fa
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

رفتن به کانال در Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام جمع مدیران نامدار ایران

کانال جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 403 مشترک است و جایگاه 2 212 را در دسته تجارت و رتبه 12 494 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 403 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 17 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -94 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 8 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 16.34% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 8.27% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 4 478 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 267 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, جا, آقا, وقت, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 18 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کرده‌اند.

27 403
مشترکین
+824 ساعت
-97 روز
-9430 روز
آرشیو پست ها
سی ویژگی یک مُدیر توانمند محمود سریع‌القلم مدیر فردی است: ۱. که شخصیت او جلوتر از تحصیلات او حرکت کند؛ ۲. که تحصیلات داشته باشد و نه مدرک؛ ۳. که خوب درس خوانده باشد؛ ۴. که از حفظ وضع موجود بترسد؛ ۵. که متوجه باشد تمرکز پراکنده زمینه ‌ساز شکست است؛ ۶. که دریافته باشد نزاع‌های اصلی زندگی در درون خود اوست؛ ۷. که میان زندگی شخصی از یک طرف و حرفۀ مدیریتی از طرف دیگر، تعادل ایجاد کند؛ ۸. که سخنان او را دیگران حس کنند و به خاطر بسپارند؛ ۹. که بداند کیفیت در کار، تصادفی نیست؛ ۱۰. که هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه ‌روز در حال یادگیری باشد؛ ۱۱. که موفقیت را از قلب شکست‌های مکرر استخراج کند؛ ۱۲. که با آجرهایی که دیگران به او پرتاب می‌کنند، ساختمان بسازد؛ ۱۳. که آگاه باشد خصلت «شجاعت» تمام خصلت‌های دیگر را تضمین می‌کند؛ ۱۴. که با همه پستی‌ها و بلندی‌های زمانه خود، بهترین‌ها را به میراث بگذارد؛ ۱۵. که یاد گرفته باشد دیگران اول باید او را قبول کنند بعد سخنانش را؛ ۱۶. که ریشه معاشرت و ارتباطات مؤثر را در واژگان ساده و جملات کوتاه بداند؛ ۱۷. که آموخته باشد فاصله میان خوب و عالی از قلب اوتشعشع می یابد؛ ۱۸. که تا می‌تواند از دمدمی مزاج بودن فاصله می‌گیرد؛ ۱۹. که کمتر در مورد خود صحبت می‌کند و اجازه می‌دهد دیگران در مورد خودشان صحبت کنند؛ ۲۰. که درونی زلال، پرشور و فراخ داشته باشد؛ ۲۱. که طرز برخورد او با انسان‌های دیگر مملو از دقت و ظرافت‌های کلامی و غیرکلامی است؛ ۲۲. که تا می‌تواند در جای خود، تقدیر و تشکر می‌کند؛ ۲۳. که وقت می‌گذارد و با خودش گفت وگو می‌کند؛ ۲۴. که توانمندی او مساوی است با آنکه چه کسانی را جذب می‌کند؛ ۲۵. که فهمیده است انسان‌های دیگر می‌خواهند بدانند او چقدر برای دیگران اهمیت قائل است؛ ۲۶. که از توان‌مندی‌های دیگران برای تحقق اهداف مشترک نهایت بهره‌برداری را می‌کند؛ ۲۷. که بیشتر امتیاز می‌دهد، می‌بخشد و یاد می‌دهد تا آنکه تقاضا و انتظارات داشته باشد؛ ۲۸. که دیگران نحوۀ واکنش و روش تصمیم‌گیری او را تقدیر می‌کنند؛ ۲۹. که تا چه میزان اشتباهات خود را تشخیص می‌دهد، می‌نویسد، دسته ‌بندی و اصلاح می‌کند؛ ۳۰. که از افلاطون شنیده باشد: کار مهم زندگی، تسخیر خود است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

💢 نقش مراد بهبهاني در ساخت كويت مدرن ✍️ یدالله کریمی‌پور ‍ داستان ساختن و ترقی کویت در کتاب های درسی این ملت آمده است. ایرانیان جنوبی یا شمال خلیج فارس، نقش محوری در ساختن و پیشرفت این کشور داشته اند. بوشهریها، لاری ها، دیلمی ها و گناوه ای ها. در اینجا تیتر وار تنها به نقش بهبهانی هادر ساخت و توسعه کویت اشاراتی گذرا می شود. کوت در عربی به معنای دژ است. در ۱۱۱۰ هجری، شیخ قبیله بنی خالد و بزرگ منطقه الاحسا برای انباشت آذوقه و سلاح، دژی کوچک(کویت؛ مصغر کوت است. یعنی قلعه کوچک) می سازد. ولی پس از مدتی آن را به دودمان نزدیکش آل صباح و شیخش سعدون بن محمد هدیه داد. زین پس شیوخ آل صباح از ایرانیان به ویژه بهبهانی ها با گرمی دعوت کردند که به کویت کوچ کنند. چند صد خانواده معمار، تاجر، هنرمند طلاساز، حلواپز و... بهبهانی به مینا آل‌احمدی رفته و در شرق این شهر کوچک ساکن می شوند(از جمله به دلیل گسترش اختلافات درون شهری؛ قنواتی-بهبهانی). زان پس کار ساخت و ساز، تجارت با دیگر بنادر ایران و جنوب خلیج فارس آغاز شده و بازار کویت شکل گرفت. در واقع خانواده های معتبر بنادر شمال خلیج فارس، مانند موسوی، قبازر، دشتی، اشکانی، بهمن، معرفی و بهبهانی، از جمله بنیانگذاران کویت اولیه اند. ولی پس از گذشت نزدیک به ۱۳۰ سال از شکل گیری بندر کویت، یوسف مراد بهبهانی به کویت رفت. سفری که کویت را متحول کرد. یوسف مراد قهرمان ملی نوسازی کویت شد و این شیخ نشین کوچک را به شاهراه ترقی رهنمون گشت. مراد بهبهانی برای ورود کویت به عصر مدرنیزاسیون با یاری همشهری های سابق، نخست موسسه ساعت امگا را تاسیس نمود که در همه کشورهای خلیج فارس تبدیل به برند شد. سپس درست در ۱۹۴۵ با تشکیل گروه بازرگانی بهبهانی، داد وستد بسیار پر منفعتی را با ژاپن شروع کرد. او از عطش ژاپن شکست خورده به داد وستد آگاه بود. سپس در همین سال نخستین ایستگاه رادیویی را در کویت افتتاح کرد. تنها سه سال بعد ایستگاه تلویزیونی کویت توسط مراد افتتاح شد. ۱۹۴۹ طی سفری پر مشقت ۱۹ شبانه روزه، با کشتی، هواپیما، خودرو به نیویورک رسید و قرارداد تولید و ایجاد موسسه تهویه مطبوع را با آمریکایی ها بست. زان پس کویتی ها با وجود تهویه سازها، از جهنم داغ این برهوت نجات یافتند. مراد یوسف بهبهانی که به زادگاه و اصالتش عشق می ورزید تا سال مرگش. ۲۰۰۵، در تاسبس بانک ها، بیمه ها، خودرو، راهسازی، ایجاد بازار کالاهای لوکس، طلا و دهها نوآوری دیگر کمترین کوتاهی نکرد. کویت و دودمان صباح، از او و خانواده اش، به عنوان قهرمان ملی نوسازی کویت یاد می کنند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴چرا «آرزوی جنگ» در جامعه ایران امروز ممکن می شود؟ ✍️ غلامحسین حبیبی آرزوی جنگ، در نگاه نخست، شبیه یک تناقض اخلاقی و عقلانی است: چگونه ممکن است مردمی که از رنج و مرگ خسته‌اند، به رخدادی امید ببندند که ذاتاً با مرگِ گسترده، آوارگی، و فروپاشیِ زندگی روزمره گره خورده است؟ اما اگر این پدیده را صرفاً به «هیجان»، «ناآگاهی» یا «افراط» تقلیل دهیم، دقیقاً مهم‌ترین بخشِ مسئله را از دست می‌دهیم. این پدیده معمولاً علامتِ یک بحران عمیق‌تر است: جامعه به نقطه‌ای می‌رسد که «پایان دادن» از «چگونگی پایان دادن» مهم‌تر می‌شود. در این لحظه، جنگ مثل یک «گزینه سیاسی» در نظر گرفته نمی‌شود؛ بیشتر شبیه یک مداخله‌ی قاطع تصور می‌شود: چیزی که چرخه‌ی فرسایش، تحقیر و سرکوب را یک‌باره قطع کند. از همین رو آنچه این روزها ذهنم را درگیر کرده، این است که: چه سازوکاری جامعه ایران را به نقطه¬ای  رسانده است؛ که «جنگ» از «تداوم وضعیت موجود» قابل‌تحمل‌تر به نظر بیاید؟ پاسخ اول: انسداد افق آینده و فرسایش امکان تغییر در سیاستِ روزمره، جامعه راه‌های مختلفی برای تغییر دارد: کنش مدنی، فشار اجتماعی، اصلاح نهادی، چانه‌زنی، گذار... نسل ما این امکان‌ها را زیسته و امتحان کرده، اما پیوسته با انسداد و بی‌اثری مواجه شده است... و اکنون به لحظه ای رسیده است که «آینده» دیگر به شکل امکان دیده نمی‌شود؛ به شکلِ ادامه‌ی همین امروز تجربه می‌شود. اینجاست که ذهنیت جمعی وارد منطقِ «قطع کردن» می‌شود: اگر تغییرِ تدریجی ممکن نیست، شاید فقط یک گسست قاطع کار کند. در چنین وضعیتی، شوک بیرونی_حتی با هزینه‌ی سنگین جنگ_می‌تواند مثل «دکمه‌ی توقف» در تخیل سیاسی ظاهر شود. پاسخ دوم: ما مهاجران سوگ در سوگیم .... انسداد افق فقط یک مسئله‌ی سیاسی نیست؛ یک مسئله‌ی عاطفی نیز هست. جامعه‌ای که رنج و مرگ را تجربه کرده، برای ادامه‌ی زیستِ جمعی نیاز دارد فقدان‌هایش را ببیند، نام‌گذاری کند، روایت‌پذیر سازد و به رسمیت بشناسد. اما وقتی امکانِ سوگواریِ عمومی، حقیقت‌یابی و دادخواهی مسدود باشد، جامعه مدام از یک سوگ به سوگی دیگر پرتاب می‌شود بی‌آنکه هیچ‌کدام «طی» شوند. در این وضعیت، سوگ نه به خاطره‌ای قابل‌حمل، بلکه به زخمی مزمن تبدیل می‌شود: سوگی که عبور نمی‌کند، قفل می‌شود و به صورت انباشتِ فعال در اکنون باقی می‌ماند. و وقتی سوگِ قفل‌شده در سطح جامعه روایت نشود، به انرژیِ خشم تبدیل می‌شود. پاسخ سوم: جنگ به مثابه دکمه توقف جامعه‌ای که سوگش قفل شده و راهی برای سوگواریِ عمومی و دادخواهی ندارد، به‌تدریج خشمگین می‌شود؛ خشمی که وقتی عدالت دست‌نیافتنی دیده شود، از مطالبه به سمت مجازات فوری و قاطع می‌لغزد. اگر این میل به مجازات با انسداد افقِ تغییر جمع شود، یک خیال سیاسی متولد می‌شود: «جنگ» به مثابه رخدادی که می‌تواند همه‌چیز را یک‌باره قطع کند. در این منطق، جنگ نه فاجعه‌ی انسانی، بلکه «پایان فوری تحقیر، فرسایش و سرکوب طولانی» تصویر می‌شود؛ پاک‌کننده‌ی وضعیتی که گویی راه دیگری برای تمام شدنش نمانده با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔺جنگ واقعی با سریال جومونگ فرق دارد ✍️محمدحسین روانبخش 🔷«استاد گرامی» با حرکات رزمی بزرگ شده است! البته این جوری نبوده که خودش ورزش رزمی انجام داده باشد؛ نخیر! در نوجوانی نیم کیلو تخمه می‌خریده و پای تلویزیون می‌نشسته و فیلم‌های بروسلی را تماشا می‌کرده است. در نهایت هم از حرکات رزمی فقط جیغ زدن را یاد گرفت. 🔷استاد، قدری که بزرگتر شد و فهمید که در زمان نوزادی او بین ایران و عراق جنگ بوده، تصمیم گرفت که از برکات آن جنگ هم بهره‌مند شود. کسانی بودند که سن و سالشان به جنگ ایران عراق می‌خورد و در دهه ۶۰ گهگاه سری به پشت جبهه‌ها می‌زدند و یک آب‌پرتقال صلواتی نوش جان می‌کردند و برمی‌گشتند تهران. آن عزیزان الان جزو مجاهدان بزرگ جنگ هستند و از طرف همه رزمندگان، شهدا و جانبازان حرف می‌زنند. اما استاد گرامی ما ولی وقتی جنگ تمام شد تازه از شیر گرفته شده بود، برای همین نمی‌توانست مثل همکاران سابقه جهاد و شهادت برای خودش دست و پا کند. استاد تشنه یک موقعیت جنگی بود، در سخنرانی‌هایش، در توئیت‌هایش آرزوی جهاد و شهادت داشت اما ... 🔷اما زمانش که رسید، استاد فهمید که کار به این سادگی‌ها هم نیست. استاد تا دلتان بخواهد درباره ایثار و فداکاری حرف زده است اما یک بار نرفت سوریه تا در کنار مدافعان حرم بجنگد. استاد درباره محو اسرائیل خیلی نکته‌های قشنگی گفته است. وقتی هم که فهمید راه غزه بسته است درباره حضور در غزه شعارهای بسیاری داد، اما وقتی راه غزه باز شد استاد ترجیح داد ساکت باشد و ریسک نکند! استاد، تا به حال چند بار اعلام کرده که «آمریکا تمام شد» اما آمریکا دارد در مقابل وعده استاد مقاومت می‌کند! 🔷حالا استاد گرامی با این سابقه درخشان از رزم و ایثار و شهادت و جیغ به سبک بروسلی، در جدیدترین توئیت ارزشمدارانه خود به مردم ایران وعده داده است: «به هیچ وجه نگران جنگ و نتیجه آن نباشید. مردم جهان خصوصا رژیم کودک‌کش اسرائیل و ساکنانش خیلی شیک و مجلسی سورپرایز خواهند شد!» به نظر می‌رسد استاد به تازگی تغییر فاز داده و به جای بروسلی، دائما جومونگ تماشا می‌کند؛ والا این درک از جنگ فقط در حد جومونگ و ارتش گوگوریو است! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

✅۵ دلیل برای اینکه مردم اعتراض می‌کنند ✍️مجتبی لشکربلوکی 🔗فرصت کردم با چند معترض گفتگو کنم (با معترض و نه اغتشاشگر و تخریب‌گر). برخی از آنان «اعتراض اولی» بودند و برخی هم «اعتراض چندمی» و اینک حاصل گفتگو. چرا مردم اعتراض می کنند؟ به ۵ دلیل! ۱) بی افقی: اوایل دهه ۹۰ شمسی یکی از وزرای اسبق برای فرصت مطالعاتی به چین رفته بود (حدود ۱۵ سال پیش) می گفت چینی هایی که دیده بود زندگی نکبت باری داشتند. وضعیت بهداشت و زندگی شان قابل مقایسه با ایران آن‌روز نبود. اما بسیار امیدوار بودند چرا که می دیدند حکومت هر چند وقت یکبار منطقه به منطقه کل ساختمان ها را کف بُــر و تخریب می کرد و ساختمان نو می ساخت و تحویل می داد. مردم در نکبت زندگی می کردند اما چشم انداز روشنی داشتند. چرا که پیش خودشان می گفتند این ماه نه؛ ماه بعدی و امسال نه؛ سال بعدی بالاخره نوبت ما هم می شود. معترضانی که با آنان به گفتگو نشستم هیچ تصویر روشنی از آینده ندارند. (بحران بی افقی جمعی یا بی‌رویایی ملی) شرایط برهه حساس کنونی، باعث شده ما همواره در حال عبور از این بحران برای کسب آمادگی برای بحران بعدی باشیم. «سیاست از این ستون به آن ستون» ۲) نداشتن نماینده: جمع کثیری از مردم احساس می کنند که نماینده واقعی و موثر در حاکمیت ندارند. یعنی نمی‌دانند که چه کسی، منافع، دغدغه، اولویت های آنان را در درون حاکمیت به صورت موثر تا حصول نتیجه پیگیری می‌کند. ۳) نداشتن کانال: در دنیا احزاب، اصناف و تشکل‌ها، محلی برای تجمیع و تلفیق نظرات، گفتگو، رایزنی مردم با حکومت است. ما در ایران مسیر آسانی برای انتقال معطوف به نتیجه نظرات نداریم. اینکه بگوییم مردم حرف هایشان را بزنند دقیقا چگونه؟ و به چه کسی؟ فرض کنید کسی منتقد سیاست فیلترینگ باشد، دقیقا به کجا باید مراجعه کنم؟ منتقد بدون کانال تبدیل می شود به معترض! ۴) تصور جهان‌های موازی: معترضان می گویند ما در ده سال گذشته کمتر گوشت مصرف می کنیم (بر اساس آمار مصرف گوشت قرمز به حدود یک سوم ده سال پیش رسیده) کمتر سفر می رویم، بیشتر قرص اعصاب می خوریم اما مسوولان محترم از پیشرفت و رشد و توسعه صحبت می کنند. انگار که ما در جهان های موازی زندگی می کنیم. ۵) انتخاب «کمتر بدتر» در برابر «خیلی بهتر»: در طول سالیان گذشته هر بار به مردم گفته ایم برای اینکه اوضاع خیلی بد نشود فعلا گزینه «کمتر بدتر» را انتخاب کنیم. اما کسانی هستند (خارج از حکومت) که گزینه خیلی بهتر را نوید می دهند (راست یا دروغ). معترض امروز همان مردمی هستند که دیگر از گزینه «کمتر بدتر» خسته شده و به گزینه «خیلی بهتر» دل بسته. فرمول ساده شده: نارضایتی (دلایل ۱ و ۵) + ناامیدی (دلایل ۲ و ۳ و ۴) = ناآرامی و اعتراضات سازمان نیافته بسیار مهم است بین اعتراضات سازمان‌نیافته و اغتشاشات سازمان‌یافته تفکیک قائل شویم. 🔗در لابه لای این گفتگوها دو نکته توجهم را جلب کرد: ۱) عبور از مراجع ۴ گانه روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت: مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشن‌فکران و افراد شاخص سیاسی. این جمع معترضی که دیدم از همه این ها عبور کرده‌اند. شاید ما وارد جامعه بی‌مرجع شده باشیم. نمی‌دانم! فقط همین قدر می‌دانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شده‌اند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکل‌نایافته نگران‌کننده‌تر هم می‌شود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟ ۲) شکاف ۵۰ ساله روسای قوای سه‌گانه، رئیس مجمع تشخیص و دبیر شورای عالی امنیت ملی همه در دهه هفتم و هشتم زندگی‌شان هستند در حالی که جمع کثیری از معترضان هنوز دهه دوم زندگی شان را کامل نکرده اند. این شکاف سنی ۵۰ ساله باعث می‌شود دیالوگ دشوار شود. تعامل مدیران ارشد متعلق به ۷% بالای هرم سنی (بالای ۶۵ سال) با ۹۳% جامعه زیر ۶۵ سال تعامل آسانی نیست. این معترضان (و نه تخریب گران) همان مردم کوچه و بازار و مدرسه و اداره اند. همان پرستارانی که در کرونا جان‌فشانی کردند. همان دانش آموزانی و ورزشکارانی که در المپیادها و المپیک ها به نام ایران طلا گرفتند. باور دارم اگر همین معترضان پایش بیفتد شانه به شانه نیروهای نظامی و انتظامی مدافع امنیت این سرزمین خواهند بود در برابر اغتشاش‌گران و تخریب‌گران و مزدوران. اما اگر همان ۵ دلیل بالا باقی بماند با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانه‌ای می توان شعله‌های آتش را مهار کرد اما با آتشِ زیرِ خاکستر چه می کنیم؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

اجازه دهید بعنوان اولین پست پس از ۱۶ روز قطعی اینترنت تسلیت صمیمانه خود را به تمام داغداران و مردم ایران از آنچه در این روزها
اجازه دهید بعنوان اولین پست پس از ۱۶ روز قطعی اینترنت تسلیت صمیمانه خود را به تمام داغداران و مردم ایران از آنچه در این روزها گذشت تقدیم کنیم بعید می دانم کسی در پهنای این کشور ۹۰ میلیون نفری از هر سلیقه و طرز تفکری مخالف این حقیقت باشد که جرقه اصلی و ابتدایی آنچه حادث شد «بحران اقتصادی» بود و گسترش آتش آن دامان کل کشور را گرفت، سیاست و جامعه را در هم نوردید، تا جایی که به فاجعه ای تاریخی منجر شد کافی است در خلوت خودمان و با خودمان صادق و منصف باشیم و بپرسیم اگر شرایط اقتصادی بسامان بود چقدر امکان ظهور و بروز چنین واقعه ای محتمل بود آنچه شاهدش هستیم تاییدی است برآنکه تا زمانیکه اقتصاد، اولویت هر سبکی از حکمرانی نباشد لاجرم به مرحله ای خواهد رسید که هر روز و هر ماه در انتظار وقوع چنین رخدادهای فاجعه آمیزی است و تاییدی است بر این حقیقت که تفکیک اقتصاد از سیاست می تواند چه تبعات جبران ناپذیری برای یک کشور داشته باشد/#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

♦️صنوف خشمگین ✍️حسین عبده تبریزی سخن از حدود سه میلیون واحد صنفی است که اگر خانواده‌هایشان را هم در نظر بگیریم، دست‌کم ده میلیون نفر را در بر می‌گیرد؛ جمعیتی هم‌سنگ یک طبقه‌ی اجتماعی بزرگ. فرض رایج این بوده که «بازار» همواره برخوردار، مقاوم و لبالب از ذخایر مالی است؛ گویی همه‌ی مغازه‌داران، وارث سرمایه‌های انباشته و شبکه‌های حمایتی‌اند. اما واقعیت امروز چیز دیگری است. اکثریت قاطع این واحدها (به‌جرأت می‌توان گفت بیش از نود درصد) درگیر تأمین حداقل‌های زندگی‌اند. درآمدشان حداکثر اجاره و دستمزدشان را پوشش می‌دهد. فرش‌فروشی در قلب بازار تاریخی تبریز، سه سال پیش در گوشم آرام گفت: «امسال تا الان دو تخته قالیچه فروخته‌ام.» نیمه‌های سال بود. نه یک استثنا، بلکه نمادی از رکودی فراگیر بود و هست؛ رکودی که نه به یک شهر محدود است و نه به یک صنف خاص. افزایش بی‌رویه‌ی واحدهای صنفی (محل درآمد شهرداری‌ها) طی چند دهه، رقابت فرساینده، گسترش زنجیره‌ای‌ها، هایپرمارکت‌ها، مال‌ها و در نهایت فضای مجازی، حاشیه‌ی سود واحدهای کوچک را عملاً بلعیده است. مغازه‌ای که زمانی نقطه‌ی اتکای معیشت یک خانواده بود، امروز اغلب به محلی برای انتظار، بدهی و فرسودگی روانی تبدیل شده است. بسیاری از این فعالان صنفی اکنون درآمدی کمتر از یک کارگر ماهر صنعتی در شرکتی متوسط دارند، بی‌آنکه از امنیت شغلی، بیمه‌ی واقعی یا افق روشن آینده برخوردار باشند. در این میان، کاهش درآمدهای نفتی و افت توان دولت در تزریق منابع، فشار را مضاعف کرده است. صنوفی که در دهه‌های گذشته به‌طور غیرمستقیم از رونق عمومی اقتصاد و گردش پول بهره‌مند می‌شدند، امروز در حاشیه‌ای ایستاده‌اند که نه دیده می‌شود و نه شنیده. طبیعی است که چنین وضعیتی به نارضایتی منجر شود؛ و تصادفی نیست که در سال‌های اخیر، هر جا که «بازار» تلقی شده، نشانه‌هایی از اعتراض و ناآرامی دیده‌ایم. امروز ۱۶ دی، در تهران تقریباً هر جا نام بازار داشت، صدای معترض از آن شنیده می‌شد. نکته‌ی مهم‌تر، دگرگونی هویتی این طبقه است. دیگر نمی‌توان بازار امروز را با بازار دهه‌ی پنجاه شمسی یکی دانست؛ نه از نظر اقتصادی، نه اجتماعی و نه حتی از حیث باورها و پیوندهای سیاسی. این قشر، بیش از آنکه حامل یک سنت ایدئولوژیک باشد، حامل اضطراب معیشت است. وقتی دخل‌وخرج با هم نمی‌خواند، خاطره‌ی تاریخی و وفاداری نمادین جای خود را به مطالبه‌ی زیست روزمره می‌دهد. با این همه، در تحلیل‌های کلان و تصمیمات سیاستی، این گروه بزرگ اجتماعی اغلب غایب است. نه در طراحی سیاست‌های حمایتی جای روشنی دارد، نه در اصلاحات مالیاتی و نه در برنامه‌های گذار اقتصادی. نماینده‌های صنوف نیز با شفافیت کامل انتخاب نشده‌اند. گویی میان «دولت و کارگر» و «دولت و بنگاه حقوقی متوسط و بزرگ»، این لایه‌ی وسیعِ میانی از نظرها محو شده است. غفلت از این واقعیت، صرفاً یک خطای تحلیلی نیست؛ خطری است برای ثبات اجتماعی. متأسفانه اقتصادی که طبقه‌ی صنفی‌اش فرسوده و بی‌پناه شده، هزینه‌ی آن را در خیابان، در اعتماد عمومی و در سرمایه‌ی اجتماعی دارد می‌پردازد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

‏سرمایه گذاری ایران در ونزوئلا ۱ _ ساخت ۱۸ بیمارستان ۲_ دو کارخانه مونتاژ ایران خودرو ۳_ یک کارخانه ساخت خودرو سایپا ۴_ ساخت و احداث ۳۹ هزار واحد مسکونی ۶_ ساخت دو کارخانه تولید پهپاد ۷ _ ساخت یک کارخانه تولید موشک ۸_ احداث ۱۸۰۰ کیلومتر اتوبان و جاده ۹_ ساخت دو کارخانه ‏بزرگ تولید ورق و آهن‌آلات ۱۰_ احداث ۳۰ مجتمع فرهنگی( برای تبلیغ اسلام) ۱۱_ ساخت ۲۰ سایت تولید آب شیرین ۱۲ _ احداث و تجهیز شرکت‌های حفاری و استخراج نفت . منبع یورو نیوز با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

ونزوئلا برای آمریکا، مادر چاوز برای ما! محمدحسین روانبخش اینکه بهانه حمله آمریکا به ونزوئلا چه بوده خیلی برای کسی مهم نیست. این هم که چطور میشه ظرف چهار پنج ساعت به یک کشور حمله کرد و رئیس‌جمهورش رو کت بسته گرفت و برد، خنده‌دار و تعجب‌برانگیزه اما آن هم چندان مهم نیست! آن چیزی که مهم است این است که دونالد ترامپ خیلی شیک و رسمی اعلام کرده که تا اطلاع ثانوی اختیار ونزوئلا در دست آمریکاست؛ یعنی نفت ونزوئلا شد برای آمریکا‌... شاید بگویید خیلی مهم نیست! بعضی کشورها نفت‌شان را با تخفیفی می‌فروشند و به جای پولش جنس چینی می‌گیرند، گاهی هم ۷ میلیارد دلار پول نفت‌شان سال‌هاست که دست به دست می‌چرخد و به آن‌ها نمی‌رسد، یک قسمت نفتی هم که فروخته‌اند در جیب برادرانی مثل ب.ز می‌رود و به مردم چیزی نمی‌رسد... خوب خیلی فرقی ندارد که نفت را مستقیم آمریکا ببرد یا تکه تکه دیگران ببرند. این حرف البته درست است اما بهرحال ایران در ونزوئلا کم سرمایه گذاری نکرده، حالا نه فقط خبری از بازگشت آن‌ها نیست، که نفت ونزوئلا می‌تواند چنان بازار نفت را تغییر دهد که کشور عزیزمان دوبله سوبله زیان کند! چه می‌شود کرد؟! حالا که نه نفت ونزوئلا کمکی به ما می‌کند، نه آنچه در ونزوئلا سرمایه‌گذاری شده برمی‌گردد، نه نیکلاس مادورویی هست که هندوانه زیربغلمان بگذارد تا حداقل کمی خوش‌خوشانمان شود، نمی‌شود درخواست کنیم لااقل مادر هوگو چاوز را برایمان بفرستند تا یک چیزی گیرمان آمده باشد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✅ نیکٌلای کوچک! ✍️ حامد پاک طینت نیکٌلای کوچک در خانواده کارگری به دنیا آمد. پدرش رهبر اتحادیه کارگری و فعال چپ بود. نیکلا در مدرسه ای در محله پایین شهر، رئیس انجمن دانش آموزی شد، هرچند هرگز موفق به اتمام دوره دبیرستان نشد. او در ۲۴ سالگی به همراه دیگر فعالان چپ گرا به هاوانا رفت تا بصورت مخفی در مدرسه "ملا" که یک مرکز اموزشی ایدوئولوژیک و سیاسی تحت نظر اتحادیه جوانان کمونیست کوبا بود و برای تربیت کادر و رهبران و فعالان سیاسی طراحی شده بود تعلیم ببیند. در این دوره یک ساله با نگرش لنین، مارکس، سوسیالیسم، کمونیسم ، نگرشهای ضد آمریکایی و آشنایی با انقلابها و مبارزات ضدامپریالیستی آشنا شد و تحت نظر عضو ارشد حزب کمونیست کوبا و نزدیک به فیدل کاسترو تربیت شد و او را به یکی از نزدیکترین افراد رژیم کاسترو و برادرانش تبدیل کرد پس از دوره که به وطن برگشت شغل رانندگی اتوبوس را انتخاب کرد و خیلی سریع با توجه به ویژگیهای شخصیتی رئیس اتحادیه رانندگان اتوبوس شد و یکی از فعالان اصلی کمپین آزادی سرهنگ چاوز در دوره کودتای او شد تا جایی که دو سال بعد بعنوان نماینده مجلس و شش سال بعد رئیس مجلس و یار غار چاوز شد و نقش کلیدی در تصویب قوانین سوسیالیتی و نیمه کمونیستی کشور ایفا کرد و با ارتباطات بسیار نزدیکی که با چاوز داشت ابتدا بعنوان وزیر خارجه و سپس معاون او انتخاب و با درگذشت چاوز سکان رهبری ونزوئلا را بدست گرفت. موضع گیریهای ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری او که نشات گرفته از تعلیمات ایدئولوژیک فیدل کاسترویی او و ادامه موضوع گیریهای چاوز بود، کشور را در فشار تحریمهای غرب و انزوا فرو برد و مملکتی که بزرگترین ثروت و ذخایر نفت دنیا را داشت به خاک سیاه نشست. چاههای نفتی که در دوره چاوز بر سر سفره حلقه وفاداران بود خشک شد و نیکلا چاره ای نداشت که برای حفظ یاران و وفاداران و هم فکرانش جای نفت، اسکناس را انتخاب کند. سبک حکمرانی اقتصادی او بر همین مبنا تولید ناخالص ملی را از ۴۶۰ میلیارد دلار به ۱۰۰ میلیارد دلار یعنی ۷۵% سقوط کشاند و تورمهای دو رقمی تبدیل به سه رقمی و در سال ۲۰۱۸ به ۶۳.۰۰۰ درصد رسید. دستمزد ماهانه به حدود ۱ دلار رسید در حالیکه یارانه های دولتی معادل ۱۲۰ دلار برای مردم ناکافی و غیر قابل دوام بود ۸ میلیون از ۳۰ میلیون نفر جمعیت کشور از این جهنم فرار و مهاجرت کردند و ۸۰% باقیمانده در فقر مطلق سوختند تا جایی که خرید و فروش غذاهای فاسد در بازارها ترویج پیدا کرد. نیکلا حتی بر مبنای اصول ایدئولوژیکش جلوی کمکهای بین المللی برای مردم را گرفت و آنرا سیاهنمایی دشمن نامید. جای آن ارز ترجیحی را رواج و کنترل قیمت و بازار سیاه ارز را دستور کار قرار داد. دستور توزیع غذای یارانه ای بین مردم صادر کرد که منجر به ایجاد یک شبکه فساد بین یارانش شد و تنها ۱۴% از آن بدست مردم رسید. در زمان او ۱۱ میلیارد دلار از دلارهای شرکتهای نفتی ناپدید و ۲۳ میلیارد دلار به حساب همفکران سوسیالیستش در بانکهای خارج رفت، واردات شیر خشک با ارز ترجیحی از این سو و قاچاق شیر خشک به خارج با دلار آزاد از آنسو تبدیل به کسب و کار اطرافیان شد آنهم در فضایی که ۳۰% از نوزادان تلف می شدند، انتقال پول تبدیل به بیزنس یاران شد و افشای ۴۰ شرکت زیرپوستی و مخفی توسط او در اروپا بخصوص در بلغارستان آبرویی برای او در جهان نگذاشت و در نهایت، تقلب او در انتخابات برای حفظ قدرت در سومین دوره ریاست جمهوری تیر خلاص او در مشروعیت زمامداری بود تاریخ در مورد نیکلاس مادورو با اعداد و با شواهد قضاوت خواهد کرد. هر چند در تمام دوره زندگی حرفه ای با مشتهای گره کرده و با تفکرات ایدوئولوژیک و ژستهای منحصر به فرد در عین علاقه اش به موزیک راک برای خود اسم و رسم و طرفدارانی پیدا کرد اما تفکر و عملکردش منجر به فروپاشی اقتصادی و انسانی، سرکوب، نقض حقوق بشر، اتهامات جنایی‌ و‌ بعنوان یکی از سیاهترین دوران تاریخی کشور ثروتمند ونزوئلا شد نسل کودکان و نوجوانان در دوره زمامداری نیکلا عجین با کمبود غذا، دارو، آموزش، امنیت و نسل جوانان و میانسالان در دوره او عجین با مهاجرت، رها کردن تحصیل و شغل بود. نام او در تاریخ به عنوان مسئول سوزاندن دو نسل از جمیعت ونزوئلا ماندگار خواهد ماند. به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید 📌@Iran_economy_online و اینجا در اینستاگرام 📌Paktinat.Hamed

پشت پرده جنگ ونزوئلا: معامله بزرگ ژئوپلیتیک یدالله کریمی پور ​در تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، فرضیه معامله بین واشینگتن و مسکو بر پایه یک «تبادل منطقه‌ای» استوار است. این معامله نه بر اساس دوستی، بلکه بر پایه اولویت‌بندی منافع ملی تعریف می‌شود. ​برای روسیه، کنترل بر اوکراین یا دسنکم بی‌طرف کردن آن، ضرورت امنیتی-حیاتی، برای حفظ عمق استراتژیک در برابر ناتو است. در برابر، دولت ترامپ تداوم جنگ را یک فرسایش مالی می‌بیند که تمرکز آمریکا را از رقابت اصلی (چین) منحرف می‌کند. آمریکا با پذیرش غیررسمی حاکمیت روسیه بر مناطق خاوری اوکراین و توقف پشتیبانی تسلیحاتی کلان، مسیر پایان جنگ را هموار می‌کند. پوتین در ازای این «سکوت» آمریکا، باید در پرونده‌های دیگر امتیازاتی واگذار کند. ​ونزوئلا برای آمریکا اهمیت «ژئواکونومیک» دارد. نفوذ روسیه و چین در کاراکاس، دکترین سنتی امنیت آمریکا در نیمکره غربی را به چالش کشیده است. روسیه از حمایت‌های لجستیکی، اطلاعاتی و مالی که ضامن بقای دولت مادورو است، دست می‌کشد. این عقب‌نشینی به معنای سقوط ناگهانی نیست، بلکه به معنای باز گذاشتن دست آمریکا برای اعمال فشار نهایی جهت تغییر ساختار قدرت در کاراکاس است. روسیه با این اقدام، یکی از ابزارهای فشار خود بر واشینگتن را در ازای تثبیت مرزهای اروپایی‌اش فدا می‌کند. ​دستیابی به این توافق با سه چالش ساختاری روبروست که مانع از اجرای کامل آن می‌شود: ​۱. پوتین نمی‌تواند ونزوئلا را به طور کامل واگذار کند، زیرا بخش بزرگی از زیرساخت‌های انرژی این کشور در اختیار چین است. ضربه به منافع چین در ونزوئلا می‌تواند رابطه استراتژیک مسکو-پکن را تخریب کند. ​۲.  ساختار قدرت در آمریکا (کنگره و نهادهای اطلاعاتی) با هرگونه معامله‌ای که منجر به پیروزی قطعی روسیه در اوکراین شود، مخالفت جدی خواهند کرد. ۳.هیچ تضمین حقوقی وجود ندارد که پس از عقب‌نشینی روسیه از ونزوئلا، آمریکا دوباره تحریم‌ها بر سر اوکراین را تشدید نکند. ​لب کلام ​احتمال وقوع یک معامله صریح و مکتوب ضعیف است. آنچه محتمل به نظر می‌رسد، یک «تفاهم ضمنی بر سر عدم مداخله» است؛ به این معنا که طرفین در مناطق حیاتی یکدیگر (اوکراین برای روسیه و ونزوئلا برای آمریکا) از ایجاد چالش‌های جدید خودداری کنند تا هزینه‌های مدیریتی خود را کاهش دهند. توافقی موقت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

نخستین کنگره بین المللی مدیریت سرمایه گذاری در توسعه املاک و حوزه ساخت✨ ✅تحلیل شرایط اقتصادی، سیاسی و وضعیت بازار مسکن و پروژه های ساختمانی در سال ۱۴۰۵. ✅معتبرترین رویداد حوزه سرمایه گذاری و توسعه گری در صنعت ساختمان با حضور برجسته ترین صاحب نظران و فعالان صنعت ساختمان کشور. ✅فرصت عقد قرارداد اجرایی با توسعه گران و سازندگان در پروژه های هلدینگ‌بارادکاما. ✅فرصت معرفی و همکاری برای تامین کنندگان و تولید کنندگان متریال و مصالح ساختمانی. ✅ارایه روش جدید سرمایه گذاری و تامین مالی بر مبنای ضمانت جایگزین نقدینگی. 🗓۳۰دی و اوّل بهمن ماه ۱۴۰۴ 📌مرکز همایش های بین المللی سازمان کشتیرانی ایران ✅(نظر به استقبال علاقمندان از اقصی نقاط کشور، امکان حضور آن لاین در این کنگره مهیا گردید) 🌐لینک ثبت نام: Congress.Baradkama.com 🔰تخفیف ثبت نام تا ۲۰دیماه 🔰ظرفیت ثبت نام و حضور در کنگره محدود میباشد. @Baradkama

#تبلیغات

نان و نان خانوادگی "مردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را می دانی؟ دیوانه گفت: نام اعظم خدا، نان است اما این را جایی نمی توان گفت، مرد گفت: نادان! شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا، نان است؟ دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم؛ از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه ی اتحادمردم نان است." به وضعیت از هم گسیخته و فروپاشی اجتماعی نزدیک شده ایم، سیاست ها و مدیریت های سالیان پس از انقلاب و تأکید و اصرار بر نگاه ایدئولوژیک و تحمیل در سبک خاصی از زندگی که به پنداشت برخی محافل خاص و خاصه دیدگاه طایفه متوهم پایداری و دیدگاه های شیخ اعظم آنان و نیز سیاست خارجی تنش‌زا که در تصور مدیریت جهانی بوده اند کار را به جایی رسانده که اکنون بسیاری از مردم معطل یک لقمه نان حلال اند. انگار دیگر کسی به نام خود و شجره و شهرت و نام خانودگی اش کاری ندارد، هرکه نان دارد، نام دارد، لذا همه بدنبال نان می دوند، راه رسیدن به نان هم به این سادگی ها نیست؛ یا باید دیگران را بفروشی و یا خود را بفروشی؛ کار از فروش طلا و جواهر و برداشت از حساب شخصی و اندوخته های مادی گذشته، گویی فروش کلیه و اندام بدن هم دیگر کفاف نمی دهد...عِرض و آبرو و اندوخته های معنوی و نام را در معرض فروش می گذارند تا نانی به کف آرند. ازدیاد فساد و فحشا و خودکشی و خودفروشی، طلاق و بیکاری، دزدی و اختلاس و ..... از نداشتن نان است، از فقر و فقر مطلق است، ملتی که زیر بار فقر کمرش خم شده است، پریشان از غم نان است؛ تاریخ و فرهنگ و هویت خود را مسکوت می گذارد، رفتار اجتماعی اش عوض می شود، در اندیشه حقوق فردی هم نیست؛ چه برسد به هسته ای!!! نان می خواهد. اول باید از این فقر عبور کرد، نانی باشد تا شکم های خالی پر شود تا بعد تن های عریان پوشانده شود، تا بعد هسته ای حق مسلم شود؛ فعلاً نان حق مسلم ماست!!! خطاهای مکرر تصمیم گیران اصلی و پشت پرده در پدید آمدن این وضعیت محرز است؛ ربطی به دولت ها هم ندارد، هر رئیس جمهوری آمده است وضع همین بوده و بدتر از دیروز شده است، پرداختن به دولت ها و چه کسی رئیس جمهور است و از او مطالبه کردن همه آنچه که باید نیست، اساس از جایی دیگر و سیاست های دیگری است، ورشکستگی در بخش هایی از نهادهای اقتصادی و بانک ها و بی ارزش شدن پول ملی را می بایست در نوعی از نگاه و سیاست گذاری جستجو کرد که دولت ها را از اثر انداخته و برای دولت های مستقر تعیین تکلیف می کند، به رای مردم و اکثریت هم بی توجه است، بی دولتی از همین جا ناشی می شود؛ در کدامین دوره از دولت های گذشته تا اکنون، دولت به معنای واقعی وجود داشته، در همه دوره ها با بی دولتی روبرو بوده ایم، نظام حکومت داری و حکمرانی مشکل آفرین است و باید تغییر در رویکرد حکمرانی ایجاد شود، به اهمیت رای مردم و رای اکثریت دقت گردد و دولت اثرگذار و برنامه محور و توسعه گرا تعریف شود. نان نداشتن یعنی همان فقر از نوع حکمرانی ایدئولوژیک است، با دهه های مذهبی و سوراخ کردن تاریخ و هر روز را به نامی مذهبی تزیین دادن، نانی حاصل نمی شود، مداح پرورش می دهد و چاپلوس، گدا پرورش می دهد و نان را از سفره مردم به یغما می برد، نان که نباشد، خدا هم ابزار می شود، نام و نام خانوادگی هم به فراموشی سپرده می شود.....اول نان و نان خانوادگی ....... که نان اسم اعظم خداوند است. سائلی پرسید از آن شوریده حال/ گفت اگر نام مهین ذوالجلال/ می‌شناسی بازگوی ای مرد نیک/ گفت نان است این بنتوان گفت لیک/ مرد گفتش احمقی و بی‌قرار/ کِی بوَد نام مهین نان، شرم دار/ گفت در قحط نشابور ای عجب/ می‌گذشتم گرسنه چل روز و شب/ نه شنودم هیچ جا بانگ نماز/ نه دری بر هیچ مسجد بود باز/ من بدانستم که نان نام مهینست/ نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست/ از پی نان نیستت چون سگ قرار/ حق چو رزقت می‌دهد تو حق گزار/ حق چو رزقت داد و کارت کرد راست/ تو بخور وز کس مپرس این از کجاست با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

دقایق پایانی یک بازی فرسایشی یدالله کریمی پور به نظر می‌رسد بازی حکومت با رقبایش (خارجی- داخلی) به دقایق ۷۵ تا ۸۰ رسیده است؛ جایی که فرسودگی بر استراتژی غلبه می‌کند.چرا؟ ​۱. ابتکار عمل جای خود را به واکنش‌های انفعالی داده است. ۲. بازی دفاعی و مبتنی بر «خرید زمان» شده است. ۳. سرمایه اجتماعی به عنوان سوخت اصلی تیم، رو به پایان است. ۴. تماشاگران دیگر تشویق نمی‌کنند؛ بخشی ناامید و بخشی منتظر سوت پایان‌اند. ۵. تیم گل خورده، ولی هنوز به بازی ادامه می دهد. ۶. نظام بین‌الملل هنوز سوت پایان را نزده، ولی ورود به «وقت‌های تلف‌شده» قطعی است. ۷. احتمال دریافت گل‌های بیشتر یا تساویِ حداقلی وجود دارد،‌ ولی توانِ یک «بازگشت پرقدرت» و پیروزی بزرگ دیگر در حافظه این تیم نیست. ​سرنوشت ایران دیگر در آغاز نیمه دوم رقم نمی‌خورد؛ همه چیز به اتفاقات غیرقابل‌پیش‌بینی در دقایق پایانی و وقت‌های اضافه گره خورده است. ایا در این دقایق آخر، احتمال تعویض طلایی یا تغییر تاکتیک ناگهانی هست؟ یا نیمکت ذخیره ها خالی مانده است؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

چرا خائنین به بیت‌المال فکر می کنند زرنگند؟ 🔸همه آه و ناله می کنیم که دخل و خرج خانواده جور در نمی آید.یکی از دوستان کار پخش مواد غذائی انجام می دهد.ساعت پنج صبح بیدار می شود و به سمت شرکت حرکت می‌کند.خلاصه تا ساعت دو بعد از ظهر کار توزیع چهل فاکتور را انجام می‌دهد. تا به منزل برسد ساعت چهار است نهار خورده یا نخورده به شیفت دوم کاری که نگهبانی پارک است مشغول می شود.نه حال و حوصله خود را دارد و نه حال و حوصله بگو و بخند با زن و بچه را.آخر شب شام خورده و نخورده خوابش می برد و این زندگی تأسف بار ادامه دارد.همیشه از خود و دیگر دوستان می پرسد چرا هشتش گرو نه است با اینکه دو شیفت کار می‌کند؟به راستی چرا همه ما اینگونه هستیم؟ جوابش آسان است دزدی توسط چنبره زدگان بر بیت المال،با نام محترمانه اختلاس. 🔹اگر مصداقی سخن بگوئیم تنها دو فقره فساد برای کشور طی چند سال گذشته حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان آب خورده است.مورد اول فساد خیره‌کننده مالک برند چای دبش است. فقط همین یک واردکننده ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار ارز یارانه‌ای نیما گرفت تا در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ چای وارد کند.چقدر پول برای ‏واردات چای لازم است؟! سالانه حدود ۲۴۰ میلیون دلار.در واقع این وارد کننده معادل ۱۴ سال واردات چای،دلار ارزان گرفته است.میانگین قیمت تمام شده هر کیلوگرم چای خارجی بنا به اعلام سندیکای کارخانه های چای شمال کشور به شرق، حدود ۳/۵ دلار است و چای دبش هر کیلوگرم چای را پای مردم ‏بالای ۲۰ دلار حساب کرده است. 🔸این وارد کننده بنا به گزارش سندیکای کارخانه های چای شمال کشور، ۵۰ درصد واردات چای کشور را به تنهائی انجام می‌داده است و بنا به اعلام اتحادیه بنکداران مواد غذائی «واردات انحصاری توسط یک فرد خاص»در مقاطعی باعث شده بود که عرضه چای به بازار کم شود و قیمت‌ ‏چای خارجی ۱/۲ برابر شود.حالا ۱۴۰۰ چقدر چای وارد شده بود؟ حدود ۱۱۰ هزار تن که دو برابر نیاز کشور بوده است. در واقع هم چای به صورت بی رویه وارد شده بود هم وارد کننده دلار ارزان گرفته بود اما نتیجه اینکه قیمت چای را ۶ برابر قیمت جهانی پای مصرف‌ کننده حساب کرده بود و از آن طرف هم ‏با احتکار،چای را گران کرده‌ بود. 🔹 غیر از احتکار به کشاورز چایکار هم با واردات بی‌ رویه خسارت هنگفت رسید. ماجرای موسسه مالی و اعتباری نور را شنیدید که بنا به گزارش روزنامه فرهیختگان وکیل مؤسسه نور گفته است که بانک مرکزی در ۲۸ تیر ۱۴۰۰ در نامه‌ای اعلام کرده بود که بر اثر اقدامات زیان بار این مؤسسه در سال‌ های ۹۷ و ۹۸ تورمی معادل ۸/۲ درصد ایجاد‌ شده بود ‏و در واقع هزینه آن را عموم مردم ایران پرداخته‌اند و حالا این مؤسسه با ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک به شدت زیان ده ملی تحمیل شده است و کارشناسان بانکی می‌گویند احتمالاً این زیان هم در نهایت با تورم از جیب مردم پرداخت می‌شود.خائنین به بیت‌المال نه تنها زرنگ نیستند بلکه ننگ خیانت،تا نسل ها بر پیشانی آنان حک می شود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✨نخستین کنگره بین المللی مدیریت سرمایه گذاری در توسعه املاک و حوزه ساخت✨ ✅تحلیل شرایط اقتصادی، سیاسی و وضعیت بازار مسکن و پرو
نخستین کنگره بین المللی مدیریت سرمایه گذاری در توسعه املاک و حوزه ساخت✨ ✅تحلیل شرایط اقتصادی، سیاسی و وضعیت بازار مسکن و پروژه های ساختمانی در سال ۱۴۰۵. ✅معتبرترین رویداد حوزه سرمایه گذاری و توسعه گری در صنعت ساختمان با حضور برجسته ترین صاحب نظران و فعالان صنعت ساختمان کشور. ✅فرصت عقد قرارداد اجرایی با توسعه گران و سازندگان در پروژه های هلدینگ‌بارادکاما. ✅فرصت معرفی و همکاری برای تامین کنندگان و تولید کنندگان متریال و مصالح ساختمانی. ✅ارایه روش جدید سرمایه گذاری و تامین مالی بر مبنای ضمانت جایگزین نقدینگی. 🗓۳۰دیماه ۱۴۰۴ 🌐لینک ثبت نام: Congress.Baradkama.com 🔰تخفیف ثبت نام تا ۲۰دیماه 🔰ظرفیت ثبت نام و حضور در کنگره محدود میباشد. @Baradkama

#تبلیغات

این جرقه اعتصابات و خیزش تهی‌دستان خواهد بود حمید_آصفی ✍️ در شمال تهران صف‌های طولانی خودروهای میلیاردی برای خرید «بنزین سوپرِ وارداتی ۸۰ هزار تومانی» دیده شد، آن‌هم در کشوری که کارگر برای پر کردن باک ۵۰ هزار تومانی شرمنده خانواده‌اش می‌شود. حالا پورشه‌سوار با یک باک ۶۵ لیتری بیش از پنج میلیون و دویست هزار تومان بنزین می‌ریزد و ۲۵۰ هزار تومان هم حق خدمات می‌دهد، یعنی سوخت دیگر کالای عمومی نیست، نشان اشرافیت است. برای تهیدست سهمیه است، برای ثروتمند لذت. این تصویر خلاصه ۴۶ سال حکمرانی است، شکاف نه‌تنها عمیق شده، بلکه قانون‌گذاری شده. عدالت تبدیل شده به تبعیض سازمان‌یافته. ✍️ سیاست سه‌نرخی نه عقلانیت اقتصادی است، نه مدیریت مصرف، توزیع رسمی تحقیر اجتماعی است. وقتی دانشجو کرایه اتوبوس را حساب می‌کند تا بداند می‌تواند ناهار بخرد یا نه، وقتی معلم مسافرکشی می‌کند تا اجاره خانه را بدهد، وقتی کارگر برای رفت‌وآمد میان کار و تحقیر یکی را باید انتخاب کند، اما همان روز کسی با خنده باک ۸۰هزاری پر می‌کند، این فقط اختلاف طبقاتی نیست، فاصله بهشت و جهنم است. سوخت برای فقرا اکسیژن حیات است، برای طبقه نوکیسه دود تفریح. این اقتصاد نیست، چرخش خون به سمت اقلیت و خفگی اکثریت است. ✍️ همین‌جاست که می‌توان مارکس را دوباره خواند، آن‌جا که می‌گوید «سرمایه، دیوار می‌سازد و فقر را بیرون می‌گذارد اما فقر روزی دیوار را پس می‌زند». امروز شکاف طبقاتی ایران دقیقا همان انباشت سرمایه در بالا و انباشت خشم در پایین است، قانون نانوشته‌ای که هیچ حکومت رانتی از آن در امان نمانده. گرامشی هشدار می‌داد هنگامی که طبقه‌ی حاکم توانِ رهبری اخلاقی و اقتصادی خود را از دست می‌دهد، «لحظه بحران هژمونی» آغاز می‌شود، جایی که مردم دیگر نه باور می‌کنند و نه تحمل. ایران در آستانه همین نقطه است. ✍️ جمهوری اسلامی ۴۶ سال است فقر می‌کارد و رانت برداشت می‌کند. ستون جامعه، طبقه متوسط، زیر آوار تورم و سقوط ریال شکسته شده و پایین می‌افتد. آنچه باقی مانده تضادی است که دیر یا زود سرریز خواهد کرد. خیزش حاشیه‌نشینان یعنی وقتی نان گران‌تر از خشم شود. تاریخ نشان داده هیچ حکومتی با صف نان دوام طولانی نمی‌کند. وقتی فاصله از رفاه تا گرسنگی به فاصله قیمت بنزین تبدیل شود، خیابان دفتر اقتصاد خواهد شد. ✍️ مسئله تنها بنزین نیست، سفره است، نان است، کرامت انسان است. امروز بنزین سه‌نرخی است، فردا آب چهار نرخی می‌شود، برق امتیازی، هوا طبقه‌بندی. این کشور نفت‌خیز حالا سوخت را به ابزار گزینش طبقاتی تبدیل کرده است. حکومت خیال می‌کند مردم با صف‌ها سازگار می‌شوند، اما جامعه وقتی به نقطه بی‌برگشت رسد، اعتراض نه احتمال بلکه قانون طبیعت است. اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان و خیزش تهی‌دستان دیر نیست، فقط موعدش مانده. ✍️ این تصاویر باید در قاب موزه ثبت شود، به‌عنوان سند شکست یک مدل حکمرانی. نظامی که روزی فریاد می‌زد «مستضعفان وارث زمین‌اند»، اکنون آنان را به ارزان‌سواری فرستاده و ارث زمین را به پورشه‌ها داده است. وقتی حکومت فقیر را دعوت به صبر می‌کند اما برای ثروتمند صف ویژه می‌کشد، یعنی قیچی‌ای ساخته که خودش طنابش را می‌برد. فشار اقتصادی همیشه خاموش نمی‌ماند، فقر تظاهرات نمی‌کند، انفجار می‌کند. ✍️ اگر حکومت راهی جز فشار، تحقیر و چندنرخی‌کردن زندگی نشناسد، در آینده نزدیک به خیابان منتقل می‌شود. مردم نان می‌خواهند نه نسخه. سفره می‌خواهند نه شعار. و هیچ قدرتی در جهان مقابل سفره‌های خالی پایدار نمانده است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o