fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 598 مشترک است و جایگاه 2 283 را در دسته تجارت و رتبه 12 305 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 598 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 30 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -151 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 23.61% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 6 516 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 01 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 598
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-317 روز
-15130 روز
آرشیو پست ها
داستان جک ما ،موسس گروه علی بابا زندگی در خانواده بسیار فقیر ناکامی های متعدد نهایتا به عنوان معلم انگلیسی مدتی تدریس کرد. هر بار راجع ایده هاش با سرمایه گذاران صحبت میکرد بهش می خندیدند و میگفتند تو یه دیوانه تمام عیار هستی جک ما وقتی با کمک ۱۸ نفر از دوستانش اولین شرکت را با سرمایه ۵۰.۰۰۰ دلار تاسیس کردند، تا ۳ سال شرکتشون درآمدی نداشت اما تسلیم نشد جمع مدیران نامدار ایران 📌@excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 آقازاده‌ها و مرور روایت نظامی‌گنجه‌ای ✍️سهند ایرانمهر «محمدهادی زاهدی» فرزند محمدمهدی زاهدی وزیر علوم سابق و عضو فعلی کمیسیون آموزش مجلس با حکم وزیر علوم به عنوان مدیر کل آمار، فناوری اطلاعات و امنیت فضای مجازی وزارت علوم منصوب شد. این خبر و خبرهایی از این دست بهانه خوبی است برای رجوع به گنجینه ادبیات‌مان، نظامی گنجه‌ای در داستان خسرو و‌شیرین به قصد هرمز مبنی بر دادگستری و‌عدالت‌ورزی و سوگندی که برای تحقق آن‌می‌خورد، اشاره می‌کند: سیاست را ز من گردد سزاوار بر این سوگندهائی خورد بسیار چو شه در عدل خود ننمود سستی پدید آمد جهان را تندرستی 🔸اولین آزمون هرمز با تخطی فرزندش خسرو، اتفاق می‌افتد. او‌ با اسبش وارد‌کشت یک روستایی می‌شود، روی تخت خانه او می‌خوابد و بنای عشرت می‌گذارد و غوری غلامش غوره باغ رعیت را ضایع می‌کند. خبر « بی‌رسمی» فرزند را‌ به پدر می‌برند و‌سوگندش را یادآوری می‌کنند: که خسرو و دوش بی‌رسمی نمود است ز شاهنشه نمی‌ترسد چه سوداست ملک گفتا نمی‌دانم گناهش بگفتند آنکه بیداد است راهش سمندش کشتزار سبز را خورد غلامش غوره دهقان تبه کرد شب از درویش بستد جای تنگش به نامحرم رسید آواز چنگش 🔸به هرمز همچنین یادآوری می‌کنند که اگر این‌‌کار آقازاده را فردی عادی می‌کرد، پیرش را در‌می‌آوردی ولی معمولا صاحبان قدرت به رگ خویش که می‌رسند، سست می‌شوند: گر این بیگانه‌ای کردی نه فرزند ببردی خان و مانش را خداوند زند بر هر رگی فصاد صد نیش ولی دستش بلرزد بر رگ خویش 🔸هرمز به سوگندش عمل و فرزند را تنبیه می‌کند: ملک فرمود تا خنجر کشیدند تکاور مرکبش را پی بریدند غلامش را به صاحب غوره دادند گلابی را به آبی شوره دادند در آن خانه که آن شب بود رختش به صاحبخانه بخشیدند تختش پس آنگه ناخن چنگی شکستند ز روی چنگش ابریشم گسستند 🔸در اینجا، نظامی دست به مقایسه این روش دادگرانه با تبعیض و بی‌عداتی عهد‌و زمانه خود می‌زند: سیاست بین که می‌کردند ازین پیش نه با بیگانه با دردانه خویش کنون گر خون صد مسکین بریزند ز بند یک‌قراضه برنخیزند کجا آن عدل و آن انصاف سازی؟ که با فرزند از اینسان رفت بازی 🔸نظامی همچنین دست به مقایسه تلخ آن حکمرانان گبر با حاکمان مدعی مسلمانی می‌زند: جهان ز آتش پرستی شد چنان گرم که بادا زین مسلمانی ترا شرم مسلمانیم ما او گبر نام است گر این گبری، مسلمانی کدام است نظامی بر سرافسانه شوباز که مرغ بند را تلخ آمد آواز با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 امیرکبیر “شاعر چاپلوس” را اینگونه ادب کرد! میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی از شاعران بزرگ دربار فتحعلیشاه و دربار محمدشاه با لقب «حسان‌العجم» و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه بود. او شاید اولین شاعر ایرانی است که به زبان فرانسه تسلط داشت و در ریاضیات، کلام، حکمت و منطق نیز استادی مسلم به شمار می‌رفت. ۱۶۳ سال پیش از این او چکامه بلند و غرّایی در مدح و ثنای امیر کبیر سروده و در وصف امیر، او را جانشین وزیر ظالم قبلی یعنی حاج میرزا آقاسی نامیده بود: «به جای ظالمی شقی، نشسته عالمی تقی/ که مؤمنان متقی‌ کنند افتخارها.» ولی برخلاف مخدومان سابق، امیر کبیر که نه خریدار الفاظ پر طمطراق و تهی از معنی بود و نه معتاد به تملّق گویی‌های خادمان، چنان‌ برآشفت که در جا مستمری وی را قطع کرد و گفت: تو که تا دیروز مدح میرزا آقاسی می گفتی و امروز که او نیست ، ظالم شقی اش می خوانی و این بار مدح من می گویی! او حاجی میرزا آقاسی را پیشتر “قلب‌ گیتی”، “انسان کامل‌” و “خواجه دو جهان‌” خوانده بود! در پی قطع مقرری شاعر متملق ، اعتضاد السلطنه وساطت کرد تا بلکه امیر کبیر او را ببخشد. امیرکبیر نیز از دیگر تخصص های قاآنی جویا شد و وقتی دانست که او به زبان فرانسه تسلط دارد، برقراری حقوق قاآنی را مشروط به ترجمه کتابی در زمینه فلاحت (کشاورزی) از زبان فرانسه به زبان فارسی کرد. تاریخ گواهی می دهد قاآنی ، پس از مغضوب و معزول شدن‌ امیر کبیر در اشعارش از او به “خصم خانگی‌”و «اهرمن خو و بد گوهر» یاد کرد!! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 ماست و خیار ناصرالدین شاهی! می گویند در زمان ناصرالدین شاه، روزی امیرکبیر که از حیف و میل سفره های خوراکِ درباری به تنگ آمده بود به شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت می خورند را میل فرمایند. شاه پرسید که مگر رعیت ما چه میل می کنند !؟ امیر گفت : ماست و خیار... شاه سر آشپزباشی‌ را صدا زد و فرمان داد برای ناهار فردا ماست و خیار درست کند... سر آشپزباشی‌ به تدارکات چی دستور تهیه مواد زیر را داد: 1) ماست پر چرب اعلا 6 من ... 2) خیار نازک و قلمی ورامین 2 من ... 3) گردوی مغز سفید بانه 1 کیلو ... 4) پیاز اعلای همدان 1 من ... 5) کشمش اعلا و مویزِ شاهانی بدون هسته 1 کیلو ... 6) نان مرغوب مغز دار خاش خاش دارِ دو آتیشه 3 من ... 7) نعنای باغی اعلا و سبزی‌های بهاری 1 کیلو! ... 8) و ... خلاصه مطلب این که ناصر الدین شاه قبله عالم صاحب قران بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار تناوول کردند، فرمان به یک کاسهِ اضافه داد و در حالی‌ که ترید می فرمودند برگشت و به امیرکبیر گفت: « پدر سوخته ها ، رعایای ما چه غذاها می خورند و ما بی‌ خبر بودیم ! هر کس نارضایتی کرد و کفرانِ نعمت، به چوب و فلک ببندینش ...! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با پنل سازمانی رایگان فلایتیو، بلیط پرواز و هتل داخلی و خارجی کارکنان خود را با شرایط ویژه از ما بخواهید. برای دریافت نمونه ق
با پنل سازمانی رایگان فلایتیو، بلیط پرواز و هتل داخلی و خارجی کارکنان خود را با شرایط ویژه از ما بخواهید. برای دریافت نمونه قرارداد و تست پنل با واحد "توسعه کسب و کار" در ارتباط باشید. تلفن: 02143404000 09912707100 ایمیل: BD@flightio.com

#تبلیغات

🔴 ایسم‌ها در قالب طنز سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید. لیبرالیسم: دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود. کمونیسم: دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند. فاشیسم: دو گاو دارید. شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد. کاپیتالیسم: دو گاو دارید. هر دوی آنها را می دوشید. شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند. نازیسم: دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد. آنارشیسم: دو گاو دارید. گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند. آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید. دولت مرفه: دو گاو دارید. آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید. بوروکراسی: دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها ۱۷ فرم را در ۳ نسخه پر می کنید. ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید. سازمان ملل: دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها و آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد. ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد. رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید. متحجریسم: دو گاو دارید. زشت است گاو را بدوشید. فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید. پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند. دمکراسی مطلق: دو گاو دارید. از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه. سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آنها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

١- اگه میخوای راحت باشی ، کمتر بدون ؛ و اگه میخوای خوشبخت باشی ، بیشتر بخون. ٢- تا پایان کار، از موفقیت در آن ، با کسی صحبت نکن. ٣- قبل از عاشق شدن ، ابتدا فکر کن ، که آیا طاقت دوری ، جدایی و سختى رو دارى يا نه؟ ٤- برای حضور در جلسات ، حتی یک دقيقه هم تأخير نكن. ٥- "سکوت" تنها پاسخی است که اصلا ضرر ندارد. ٦- نصیحت کردن ، فقط زمانی اثر دارد که 2 نفر باشید.( در بين جمع كسى را نصيحت نكن ) ٧- در مورد همسر کسی اظهار نظر نکن ، نه مثبت نه منفی. ٨- نوشیدنی های داخل لیوان و یا فنجان را تا آخر ننوش. ٩- در اختلاف خانوادگی حتی اگر حق با تو است ، شجاع باش و تو از همسرت عذر خواهی کن. ١٠- برای کودکان اسباب بازی های جنگی هدیه نبر. ١١- نه آنقدر کم بخور که ضعیف شوی ، و نه آنقدر زیاد بخور که مریض شوی. ١٢- بدترین شکل دل تنگی آن است ، که در میان جمع باشی و تنها باشی. ١٣- شخص محترمی باش ، و بدون اطلاع به خانه و محل کار کسی نرو. ١٤- هوشیار باش، استفاده از مشروبات و نوشیدنی الکلی تو را گرفتار خواهد کرد. ١٥- وجدانت را گول نزن، چون درستی و نادرستی کارت را به تو اعلام می کند. ١٦- موقع عطسه کردن ، حتما از دیگران فاصله بگیر و از دستمال استفاده کن. ولی با تمام وجود عطسه کن. ١٧- عاشق همسرت باش تا بهشت را ببینی. ١٨- کثیف نکن، اگر حوصله تمیز کردن نداری. ١٩- بخشیدن خطای دیگران بسیار قشنگ است، تجربه کردنش را به تو پیشنهاد می کنم. ٢٠- همه جا از همسرت تعریف و تمجید کن، حتی در جهنم. ٢١- با کارمندانت مهربان، ولی قاطع باش. ٢٢- غرور کسی رو نشکن، چون مثل شیشه ی شکسته برای تو، خطر آفرین است. ٢٣- عمل خلاف را، نه تجربه کن، نه تکرار. ٢٤- در جايى كه اشتباهى ازت سر زد ، با شجاعت اقرار کن که اشتباه کردی. ٢٥- هنر نواختن را یاد بگیر، نواختن موسیقی در هیچ کشوری گدایی نیست. ٢٦- هنگام صحبت کردن با دیگران، به چشم آنها نگاه کن تا پیام و کلام تو را درک کنند. ٢٧- با دندان، میخ نکش. ٢٨- کسی را که به تو امیدوار است ، نا امید نکن. ٢٩- برای کسی که دوستش داری ، در روز تولدش پیام تبریک ارسال کن. ٣٠- اولین خیّر باش. ٣١- با داشتن همسری خوب و خوش اخلاق، همه کس و همه چیز را یکجا داری. ٣٢- در دفتر و منزل، گل های زیبا داشته باش. ٣٣- حسابداری و روشهای آنرا یاد بگیر. ٣٤- تزریق سرم وآمپول را یاد بگیر. ٣٥- وارد سیاست نشو. ٣٦- به سفر و همسفر فکر کن. ٣٧- تا ندانی ، نمی توانی ؛ پس بدان ، تا بتوانی. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

یک تمایز باشکوه: تکنولوژی OCR در ATS کاربوم جستجو درون هزاران فایل PDF مثل تلاش برای پیدا کردن سوزن در یک انبار کاه، کاری وقت‌گیر و به‌شدت سخته. مطمئنا واحدهای منابع انسانی سازمان‌ها با چنین انبار کاهی مواجه هستن، چون هر روز تعداد زیادی رزومه PDF دریافت می‌کنن و نیاز دارن در محتوای این فایل‌ها جستجو کنن. نرم‌افزار ATS کاربوم به‌کمک هوش مصنوعی و با فناوری OCR (Optical Character Recognition) قابلیتی در اختیارتون قرار میده که شما رو در بازیابی اطلاعات توانمند خواهد کرد. تیم کاربوم آماده معرفی کامل ATS برای سازمان‌هاست. برای تنظیم زمان جلسه دمو، روی لینک زیر کلیک کنین: b2n.ir/r77196 با ATS کاربوم، برای تیم جذب‌واستخدام، هر نشدنی شدنیه :)

#تبلیغات

📝📝مردم آلمان به كشورشان وفادارند نه به يك فرد ✍️محمود سریع القلم ♈️اولین شرط حکمرانی*، ایجاد امنیت فکری ، شغلی و اقتصادی فرد فرد جامعه است، ♈️اکثریت مطلق مردم اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد؛ زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان معمولی ، یک اتومبیل معمولی ، یک شغل معمولی و یک درآمد معمولی اما بسیار راضی و خوشحال هستند؛ *چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی می‌کنند* ، نرخ تورم حدود ۲ درصد است و درآمد آنها سالانه حدود ٨ درصد افزایش پیدا میکند ، بنابراین؛ احساس ثبات می‌کنند. ♈️در ایران حاکمیت غالبا برای توجیه ناکارآمدی خود به طور سیستماتیک به مردم اطلاعات غلط میدهد مثلا گزارشگر رسانه‌ای ما (مستقر در پاریس) در روز اعتصاب کارکنان متروی فرانسه در کنار ایستگاه مترو می‌ایستد و میگوید پاریس امروز مترو نداشت و مردم با اتوبوس و دوچرخه به سر کار رفتند و این شاخصی است برای فروپاشی فرانسه. ♈️این نوع نتیجه غلط گرفتن از یک واقعه باعث می‌شود عمق مسائل را نبینیم ، *فضای رسانه‌ای داخلی ما عموما می‌گوید: جهان در حال فروپاشی‌ست و اقتصاد دنیا دچار بحران‌های ساختاری شده‌*.... ♈️پس در چنین فضایی که مردم ایران از اینکه یک شرکت هواپیمایی هندی در سال گذشته 205 ایرباس تحویل گرفته، بی‌خبرند.. روشن است وقتی دو تا ایرباس به ما داده شود، خیلی خوشحال می‌شوند!!!!!! ♈️برای تامین زندگی ایده‌آل برای ایرانیان؛ باید ""اندیشه‌های حکمرانی"" اصلاح شود. ""نه وزرای اقتصادی""* ♈️دولت آلمان ، اقتصادی بالغ بر چهار تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی را مدیریت میکند اما مسئولین آلمانی همه؛ ساعت پنج بعدازظهر از محل کار رفته و زندگی عادی خود را میکنند ، تعداد جلسات مدیران بسیار محدود است؛ چون اصولا چیز محرمانه‌ای وجود ندارد که از مردم پنهان شود، ♈️مدیران آلمانی به سیستم و کشورشان وفادارند؛ نه به ""ارادت به یک فرد""... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 هشت دلیل برای اینکه در ایران دزدی از کارآفرینی بهتر است! ✍️عليرضا خاكی ایران در شاخص جهانی کارآفرینی همواره عملکرد ضعیفی داشته است. اما علت چیست؟ افرادی که در کشور ما تصمیم به ورود به فضای کارآفرینی می‌گیرند و فعالیت در بخش غیر دولتی را انتخاب می‌کنند، دست به یک ریسک و یا حتی قمار بزرگ در مورد زندگی خود می‌زنند. از آن‌جا که این افراد اهل مخاطره هستند پیشنهاد بهتری برای انتخاب شغل به آن‌ها دارم. «دزدی» البته آن نوع از دیوار خانه مردم بالا رفتنش شغلی است که هم هیجان دارد و هم درآمد و به دلایلی که برشمرده خواهد شد از شرکت‌داری و کارآفرینی به مراتب بهتر و کم‌ دردسر تر است! 1- “دزد” فقط از پلیس و دستگاه قضایی می‌ترسد و یک کارآفرین باید از ده‌ها مرجع دولتی و عمومی از جمله سازمان امور مالیاتی، تامین اجتماعی، شهرداری، اداره بهداشت، غذا دارو ، استاندارد ،چک های برگشتی مشتریان و.... … بترسد و هر روز نگران یک دردسر جدید باشد. این موضوع در شرایطی است که کم‌تر پیش می‌آید که دزد را به خاطر جرم انجام نداده مجازات کنند ولی بسیاری از سازمان‌های یادشده کارآفرینان و کارفرماها را به دلیل کار انجام نداده مورد مواخذه و جریمه قرار می‌دهند. 2- در صورتی که «دزد عزیز» توسط صاحب‌خانه آسیب ببیند و یا خدای ناکرده کشته شود، حمایت‌های قانونی در این زمینه نسبت به او وجود دارد و صاحب‌خانه موظف به پرداخت دیه است. این در حالی است که به تازگی بر اساس بخشنامه‌های سازمان تامین اجتماعی، غرامت دستمزد ایام بیماری و یا حادثه به کارفرمایان تعلق نمی‌گیرد! 3- “دزدی” نقد است. یعنی بلافاصله بعد از انجام فعالیت، ماحصل آن در اختیار دزد محترم قرار گرفته و با استفاده از شبکه‌های نهادینه شده مال‌خری خیلی راحت نقد می‌شود. در حالی‌که این روزها افرادی که شرکت دارند ماه‌ها و در مواردی سال‌ها زمان نیاز است که دستمزد فعالیت خود را آن‌هم با کلی التماس و خواهش و تمنا دریافت کنند. 4- “دزدی” بدون هر گونه بروکراسی اداری است. اما خدا می‌داند که برای فعالیت اقتصادی رسمی، گرفتن یک مجوز و یا تاییدیه از سازمان‌های مربوطه چقدر دوندگی لازم است. برای شروع به امر دزدی، نیاز به گرفتن هیچ‌گونه مجوزی نیست! 5- اگر بگویم که «دزدی» دارای پشتوانه فرهنگی در تاریخ کشورمان است، راه به خطا نرفته‌ام. در ضرب‌المثل‌های فارسی در ستایش «دزد زرنگ» تعبیر پادشاه به کار رفته است «دزد نگرفته پادشاه است» و در مورد دزدی که دزدان دیگر را مورد دستبرد قراردهد اصطلاح «شاه‌دزد» به کار برده می‌شود. حتی در مورد رشد و تعالی در این شغل شریف! گفته شده است که «تخم مرغ دزد، شتر دزد می‌شود». دزدی از ظالمان و ثروتمندان جفا پیشه (مدل رابین‌هودی) همواره با تشویق ضمنی عامه مردم همراه بوده و دزدی مال مردم همیشه در مقابل دزدی باور و اعتقادات مردم رجحان داشته است. 6- از منظر دین (گرچه متخصص این حوزه نیستم) دزدی فقط متضمن یک گناه است و برای کارفرما بودن گناهان زیادی از جمله دروغ، تهمت، ارتشاء، ظلم به کارکنان و دیگران، دزدی از کار، پارتی‌بازی و رانت‌خواری و … متضمن و متصور است. 7- از آن‌جا که برای دزدی و از دیوار خانه مردم بالارفتن نیاز به آمادگی جسمانی وجود دارد، دزدان عزیز از وضعیت سلامتی بهتری نسبت به کارآفرینان و شرکت‌دارها برخوردار هستند که به طور عمده به پشت میز نشینی اشتغال دارند. 8- یکی از خوبی‌های دزدی این است که نیاز به سرمایه اقتصادی و دفتر و کارگاه و امکانات زیادی ندارد. در حالی‌که برای شروع یک فعالیت اقتصادی آشکار با درآمد مشابه نیاز به سرمایه و احیانا اخذ وام و ارائه هزار جور وثیقه به بانک نیاز است که به خودی خود آدم را نابود می‌کند. گذشته از این طنز غم‌انگیز البته به یقین من دوستان و همکاران خود را ترغیب نمی‌کنم که از این پس شغل خود را تغییر داده و از دیوار خانه مردم بالا بروند! اما شاید لازم است که مرور کنیم چرا شرایطی به وجود آمده که دزدی کردن نسبت به شرکت‌داری از سهولت و شاید منافع بیشتری برخوردار باشد؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

اخذ فرصت مطالعاتی و ویزای کار (job offer) به همراه اقامت در کشور کانادا ♦️ مختص اساتید دانشگاه در داخل و خارج از کشور، پزشکان
اخذ فرصت مطالعاتی و ویزای کار (job offer) به همراه اقامت در کشور کانادا ♦️ مختص اساتید دانشگاه در داخل و خارج از کشور، پزشکان و دندانپزشکان ✅ کل فرایند اخذ اقامت در کمتر از ۳ ماه انجام می پذیرد. ✅ کل حق الزحمه پس از انجام کار دریافت می شود. ✅ اخذ ویزای همزمان خانواده ✅ با ده ها نمونه کار موفق قابل مشاهده https://t.me/iranfellowship www.iranfellowship.ir

#تبلیغات

🔰 مسیر ثروت‌اندوزی مسوولان ایرانی چیست؟ ✍️نیما نامداری صحبت درباره ثروت مدیران دولتی دو جنبه دارد. یکی جنبه ماهوی و اینکه اساساً ثروتمند بودن یک مدیر دولتی چقدر قابل دفاع است اما جنبه دیگر به روش کسب ثروت مدیران دولت برمی‌گردد.در بسیاری از کشورها جنبه اول چندان موضوعیت ندارد و جنبه دوم است که مهم است.اما در ایران نمی‌شود جنبه اول را نادیده گرفت. وقتی ساده‌زیستی و سرمایه‌دارستیزی یکی از پایه‌های اساسی پارادایم فکری حاکم است و نظام سیاسی مستقر با مصادره اموال سرمایه‌داران بخش خصوصی، کارش را شروع کرده نمی‌شود چشم بر این تعارض اخلاقی بست که مدیر ارشد این نظام باشی، سرمایه‌دار هم باشی. به‌خصوص که هنوز هم بخشی از نظام تصمیم‌گیری و هواداران آن به تقدیس فقر می‌پردازند اما منشأ ثروت دو حالت بیشتر ندارد یا قانونی است یا غیرقانونی. مثلاً ثروتی که از طریق ارث خانوادگی به دست آمده منشأ قانونی دارد و ثروتی که از رشوه حاصل شده منشأ غیرقانونی دارد. اما داستان به این سادگی نیست؛ در میان این دو حالت سیاه و سفید، حالت سومی وجود دارد چند سناریو را مرور کنیم 1- مدیر ارشد یک نهاد دولتی، متولی مجوزدهی به کسب‌وکارهای خاصی در یک صنعت است.دوست او هم مجوز کسب‌وکار تحت نظارت مدیر ارشد ما را دارد و با دسترسی مستقیم به مقام ناظر مشغول به کار است. خیلی محتمل است که این مدیر در این کسب‌وکار شراکت غیررسمی داشته باشد 2- مدیر ارشد یک نهاد دولتی قطعه زمین دورافتاده‌ای دارد که بلااستفاده مانده، او تصمیم می‌گیرد در این زمین یک کسب‌وکار کشاورزی مکانیزه راه بیندازد؛ او با مدیر ارشد دیگری که در یک شورای دولتی مدام هم را می‌بینند صحبت می‌کند تا راه روستایی منطقه‌ای را که در آن زمین دارد، بهسازی کنند؛ با مدیر دیگری صحبت می‌کند که پروژه آب‌رسانی به آن منطقه را تسریع کنند؛ با مدیر دیگری صحبت می‌کند و مطلع می‌شود که محدودیت قیمت‌گذاری فلان کالای کشاورزی به زودی برداشته خواهد شد. مدیر ارشد ما اکنون یک ایده ‌کسب‌وکاری خوب به واسطه رانت اطلاعاتی دارد 3- مدیر ارشد یک نهاد دولتی فرزند جوانی دارد که به لطف قانون انتقال فرزندان اعضای هیات علمی به یک دانشگاه خوب منتقل شده است. این مدیر ارشد فرزندش را به مدیر ارشد دیگری معرفی می‌کند که اگر کار مناسبی برای فرزندش سراغ دارد به او اطلاع بدهد. مدیر ارشد دوم به حمایت مدیر ارشد اول در انجام وظایف خود نیاز دارد پس ترجیح می‌دهد هوای مدیر اول را داشته باشد و فرزند او را به یکی از شرکت‌های تابعه معرفی می‌‌کند تا عضو هیات‌مدیره شود. حالا فرزند جوان مدیر اول که مدرک خوبی دارد صاحب رزومه هم شده است. بقیه سناریو چیز جدیدی نیست. 4- مدیر ارشد یک نهاد دولتی درگیر پرونده‌ای است که یک بانک هم درگیر آن است. مدیران بانک نیازمند حمایت این مدیر ارشد هستند تا مشکل بانک حل شود. از سوی دیگر همسر مدیر ارشد ما یک پزشک است که بدش نمی‌آید مطب ساده‌اش را به کلینیک پزشکی تبدیل کند. برای این کار نیازمند یک وام است اما برای اخذ این وام وثیقه کافی ندارد. مدیر ارشد همسرش را به مدیران بانک معرفی می‌کند تا در راستای حمایت از کسب‌وکارهای کوچک به او وام بدهند.مشکل پرونده بانک هم حل می‌شود. 5- مدیر ارشد یک نهاد دولتی از کار برکنار شده اما همه می‌دانند او به زودی به مسوولیت دیگری منصوب خواهد شد. در فاصله بین دو کار یک شرکت مشاوره تاسیس می‌کند و به کسانی که در حوزه مسوولیت قبلی او مشغول به کار هستند مشاوره می‌دهد. عجیب هم نیست چون آن حوزه را خوب می‌شناسد در عین حال مشتریان او هم بدشان نمی‌آید مدیر ارشد سابق را نمک‌گیر کنند 6- مدیر یک نهاد دولتی با شرکتی دانش‌بنیان آشنا شده که می‌داند محصول جالبی دارد اما شرکت نوپاست و مدیران جوانش تجربه کافی ندارند و به همین دلیل بلد نیستند سرمایه جذب کنند. مدیر ارشد ما به آنها پیشنهاد می‌دهد در ازای اخذ سهام به صورت غیررسمی (خواهرزاده‌اش را معرفی می‌کند) به آنها کمک کند. این مدیر ارشد ما هر روز با مدیران ارشد موسسات مالی سر و کار دارد. او این شرکت دانش‌بنیان را در اقدامی خداپسندانه به این موسسات معرفی می‌کند و به آنها تاکید می‌کند که دست این جوان‌ها را بگیرند چون حیف است این بچه‌ها ناامید بشوند و از کشور بروند. شرکت دانش‌بنیان سرمایه را جذب می‌کند و خواهرزاده وارد هیات‌مدیره می‌شود ده‌ها سناریوی دیگر هر روز در مملکت اتفاق می‌افتند ظاهر قانونی دارند اما روح آنها مبتنی بر فساد است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 مسیر ثروت‌اندوزی مسوولان ایرانی چیست؟ ✍️نیما نامداری صحبت درباره ثروت مدیران دولتی دو جنبه دارد. یکی جنبه ماهوی و اینکه اساساً ثروتمند بودن یک مدیر دولتی چقدر قابل دفاع است اما جنبه دیگر به روش کسب ثروت مدیران دولت برمی‌گردد.در بسیاری از کشورها جنبه اول چندان موضوعیت ندارد و جنبه دوم است که مهم است.اما در ایران نمی‌شود جنبه اول را نادیده گرفت. وقتی ساده‌زیستی و سرمایه‌دارستیزی یکی از پایه‌های اساسی پارادایم فکری حاکم است و نظام سیاسی مستقر با مصادره اموال سرمایه‌داران بخش خصوصی، کارش را شروع کرده نمی‌شود چشم بر این تعارض اخلاقی بست که مدیر ارشد این نظام باشی، سرمایه‌دار هم باشی. به‌خصوص که هنوز هم بخشی از نظام تصمیم‌گیری و هواداران آن به تقدیس فقر می‌پردازند اما منشأ ثروت دو حالت بیشتر ندارد یا قانونی است یا غیرقانونی. مثلاً ثروتی که از طریق ارث خانوادگی به دست آمده منشأ قانونی دارد و ثروتی که از رشوه حاصل شده منشأ غیرقانونی دارد. اما داستان به این سادگی نیست؛ در میان این دو حالت سیاه و سفید، حالت سومی وجود دارد چند سناریو را مرور کنیم 1- مدیر ارشد یک نهاد دولتی، متولی مجوزدهی به کسب‌وکارهای خاصی در یک صنعت است.دوست او هم مجوز کسب‌وکار تحت نظارت مدیر ارشد ما را دارد و با دسترسی مستقیم به مقام ناظر مشغول به کار است. خیلی محتمل است که این مدیر در این کسب‌وکار شراکت غیررسمی داشته باشد 2- مدیر ارشد یک نهاد دولتی قطعه زمین دورافتاده‌ای دارد که بلااستفاده مانده، او تصمیم می‌گیرد در این زمین یک کسب‌وکار کشاورزی مکانیزه راه بیندازد؛ او با مدیر ارشد دیگری که در یک شورای دولتی مدام هم را می‌بینند صحبت می‌کند تا راه روستایی منطقه‌ای را که در آن زمین دارد، بهسازی کنند؛ با مدیر دیگری صحبت می‌کند که پروژه آب‌رسانی به آن منطقه را تسریع کنند؛ با مدیر دیگری صحبت می‌کند و مطلع می‌شود که محدودیت قیمت‌گذاری فلان کالای کشاورزی به زودی برداشته خواهد شد. مدیر ارشد ما اکنون یک ایده ‌کسب‌وکاری خوب به واسطه رانت اطلاعاتی دارد 3- مدیر ارشد یک نهاد دولتی فرزند جوانی دارد که به لطف قانون انتقال فرزندان اعضای هیات علمی به یک دانشگاه خوب منتقل شده است. این مدیر ارشد فرزندش را به مدیر ارشد دیگری معرفی می‌کند که اگر کار مناسبی برای فرزندش سراغ دارد به او اطلاع بدهد. مدیر ارشد دوم به حمایت مدیر ارشد اول در انجام وظایف خود نیاز دارد پس ترجیح می‌دهد هوای مدیر اول را داشته باشد و فرزند او را به یکی از شرکت‌های تابعه معرفی می‌‌کند تا عضو هیات‌مدیره شود. حالا فرزند جوان مدیر اول که مدرک خوبی دارد صاحب رزومه هم شده است. بقیه سناریو چیز جدیدی نیست. 4- مدیر ارشد یک نهاد دولتی درگیر پرونده‌ای است که یک بانک هم درگیر آن است. مدیران بانک نیازمند حمایت این مدیر ارشد هستند تا مشکل بانک حل شود. از سوی دیگر همسر مدیر ارشد ما یک پزشک است که بدش نمی‌آید مطب ساده‌اش را به کلینیک پزشکی تبدیل کند. برای این کار نیازمند یک وام است اما برای اخذ این وام وثیقه کافی ندارد. مدیر ارشد همسرش را به مدیران بانک معرفی می‌کند تا در راستای حمایت از کسب‌وکارهای کوچک به او وام بدهند.مشکل پرونده بانک هم حل می‌شود. 5- مدیر ارشد یک نهاد دولتی از کار برکنار شده اما همه می‌دانند او به زودی به مسوولیت دیگری منصوب خواهد شد. در فاصله بین دو کار یک شرکت مشاوره تاسیس می‌کند و به کسانی که در حوزه مسوولیت قبلی او مشغول به کار هستند مشاوره می‌دهد. عجیب هم نیست چون آن حوزه را خوب می‌شناسد در عین حال مشتریان او هم بدشان نمی‌آید مدیر ارشد سابق را نمک‌گیر کنند 6- مدیر یک نهاد دولتی با شرکتی دانش‌بنیان آشنا شده که می‌داند محصول جالبی دارد اما شرکت نوپاست و مدیران جوانش تجربه کافی ندارند و به همین دلیل بلد نیستند سرمایه جذب کنند. مدیر ارشد ما به آنها پیشنهاد می‌دهد در ازای اخذ سهام به صورت غیررسمی (خواهرزاده‌اش را معرفی می‌کند) به آنها کمک کند. این مدیر ارشد ما هر روز با مدیران ارشد موسسات مالی سر و کار دارد. او این شرکت دانش‌بنیان را در اقدامی خداپسندانه به این موسسات معرفی می‌کند و به آنها تاکید می‌کند که دست این جوان‌ها را بگیرند چون حیف است این بچه‌ها ناامید بشوند و از کشور بروند. شرکت دانش‌بنیان سرمایه را جذب می‌کند و خواهرزاده وارد هیات‌مدیره می‌شود ده‌ها سناریوی دیگر هر روز در مملکت اتفاق می‌افتند ظاهر قانونی دارند اما روح آنها مبتنی بر فساد است.اگر حاکمیت قصد دارد جلوی این شیوه ثروت‌اندوزی را بگیرد راه‌حل‌ها روشن است، قانون تعارض منافع را تصویب و پای دولت را از مجوزدهی و قیمت‌گذاری و دیگر کارهایی که رانت ایجاد می‌کند بیرون بکشد.

💰💰مشاوره تخصصی سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال و بازارهای جهانی💰💰 #bitmoon راه های ارتباطی : تلگرام : https://t.me/BitMoon
💰💰مشاوره تخصصی سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال و بازارهای جهانی💰💰 #bitmoon راه های ارتباطی : تلگرام : https://t.me/BitMoon_special_trading اینستاگرام: https://www.instagram.com/bitmoooon/ واتساپ: https://wa.me/message/BZAZOSXFUGGXP1 ساعات پاسخگویی از ساعت 9 الی 17

#تبلیغات