس_شرکت_آی_بی_ام ، در مورد خودش می‌گوید: من نابغه نیستم. در بعضی موارد شایستگی دارم؛ اما خودم را اطراف آن موارد نگه می‌دارم. 🔘 تمرکز روی دایره‌ شایستگی‌تان، علاوه بر مزایای مادی، برای شما مسائل احساسی خوبی هم به‌دنبال خواهد داشت. احساس ارزشمند استادی، احساس خوبی است که کارایی شما را نیز بالا خواهد برد و هم‌چنین دردسرهای تصمیم‌گیری در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت را از بین خواهد برد. 🔘 در دایره‌ شایستگی است که صرفه‌جویی خوبی نسبت به دیگران، در زمان دارید. در این دایره است که کمتر اسیر توهم و اشتباه می‌شوید. به‌علاوه ریسک‌پذیری شما در این محدوده بهتر انجام خواهد شد، زیرا اطلاعات کافی از اوضاع دارید و می‌توانید پیش‌بینی کنید که تقریبا قرار است چه اتفاقی بیفتد. 🔚 نتیجه اینکه خودتان را بابت نقطه‌ ضعف‌های‌تان سرزنش نکنید. اگر دست و پا چلفتی هستید، یادگرفتن رقص باله را فراموش کنید! اگر ملاقات با عمه‌تان برای‌تان سخت است، فکر بازکردن رستوران را از سرتان بیرون کنید! 🔘 اینکه در چند حوزه متوسط یا زیرمتوسط هستید، اصلا اهمیتی ندارد. مهم اینست که حداقل در یک حوزه بسیار بالاتر از میانگین و در حالت ایده‌آل بهترین باشید. به‌محض رسیدن به این مهم، سنگ‌بنای محکمی برای زندگی خوب خواهید داشت. هرساعتی که روی دایره‌ شایستگی خود وقت بگذارید، معادل هزاران ساعتی که در جاهای دیگر صرف کنید، ارزش دارد. 📖 هنر خوب‌زندگی‌کردن 👤 رولف دوبلی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 دستور می‌دهم، ارزان شوند! ✍️مصطفی داننده 📌ستاد ملی مقابله با کرونا به ریاست رییس جمهور روحانی تصویب کرد که اجاره‌بها در تهران می‌تواند حداکثر 25 درصد و در کلان‌شهرها و سایر شهرها به ترتیب 20 و 15 درصد افزایش پیدا کند. 📌خدا را شکر که مشکل اجاره نشین‌ها حل شد. دیگر هیچ صاحب‌خانه‌ای بیشتر از 25 درصد روی اجاره خود نمی‌کشد. واقها چرا ما فکر می‌کنیم حل مشکلات کشور سخت است. دیدید جلسه‌ای برگزار شد، دستوری صادر و مسئله حل شد. دیدید این همه اخم و تَخم و اولدرم بُلدرم نداشت. 📌انشالله در جلسه بعدی هم در مورد قمیت دلار، خودرو، مرغ، گوشت، بنزین، وسائل برقی و ... تصمیم گرفته و دستور می‌دهند و تمام. یکی، دو جلسه دیگر هم گرانی و تورم به آخر خط خود می‌رسیند و مشکلات ما حل می‌شود و همه چیز گل و بلبل می‌شود و مثل سریال‌های تلویزیون همه شاد می‌شویم و خوشحال! 📌واقعا ما را گرفته‌اید؟ کدام مشکل اقتصادی کشور با این نوع دستورها حل شده است که اجاره مسکن حل شود؟ اگر قرار بود با دستور اقتصاد ایران، سروسامان بگیرد که الان دلار به جای 19 هزار تومان، 4 هزار و 500 هزار تومان بود. 📌کاش کسی پیدا می‌شد و چندماه بعد از این دستور، پیمایشی انجام می‌داد و می‌دید چند درصد صاحب‌خانه به این دستورالعمل گردن نهاده‌اند و چند درصد از آن سرکشی کرده‌اند. 📌بهتر است به جای این تصمیم‌ها، تلاش کنیم تورم و گرانی را مدیریت کنیم تا قیمت‌ها خود به خود پایین بیاید. تا وقتی اقتصاد با کرشمه‌‌‌ای از دلار، رنگ عوض می‌کند، آش همان آش است، کاسه همان کاسه. 📌در جنوبی‌ترین نقاط پایتخت قیمت خانه‌های چندسال ساز به متری 10 میلیون رسیده است و این یعنی زندگی برای شهروندان هر روز سخت‌تر از قبل می‌شود. 📌این یعنی کسی که توان خرید خانه ندارد و مجبور است اجاره نشین‌ باشد باید تقریبا تمام درآمد خود را تقدیم صاحب‌خانه کند. این یعنی دیگر پولی برای زندگی کردن نمی‌ماند. منظورم از زندگی کردن، سفر رفتن، تفریح کردن، لباس خریدن، پارک رفتن، در رستوران عذا خوردن است. و گرنه صبح از خانه بیرون رفتن و شب به خانه برگشتن برای درآوردن یک لقمه نان که اسم‌ش زندگی نیست. دو شیفت کار کردن برای دادن اجاره خانه و سیر کردن شکم خانواده که اسم‌ش زندگی کردن نیست. 📌وضعیت زندگی خیلی از ما از درام به زکام رسیده است. متاسفانه خیلی از ما دوستانی هم نداریم که هرچه بخواهیم به نام‌مان بزنند یا کلا لواسان را پشت قباله رفاقتمان بیندازند. البته تقصیر ماست که از این رفیق‌ها نداریم و به کسی مربوط نیست. 📌القصه که با این دستورها کار درست نمی‌شود و تغییری در وضعیت اقتصادی مردم ایجاد نمی‌شود. اگر به فکر مردم هستید، طرح‌هایی در بیندازید که بار از دوش مردم بردارد و اجاره بدهد آنها نفس بکشند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

به مناسبت اولین سالگرد درگذشت، وزیر قدرتمند اقتصاد در دهه 40 ماجرای گزارش سناتور کندی که به برکناری تدریجی عالیخانی توسط شاه منجر شد. در آرشیو خاطرات سناتور کندی می‌خوانیم که می‌گوید گزارش‌ها از حضور برخی افراد ملی‌گرا در رأس اقتصاد حکایت دارد. شاه از این گزارش‌ها نگران شده بود که مبادا چنین افرادی جای او را بگیرند. از سویی دیگر عالیخانی به دلیل مقاومت در برابر خواسته‌های دربار مورد کینه شاه قرارگرفته بود یکی از ویژگی‌های مهم دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دهه ۱۳۴۰، استقلال عمل او در مقابل دربار و تاکید بیش از اندازه بر دیدگاه‌های کارشناسی بود تا جایی که به تدریج از چشم شاه و اطرافیان افتاد. دکتر علی اصغر سعیدی، پژوهشگر تاریخ صنعتی ایران، درباره عالیخانی می‌گوید: تدوین یک منشور سازمانی از مهم‌ترین اقدامات او و تیمش بود به طوری که حتی مجوز کارخانه سیمان در داخل محدوده شعاع ۱۲۰ متری تهران را به آقای معینیان به‌عنوان رئیس دفتر مخصوص شاه نداد. تا جایی که شاه گفته بود “این دراز به ما هم مجوز نمی‌دهد!” در موضوع اعطای مجوز مونتاژ خودرو «جیپ اخوان» نیز به شدت مخالفت کرد. بطوریکه نهایتا او را دور زدند و مجوز را مستقیما از شخص شاه گرفتند. علیخانی هم البته هیچ وقت به این قبیل افراد بها نمی‌داد. رضا نیازمند، معاون علینقی عالیخانی درباره استقلال او در تصمیم گیری ها حتی در مقابل شاه، این چنین می گوید: روزی عالیخانی وارد دربار شد و دید یکی از کارمندان وزارت از دربار خارج می‌شود، از او سوال کرد: برای چه به آنجا آمده‌ای؟ او پاسخ داده که برای گزارش دهی به شاه آمده است. فردای آن روز عالیخانی او را برکنار کرد، اما در جلسه بعدی وزیر اقتصاد با شاه، محمدرضا به شدت وی را مواخذه کرد که در این کشور مردم نمی توانند شخصا به شاه گزارش دهند، اما عالیخانی از تصمیمش بر نگشت! یکی از مسائل مهمی که باید مورد تحلیل قرار گیرد، نحوه برکناری او از وزارت اقتصاد و حذف تدریجی‌اش از نظام تصمیم‌گیری است. او در آن سال‌ها در کار خودش موفق شده و کارآمدی خود را ثابت کرده بود. در آرشیو خاطرات سناتور کندی می‌خوانیم که می‌گوید گزارش‌ها از حضور برخی افراد ملی‌گرا در رأس اقتصاد حکایت دارد. شاه از این گزارش‌ها نگران شده بود که مبادا چنین افرادی جای او را بگیرند. از سویی دیگر عالیخانی به دلیل مقاومت در برابر خواسته‌های دربار مورد کینه شاه قرارگرفته بود. این موارد سبب شد تا او به‌تدریج از وزارت اقتصاد حذف شود و مدت کوتاهی ریاست دانشگاه تهران را بر عهده گیرد. پس از برکناری از دانشگاه تهران هم دیگر هیچ پست دولتی به او ندادند اما کماکان جلسات خود را با همان تیم کارشناسی خود و فعالان صنعتی ادامه می‌داد و آن‌ها را راهنمایی می‌کرد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 آیا می دانستید که همین خودکار «بیک»، یکی از ۱۰۰ طرح پولساز قرن بیستم بود؟ ↙️ خودکار بیک فقط برای نوشتن مشق‌های طولانی و عذاب‌آور نبود، برای نامه‌های عاشقانه و مخفیانه هم بود! همه ما در زندگی با بیک سروکار داشتیم و از این قلم محبوب خاطره داریم ❄️ بیک در سال‌های اوج خود روزانه ۱۵ میلیون فروش داشت و تا پایان قرن بیستم نزدیک به ۱۰۰ میلیارد از این نوع خودکار به فروش رسید. ❄️ قلم‌های قبل از بیک دارای نوک بلبرینگی شکل بودند که باعث پخش شدن جوهر روی سطح و در نتیجه دیر خشک شدن آن می‌شد. ❄️ ابتدا برادران بایرو قلمی را ابداع کردند که قابل استفاده بر روی سطوح نرم بود. زود خشک می‌شد و می‌شد با آن حتی بر روی ورق روزنامه‌ها چیزی نوشت. ❄️ در ۱۹۴۳نیروی هوایی انگلستان نیاز به خودکاری داشت که جوهر آن در ارتفاعات کوهستانی و حتی داخل هواپیماهای جنگنده در آسمان نشت نکند. بنابراین شرکت بیک فرانسه طرح ساخت خودکار راحت، ارزان، یک بار مصرف و با استفاده از پلاستیک فشرده را ارائه کرد. ❄️ به دلیل هم‌زمان شدن با دوران جنگ، ابتدا بیک را خودکار اتمی نامیدند. خودکار بیک در دهه ۱۹۵۰ توانست کل بازار اروپا را تصرف کند. در ۱۹۵۶ وزارت آموزش فرانسه اجازه داد تا دانش‌آموزان به جای خودنویس از خودکار بیک استفاده کنند و این امر سبب گسترش یکباره مصرف بیک شد. ❄️ خودکار بیک در مراحل بعدی با طراحی متفاوت به سایر کشورها بویژه جوامع غیر اروپایی صادر شد. از جمله موارد تکامل آن می‌توان به تنوع رنگ‌ها و نیز تغییر در شکل ظاهر آن اشاره کرد. طراحی شش وجهی بدنه بیک کریستال باعث بهبود مصرف پلاستیک خام و همچنین کنترل دقیق‌تر خودکار در دست به هنگام نوشتن می‌شود. برای یکسان شدن فشار هوا در داخل و خارج بدنه، سوراخ کوچکی در بدنه خودکار تعبیه شده است. ❄️ همچنین از سال ۱۹۹۱ سوراخی در درپوش خودکار جهت کاهش خطر خفگی در صورت بلعیده شدن توسط کودکان، ایجاد شد. شرکت بیک امروزه علاوه بر خودکار در زمینه تولید محصولات ورزشی نظیر تخته موج‌سواری و حتی تیغ ریش‌تراشی، فندک و عطر نیز فعال است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

کتاب جنجالی بولتون که ترامپ تلاش میکرد جلوی انتشار آن را بگیرد John_Bolton_The_Room_Where_It_Happened;_A_White_House_Memoir_2020 با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

آیا شرایط این روزها آنطور که بانک مرکزی می گوید مقطعی و گذاراست؟ صحبت کردن در خصوص ارزش پول ملی و شرایط گذشته و حال و آینده آ
آیا شرایط این روزها آنطور که بانک مرکزی می گوید مقطعی و گذاراست؟ صحبت کردن در خصوص ارزش پول ملی و شرایط گذشته و حال و آینده آن مثل گفتگو در مورد یک بیمار سرطانی است که گذشته بدحال ، وضعیت کنونی وخیمی و آینده ای ترسناک دارد گذشته بدحال این بیمار سرطانی، تزریق مورفین با خلق پول طی سالیان گذشته است که آمار تایید میکند بخصوص طی چند سال گذشته سرعتی مضاعف داشته - سال 97 معادل 27% - سال 98 معادل 33% و سال 99 نامعلوم حالا تحریم و کرونا هم سراغ این بیمار سرطانی آمده اند. از اسفند ماه کرونا موجب شد مرزهای تجاری کشور محدودشوند ، صادرات غیرنفتی نصف شود و با کاهش پروازها ، اسکناسهای دلار کمتر به مملکت آورده شوند - بله اینها مقطعی است - اگر منظور مقامات از مقطعی این باشد! لیکن بعد از این مقطع باید با این بیمار سرطانی چه کرد؟ برای تامین کسری بودجه دویست هزار میلیارد تومانی امسال چه باید کرد؟ مورفین ؟ اینبار دو برابر؟ این موضوع مصاحبه ای است که با روزنامه جهان صنعت داشتم و امروز بعنوان سرمقاله در این روزنامه به چاپ رسیده است /#حامد_پاک_طینت https://jahanesanat.ir/?p=79102 مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online

🔵خاطره ای از عباس کیارستمی در مورد دیدار با مهدی اخوان ثالث (به بهانه سالروز تولد کیارستمی) اولین بار که شاعر پیر، و پیر شاعران، مهدی اخوان ثالث را دیدم آخرین باری بود که او را می دیدم. همین اواخر. همین امسال، سال آخر او، سال 1369 شمسی، فروردین ماه، مهرآباد، جلو پیشخوان گمرک فرودگاه، در کشاکش آن معرکۀ غریب الغربا که هیچ کس به هیچ کس نیست. او مثل هر مسافر بی تجربه و تازه کاری گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه ی سفر داشت .در تکاپوی اندکی بود و نابلد به این طرف و آن طرف می رفت. طوری که متوجه نشود به مسئول گمرک گفتم: این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش که خیلی عزیز است. مسئول گمرک از من پرسید : کی؟ همین آدم ؟ گفتم: بله. همین آدم. به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم: شاعر است. اخوان ثالث، اخوان شاعر. و منظورم این بود که هوایش را داشته باشد اما باز هم افاقه نکرد. او را نشناخت. از پهلوی اخوان که رد می شدم به او سلامی کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم: این آقا مهدی اخوان ثالث است. پرسید:اخوان ثالث کیه ؟ گفتم: شاعر است. سری تکان داد و تظاهر کرد که او را می شناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید: در تلویزیون کار می کند؟ به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا. در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام ما به جایی می رفتیم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدی مان باشیم. چند ساعت توقف در فرودگاه هیت رو لندن فرصت غنیمتی را پیش آورده بود که من از فاصلۀ نزدیک او را خوب تماشا کنم. چهار ساعت انتظار را نمی شد نشست و دیدنی های دیوتی فری شاپ فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم ، شاعر پیر را آسوده دیدم. هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان " سیر بی دست و پا " است. با خودش است. در خودش است. غرق است یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟» این شعر فقط یک شعر نیست. این شعر یک مانیفست است، که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 خودرویی که هرگز چپ نمی‌کند خودروسازی سایپا از تولید ژیان تا امروز سایپا در سال ١٣٤٥ توسط یک لبنانی ایرانی‌تبار به نام آنتوان آیسه تاسیس شد. آیسه، زمینی را که امروزه محل کارخانه مرکزی سایپا است متری سه ریال از ارتش خرید و این کارخانه را در آن بنا نهاد. سایپا کار خود را با تولید محصولات سیتروئن فرانسه آغاز کرد و تا مدت‌ها این نام را به عنوان بخشی از نام خود یدک می‌کشید. کلمه «سایپا» که در ابتدا «سایپاک» بود از ابتدای کلمات عبارت فرانسوی" Société anonyme iranienne de production des Automobile Citroen" گرفته شده است. در سال‌های ١٣٢٨ و ١٣٢٩ شرکت‌هایی به نام «شبدیز» و «سیرمات» نمایندگی سیتروئن در ایران را داشتند. قبل از سایپا، ایرانیان با محصولات سیتروئن آشنایی داشتند ولی با توجه به تنوع خودروهای آن زمان، برندهای آمریکایی، محبوبیت بیشتری داشت و خرید اول ایرانیان بود. با این وجود آیسه تصمیم گرفت خودرویی ارزان‌قیمت و قابل خرید برای قشر متوسط تولید کند و می‌دانست که بازار ایران تشنه آن است. در آن زمان برادران کاشانچی، فیات ١١٠٠ را در ایران مونتاژ می‌کردند. شرکت بازرگانی جیپ ایران نیز توسط جعفر اخوان مشغول مونتاژ جیپ شهباز و وانت سیمرغ بود و برادران خیامی هم کمی آن‌طرف‌تر کلنگ اولیه ساخت‌و‌ساز تولید پیکان را به زمین زده بودند. در همان زمان، تولید مدل سیتروئن دایان که در ایران ژیان نامیده می‌شد، آغاز شد. در ابتدا ژیان در دو مدل سواری و وانت به نام «آکا» تولید شد. امکانات و فضای تولید بسیار کوچک و محدود بود. خودروهای دو سیلندر، برای اینکه بتوانند خود را در دل خریداران ایرانی جا کنند راه درازی در پیش داشتند! قیمت پایین ژیان، یک مزیت مهم به شمار می‌رفت و به آرامی قشر متوسط روی خوشی نسبت به آن نشان داد. در سال اول ٢٦٣ دستگاه آکا و ٦١ دستگاه ژیان سواری تولید شد. قیمت این خودرو در اوایل عرضه حدود هشت هزار تومان بود. در سال‌های بعد و در دهه ٥٠ به سیزده هزار تومان رسید. سیستم تعلیق مستقل این خودرو عالی بود و به راحتی باعث پایداری خودرو می‌شد. ترمزها هیدرولیک و دارای گیربکس چهارسرعته بود و با وجود موتور ضعیف به دلیل وزن کم، به‌خوبی می‌توانست حرکت کند. ژیان خیلی زود به «خودرویی که هرگز چپ نمی‌کند»، مشهور شد. اما در دهه ٥٠ شمسی نتوانست با رقبای به‌روز خود مقابله کند، بنابراین خودرویی کوچک و سبک با موتوری به حجم ٩٥٠ سی‌سی به نام رنو ٥ وارد بازار ایران شد. در اردیبهشت سال ١٣٥٤ «سیتروئن» از نام شرکت حذف شد و به این ترتیب نام شرکت به «سایپا» تغییر پیدا کرد. سایپا در ۱۶ تیرماه ۱۳۵۸ طبق قانون «حفاظت از صنایع» یا همان بند "ج" به مالکیت دولت در آمد و از آذر سال ۱۳۶۰ تحت سرپرستی سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران قرار گرفت. سایپا در ابتدای دهه ۷۰ شمسی با آغاز مونتاژ کیا پراید با نام «صبا» برای مدل صندوقدار و «نسیم» برای نمونه هاچ‌بک نفسی تازه کرد. پراید به یک خودروی مدرن و در عین حال خوش‌قیمت و خوش‌تعمیر برای مردمی که طی سال‌های جنگ تحمیلی، از خودروهای به یادگار مانده از دوران پیش از انقلاب اسلامی یا اندک محصولات تولید داخل مانند پیکان استفاده می‌کردند تبدیل شد. پراید توانست با تکیه بر مشخصات فنی قابل قبول، شتاب اولیه مناسب، تعمیر و نگهداری ساده و ارزان جای خود را نزد عموم مردم باز کند. سایپا در سال ١٣٧٤ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شد و بعد از آن در دی ۱۳۸۷ به موجب قانون بودجه کشور ۵۱ درصد از سهام آن، در بورس واگذار گردید. در سال ۱۳۸۹ با تصویب مجمع فوق‌العاده اکثریت، هیئت‌مدیره آن به بخش خصوصی واگذار شد. مونتاژ و ورود ریو در ابتدای دهه ٨٠ و معرفی محصولات جدید در دهه نود که از آن به عنوان دوران شکوفایی در سایپا یاد می‌شود، راهی متفاوت از گذشته در برابر این خودروسازی قرار داد. خودروسازی سایپا از سال ١٣٦٠ تاکنون دوازده بار مدیریت خود را تغییر داده است. تورج منصور(١٣٦٣-١٣٦٧)، منوچهر غروی (١٣٦٧-١٣٧٣)، بهرام شریعت (١٣٧٣- ١٣٧٦)، سیف‌اله ابراهیمی(١٣٧٦-١٣٨٠)، احمد قلعه‌بانی(١٣٨٠-١٣٨٦)، مهرداد بذرپاش(١٣٨٦-١٣٨٨)، نعمت‌اله پوستین‌دوز(١٣٨٨-١٣٩٢)، سعید مدنی(١٣٩٢-١٣٩٤)، مهدی جمالی(١٣٩٤-١٣٩٦)، محسن قاسم جهرودی(١٣٩٦-١٣٩٧)، محمدرضا سروش(آبان ١٣٩٧- ٣٠ دی١٣٩٧) و میرجواد سلیمانی(١٣٩٧- تاکنون) از سکانداران سایپا بوده‌اند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

انگیزه‌ چیست؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

و حالا دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی ، در صفحه "اینستاگرام" مجمع فعالان اقتصادی / پرمخاطب ترین رسانه اقتصادی ایران https://i
و حالا دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی ، در صفحه "اینستاگرام" مجمع فعالان اقتصادی / پرمخاطب ترین رسانه اقتصادی ایران https://instagram.com/iran_economy_online?igshid=16zyt6ldq6uk6

🔴 چگونه به سوال «بزرگ‌ترین نقطه ضعف شما چیست» پاسخ دهیم؟ 🔸در هر مصاحبه‌ای، گفت‌وگوها معمولا حول محور توانایی‌ها و دستاوردهای کارجو هستند. اما گاهی مدیر استخدام، مسیر مصاحبه را عوض می‌کند و این سوال را می‌پرسد: «بزرگ‌ترین نقطه ضعف شما چیست؟» آدم وقتی این سوال را می‌شنود وحشت می‌کند، چه برسد به اینکه بگویند سه تا از نقطه ضعف‌هایت را نام ببر. 🔸شاید با خودتان فکر کنید که می‌توانید آن را نادیده بگیرید، جواب ندهید یا به یک جواب مبهم، اکتفا کنید، اما «سوزی ولش»، نویسنده مشهور مقالات مدیریتی می‌گوید هدف مدیران استخدام از پرسیدن این سوال، استخراج اطلاعات کلیدی درباره شخصیت کارجو است. پس باید هوشمندانه به آن جواب دهید. 🔸اگر از نقطه ضعفی حرف بزنید که باعث شود خوب به نظر بیایید (مثلا من معتاد به کارم)، فکر می‌کنند دارید تظاهر می‌کنید. اگر صادق باشید و به نقطه ضعفی اقرار کنید که نداشتنش برای انجام آن شغل ضروری است، شانس استخدام شدن‌تان کمتر می‌شود. پس چه باید کرد؟ 🔸پیشنهاد می‌کنم قبل از جواب دادن به این سوال، خودتان را جای مسوول مصاحبه بگذارید و به این فکر کنید که چه انگیزه‌هایی می‌تواند داشته باشد. مسوول مصاحبه معمولا فقط ۳۰ دقیقه وقت دارد تا تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد چندین سال با شما همکاری کند یا نه. پس به دنبال میانبرهایی است تا شما را بشناسد. 🔸من از ۱۲ مدیر استخدام پرسیدم که وقتی از کارجو درباره نقطه ضعف‌هایش سوال می‌کنند، دقیقا دنبال چه چیزی هستند. همه آنها گفتند: «هدف‌مان این است که ببینیم آیا کارجو خودش را زیر ذره‌بین برده و از کم‌و‌کاستی‌های خودش خبر دارد یا نه.» آنها می‌خواهند ببینند آیا نقاط ضعف و قوت شما، مکمل نقاط قوت و ضعف اعضای تیم هست یا خیر. 🔸سوزی می‌گوید هدف اصلی مدیران از پرسیدن این سوال، کشف ویژگی‌های شخصیتی‌ای است که برای انجام هر شغلی لازم است. به اعتقاد او، یک پاسخ هوشمندانه به این سوال، نشان‌دهنده این چهار ویژگی است: ▪️خودآگاهی: یک پاسخ هوشمندانه، نیازمند خودشناسی و خودکاوی است. با خودتان روراست باشید و کم و کاستی‌های‌تان را بشناسید تا بتوانید یک جواب معتبر به این سوال بدهید. از نقطه ضعفی صحبت کنید که در گذشته مانع پیشرفت‌تان شده اما بر آن غلبه کرده‌اید. شفاف و مستقیم جواب بدهید. ▪️اعتبار مدیران استخدام می‌خواهند مطمئن شوند که شما دروغ نمی‌گویید. صرفا برای رفع تکلیف به این سوال جواب ندهید یا جواب کلیشه‌ای ندهید (مثلا من کمال‌گرا هستم)، چون ممکن است بارها این جواب‌ها را شنیده باشند. ▪️درایت پاسخ باید حرفه‌ای، مختصر و مفید باشد. نباید درباره نقطه ضعف‌هایتان خارج از حوزه کار صحبت کنید. مدیر استخدام، روانشناس نیست. او می‌خواهد بداند که شما فرق بین نقطه ضعف شخصی و حرفه‌ای را می‌دانید یا نه. می‌توانید به هر دو اشاره کنید اما میزان جزئیاتی که فاش می‌کنید، مهم است. ▪️ابتکار فقط درباره نقطه ضعف‌های‌تان صحبت نکنید. بگویید که برای رفع آنها چه کارهایی انجام داده‌اید و در جایگاه شغلی جدید، این فرآیند را چطور ادامه خواهید داد. بهترین کار این است که به نقاط ضعفی اشاره کنید که کوچک و به راحتی قابل رفع هستند. مثلا ناتوانی در مدیریت زمان و سخنرانی در جمع، دو مشکل شایع هستند. اینها باعث نمی‌شوند نظر دیگران راجع به شما منفی شود. اگر شغل مربوطه، فنی است، می‌توانید به یک مهارت مفید اما نه چندان ضروری اشاره کنید و بگویید آن را بلد نیستید اما دوست دارید یاد بگیرید. ◀️ به هر حال، چه بخواهید چه نخواهید، این سوال را در بعضی از مصاحبه‌ها خواهید شنید. سوزی می‌گوید: «قبل از حضور در جلسه استخدام، نقطه ضعفی را که می‌خواهید درباره‌اش صحبت کنید انتخاب کنید تا وقتی این سوال را شنیدید، آمادگی داشته باشید.» با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers