fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 629 مشترک است و جایگاه 2 294 را در دسته تجارت و رتبه 12 299 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 629 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 22 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -175 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -3 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 16.25% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.70% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 958 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 23 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 629
مشترکین
-324 ساعت
-357 روز
-17530 روز
آرشیو پست ها
‍🔶 شما جنگ را انتخاب کردید چنگیزخان مغول پس از یکپارچه کردن اقوام مغول و تارومار کردن تاتارها، قلمرو خود را تا مرزهای خوارزمشاهیان «ایران» گسترش داد. با اینکه ایران هدف جذابی برای تصرف و کسب غنائم فراوان بود، اما چنگیزخان پیش‌تر نمی‌رود و دست از جنگ می‌کِشد! چرا که او کار جدیدی آموخته است! چنگیزخان کشف کرده بود که سرزمینش در مسیر جاده ابریشم قرار گرفته و او می‌تواند زندگی مردمش را بدون خونریزی و با تجارت، دگرگون کند! چنگیز تصمیم می‌گیرد تعدادی سفیر نزد همسایه خود سلطان محمد خوارزمشاه بفرستد. هزار و پانصد شتر بهمراه بیش از چهارصد بازرگان و سه نفر فرستاده مخصوص با هدایای ویژه، در قالب یک کاروان بزرگ به سمت ایران حرکت می‌کنند. ابن اثیر می‌نویسد «کاروان در نظر غایرخان، حاکم محلی و طماع شهر اُترار (یکی از شهرهای مرزی خوارزمشاهیان در شمال شرقی ایران) چنان باشکوه و پُرزرق و برق بود که او نتوانست از آن چشم‌پوشی کند و اقدام به توقیف کاروان کرد.» غایرخان به سلطان محمد می‌نویسد «کاروانی از بازرگانان مغول، قصد ورود به قلمرو شاهنشاهی دارند، با آنها چه کنم؟» سلطان با کم‌خردی پاسخ می‌دهد «فرض کن این فرستادگان مغول، جاسوس هستند! جز قتل عام کردن می‌توان حکمی در مورد جاسوسان صادر کرد؟!» غایرخان که منتظر چنین پاسخی بود تا اموال کاروان را تصاحب کند، بلافاصله تمامی بازرگانان و سفرای مغول را قتل عام و اموال آنان را با حکومت مرکزی تقسیم می‌کند. خبر به چنگیزخان می‌رسد. او خود را کنترل می‌کند و این قتل عام را یک حادثه به سبب عدم شناخت دو همسایه از یکدیگر می‌خواند. چنگیز کاروان دوم را همراه با پیام دوستی نزد دولت خوارزمشاهیان می‌فرستد. بازرگانان، از ترسِ خود برای رفتن به ایران به چنگیزخان می‌گویند. چنگیز به آنان اطمینان داده و از آنان می‌خواهد باکی به دل راه ندهند. اما کاروان دوم نیز توقیف شد و بازرگانان مغول کشته و هدایا و اموال بازرگانان غارت می‌شود. علاوه بر اینها غایرخان به جهت تحقیر سفرای چنگیز، فرمان می‌دهد، سبیل سفیران را تراشیده و آنان را بر.هنه از شهر بیرون کنند! چنگیز خشمگین شده و آخرین پیام را توسط پیکی به سلطان محمد می‌فرستد که بسیار ساده ولی ترسناک بود. او می‌نویسد: «شما جنگ را انتخاب کردید» 🔚بی‌تدبیری سلطان محمد خوارزمشاه در برخورد با همسایه‌ای که قصد فعالیت آزاد تجاری داشت، فاجعه مغول را به بار آورد. فاجعه‌ای که بگفته مورخ روسی ولادیمیر بارتولد «چشمی باز نماند تا برای مُردگان گریه کند» ولی انچه تاریخ نویسان، نوشتند از وحشیگری مغولها بود وکمترکسی به بیخردی حاکمان ایران پرداخت با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 انتشار رتبه‌بندی سالانه فساد؛ دانمارک صدرنشین پاک‌ترین‌ها ماند، ایران به رده ۱۵۱ جهان سقوط کرد سازمان شفافیت بین‌الملل روز سه‌شنبه ۱۱ فوریه (۲۳ بهمن) شاخص سالانه فساد خود را منتشر کرد که نشان می‌دهد دانمارک همچنان در جایگاه اول به عنوان پاک‌ترین کشور از نظر فساد قرار دارد. این در حالی است که ایران جایگاهی بهتر از رده ۱۵۱ به دست نیاورده است. برخی از کشورها در این گزارش بدترین وضعیت خود را در بیش از یک دهه اخیر تجربه کرده‌اند. این روند در قدرت‌های بزرگ مانند ایالات متحده و فرانسه و همچنین کشورهای اقتدارگرا مانند روسیه و ونزوئلا مشاهده شده است. شفافیت بین‌الملل، که شاخص «درک فساد» را هر ساله برای ۱۸۰ کشور جهان منتشر می‌کند، در گزارش خود آورده است: «سطح فساد جهانی همچنان به طور نگران‌کننده‌ای بالا است و تلاش‌ها برای کاهش آن با شکست مواجه شده است.» این سازمان؛ فساد در بخش عمومی را با استفاده از ۱۳ منبع داده مختلف از جمله بانک جهانی، مجمع جهانی اقتصاد و شرکت‌های مشاوره ریسک خصوصی اندازه‌گیری می‌کند. ایران که از سال ۲۰۱۷ بدین سو همه‌ساله روندی نزولی را تجربه کرده است، امسال نیز با یک امتیاز تنزل در رده ۱۵۱ این رتبه‌بندی جای گرفت. هر کشور در مقیاسی از ۰ (بسیار فاسد) تا ۱۰۰ (بسیار پاک) رتبه‌بندی می‌شود و ایران در رده‌بندی سالانه ۲۰۲۴ نتوانست نمره‌ای بهتر از ۲۳ کسب کند. دانمارک ۹۰ امتیاز به دست آورد و همچنان در جایگاه اول قرار گرفت. پس از آن فنلاند (با ۸۸ امتیاز) و سنگاپور (با ۸۴ امتیاز) در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفتند. نیوزیلند نیز از رتبه‌ی سوم به چهارم سقوط کرد و با از دست دادن ۲ امتیاز به امتیاز ۸۳ رسید. در حالی که میانگین جهانی این نمره، بدون تغییر نسبت به سال ۲۰۲۳، در ۴۳ امتیاز باقی ماند؛ سودان جنوبی با تنها ۸ امتیاز در پایین‌ترین رتبه‌ی شاخص قرار گرفت و جای سومالی را که امتیازش به ۹ کاهش یافته است، گرفت. پس از این دو کشور، ونزوئلا (با۱۰ امتیاز) و سوریه (با ۱۲ امتیاز) در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. این در شرایطی است که سازمان شفافیت بین‌الملل نسبت به ظهور برخی «فرصت‌های جدید برای مبارزه با فساد» پس از سقوط دولت بشار اسد در سوریه ابراز امیدواری کرده است. در رده‌بندی منتشره همچنین ایالات متحده از ۶۹ امتیاز به ۶۵ سقوط کرد و از رتبه ۲۴ به ۲۸ رسید. فرانسه نیز چهار امتیاز از دست داد و از رتبه ۲۰ به ۲۵ سقوط کرد. آلمان هم با سه امتیاز کاهش، به ۷۵ امتیاز رسید و از رتبه ۹ به ۱۵ سقوط کرد. در این میان روسیه که در سال‌های اخیر افت شدیدی داشته، ۴ امتیاز دیگر از دست داد و به امتیاز ۲۲ رسید. سازمان شفافیت بین الملل تقویت ساختارهای انتخاباتی، اعمال بیشتر تفکیک قوا در نظام های سیاسی، قدرتمند ساختن شهروندان، روزنامه نگاران و همچنین اتخاذ تدابیر برای محافظت از فعالان را از راهکارهای بهبود وضعیت فساد در کشورها برشمرده است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

ایلان ماسک: با نورالینک مرگ دیگر معنایی ندارد ایلان ماسک در مصاحبه با FULL SEND PODCAST گفته با فناوری‌هایی مانند نورالینک مرگ معنایی نخواهد داشت. به باور ماسک اگر نورالینک بتواند خاطرات فرد را ضبط کند، می‌توان آنها را به کلون آن فرد انتقال داد. او می‌گوید احساسات نیز سیگنال‌های مغزی هستند و می‌توان آنها را به‌وسیله تراشه ثبت و به کلون منتقل کرد. او این امر را به مرگ در ویدیوگیم‌ها تشبیه می‌کند: «مرگ چیست؟ مرگ ازدست‌دادن اطلاعات است… فرض کنید متلاشی شوید اما بلافاصله بدون درد دوباره [با کلون خود] ادغام شوید، آیا مرده‌اید؟ نه واقعاً؛ هنوز دارید ادامه می‌دهید. مثل این است که در ویدیوگیم باشیم. شما در ویدیوگیم‌ها زیاد می‌میرید اما به قسمت ذخیره‌ بازی برمی‌گردید. اگر با مرگ دیگر اطلاعات فرد نابود نشود، مرگ معنایی نخواهد داشت.» با مدیران نامدار ایران همراه شوید 📌@excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌📌Paktinat.Hamed

دشمن سازی واقعی یا توهمی دیکتاتورها 🔸دشمن‌سازی به عنوان یک راهبرد اساسی، همواره در طول تاریخ توسط رهبران مستبد و دیکتاتورها به کار گرفته شده است.این پدیده نه تنها در سطح جوامع بلکه در سازمان‌ ها و گروه‌ های کوچک‌ تر نیز مشاهده می‌شود.دیکتاتورها با ایجاد تصویری خصمانه از یک دشمن خارجی یا داخلی سعی در توجیه اقدامات سرکوبگرانه خود و حفظ قدرت مطلق خویش دارند.اما چرا دشمن‌ سازی برای دیکتاتورها اینقدر حیاتی است؟انسان‌ها زمانی بیشترین همبستگی را نشان می‌دهند که احساس کنند تهدیدی مشترک آن‌ها را هدف قرار داده است. دیکتاتورها با معرفی یک دشمن خارجی یا داخلی، مردم یا کارکنان را در برابر «دیگری»متحد می‌کنند تا وفاداری و همبستگی حول محور خود را افزایش دهند. 🔹دیکتاتورها معمولاً در اداره کشور یا سازمان ضعف‌های قابل توجهی دارند. دشمن‌سازی باعث می‌شود توجه افراد از مشکلات واقعی (مانند فساد، سوءمدیریت، ناکارآمدی) به سمت دشمن خیالی یا بزرگ‌نمایی‌شده‌ منحرف شود. این تاکتیک به دیکتاتورها اجازه می‌دهد تا مسئولیت شکست‌ ها و ناکامی‌ ها را به گردن دیگران بیندازند و خود را از پاسخگوئی معاف کنند. از منظر روانشناسی قدرت، دیکتاتورها برای افزایش کنترل بر جامعه یا سازمان، نیاز به توجیه دارند. دشمن‌ سازی این توجیه را فراهم می‌کند و به آن‌ ها این امکان را می‌دهد که محدودیت‌های بیشتری بر آزادی‌ ها اعمال کنند نظارت‌ ها را تشدید کرده و حتی مخالفان را سرکوب نمایند همه این‌ها به بهانه«مقابله با تهدید». 🔸در چنین شرایطی، هر گونه اعتراض یا انتقاد به عنوان خیانت تلقی می‌شود و سرکوب آن توجیه‌ پذیر می‌گردد.دیکتاتورها دوست دارند به عنوان ناجی و قهرمان معرفی شوند.آن‌ ها با خلق دشمنی که «مردم» یا«سازمان» را تهدید می‌کند خود را در مقام منجی قرار می‌دهند که تنها راه مقابله با این خطر است.این تاکتیک باعث می‌ شود افراد بیشتری به آن‌ ها وابسته شوند و جایگاهشان مستحکم تر گردد.دشمن‌ سازی فضایی از ترس و ناامنی ایجاد می‌کند که در آن افراد از پرسیدن سئوالات انتقادی پرهیز می‌کنند.نگرانی از متهم شدن به همکاری با «دشمن»باعث می‌شود افراد از جریان حاکم تبعیت کنند و کمتر جرأت تحلیل و نقد داشته باشند. در نتیجه تفکر انتقادی تضعیف شده و فرمانبرداری کورکورانه افزایش می‌یابد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

*شاهزاده ها خودشان را خیس می کنند، لَلِ‍ه ها کتک می خورند!* مجتبی لشکربلوکی ■تاریخ پژوهی می گفت: در قدیم هر کدام از شاهزادگان، سرپرستی داشتند که لَلِ‍ه می گفتند و هر موقع، آن شاهزاده ها کاری بد می کردند لَلِ‍ه را می زدند! یعنی مثلا وقتی شاهزاده شلوارش را خیس می کرد، با شاهزاده کاری نداشتند، لَلِ‍ه را می زدند! در کشورداری نیز چنین امری زیاد رخ می دهد. □چند مثال را با هم مرور کنیم: ریشه تورم به سیاست‌های پولی، رشد نقدینگی، بدهی‌های دولت و کاهش تولید برمی گردد (شاهزاده ها) چه کسانی متهم می شوند و کتک می خورند؟ سیاست مدار تورم را به گران‌فروشی تقلیل می دهد و سپس با دلالان یا فروشندگان برخورد قضایی انجام می‌شود (لَلِ‍ه ها) درحالی‌که مشکل اصلی در سیاست‌های کلان اقتصادی است. ●مثال دوم: کاهش ارزش پول ملی ناشی از چاپ پول بی‌پشتوانه، تورم ساختاری، ناترازی تجاری و تحریم هاست (شاهزاده ها) کانال های تلگرامی، پلتفرم های رمزارزی و سفته‌بازان ارز را عامل کاهش ارزش پول معرفی می‌کنند و به دنبال مهار بازار ارز از طریق دستگیری یا محدودیت‌های قیمتی هستند (لَلِ‍ه ها). ○مثال سوم از حوزه اجتماعی: کاهش ازدواج و فرزندآوری بیشتر به دلایل اقتصادی (گرانی مسکن، بیکاری، هزینه‌های زندگی) و تغییرات اجتماعی (استقلال مالی زنان، تغییر در سبک زندگی) بر می گردد. اما سیاست گذار به راه حل های فرهنگی و رسانه ای متمرکز است! ■مثال چهارم: فرار مغزها نتیجه نبود افق مثبت از آینده کشور، نبود فرصت‌های شغلی و امکان زندگی استاندارد است. برخی سیاست‌مداران مهاجرت نخبگان را به غرب گرایی و توطئه بیگانگان نسبت می‌دهند. □فساد دولتی ریشه در بزرگی دولت، قدرت بی حد و حصر دولت، حضور دولت در تمام شئون زندگی شهروندان و وجود امضاهای طلایی است ولی وقتی فسادی رخ می دهد بلافاصله آن را به چیزهای دیگری نسبت می دهیم به جای آنکه بخواهیم دولت را کوچک کنیم و از تصدی گری به سیاست گذاری و تنظیم گری کوچ دهیم. ●به مثال آخر خودتان فکر کنید: قاچاق دختران به خارج از کشور برای روسپیگری! ○تحلیل و تجویز راهبردی: چرا چنین اشتباهاتی رخ می دهد؟ برای توضیح پدیده بالا خطاهای شناختی مختلفی را می توان مطرح کرد. یک مورد رو با هم مرور کنیم: خطایی وجود دارد به نام Oversimplification Bias معنی آن چیست؟ سوگیری ساده‌سازی افراطی! ■ذهن ما از پیچیدگی و ابهام گریزان و متنفر است. سیاست‌مداران اغلب مشکلات را به یک عامل ساده تقلیل می‌دهند تا راه‌حلی سریع و قابل‌فهم ارائه دهند. مثال متهم کردن اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان عامل افزایش طلاق، بدون در نظر گرفتن عوامل اقتصادی و اجتماعی دیگر! این سوگیری زمانی رخ می‌دهد که افراد برای درک یا توضیح یک موضوع پیچیده، از جزئیات مهم چشم‌پوشی کرده و به جای آن، به توضیحات ساده‌تر اما ناقص یا گمراه‌کننده تکیه می‌کنند. □این خطای شناختی چهار نشانه مهم دارد: • نادیده گرفتن پیچیدگی: عوامل متعدد و تعاملات پیچیده بین آنها را نادیده می گیریم • تاکید بر عوامل آشکار و ساده: تمرکز بر عوامل ساده‌تر و قابل‌مشاهده به جای عوامل پنهان یا کمتر آشکار • استفاده از کلیشه‌ها: استفاده از الگوهای ذهنی ساده‌شده برای تفسیر مسائل پیچیده (مثلا کار کار انگلیسی هاست). • کاهش ابعاد مساله: تبدیل مسائل چندعلتی (با روابط علت معلولی حلقوی یا رفت و برگشتی) به مسائل تک‌علتی یا خطی (روابط علت معلولی ساده و یک طرفه) ●چه می توان کرد؟ ۱. به خودمان یادآوری کنیم که هیچ پدیده مهم اجتماعی، تک علیتی نیست. ۲. تکنیک ۵ چرا: لزوما علت های اولی که به ذهن ما می رسد علت اصلی نیست. می توان از هر علتی به ذهن مان می رسد بپرسم چرا؟ بعد مجدد بپرسیم چرا؟ الی آخر! ۳. عمدا تضاد کارکردی ایجاد کنیم. با دعوت از متخصصان از رشته های متنوع بین آنان گفتگوهای چالشی ایجاد کنیم. مراجعه به متخصصان برای ریشه یابی کمک می کند که خیلی ساده انگارانه به مسائل نگاه نکنیم ۴. استفاده از تفکر سیستمی، سیستم داینامیکس (پویایی شناسی سیستمی) و گاهی اوقات راهی نداریم جز مدل‌های ریاضی یا شبیه‌سازی‌های کامپیوتری یا مدل های اقتصادسنجی. ۵. بررسی تجربیات بین المللی؛ یعنی آنکه وقتی در آن کشورها شاهزاده ها خودشان را خیس می کنند، چه کسی کتک می خورد؟ شاهزاده ها یا لَلِ‍ه ها؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ تاب آوری باشکوه ✍️حامد پاک طینت برای نگاشتن این متن چندین روز با خود کلنجار رفتم و از بابت نوشتنش اطمینان نداشتم اما سرانجام اینگونه خود را قانع کردم که شاید انتشار آن به عنوان یک تحلیل از آینده نه تنها برای فعالان اقتصای کشور بلکه بیش از آن برای مسئولین و اولیای ایران که در لحظه تصمیم گیری تاریخی این کشور قرار گرفته اند روشنگر و شاید کمک کننده باشد این نوشته متمرکز بر محاسبه توان تاب آوری کشور و امکان سنجی اداره امور با فرض استمرار مسیری است که با واژه فشار حداکثری شهرت پیدا کرده و چند روزی است که آغاز شده است. شاید بد نباشد اول تکلیفمان را با واژه فروپاشی اقتصادی که این روزها زیاد می شنویم و می خوانیم روشن کنیم. چنین واژه ای در مراجع و مقالات دانشگاهی فاقد Definition علمی است لیکن اگر مقصودمان از بکارگیری چنین واژه ای بروز ابَر تورم، عدم امکان خدمات رسانی سیستم بانکی، بحران پول ملی، سقوط آزاد سرمایه گذاری و تولید ناخالص ملی، سونامی بیکاری، ناتوانی دولت از ارائه خدمات عمومی و اختلال جدی در زنجیره تامین باشد، بله چنین چیزی تعاریف دقیق علمی دارد و در کشورهایی بروز کرده است. پرسش میلیون دلاری این است که چقدر امکان بروز چنین جهنمی برای کشور وجود دارد یا پرسش دقیق تر و علمی تر آنکه با فرض استمرار فشار حداکثری و ثابت بودن تمام متغیرها چقدر زمان لازم است تا ایران به چنین جهنمی تبدیل شود به فرض رسیدن صادرات نفت ایران به زیر ۴۰۰ هزار بشکه در روز و نه رسیدن به عدد صفر یعنی مطابق فرضیه ای که مسئولین وزارت نفت دارند کشور با سقوط درآمد ۳۰ میلیارد دلاری و دولت با از دست دادن ۴۰% از درآمدهایش مواجه خواهد شد. چنین وضعیتی می تواند تا تابستان سال ۱۴۰۴ کشور را با تورم کالایی ۱۰۰% مواجه کند و البته در این شش ماه دولت با استفاده از امکانات و ذخایر بسیار نازل ارزی خود، تامین کالایی مورد نیاز کشور از طرق غیررسمی و شبه قاچاق از مسیر چین و به خصوص روسیه و تبادل محدود با رمزارز و البته کاملا به شکل دولت محور میسر خواهد کرد و ضمن کاهش جدی هزینه ها به شرط عدم مخالفت نهادهای ذینفع شرایط را به شکل تقریبا مشابه دوران جنگ اداره می کند. در بخش خصوصی اما از عید نوروز و آغاز سال جدید عدم تمدید قراردهای کارگری آغاز میشود و در انتهای تابستان ما شاهد سونامی بیکاری خواهیم بود. با سپری شدن تابستان و تهی شدن امکانات و ذخایر بانک مرکزی دوره ابرتورم آغاز میشود. متاسفانه همزمانی این تاریخ با شروع احتمالی مکانیزم ماشه، کشور را وارد مرحله بحران جدی خواهد کرد. شش ماهه دوم سال با این شرایط کشور، تورم مشابه آرژانین یعنی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰% را تجربه می کند و بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی از توجیه اقتصادی خارج می شوند. بروز ناآرامی های اجتماعی بسیار جدی از این زمان آغاز میشود و بخشی از خدمات عمومی به ویژه در حوزه بهداشت و درمان و حمل و نقل مختل خواهد شد. این دو عامل به تنش های اجتماعی خواهد افزود. پایان شش ماهه دوم زمانی است که فروش غیرنفتی کشور نیز مختل شده، دولت ناتوان از ارائه خدمات عمومی و تامین هزینه ها ناچار به اداره ونزوئلایی کشور می شود و مردم زندگی کاملا کوپنی را تجربه خواهند کرد. تنش های اجتماعی به ناامنی های اجتماعی توسعه و تسری یافته و در این مرحله با افت ۲۰% تولید ناخالص ملی شاهد دلار بالاتر از ۱.۵ میلیون تومان خواهیم بود! اگر مقصود از بکارگیری واژه فروپاشی اقتصادی چنین جهنمی است بله در آن مقطع زمانی و البته به شرط ثابت بودن متغیرهای سیاسی چنین سناریویی پیش روی ماست نباید تردید کرد که اتاق فکر اقتصادی ترامپ این محاسبات را دقیق و مرحله به مرحله انجام داده و وارد این بازی شده است. پرسش بزرگ این است که آیا ما هم با حساب و کتاب تصمیم به ورود به چنین بازی گرفته ایم یا غیر از این است! به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

‍ دیکتاتور اجازه داده بود همه بدانند که می‌خواهد موضوع مهمی را به اطلاع آنها برساند.مردم رومانی موظف بودند همیشه با اشتیاق زیاد سخنان رهبر مملکت را بشنوند اما حالا مدتی بود که از دستش خسته شده بودند.سخنان رهبر رومانی معمولا طولانی و همواره حاوی خبرهای بد بود...چائوشسکو عاقبت بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و پیروزمندانه اعلام کرد :« همه بدهی‌های خارجی کشور را پرداخت کرده‌ایم. امروز روز بزرگی برای استقلال ملی رومانیایی‌هاست.» برای لحظاتی مردم دچار این تصور شدند که رژیم از این پس قفسه‌های خالی فروشگاه‌ها را پر از مواد غذایی خواهد کرد چون تا حالا بخش عمده محصولات کشاورزی به اروپای غربی صادر شده بود تا با پول حاصل از آن بدهی‌های خارجی کشور پرداخت شود.حالا رهبر رومانی می‌گفت بدهی‌ها پرداخت شده پس قاعدتا از حالا به بعد مواد غذایی تولید شده در کشور ،به جای صادر شدن به خارج باید در داخل کشور توزیع می‌شد.اما مردم اشتباه می‌کردند.رهبر رومانی در ادامه بیاناتش گفت:« صادرات محصولات غذایی همچنان ادامه خواهد یافت تا رومانی مستقل بماند.امروز رومانی مستقل‌ترین کشور دنیاست و این مایه افتخار همه ماست.» با توضیحات تکمیلی رهبر معلوم شد که سهمیه‌بندی سفت و سخت گوشت و تخم مرغ و شیر و آرد و شکر ادامه خواهد یافت.رهبر رومانی گفت حتی احتمال دارد که سهمیه‌بندی مواد غذایی و بنزین در ماه‌های آینده سفت و سخت‌تر هم بشود.این در حالی بود که مردم زمستان سختی را گذرانده بودند.بسیاری از پیرزنان و پیرمردان به دلیل کمبود سوخت ،از سرما در خانه‌هایشان مرده بودند.مردم حتی برای تهیه نان مجبور به ایستادن در صف‌های طولانی بودند.گوشت و میوه و لبنیات کمیاب بود ؛ آن هم در کشوری که حاصلخیزترین خاک اروپا را داشت.حالا رهبر رومانی بر صفحه تلویزیون آمده و گفته بود که مردم نباید توقع هیچ بهبودی را در وضع رفاهی‌شان داشته باشند.به قول یکی از روشنفکران رومانی"این زمان،فلاکت‌بار‌ترین اوقات مردم رومانی بود.مردم از بیانات رهبر فهمیدند که هیچ سودی از فداکاری‌هایی که طی سال‌های گذشته کرده بودند نصیبشان نخواهد شد.ما هم از چائوشسکو نفرت داشتیم هم از خودمان.ما از خودمان متنفر بودیم زیرا ما آنچه را که او با کشورمان کرده بود به عنوان واقعیتی محض پذیرفته بودیم؛ واقعیتی که نمی‌شد عوضش کرد." بیژن اشتری با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

حکومت نه مقدس است نه منصوب خداست! اگر حکومت مقدس باشد عقلانیت خودبخود به جرم تبدیل می‌شود زیرا کنش عقلی در برابر امر مقدس قرار می گیرد.. در حالی که در ذات سیاست جرمی وجود ندارد (جرم سیاسی واژه غلطی است). اگر حکومت منصوب خدا باشد، اختیار امور اجتماعی و سیاسی از شهروندان (رعیت) سلب شده است .. و این یعنی انسانها ابزار بی‌اختیار حکومت‌ها هستند. اگر دین حق حکومت مطلق بر مردم را به یک خاندان خاص و حتی با مراعات قانون تعیین شده الهی واگذار کرده باشد .. با این فرض عدالت در نظام خلقت منتفی می شود.. در حالی که چنین امکانی وجود ندارد... اگر حکومت های ایدیولوژی از ارزیابی نتیجه عمل خود و پاسخ به مردم معاف هستند، چرا باید هزینه بودن خود را بر مردم تحمیل کنند؟ و اگر حکومت های دینی الزامی به حفظ و بقای جامعه تحت حکومت خود ندارند بالاخره چه چیزی این جوامع را از نابودی نگه می‌دارد؟ پرواضح است که حتی اگر حکومت دینی متصدی دین جامعه باشد به هیچ وجهی نمی‌تواند دنیای جامعه و تمدن آنرا به سوی نابودی سوق دهد.. چون بدون دنیای مردم دین و جامعه دینی هم وجود نخواهد داشت. آنچه مسلم است در طول تاریخ فلاسفه و رسولان تلاش کرده‌اند جامعه زمان خود را به سوی عقلانیت، آبادانی، ترقی و رفاه بیشتر به حرکت درآورند و‌ در این راه در تراز فهم جامعه سخن ارشادی رانده و الگوی رفتاری ارایه داده‌اند. جامعه انسانی نیز به عنوان ارگانی پویا و جویا روز به روز با انباشت دانش، ساخت ابزار و برقراری ارتباط به همگرایی و تمدن سازی پرداخته است. بدون تردید حکومت محصولی از خردورزی انسان و تجربه تاریخی و علمی او بوده است.. تاسیس حکومت و قانون درآمدی از هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری های بشریت بوده است که عینیت بنیادین یافته و راه مفری جز تمکین به آن وجود ندارد. حکومت و قانون فقط برای بهسازی تمدن و زیست جمعی بشریت بدون ملاحظه هر گونه تفاوتی است! اگر حکومت به عنوان قدرتمندترین نهاد اجتماعی با بهانه تقدس خود از قید قانون و اراده مردم رها شود قابلیت تبدیل شدن به بزرگترین نهاد یاغی و ویرانگر اجتماع را دارد و چنین خطری به هیچ وجهی نباید نادیده گرفته شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

⭕️ ماشالله قصاب؛ نماد راديكاليزمِ مردم آزار ! ظهور انقلابی های چاله میدانی و بی رگ و ریشه در تاریخ معاصر ایران، بی سابقه نیست و در حقیقت یکی از آسیب های انقلاب های تمام خلقی به حساب می آید. کار این طیف آدمها زمانی سکه می شود که توازن نیروها به هم بریزد و عرصه سیاست دچار هرج و مرج و خالی از نهادها و کنشگران شناخته شده سیاسی شود. بازار نسخه های فیک و جعلی همیشه در غیاب نسخه های اصلی و اصیل رونق می گیرد؛ ماشاء الله قصاب، يكي از همان انقلابيون جعلي بود ماشاءلله كاشاني معروف به ماشاء الله قصاب در جنوب شهر تهران یک مغازه کوچک قصابی داشت و به سبک جاهل های آن زمان با دار دسته اش نظیر غلامخونی و عباس پنجه خیابان می بست و باج می گرفت. تا اینکه در هرج و مرج روزهای نخست پیروزی انقلاب، کرکره مغازه را پایین کشید و به عضویت داوطلبانه کمیته انقلاب اسلامي در آمد و به کمک دوستش احمد فرشی و دیگران یک واحل مستقل گشت سیار راه اندازی کرد. در روز 25 بهمن 1357 یعنی سه روز پس از پیروزی انقلاب، ممدگاوی ( رقیب ماشالله) با دار و دسته اش و مختصر تجهیزاتی که احتمالا جاسوسان سفارت شوروی در اختیار قرار او داده بودند، با پرچم چریک های فدایی خلق، وارد سفارت آمریکا شد و سالیوان سفیر وقت ایالات متحده را گروگان گرفت. ابراهیم یزدی که معاون دولت موقت بازرگان بود، باشنیدن این خبر بلافاصله در صدد بیرون راندن متصرفین سفارت بر می آید. اما در آن روزها، نیروی سازمان یافته و گوش به فرمانی وجود نداشت. از اینرو، واحد گشت ماشالله قصاب را مامور این کار کرد. ماشالله به چشم بر هم زدنی، دارودسته ممدگاوی را از سفارت بیرون کرد و خودش به همراه دوستانش یگان ویژه مراقبت از سفارت آمریکا را تشکیل داد و به این ترتیب ماموریت تاریخی او کلید خورد. او از همان فرصت حضور در حیاط سفارت استفاده کرد و به سالیوان سفیر آمریکا نزدیک شد و با اسکورت ویژه کمک کرد تا او از کشور خارج شود.. در عوض، به عنوان رابط سفارت برای آدم هایی که قصد خروج یا فرار از کشور داشتند در قبال دریافت پول هنگفت، ویزای آمریکا تهیه می کرد. در پرونده او چندین مورد تجاوز به زنان درمانده ای ثبت شده است که در آن روزهای بحرانی قصد خروج از کشور و نجات جان خود و عزیزانشان را داشتند. اقبال ماشالله قصاب زمانی فزونی یافت که به عنوان قهرمان دستگیری محمدرضا سعادتي، جاسوس شوروی مورد تقدیر قرار گرفت. كشف اين موضوع، در حقيقت كار بازماندگان اداره ضد جاسوسي ساواك بود اما ماشالله به دروغ ادعا کرد که این کار محصول مراقبت ها و بیداری انقلابی او بوده است! کمیته مرکزی انقلاب که ریاست آن با مهدوی کنی بود، بعد از شش ماه تلاش، موفق شد تا ماشالله قصاب را از سفارت و کمیته بیرون کند. ماشالله بلافاصله قاپ آيت الله صادق خلخالی را دزدید و وارد دادگاه انقلاب شد و به عنوان نماینده حاکم شرع در امور مبارزه با مواد مخدر به جان مردم افتاد. دامنه فساد ها و خودسری ها و بگیر و ببندهای ماشالله به قدری بالاگرفت که حتی خلخالی هم کم آورد و دستور داد تا ماشالله را دستگیر کنند. ماشالله از لحظه اعلام خبر دستگيري اش در بهمن 59 متواری شد و الان 43 سال است که از این انقلابی پرجوش و خروش خبری نیست. برخی ها گفتند که او در سال 60 و به انتقام خون سعادتی، توسط مجاهدین سر به نیست شده است. در دهه هفتاد شایع شد که در منطقه زعفرانیه تهران یک بنگاه خرید و فروش ملک دارد. اخیرا گفته شده که در اسفند 94 در تهران فوت کرده است اما بطور رسمی هیچکس از سرنوشت او خبردار نشد. پدیده ماشالله کاشانی خواه مشهور به « ماشاالله قصاب » در روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، از هر حیث عبرت آموز است و نشان می دهد که در مقاطعی از تاریخ ایران و برسر برخی غفلت ها و یا سیاست های غافلانه، چگونه ریش بر ریشه رجحان می یابد و افرادی که از اداره زندگی شخصی خودشان عاجر بودند، برای زندگی دیگران تصمیم می گرفتند! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

آیا بدون چراغ سبز امریکا همکاری اقتصادی ایران و روسیه می تواند  از ۴ به ۴۰ میلیارد دلار برسد؟ در سفر ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ مسعود پزشکیان به روسیه چهارمین توافقنامه جامع همکاری های راهبردی بین ایران و روسیه به امضا رسید. این دومین توافق نامه جامع راهبردی بین ایران و یک کشور خارجی است. در سال ۲۰۲۲ ایران و چین هم توافق نامه ۲۵ ساله همکاری امضا کردند. این توافق نامه ۴۷ ماده دارد و درتمدیدتوافق نامه های دوکشور درسالهای۱۹۲۱ ٬ ۱۹۴۰ و ۲۰۰۱ به امضا رسیده. توافق نامه اخیرتا ۲۰ سال اینده یعنی سال ۲۰۴۵ اعتبار دارد وشامل موافقت اصولی دوکشور برای همکاری های نظامی و امنیتی و اطلاعاتی و اقتصادی و علمی و فرهنگی و حقوقی است. وجه نظامی و امنیتی این سند بسیار پر رنگ است به گونه ای که ۱۴ ماده ان به این مسایل اختصاص یافته ازجمله در ماده سوم این سند دو کشور متعهد شده اند در صورت تجاور کشور ثالث به هر یک از طرفین با کشور متجاوز هیچ همکاری ای انجام ندهند. اما درعین حال ایران و روسیه برای جنگ مشترک با کشورثالث نیز تعهدی ندارند که به نظر می اید دراین خصوص ملاحظات امنیتی امریکا و اروپا بویژه ناتو را درنظرگرفته اند. بویژه که درحال حاضر روسیه با اوکراین در حال جنگ است و غرب ایران را به پشتیبانی نظامی از روسیه متهم می کند ولی ایران آن را تکذیب کرده. امضای توافق نامه جامع راهبردی بین ایران و روسیه دقیقا سه روزمانده به مراسم تحلیف دونالد ترامپ پیام روشنی هم برای امریکا داردکه بهتر است بجای تحریم و تخاصم با تهران و مسکو رویه همکاری و توافق را انتخاب کند. گفتنی است هر چند امریکا درحال حاضر شدیدترین تحریم ها را علیه روسیه بخاطرجنگ اوکراین اعمال کرده اما رابطه خوب شخصی بین ترامپ و پوتین چشم انداز بهتری را در رابطه واشنگتن و مسکو درچهار سال اینده ترسیم میکند و به نظر می رسد این بهبود رابطه می تواند به رابطه با ایران نیز تسری یابد زیرا ترامپ بعنوان یک تاجر سیاست مدار مایل نیست بازار وسیع ایران و روسیه را درتجارت جهانی امریکا از دست دهد. اما برخی ازکارشناسان معتقدند روسیه به کاهش تحریم های امریکا علیه خود تمایل دارد اما چندان از بهبود روابط ایران و امریکا روی خوش نشان نمی دهد و مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس٬ تیرگی روابط ایران و امریکا را به نفع خود ارزیابی می کند . نکته مهم دیگر اینکه چالشهای زیادی پیش روی اجرای این سند وجود دارد. برخی ازکارشناسان ایرانی معتقدند روسیه قابل اعتماد و تکیه نیست، همانگونه که درساخت نیروگاه اتمی بوشهر و فروش سامانه های ضد موشکی اس ۳۰۰ و اس ۴۰۰ و از همه مهمتر در عدم پشتیبانی از دولت بشار اسد نشان داد که مسکو درتصمیم گیری های کلان سیاسی ٬ تابع منافع ملی خود است و ملاحظه همکاری با دیگر کشور ها ازجمله ایران را ندارد. فراموش نکنیم سابقه طولانی دخالت و نفوذ روسها در ایران از ۲۰۰ سال پیش و دردوران تزارها نیز ذهنیت ایرانیان را نسبت به روسها تیره و تارکرده، بویژه جنگهای ایران روس بین سالهای ۱۸۰۴ تا ۱۸۲۸ که درنهایت منجر به جدایی بخش های وسیعی از ایران شد مانند گرجستان و ارمنستان و اذربایجان. ایرانیان حمایت روسیه از صدام حسین در هشت سال جنگ عراق علیه ایران را هنوز فراموش نکرده‌اند . غیر از این مسایل تاریخی مبادلات ۴ میلیارد دلاری تجاری بین ایران و روسیه نشان می دهد فاصله واقعیات حاکم بر روابط دو کشور با انتظارات مقامات سیاسی بسیار زیاد است . مقامات دو کشور می گویند این حجم ازمبادلات باید ۱۰ برابر شده و به ۴۰ میلیارد دلار برسد اما وجود تحریم های بین المللی بین دو کشور بزرگترین مانع این ارزوست. همین  چالش در رابطه با چین هم وجود دارد و حجم تجاری ۱۵ میلیارد دلاری بین دوکشور می تواند به ۵۰ میلیارد دلار در سال برسد اما اینجا هم مانعی وجود دارد به نام امریکا. بنابر این به نظر می رسد راه توسعه روابط اقتصادی با کشورهای شرقی مانند چین و روسیه نیز با رفع خصومت رابطه ایران و امریکا ارتباط دارد. در نتیجه همانطورکه امریکا نمی تواند بخاطر اختلافات سیاسی و نظامی چشم خود را بر بازار ایران و روسیه ببندد ایران وروسیه هم نمی توانند بدون همراهی اروپا و امریکا سطح روابط خود را بویژه در حوزه اقتصادی به بالاترین سطح برسانند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔹خدمات سازمانی دیجی‌پی🔹 ‌ دیجی‌پی برای سازمان‌تون برنامه داره!‌ 👈🏽 ثبت درخواست 👉🏽 با ثبت‌نام در دیجی‌پی کارکنان شما می‌
🔹خدمات سازمانی دیجی‌پی🔹 ‌ دیجی‌پی برای سازمان‌تون برنامه داره!‌ 👈🏽 ثبت درخواست 👉🏽 با ثبت‌نام در دیجی‌پی کارکنان شما می‌تونن از خدمات زیر بهره‌مند بشن: ‌ 🔹 وام سازمانی بلندمدت ‌ 🔹 خرید ۴ قسطه از دیجی‌کالا و فروشگاه‌های معتبر ‌‌ 🔹 پیشنهادهای ویژه برای بن خرید رفاهیات 🔹 کارت هدیه مناسبتی با شرایط ویژه برای خرید بیش از ۱۴ میلیون قلم کالا و خدمت ‌برای ثبت درخواست از لینک زیر استفاده کنید: 👈🏽 ثبت درخواست 👉🏽 #دیجی‌پی #خدمات_سازمانی

#تبلیغات

🔺توکیو و ساختمانِ چوبى ٣٥٠ مترى!! چند روز پيش خبرى منتشر شد كه بازتاب چندانى در رسانه هاى داخلى كشور ما نيافت. خبر كوتاه است: پروژه احداث ساختمان چوبى هفتاد طبقه (!) بزودى در توكيو آغاز مى شود. در ذهن شنونده، ساختمان چوبى ٢ يا ٣ طبقه امرى قابل تجسم است. در كشورهايي مثل كانادا و آمريكا نيز، ساختمان چوبى ٥ يا ٦ طبقه به كرات ساخته مى شود. اما ساختمان چوبى ٧٠ طبقه آنهم در شهرى زلزله خيز مانند توكيو؟! 🔹 اين خبر در دل خود، يك پيام اوليه دارد: «تكنولوژى» (بخوانيم اعتماد به نفس مهندسى) ساختمانهاي چوبى در ژاپن، به سطحي رسيده كه جسارتِ احداث چنين سازه اى را بر زمين لرزان توكيو پديد آورده. در حال حاضر رکوردِ بلندترين ساختمان چوبى دنیا، در دانشگاه بريتيش كلومبياى كانادا (UBC) با 18 طبقه است. 🔹 اما اين پيام، لايه اول، يا سطحى ترين دريافت، از خبر مذكور مى تواند باشد. بياييد خبربالا را جور ديگرى بخوانيم: هميشه پشتِ كارهاى بزرگ، مردانِ بزرگى قرار دارند. به تعبير سعدى: «كين كارهاىِ مشكل، دادند به كاردانها » ببينيم پشتِ سرِ اين پروژه عظيم، چه كسانى هستند؟! سوالِ مشخص تر اینکه: «پولِ» چنین پروژه ای را چه کسی می دهد؟ چنین سازه ای را، چه کسی «طراحی» می کند؟ «دانش فنیِ» چنین جسارتی ، از کجا آمده؟! 🔴اما پاسخ سوالات مذکور: ✔️پولِ این پروژه عظیم، بالغ بر 600میلیارد ین، یا 5.6 میلیارد دلار (بیش از یک ونیم برابرِ کلِ بودجه وزارت راه و مسکن ایران در سال 97) را «صنایع چوب سومی تومو» تامین می کند. خُب این آقای سومی تومو چه کسی است که فقط یکی از شرکتهایش، (صنایع چوبش) چنین پول هنگفتی دارد؟! خلاصه اینکه، صنایع چوب وجنگل سومی تومو (Sumitomo Forestry) قرار است درسال 2041 جشن 350 اُمین سالگرد ثبت شرکتش را بگیرد. برای این جشن، یک ساختمان چوبی 350 متری را به عنوان کادوی این جشن تولد، احداث می کند! سِیرِ اعداد و ارقام را ببینیم! همیشه اعداد و ارقام حرف می زنند. یک پرانتز باید باز کرد در وسط این بحث: مگر می شود شرکتی 350سال عمر داشته باشد؟ مگر می شود «ورّاث» در یک خانواده، چند نسل با هم دعوا و جنگ ‌جدال نکرده باشند، و یک شرکت در یک خانواده باقی مانده باشد؟ چرا به چنین خانوادۀ خفنی در ژاپن «مافیا» نمی گویند؟ چرا اموالشان مصادره نشده؟ اما برویم سراغ سوال دوم: ✔️چه کسی این سازه را طراحی می کند؟ 🔹طراح این سازه شرکت نیکّن سِکّی است(Nikken Sekkei). نیکن سکی یک شرکت ساختمانی است که 118سال پیش تاسیس شده است. در مدت این 118 سال، 20هزار پروژه در 40کشور دنیا طراحی کرده است. باز همان سوال مطرح می شود که: چطور می شود بین اعضای هیات مدیره یک شرکت، 118 سال دعوا و مرافعه به سطحی نرسد که منجر به "متلاشی" شدن شرکت بشود؟ ویا این شرکت توسط انقلابیون مصادره نشده است؟رمز و رازِ این حرکتِ مستدام، چیست؟ نیکن سکی، با چنین عقبه ای، صاحب برترین مغزها و مهندسان طراح ژاپنی است. و دستِ برتر در حوزه طراحی. و کسی هم او را «مافیا» خطاب نمی کند. ✔️ اما سوال سوم: دانش فنی چنین کاری از کجا می آید؟ مثالی در این باب باید ذکر شود که می تواند گویای جواب این سوال باشد. نُه سال پیش در میز زلزله کوبه، در آزمایشی شرکت کردم که حاصل همکاری دانشگاه کولرادو آمریکا با دانشگاههای توکیو، کیوتو و کوبه بود. در آن تست، یک ساختمان چوبی 8 طبقه با مقیاس واقعی، روی میز زلزله آزمایش شد. در آن زمان، صَرف چنین پول هنگفتی برای «یک آزمایش»، برای بسیاری باعث تعجب بود. حاصل آن گونه مطالعاتِ جدى و عميق آزمایشگاهی و آکادمیک، می شود این گونه تجلی در بخش صنعت. 🔷چیزی که در مورد این پروژه چوبی 350متری باید گفت اینکه، این دست پروژه ها در ژاپن، نماد هستند. نماد هایی که ما، عمدتا در آنها «دانش فنی» را متجلی می بینیم، ولی، اینها «میوه» و «محصول» یک سلسله حرکتهای "تدریجی"، "پیوسته" و "مستدام" هستند در کشوری که ذهن ها، بیش از آنکه به فکر انقلاب و دگرگونی باشد، به فکر ادامۀ کارِ نسلِ قبلی است. در کشوری که شرکت ها، عمرهای بیش از صدسال دارند. در کشوری که بین اعضای هیات مدیره، بعد از پانزده/بیست سال، دعوا و دادگاه کشی و نفرت رخ نمی دهد. ماجرا، بیش از آنکه فنی باشد، اخلاقی است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

♦️ چرا شاگرد آخرهای کلاس، شاگرد اول‌های زندگی‌اند؟ ➕قول مشهوری است از ارنست همینگوی که می‌گوید، کمیاب‌ترین چیزها افراد باهوشی هستند که احساس خوشبختی می‌کنند! شواهدی دال بر همصدایی یا پدر ادبیات نوین و برنده جایزه نوبل وجود دارد. به گذشته که بر می‌گردیم، می‌بینیم خیلی از همکلاسی‌های درس‌خوان و شاگرد اول‌های‌ کلاس پیشرفت اجتماعی متوسط‌تری دارند؛ زیست اقتصادی پایین‌تری دارند؛ بعضا اجتماع گریزند؛‌ زندگی عاطفی پرچالش‌تری دارند. احساس خوشبختی کمتری می‌کنند! در مقابل، همکلاسی‌های درس‌نخوان و مدرسه‌گریز دوران مدرسه زیست‌ اجتماعی‌ بهتری دارند؛ وضعیت اقتصادی پررونق‌تری دارند. اغلب شادترند؛ زیست عاطفی رضایت‌بخش‌تری دارند؛ و بیشتر ابراز خوشبختی می‌کنند. ➕به‌راستی چرا اینگونه است؟ علت‌ها و عوامل مختلفی در این رابطه می‌توانند دخیل‌ باشند! 🔻علت اول اینکه، در دنیای بیرون از مدرسه، برای شاگرد اول شدن، هوش شناختی در حد «معمول» و «متوسط» کفایت می‌کند! پیشرفت تحصیلی و رشد علمی حاصل پیوند هوش شناختی برتر و هوش جسمانی بهتر (آگاهی از توانمندی و پشتکار در تمرین و تکرار) است. اما در جامعه اینگونه نیست! هوش شناختی، هوش عقلانی ماست؛ و به ظرفیت‌های یادگیری افراد اشاره دارد که به ضریب هوشی علمی و محاسباتی افراد اطلاق می‌گردد. هوش شناختی معمولا ارثی است؛ اگرچه محیط در باروری و بهره‌وری آن موثر است. به عبارتی، ترکیب متعالی هوش شناختی و هوش جسمانی می‌تواند متضمن شاگرد اول شدن در کلاس درس باشد اما برای شاگرد اولی در جامعه و زیست اجتماعی کافی نیست. 🔻علت دوم اینکه، برای شاگرد اول شدن در جامعه به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است. هوش اجتماعی هوش بازتابی ماست؛ بیانگر توانمندی ما در کنار آمدن با واقعیت‌ها و دیگرانی است که الزاما از ما و یا مثل ما نیستند. هوش اجتماعی به مهارت‌های ارتباطی ما اشاره دارد که اکتسابی است و در محیط ساخته می‌شود. برای شاگرد زرنگ بودن در کلاس درس نیاز نیست هوش اجتماعی بالایی داشته باشیم! اما متقاعد کردن معلم برای نمره خوب دادن به هوش اجتماعی نیاز دارد! جسارت در مکتب‌گریزی و فرار از قفس تنگ و دلگیر مدرسه نیز به هوش اجتماعی بالایی نیاز دارد! در جامعه هم همینطور است؛ برای کسب سود بیشتر در بازار، پیشرفت اداری در سازمان، و رشد عمودی در قدرت به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است! 🔻علت سوم اینکه، برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی به هوش هیجانی بالاتری نیاز داریم. امروزه هوش هیجانی به عنوان مهم‌ترین فاکتور موفقیت حرفه‌ای و شغلی افراد در تجارت و کسب‌و‌‌کار شناخته می‌شود؛ هوش هیجانی بیانگر توان مدیریت احساسات خود و دیگری است. با انرژی حاصل از هوش هیجانی شناخت و حل مسائل واقعی و تمییز آنها از مسائل غیرواقعی میسر می‌شود. هوش هیجانی، هوش تصمیم‌گیری ما در شرایط بحرانی است! چیزیکه که در دوران مدرسه اصولا تمرین و تجربه نمی‌شود! به همین دلیل، در سازمان‌های امروزی مدیرانی توان رهبری و حکمرانی اثربخش‌تر دارند که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند. 🔻علت چهارم اینکه، جامعه و زیست اجتماعی با مدرسه و زیست علمی فاصله و تفاوت دارد! مدرسه برای درس‌خوان‌ها و شاگرد اول‌های کلاس درس طراحی شده است! اما جامعه برای مردمان «معمولی» مهندسی شده است. مردمان معمولی همان‌هایی هستند که هوش شناختی و عقلانی «معمولی» دارند؛ زندگی نرمال دارند؛ اما در عوض هوش اجتماعی و هیجانی متناسب با نیازهای محیط دارند. افزون برآن، یک رابطه معناداری میان مدرسه‌گریزی و اجتماع‌طلبی افراد وجود دارد. یک تیپ شخصیتی اجتماع‌طلب چون خود را متعلق به جامعه بزرگ‌تری می‌بیند، از محیط محدود و دیوار بلند مدرسه گریزان است. عکس آن هم غالبا درست است. اینکه خیلی از شاگرد اول‌های کلاس اجتماع‌گریزند، بی‌دلیل نیست! مشکل از اینجا ناشی می‌شود که مدرسه نسخه اصلی جامعه نیست. یا به قول جان دیویی، مدرسه خود زندگی نیست! ➕گاردنر می‌گفت باهوش بودن، بسیار فراتر از پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مساله است. ما آدم‌ها از توانمندی‌های ذهنی و انواع هوش‌ها برخورداریم؛ لیکن همگی از مهارت‌های برابر در کاربرد انواع هوش‌ها برخوردار نیستیم! اگر مدرسه واقعا پابلیک اسکول است، نمی‌تواند تک‌ساحتی عمل کند؛ و یا تک‌بعدی آموزش دهد. فعالیت‌های آموزشی و غیرآموزشی مدارس امروزی نمی‌توانند با ابتنای صرف بر هوش عقلانی و هوش محاسباتی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شوند. مشکل مدرسه ایرانی افراط در تاکید بر هوش شناختی و منطقی دانش‌آموزان است! انواع هوش‌های ذاتی و اکتسابی به حاشیه رفته‌اند! برنامه‌های درسی و آموزشی یک مدرسه سالم روی انواع هوش‌ها، بطور ویژه هوش‌های اجتماعی و هیجانی دانش‌آموزان متمرکز است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

قیمت لحظه‌ای طلا، سکه، دلار، یورو و … @NerkhOnlive @NerkhOnlive @NerkhOnlive @NerkhOnlive @NerkhOnlive @NerkhOnlive درج قیمت‌ها از منابع معتبر 👆👆👆👆

#تبلیغات

طنز تعلیق عضویت ابن سینا در هیأت علمی دانشگاه سهند ایرانمهر ➕امروز صبح متن ابلاغیه محرمانه‌ای به دستم رسید که با دلایل و مدارک متقن، ثابت می‌کند، ابوعلی‌سینا نیز واجد صلاحیت تدریس در دانشگاه نیست، لذا ناگزیرم متن این ابلاغیه را منتشر کنم: ➕ باسمه‌تعالی «آنچه ملت‌ها را می‌سازد دانشگاه سالم و استاد بی‌غرض مثل اساتید جدید‌ شریف است» جناب آقای ابوعلی حسین‌بن‌عبدالله‌بن ‌حسن‌بن علی‌بن‌سینا مشهور به  ابن‌سینا به موجب این ابلاغیه به اطلاع می‌رساند: ➕عضویت جنابعالی در هیات علمی آن دانشگاه به دلایلی که در ذیل خواهد آمد، تعلیق خواهد شد و طبیعتا اجازه تدریس نیز نخواهید داشت، این دلایل کاملا قانونی عبارتند از: 🔖۱- سوء رفتار و ترویج مطالب الحادی در کلاس و ایراد شبهه در اینکه :«خداوند لایتغیر چگونه بر علوم ناظر بر امور متغیر احاطه دارد». 🔖۲- بنابر گزارش‌ها، جنابعالی در نمط چهارم اشارات و تنبیهات سخنان سخیفی را در مورد عشق مرقوم کرده‌اید که در تقابل با طرح تفیک‌جنسیتی است بدیهی است قضاوت در مورد برخی سخنان شما در باب معجزه ، قیامت و یکسانی قوانین زیستی میان انسان(اشرف مخلوقات) و موجوداتی مثل موش(که حکیم بابصیرت ابن‌رشد هم بر ناصواب بودن آن تاکید داشته‌اند) برعهده علمای اعلام است. 🔖۳-ترویج نگاه الحادی در قالب نظریه«انسان معلق» که احتمالا نام آن را هم ازیک فیلم مبتذل هالیوودی (bird man) اخذ نموده‌اید. 🔖۴- موارد گزارش شده‌ای از انحراف جنسی که ظاهرا مشمول عقاب‌الهی و درد قولنج جنابعالی شده است و می‌تواند توضیح دهد که چرا همچنان عَزَب‌اوغلی باقی مانده و ازدواج نکرده‌اید. 🔖۵-شانتاژ خبری رسانه‌های استکباری همسو با جنابعالی علیه دانشمند با بصیرت امام‌محمد غزالی و متهم کردن ایشان به اینکه  کتاب «دانشنامه علایی» را کپی کرده و به اسم :«مقاصد فلاسفه»مقدمه «تهافت الفلاسفه»کرده‌اند. 🔖۶-نشخوار القائات آته‌ئیست‌ها مبنی بر  تفوق منطق ریاضی بر اراده خالق و ناتوانی خداوند بر اینکه بتواند از جمع بین عدد دو و دو، عدد پنج را بدست بیاورد. 🔖۷-ترویج نگاه الحادی و  قابل توجیه ندانستن حدوث زماني جهان و دفاع از قدیم بودن جهان. 🔖۸- گزارش اداره گزینش ثابت کرده است که جنابعالی متولد ازبکستان از پدری اهل افغانستان هستید و بدیهی است که علیرغم تعلق به فرهنگ ایرانشهری با قواعد موجود و مرزهای جغرافیای کنونی عنصری غیرایرانی هستید و اشتغال جنابعالی فاقد وجه قانونی است.(خوشبختانه پیشتر برادران سازمان تامین اجتماعی این نکته را بر حذف تصویر جنابعالی بر دفترچه‌های بیمه در نظر داشته‌اند). 🔖۹- تشویش اذهان عمومی و تبلیغات سوء علیه مسئولین خدمتگزار طبق گزارش‌ها که در جایی فرموده‌اید: بُلینا بقوم یظنون ‏ان الله لم یهد سِواهم! ‏به قومی مبتلا شدیم که فکر میکنند ‏خدا جز آنها کسی دیگر را هدایت نکرده است.   🔖۱۰- عدم رعایت اخلاق و مراتب سنی چنانکه سمت «ابن‌مسکویه» گردو پرتاب کرده‌اید و گفته‌اید:«مساحتش را حساب کن!» گزارش‌ها می‌گوید که جنابعالی توصیه ایشان به اینکه:«اول برو کتاب طهاره الاعراق رو‌ بخون‌ و‌ بعد بیا» را به تخت‌کفش خود گرفته‌اید. ➕در پایان، هرچند با انتصاب یکی از نیروهای خادم عرصه عمومی و متخصص در برانگیختن شور مردمی و‌نیز برخی مجریان سیما، به جای جنابعالی، جلوی خلل و فرج نفوذ امثالکم در سنگر دانشگاه گرفته می‌شود و دیگر کسی نیست که در اعیاد و مراسم‌ مختلف آیینی به ذبح قربانی جلوی در دانشگاه «گیر بهداشتی» بدهد اما انتظار می‌رود با نجابت رفتار کرده و در رسانه‌ها حاشیه نسازید و‌ اجازه بدهید متخصصان طب سنتی در عطاری‌ها ، نسخ مدنظر خود را  به اسم شما به خلق‌الله عرضه کنند و مسوولان در تریبون‌ها پُز شما را به فرنگی‌هایی بدهند که هرچه دارند از ما کپی کرده‌اند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ آمریکا ستیزی به روش چینی؟ ✍️ حامد پاک طینت دیپ سیک، خبرسازترین اتفاق ۲۴ ساعت گذشته، کاری که هوش مصنوعی چینی با بزرگترین شرکتهای فناوری جهان کرد. دود شدن بیش از ۲۵۰۰ میلیارد دلار ارزش شرکتهای فناوری در بورس آمریکا در یک روز - روزی که در تاریخ خواهد ماند. عددی معادل ۲۰ برابر کل ارزش بورس ایران! چین نه مشتهایش را گره کرد،نه شعار مرگ بر این و آن داد،نه نیمی از جهان را دشمن خطاب کرد،نه در مجلس اش عربده کشی کرد،نه روابطش را با جایی محدود کرد، نه از روی پرچم کشوری راه رفت یا آنرا آتش زد. چین با کمک تکنولوژی آمریکایی، اما با سرمایه و هوش چینی به جنگ فناوری آمریکایی رفت و کاری که کرد کوتاه کردن الگوریتم جستجو، و بنابراین سرمایه و زمان عملکرد هوش مصنوعی بود. چینی ها آنرا به ۰.۲% کاهش دادند! هوش مصنوعی چینی بجای آنکه همه چیز دان باشد اطلاعات مورد نیازش را در زمان استفاده احضار می کند.فقط همین . این روش، هزینه های سنگین سخت افزاری، نرم افزاری و تحلیلی را به شکل مضحکی کم میکند. از این جالبتر اینکه تمام کدها برای استفاده عمومی و توسعه فردی باز گذاشته شده است به این معنا که دیگر محدودیت و انحصاری برای توسعه هوش مصنوعی در دنیا وجود ندارد آمریکا ستیزی از دید چینی ها مفهومی غیر از مفهوم ما دارد، آنها، ستیز را در رقابت می بینند، رقابتی که منجر به رفاه و توسعه برای مردم کشورشان شود. رقابت در توسعه اقتصادی از طریق فناوری، سرمایه گذاری و با اهرم خلاقیت جوانانی که با دنیا در ارتباطند و در نهایت رفاه و ثروتی که برای مملکت و جامعه به دست می آید پرسش بزرگ این است که حتی اگر امروز به فرض محال بینش ما به آمریکاستیزی از مدل ایدئولوژیک به مدل اقتصادی تغییر کند، برای کشور ما امکان پذیر است؟ در شرایطی که سایز اقتصاد ما کوچکترین نسبتی با اقتصاد آمریکا ندارد، سرمایه های کشور ترجیح می دهند به خارج از ایران حرکت کنند یا اگر در خارج از کشور هستند به ایران بازنگردند، جوانان خلاق و نخبه ایرانی هر روز کشور را ترک می کنند، امکان استفاده از فناوری روز بدلیل تحریم ها غیرممکن است، استفاده از دانش روز بدلیل انزوا نازل است، پرمنفعت ترین فعالیت های اقتصادی منتسب به دولت است و معضلات این کشور در سطح فیلتر کردن یا نکردن است عملا ایران از سرمایه انسانی، اقتصادی و انگیزه ای تهی شده است و اساسا چنین نگاهی محال است بنابراین بسیاری از زمانهایی که شاید در خلوت خود، از خود می پرسیم چرا با تغییر هر دولت تغییری در این مسیر ایجاد نمی شود پاسخ در اینجاست که ایران با نگاه قبل، اکنون تهی از امکان تحول شده است و حتی به فرض نگاه جدید سالها طول خواهد کشید تا به مسیر تحول بازگردد. تاریخ اما به ما می گوید روزی فرا خواهد رسید که چاره ای جز تغییر نگاه نیست و آن روز، روزی است که منابع دیگری برای استمرار نگاه قبل در مملکت نمانده است! به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

تورم سبب ساز دیکتاتوری تاکنون ۵۷ ابرتورم در دنیا ثبت شده است. آخرین آن مربوط به ونزوئلا بود که هنوز هم در جریان است.تجربه شوروی، آلمان و چین از جمله مثال‌های کلاسیکی هستند که اگر به خوبی مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند به خوبی این فهم را به محقق می‌دهند که چاپ بی‌ حد و مرز پول نهایتاً به جز بحران و فروپاشی چیزی را به دنبال نخواهد داشت.  یکی از بزرگ‌ترین ابرتورم‌های دنیا که در نتیجه مستقیم چاپ بی‌ حد و اندازه پول رخ داد و تاثیر بسزائی در قدرت گرفتن یکی از بزرگ‌ترین دیکتاتورهای تاریخ«هیتلر» داشت در دهه ۱۹۲۰ به وجود آمد. «فریدمن» نوبلیست سال ۱۹۷۶که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان قرن بیستم از او یاد می‌شود  در یکی از بخش‌های کتاب «آزادی انتخاب» خود اذعان می‌دارد که تورم می‌تواند اقتدار گرائی و نظامی گری را با خود به همراه داشته باشد. 🔹او می‌نویسد: «تورم یک بیماری است،یک بیماری خطرناک و گاه نابودکننده است،یک نوع بیماری‌ است که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود می‌تواند یک جامعه را نابود کند.برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمت‌ها از یک روز به‌ روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر می‌شدند، زمینه‌های کمونیسم را در یک کشور و زمینه‌های نازیسم را در کشور دیگر به وجود آوردند.ابرتورم در چین بعد از جنگ جهانی دوم،کار «مائو» را در شکست «چیانگ کای‌شک» تسهیل کرد. تورم در برزیل زمانی که در سال ۱۹۵۴ به حدود صد درصد رسید باعث روی کار آمدن یک دولت نظامی شد. 🔸تورم‌های بسیار شدیدتر در دیگر کشورهای آمریکای جنوبی باعث سرنگونی «آلنده» در شیلی در سال ۱۹۷۳و «خوآن پرون» در آرژانتین در سال ۱۹۷۶ شد که در هر دو کشور شیلی و آرژانتین گروه‌های نظامی بعد از سرنگونی«آلنده و پرون» تصمیم به در دست گیری قدرت گرفتند.گفته می‌شود که «لنین» اذعان داشته است بهترین راه برای نابودی سیستم سرمایه‌داری بی ارزش شدن پول آن سیستم است.«کینز»اینگونه ادامه می‌دهد که قطعاً حق با لنین است. هیچ وسیله بهتری از پائین آوردن ارزش پول برای نابودی پایه‌های یک جامعه وجود ندارد. چاپ بی‌ حد و مرز پول یعنی کاهش ارزش آن تا زمانیکه دیگر به هیچ دردی جز سوزاندن و درست کردن بادبادک و روزنامه‌ دیواری مانند آنچه در آلمان در دهه ۱۹۲۰رخ داد نخورد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o