fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 367 مشترک است و جایگاه 2 230 را در دسته تجارت و رتبه 12 574 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 367 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 05 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -42 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -2 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 25.33% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.05% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 6 933 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 750 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 06 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 367
مشترکین
-224 ساعت
-127 روز
-4230 روز
آرشیو پست ها
انقلاب کره جنوبی، چگونه مسیر توسعه این کشور را همراه کرد ؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید

🔴 چرا جهان پیش رفت و ما عقب ماندیم؟ ✍️ مهران صولتی #اپیزود_اول: کونوسوکه ماتسوشیتا مدیر شرکت چند ملیتی پاناسونیک ژاپن معتقد است؛ راز موفقیت ما این است که " به بدیهیات عمل می کنیم". اموری که از نگاه وی عبارتند از؛ تبعیت از قوانین طبیعی، توجه به خرد جمعی، بهره گیری از تجربه دیگران و اعتماد به کارکنان! #اپیزود_دوم: محمود سریع القلم نظریه پرداز توسعه معتقد است که؛ روابط سازنده با دنیا، رشد اقتصادی، تقدم اقتصاد بر سیاست، اجماع درونی برای توسعه و بهره گیری از فرصت های بین المللی از بدیهیات امروز جهان هستند. ☘️ اکنون با گذشت بیش از چهاردهه از انقلابی که قرار بود بر عقب ماندگی تاریخی ما در ابعاد گوناگون فائق آید بهتر می توان از دلایلی سراغ گرفت که موجبات بی اعتنایی ما به بدیهیات و تداوم توسعه نیافتگی ایران در عرصه جهانی شده است: 🔺 فقدان رهبران جهان دیده: امروزه وجود رهبران دنیا گشته و آشنا با مختصات جهان به دلیل محوریت دولت در امر توسعه به یکی از مهمترین لوازم توسعه یافتگی کشورها تبدیل شده است. معجزه اقتصادی در کشورهایی از جمله چین، تایوان، سنگاپور، کره جنوبی و مالزی هم در سایه وجود چنین رهبرانی رقم خورده است. در ایران پس از انقلاب نیز افرادی مانند بازرگان، بهشتی، رفسنجانی و خاتمی را می توان در زمره نخبگانی تلقی کرد که توانستند با جهان دیدگی و درک واقعی از مناسبات جهانی به توسعه کشور کمک نمایند. 🔺 حاکمیت نظریه توطئه: ایرانیان از زمانه های دور به نقش مخرب بیگانگان در تعیین سرنوشت خود اعتقاد داشته اند. امری که به ویژه با دخالت های روس و انگلیس در عصر قاجار، و امریکا در دوره پهلوی دوم به اوج خود رسید. در این نگاه غربیان شطرنج بازان قهاری هستند که با مهره گردانی می توانند منافع خود را در کشور تامین نمایند. اگر چه روشن است که نظریه توطئه نمی تواند به کلی توهم باشد ولی تاکید افراطی بر آن هم نه تنها می تواند باعث محرومیت کشور از فرصت های جهانی شود بلکه با حاکمیت جبرگرایی موجب انفعال کنش گران از تاثیرگذاری بر سرنوشت خود می شود. 🔺 سودای خلق جان و جهان نو: انقلاب اسلامی با وعده تغییر جهان، آفرینش بهشت بر روی زمین و آباد کردن همزمان دنیا و آخرت به پیروزی رسید. پیش از آن هم روشنفکران دینی معتقد بودند که اگر جان آدمی عوض شود جهان او هم تغییر خواهد کرد. مختصر آن که قرار بود تا جهانی مشحون از آزادی، عدالت و دیانت خلق شود. سودایی که نه تنها جهان را اصلاح نکرد بلکه بر حجم  بحران های داخلی هم افزود. تاسف بارتر آن که هنوز هم این توهم پایان نیافته و گاه و بی گاه بر هزینه های ملک و ملت می افزاید. توسعه اگر چه با رویاهای بزرگ سروکار دارد ولی هرگز نمی تواند با واقع گریزی های فرصت ستیز بر سر مهر باشد. 🔹 نکته پایانی: در میانه تحولات شتابان جهانی کشورهای مختلف کوشیدند تا نگرش های خود را به موازات تغییرات بیرونی تنظیم نموده و به کاروان توسعه جهانی بپیوندند. تجربه چهل ساله ما اما همچنان از تلاش برای تحمیل ایدئولوژی بر واقعیت های موجود حکایت دارد.‌ این که در آستانه سده جدید به جای دستیابی به توسعه صرفا به بقاء اکتفا کرده ایم از هزینه های چنین بینشی محسوب می شود! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🔴 قصه پرغصه عباس میرزا ✍️سهند ایرانمهر 🔸امروز سالگرد درگذشت عباس میرزای قاجار، ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری است.. عباس میرزا را برخی سرسلسله‌یی اولین اصلاحات و تجددخواهان می‌نامند . مورخین و وقایع نگاران از منش انسانی و رفتار مصلحانه او به تواتر سخن گفته‌اند. موریس دوکوتز، سفیر کبیر روسیه تزاری از جمله افرادی است که در توصیف خود از ایران آن روزگار تصویر دقیقی از نابسامانی‌ها می‌دهد و در این راه گاه از حدود ادب نیز پا فراتر می‌گذارد وقتی به عباس میرزا می رسد چنین می نویسد: «عباس‌میرزا … دشمن واقعی تجمّل است … حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت است... چشمانش آیینه ضمیر اوست. مکر و کید در آن مشاهده نمی‌شود. فجایعی که در نتیجه قوانین سخن مملکت معمول است هر جا دستش برسد جلوگیری می‌کند». وقتی دوکوتز در جریان یکی از مراودات خود به باغ "عباس میرزا " دعوت می شود و در آن باغ زیبا متوجه می شود که بخشی از دیوار در حال فروریختن است اما برای تعمیر آن اقدامی نشده از ولیعهد چرایی این ماجرا را می پرسد: «از حضرت ولیعهد پرسیدم که چرا این دیوار را خراب نکرده‌اید؟ فرمود: زمانی که این باغ را وسعت می‌دادم محتاج به خریداری مقداری از اراضی مالک مجاور شدم، ولی چون مالک زمینی که این دیوار زشت و خراب متعلق به آن است، دهقان سالخورده‌ای است که به ماترک آباء و اجدادش علاقه تامی دارد، به قیمتی که به او دادم راضی به فروش زمینش نشد. من هم نه تنها دلتنگ نشدم، بلکه علاقه او را هم به یادگار اجدادش، تقدیس و تمجید کردم و نیز جسارت او مقبول طبع من واقع شد. فعلا صبر می‌کنم شاید بتوانم با ورثه او کنار بیایم». موریس دوکوتز بوئه که شاهد استبداد مزمن در ایران روزگار خود بوده است با تعجب در این باره می‌نویسد: «تمام قطعه آسیا ذلیل شدیدترین استبدادهاست، اگر بگردید چنین عقیده‌ای یافت نشود». ( موریس دوکوتزبوئه، مسافرت به ایران، ترجمه محمود هدایت، امیرکبیر، ص۷۰) 🔸مکاتبات عباس میرزا نشان می‌دهد که ذهن وی بر خلاف اذهان آرام سایر رجال زمانه‌اش به شدت درگیر چرایی عقب ماندگی ایرانیان بوده است چنانکه در نامه به ژوبر فرستاده ناپلئون می نویسد: «نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ …» (حماسه کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص ۶۶۹) 🔸بی کفایتی پادشاه، دسیسه چینی ها و عقب ماندگی مزمن ساختار حکومت و جامعه، در کنار شکست عباس میرزا از روس ها و ازهمه بدتر هزیمت اصلاندوز سرانجام رمق را از مردی که به تعبیر رجال روس« می‌توانست پطر کبیر آینده ایران» باشد (علی بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی، ج ۱، ص ۲۵۷ )گرفت و نادیده گرفتن شرایط و موقعیت متزلزل کشور -که امکان فتح تهران را برای پاسکوویچ فراهم می کرد و به مدد فراست عباس میرزا در عهدنامه ترکمنچای به "ارس" محدود گردید - فراموش و اینطور وانمود شد که گویی ایران چنان توانمندی و ارتشی داشته است که می توانست روس را تا پترزبورگ هم عقب بنشاند!. مخالفان و سعایت کنندگان چنین ترویج دادند که وی در مذاکرات مزدور روس‌ها یا عثمانی بوده و جاسوسی آنان را کرده و در ازای آن رشوت گرفته است. خود او این فشار و قضاوت غیرمنصفانه را اینگونه منعکس کرده است: «یک ‌بار کشتن، بهتر است از اینکه هر بار در مجلس‌های دارالخلافه طوری مذکور شوم که العیاذبالله اسلام را مغلوب کفر می‌خواهم و فتح‌نامه روس را در جنگ عثمانلو ، به دروغ، شهرت می‌دهم تا پولی از خزانه همایون درآرم و به دشمن دولت عاید کنم. سختا که آدمی است بر احداث روزگار! نامه به علی‌نقی‌ میرزا رکن‌الدوله، در محرم ــ صفر ۱۲۴۵٫ق 🔸سرانجام آن درد کهنه نخبه‌کشی و آن افت مزمن که در سپهر سیاست ایران زیر پای مصلحان و دلسوزان این سرزمین را خالی کرده است گریبان این شاهزاده با کفایت را نیز گرفت. در مورد مرگ او گفته‌اند که بیماری مزمن گوارش و کلیه -که درمان آن هربار بخاطر مشغله های جنگی و سیاسی او به تاخیر می افتاد -عاقبت والی متجدد آذربایجان را از پای انداخت تا در کارنامه تاریخ سرزمینی که خود بر فرزندانش تیغ می‌کشد، سیاهه‌ای دیگر ثبت شود . با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🔴 تلنگر زندگی ✍️پروفسور محمود حسابی ♈️ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﻣﺸﻐﻮﻝ گذﺭﺍﻧﺪﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧﺪﻣﺖ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺑﻮﺩﻡ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩﺍﯼ ﻣﯿﮕﺬﺷﺘﯿﻢ، ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮏ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﭼﻮﺑﺪﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﻭﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﯾﺪ! ♈️ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ. ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ، ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻧﻔﺲﻧﻔﺲﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪﺍﯼ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺳﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﻩ... ﺑﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﺎ ﺩﺭﺏ ﻋﻘﺐ ماشین ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ. ♈️ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﺸﺐ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻣﺸﻬﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﺮﯾﺾ ﺍﺳﺖ!!! ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺯﯾﺮﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺧﻨﺪﻩای ﻣﺮﻣﻮﺯﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﯿﻢ: ﭼﻮﭘﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﺮﺳﯿﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ! ♈️ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻌﺎﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﺩﺍﺭد. ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺳﺮ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ. ﺩﻭ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﯾﮏ ﺗﻘﺪﯾﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻬﺪﺍﺭﯼ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯼ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﻠﯽ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺗﻬﺮﺍﻥ را ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩﺍﯾﺪ، ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...! ♈️ ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ، ﻫﺎﺝ و ﻭﺍﺝ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ، ﻭ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺭﺍ ﻣﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ، ﺗﺎ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪﻫﺎﯼ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻭ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎد. ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺭﻓﺘﯿﻢ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺴﺮﺕ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻧﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩ. ﭘﺴﺮﻡ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯿﺎﯾﺪ، ﻟﺒﺎﺱ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﯿﭙﻮﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥﻣﺤﻠﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ... ♈️ ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻋﻬﺪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺻﻞ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﻨﻢ...! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

📣 دیگه به ساعت نگاه نکنید! ⏰ 📣 بیشتر از یک میلیون مخاطب منتظر شما هستند تا وبینارتان را برگزار کنید... ✔️ با آموزشِ مهارت‌ه
📣 دیگه به ساعت نگاه نکنید! ⏰ 📣 بیشتر از یک میلیون مخاطب منتظر شما هستند تا وبینارتان را برگزار کنید... ✔️ با آموزشِ مهارت‌های خود به دیگران می‌توانید به درآمد برسید 🌱 ✔️ به کمک وبینار مارکتینگ، لید بازاریابی ارزان و با کیفیت جذب کنید 🌱 🔴 مهم‌ترین ویژگی‌های ایسمینار: 👥 سیستم ثبت‌نام، مدیریت کاربران و درگاه پرداخت بانکی 🏦 کارمزد صفر برای فروش بلیت و ثبت‌نامی کاربران 🌏 بیش از یک میلیون کاربر در دسته‌بندی‌های تخصصی 📉 بیشترین نرخ ثبت‌نامی و جذب لید با کیفیت ♾ برگزاری بی‌نهایت وبینار و کلاس آنلاین 🛍 ۳۰ درصد تخفیف بر روی اشتراک‌های ماهانه برگزاری وبینار به صورت خودکار اعمال شده است 🛍 📎 برای کسب اطلاعات بیشتر و شروع همکاری رو لینک زیر کلیک کنید: 👇👇👇 🌎 httb.ir/am1Ng ➖➖➖➖

#تبلیغات

🔴نسل قربانی ✍️فرهاد قنبری ✅ رفتارهای عجیب و نامتعارفی که امروزه از سوی برخی نوجوانان (به اصطلاح نسل جدید) مشاهده می شود، نتیجه غیر مستقیم کارکرد دولتی است که وظیفه خود در حوزه عمومی را رها کرده و سالهاست که تلاش می کند با دخالت در حوزه خصوصی افراد «نقش پدر مقتدر و عبوس» را ایفا کند. نقشی که حاکمیت نه تنها در ایفای آن شکست خورده، بلکه باعث فروریختن اقتدار والدین و نهادهای فرهنگی مانند آموزش و پرورش نیز شده است. ✅ دخالت دولت در حوزه خصوصی مردم باعث شده است، نسل های جدید در وضعیت «عصیان علیه پدر» (پدر به عنوان هر مرجع صاحب اقتداری) قیمومیت هیچ صاحب اختیار و مشروعیتی اعم از والدین، بزرگ فامیل، معلم و پلیس و امثالهم را نپذیرد. ✅ دخالت دولت در حوزه خصوصی باعث شده است، نوجوانان برای داشتن حریم خصوصی خود دست به مبارزه بزنند و در این راه در مقابل مامور منکرات و پلیس بایستند (و به علت این رفتار از والدین یا بخش هایی از جامعه مهر تایید بگیرند)، رفتاری که در طولانی مدت باعث می شود نوجوانان به صورت ناخودآگاه جایگاه «قربانی» را اشغال کند و با خشونت رفتاری و کلامی، همیشه خود را حق به جانب دانسته و از خانواده، نهادهای اجتماعی و جامعه طلب کار باشد. ✅ در چنین شرایطی است والدین توان امر و نهی یا حق تعیین «باید و نباید» برای فرزندان خود را از دست داده اند و هر امر یا دستور رفتاری و اخلاقی که از سوی والدین صادر می شود با خشن ترین و تندترین شکل و شیوه پاسخ می گیرد. ✅ دولت با ورود در حوزه هایی که جزء وظایف هیچ حکومتی محسوب نمی شود، اقتدار افراد و نهادهای مشروع برای اعمال قواعد مربوط به چارچوب های اجتماعی را از بین برده و نسلی بدون هیچ مرجع اقتدار و تکیه گاه اخلاقی را پرورش داده است. نسلی که نه پدر و مادر جرات می کند به رفتار ناپخته و نادرست او ایراد بگیرد و نه به معلم و ریش سفید و... اندک احترامی قائل است. ✅ این نسل خشونت کلامی و رفتاری شدید دارد، نسلی است که هر گفته یا رفتار خلاف میلش را با شدیدترین شکل پاسخ می دهد، هیچ گوش شنوایی ندارد و به راحتی در مقابل والدین و معلم و پلیس می ایستد و لازم باشد از فحاشی و به کار بردن خشونت نیز اِبایی ندارد. ✅ نسلی که اینگونه پرورش یافته، نسلی نامتساهل و بیگانه با مدارا و رواداری است. (به عنوان مثال کافیست یکی از آنها طرفدار یک تیم ورزشی باشد تا تیم مقابل را با بدترین واژه ها تحقیر کند، اگر طرفدار فلان باشگاه ورزشی یا بازیکن یا خواننده پاپ و... است، آن را در حد خدا می پرستد و در مقابل کوچکترین نقدی، شدیدترین توهین ها را نثار منتقد می کند) ✅ این نسل پرورده همین گفتمان حاکم بر جامعه است‌. گفتمانی که تصور می کرد با دخالت و امر و نهی بیشتر شهروندانی مطیعتر و سربه زیرتر را پرورش خواهد داد، اما در عمل نسلی را پرورش داد که هیچ انتقادی را نمی پذیرد و هیچ «غیر» و مرجع اقتداری را به رسمیت نمی شناسد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🔴 تصویر فروغ در بزرگراه‌های تهران؛ هنر بر ایدئولوژی پیروز است!  ✍️ محمدحسین روانبخش 🔸 دبیرستانی بودم که به طور اتفاقی مجموعه‌ای از اشعار فروغ فرخزاد را در کتابخانه‌ی یکی از اعضای فامیل دیدم و شیفته‌ی شعر او شدم. در آن سال‌ها نه در کتاب‌های درسی کوچکترین اسمی از او برده می‌شد، نه در رادیو تلویزیون و روزنامه‌ها که رسانه‌های اصلی و قابل دسترس بودند؛ و نه در کتابفروشی‌ها کتابی از او دیده می‌شد؛ انگار فروغ با انقلاب مرده بود! 🔸 دیری نگذشت که ممنوعیت شکست، کتاب‌های فروغ و کتاب‌های درباره‌ی فروغ چاپ شد. اگر نمی‌شد هم چیزی تغییر نمی‌کرد؛ کتاب‌های ممنوعه دوباره دست‌یافتنی شده بود و جریان اطلاع رسانی داست عوض می‌شد. اما مهم‌تر از آن، این بود که هنر ناب، قابل حذف شدن نبود. وقتی نوشته‌ای از مخملباف را خواندم که نشان می‌داد بچه انقلابی‌های حوزه هنری، فروغ را «خواهر» خود می‌دانستند، فهمیدم که شعر فروغ چنان در ادبیات و هنر این کشور ریشه دوانده است که هر شعرخوان و شعرشناسی را مجذوب می‌کند. یک‌بار هم در تلویزیون دیدم که صف رزمنده‌ها را نشان می‌دهد و روی آن این شعر خوانده می‌شد که «چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود اینسان، صبور، سنگین، سربلند فرمان ایست داد»! شعر فروغ بود که کلمه‌ای از آن را عوض کرده بودند و برای رزمنده‌های انقلاب از آن استفاده می‌کردند. 🔸 شعر فروغ چنین است، نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه می‌توان جایگزینی برایش یافت؛ مثل چشمه‌ای جوشیده و بر این آب و خاک جاری شده و به این فرهنگ جان بخشیده است. اگر امروز بیلبوردهای شعر و عکس فروغ در بزرگراه‌های تهران دیده می‌شود نشان از قدرت هنر اوست؛ شعری که هر چه کردند که حذف شود، نشد! شعری که بر ایدئولوژی پیروز شد و حالا چنان مرتبه‌ای دارد که همان‌هایی که می‌خواستند نادیده‌اش بگیرند و دورش بریزند، به آن احتیاج دارند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

📀 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفه‌ای است 🫥 دوره «مدیرعامل حرفه‌ای» مدرسه عالی کسب‌وکار ماهان ✅ دوره مدیرعا
📀 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفه‌ای است 🫥 دوره «مدیرعامل حرفه‌ای» مدرسه عالی کسب‌وکار ماهان ✅ دوره مدیرعامل حرفه‌ای مدرسه کسب‌وکار ماهان، به‌عنوان اولین دوره شخصی‌سازی‌شده برای مدیران عامل در ایران، تمامی نیازهای مدیران سازمان‌های امروزی را به‌صورت تخصصی مدنظر قرار داده است. شما با شرکت در این دوره از خدمات ذیل بهره‌مند خواهید شد: 🟣۹۰ ساعت آموزش کاربردی توسط اساتید تراز اول 🟣برگزاری جلسات منتورینگ گروهی با مدیران عامل الهام‌بخش 🟣فرصت شبکه‌سازی حرفه‌ای با مدیران عامل 🟣امکان حضور در رویدادهای هفتگی کافه‌نتورک (باشگاه کسب‌وکار ماهان) 📲 جهت دریافت مشاوره تخصصی و ثبت نام، عدد 177 را به شماره 02188401313 بفرستید.

#تبلیغات

🔴 تصویر فروغ در بزرگراه‌های تهران؛ هنر بر ایدئولوژی پیروز است!  ✍️ محمدحسین روانبخش 🔸 دبیرستانی بودم که به طور اتفاقی مجموعه‌ای از اشعار فروغ فرخزاد را در کتابخانه‌ی یکی از اعضای فامیل دیدم و شیفته‌ی شعر او شدم. در آن سال‌ها نه در کتاب‌های درسی کوچکترین اسمی از او برده می‌شد، نه در رادیو تلویزیون و روزنامه‌ها که رسانه‌های اصلی و قابل دسترس بودند؛ و نه در کتابفروشی‌ها کتابی از او دیده می‌شد؛ انگار فروغ با انقلاب مرده بود! 🔸 دیری نگذشت که ممنوعیت شکست، کتاب‌های فروغ و کتاب‌های درباره‌ی فروغ چاپ شد. اگر نمی‌شد هم چیزی تغییر نمی‌کرد؛ کتاب‌های ممنوعه دوباره دست‌یافتنی شده بود و جریان اطلاع رسانی داست عوض می‌شد. اما مهم‌تر از آن، این بود که هنر ناب، قابل حذف شدن نبود. وقتی نوشته‌ای از مخملباف را خواندم که نشان می‌داد بچه انقلابی‌های حوزه هنری، فروغ را «خواهر» خود می‌دانستند، فهمیدم که شعر فروغ چنان در ادبیات و هنر این کشور ریشه دوانده است که هر شعرخوان و شعرشناسی را مجذوب می‌کند. یک‌بار هم در تلویزیون دیدم که صف رزمنده‌ها را نشان می‌دهد و روی آن این شعر خوانده می‌شد که «چگونه می‌شود به به آن کسی که می‌رود اینسان، صبور، سنگین، سربلند فرمان ایست داد»! شعر فروغ بود که کلمه‌ای از آن را عوض کرده بودند و برای رزمنده‌های انقلاب از آن استفاده می‌کردند. 🔸 شعر فروغ چنین است، نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه می‌توان جایگزینی برایش یافت؛ مثل چشمه‌ای جوشیده و بر این آب و خاک جاری شده و به این فرهنگ جان بخشیده است. اگر امروز بیلبوردهای شعر و عکس فروغ در بزرگراه‌های تهران دیده می‌شود نشان از قدرت هنر اوست؛ شعری که هر چه کردند که حذف شود، نشد! شعری که بر ایدئولوژی پیروز شد و حالا چنان مرتبه‌ای دارد که همان‌هایی که می‌خواستند نادیده‌اش بگیرند و دورش بریزند، به آن احتیاج دارند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🔴 ایرانیان، یهودیان و مگس‌ها! ♈️ در آغاز دههٔ هشتاد میلادی، خیرالله طلفاح تئوریسین حزب بعث عراق در جزوهٔ مفصلی که مرام‌نامهٔ رسمی حزب بود نوشت: «ایرانیان، یهودیان و مگس‌ها سه موجودی هستند که بهتر بود خدایشان نمی‌آفرید. ایرانیان جانورانی هستند که خدا آنان را به شکل آدم آفریده، یهود آمیزه‌ای از کثافت و فضولات مردمانند و مگس‌ها موجوداتی حقیرند که معلوم نیست خداوند برای چه خلقشان کرده است.» در سال‌های بعد رادیو بغداد چند بار پس از اشاره به نظرات طلفاح اضافه کرده بود که «برای هر حشره حشره‌کش خاصی لازم است‌.» ♈️ آن‌هایی که فکر می‌کنند جنایات وحشتناک چند روز پیش حماس در اسرائیل که با اقدامات داعش مو نمی‌زد و در مواردی بدتر هم هست، نتیجهٔ به اصطلاح «ظلم و اشغال» چند ده‌سالهٔ اسرائیل بوده، سر سوزنی با فرهنگ سیاسی سنت‌گرا و هویت‌طلب عربی آشنایی ندارند. در این فرهنگ سیاسی فردی بودن مجازات و رابطهٔ مجازات با مسئولیت و عمل فرد معنایی ندارد. مجازات دسته‌جمعی است و براساس منطقی بدوی بر مبنای خویشاوندی، قومیت و نژاد صورت می‌گیرد. ♈️ این حرف به هیچ وجه پروپاگاندا یا اغراق نیست: نسل‌کشی بخشی جدایی‌ناپذیر و کانونی در فرهنگ سیاسی سنت‌گرا و اسطوره‌‌ای اعراب است. زمانی که ابونضال رهبر گروه چریکی تندروی فلسطینی در دوران جنگ سرد، رقبای فلسطینی خود از گروه عرفات یا دیگران را ابتدا مثله کرده و سپس در حیاط منزل شخصی‌اش و حتی زیر میز کار خود دفن می‌کرد، مسئله «ظلم و اشغالگری» اسرائیل در میان نبود. همانطور که آن هنگام که صدام در اواخر دههٔ هشتاد میلادی دویست و پنجاه‌هزار کرد را در ماجرای موسوم به انفال زنده به گور کرد و بارها و بارها مخالفان شیعه و غیر شیعهٔ خود را به شکل خانوادگی و قبیله‌ای مجازات و قتل‌عام می‌کرد هم موضوع ربطی به اسرائیل نداشت. ♈️ زمانی که حافظ اسد و پسرش مخالفان خود را بوسیلهٔ سلاح‌های شیمیایی و موشک‌های بالستیک با کلاهک‌های یک تنی در مقیاس صد هزار نفری سلاخی کرده و ده‌ها هزار نفر را در زندان مخوف و بی همتای صیدنایا به اسکلت بی‌جان تبدیل نمودند نیز، پای اسرائیل در میان نبود. ♈️ معمر قذافی به عنوان اولین رهبری که تظاهرات چند صد هزار نفره و غیر مسلح مردم را با بمب‌های پانصد کیلویی جنگنده‌های میگ بیست و سه بمباران کرد و دریای خون به راه انداخت، هم از همین فرهنگ سیاسی کهن برخاسته بود. همانطور که دولت اسلامی عراق و شام که ایزدیان را نسل‌کشی کرد و فقط در یک فقره نزدیک به سه هزار جوان شیعهٔ عراقی را در واقعه هولناک مشهور به اسپایکر سلاخی نمود، زادهٔ همین فرهنگ بود و موجودی خلق‌الساعه و بی‌ریشه به شمار نمی‌رفت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🔴 چند کلمه در باب پدیدۀ نوظهور "دکتر امام" مفهوم امام و امامت در تشیع آنقدر محوری است و چندان متفاوت و متمایز از سایر مذاهب که به ما شیعیان اثنی عشری امامی می‌گویند. در حالی که اهل سنت هم ائمۀ اربعه دارند؛ امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل. علاوه بر این، دیگرانی را هم از فقها و متکلمین در طول تاریخ امام خوانده‌اند؛ مثل امام محمّد غزّالی. اسماعیلیان نزاری هم امام دارند. بی‌وقفه و مرتّب. هم اکنون آقاخان، چهل و نهمین امام اسماعیلیان است که کراوات هم می‌زند و شهروند بریتانیاست و کارش پرورش اسب. به همین بامزگی. اما نگران نباشید. کار ما از این جماعت هم نمکین‌تر می‌شود. شیعیانی که امامت را یکی از اصول دین قرار دادند و همواره جز دوازده امام را با القاب دیگری تمجید و تکریم کردند تا از سویی حفظ مراتب کرده باشند و از دیگر سو ناچار به ایضاح و تفکیک معنی لغوی و اصطلاحی آن نشوند این اواخر احتیاط سابق را از دست دادند. پیشترها ما برخلاف دیگر مذاهب در القاب اختصاصی خاندان عصمت دست‌ودل‌بازی به خرج نمی‌دادیم. همچنان که تا به امروز در میان شیعه، امیرالمؤمنین فقط و فقط به یک شخص یعنی حضرت علی اطلاق می‌شود یا لقب سیّد الشهدا از نگاه ما فقط به امام حسین تعلق دارد. در طول این هزار و چهارصد سال مطلقِ لفظ امام نیز بدون قید (یعنی نه همچون امامِ جماعت و جمعه یا امامِ مسجد) جز به ائمۀ دوازده‌گانه به ندرت مورد استفاده واقع ‌شد و اگر بود اندرِ نوادر بود. این اواخر اما با ظهور امثال امام موسی صدر و امام خمینی اولین تَرَک‌های جدّی در سدّ سدید عنوان امام ایجاد شد. پس از مدّتی و با وفات آیة الله خمینی بر مدفنش بارگاهی همچون بارگاه ائمه (ع) ساختند و زیارتنامه‌ای برایش تدارک دیدند. زیرک‌ترها با خود گفتند مگر رهبری حاضر از رهبری راحل چه کم دارد؟ پس لقب امام را به ایشان نیز اطلاق کردند. و متفقاً شدند امامین انقلاب. اما گویا کم کم یعنی در سال‌های اخیر، وقتی از سوی مؤمنان اعتراضی نشد و شرایط امام نیز از عرش عصمت به فرش فقاهت و شهرت و قدرت تنزل یافت به این نتیجه رسیدند که چرا چند امام دیگر به جمع خود نیفزاییم؟ چرا اصلا قاره‌ای عمل نکنیم؟ این شد که با تعبیر جدید امام آفریقا روبرو شدیم. مع هذا اشکال نگارنده این نیست. یعنی گیریم که این کار کار صوابی است. آقای ابراهیم زکزاکی انصافاً مرد باهوش و متدیّن و تحصیل‌کرده و رنج‌دیده‌ای است. بحثی در این‌ها نیست. اولا بی‌هیچ حرف و جدلی وظیفۀ علمای شیعه این است که رهنمون به امام باشند. گفت: خیره مکن چشم به انگشتِ من آن مهِ انگشت‌نما را ببین وانگهی اگر ایشان به هر معنا و در هر رتبه‌ای امام است و شایستۀ چنین لقبی (با چنان پیشینۀ متفاوتی که عرض کردیم این عنوان در عالم تشیع دارد)، چرا دیگر دکترای افتخاری؟ زشت نیست؟ قبیح نیست؟ آن هم از جانب چه کسانی؟ حضرت علامۀ ذوفنون استاد خسروپناه که مردم با اعجازِ خسروی ایشان آشنایی کامل دارند، پرفسور غلامعلی‌خان و چند نابغۀ نام‌آشنای دیگر. تا کنون "دکتر آیة الله" و "دکتر حجة الاسلام" فراوان دیده بودیم اما "دکتر امام" دیگر نوبر است. اگرچه خلاقیت عزیزان این را هم کهنه خواهد کرد و پشت سر خواهد گذاشت. طیّ یکی دو سال آینده شاعران آیینی و ارزشی را خواهید دید که در تلویزیون ظاهر می‌شوند و مثلا ابیاتی از این دست را با حرارت هرچه تمام‌تر می‌خوانند: خدای گفت که بس دور باد ناپاکی ز خانوادۀ دکتر امام زکزاکی اگرچه، شیعه به خاورمیانه معتبر است امام منطقۀ غرب آسیا دگر است بی‌شک این عبارات اکنون به نظرتان مضحک می‌رسد اما اندک اندک عادت خواهید کرد. تا جایی که حتی شاید این جماعت خودکم‌بین مقهور مظاهر غرب (در عین آن که شب و روز به آن دشنام می‌دهند) برای عرض اعتبار به اوّل نام ائمّۀ اطهار (علیهم السلام) نیز دکتر اضافه کنند و بنویسند: دکتر علی بن ابیطالب؛ دکتر حسن یا حسین بن علی، دکتر امام زین العابدین... تصوّرش حتی رقّت‌انگیز است. اصلا بگو دکتر امام خمینی. آخر لقب قدسی امام را در معنای لفظی یا اصطلاحی چه نسبتی با عنوان دکتری؟ والله که تمام شوخی‌هایی که چند سال پیش از این با دوستان مرتکب می‌شدیم امروز جامۀ تحقق و واقعیت به خود پوشیده است. این هم دیر یا زود محقق می‌شود. این قوم جاهل بی‌سواد بی‌شخصیت تشیع را نه به یک حزب یا فرقه که به یک گروه سیرک سیّار تبدیل می‌کنند. هم حرمت امام و امامت را ضایع می‌کنند و هم اعتبار مدارج و مدارک دانشگاهی را به گند می‌کشند. هم بنده خدا زکزاکی را مضحکۀ خاص و عام می‌سازند و هم جمعی از همه جا بی‌خبر را به طعن نیکان و پاکان آلوده می‌کنند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

صحبت های شنیدی و ماندگارصاحب کارخانه خودکار بیک بدنه‌ای ساختم که هرچقدر هم فشار می‌دادم، نمی‌شکست... ♈️ آقای رفوگران، علی‌رغم مخالفت‌های بیک و شکست شرکت‌های آمریکایی در ساخت بدنه این خودکار، توانست در ایران با ساخت بدنه‌ای مقاوم، فروشی ۴۰ برابر انتظار مارسل بیک رو رغم بزنه. ♈️ چه انسان هایی که با رنج به جایی رسیدن و دشواری بسیار، اختراعی کردن یا وسیله ای تولید کردند با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

برندهای بزرگ امروز از اول بزرگ نبودند . از یه جایی شروع کردند . کوچک و ناکامل و نسبتا ضعیف شروع کردند . پیش رفتند .بازخورد گرفتند اصلاح کردند . یاد گرفتند . و ادامه دادند و هر روز برای بزرگ و قدرتمندتر شدن تلاش کردند و می کنند . اگر در ابتدای شروع کسب و کار هستید یا اگر ابتدای راه هستید برای طی یک مسیر پر چالش برای ساختن و هیجان انگیز آماده باشید ... با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 این جنایت تنها دوقربانی نداشت ✍️افشین امیرشاهی ♈️ صبح با خبر دردناک و بهت‌آور قتل داریوش مهرجویی کارگردان پرآوازه کشورمان و همسرشان وحیده محمدی‌فر آغاز شد؛ قتلی که روایت‌های دهشتناک و رعب‌انگیزی از آن مخابره شده است. از سلاخی شدن تا بریده شدن سرشان توسط فرد یا افراد ناشناس تا اینکه جنایتکاران دقایق طولانی درمحل حادثه حضور داشتند و خدا می‌داند هرچند دقیقه‌ای که آنجا بودند چه لحظه‌های خوف‌انگیزی بر داریوش مهرجویی و همسرش گذشته است. دادستان فردیس استان البرز گزارش داده که علت قتل ضربات متعدد چاقو یا شی برنده بوده است. ♈️ حجم تحلیل‌ها، شایعات و گمانه‌زنی‌ها نیز بسیار بالاست. برخی می‌گویند اتباع خارجی عامل یا عاملان این حادثه بوده‌اند و برخی اظهارنظرهای دیگری کرده‌اند. نکته اینکه باید از هرگونه اظهارنظر عجولانه و غیرمستند پرهیز کرد. باید منتظر ماند تا ابعاد این پرونده غمبار روشن شود. پلیس و دستگاه قضایی تازه کارشان را آغاز کرده‌اند و هنوز به 24 ساعت نرسیده که این حجم شایعه و گمانه‌زنی در جامعه منتشر شده است. ♈️ این جنایت درعین حال حساسیت افکار عمومی را به‌شدت بالا برده است. جامعه تشنه اطلاعات و حقیقت درباره این اتفاق ناگوار است. همزمان بازار شایعات نیز داغ شده است و حرف‌های مختلفی درباره مظنون یا مظنونان حادثه مطرح می‌شود. به همین دلیل لازم است پلیس و دستگاه قضایی باید به برخی از شایعات و اظهارنظرها که در فضای جامعه منتشر شده است به سرعت پاسخ داده و اطلاعات درست در اختیار رسانه‌ها قرار دهند. این اطلاعات می‌تواند فضای ملتهب جامعه را آرام نگه دارد و حداقل این حس را ایجاد کند که دستگاه‌های انتظامی و قضایی با حساسیت و دقت بیشتر این موضوع را پیگیری می‌کنند. ♈️ این جنایت روح و روان جامعه را به هم ریخته است. فقط به واژه‌هایی که بسیاری از مردم، اهالی سینما، روزنامه‌نگاران و علاقه‌مندان فرهنگ و هنر در همین چند ساعت برای بیان درد و غم‌شان به کار گرفته‌اند، دقت کنید. واژه‌هایشان بی‌تاب است، دردناک است، تند است و ناخوش. مردم تا کی و کجا باید خبرهای ناخوش را تحمل کنند؟ آستانه تحمل جامعه تا کجاست؟ ♈️ همین می‌شود که بسیاری از موضوعات جامعه، استعداد تبدیل شدن به عاملی برای تنش اجتماعی و تحریک افکار عمومی را دارد. آستانه تحمل جامعه در وضعیت قرمز است. جامعه ناراضی، تحمل‌پذیری پایینی دارد. در چنین شرایطی از دولت انتظار می‌رود به وضعیت روحی مردم خودش توجه نشان بدهد و امنیت جامعه را بیش از پیش در نظر بگیرد. انعطاف داشته باشد و براساس خواست مردم عمل کند. ♈️ قتل داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر از آن دست حوادثی است که تنها دو قربانی نداشت. درچنین حوادثی بسیاری از افراد جامعه نیز قربانی می‌شوند. چون این حوادث حس ناامنی فراوان درمیان مردم و جامعه تولید می‌کند. باعث رعب و وحشت می‌شود. بار روانی بالایی دارد. اعتماد اجتماعی را از بین می‌برد. این جنایت از آن دست اتفاقاتی است که فراموش نمی‌شود و استرس آن تا مدت‌ها باقی می‌ماند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🔺برای گلوی بریدەی داریوش مهرجویی ✍صلاح الدین خدیو داریوش مهرجویی در باغش سلاخی شد. کیومرث پوراحمد در جنگل های شمال خودکشی کرد. ابراهیم گلستان هم در 101 سالگی در عمارتی اربابی در جنوب انگلیس در آرامش درگذشت. این سه مرگ هر سه در سال 1402 به سراغ این سه مرد فرهنگ و ادبیات ایران آمدند. مرگ راحت گلستان در غربت غرب در قیاس با قتل و خودکشی مهرجویی و پوراحمد در خاک وطن، به طرزی نمادین حکایت سرگشتگی و تناقضات روشنفکران ایران در سدەی چهاردەی خورشیدی است. ایران قرن چهارده را با روشنفکرانش آغاز کرد. پیامبران عصر تجدد که بنا بود پیام آور نوسازی و ترقی باشند و هر آنچه بوی کهنگی و ارتجاع می دهد را دور بیندازند. این دستور کار در اواسط سده ناگهان تغییر کرد. سنت دوباره عزیز شد و بانگ ها برای بازگشت به گذشته برخاست. ایران دهەی چهل و پنجاه با شتابی سرسام آور "تن" به مدرنبزاسیون سپرده بود. اما نظیر اروپای قرن نوزده که لحظاتی زادگاه رمانتیسم و نوستالژی زندگی پاستورال شد، "دل" آن در آفاقی دیگر سیر می کرد. جلال، شریعتی، شایگان، نراقی، نصر و انبوهی از حواریون، دل ایران نیمەی سدەی چهاردە بودند. تا این کە رخداد بزرگ در 1357 آمد و ایران انقلابی ترجمان ایدەهای شورانگیز  روشنفکران شیدای مدرنیتەی تحریف شده گردید. انقلاب ایران را به عصر سادگی ماقبل مدرن و سادگی و پیراستگی سنت بازنگرداند. بلکه سنت ایدئولوژی زده و مدرنیتەی تحریف شدە را بهم آمیخت. نسل انقلاب شهد بازگشت به هویت خویش را چشید و چندی بعد با سرگیجەای رقت انگیز آن را بالا آورد. مهرجویی در هامون که سال 1369 اکران شد با مهارتی مثال زدنی این زجر و لذت و گم گشتگی را روایت نمود. هامون مانیفست بصری پایان دهەی شصت شد. نسلی که از شتاب مدرنیزاسیون پهلوی ها و گم شدن ناگهانی فضاها و روابط سنتی، زیر عبای گفتمان غرب زدگی رفته بود، عملا به پایان خط رسیدە بود. حمید هامون در جستجوی معنا میان جهان ایمان و جلوەهای فریبای مدرنیته در تقلا بود. این درست حکایت روشنفکران به آخر خط رسیدەی عصر انقلاب بود. آنهایی که پیشینیان خود را با انگ خودباختگی و غرب باوری می نواختند، خیلی زود پناهگاه های فکری خود را از دست دادند. فضای سوررئال هامون بیانگر تناقضات و اغتشاش های فکری حاکم بر این حیات است. امپراتوری سرخ در لحظەای فروپاشید و کارنامەی حکومت داری اسلام انقلابی هم بغرنج تر از آن بود که راهی به سوی رهایی از آن در بیاید. از ابتدای دهەی هفتاد دوبارە نگاه ها به غرب دوخته شد، این بار نه در مقام خصم سیاسی و رقیب گفتمانی بل به عنوان مقصد و راهنما و بلد  راه توسعه. مهرجویی سال ها بعد گفت: ایدەی اولیەی هامون مربوط به پیش از انقلاب بود و شمایلی از رمانی نانوشته: احمد و محمود و حمید هر سه هامون: سه برادر بودند. احمد هامون، برادر کوچک تر فیلم ساز بود و در پاریس زندگی می کرد. محمود برادر بزرگ بود و حمید هم که شخصیت اصلی فیلم هامون شد در تهران می نشستند. مهرجویی می گفت: احمد یک جورهایی شبیه خودم است. مهرجویی اما در مردن شبیه احمد نشد. شاید گلستان که از عمر صد سالەاش نیم قرن آن را در غرب گذراند و زیست نه، بلکه مرگی عاقبت بخیر را آزمود، تداعی گر احمد است. کیومرث پوراحمد هم که در سواحل شمال به مرگی ناخوش درگذشت، سکانس پایانی هامون را یادآوری می کند که حمید غرق در تلاطمات روحی، خود را به امواج خزر سپرد. پس از مرگ معلوم شد حمید حامد نویسندەی ناشناس کتاب " همەی ما شریک جرم هستیم " پوراحمد است. پوراحمد که در جلد حمیدی دیگر رفته بود، این کتاب را به ادعانامەای علیه نسل خود تبدیل کرد. پشیمانی از انقلاب ضد غربی و طلب حلالیت از برخی کارگزاران پهلوی. مهرجویی هرگز رمان هامون ها را ننوشت. شاید اگر روزی این داستان بلند از پستوی ذهن نویسنده به گوشەی مطبعه می رفت، در صفحەای از آن می خواندیم: محمود برادر بزرگ تر در ویلایی در کرج همراه همسرش کارآجین شد. با مرگ او سینمای ایران کارگردانی پیشرو را از دست داد. نسل اول خانوادەی هامون هم به پایان رسید. فرزندان و نوەهایشان  میان تهران و لندن و پاریس و لس آنجلس در رفت و آمدند و در جهان های هیبریدی قرن تازه در حال خلق تجارب تازەاند. سیاست زندگی جای مخاصمات هویتی گذشته را گرفته و به زحمت می توان یک سوژەی هویتی ناب را در تهران معاصر یافت.

🔴 اثر طعمه اگر تجربه رفتن به استارباکس را برای نوشیدن یک فنجان قهوه داشته باشید، احتمالا در منو قیمت دیده‌اید که قیمت قهوه‌ها این طور نوشته شده: سایز کوچک: ۳۰۰۰ تومان سایز متوسط: ۶۵۰۰ تومان سایز بزرگ: ۷۰۰۰ تومان. کدام را انتخاب می‌کنید؟ بررسی‌ها نشان داده عموم آدم‌ها سایز بزرگ را انتخاب می‌کنند، حتی اگر با همان سایز کوچک هم نیازشان برطرف شود. در واقع قیمت‌ها به گونه‌ای طراحی شده که شما را تحت‌تاثیر قرار دهند و قدرت انتخاب‌ را از شما بگیرند تا شما آن چیزی را انتخاب کنید که فروشنده می‌خواهد نه آن چیزی که واقعا به آن احتیاج دارید. این رفتار ما یک مدل سوگیری است که در اقتصاد رفتاری به آن اثر طعمه یا فریبگر می‌گویند چون کارش این است که ذهن ما را فریب دهد. ذهن ما با اضافه شدن گزینه سوم(طعمه) فریب می‌خورد، چون اثر طعمه با ذهن بازی می‌کند و محاسبات ذهنی ما را بهم می‌ریزد. ذهن ما اختلاف قیمت میان لیوان متوسط و بزرگ را محاسبه می‌کند و این عدد را با اختلاف قیمت متوسط و کوچک مقایسه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که اگر گزینه بزرگتر را خرید کند، سود بیشتری هم می‌برد. اثر طعمه باعث می‌شود که ما بیشتر از نیاز واقعی‌مان خرید کنیم. وقتی آپشنی به اسم طعمه وجود دارد دیگر به سراغ گزینه‌ای که نیاز داریم نمی‌رویم، سراغ گزینه‌ای می‌رویم که بیشترین سود را برایمان دارد. از اصول اقتصاد می‌دانیم که مردم به انگیزه‌های شخصیشان جواب می‌دهند. درست است که ما می‌خواهیم بیشتر بفروشیم ولی باید انگیزه‌ای هم برای خریدار وجود داشته باشد که بیشتر از ما بخرد. پس قیمت‌ها را به گونه‌ای قرار می‌دهند که به جای انتخاب گزینه ارزان‌تر و به‌صرفه‌تر، گزینه گران‌تر را انتخاب کنیم و پول بیشتری پرداخت کنیم. اما چطور از اثر طعمه در امان باشیم؟ ۱. در هنگام خرید قبل از نگاه به قیمت‌ها، ابتدا به محصولات نگاه کنید تا بتوانید متوجه نیاز خود بشوید. ۲. قبل از رفتن به خرید لیستی از نیازهایتان تهیه کنید و به آن پایبند باشید. ۳. از فروشنده راجع به حجم یا تعداد مشورت نگیرید، او دلسوز جیب شما نیست. هر زمان احساس کردید که دارید دچار اثر طعمه می‌شوید، برای این که ذهن‌تان را قانع کنید تا تصمیم منطقی بگیرد یاد این جمله بیوفتید که: اگر برای یک جنس ۲۰ هزار تومانی ۱۵ هزار تومان هزینه کنید، ۵ تومان سود نکرده‌اید، ۱۵ هزار تومان هزینه کرده‌اید و کسی که سود می‌کند فروشنده است و نه شخص شما. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🔴 آن ۳ نفر ♈️ در دورانی که محمود احمدی‌نژاد شهردار تهران بود به بهانه‌ی گسترش محوطه‌ی امامزاده اسماعیل و تبدیل آن به تفرجگاه با استفاده از بولدوزر و بیل مکانیکی چندین قبر را شکافته و تخریب کرد، سپس *استخوان‌های درون آن‌ها را به همراه سنگ قبرها به دره‌ی جاجرود انداخت* و کسی نمی‌دانست آن استخوان‌ها که از زیر خاک بیرون کشیده شد پیکر چه کسانی بود؟؟؟ ♈️ آن استخوان‌ها، باقیمانده اجساد یحیی دولت آبادی، صدیقه دولت آبادی و محمود نریمان* بود که از زیر خاک بیرون کشیده شد! اما چرا؟! ♈️ یحیی دولت آبادی, روحانی نواندیش و ادیب و یکی از مشهورترین چهره‌های انقلاب مشروطه که به زبان فرانسه نیز مسلط بود و فرهنگ غرب را به خوبی می‌شناخت و شیفته دموکراسی بود. او به شدت با ارتجاع و کهنه‌گرایی مبارزه کرد و در تاسیس مدارس جدید در ایران نقش مهمی ایفا نمود و در این راه اتهامات بسیاری به او نسبت دادند. . ♈️ شکافتن قبرش نوعی انتقام بود و تلاش برای آن که کسی نداند او که بود و درکجا به خاک شد؟! . ♈️ از جمله اتهاماتی که به دولت‌آبادی نسبت می‌دادند، بابی‌گری بود! خودش در اینباره می‌نویسد: . ♈️ ظل السلطان در زمان حکومتش در اصفهان، برخی را به اتهام بابی بودن از میدان بدر می‌کرد تا این عنوان مجوزی باشد برای تصاحب اموال و املاک آن شخص. . ♈️ قبر دوم متعلق به دکتر محمود نریمان بود.* یکی از برجسته‌ترین یاران و وزیران دکتر مصدق که هیچگاه با ارتجاع کنار نیامد. مخالف زد و بند بود و هرگز عدالت را فدای مصلحت نکرد. . ♈️ نریمان مدتی شهردار تهران و وزیر دارایی بود و همه آنها که تاریخ جنبش ملی را خوانده‌اند، می‌دانند که او یکی از پاک‌ترین و صادق‌ترین وزرای دولت بود و زمانی که فوت کرد، هنوز اجاره‌نشین بود و خانه‌ای از خود نداشت.* . ♈️ دکتر نریمان در دوره دوم مجلس شورای ملی، روزی چنگ انداخت و گریبان سیدمهدی میراشرافی (یکی از تندروهای مجلس که مخالف اصلاحات و بعدها مخالف انقلاب سفید شاه بود) گرفت و فریاد زد این پدر سوخته عامل انگلیس است! . ♈️ سرانجام در سال چهل، دکتر نریمان در نهایت فقر چشم بر جهان فرو بست. شهرداری تهران احمدی نژاد روی قبر او حجره‌ای بنا کرد که در آن کتاب‌های مذهبی می‌فروشند. این حجره یک متر در نیم متر است و به اندازه قبر خالی شده از استخوان نریمان. نام و خاطره او نیز باید از یادها برود. ♈️ سرگذشت قبر سوم آن قبر سنگ سیاهی داشت که بسیار سنگین بود، که نتوانستند پیش از روشن شدن هوا آن را هم ببرند! سنگ در گوشه ای از محوطه ی زرگنده باقی مانده و هنوز هم هست. گرچه تمام نوشته ها و اشعار روی آن را تراشیدند و پاک کردند! و امروزه سکویی شده برای بازی کودکان *این سنگ ، سنگ قبر صدیقه دولت آبادی بود!* ♈️ صدیقه وصیت کرده بوده، بعد از مرگ کنار برادرش یحیی به خاک سپرده شود. از برجسته‌ ترین زنان انقلاب مشروطه و جنبش زنان ایران و بنیان‌گذار انجمن مشروطه‌ خواهانه و انجمن مخدرات وطن بود. نشریه زبان زنان را درباره حقوق زنان منتشر می‌کرد و چادر و حجاب اجباری را به چالش می‌کشید. . ♈️ در سال ۱۲۹۶ نخستین مدرسه نوین دخترانه را با نام مکتب شرعیات تاسیس کرد. فریاد وا مصیبتای عده‌ای افراطی به هوا برخاست که مگر ما بی‌غیرت و بی‌ناموس شده‌ایم که دختران مان را به مدرسه بفرستیم! سرانجام مخالفت‌ها به قدری بالا گرفت که صدیقه به جرم تاسیس همان مدرسه دستگیر و مدتی زندانی و در آخر مدرسه‌اش نیز تعطیل شد. . ♈️ بارها بخاطر فعالیت‌هایش در احقاق حق بانوان، به نظمیه فراخوانده شد. یکبار رئیس نظمیه به او گفته بود خانم شما صد سال زود به دنیا آمده‌ای! صدیقه دولت آبادی پاسخ داده بود آقا من صد سال دیر متولد شده‌ام، اگر زودتر به دنیا آمده بودم نمی‌گذاشتم زنان سرزمینم چنین خوار و خفیف و در زنجیر شما اسیر باشند. صدیقه دولت آبادی در سال هزار و سیصد و یک به آلمان رفت و در کنگره بین المللی زنان در برلین شرکت کرد. *او اولین زن ایرانی بود که در یک کنگره بین المللی به نمایندگی از زنان ایران حاضر شد و سخنرانی کرد.* . ♈️ متاسفانه سنگ قبر او را پاک کردند و استخوان‌هایش را به جاجرود ریختند تا کسی نداند و یا فراموش کنند تلاش‌ها و محنت‌های او را برای بدست آوردن ابتدایی‌ترین حقوقی که ارتجاع سیاه از آنها سلب کرده بود. یکی از پیرمرد هایی که در بوستان زرگنده است می‌گوید: من خانم دولت آبادی را ندیده بودم. برادرش را هم ندیده بودم، اما آقای نریمان را می‌شناختم. روزی که اینجا دفنش می‌کردند حاضر بودم. او را در ضلع شمال غربی امامزاده، غریبانه دفن کردند. غلامرضا تختی با یک عده دانشجو تابوت را تا بالای قبر آورده بودند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed ‏

🫥 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفه‌ای است ✅ دوره «مدیرعامل حرفه‌ای» مدرسه عالی کسب‌وکار ماهان 🎓 دوره مدیرعا
🫥 مدیرعاملی تنها یک جایگاه نیست، بلکه یک تخصص حرفه‌ای است ✅ دوره «مدیرعامل حرفه‌ای» مدرسه عالی کسب‌وکار ماهان 🎓 دوره مدیرعامل حرفه‌ای مدرسه کسب‌وکار ماهان، به‌عنوان اولین دوره شخصی‌سازی‌شده برای مدیران عامل در ایران، تمامی نیازهای مدیران سازمان‌های امروزی را به‌صورت تخصصی مدنظر قرار داده است. 🟣شما با شرکت در این دوره از خدمات ذیل بهره‌مند خواهید شد: 👍۹۰ ساعت آموزش کاربردی توسط اساتید تراز اول 👍برگزاری جلسات منتورینگ گروهی با مدیران عامل الهام‌بخش 👍فرصت شبکه‌سازی حرفه‌ای با مدیران عامل 👍امکان حضور در رویدادهای هفتگی کافه‌نتورک (باشگاه کسب‌وکار ماهان) 📲 جهت دریافت مشاوره تخصصی و ثبت نام، عدد 177 را به شماره 02188401313 بفرستید.