fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 384 مشترک است و جایگاه 2 230 را در دسته تجارت و رتبه 12 563 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 384 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 29 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -64 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -3 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 33.00% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 9.78% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 9 035 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 678 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 30 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 384
مشترکین
-324 ساعت
-287 روز
-6430 روز
آرشیو پست ها
حرکت بر لبه جنگ، آخرین قمار 🖊 مرضیه حاجی هاشمی 🔻 وقتی یک  ساختار سیاسی، در یک سه وجهی انسداد یافته محصور می شود؛ بدین معنا که در دیپلماسی بر وجه پایان یا ناکارآمدی مذاکرات، در اقتصاد بر وجه تحریم‌های سنگین و نارضایتی فزاینده اجتماعی و در مشروعیت سیاسی، بر وجه فشار داخلی و ریزش پایگاه اجتماعی می غلطد، گویی که به استقبال جنگ می لغزد؛ اما آیا به آغوش یک جنگ تمام عیار فرو می افتد یا بر «لبه‌ی جنگ» می رقصد؛ بدین معنا که بر آستانه‌ی درگیری برای بازتولید مشروعیت، تغییر موازنه و خرید زمان، بازی می کند؟ 🔻 به نظر می رسد، مبتنی بر منطق راهبردی، چنین بازیگری سه گزینه‌ی کلی پیش‌رو دارد: ۱- اصلاح ساختار و عقب‌نشینی سیاسی (پرریسک برای خود نظام)؛ ۲- سرکوب و کنترل امنیتی بدون تغییر مسیر سیاست خارجی (پرهزینه برای نظام) ۳- «فرار به جلو» از طریق بحران خارجی (جنگ محدود، تنش کنترل‌شده یا حملات غیرمستقیم). 🔹از دید تصمیم‌گیران امنیتی در چنین مواقعی گزینه‌ سوم می‌تواند در کوتاه‌مدت، بهترین «کاتالیزور» برای بازتولید انسجام باشد؛ ولی تنها تا جایی که کنترل صحنه حفظ شود. 🔹حتی رادیکال ترین رویکردها نیز به خوبی آگاهند که توان اقتصادی کشور در چنین وضعیتی برای جنگ طولانی بسیار پایین است و منابع ارزی و انرژی کافی برای حفظ لجستیک نظامی و تامین حداقل های معیشتی و خدمات اجتماعی به طور هم زمان وجود ندارد؛ از این رو جنگِ تمام‌عیار می‌تواند به شورش‌های داخلی یا تجزیه‌ی ساختار امنیتی بینجامد مانند نمونه «عراق». 🔹 در چنین شرایط پیچیده ای؛ حتی تضمینی وجود ندارد که حمایت کشورهایی که به ظاهر شرکای راهبردی هستند، در  یک جنگ واقعی و مستقیم فعال شوند؛ چرا که آن‌ها نیز منافع ملی خود را در اولویت قرار می دهند؛ لذا یک جنگ تمام عیار برای بقا، ریسک وجودی دارد و هرگز ابزار بقای مطمئن نیست. 🔹 اینجاست که حرکت بر لبه جنگ، می تواند مزایای ملموس داشته باشد: ۱- ایجاد فضای امنیتی و انسداد سیاسی که به‌راحتی می‌تواند فضای رسانه‌ای، احزاب و جامعه‌ی مدنی را تحت شعار «دفاع از کشور» تعطیل کند؛  ۲- افزایش همبستگی موقت که تهدید بیرونی، احساس «محاصره» و «ما در برابر آن‌ها» را می‌سازد و ۳- چانه‌زنی در سیاست خارجی که با بالا بردن تنش، می‌تواند طرف های مقابل را به باز کردن مسیرهای دیپلماتیک یا امتیازات جزئی سوق دهد. 🔹 در واقع تصمیم گیران ارشد امنیتی از بحرانِ کنترل‌شده به‌عنوان ابزار مدیریت بن‌بست استفاده می‌کنند؛ اما این بازی پر ریسک می تواند احتمال عبور از آستانه به جنگ تمام عیار و طولانی مدت را بالا ببرد. 🔹در دو صورت این وضعیت تحمیل می شود: نخست اگر برآورد کنند فروپاشی داخلی قریب‌الوقوع است و جنگ تنها راهِ تغییر زمین بازی است و دوم  اگر اشتباه محاسباتی کنند و واکنش طرف مقابل فراتر از انتظار باشد. 🔹 در هر دو صورت حکومت به آن چیزی در می غلطد که هرگز نمی خواست؛ ولی حرکت بر «لبه جنگ» «آخرین قمار» است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

. 🔰ابر تورم آلمان در سال ۱۹۲۳ چه بر سر مردم آورد؟ به زمانی می‌رویم که یک آلمانی طبقه متوسط، میلیاردها مارک در جیب خود حمل می‌کرد؛ اما هنوز نمی‌توانست چیزی بخرد. یک قرص نان ۲۰۰ میلیارد مارک قیمت داشت. با حقوق بازنشستگی یک هفته‌ای حتی یک فنجان قهوه را نمی‌شد خرید. سقوط آزاد ادامه داشت و هر دقیقه از ارزش پول کاسته می‌شد.  رستوران‌ها چاپ منوها را متوقف کردند؛ زیرا تا رسیدن غذا قیمت‌ها بالا رفته بود. یک مرد اولین فنجان قهوه را با قیمت ۵۰۰۰ مارک نوشید. فنجان دوم برای او ۹۰۰۰ مارک هزینه داشت. داستان‌های آن روزها وحشتناک بود. یک پسر را مادرش فرستاد تا دو نان بخرد. او در راه توقف کرد تا فوتبال بازی کند و زمانی که به مغازه رسید، قیمت نان بالا رفته بود؛ بنابراین او فقط می توانست یک نان بخرد. مردی برای خرید یک جفت کفش عازم برلین شد. اما زمانی که او به آنجا رسید، تنها چیزی که می‌توانست بخرد یک فنجان قهوه و کرایه اتوبوس خانه بود. این وضعیت پوچ تقریباً در اواسط جنگ جهانی اول آغاز شد. آلمانی‌ها مطمئن بودند که پس از پیروزی در جنگ، با تصرف مناطق صنعتی غنی از منابع و تحمیل غرامت به متفقین شکست خورده، می‌توانند بدهی خود را پرداخت کنند. اما این طرح نتیجه معکوس داد. آلمان در جنگ شکست خورد و در نهایت با بدهی‌های هنگفتی روبرو شد. علاوه بر این، معاهده ورسای آلمان مبلغ ۱۳۲ میلیارد مارک (یا ۳۱.۴ میلیارد دلار) به عنوان غرامت برای واردکردن خسارت به متفقین در جریان جنگ باید پرداخت می‌کرد. برای پرداخت بدهی‌های خارجی، دولت به فریب روی آورد. آنها شروع به چاپ پول کردند و از آن برای خرید ارز استفاده کردند که سپس برای پرداخت غرامت استفاده می‌شد. به زودی تورم از کنترل خارج شد. در ابتدا، تورم به آرامی افزایش یافت – از ۴.۲ مارک به ازای هر دلار قبل از جنگ به ۴۸ مارک در هر دلار در هنگام امضای معاهده. سپس به سرعت شتاب گرفت. در نیمه اول سال ۱۹۲۲، قیمت برابری مارک در برابر دلار ۳۲۰ مارک بود. تا پایان سال به ۷۴۰۰ مارک در هر دلار رسید. در نهایت، این علامت به ۴.۲ تریلیون مارک در برابر یک دلار آمریکا رسید! کارمندان چمدان و کوله پشتی را برای دریافت دستمزد خود به محل کار می‌آوردند و قبل از تغییر نرخ ارز به نزدیک‌ترین مغازه می رفتند. اسکناس های با ارزش بالاتر و بالاتر هر چند هفته یک بار شروع به چرخش کردند. حتی اسکناس ۱۰۰۰ میلیارد مارکی منتشر شد. ابر تورم در اکتبر ۱۹۲۳ به اوج خود رسید و ارزش اسکناس به ۱۰۰ تریلیون مارک افزایش یافت. مردم معامله نقدی را متوقف کردند و به جای آن شروع به دادوستد کردند. بسیاری از پزشکان اصرار داشتند که از طریق سوسیس، تخم مرغ، زغال سنگ و مانند آن دستمزد دریافت کنند. مردم یک جفت کفش را با یک پیراهن و مقداری ظروف را با قهوه عوض می‌کردند. وحشت و بی اعتمادی اقتصادی گسترده بود. مردم طوری زندگی کردند که انگار فردایی وجود ندارد و فروش کوکائین سر به فلک کشید. به طرز عجیبی، کالاها کم نبودند. اما هیچ ارز ثابتی برای خرید آنها وجود نداشت. تنها اشیایی که ارزش واقعی داشتند، دارایی های مشهود بودند – الماس، طلا، عتیقه‌جات و کالاهای هنری. به زودی آلمان، کشور دزدها شد. مردم شروع به سرقت هر چیزی کردند – صابون، سنجاق سر، لوله های مسی، بنزین. در اواخر سال ۱۹۲۳، مارک با یک ارز جدید جایگزین شد – Rentenmark، که توسط وام مسکن زمین های کشاورزی و صنعتی پشتیبانی می‌شد. آلمان لنگان به حالت عادی بازگشت، اما این کشور دیگر هرگز مثل سابق نبود. جورج جی دبلیو گودمن، نویسنده و اقتصاددان آمریکایی نوشت: پس‌اندازهای از دست رفته هرگز بازیابی نشدند «و البته نه ارزش‌های سخت‌کوشی و نجابتی که با پس‌انداز همراه بود». خلق‌وخوی متفاوتی در کشور وجود داشت، خلقی که هیتلر بعدها با استعداد شیطانی از آن بهره برد. پرل اس باک، نویسنده آمریکایی که در سال ۱۹۲۳ در آلمان بود، نوشت: شهرها هنوز سر جایشان بودند، خانه‌ها هنوز سالم بودند، اما قربانیان میلیون‌ها نفر بودند. آنها ثروت و پس‌انداز خود را از دست داده بودند. آنها مات و مبهوت شده بودند و نفهمیدند که چگونه این اتفاق برایشان افتاده است و دشمنی که آنها را شکست داده کیست. با این حال، آنها اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند، احساس خود را از دست داده بودند. دیگر باور نداشتند که اگر به اندازه کافی سخت کار کنند، خودشان می توانند ارباب زندگی خود باشند.  ارزش‌های قدیمی اخلاق، اخلاق و نجابت نیز از بین رفت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

«روسیه» آن نیست که ما فکر می‌کنیم صفدر نظری 🔸برای روسیه پیر و فرتوت دیگر نه از پیروزی برق‌آسا و اشغال کل اوکراین خبری شد نه از پیروزی کُند و اشغال سنگر به سنگر کل اوکراین. دیگر بعید است روسیه به کی‌یف حمله کند و ایده «اشغالِ کامل شرق اکراین» هم منتفی به نظر می‌رسد.از زمانیکه یکی از بزرگترین و پر مدعا ترین ارتش‌های دنیا به کشوری که ده‌ها پله از خود ضعیف‌تر است یورش می‌برد هر چیزی مگر پیروزی برق‌آسا، دیگر پیروزی به شمار نمی‌آید.بازی فوتبال نیست که بشود برد با یک گل بُرد به شمار آید بلکه مسئله پرستیژ، ادعا، کارآمدی، توانمندی و موضع راهبردی یک کشور در عرصۀ بین‌المللی است.براستی چرا روسیه گام در چنین مسیری نهاد؟روسیه این وضعیت ناگوار را پیش‌بینی نکرده بود؟ طبعاً این پرسش «یک» جواب ندارد و باید در پی مجموعه عوامل بود اما به گمانم می‌توان «بارزترین» دلیل این اشتباه را نام برد. 🔹در دنیای سیاست خطرناکترین سقوط افتادن در تله‌های خود ساخته است.مانند صیادی که در دام خود می‌افتد.تبلیغات ابزار همیشگیِ سیاست است.محور تبلیغات «حقیقت و واقعیت» نیست بلکه صرفاً «هدف سیاسی» مبنا قرار می‌گیرد و ممکن است تبلیغات پر از داده‌های غلط،ادعاهای دروغ و شعارهای پوچ باشد.از میان دورهای باطل در این عالم، باطل‌ ترین دور،باور کردن تبلیغات خود ساخته است! یعنی دولتمردی که برای اهداف سیاسی تبلیغاتی راه انداخته است اینک تبلیغات خود ساخته‌ اش را باور می‌کند و بدتر اینکه همان تبلیغات را مبنای تحلیل و تصمیم گیری خود قرار می‌دهد.نطفه فاجعه در این زهدان پوچ بسته می‌شود جائیکه  تبلیغ دستمایه تحلیل می‌شود.«پوتین» گرفتار همین دور باطل شد.اما  چطور کسی مثل «پوتین» با سابقه امنیتی در تله تبلیغاتی خود افتاد؟ 🔸رسانه های رسمی روسیه چند سال دائم از نئونازی‌ها صحبت می کرد.دائم گفت روسیه ستیزان اوکراین فقط مشتی نئونازی هستند و دولت کی‌یف نیز پشتوانه مردمی ندارد.این همان تبلیغ دروغینی بود که روسیه خود نیز آن را باور کرد! فکر می‌کرد وقتی به اوکراین حمله کند مردم اوکراین پرچم‌های روسیه را بر بام خانه‌هایشان برمی‌افرازند و دولت نیز کم و بیش به سادگی سقوط می‌کند.پس برای در هم کوبیدن مشتی نئونازی و دولتی ضعیف یک «عملیات ویژه نظامی» کافی خواهد بود.اما کشتی روسیه به صخره واقعیت کوبید! حمله کرد و با مقاومت منسجم یک ملت روبرو شد! مدافعانی باایمان در برابر مهاجمانی زر خرید!یعنی ارتش روسیه در برابر چند گردان نئونازی با آن تسلیحات سبک و نیمه سبک زمینگیر شد؟مضحک نیست؟روسیه در برابر یک «هنگ آزوف» گرفتار شد؟! نه! روسیه به تله تبلیغاتی خودش افتاد و این نیز نتیجه اقتدارگرائی، فقدان تکثر آرا و نبودِ گردش آزاد اطلاعات است. 🔹روسیه پیداست از ایده «جنگ جنگ تا اشغال اوکراین» به ایده «جنگ جنگ تا اشغال مناطق تعیین‌کننده» رسیده است تا در مذاکرات در موضع برتر باشد. به این ترتیب روسیه خواهد ‌کوشید با اشغال چند منطقه شرقی و جنوبی امتیازاتی از اوکراین بگیرد و زودتر این بساط پر هزینه را با دستاوردی قابل ذکر جمع کند.اما آن هیمنه و هیبتی که همگان از توان نظامی روسیه داشتند فرو ریخت و پرسش بزرگتر اینکه اصلاً آیا این جنگ ارزش این همه هزینه را داشت؟آیا روسیه توان جنگی بزرگتر را دارد؟ باخت‌های معنوی این جنگ چه می‌شود؟روز اول جنگ همگان می دانستند که صورت‌ مسئله اصلاً «جنگ روسیه و ناتو نیست»،بلکه «رابطه روسیه با مردم اروپای شرقی است». بزرگترین باخت روسیه وجهه‌اش نزد این ملت ها بود. روسیه برای اشغال هر شهری باید آن را ویران کند.چشم‌ ها می‌ بیند و دل‌ ها برای همیشه از روسیه می‌رَمَد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ ماشالله « رَجَب » ! ✍️حامد پاک طینت تامین گاز ۴ میلیارد متر مکعب در سال به مدت ۲۰ سال به ارزش ۴۳ میلیارد دلار خرید ۷۵ فروند بوئینگ ۷۸۷ ۱۵۰ فروند بوئینگ ۷۳۷ به جمع ۲۲۵ هواپیمای مسافربری به ارزش ۲۲ میلیارد دلار جنگنده پیشرفته F35 , F16 به ارزش ۳۵ میلیارد دلار تکنولوژی هسته ای نیروگاهی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار به جمع ۱۱۰ میلیارد دلار! دلیل تعریف و تمجید و احترامات فائقه ای که ترامپ برای اردوغان قائل است روحیه بیزنسی و کاسب مسلکی اوست رجب طیب اردوغان روحیه اقتصادی خود را نه از طریق تحصیلات در این باب بلکه از راه تجربه عملی و مستقیم در زندگی و کار از دوران کودکی کسب کرد.ارزش پول را با فروشندگی شربت آبلیمو و نان سمیت درک کرد و بده و بستان را از همان جا آموخت. نحوه رفتار، دیدگاه ساختاریافته و دیسیپلین او متاثر از روحیه پدر نظامی اوست. پدرش یک افسر ساحلی در سازمان دریانوردی دولتی بود. ترکیبی از یک بینش اقتصادی و سیاسی، رهبری برای ترکیه ساخت که حاصلش کشوری است که ملاحظه میکنید: رتبه ۱ فرودگاههای جهان رتبه ۱ در بیش از ۲۰ محصول معدنی جهان رتبه ۱ در تولید برق فسیلی در اروپا رتبه ۱ در صادرات طلا و جواهر رتبه ۱ در مقاصد پروازهای بین المللی رتبه ۲ در صادرات گندم دوروم رتبه ۴ گردشگری جهان رتبه ۵ تولید سیمان جهان رتبه ۵ تولید فولاد جهان رتبه ۸ در بهترین خط هوایی مسافربری جهان رتبه ۸ در صادرات خودرو در جهان رتبه ۸ در صادرات پوشاک جهان رتبه ۸ در صادرات محصولات کشاورزی حاصل این رتبه ها چیزی جز ثروت برای کشور و مردمانش نبود. ترکیه بیش از ۶۲ میلیارد دلار در سال فقط از گردشگری درآمد دارد. فراموش نکنیم کل درآمد نفتی سالانه ایران ۴۰ میلیارد دلار است که احتمالا بعد از مکانیزم ماشه معلوم نیست به چه عددی برسد؛ درست به اندازه درآمد نفتی ایران، ترکها از خطوط هوایی و دریایی درآمد دارند، درست به اندازه درآمد نفتی ایران صادرات پوشاک و ماشین آلات دارند و تقریبا به اندازه نیمی از درآمد نفتی ایران، به دنیا خودرو میفروشند! چهل سال پیش تولید ناخالص سرانه ترکیه و ایران تقریبا مساوی بود، ایران حتی کمی بیشتر، با ۲۴۰۰ دلار. امروز تولید ناخالص ترکیه ۳ برابر ایران است و سرانه اش به بیش از ۱۵۰۰۰ دلار رسیده، در شرایطی که مهمترین چالش ایران تامین یارانه نقدی برای بیش از ۷۰% جمعیت کشور است بدلیل این حقیقت که تقریبا همین میزان از جمعیت، ناتوان از تامین هزینه های روزانه خود هستند. چه کسی اما می تواند مدعی شود که ترکیه استقلال ندارد؟ گاو شیرده است؟ نوکر اربابان است و ...؟ اسلام گرایی اردوغان و حزبش هرگز قابل کتمان نبوده، رویکردهای ضد اسرائیلی اش هیچوقت نهان نبوده اما او خوب می دانسته که اقتصاد را بعنوان بالاترین اولویت کشورش فدای هیچ چیز نکند و این مهمترین رمز پایداری ترکیه در قدرت و ماندگاری او در تاریخ و اذهان بعنوان یک رهبر موفق و قابل احترام بین همسایگان و غیر همسایگان است قراردادهایی که او در سفر اخیرش با ترامپ امضا کرد موجب بیش از ۳۰ میلیارد دلار سود برای شرکتهای آمریکایی و ارتقای جایگاه ترامپ نزد اقتصاد آمریکا شد اما او هم بزرگترین خط هوایی دنیا را برای گردشگری کشورش به ارمغان آورد، با خرید گاز از آمریکا خود را از اتکای گازی به روسیه و ایران خلاص کرد، از نظر نظامی خود را با اسرائیل متوازن تر نمود و از همه مهمتر خود را بعنوان یک کشور مهم، تعیین کننده و قدرتمند تثبیت کرد. هیچیک از اینها اما موجب عدم توازن بین غرب و شرق نیست. ترکیه بیش از ۱۰ میلیارد دلار گاز و ۶ میلیارد دلار نفت از روسیه می خرد و روسیه مقصد بسیاری از کالاهای ترکیه ای است. بیش از ۷ میلیون گردشگر روس در سال به ترکیه سفر می کنند که همه اینها ۲۵ میلیارد دلار سود سالانه روانه جیب مردم ترکیه میکند، اردوغان حتی از جنگ روسیه و اوکراین کاسبی کرد؛ با ترانزیت غلات و نفت بدلیل اختلال در مسیر دریای سیاه حداقل سالی ۵ میلیارد دلار درآمد خلق کرد، با گرفتن تخفیف گاز از روسیه بدلیل تحریم ها ۵ میلیارد دلار کسب کرد همسایه اش ایران اما در میان واهمه ای از جنگ، تحریمهایی همه جانبه، محدودیت هایی نامحدود، تورمی افسار گسیخته و آینده ای مبهم در کار خود مانده؛ قرارداد گاز ترکیه با آمریکا درآمد سالانه ایران از فروش گاز را حداقل ۲ میلیارد دلار کاهش می دهد، آنهم در روزگاری که نشانگر ضیق دلار ،دقیقه به دقیقه روی تابلوی صرافی های شهر خود را نمایش می دهد! به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

🔴 پساماشه رسید، چه می‌کنید؟ ✍️ محمد فاضلی 👈 مکانیسم ماشه بالاخره عمل کرد و تحریم‌های سازمان ملل دوباره بر ایران اعمال می‌شوند. سطح بحث و تحلیل در داخل ظاهراً در حد ناسزا گفتن به جلیلی/ظریف؛ دعوا بر سر خوب یا بد بودن برجام؛ ظالم بودن یا نبودن غرب؛ و چیزهایی در همین حد است. اگر مباحثه عمیق‌تری در پس و پشت سیاست و در اتاق‌های تصمیم‌گیری جاری است، حداقل من خبر ندارم. فعلاً اکثریت دنبال پختن نان سیاست داخلی از تنور شکست برجام و اجرای مکانیسم ماشه هستند. خب، این سطح از مناقشه و بازی سیاسی در حد دعوای چهار تا نماینده مجلس با دو تا فعال سیاسی، کف توییتر و فضای مجازی یا در بقیه رسانه‌ها، مشکلی هم ندارد. بالاخره جماعتی باید سر و صدایی کنند و جار و جنجالی راه بیندازند که فضای سیاست پرشور و زنده به نظر برسد، خودشان هم از نمد این دعوا کلاهی دست و پا کنند. اما فراتر از این چه؟ تجربه‌های قبلی نشان می‌دهد حکمران و سیاست‌گذار به بیان کلماتی کلیشه‌ای و تکراری قناعت می‌کند و هیچ دستور کار واقعی و مؤثری ندارد. شاهد این‌که در چند ماه گذشته استفاده از کلیدواژه مقاومت خیلی زیاد شده اما معنای دقیق و روی زمین آن مشخص نیست. ترجمه مقاومت به سیاست اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست اجتماعی و ... چیست؟ هیچ بعید نیست سوزن سیاست‌گذاری و حکمرانی روی واژگانی نظیر مقاومت گیر کند و هیچ معلوم نشود معنای واقعی و عملیاتی آن‌ها چیست. حالا وقت این است که صریح بپرسیم، در این شرایط جدید، در حالی که به عادی‌سازی روابط با غرب در افق کوتاه‌مدت هیچ امیدی نیست، و زیر سایه جنگ احتمالی: برنامه همکاری اقتصادی راهبردی با چین و مؤثر بر سرنوشت امنیت‌توسعه کشور چیست؟ قرار است با چین چگونه کار کنید و تشتت و به‌هم‌ریختگی مواضع سیاسی و کارشناسی برای همکاری با چین را چگونه سامان می‌دهید؟ تکلیف سیاست صنعتی چه می‌شود؟ برای تاب‌آوری بنگاه‌ها و حفظ حداقلی از رشد اقتصادی و ممانعت از بیکاری گسترده چه می‌کنید؟ برای حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و به شدت تحت فشار تورم، بیکاری و تکانه‌های روانی ناشی از فضای تحریمی چه می‌کنید؟ برای رابطه تنش‌آمیز مجلس و دولت، و رانت‌جویی‌های سیاسی و اقتصادی موجود در این رابطه، که در نهایت به ناکارآمدی، بی‌عملی و نارضایتی عمومی می‌انجامد چه می‌کنید؟ برای کاستن از موانعی که بوروکراسی در مسیر فعالیت بخش خصوصی ایجاد می‌کند، و برای کاستن از هزینه‌های مبادلاتی سنگینی که فعالیت اقتصادی مولد را زمین‌گیر کرده‌اند، چه می‌کنید؟ برای از میان بردن عوامل تحریک‌کننده نارضایتی اجتماعی و متغیرهایی که به همبستگی اجتماعی ضربه می‌زنند، چه برنامه‌ای دارید؟ برای سخن گفتن در دنیای پساماشه، در دنیایی که دیگر برجام نیست، از چه زبانی استفاده می‌کنید؟ کماکان برجام و کاستی‌هایش را چون چماقی بر سر این و آن می‌کوبید؟ یا اندیشه دیگری دارید؟ با چه زبانی سخن می‌گویید؟ هر دورانی، قهرمانان خودش را طلب می‌کند. قهرمانان، آدم‌هایی هستند که روح زمانه را صورت‌بندی کرده و زبان و گفتمان جدیدی حول آن روح زمانه خلق می‌کنند. محمود احمدی‌نژاد و سعید جلیلی قهرمانان عصر مقاومت دهه ۸۰ بودند. قهرمانانی که جهان را در قالب «آن‌قدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌دان‌تان پاره شود» صورت‌بندی می‌کردند. حسن روحانی و جواد ظریف، قهرمانان مذاکره و دیپلماسی بودند. قهرمانانی که جهان را با دیپلماسی و مذاکره هدایت می‌کردند. حالا هر دو گروه در واقعیت به بن‌بست رسیده‌اند. در فردای دو دوران مقاومت و دیپلماسی، وضع اقتصاد، جامعه، محیط‌زیست، امنیت و ... از هر آن‌چه بیست سال پیش وجود داشت، بدتر است. اکنون عصر پساماشه است، بازگشته‌ایم به وضعیتی که ۱۵ سال پیش وجود داشت، بدون آن منابع، بدون آن میزان درآمد نفتی، آب، سرمایه اجتماعی، و ...؛ در حالی که انبوهی از ناترازی‌ها ما را در بر گرفته‌اند. قهرمانان پساماشه چه کسانی هستند؟ سخن‌شان چیست؟ چه چیزی را صورت‌بندی می‌کنند؟ به کدام سؤالات راهبردی پاسخ می‌دهند؟ شاید آن‌ها هم دوباره به زبان مقاومت یا دیپلماسی سخن بگویند، اما این‌ها فقط اشتراک لفظ خواهد بود. سؤال این است که مقاومت و دیپلماسی در نسبت با سؤالاتی که پیش روی ایران امروز است چه معنای دقیق و روی زمینی - فراتر از کلیات ابوالبقا یا حرف‌های پرطمطراقِ به‌دردنخور – دارند؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‏چین با فولاد سبز دنبال حذف رقبا و زنگ خطر برای کشورهای مانند ایران ‏چین با یک حرکت «ترمز و گاز» هم‌زمان، هم جلوی ظرفیت‌های تازه فولاد را گرفته و هم کارخانه‌ها را به کاهش تولید واداشته است؛ اقدامی که در ظاهر شبیه سیاست زیست‌محیطی است اما در عمل بازتعریف قواعد بازی جهانی فولاد خواهد بود. ‏طبق برنامه‌ای که پکن برای ۲۰۲۵ گذاشته، هیچ مجوز تازه‌ای برای فولادسازی با سوخت ذغال‌سنگ صادر نمی‌شود و سهم پروژه‌های کوره قوسی الکتریکی که آلودگی کمتر دارد، رو به افزایش است. ‏کارخانه‌های بزرگ هم به‌طور «غیررسمی اما جدی» فراخوانده شده‌اند که عرضه را کنترل کنند تا جنگ قیمت‌ها و مازاد تولید مهار شود. ‏هدف رسمی: ‏تا پایان ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد ظرفیت فولادسازی کشور به استانداردهای «انتشار فوق‌العاده پایین» برسد. ‏هدف غیررسمی: ‏چین پیشاپیش خود را با مکانیسم‌های کربنی اتحادیه اروپا و فشارهای تجاری آماده کند تا با تعرفه‌های سنگین مواجه نشود و حتی با فولاد «سبز» خود بازارهای جدیدی بگیرد. ‏🔹برای سایر کشورها و صادرکنندگان فولاد «از جمله ایران » این تغییر یک هشدار است: ‏دنیای فولاد در حال سبزشدن است، ولی قواعدش را همان قدرتی می‌نویسد که بیشترین تولید را دارد. ما اگر فقط تماشاگر باشیم، در بازی جدید فولاد نه نقش داریم نه سهم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 حسابرس کسب و کار خودت باش! ✅ قابل اتصال به هر نرم افزار حسابداری ✅ گزارش پیامکی خطاها و تقلبات احتمالی به صاحبان کسب و کار و تیم های مالی ✅ ابری سازی رایگان نرم افزار حسابداری ویندوزی شما سامانه حسابرسی سایان پژوهان (ابری) app.sayanpajoohan.com 📞استقرار و مشاوره رایگان 09150001617 05137663767 🎖ثبت نام با شماره همراه = فعال سازی دمو

#تبلیغات

🔺‏بازیگری حرفه ای چین و روسیه با ایران ‏در حافظه عمومی چنین القا شده که «شرق» همیشه پناهگاه ایران در برابر تحریم‌های غرب بوده است؛ اما نگاهی به کارنامه شورای امنیت چیز دیگری می‌گوید. همهٔ قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران که امروز با مکانیسم ماشه بازگشته‌اند، روزی با رأی مثبت مسکو و پکن تصویب شده‌اند: ‏•قطعنامه ۱۶۹۶ (۲۰۰۶) – ۱۴ رأی موافق، فقط قطر مخالف؛ چین و روسیه موافق ‏•قطعنامه ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) – به اتفاق آرا؛ چین و روسیه موافق ‏•قطعنامه ۱۷۴۷ (۲۰۰۷) – به اتفاق آرا؛ چین و روسیه موافق ‏•قطعنامه ۱۸۰۳ (۲۰۰۸) – ۱۴ رأی موافق، یک ممتنع (اندونزی)؛ چین و روسیه موافق ‏•قطعنامه ۱۹۲۹ (۲۰۱۰) – ۱۲ رأی موافق، دو مخالف (ترکیه و برزیل)، یک ممتنع (لبنان)؛ چین و روسیه موافق ‏یعنی برخلاف روایت رسمی، چین و روسیه در تمام این سال‌ها نه ممتنع بودند، نه مخالف؛ بلکه دست بالا را در شکل دادن و تصویب همین قطعنامه‌هایی داشتند که امروز علیه ایران بازگشته است. ‏نکتهٔ هشداردهنده اینجاست: اگر روزی برسد که ایران تصمیم بگیرد با غرب معامله‌ای انجام دهد و از زیر بار این قطعنامه‌ها بیرون بیاید، بزرگ‌ترین سدِ سیاسی و حقوقی احتمالاً همین مسکو و پکن خواهند بود؛ همان‌ها که یک دهه پیش با رأی مثبت خود تحریم‌ها را قفل کردند. ‏اتکا به شرق، بدون درک منافع واقعی شرق، یعنی دوباره گرفتار همان تله‌ای شدن که خودمان دهه‌هاست در آنیم. اینبار نیز با قطعنامه ای تمدید ۶ ماهه که میدانستند رای نمی آورد، مهر تاییدی برای حق رای ۳ کشور اروپایی و تایید حقوقی بازگشت تحریم ها دادند. اما بعضی ها هنوز هم سخن از حمایت روسیه و چین را در مجامع بین المللی میزنند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺اسنپ‌بک؛ یادآوری تلخ یک بازی فراموش‌شده پارادایم قدرت در جهان نه ایستا، بلکه در قالب هژمون‌هایی سیال و همواره در رقابت نرم و سخت در حال بازآرایی است. در این میدان، آنکه نتواند منطق منافع خود را با قواعد بازی جهانی همساز کند، به‌جای بازیگر، خود به صحنه‌ی بازی بدل خواهد شد. جمهوری‌اسلامی از نخستین روزهای پس از انقلاب، سیاست خارجی خود را بر مجموعه‌ای از انگاره‌های ایدئولوژیک استوار کرد؛ از دشمنی دائمی با آمریکا گرفته تا غرب‌ستیزی همراه با امید واهی به اتحاد با شرق، از رؤیای صدور انقلاب و محور مقاومت تا ترجیح امت بر ملت، و از بی‌اعتنایی به قواعد اقتصاد جهانی تا تصور وجود خطوط قرمز مقدسی که هیچ مذاکره‌ای نمی‌تواند از آن‌ها عبور کند. این مجموعه‌انگاره‌ها بیش از آنکه بر پایه‌ی منافع ملی بنا شده باشند، بر شعارهایی غیرقابل گفت‌وگو استوار شدند. پس از جنگ ایران و عراق، به‌جای بازتعریف این سیاست‌ها، خطوط قرمز پررنگ‌تر شد و نظام سیاسی خود را به‌طور مستقیم در برابر هژمون‌های قدرت جهانی قرار داد. در جهانی که اتحادهای مقدس مدت‌هاست رنگ باخته‌اند و جغرافیای سیاست بر اساس توازن منافع ترسیم می‌شود، ایران همچنان بر کنش‌گری احساسی و ایدئولوژیک تکیه کرد. این شکاف سرانجام راه را برای استفاده‌ی حریفان از «ظرفیت نابازیگری» جمهوری‌اسلامی هموار ساخت. تصویب و اجرای اسنپ‌بک، بیش از آنکه محصول یک دشمنی خاص باشد، یادآوری تلخی بود از این قاعده‌ی بنیادین: اگر فرصت‌ها را در لحظه‌ی مناسب به کار نگیری، همان فرصت‌ها علیه تو بدل به تهدید می‌شوند. قدرت‌های جهانی نه بر پایه‌ی خیرخواهی یا شرارت، بلکه صرفاً بر مدار منافع خویش، ایران را پای میز شورای امنیت کشاندند و این پیام را روشن کردند که بازی جهانی با شعار اداره نمی‌شود. اکنون پرسش اساسی این است: آیا جمهوری‌اسلامی خواهد کوشید همچنان با همان الگوی سیاست خارجی ایدئولوژیک به مهار این بحران فراگیر بپردازد؟ یا اینکه به سوی پذیرش یک بازتعریف دردناک اما ضروری از منافع ملی گام برمی‌دارد؟ و اگر هیچ‌یک، آیا چشم‌انداز آینده‌ی ایران به‌سوی یک مواجهه‌ی مستقیم و برخورد آخرالزمانی رانده خواهد شد؟ آینده‌ای که نه محصول تقدیر تاریخی، بلکه نتیجه‌ی انباشت خطاهای سیاست‌ورزی در چهار دهه‌ی گذشته است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‏گسترش تخفیف نفت ایران به چین در سایه ذخایر بی‌سابقه و تحریم‌های آمریکا ‏✍️ عبداله باباخانی ‏به گزارش ۱۶ سپتامبر رویترز، تخفیف نفت ایران به خریداران چینی در هفته‌های اخیر به بالاترین سطح طی سال‌های گذشته رسیده است. این روند در حالی رخ می‌دهد که ذخایر نفت خام چین در استان شاندونگ به رکوردی بی‌سابقه نزدیک شده و تحریم‌های آمریکا بر برخی بنادر چینی باعث تغییر مسیر محموله‌های ایرانی شده است. ‏بر اساس آمار، واردات نفت ایران به چین در فاصله ژانویه تا اوت ۲۰۲۵ به طور متوسط یک‌میلیون و ۴۳۰ هزار بشکه در روز بوده که حدود ۱۲ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش نشان می‌دهد. این در حالی است که حجم ذخایر نفت خام در انبارهای شاندونگ در اواخر اوت به ۲۹۳ میلیون بشکه رسیده است. ‏رویترز می‌نویسد: نفت سبک ایران برای محموله‌های اکتبر با تخفیفی بیش از ۶ دلار در هر بشکه نسبت به نفت برنت معامله شده؛ در حالی‌که این تخفیف در دو هفته پیش حدود ۵ دلار بوده است. ‏تحریم‌های آمریکا علیه بندر «هایه دونجیائکو» در چینگدائو – که روزانه تا ۲۰۰ هزار بشکه نفت ایران دریافت می‌کرد – سبب توقف عملیات در این بندر و انتقال محموله‌ها به بنادر دیگر از جمله «هوانگدائو» شده است. این شرایط هزینه‌های تحریم را برای خریداران بالا برده و ایران ناچار شده برای حفظ بازار خود تخفیف‌های بیشتری ارائه کند. ‏پالایشگاه‌های مستقل چینی موسوم به «تی‌پات‌ها» که بخش عمده خریداران نفت ایران هستند نیز درگیر کمبود سهمیه واردات و حاشیه سود پایین شده‌اند و با وجود جذابیت قیمت، خرید نفت ایران را کاهش داده‌اند. ‏چین تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه ایران را غیرقانونی می‌داند و واردات نفت از ایران را ادامه می‌دهد، هرچند بخشی از محموله‌های ایرانی همچنان با برچسب کشورهایی مانند مالزی جابه‌جا می‌شود تا منشأ آن‌ها پنهان بماند با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🥇بهتـريـنها در دمـاتجهيــز پيــدا ميـشود ! 💰داكت اسپليـت ❄️كولـرگـازي و اسپليت 👌فن كويل و تجهيزات كنترل 🏊‍♀️ استخــر، سونـا و جكـوزي 🔥دیگ و تجهيزات موتورخانـه 💰تخفيف ويژه دمـاتجهيـز تا 35% ! - انــواع ايـرواشـر - بـرج خنـك كننـده - چيلـر و ميني چيـلـر - زنت آپارتماني و صنعتي - هواسـاز آپارتماني وصنعتي ☕️ راهنماي انتخـاب و قيمـت تجهيـزات تهويـه و تاسيسـات (از سـال ١٣٨٣) 🌎 www.DamaTajhiz.com 02188822550 خط ويـژه Join 🆔@dama_tajhiz

#تبلیغات

گزارش واشنگتن‌پست از بمب الکترومغناطیسی و توان نظامی ایران  گزارش روز ۲۵ ژوئیه واشنگتن پست در مورد اثرات حمله آمریکا و اسرائیل به ایران از جنبه های گوناگون اهمیت دارد. این گزارش در اصل تلاش می کند تا اثرات ضربات اسرائیل و آمریکا را بر ایران بیان کند، اما در لابه لای سطور این گزارش میتوان به مواردی پی برد که در داخل ایران کمتر به آن پرداخته شده است. این موارد به صورت خلاصه عبارتند از: ساخت سلاح بمب پالس الکترومغناطیسی (EMP): در این گزارش گفته شده ایران در حال توسعه‌ سلاح EMP بوده که می‌توانست اسرائیل را از نظر الکترونیکی فلج کند. همچنین شاره شده که این سلاح توسط سپاه پاسداران به عنوان جایگزینی برای سلاح هسته‌ای در نظر گرفته شده بود. برنامه موشک‌های بالستیک ایران: ایران دارای ۳۰۰۰ موشک بالستیک بوده و قصد داشته ذخایر خود را به ۸۰۰۰ موشک افزایش دهد. منابع اسرائیلی به نویسنده واشنگتن پست از کشف «غافلگیرکننده» در مورد ایران حرف زدند و گفتند که « ایران موشک‌های سوخت جامد بیشتری نسبت به تصور قبلی آنها دارد». واشنگتن پست همچنین تاکید کرده که «این نوع موشک‌ها سخت‌تر سرنگون می‌شوند و احتمالاً از آمادگی و فناوری بالاتری برخوردارند.» اثرات حملات موشکی ایران به اسرائیل: ایران با حملات موشکی بالستیک مرگبار پاسخ داده و باعث کشته شدن ۲۸ نفر و آوارگی هزاران اسرائیلی شده است. توسعه دو نوع کلاهک هسته‌ای: ایران در حال پیشرفت در ساخت دو نوع کلاهک بوده: کلاهک شکافت هسته‌ای (نوع سنتی) کلاهک همجوشی هسته‌ای (نوع پیشرفته‌تر با فناوری بالاتر) - پروژه همجوشی هسته‌ای: گفته شده پروژه کلاهک همجوشی پیچیده به‌دلیل حملات اسرائیل متوقف شده است. این نوع فناوری معمولاً در سطح بسیار پیشرفته‌تری از شکافت هسته ای قرار دارد. -ترور دانشمندان هسته‌ای برای تضعیف پیشرفت علمی: ترور دانشمندان رده اول تا سوم برای تضعیف برنامه‌های علمی و فنی ایران بود اما هدف ضمنی و مهم آن «ایجاد ترس در میان جوانان ایرانی برای نرفتن به سمت رشته‌های علمی هسته‌ای.» عنوان شده است. - ادعای انتقال اورانیوم پیش از حمله: ایران احتمالاً توانسته ذخایر اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالا را پیش از حمله جابجا کند، که نشانه‌ای از پیش‌بینی و مدیریت علمی و امنیتی این برنامه است. در مقابل این گزارش از دو ضربه بزرگ به برنامه ایران هم حرف زیده است. اول: ضربه به سایت های هسته ای زیرزمینی از جمله فردو که مدعی شدند اگر ایران بخواهد به بمب هسته ای دست پیدا کند بیش از دو سال (به روایت اسرائیلی) و بیش از ده سال (به روایت آمریکایی و ترامپ) فاصله دارد. این گزارش همچنین مدعی شده که در این جنگ نیمی از موشک های بالستیک و 80 درصد از سکوهای پرتاب موشک ایران توسط اسرائیل از بین رفته است. از مهمترین نکات دیگر این گزارش جایی است که ایگناتیوس مدعی است وقتی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، آتش‌بس اعلام کرد، «اسرائیل در حال ورود به مرحله نهایی حملات با هدف سرنگونی رژیم بود»، اما توضیح بیشتری در این خصوص نمی‌دهد. بررسی مجموعه گزارش نشان میدهد این گزارش بیشتر از آنکه به ضرر ایران باشد، به توانمندی ایران اشاره کرده است. از همین روست که «دیوید ایگناتیوس»، ستون نویس و نویسنده این گزارش در واشنگتن پست، با بیان اینکه «تهران قصد دارد ذخایر موشک‌های بالستیک خود را حداقل به ۸۰۰۰ موشک افزایش دهد» می نویسد این موضوع «به این معنی است که هرگونه تأخیر بیشتر در حمله به ایران، اسرائیل را در معرض آسیب بسیار بیشتری از حملات موشکی قرار می‌داد.» این مساله در کنار تکرار این موضوع که ایران اورانیوم های ۶۰ درصد غنی شده خود را از فردو و نطنز خارج کرده است، ممکن است در حالت بدبینانه زمینه سازی باشد برای همه دوباره و قریب الوقوع به ایران. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‍ زمینه اعزام علمای خواهان جهاد با اسرائیل را به غزه فراهم کنید شماری از علمای منسوب به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در سنندج با تجمع در مسجد قبای این شهر و خواندن قطعنامه ای خواهان صدور فتوای علمای جهان اسلام برای جهاد علیه اسرائیل شدند. در این یک سال و نیم که از حمله هفتم اکتبر و جنگ اسرائیل و حماس در باریکه غزه می گذرد افراد و گروه هایی خواهان اعزام به جبهه جنگ غزه شده اند و به این درخواست آنها تاکنون پاسخی داده نشده است. حال که برخی علمای اهل سنت در مسجد قبا حکم جهاد صادر کرده اند دیگر درنگ جایز نیست و شایسته است دولت جمهوری اسلامی زمینه و شرایط اعزام این علمای جهادی را به جبهه جنگ غزه فراهم نماید تا از نعمت و موهبت شهادت بی نصیب نمانند. مطمئنا شهادت این علمای بزرگوار سرمشق و الگویی برای نسل جوان و فربهی فرهنگ جهاد و شهادت می شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🟠 چرا تیم ملی کشتی سهمیه ایثارگری ندارد؟! محمدحسین روانبخش 🔸 قهرمانی تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی ایران در این روزهای ناخوشی، شیرین و ارزشمند بود. هر ملتی نیازمند افتخاراتی از این دست است و مردمی که معیشت و رفاه و زندگی‌شان بازیچه سیاست‌بازان غیرمدیر و غیرمدبر شده بیش از دیگر ملت‌ها به این دل‌خوشی‌ها نیازمندند؛ برای گذر از روزهایی که انگار نمی‌گذرد. 🔸 در میان حجم نوشته‌ها و تحلیل‌ها و شوخی‌های فضای رسانه‌ای و مجازی که در خصوص پیروزی کشتی‌گیران و قهرمانی تیم‌های ایرانی نوشته شده، نوشته‌ای کوتاه از دکتر فرهاد تیمورزاده چشمم را گرفت. او که سال‌هاست چراغ انتشاراتی معتبری را در زمینه پزشکی روشن نگه داشته، در فضای مجازی هم فعالیت اجتماعی و انتقادی دارد و از کسانی است که سال‌هاست برای رفع تبعیض‌هایی که با عنوان سهمیه در عالم پزشکی، از کنکور گرفته تا جذب هیات علمی و... – وجود دارد تلاش می‌کند. امروز دیدم که نوشته است: «چرا سهمیه ایثارگران ۲۵٪ و ۵٪ و هیئت علمی و استعداد درخشان و مناطق محروم و عدالت ورزشی و .... در تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی در نظر نگرفته‌اند؟!» 🔸 دیدم چه اشاره درست و بجایی به زبان طنز کرده است. وقتی هر چه می‌گویی انگار به در بسته ذهن تصمیم‌گیران و سیاست‌گزاران می‌خورد، وقتی آنچه به جایی نمی‌رسد این فریاد است که قدردانی و پاسداشت فداکاری‌ها بسیار بسیار لازم است اما جای آن، جای دیگری است، نه در کنکور و دانشگاه و تخصص و... باید با این زبان سخن گفت و پرسید چرا از این کارها در تیم ملی کشتی نمی‌کنید؟! خوب در انتخاب اعضای تیم ملی کشتی هم مثل آزمون تخصص پزشکی تلاش و پشتکار و تخصص حرف اول را می‌زند. این جا هم باید همان بساط سهمیه‌ها را به کار ببرید تا بی عدالتی عادلانه در همه جا به کار رود. 🔸 معلوم است که چرا چنین نمی‌شود. اگر بنا بود در انتخابی تیم ملی هم سهمیه‌ها وجود داشت داستان شناگری که رژیم طالبان برای مسابقات جهانی فرستاده بودند تکرار می‌شد که طرف حتی شنا هم بلد نبود و آن وقت به جای افتخارآفرینی و سربلندی، کشتی ایران مضحکه جهانی می‌شد. اما یک لحظه بیندیشیم که مثلا قبولی در آزمون تخصص پزشکی آیا اهمیتی کمتر از تیم ملی کشتی دارد؟ و آیا انتخاب اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها همین قدر با اعتبار کشور مربوط نیست؟ و آیا راز بی‌اعتباری روزافزون علم و دانش و دانشگاه در ایران جز این است؟! 🔸 اگر امروز تیم‌های ملی کشتی‌مان افتخار‌آفرین شده‌اند برای این است که شایسته‌ترین افراد، فقط بر اساس معیارهای ورزش کشتی انتخاب شده‌اند. شاید توجه دادن مسئولان کشور به این نکته با عبارتی طنزگونه آخرین راهی است که به منتقدان می‌رسد. تلخی و شیرینی‌ای که در این گونه طنزهاست گاهی دردهای‌مان را کمی قابل تحمل می‌کند و نمی‌گذارد کورسوی امیدمان خاموش شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅دوباره همان ترس قاجاری از تلگراف ✍️حمید آصفی 🔗غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان فارسی، در یکی از همان برنامه‌های فرمایشی صداوسیما گفته است: «فضای مجازی بی‌صاحب است و هر کسی در آنجا حرف خودش را می‌زند و اعمال سلیقه می‌کند.مدت‌هاست در پی ضابطه‌مند کردن فضای مجازی هستیم تا برایش یک چارچوبی بگذاریم.» 🔗ظاهر این سخن شاید «دغدغه‌مند» جلوه کند، اما در باطن چیزی جز نوستالژی قاجاری برای «صاحب‌داشتن مردم» نیست. گویی هنوز در عصر قجرها گیر کرده‌اند که برای هر کوچه «کدخدا» می‌گذاشتند و برای هر فکر «مفتش». 🔗ذهنیت قاجاری به همین‌جا ختم نمی‌شود: وقتی اولین تلگرافخانه به ایران آمد، شاه و دربار بیشتر از آنکه خوشحال باشند وحشت کردند که مردم خودشان به هم پیام بدهند. امروز هم همان ترس قدیمی، باز در قالب «چارچوب‌گذاری برای فضای مجازی» ظاهر شده است. 🔗در جهان امروز، هیچ سیاستمداری در لندن یا برلین جرئت نمی‌کند بگوید «فضای مجازی بی‌صاحب است»، چون می‌داند صاحب آن همان مردمی هستند که مالیات می‌دهند و حکومت را سر کار گذاشته‌اند. اما در منطق حداد عادل و هم‌نسلانش، جامعه چیزی نیست جز پادگان: همه باید صف بکشند، ساکت باشند و از صف خارج نشوند. اینترنت هم در این نگاه باید مثل آسایشگاه نظامی «افسر نگهبان» داشته باشد. 🔗کشورهای توسعه‌یافته سال‌هاست قوانین شفاف برای حفاظت از داده‌ها و حقوق کاربران وضع کرده‌اند. اتحادیه اروپا با GDPR به مردم حق «مالکیت بر اطلاعات شخصی» داده است. آمریکا به فکر شکستن انحصار غول‌های فناوری است. کره جنوبی، اقتصاد دیجیتال را ستون آینده خود کرده است. اما در ایران، هنوز بحث بر سر این است که آیا «اینترنت صاحب دارد یا نه!» این یعنی دقیقاً یک قرن عقب‌ماندگی. درست مثل آنکه در عصر خودرو، همچنان بحث کنیم که آیا گاری باید مهار اسب داشته باشد یا نه. 🔗اگر چیزی «بی‌صاحب» باشد، نه فضای مجازی که سیاست در ایران است. کشوری با این همه منابع، ثروت، سرمایه انسانی و تاریخ، در دست کسانی افتاده که به جای توسعه زیرساخت، مدام به فکر «صاحب گذاشتن» بر افکار عمومی‌اند. بی‌صاحبان واقعی همان‌هایی هستند که مردم را صغیر می‌پندارند و برای هر جمله‌شان «ناظر» می‌خواهند. 🔗ذهنیت حداد عادل ادامه همان سنت «قیمومت» است: مردم صغیرند، باید برایشان ولی گذاشت؛ فضای مجازی هم یتیم است، باید برایش قیم تراشید. درست مثل دوران قاجار که برای هر کوچه یک کدخدا، برای هر فکر یک مفتش، برای هر قهوه‌خانه یک قلیانچی تعیین می‌کردند و هر کس بدون اجازه حرف می‌زد، ترس از «بی‌صاحب شدن» به جان حاکمان می‌افتاد. 🔗این در حالی است که جهان مدرن، قرن‌هاست این منطق را به زباله‌دان تاریخ فرستاده. دموکراسی یعنی پایان قیمومت. اینترنت یعنی شکستن انحصار صدا. و شهروند امروز نه رعیت است و نه سرباز وظیفه. 🔗تکنولوژی همیشه سریع‌تر از سانسور حرکت کرده. چاپخانه، کلیسا را شکست. رادیو، استبداد را به چالش کشید. اینترنت، دروغ‌های رسمی را بی‌اعتبار کرد. حالا نوبت شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی است که روایت‌های حکومتی را درهم بشکنند. هیچ فرهنگستانی نمی‌تواند جلوی این موج را بگیرد، حتی اگر هزار «چارچوب» بتراشد. 🔗آقای حداد! فضای مجازی صاحب دارد؛ اسمش مردم است. مسئله این است که شما و همفکرانتان نمی‌خواهید این حقیقت ساده را بپذیرید. چون تا دیروز صاحب منبر بودید، امروز می‌خواهید صاحب توییتر و اینستاگرام هم بشوید. اما تاریخ یک پیام روشن دارد: هیچ حکومتی نتوانسته جلوی جریان آزاد فکر را ببندد، مگر آنکه خودش پشت همان دیوارها خفه شده باشد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

چرا در قضاوت کردن عجول هستیم؟ محمود سریع‌القلم ۱. چون غریزۀ «دیده شدن» در اکثر موارد فعال است؛ ۲. چون میانگین IQ جامعه قابل توجه است ولی EQ تقریباً تعطیل است؛ ۳. چون یک نفر می‌تواند در رشته‌ای فوق‌العاده متخصص باشد ولی آداب صحبت کردن را نداند؛ ۴. چون تقریباً در هیچ نهادی (مدرسه، دانشگاه، جامعه و دولت)، مهارتِ صحبت کردن آموزش داده نمی‌شود؛ ۵. چون انصاف در بیان و قضاوت، معمولاً از کنترل و برتری بر دیگران جلوگیری می‌کند؛ ۶. چون انصاف در بیان و قضاوت، نتیجۀ شکل گیری جامعه ای است که اکثریت آن از طبقۀ متوسط باشد؛ ۷. چون رفتار بسیاری از افراد، تحت تاثیر غرایزشان است تا فکرشان حتی ممکن است تحصیل کرده هم باشند؛ ۸. چون بسیاری، با افراد تکراری که برای یادگیری و بهتر شدن مفید نیستند معاشرت می‌کنند؛ ۹. چون هیجان داشتن، شلوغ کردن و بی‌مهابا صحبت کردن، توجه دیگران را بر می‌انگیزد؛ ۱۰. چون افراد اول صحبت می‌کنند بعد سؤال می‌کنند؛ ۱۱. چون "پیامد فهمی" (Consequentiality) آموزش داده نمی‌شود؛ ۱۲. چون تربیتِ استدلالی در نهادِ خانواده عمدتاً تعطیل است؛ ۱۳. چون مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، تفاوت میان اظهار نظر و نقد را تدریس نمی‌کنند؛ ۱۴. چون استتار خود و فکر خود، وجه مسلطِ فرهنگی کشورهای جهان چهارم است؛ ۱۵. چون در زندگی، کمیت امور نسبت به کیفیت آنها به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ ۱۶. چون پرهیز از هیجان، تعجیل و واکنشی صحبت کردن از دورۀ دبستان آموزش داده نشده است ؛ ۱۷. چون اکثریت مطلق افراد، فرصتِ کشف و مشاهده جهان را پیدا نمی‌کنند؛ ۱۸. چون اکثراً به زبان‌های خارجی مسلط نیستند و در نتیجه با تنوع استنباطی در میان انسانها، انس پیدا نمی‌کنند؛ ۱۹. چون افراد عموماً، تربیت روانی نشده اند تا انسان های توانا را تقدیر کنند؛ ۲۰. چون اگر فردی مرتب کتابهای علوم انسانی نخواند، شخصیتش متحول نمی‌شود؛ ۲۱. چون سخن ناروا گفتن و قضاوت نابجا کردن، اغلب پیامد ندارد؛ ۲۲. چون خواندن رُمان و بیوگرافی، عادت عمومی نیست؛ ۲۳. چون عادتِ استبداد تاریخی در «یکسان سازی فکر» فوق‌العاده گسترده است؛ ۲۴. چون سؤال کردن برای قضاوت دقیق، در بسیاری از موارد افت شخصیتی دارد؛ ۲۵. چون نظام اجتماعی-اقتصادیِ کارکردگرا (Functionalism) راه‌اندازی نشده است؛ ۲۶. چون بسیاری تصور می کنند که آرام بودن و در نتیجه تأمل بیشتر، نوعی اختلال روانی محسوب می‌شود؛ ۲۷. چون افراد کمی پیدا می شوند که برای فهم یک رفتار، چندین سناریوی محتمل استخراج کرده و به آنها   درصد تخصیص دهند؛ ۲۸. چون تعداد افرادی که در جامعه، الگوی رفتاری و فرهنگی باشند به شدت کاهش پیدا کرده است؛ ۲۹. چون اکثریت افراد از خود انتقادی، آگاهانه پرهیز می کنند و حتی می ترسند؛ ۳۰. چون نرخ تورم دو رقمی طی چند دهه، آرامش روانی و شوق یادگیری را از انسان‌ها سلب کرده است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

چگونه از ژاپن اسلامی رسیدیم به مراکش فارسی! در روزگاری نه چندان دور وقتی می‌خواستیم از پیشرفت و توسعه کشور بگوییم الگوی‌مان را در کشورهایی مثل ژاپن پیدا می‌کردیم. مثلا ده - پانزده سال شایع شده بود که یکی از شخصیت‌های سیاسی گفته بود می‌خواهیم ژاپن اسلامی شویم! اما این خیال هم مثل خیلی فکر و خیال‌های دیگر به مرور دود شد و هوا رفت. دو سه سال پیش اگر می‌خواستیم از پیشرفت‌هایی که آرزویمان است حرف بزنیم دیگر سراغ ژاپن نمی‌رفتیم، بلکه از برگزاری جام جهانی در قطر و راه اندازی آب شیرین کن‌های عظیم در عربستان می‌گفتیم. آدم باید واقع‌بین باشد. اما آن هم گذشت. حالا لطفا به دو خبر زیر توجه بفرمایید: ۱. راه‌آهن دولتی ترکیه بهره‌برداری از نیروگاه‌های خورشیدی را آغاز کرده است و با این سیستم، علاوه بر تامین نیازهای انرژی شبکه ریلی، با فروش برق اضافی به شبکه ملی، درآمدزایی می‌کند. ۲. مراکش در مواجهه با بدترین خشکسالی چند دهه اخیر، یک پروژه آزمایشی را با هدف کند کردن روند تبخیر آب و تولید برق با استفاده از پنل‌های خورشیدی شناور به اجرا گذاشته است. 🕯قبول کنید که حالا دیگر باید با حسرت از این پروژه‌ها در ترکیه و مراکش حرف بزنیم. چه می‌توان کرد وقتی که در کشور گل و بلبل‌مان ایران برای کمبود برق فقط راهکار عظیم قطع برق وجود دارد و کار به جایی رسیده که دیگر هیچکس به قطع برق صنایع و خانه‌ها اعتراض نمی‌کند، چون هیچ فایده‌ای ندارد و فقط وقت و انرژی‌ انسانی معترض مورد نظر دچار ناترازی می‌شود. 🕯حالا فقط اگر صدایی شنیده می‌شود صدای نماینده یکی از شهرهای شمالی کشور در مجلس است که التماس می‌کند لااقل برق شالی کوبی‌ها قطع نشود...مردم هم وقتی برق‌شان می‌رود فقط زیر لب می‌گویند خوش به حال ترکیه و مراکش! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o