fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 630 مشترک است و جایگاه 2 294 را در دسته تجارت و رتبه 12 299 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 630 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 22 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -175 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -3 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 16.25% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.70% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 958 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 23 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 630
مشترکین
-324 ساعت
-357 روز
-17530 روز
آرشیو پست ها
کاخ بلورین سه تنبل، بیعار و مفت خور در شهری زندگی می کردند. آنان‌ هیچ کاری بلد نبودند جز حرافی.‌ یعنی حرف فروش بودند.‌ بنابراین برای امرار معاش لشوار و انگل گونه وابسته به دیگران بودند. سرانجام مردم و حاکم‌ شهر به خاطر مفت خوری و بی ثمری، آنان را از شهر بیرون‌ انداختند. این رانده شدگان به شهری جدید رفتند و چون‌ کاری و تخصصی نداشتند، در مقام فریبکاری برآمدند. انان که فقط تخصص زبان بازی و حرف فروشی داشتند، به مردم‌ گفتند: چه نشسته اید که همه شهرها کاخ بلورین دارند و شما ساکن تنها شهری هستید که از این نعمت‌ محرومید. این مایه ننگ شما است. مردم شهر با این که وضعیت خوبی داشتند، فریب‌ حرف فروشان خورده و از سه تنبل و بیعار خواستند که کاخ بلورین را بنا کنند. آن سه شررور ساخت کاخ بلورین را مشروط به داشتن حکومت شهر کردند. کم کم با وعده و وعیدهای پرشمار، هر سه, همه امور شهر را در دست‌ گرفتند: یکی به مقام شاهی، دیگری به جایگاه مدیر اجرایی و سومی هم‌‌ به عنوان‌ مبلغ آیینی کاخ بلورین منصوب شدند. آنها سال های سال بی آن که کاخی بسازند، با وعده های پیاپی و توجیهات متعدد از طریق تخصص خود، یعنی حرف فروشی در مقام های خود ماندند. در پایان، مردم‌ شهر دچار بحران های متعدد شدند. داد و بیداد بلند و بلندتر شد. چاره ای جز انقلاب نبود. گرچه حرف فروشان طی این مدت کسانی را برای پاسداری از خود گماشته بودند، ولی کار از کار گذشته و شهر به مرز فلاکت رسیده بود. خودتان پایان این داستان را حدس بزنید. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‏۱۹ پتروشیمی تازه‌نفس، با نگاه به آسمان ‏✍️ عبداله باباخانی ‏می‌گویند ۱۹ پروژه پتروشیمی آماده افتتاح است؛ همان جمله‌ای که باید سرمایه‌گذاران و مدیران را سر ذوق بیاورد، اما این‌بار نه. چرا؟ ‏چون حتی پتروشیمی‌های امروز هم برای چند ماه زمستانی نفس‌شان به شماره می‌افتد؛ گاز نیست، خوراک کم است، و زنجیره تولید مثل یک پازل نیمه‌کاره روی زمین ریخته است. ‏حالا در این شرایط، ۱۹ قطعه تازه به این پازل اضافه کرده‌ایم، بی‌آنکه بدانیم جای‌شان کجاست. ‏وقتی خوراک به اندازه کافی نباشد، تازه‌واردها یا خوراک محدود موجود را می‌بلعند و قدیمی‌ها را از نفس می‌اندازند، یا هر دو با هم به نیم‌ظرفیت سقوط می‌کنند. ‏🔸نتیجه‌اش؟ ‏•سرمایه‌ قفل‌شده در سوله‌های براق اما خاموش، ‏•افزایش بدهی و بهره بانکی، ‏•و البته صادرات مواد پایه‌ای که می‌توانستند محصول نهایی و با ارزش‌افزوده چند برابری باشند. ‏🔸در بازار جهانی، رقبا مثل عربستان و قطر با خوراک پایدار و زنجیره کامل، سهم بازار را می‌بلعند؛ ما اما درگیر مسابقه‌ای شده‌ایم که خط پایانش را از اول گم کرده‌ایم. ‏حالا شاید بپرسید راه درست چی بود؟ ساده است: قبل از مجوز هر پروژه، باید «تراز انرژی» همان منطقه روی میز باشد، نه فقط تراز افتتاح‌ها. ‏باید اول زنجیره‌های ناقص را کامل کرد، بعد سراغ مجتمع‌های تازه رفت. و اگر خوراک گاز نداریم، باید جرئت تنوع‌بخشی به خوراک را پیدا کنیم؛ نفتا، میعانات، یا حتی خوراک وارداتی، اگر اقتصادی باشد، بهتر از بیکار ماندن میلیاردها دلار سرمایه است. ‏این یکی از همان نشانه های اعمال مدیریت ناشیانه در بخش انرژی است. جای که مدیریت یکپارچه وجود نداشته است، هر گروهی که لابی قوی تری داشته اند، مجوز خوراکی گرفته اند، که وجود نداشته است. از ارز محدودی استفاده شده است که صدها پروژه و بویژه همون حوزه گاز به آن نیاز داشته است. ‏حالا شاید دولتی ها متوجه بشوند، که چرا اینهمه سال نوشتم مدیران انرژی را اشتباه انتخاب میکنید. مسیر انرژی باید بازطراحی بشود، مدیریت یکپارچه انرژی باید در کل کشور اعمال شود، آنهم نه در شعار بلکه با شعور. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴فریزر را خاموش کنید ✍محمد جواد کاشی ♈️تردیدی نیست آمریکا یک دولت ملی و محبوب ایرانی را در سال 1332 سرنگون کرده است. جا دارد هر سال در روز 28 مرداد نسبت به این عمل قبیح آمریکا اظهار تنفر کنیم. اما معلوم نیست چرا به پشتوانه آن رویداد تاریخی، ستیز با آمریکا به مشخصه جدایی‌ناپذیر هویت یک نظام، یک هویت سیاسی و یک دستگاه ایدئولوژیک در عرصه سیاست تبدیل شده است. ♈️مشکل اینجاست که مساله به آمریکاستیزی محدود نمی‌شود. یک فریزر در خانه هویتی نظام وجود دارد که به مثابه گنجینه مقدس عمل می‌کند. هر از چندی یک مولفه هویتی تازه را در داخل این فریزر انداخته‌ایم. در حال حاضر تعداد زیادی مولفه فریزشده انبار کرده‌ایم. تا توانسته‌ایم برای حراست از هر آنچه در این فریزر هست هزینه کرده‌ایم. ♈️بعضی از اقلام فریز شده عبارتند از: انهدام اسرائیل، مبارزه با مظاهر تمدن غرب، پیاده سازی احکام و شرایع دینی، حمایت از مستضعفین عالم، مبارزه با ظلم، عدالت، اسلام و به تازگی ملیت. اینها همه خوب‌اند، اما وقتی به مولفه‌های هویتی تبدیل می‌شوند، صاحب اختیار ما می‌شوند و در هر لحظه مانع از آن می‌شوند که مصالح اینجا و اکنونی خود را درست تشخیص بدهیم. به عبارت دیگر خرد سیاسی را زائل می‌کنند. ♈️آبروی خود را به این مولفه‌ها بسته‌اند. چندانکه گویی هر عمل و گفتاری که ناقض این مولفه‌ها باشد، همه چیز از دست خواهد رفت. این مولفه‌ها فریز شده‌اند به این جهت که انعطافی از خود نشان نمی‌دهند. به حسب تغییر موقعیت‌های سیاسی و تاریخی جا به جا نمی‌شوند. به خاطر همین فریز شدگی، یک ساختار سیاسی را فریز کرده‌اند. روز و روزگار یک ملت را همراه با خودشان فریز کرده‌اند. ♈️جالب اینجاست که روز داوری فرانمی‌رسد تا به این دو سوال پاسخ دهد: اول اینکه در کدام یک توفیقی حاصل شده است؟ اگر پاسخ به سوال  اول خیلی مثبت نبود، لطفا به سوال دوم پاسخ گفته شود: تا چه زمانی باید برای حراست از این مولفه‌های فریز شده هزینه داده شود؟ یک سوال سوم هم هست، آیا اقلام مصرفی در فریزر تاریخ مصرف ندارند؟ ♈️هر نظام سیاسی با مولفه‌هایی شناخته می‌شود. اما نظم سیاسی آویزان این مولفه‌ها نیست. نظم سیاسی قرار است منافع و مصالح مردمانش را تامین کند. اگر منافع و خواست مردم به سوی دیگری رفت، لاجرم باید تجدید نظر کرد. ♈️برق فریزر را باید کشید. اجازه دهیم هر چه هست از یخ زدگی خارج شود. آنگاه یکی یکی وارسی شوند واقعا هنوز قابل مصرف‌اند؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

وزارت آب‌بازی ✍️عبدالرضا خزایی 🔹کلیپی از وزیر نیرو دست‌به‌دست می‌شود؛ شخصاً به میدان آمده، فردی را دیده که آب هدر می‌دهد، تذکر داده و در جواب شنیده: «به شما ربطی ندارد!» و نتیجه؟ دو روز شیر خانه را بستند و به قول وزیر «الان در کل کوچه کسی آب هدر نمی‌دهد». 🔹اگر با همین مدل «مدیریت جهادی» پیش برویم، باید امیدوار باشیم وزیر راه فردا به اولین راننده‌ای که دوبله پارک کرده تذکر بدهد و بعد هم کل خیابان را ببندد. وزیر بهداشت هم اگر سیگار در دست کسی ببیند، احتمالاً کل محله را در قرنطینه می‌گذارد. وزیر اقتصاد هم شاید وقتی قبض عقب‌افتاده‌ای ببیند، همه‌ی بانک‌ها را تعطیل کند. 🔹اما واقعیت این است که مشکل مدیریت آب کشور، در حوض حیاط مردم خلاصه نشده. سدها خشک‌اند، شبکه توزیع پوسیده است و فرونشست زمین فریاد می‌زند. آن‌وقت راه‌حل را در «قطع آب یک خانه» پیدا کرده‌ایم؛ نسخه‌ای که بیشتر شبیه تئاتر خیابانی است تا سیاست‌گذاری ملی. ساده‌تر این است که بار همه‌ی ناکارآمدی‌ها را به دوش مردم بیندازیم و از بالای میز مدیریت، فقط مقصر پیدا کنیم، نه راه‌حل. 🔹شاید بهتر بود به جای این نمایش، وزارت نیرو گزارشی شفاف از اتلاف آب در لوله‌های شهری، یا پروژه‌های ناکام انتقال آب منتشر می‌کرد. آن‌وقت مردم هم می‌فهمیدند که «ربط داشتن» یا «ربط نداشتن» را باید جای دیگری جست‌وجو کرد. 🔹به‌هرحال، اگر قرار است این مسیر ادامه یابد، خوب است وزرا همه با هم «گشت ارشاد وزارتی» تشکیل دهند: وزیر نفت در پمپ‌بنزین کشیک بدهد، وزیر آموزش‌وپرورش در صف امتحان بچه‌ها بنشیند، وزیر کار در کارگاه‌ها دست به بازرسی بزند و وزیر ارشاد هم در کوچه‌پس‌کوچه‌ها جلوی بلوتوث‌کردن آهنگ‌ها را بگیرد. شاید آن وقت همه چیز درست شود؛ جز خودِ مدیریت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 جابجاییِ نقشِ متهم در بحرانِ آب 🔻وزیر نیرو: یک نفر را دیدم که برگ درختان را با آب می شست، به او تذکر دادم، گفت پولش را می دهم. گفتم من وزیر نیرو هستم و این را به تو می گویم، گفت هر کسی می خواهی باش. دستور دادم دو روز آب خانه اش را قطع کنند. 🔺بابت همین تعرضی که به حقوق یکی از شهروندان کرده و حماقت مضاعفی که در فهمِ مساله آب ایران از خود نشان داده، لیاقتش اخراج با ضربه به ماتحت است. 🔻مشکلِ آب ایران، آن مردی نیست که برگ درخت را شست. مشکل، ریشه در سیاست‌های کشاورزی و صنعتی فاجعه‌بار دارد: 📈 کشاورزی: حدود ۸۹٪ آب تجدیدپذیر ایران در کشاورزی مصرف می‌شود (آمار وزارت نیرو و فائو). بازدهی مصرف آب در این بخش زیر ۳۵٪ است؛ یعنی دوسوم آب عملاً هدر می‌رود. نمونه‌های روشن: 📈 کشت برنج در استان‌های شمالی و حتی خوزستان، با نیاز به حدود ۱۰ هزار مترمکعب آب برای هر هکتار. 📈 کشت هندوانه در مناطق کویری؛ برای یک کیلو هندوانه بیش از ۳۰۰ لیتر آب مصرف می‌شود. صادرات هندوانه یعنی صادرات آب مجانی. 📈 پسته کرمان: تولید یک کیلو پسته بیش از ۵ هزار لیتر آب می‌بلعد. حالا دشت‌های کرمان فرو‌نشست کرده‌اند چون سفره‌ها خشکیده‌اند. 📈 صنعت: ایران صنایع آب‌بر را وسط کویر کاشته: ❌ تولید هر تن فولاد خام حدود ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ لیتر آب نیاز دارد. در فولاد مبارکه و فولاد یزد این مصرف مستقیم از سفره‌های زیرزمینی تأمین می‌شود. ❌ پتروشیمی‌ها و صنایع معدنی هم بارها گزارش شده که در مناطق خشک، به جای بازچرخانی، آب شیرین را می‌بلعند. 📈 بازیافت و بازچرخانی: در دنیا حدود ۸۰–۹۰٪ فاضلاب شهری تصفیه و بازچرخانی می‌شود (نمونه: اسرائیل بیش از ۸۵٪ فاضلاب را بازیافت می‌کند). در ایران، این رقم زیر ۳۰٪ است. یعنی میلیاردها مترمکعب آب هدر می‌رود و همان فاضلاب، خاک و رودخانه‌ها را هم آلوده می‌کند. 📈 چاه‌های غیرمجاز: طبق آمار رسمی وزارت نیرو، در ایران حدود ۸۰۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز وجود دارد (یعنی تقریباً دو برابر چاه‌های مجاز). این چاه‌ها هر سال چیزی بین ۵ تا ۶ میلیارد مترمکعب آب را می‌بلعند. چون نظارتی بر آن‌ها نیست، عمق برداشت هم بی‌رویه است و سفره‌ها را نابود کرده. 🔺نتیجه؟ خشک شدن قنات‌ها، فرونشست زمین، و در بسیاری نقاط مثل کرمان، یزد، خراسان، آبخوان‌ها برای همیشه از بین رفته‌اند. دولت‌ها هم یا ناتوان بوده‌اند یا از ترس اعتراض روستاییان و کشاورزان، عملاً چشم روی این فاجعه بسته‌اند. بیش از ۳۰۰ دشت کشور دچار بحران فرونشست شده‌اند (آمار وزارت نیرو و سازمان زمین‌شناسی). در برخی مناطق مثل دشت ورامین و اصفهان، فرونشست به ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر در سال رسیده. این یعنی مرگ غیرقابل بازگشت سرزمین. 👈 مصرف خانگی: سهم خانگی کل آب کشور حدود ۷٪ است. پس گیر دادن به یک نفر که برگ‌ها را شسته، هیچ ربطی به بحران ندارد. حتی اگر همه مردم ایران شیر آب را ببندند، باز هم آبی که کشاورزی و صنعت هدر می‌دهند جبران نمی‌شود. 📌 بحران آب ایران نه با قطع دو روزه آب یک شهروند، که فقط با انقلاب در مدیریت کشاورزی، انتقال صنایع آب‌بر به مناطق ساحلی، و بازچرخانی اجباری فاضلاب حل می‌شود. هر اقدام دیگر، بازی با الفاظ است و فریب افکار عمومی. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

وقتی راهکار مشکلات همچنان آسمان‌‌محور است! ✍️ حبیب رمضانخانی از دوستانی که مدیر اداره برق هست، جویا شدم که راهکار وزارت نیرو، اداره آب و برق، برای برون رفت از بحران فعلی چیست و برای اینکه سال‌های بعد این وضعیت تکرار نشود، چه برنامه‌‌هایی در نظر دارید؟ گفت: با این مدیریت ناکارآمد منابع آب و عدم سرمایه‌گذاری در بخش برق، عملا هیچ! راست می‌گفت! چون به تجربه، در تمام این سال‌ها و در مواجهه با مشکلات مشابه، مسئولان فقط با تعطیلی و راهکارهای موقت و سطحی، سعی در عبور از آن محدوده زمانی داشته و برای درمان بلند مدت مشکل، چاره‌ای نیاندیشیده‌اند! نمونه آن مشکل آلودگی هوای شهرهای بزرگ در ایام سرد سال است که با بروز آلودگی، نهایت در ظاهر، در حد یک قرارگاه و کارگروهی تشکیل و چند صباحی مدرسه و معدن شن و ماسه ای تعطیل، ولی در اصل به آسمان و باد و بارش به عنوان چاره اصلی متوسل شده و بعد از رفع آن، تا سال بعد، مساله به فراموشی سپرده می‌شود! دقیقا بسان نگاهی که به کمبود و افت فشار گاز در زمستان دارند و به آسمان متوسل می‌شوند تا با کاهش سرما و پایین آمدن مصرف، از آن برهه بحرانی گذر کنند! نگاهی که همین الان به بحران کمبود و قطعی آب و برق هست که منتظر هستند فصل گرما تمام شده و اگر آسمان از سر تقصیرات و گناهان مردم گذشت، بارانی نازل و از این مرحله بحرانی هم موقت بگذرند... که اگر این نگاه نبود، امسال در همین مسأله آب، با توجه به کمبود بارش و سطح پرشدگی سدهای کشور، از همان بهار باید مصرف آب را مدیریت می‌کردند، نه زمانی که سد به ته رسیده و آب ندارد! چکیده کلام: سال‌ها از سر وا کردن مشکلات به پای سخاوت طبیعت و گذر زمان نهایت منجر به انباشت و تلنبار مشکلات و دامن زدن به چنان حجمی از چالش و بحران‌های بزرگ شد که دیگر امتداد این وضعیت با توسل به طبیعت و آن مدیریت ناکارآمد وجود ندارد و اگر چاره‌ای سریع اندیشیده نشود، عملا در آینده نزدیک به فروپاشی و ورشکستگی منابع طبیعی و انرژی ایران منتهی خواهد شد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

دستگیری ۲۱ هزار مظنون فقط با گزارشات مردمی! ✍️ حبیب رمضانخانی بعد از فروکش کردن غبار جنگ و رو شدن برخی واقعیت‌ها، حالا تا حدود زیادی مشخص شده که عوامل اصلی‌ تیم‌های ترور و هدف‌گیری تاسیسات نظامی و خرابکاری‌ها، توسط عوامل داخلی انجام شده که توسط موساد سازماندهی شده بودند! در این راستا، سردار منتظرالمهدی، سخنگوی پلیس گفته: افزایش ۴۱ درصدی تماس‌های مردمی که منجر به دستگیری ۲۱ هزار مظنون در جریان جنگ ۱۲ روزه شد، نشان از هوشیاری و مشارکت بالای مردم در تأمین امنیت کشور است! با آن گستره ترور و خرابکاری و دستگیری ۲۱ هزار مظنون، آن هم فقط با گزارشات مردمی، شواهد امر گویاست که کار از نفوذ و فریب گذشته و عملا دشمن در حد سازماندهی گروه‌های بزرگ و ارتش در حال جولان و فعالیت در داخل ایران است که در یک نمونه خروجی آن را در اشراف و دقت بالای ترورهایشان در داخل کشور می‌توان دید. حال سوالی که پیش می‌آید: در این مدت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی مشغول چه فعالیت و دغدغه‌ای بودند که از این سطح از نفوذ و جولان عوامل دشمن در داخل ایران، غافل شدند؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

فيلسوفي كه مي گفت: «صنعت و تكنولوژي نشانه قهر الهي است»! ✍️ قاسم خرمي 🔰 28 سال از مرگ سيد احمد فرديد گذشت اما ميراث فكري او در «غرب ستيزي» و «ستيز با علوم انساني» هنوز زنده است و از جامعه ايران قرباني مي گيرد. 🔰 احمد مهيني يزدي معروف به «سيد احمد فرديد»، در سال1326 با بورس دولتي براي ادامه تحصيل در رشته علوم تربيتي به دانشگاه سوربن فرانسه رفت و از آنجا با فيلسوف مشهور آلماني«مارتين هايدگر» آشنا شد كه از منتقدين مدرنيته و تمدن صنعتي غرب بود. 🔰 فردید میان تفکر هایدگر با اندیشه های عرفانی محی الدین عربی ( فیلسوف اسلامی قرن ۶ هجری)، رابطه ای قائل شد و کوشید تا از اندیشه هایدگری، قرائت و تفسیر شرقی و عرفانی ارائه کند. از ترکیب اینها، «حکمت انسی» را پدید آورد تا آن را به جای علم و فلسفه غربی بنشاند. علم در فلسفه غرب پدیده ای حصولی یا اکتسابی است. در حکمت انسی فردید علم پدیده ای حضوری و شهودی شد. براساس این برداشت، جوامع شرقی مثل ایران دیگر نیازی به علم و تکنولوژی غربی و پیمودن راه آن‌ها ندارند. 🔰فرديد البته پيشگام غربستيزي در ايران نبود؛ اما اولين تير به سمت كاروان علوم انساني در سالهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي را، او پرتاب كرد و آنرا را داراي منشاء يوناني و غربزده دانست. او علم و صنعت جديد را هم در نتيجه همين متافيزيك مدرن ناميد و اعلام كرد كه هيچ خير و بركتي در آن نيست. از نظر او اگر روند به همین شکل پیش برود، سرانجام «بشر سروصدای ماشین را به جای ندای حق می‌گیرد»! 🔰 او به بركت همين حرفها و بدون هيچ سابقه مبارزاتي، در فرداي پيروزي انقلاب 57، در زمره مدافعان سينه چاك انقلاب اسلامي قرار گرفت و مریدانی را گرد خود جمع كرد و تاجائيكه كه جا داشت در كلاسهاي درس و محافل علمي به ديگران تاخت و برچسب ماسوني و يهودي و غربزده زد و خواهان پاك كردن خشونت آميز اين به گفته او «لكه هاي فرهنگي» شد 🔰 مشهور است كه فرديد« بد مي فهميد و بد مي فهماند». اگر فرديد انديشه هايدگر را درست فهميده باشد وشاگردان فرديد او را؛ مسلما پرچم مقابه با غرب كه به نام فرديد بلند شد و به ضديت با صنعت و تكنولوژي كشيده شد، براي جامعه ايران بويژه جامعه صنعتي نوپای كشور بسيار پرهزينه و مخرب بود. 🔰سيد احمد فرديد در 25 مرداد 1373 در تهران و در تنهايي در گذشت. در آن زمان، فرزندان او هم مثل فرزندان برخي مسئولان و روشنفكران غرب ستيز ايراني، در حال تحصيل و اقامت در غرب بودند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔵🔴 چند ادعای نادرست درباره قرارداد رضاشاه و آتاتورک و ربط آن به «زنگزور» 🔹در شبکه‌های اجتماعی، مطبوعات و رسانه‌ها ادعا شده که در آنچه «مهار استراتژیک ایران» در گذرگاه زنگزور گفته می‌شود، رضاشاه سهیم بوده است؛ به‌خاطر زمین‌هایی که به ترکیه بخشید یا معاوضه کرد. 🔹این ادعاها نادرست است و نقشه‌هایی که رسانه‌هایی مانند همشهری، فارس و باشگاه خبرنگاران از منطقه معاوضه‌شده منتشر کرده‌اند، نادرست است و ربطی به قرارداد ایران و ترکیه ندارد. 🔹آرارات جزو خاک ایران نبوده و از زمان شاه‌صفی صفوی، تحت کنترل عثمانی بوده است. سرچشمه رود ارس نیز صدها کیلومتر در عمق خاک ترکیه، در منطقه ارزروم است. 🔹مناطق مورد بحث در قراردادهای سال ۱۳۱۰ و عهدنامه‌های قبلی (گلستان، ترکمانچای، قصر شیرین، قارص) ارتباطی با دالان زنگزور و مسیر ترانزیتی جدید ندارد. 🔹مرزهای شمال غرب ایران از قرن ۱۹ و پس از شکست‌های ایران در برابر روسیه و عثمانی شکل گرفته و در دهه ۱۹۳۰ با توافقات رضاشاه و آتاتورک تثبیت شده‌اند؛ این توافقات در چارچوب «کنوانسیون تهران ۱۹۳۲» و مورد تایید جامعه ملل بودند. 🔹رضاشاه بخش‌هایی از آرارات شرقی و ارتفاعات پیرامون رود ارس به مساحت ۲۰۰ کیلومتر مربع را به ترکیه واگذار کرد و در مقابل، منطقه قطور (خوی) در شمال غرب ایران (مرز رازی) و بخش‌هایی از چالدران به مساحت ۲۳۰ کیلومتر مربع را به خاک کشور ضمیمه کرد. 🔹واژه «بخشیدن» که محمدحسین راجی به‌کار برده در معنای حقوقی و دیپلماتیک این توافق، درست نیست. این تغییر مرزی، بخشی از یک تبادل سرزمینی دوجانبه بوده است، نه یک واگذاری یک‌جانبه. 🔹سرچشمه اصلی ارس همیشه در خاک ترکیه (ارتفاعات بینگول نزدیک ارزروم) بوده و هرگز تحت حاکمیت ایران نبوده است. حوزه آبریز ارس ۱۰۲ هزار کیلومتر مربع است که حدود ۲۰ درصد آن در خاک ایران قرار دارد. 🔹در قرارداد ۱۹۳۲ فقط حدود ۲۰۰ کیلومتر مربع زمین معاوضه شد که بخشی از آنها هم در حوزه آبریز ارس قرار دارد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴. مذاکرات آلاسکا حمید آصفی 🔸نشست پوتین و ترامپ در آلاسکا، حتی اگر نامی از ایران در بیانیهٔ نهایی‌اش نیاید، زلزله‌ای در جغرافیای سیاسی جهان ایجاد می‌کند که لرزش‌هایش در تهران، دمشق، تل‌آویو و ریاض احساس خواهد شد. مقامات جمهوری اسلامی می‌دانند که چنین مذاکراتی هرگز صرفاً یک پروندهٔ محدود به اوکراین نیست؛ این سطح از دیدار، بازی بزرگ قدرت است، جایی که پرونده‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی همزمان روی میز گذاشته می‌شوند، و ایران همیشه یکی از آن پرونده‌هاست — حتی اگر روی کاغذ چیزی نوشته نشود. 🔸در درون حاکمیت ایران، دو نگاه روشن وجود دارد. نگاه اول، نگاه «شرق‌گرایان خام» است که معتقدند باید بیش از پیش به روسیه قفل شد، پیمان استراتژیک بست، و با این وابستگی، خود را در برابر هر حملهٔ احتمالی آمریکا و اسرائیل بیمه کرد. این گروه در تبلیغات رسمی، روسیه را به‌عنوان «هم‌پیمان وفادار» معرفی می‌کنند و هر انتقادی به مسکو را «خیانت به محور مقاومت» می‌خوانند. 🔸نگاه دوم، نگاه بدبینان است؛ کسانی که به تاریخ معاصر و رفتار روسیه در میدان‌های واقعی قدرت چشم دوخته‌اند: روسیه‌ای که از ارمنستان چشم پوشید، از منافع سوریه به‌سادگی عبور کرد، در ماجرای «کانال زنگزور» سکوت کرد و همهٔ این‌ها را فدای اولویت اصلی خود، یعنی معامله با غرب بر سر اوکراین و امنیت خود، نمود. این واقعیت‌ها برای هر عقل سیاسی بیدار، یک پیام روشن دارند: روسیه در لحظهٔ معاملهٔ بزرگ، حاضر است هر متحد کوچکتری را — از جمله ایران — پشت در بگذارد. 🔸بنابراین، اگر در آلاسکا توافقی گسترده شکل بگیرد که بخشی از آن کاهش تنش میان روسیه و آمریکا باشد، امیدواری شرق‌گرایان در جمهوری اسلامی ضربهٔ سنگینی خواهد خورد. این ضربه، به سود آن بخش از حاکمیت خواهد بود که بر گفت‌وگوی مستقیم با واشنگتن اصرار دارند و معتقدند که نه روسیه و نه حتی چین، در بزنگاه‌های واقعی حاضر نیستند منافع خود را قربانی منافع ایران کنند. این تغییر موازنه، اگر اتفاق بیفتد، صرفاً یک تحول تاکتیکی نیست؛ بلکه شکاف راهبردی در داخل جمهوری اسلامی را عمیق‌تر خواهد کرد. شرق‌گرایان در برابر سندی زنده از بی‌اعتمادی روسیه قرار می‌گیرند، و عملگرایان داخلی فرصت می‌یابند تا خط ارتباط با آمریکا را به‌عنوان یک ضرورت، نه یک انتخاب، جا بیندازند. 🔸از منظر مسکو هم ماجرا روشن است: روسیه در سیاست خارجی یک محاسبه‌گر بی‌رحم است. حتی اگر ایران را موقتاً در یک معامله کنار بگذارد، می‌داند که در بلندمدت، به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، تهران را نمی‌توان کاملاً از بازی خارج کرد — همان‌گونه که بعد از تغییرات در سوریه، مسکو رابطه‌اش را با دولت جدید حفظ کرد، حتی وقتی تهران عملاً حذف شده بود. 🔸با این حال، آنچه برای ایران حیاتی است، درک همین حقیقت است: هر کشور، حتی هم‌پیمان امروز، فردا به محض تغییر منافعش، مسیرش را عوض می‌کند. جمهوری اسلامی اگر همچنان روی کارت روسیه شرط‌بندی کند، در لحظهٔ معاملهٔ بزرگ، نه‌تنها متحدش را از دست می‌دهد، بلکه در موقعیتی قرار می‌گیرد که با دست خالی باید با دشمنانش روبه‌رو شود. مذاکرات آلاسکا، چه ایران در متن آن باشد چه نه، آینه‌ای است که تهران باید در آن خود را ببیند. در این آینه، تصویر یک حکومت وابسته به وعده‌های قدرت‌های خارجی دیده می‌شود که برای بقا، بین شرق و غرب آونگ‌وار در حرکت است، اما هنوز نفهمیده که امنیت و منافع ملی، نه در سایهٔ پوتین تأمین می‌شود و نه در سایهٔ چین؛ بلکه تنها با تصمیم‌گیری مستقل و حل‌وفصل اختلافات اساسی با غرب، به‌ویژه آمریکا، ممکن است. 🔸اگر پوتین و ترامپ بر سر اوکراین معامله کنند و فضای جهانی به سمت کاهش تنش برود، تهران هم یا باید این تغییر را بپذیرد و مسیر تازه‌ای باز کند، یا با توهم «محور شرق» به استقبال انزوای عمیق‌تر و ضربه‌های سنگین‌تر برود. بازی تغییر کرده است؛ تنها بازنده، کسی است که هنوز فکر می‌کند زمین همان زمین دیروز است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

اگر کل کتب روانشناسی را بخوانید به این 70 جمله خواهید رسید؛ ۱- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش. ۲- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن. ۳- برای فردایت برنامه ریزی کن. ۴- از عبارت«متشکرم»زیاد استفاده کن. ۵- بدان در چه وقت باید سکوت کنی. ۶- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان. ۷- احمقانه رفتار مکن. ۸- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر. ۹- اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر. ۱۰- همیشه در حال آموختن باش. ۱۱-آنچه می دانی به دیگران بیاموز. ۱۲- روز تولدت یک درخت بکار. ۱۳- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر. ۱۴- از مکانهای مختلف عکس بگیر. ۱۵- راز دار باش. ۱۶- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن. ۱۷- به دیگران متکی نباش. ۱۸- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن. ۱۹- اشتباه هایت را بپذیر. ۲۰- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست. ۲۱- بعد از تنبیه بچه هایت, آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن. ۲۲- گاهی برای خودت سوت بزن. ۲۳- شجاع باش , حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی , هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد. ۲۴- هیچوقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن. ۲۵- به کسی کنایه نزن. ۲۶- از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد. ۲۷- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند. ۲۸- سحر خیز باش ۲۹- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی , شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند. ۳۰- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش. ۳۱-کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد ۳۲-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند ۳۳-هیچگاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار ۳۴-وقت شناس باش ۳۵-از افراد ناشایست دوری کن ۳۶-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش ۳۷-اصالت داشته باش ۳۸-هیچ وقت به رقیبت اعتماد نکن ۳۹-از حدی که لازم است مهربانتر باش ۴۰-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن ۴۱-بهترین دوست همسرت باش ۴۲-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ایی شغل فعلیت را از دست نده ۴۳-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی ۴۴-از کسی کینه به دل نگیر ۴۵-برای تمام موجودات زنده ارزش قائل شو ۴۷-شکست را به راحتی بپذیر. ۴۷- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن. ۴۸- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن. ۴۹- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید. ۵۰- همیشه به قولت وفادار باش. ۵۱- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن. ۵۲- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی. ۵۳- زندگی را سخت نگیر. ۵۴- هیچ وقت قمار بازی نکن. ۵۵- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است. ۵۶- از وسایلت به خوبی محافظت کن. ۵۷- انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد. ۵۸- برای تغییر دادن دیگران بیش از این تلاش نکن. ۵۹- همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش. ۶۰- پلها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی. ۶۱- خودت را دست کم نگیر. ۶۲- متواضع و فروتن باش. ۶۳- گاهی فراموش کن. ۶۴- قدرت بخشندگی را از یاد مبر. ۶۵- نسبت به مردمی که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش. ۶۶- دوستی های قدیم را دوباره تازه کن. ۶۷- سعی کن زندگی همواره برایت پیام داشته باشد. ۶۸- کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان. ۶۹- طوری زندگی کن که روی سنگ قبرت بنویسند: شخصی که از هیچ چیز در ز‌ندگیش پشیمان نبود. ۷۰- و بدان در چه وقت باید سکوت کنی... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

چطور در خانه نباشیم تا کمتر برق مصرف شود؟! 🖌محمدحسین روانبخش 🕯مدیرعامل توانیر به تازگی توضیح داده که اگر مردم کم‌مصرف باشند یا در خانه نباشند، مصرف برق پایین می‌آید و قبض‌های برق به طور متعارف ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان بیشتر نمی‌شود. 🕯برای اولین بار از زمان توماس ادیسون تا الان، چنین پیشنهاد یا ابتکاری به مردم داده شده که برای این‌که پول برق‌تان کمتر بیاید (و در واقع در مصرف برق صرفه‌جویی شود و ناترازی‌ها رفع شود) در خانه نمانید! اما این کار کمی توضیح اضافه دارد که باید به آن توجه کنید، والا کارتان فایده ندارد: 🕯اول این‌که فقط زمان‌هایی که برق هست خانه را ترک کنید. زمانی که برق می‌رود می‌توانید با خیال راحت در خانه باشید و از زندگی در کاشانه اختصاصی خود لذت ببرید! برق که نباشد، آب بسیاری از خانه‌ها هم قطع می‌شود، پکیج و آسانسور و در پارکینگ و پمپ آب و آنتن موبایل و اینترنت هم که اتوماتیک از رده خارج می‌شوند و احتمالا شما اصلا امکان خروج از خانه را ندارید... پس نقشه الکی نکشید. 🕯دوم: برای خروج از خانه، روی خانه فامیل حساب نکنید! همان‌طور که شما می‌خواهید فیش برق‌تان نجومی نشود، آن‌ها هم همین فکر را می‌کنند. ضمن این‌که هر رفتی یک آمدی دارد، آن‌ها هم جبران می‌کنند و به خانه شما می‌آیند و هر دو خانواده ضرر می‌کنید. این وسط فقط اداره برق استفاده می‌کند که برای هر دو خانواده قبضی صادر می‌کند که برق از کله‌شان بپرد! 🕯سوم: اگر خیلی احساس زرنگی می‌کنید و می‌خواهید در خانه نباشید و در پارک‌ها و بوستان‌های شهری زندگی کنید، باید بگویم که زهی خیال باطل! شهرداری زرنگ‌تر از شماست و پیشاپیش آب سرویس‌های بهداشتی پارک‌ها را قطع کرده است و جلوی سوء استفاده شهروندان محترم را گرفته است. شهرداری الان خیلی وقت است که در خانه نیست! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

میانجی‌گری چین، پایان مانورهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی؟ جمهوری اسلامی، پس از هفته‌ها موضع‌گیری تند و شروط سخت، بار دیگر در آستانه بازگشت به میز مذاکره با ایالات متحده قرار گرفته است. این بازگشت، فارغ از شعارهای تبلیغاتی و تکرار مکررات ایدئولوژیک، بیش از هر زمان دیگری به معنای پذیرش شرایط اضطراری و فشارهای چندوجهی است؛ فشارهایی که نه تنها از بیرون، بلکه از درون ساختار قدرت و اقتصاد کشور را به لب مرز فروپاشی سوق داده‌اند. موضع رسمی کنونی ایران روشن است: پرداخت غرامت بابت حمله به تاسیسات هسته‌ای و تضمین عدم تکرار حملات مشابه توسط آمریکا. هیچ‌کدام از این شروط هنوز تحقق نیافته‌اند، اما مسیر مذاکره باز شده است. این چرخش بدون اعلام رسمی عقب‌نشینی، اما در عمل یک تغییر استراتژیک است که نشانه‌های آن در تغییر جغرافیای میانجی‌گری نیز مشهود است. دیگر خبری از رایزنی‌های شبانه در مسقط نیست. عمان که در دو دهه گذشته نقش «واسط نرم» را ایفا می‌کرد، حالا جای خود را به کشوری داده که دیپلماسی را با عدد و قدرت معنا می‌کند: چین. چین با ورود به پرونده ایران–آمریکا، نه تنها نقش یک واسطه، بلکه نقش یک بازیگر با منافع حیاتی در منطقه را پذیرفته است. برخلاف عمان که می‌کوشید شنونده باشد و تسهیل‌گر، پکن اهداف مشخصی دارد: حفظ ثبات در بازار انرژی، جلوگیری از تنش‌های ناخواسته در منطقه‌ای که برای راهبرد «کمربند-راه» حیاتی است، و ایفای نقش به‌عنوان یک قدرت جهانی جایگزین غرب. به همین دلیل، ایران دیگر نمی‌تواند بازی‌های معمول را تکرار کند. در مقابل پکن، نه می‌توان زمان خرید، نه با شعار ایدئولوژیک کار پیش برد. چین، منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی‌اش را می‌سنجد و بر همان اساس فشار وارد می‌کند یا مسیر را باز می‌کند. این جایگزینی برای جمهوری اسلامی، هم تهدید است و هم فرصت. تهدید از آن رو که امکان «بازی‌گرفتن» از میانجی‌گری عمانی و اتلاف زمان، دیگر وجود ندارد؛ و فرصت از آن جهت که شاید این بار مذاکره با یک واسطه نیرومند و ذینفع، امکان رسیدن به توافق را افزایش دهد. چین به‌خوبی می‌داند که ثبات در خلیج فارس، زیرساخت حضور بلندمدت اقتصادی‌اش در غرب آسیا است؛ اما همزمان، حاضر نیست منافع جهانی‌اش را فدای مواضع حداکثری تهران کند. با این‌حال، موانع بر سر راه توافق همچنان جدی‌اند. جمهوری اسلامی بر حفظ چرخه غنی‌سازی در خاک خود اصرار دارد و عقب‌نشینی از آن را معادل فروپاشی هیبت داخلی و تسلیم در برابر فشار خارجی می‌داند. از طرف دیگر، آمریکا این‌بار فقط درباره غنی‌سازی مذاکره نمی‌کند. مسئله برد موشک‌ها، برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای ایران نیز روی میز است. آنچه در پیش است، دیگر یک دور دیگر از «دیپلماسی وقت‌کشی» نیست. پکن اجازه نخواهد داد این گفت‌وگوها به بن‌بست برسند و ایران نیز قادر نخواهد بود با وعده‌های توخالی، این بار از فشار فرار کند. چین برای نقش‌آفرینی جهانی‌اش نیاز به اثبات کارآمدی خود در حل بحران‌ها دارد، و بحران ایران یکی از پرهزینه‌ترین آن‌هاست. اگر جمهوری اسلامی آماده پذیرش یک مصالحه واقعی نباشد، ممکن است به‌جای بهره‌گیری از نقش چین، با شتاب بیشتری به انزوای استراتژیک رانده شود. در این میان، جامعه جهانی نیز از چین انتظار دارد که میانجی‌گری‌اش صرفاً یک ویترین نباشد، بلکه به خروج از بحران منجر شود. و این یعنی پایان مانورهای نمایشی تهران و ورود به مرحله‌ای که در آن، توازن قوا تعیین‌کننده است، نه شعارها. این معامله دیگر درباره غرور نیست؛ بلکه درباره بقاست. اگر تصمیم‌گیران در تهران این واقعیت را درک نکنند، ممکن است این آخرین میز مذاکره‌ای باشد که دعوت‌نامه‌اش از پکن می‌رسد، نه از واشنگتن. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴تاریکی‌های مشکوک؛ وقتی برق خانه‌ها می‌رود، اما مصرف شهر پایین نمی‌آید مردم منظمی شده‌ایم! برای اینکه سر ساعت اعلام شده برق‌ها قطع می‌شود تا قبل از آن به کارهایمان می‌رسیم! همین‌قدر مطیع، همین‌قدر با برنامه! این روزها که خاموشی‌ها دوباره مهمان ناخوانده زندگی مردم شده‌، خانه‌ها کولر روشن ندارند، چراغ‌ها سوسو می‌زنند و برنامه روزانه همه مردم زیر و رو شده یک مساله همچنان بدون تغییر باقی مانده که جای سوال دارد: مصرف خانگی آن‌قدر بالا نیست که چنین فشار شدیدی بر شبکه ایجاد کند. پس این همه برق کجا می‌رود؟ انگشت اتهام مدت‌هاست به سمت مزرعه‌های استخراج رمزارز نشانه رفته؛ تجهیزاتی که مانند هیولاهای بی‌صدا، برق را می‌بلعند و گرمایی بی‌ثمر به جا می‌گذارند. ماینرها می‌توانند در دل یک سوله صنعتی باشند، یا در گوشه یک انبار متروکه، یا حتی در اتاق‌های کوچک روستاها. شبکه برق اما با وجود پیشرفت‌های فنی، هنوز بهانه‌ای آماده دارد: «تشخیص موقعیت دقیق این مصرف‌کنندگان دشوار است.» اما مگر نه اینکه سامانه‌های پایش هوشمند می‌توانند لحظه‌به‌لحظه بار شبکه را رصد کنند؟ مگر نوسان‌های غیرطبیعی و بار ثابت و پیوسته ماینرها الگوی مشخصی ندارد؟ چرا سال‌هاست همین «مصرف ناشناس» قربانی خود را در خانه‌ها پیدا می‌کند و نه در مراکز غیرمجاز؟ اگر قرار بود مصارف خانگی علت این بی برقی باشد با این حجم از خاموشی قطعا باید اوضاع بهتر می‌شد، کمبودها رخت برمی‌بستند و می‌رفتند اما روال سابق همچنان پابرجاست! کسی هم پاسخگو نیست! اما مشکل، نبود ابزار شناسایی نیست؛ مشکل، نبود اراده است. جایی که شاید پای مجوزهای خاص وسط باشد، خاموشی فقط سهم مردم می‌شود، نه ماینرها. وقتی دولت از مردم می‌خواهد کولرها را خاموش کنند و لامپ‌های اضافه روشن نکنند، بد نیست بگوید چند مزرعه غیرمجاز را امسال کشف کرده، و چند مجوز پرمصرف هنوز بی‌دلیل تمدید می‌شود. تا آن روز، هر بار که برق می‌رود، ما می‌مانیم و یک سؤال ساده: «برق ما، دقیقاً کجا مصرف می‌شود؟» در سایه این ابهام، هر بار که کلید قطع برق در محله‌ای پایین می‌آید، مردم با خود می‌پرسند: آیا این خاموشی سهم ماست تا مزارع پنهان در جایی دیگر بی‌وقفه کار کنند؟ و شاید پرسش بزرگ‌تر این باشد که تا چه زمانی، تاریکی خانه‌ها چراغ درآمد دیگران را روشن خواهد کرد؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

ترامپی که ظاهراً قرار نیست نام و سیاستش دست از سر ایران بردارد! ✍️ حبیب رمضانخانی در دهه‌های گذشته، هر بار که روسای جمهور آمریکا جای خود را به رئیس جمهور جدید در کاخ سفید داده‌اند، یکی از موضع‌ گیری‌های کلیشه‌ای مسئولان ایرانی این بوده: فلان رییس جمهور آمریکا هم تمام شد و رفت، ولی همچنان ما و نظام جمهوری اسلامی پابرجا هستیم! در این راستا، این موضع‌گیری در مورد شخص ترامپ، خاصه به دلیل ترور سردار سلیمانی و اقدامات خصمانه‌ترش، در دوره قبل که از بایدن شکست خورد، با خوشحالی و تاکید بسیار بیشتری نمود یافت! ولی از بد حادثه، دقیقا ۴ سال بعد برگشت و قابل تامل، از میان همه وعده‌های خود، آنچه توانست عملی کند، در مورد ایران بود که سایت‌های هسته‌ای کشورمان را بمباران و نابود کرد. اقدامی که بیش از پیش باعث آسیب به ایران و منفور و بدنام شدن نزد نظام و ایرانیان شد. در این میان اما، وقتی او هیچ ابایی از ضربه زدن مکرر و مجدد به ایران ندارد، شاید بهترین آرزو و گزینه رسیدن پایان این دوران ریاست جمهوری باشد و تسلی خاطری برای مسئولان که با تکرار جمله ترامپ رفت و ما باقی هستیم، کمی از شدت آن خشم فروکش کند! ولی از بد ماجرا، ظاهراً اینبار قرار نیست یاد و نام رییس جمهور آمریکا و شخص ترامپ به دوران ریاست جمهوریش ختم شود! چرا که ترامپ با پروژه‌ای که از طریق محوریت خود و آمریکا در توافق صلح ارمنستان و آذربایجان رقم زده، قرار هست کانال «رنگزور» حداقل به مدت ۹۹ سال به نام «پل یا گذرگاه ترامپ» شناخته شود. این یعنی، بعد از این در نقشه‌های جغرافیایی، تحلیل‌های سیاسی و اقتصادی و... همیشه نام ترامپ با ایران و مرزهای آن آمیخته شده و تا ده‌ه‌ها مقابل چشم و ذهن مسئولان و ایرانیان خواهد بود! نام گذاری که به جز تبعات اجرای خود این پروژه، برای مسئولان چالشی بزرگ خواهد بود و باید منتظر ماند تا ببینیم جایگزین، چه سیاست و نامی برای آن اتخاذ خواهند کرد! در پایان، به طنز: در حال حاضر تنها گزینه‌ای که امکان انتقام از ترامپ هست، خاصه به بهانه و تلافی تلاش ترامپ برای تغییر نام خلیج فارس، تغییر نام این دالان هست که بعد این تو نقشه‌ها و اظهارنظرها مثلا بگید «پل پوتین»، یا «دالان زباله دان تاریخ» پل « ترامپ قمارباز» و... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴. تصویری تاریخی از فیش حقوق معلم دیپلمه در سال ۱۳۵۰ ۵۶۴ تومان 🔸قیمت سکه طلای تمام پهلوی که معادل سکه طلای بهار آزادی امروز
🔴. تصویری تاریخی از  فیش حقوق معلم دیپلمه در سال ۱۳۵۰ ۵۶۴ تومان 🔸قیمت سکه طلای تمام پهلوی که معادل سکه طلای بهار آزادی امروز بود، در سال 1350، حدود 1130 ریال بود. یعنی یک معلم دیپلمه تازه استخدام شده در سال 1350، میتوانست با حقوش، هر ماه، 5 سکه طلای تمام پهلوی بخرد.

زنگزور، کاخ سفید و مسیر انرژی که برای ۹۹ سال از دست رفت ‏ارمنستان حقوق توسعه انحصاری کریدور زنگزور را به مدت ۹۹ سال به آمریکا اعطا کرده و آمریکا زمین کریدور را به کنسرسیومی اجاره می‌دهد که خطوط ریلی، نفت، گاز و فیبر نوری و احتمالاً انتقال برق را در امتداد این کریدور ایجاد میکند. ‏این توافق، نه‌فقط پایان یک مناقشه دیرینه در قفقاز، بلکه آغاز یک نظم ترانزیتی تازه در شمال ایران است؛ نظمی که دو پیامد اصلی برای ایران خواهد داشت: ‏1️⃣ انزوای زمینی ایران در قفقاز ‏کریدور زنگزور جمهوری آذربایجان را به نخجوان و از آنجا به ترکیه وصل می‌کند، بدون نیاز به عبور از خاک ایران. این یعنی: ‏•حذف مسیر ترانزیتی ایران–ارمنستان از معادلات اصلی منطقه؛ ‏•گسترش حضور ترکیه و ناتو در قلب قفقاز؛ ‏•بی‌اثر شدن نقش ایران به‌عنوان پل شرق–غرب، حداقل برای یک قرن آینده. ‏2️⃣ تثبیت حضور بلندمدت آمریکا ‏با واگذاری انحصاری کریدور به واشنگتن، نفوذ ژئوپلیتیک آمریکا در حیاط‌خلوت سنتی ایران و روسیه نهادینه شد. این تغییر: ‏•نظم امنیتی قفقاز را به نظم ترانزیتی غرب‌محور تبدیل می‌کند؛ ‏•مسیرهای انرژی و تجارت منطقه را به نفع بلوک غرب بازطراحی می‌کند؛ ‏•تهدید بالقوه برای مرزهای شمالی و موقعیت ترانزیتی ایران را افزایش می‌دهد. ‏📌 به زبان ساده‌تر: ‏کریدوری که می‌توانست مسیر انرژی ایران باشد، امروز در کاخ سفید به نام آمریکا سند خورد، برای ۹۹ سال. زنگزور، کاخ سفید و مسیر انرژی که برای ۹۹ سال از دست رفت ‏ارمنستان حقوق توسعه انحصاری کریدور زنگزور را به مدت ۹۹ سال به آمریکا اعطا کرده و آمریکا زمین کریدور را به کنسرسیومی اجاره می‌دهد که خطوط ریلی، نفت، گاز و فیبر نوری و احتمالاً انتقال برق را در امتداد این کریدور ایجاد میکند. ‏این توافق، نه‌فقط پایان یک مناقشه دیرینه در قفقاز، بلکه آغاز یک نظم ترانزیتی تازه در شمال ایران است؛ نظمی که دو پیامد اصلی برای ایران خواهد داشت: ‏1️⃣ انزوای زمینی ایران در قفقاز ‏کریدور زنگزور جمهوری آذربایجان را به نخجوان و از آنجا به ترکیه وصل می‌کند، بدون نیاز به عبور از خاک ایران. این یعنی: ‏•حذف مسیر ترانزیتی ایران–ارمنستان از معادلات اصلی منطقه؛ ‏•گسترش حضور ترکیه و ناتو در قلب قفقاز؛ ‏•بی‌اثر شدن نقش ایران به‌عنوان پل شرق–غرب، حداقل برای یک قرن آینده. ‏2️⃣ تثبیت حضور بلندمدت آمریکا ‏با واگذاری انحصاری کریدور به واشنگتن، نفوذ ژئوپلیتیک آمریکا در حیاط‌خلوت سنتی ایران و روسیه نهادینه شد. این تغییر: ‏•نظم امنیتی قفقاز را به نظم ترانزیتی غرب‌محور تبدیل می‌کند؛ ‏•مسیرهای انرژی و تجارت منطقه را به نفع بلوک غرب بازطراحی می‌کند؛ ‏•تهدید بالقوه برای مرزهای شمالی و موقعیت ترانزیتی ایران را افزایش می‌دهد. ‏📌 به زبان ساده‌تر: ‏کریدوری که می‌توانست مسیر انرژی ایران باشد، امروز در کاخ سفید به نام آمریکا سند خورد، برای ۹۹ سال. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

. 🟥 انگلیسی‌ها؟! نه‌خیر این‌بار همه‌چیز زیر سرِ روس‌هاست❗️ قبض برق مصرفی سفارت (روسیه) در تهران حدود ۲۰۰ میلیارد تومان است که صدا ‌‌سیما جرات نکرده اسم این سفارت خانه رو‌ بیاره ⛔️ این همه حجم از مصرف برق فقط برای استخراج بیت‌کوین می‌باشد ⭕️نکته‌ای «تصادفی» یا تکراری؟! چرا قطعی برق در ایران اتفاق می افتد؟ هر بار که قیمت بیت‌کوین بالا می‌رود، ناگهان قطعی برق در کشور تشدید می‌شود! این اتفاق عجیب، چندین بار تکرار شده و حالا دیگر نمی‌توان آن را «تصادفی» دانست. مسئولان، طبق معمول، بهانه همیشگی‌شان را تکرار می‌کنند: «امسال گرما زودتر شروع شده!»—در حالی که مردم چنین چیزی را اصلاً احساس نکرده‌اند! واقعیت جای دیگری‌ست: مافیای ماینرها برق کشور را می‌بلعند! زیر چتر امن نهادهای خاص، مزارع استخراج بیت‌کوین با مصرف نجومی برق شبانه‌روزی فعالند؛ بی‌آن‌که پاسخگوی هیچ‌کس باشند. برای تولید یک بیت‌کوین، حدود ۱۰۰۰ مگاوات‌ساعت برق نیاز است؛ که حتی با گران‌ترین تعرفه برق صنعتی در ایران، کمتر از ۲ میلیارد تومان هزینه دارد. این در حالی‌ست که قیمت فروش یک بیت‌کوین در بازار آزاد به بیش از ۸.۵ میلیارد تومان می‌رسد! یعنی سودآوری ماینرها چنان بالاست که در کمتر از ۲۲ ماه تمام سرمایه‌شان را برمی‌گردانند؛ بازدهی‌ای که در هیچ صنعت دیگری وجود ندارد. اما هزینه این سودهای میلیاردی را چه‌کسی می‌پردازد؟ مردم! با قطعی برق، خوابیدن چرخ صنایع، نابودی مشاغل، آسیب به بیماران، فلج شدن آموزش، زیان‌های مالی به کسب‌وکارهای کوچک و اینترنتی... و بعد هم مسئولان با وقاحت تمام، انگشت اتهام را به سوی مردم می‌گیرند: «مصرف زیاد دارید!» با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام با من باش 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

📝«ناترازی سیاسی، ریشۀ همۀ ناترازی‌ها» ♈️کمبود برق رو همه داریم با پوست و گوشتمون، با بی‌برقی در گرمای سر ظهر تابستون لمس می‌کنیم. تعبیرِ خوش‌لحن و موجهِ «ناترازی» در رسانه‌ها سر زبون‌ها افتاده که معناش چیزی جز «کمبود» نیست. اگر بگید «ناترازی» داریم، شنونده چیزی نخواهد گفت، اما اگر بگید «کمبود» داریم، شنونده بی‌درنگ می‌پرسه چرا کمبود داریم؟ ناترازی چیز پیچیده‌ای به نظر می‌رسه که اغلب هم سعی می‌شه تقصیرش رو بنویسند به پای نحوۀ مصرف مردم. بهتره کلاً این کلمۀ منحوس «ناترازی» رو بندازیم در سطل آشغال و به جاش بگیم «کمبود» تا نصف راه برای حل مشکل رو رفته باشیم. ♈️شاید برای مثال در مورد کمبود آب بشه گفت این کمبود تا حدی به امور طبیعی ربط داره و تا حدی هم به نحوۀ مدیریت کلان کشور. گرچه با اینکه مسائل رو بندازیم گردن طبیعت اساساً مخالفم ــ در واقع نارفیقیِ طبیعت چیز جدیدی نیست، بلکه واقعیت بنیادین این جهان بود و اصلاً انسان در یک فرایند «استعلای عملی» (یعنی با تلاش برای چیرگیِ دائم بر وضعیت فعلی‌ش و نیل به وضعیت بهتر) موفق شد طبیعت چموش رو به گهوارۀ آسایش و آرامش خودش تبدیل کنه ــ مگر مواقعی که طبیعت قدرت‌نمایی می‌کنه و مثل فیلِ دست‌آموز و رام سیرک ناگهان رم می‌کنه و کل سیرک رو ویران می‌کنه... به هر حال اشاره به طبیعت یعنی مدیریت انسانی در انجام کاری که اصلاً مدال افتخار انسان‌هاست، ناکام بوده، و چه‌بسا عذر بدتر از گناه باشه. ♈️اما کمبود برق رو نمی‌شه به چیزی مگر مدیریت کلان ربط داد. ناترازی نداریم، کمبود برق داریم که این یعنی سرمایه‌گذاری در تولید برق متناسب با نیازهای شهری و صنعتی رشد نکرده. اگر دست از بزک‌کردنِ لفظیِ معضلات برداریم، چاره هم خیلی روشن خواهد بود: باید در این حوزه سرمایه‌گذاری صورت بگیره ــ ترجیحاً خصوصی. ♈️چرا کشوری که یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گازی دنیا رو داره، باید کمبود در تولید برق داشته باشه؟ با این انرژی عظیم، کمبود انرژی یعنی چه؟ آیا باز هم همون حکایت کمبود شن در صحرای شن تحت مدیریت دولتی نیست؟ ♈️پس جواب روشنه: سرمایه‌گذاری در این حوزه. درهای کشور باید باز باشه تا شرکت‌های انرژی خارجی بتونن در اسرع وقت قراردادهایی برای تولید برق انجام بدن؛ و اگر لازمه در استخراج منابع سهیم بشن. اینکه با این وضعیتِ بغرنج، و به رغم کمبودِ یکی از لوازم اصلی زندگی مدنی و صنعتی، برخی آسوده‌خاطر از بی‌اهمیت بودنِ فعال شدن مکانیسم ماشه و برگشتن تحریم‌های گسترده صحبت می‌کنند، نشون می‌ده عزمی برای حل این معضلات ندارند. مشکلات این کشور فقط با نجات اقتصاد از چمبرۀ سیاست امکان‌پذیره، هیچ راه دیگه‌ای هم نداره. طفره از این واقعیت فقط به بلایی برای طفره‌روندگان بدل خواهد شد. ♈️اما مسئلۀ دیگه... جامعه رو دنبال نخودسیاه نفرستید! این بحث که کارآفرینان ترغیب می‌شن به اینکه برقشون رو خودشون تولید کنند، فقط تعمیق سوءمدیریته! کارآفرین که نباید خودش برقش رو تولید کنه! تولید باید تخصصی باشه تا بیشترین کاهش در هزینه‌های تولید محقق بشه؛ این اصل و اساس تولیده. تولید انرژی به عنوان ابزار پایه‌ای برای تولید باید در ابعاد کلان ــ در کلان‌ترین ابعاد ــ صورت بگیره، وگرنه به گرون شدن تولید و در نتیجه افت رقابت‌پذیری تولیدات ایرانی منجر می‎شه. دست از این چاره‌های نامعقول بردارید! ♈️از این مهمتر... درکشوری که روی اقیانوس گاز خوابیده تولید برق با انرژی خورشیدی آینده‌ای نداره. به محض اینکه تولید برق با منابع گازی میسر بشه، برق خورشیدی دیگه مقرون‌به‌صرفه نیست وبا یک فوتِ سوخت گازی از بازار پرت می‌شه بیرون. در سرزمین سوخت‌های فسیلی، انرژی خورشیدی بچه سرراهیه. جنگیدن باواقعیتهای بازار فقط به سرمایه‌سوزی، عقب‌انداختن تولید و توسعه و اخراجِ بیش‌ازپیشِ تولیدکنندۀ ایرانی از بازارها خواهد انجامید. تولیدکنندۀ ایرانی بیش از پیش جایگاهی درخارج نخواهد داشت وباز باید دیوارهای بلندتری دور کشور کشید تا بتونه کالایی روکه ناخواسته گرون تولیدمی‌کنه به زور دولت به مصرف‌کنندۀ بیچارۀ ایرانی که گزینۀ دیگه‌ای نداره بفروشه. ♈️دو دهۀ اخیر رو به سنگین‌ترین بهای ممکن به پای غنی‌سازی ریختیم، در حالی که می‌شد در این دو دهه برتوسعۀ نیروگاه‌های هسته‌ای (و نه سوخت هسته‌ای) وهمچنین بهره‌برداری از انرژی‌های فسیلی تمرکز کنیم. ازاین طریق می‌تونستیم ارزون‌ترین انرژی روتولید کنیم تا هم برای تولیدکنندۀ داخلی مزیت بزرگی ایجاد کنیم وهم به مقصد مطلوبی برای سرمایه‌های جهانی تبدیل بشیم تادر ایران با انرژی ارزون برای خودشون مزیت کسب کنند. ♈️می‌شه همچنان مصرانه‌تر ازقبل راه غلطی رو رفت... ولی انتظاری جزبدتر شدن شرایط نباید داشت. ریشۀ همۀ ناترازی‌ها «ناترازی سیاسی»ـه ــ یعنی ناترازی بین نیازهای کشور و تصمیم‌های سیاسی؛ تصمیم‌ها مبتنی بر نیازها نیست