روانشناسی-احساس خوب
رفتن به کانال در Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
نمایش بیشتر577
مشترکین
-724 ساعت
-587 روز
+15030 روز
آرشیو پست ها
باسلام واحترام
💡آلکسی تایمیا چیست؟
🔸 زن نگران شوهرشه؛ اما موقعی که دیر میاد، طوری با او حرف میزند انگار که خونه زن دیگه اش بوده!
🔸 مرد نگران بیش از حد کار کردن خانمشه؛ اما موقعی که میاد خونه طوری برخورد می کنه که خستگی تو تنش می مونه!
👈️ روانشناسان به این حالات *آلکسی تایمیا* یعنی : " فقر کلمات در بیان احساسات" یا " کمبود کلمات در ابراز احساسات" می گویند.
🔹️ آلکسی تایمیا alexithymia یا نارسایی هیجانی، نوعی ساختار شخصیتی است که مشخصه اصلی آن، ناتوانی در تشخیص و تحویل احساسات خود به دیگران است.
🔸 در فرهنگ ما این مریضی یک رسم شده، ولی ناپسند است که: احساساتت را پنهان کن و نشان نده. و در جواب تعجب ما می گویند: لوس می شود....
🔸 از یک طرف در خلوت ، دل مان برای این و آن میسوزد و تنگ میشود، از طرفی وقتی به هم میرسیم انگار لال مونی گرفته ایم. انگار یک نیروی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهان مان را می بندد تا مبادا چیزی در مورد دل تنگیمان بگوییم !
🔸 آن قدر در بیان احساسات مان ، آلکسی تایمیک ( فقیر در بیان احساسات و ابراز علاقه)، هستیم که صبر میکنیم تا وقتی عزیزی از دست رفت، آن وقت برایش شعر بگوییم و نوحه بخوانیم.
☝ باید این سکوت خطرناک و طولانی را بشکنیم.
🔸باید پدر به فرزندش بگوید که چقدر دوستش دارد.
باید فرزند، دست پدر و مادر را بگیرد و با هم قدم بزنند و شوخی کنند و بخندند. و ... بخندند.
🔸 باید مادر فرزندش را به یک شام دونفره در خانه یا جای دیگری دعوت کند.
🔸 زن باید به همسرش بگوید: عزیزم از این که دیر کردی، نگرانت شدم. دلم برایت تنگ شده بود.
🔸 مرد باید به همسرش بگوید: عزیزم روز پر کاری داشتی. خدا قوت. من از تو متشکرم.
🔸باید فرزندان در گوش مادرشان بگویند: چقدر خوب است که تو را داریم مامان..
🔸 باید کسی که دوستش داریم بداند که چقدر با بودنش حال ما را خوب کرده و دوستش داریم. و بداند که دوستش داریم ....
👌 بیاییم در بیان احساساتمان فقیر ، ناتوان، بخیل و خسیس نباشیم. محبت را باید ابراز کنیم و الا در دلمان می پوسد
🍁🍂🍁🍂🍁🍂
ذهنزیبا بهترین طبیب شماست!
اگر می خواهید؛
جسم خود را تقویت کنید،
ذهنتان را تقویت کنید.
اگر میخواهید؛
جسم خود را احیا کنید،
ذهنتان را زیبا کنید ...
هیچ طبیبی مانند اندیشهای،
شادی آفرین برای از بین بردن
بیماریهای جسمانی نیست ...
و هیچ داروی آرام بخشی
مانند محبت و مهربانی و نیتخیر،
برای کاهش غم و اندوه وجود ندارد...🌹
برای لذت بردن از زندگی هیچ وقت دیر نیست
https://t.me/ehsasekhooob/
خانم معلم همیشه پالتویش را شبیه زنهای درباری روی شانه اش می انداخت.
آنروز مادرِ دخترک را خواست.
او به مادر گفت: "متأسفانه باید بگم که دخترتون نیاز به داروهای آرام بخش داره. چون دخترتون بیش فعاله و مشکل حاد تمرکزی داره و اصلا چیزی یاد نمیگیره."
ترس به قلب مادر زد و چشمانش در غم خیس خورد. انگار داشت چنگ می زد به گلوی خودش، اما حرف خانم معلم را قبول کرد.
وقتی همه چیز همانطور شد که معلم خواسته بود، دخترک گفت: خجالت می کشم جلوی بچه ها دارو بخورم. خانم معلم پیشنهاد داد، وقت بیکاری که دختر باید دارو مصرف کند، به بهانه آوردن قهوهی خانم معلم، به دفترش برود و قرصش را بخورد.
دختر خوشحال قبول کرد. مدتها گذشت و سرمای زمستان، تن زرد پاییز را برفی کرد.
خانم معلم دوباره مادرش را خواست. اینبار تا جا داشت از دخترک و هوش سرشارش تعریف کرد.
در راه برگشت به خانه، مادر خیلی بالاتر از ابرها سیر می کرد. لبخندزنان به دخترش گفت: "چقدر خوبه که نمره هات عالی شده، چطور تونستی تا این حد تغییر کنی؟!"
دختر خندید و گفت "مامان من همه چیز رو مدیون خانم معلمم هستم.
چطور؟
هرروز که براش قهوه می آوردم، قرص رو تو فنجون قهوه اش مینداختم. اینجوری رفتار خانم معلم خیلی آروم شد و تونست خوب به ما درس بده."
خیلی وقتها، تقصیر را گردن دیگران می اندازیم در حالیکه این ما هستیم که نیاز به تغییر داریم....!!
@Worlddax 🌐
اینجا می تونیم گفتگو کنیم 👇✅
https://instagram.com/_u/world.ax
احساسهای حقارت: منبع تلاش انسان
آدلر معتقد بود که احساسهای حقارت
(inferiority feelings)
همیشه به عنوان نیروی برانگیزنده در رفتار انسان وجود دارند. آدلر نوشت: «انسان بودن یعنی خود را حقیر احساس کردن» (۱۹۳۳/۱۹۳۹، ص ۹۶). چون این وضعیت مشترک همه انسانهاست، بنابراین علامت ضعف یا نابهنجاری نیست.
آدلر معتقد بود که احساسهای حقارت منبع تمام تلاشهای انسان هستند. رشد فرد از جبران (compensation) از تلاشهای ما برای غلبه کردن به حقارتهای واقعی یا خیالی ما ناشی می شود. ما در طول زندگی خود با نیاز به جبران کردن این احساس حقارت و تلاش کردن برای سطوح به مراتب بالاتر رشد تحریک
می شویم.
این فرایند در کودکی آغاز می شود. کودکان کوچک و درمانده و کاملاً به بزرگسالان وابسته هستند. آدلر معتقد بود که کودک از قدرت و نیروی والدین خود آگاه است و می داند که نمی تواند در برابر این قدرت مقاومت و با آن مبارزه کند. در نتیجه، کودک در مقایسه با افراد بزرگتر و قویتر پیرامون خود احساسهای حقارت را پرورش می دهد.
با اینکه این تجربهٔ اوليهٔ حقارت در مورد همه به هنگام کودکی صدق می کند ولی به صورت ارثی تعیین نشده است. بلکه، این حاصل محیط است که برای تمام کودکان یکسان می باشد. محیط درماندگی و وابستگی به بزرگسالان. بنابراین، احساسهای حقارت گریزناپذیرند، ولی از آن مهمتر، ضروری هستند زیرا برای تلاش و رشد انگیزش تأمین می کنند.
منبع : نظریه های شخصیت؛ دوان پی شولتز و سیدنی اِلن شولتز؛ مترجم: یحیی سیدمحمدی
هر اندازه آدمی بهتر بتواند
به وقت شادمانی بخندد،
به وقت اندوه بگرید،
برای تعیین حد و مرزها ابراز خشم کند،
با شور و اشتیاق به معاشقه بپردازد
و محبت را با گشودگی
و بیقید و شرط ببخشد و بپذیرد،
به همان اندازه
از رنج به دور خواهد بود
و هر چه آدمی بیشتر با لذت هستی درآمیزد،
نسبت به خود و دیگران بخشندهتر خواهد شد.
هیجانها به ما کمک میکنند
تا رفتارمان را تنظیم کنیم؛
حالات درونی و وضعیت روابطمان را زیر نظر بگیریم؛
یادگیریمان را بهتر کنیم؛
تصمیمگیریهایمان را آسانتر کنیم
و به زندگیمان معنا بخشیم...!
https://t.me/ehsasekhooob/
دانشمند روانشناس، سلیگمن آزمایشی انجام داد که منجر به دریافت جوایز متعدد روانشناسی شد او ۲۰ سگ را از نوزادی درون یک قفس تربیت کرد طوری که سگها در صورت نیاز پدال داخل قفس را براي دستشويي رفتن فشار ميدادن وي پس از تربیت آن ها را به دو قفس و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود سپس درب قفس B را جوش داد و ۳۰ روز روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و خونی و زخمی نتیجه ای نمی گرفتنداما پس از چند روز سگها فهمیدند با تلاش موفق نمی شوند و یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A ملحق نمود ؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد.سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟
تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند اما سگهای ( آزمایش) در سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند. او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی (درماندگی آموخته شدنی است)
بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند ...
قهر نکنید, سنگین ترین نوع خشم قهرکردن است
زنان به دلیل آنکه نسبت به مردان جزئی نگر و ریزبین هستند، احتمال آنکه مشکل را زودتر ببینند و شروع کننده بحث باشند، بیشتر است اما اینکه بگوییم همیشه زن ها آغاز کننده دعوا و مشاجرات هستند، تفکر قالبی است که متاسفانه جامعه به این مسئله دامن زده است. ما در فیلم و سریال ها بارها دیده ایم که زنان جر وبحث را راه انداخته اند اما در واقعیت همیشه به این صورت نیست، زیرا در مراجعان ما دیده شده که خیلی از آقایان نیز شروع کننده بحث و مشاجر ه ها هستند. شیوه عصبانیت زن و مرد در گذشته های بسیار دور متفاوت بوده اما امروزه می بینیم که واکنش های زنان و مردان حین و بعد از دعوا و مجادله چندان تفاوتی ندارد. البته باید توجه داشت زنان از خشونت روانی بیشتری نسبت به مردان استفاده می کنند. قهر کردن از شیوه هایی است که زنان بعد از جر و بحث به کار می گیرند که در واقع سنگین ترین نوع خشم همین قهر کردن است، زیرا قهر رابطه را به سمت سردی و سنگینی می کشاند.
https://t.me/ehsasekhooob/
تمرین هایی برای کاهش نگرانی ها :
این روزا هممون نگرانیهایی داریم این نگرانیها باعث افزایش استرس،اضطراب،افسردگی و در نتیجه کاهش سلامت روانیمون میشن. به همین خاطر،امروز میخوام یک تکنیک عملی در جهت کاهش نگرانی ها بهتون معرفی کنم، اسم این تکنیک زمان نگرانی یا Worry time هست. نحوه انجام این تکنیک به این صورت هست که روزانه به مدت ۳۰دقیقه،دریک تایم خاصی(مثلا۵بعدازظهر)به خودت وقت برای نگرانی میدی، در این زمان اجازه داری به تمام مسائلی که باعث نگرانیت میشه فکرکنی ، خیلی بهتره که در این ۳۰ دقیقه از قلم و کاغذ استفاده کنی و نگرانی هات رو به همراه افکار و احساساتی که با خودش میاره رو بنویسی ، انجام این کار به سه طریق حالت رو بهتر میکنه
۱.هرزمانی(بهغیر از تایم نگرانی)متوجه این افکار شدی، به خودت یادآور شو که الان وقت نگرانی نیست و به ذهنت بگو که به این نگرانیها در تایم مخصوص خودشون رسیدگی میکنی، به طور کلی، اختصاص دادن تایم نگرانی باعث میشه به جای اینکه روزی ۲۴ ساعت نگران باشی روزی ۳۰ دقیقه نگران باشی
۲.نوشتن افکار و احساسات و نگرانیهات در تایم مخصوص خودشون باعث میشه که این موارد در ذهنت مرتب بشن و در نتیجه فشارشون بر روی مغزت و بدنت کمتر میشه
۳.نوشتن نگرانی ها باعث میشه که دید بهتری نسبت به مشکلاتت پیدا کنی و در نتیجه احتمال پیدا کردن یک راه حل سودمند براشون افزایش پیدا میکنه
https://t.me/ehsasekhooob
🔵 نوازش چیست ؟
همان چیزی است که همه ما در هر سنی که هستیم به آن نیاز داریم، منتهی به اشکال متفاوت. هم نیاز داریم که دیگران را نوازش کنیم و هم نیاز داریم که دیگران ما را نوازش کنند. اگر دقت کنید در روابط انسانی، همین موارد کوچک و به ظاهر ساده نقش مهمی ایفا میکنند. اما اینکه این نقش، مثبت یا منفی است ، برمیگردد به اینکه ما چقدر به آن توجه داریم؛ ابعاد آن را میشناسیم و تا چه اندازه به قواعد بازی احترام گذاشته و در واقع به آن تن میدهیم.
نوازش در لغتنامه دهخدا، این گونه تعریف شده است: مهربانی، مرحمت، شفقت، خوشرویی، انسانیت، تسلی و دلجویی.
اریک برن می گوید: نوازش را میتوان اصطلاحا هرنوع حرکتی به حساب آورد که حضور دیگری را تایید میکند. تبادل "نوازش"ها یک رفتار متقابل را تشکیل میدهد که واحد آمیزش اجتماعی است.
اریک برن : "اگر نوازش نشوی، مخت می ُپکد".
بعد از آنکه دوران صمیمیت دامان مادر به پایان میرسد، فرد بقیه عمر را هر روز با این معما مواجه است که دست تقدیر چه شاخی بر سر راهش سبز خواهد کرد.
تبادل"نوازش" یک اصل انکارنشدنی و مهم در روابط انسانی است که باید بهتر از این ها مورد توجه ( به خصوص والدین ) قرار گیرد.
کودک بالغ و والد::
اریک برن می گوید وقتی که ۲ تا آدم روبروی هم قرار می گیرند انگار ۲ شخصیت ۳ بخشی روبروی هم قرار گرفته اند.هر کسی یک جنبه از این ۳ بخش را وارد رابطه می کند.
ما در ساده ترین شکل می توانیم ۶ رابطه اجتماعی داشته باشیم:
کودک-کودک:
وقتی که شما دارید با دوستان اب بازی می کنید وقتی که شروع می کنید به تعریف جوک و اس ام اس خواندن برای همدیگر و وقتی باهم شوخی های پاستوریزه می فرمایید دارید وارد یک رابطه کودک-کودک می شوید.
بالغ-کودک:
این هم وقتی است که یک طرف رابطه دارد با منطقش حرف می زند و می خواهد تصمیمات منطقی بگیرد اما طرف مقابل هی می خواهد قضیه را عاطفی کند و با گریه کردن و لوس بازی و ناز کشیدن بازی را به نفع خودش تمام کند. مثلا تصور کنید که اقای شوهر دارد یک قضیه را برای زنش توضیح می دهد و از او می خواهد که در این راه کمکش کند اما یک دفعه زن می زند زیر گریه و می گوید که تو اصلا به فکر من نیستی و به من توجه نمیکنی
بالغ-بالغ:
در این رابطه هم ما و هم طرف مقابلمان منطقی هستیم و همه چیز مطابق منطق پیش می رود و عاطفه دخالتی در رابطه ندارد.مثلا وقتی که ما با استادمان در مورد یک مفهوم اماری حرف می زنیم احتمال دارد این بازی را راه انداخته باشیم.
والد-کودک:
تا حالا هر دو طرف بخش های مشابه شخصیتشان را می گذاشتند وسط اما امان از وقتی که یک نفر یک بخش از شخصیت اش و دیگری یک بخش دیگر را می اورد توی میدان.در رابطه والد-کودک یک طرف رابطه نقش پدر و مادر را بازی می کند و نفر دیگر می رود در لاک کودکی اش.در بدترین حالتش (و متاسفانه رایج ترینش)والد جنبه سختگیرش را می اوردوسط و هی امر و نهی می کند و کودک بخش سازگارش را و هی می گوید :چشم چشم شما درست می فرمایید.اما رابطه والد-کودک همیشه اینقدر هم وحشتناک نیست کافی است که والد جنبه حمایت گرش را وارد کند و کودک طرف مقابل خودش را لوس کند.در این حالت چیزی شکل می گیرد که اریک برن اسمش را گذاشته نوازش و معتقد است که همه ما ادمها به نوازش کردن و نوازش شدن احتیاج داریم.
بالغ-والد:
این رابطه هم خیلی رایج است یعنی وقتی یک طرف دارد با منطق رفتار می کند یا حرف می زند اما طرف مقابل شروع می کند به انتقادهای سخت گیرانه خندیدن و مسخره کردن . مثلا تصور کنید یک نفر دارد سخنرانی می کند که یکدفعه یک نفر از وسط جمع شروع می کند به بلند بلند خندیدن و انتقاد کردن و مسخره کردن سخنران.
والد-والد:
در بازی والد-والد هر دو طرفمان می خواهیم ژست یک بزرگسال چیز فهم را بگیریم اگر والد حمایت کننده مان وسط باشد,مثالش می شود حرف زدن در مورد آب و هوا و تایید همدیگر و گفتن " به به ! به به!" به هم.اما خدا نکند والد کنترل کننده بیاد وسط ; آن وقت است که دعوا شروع می شود و هر کس می خواهد حرف های خودش را به کرسی بنشاند.همه می روند در نقش پدر و مادر سختگیر گذشته...
آدم ها را نه در کلام، که در عمل بشناسیم...
یکی از اتفاقات رایج در روابط این است که افراد بسیار خوب صحبت می کنند، کلمات، عبارات و جملات دلنشینی به کار می برند که بر دل هم می نشیند و تاثیر گذار است.
با کلامشان می توانند افراد را متقاعد کنند و خوب فکر می کنند و تحلیل می کنند.
اما همین افراد به ندرت پیش می آید که وقتی پای عمل می رسد، درست و سالم و سازگارانه و بالغانه رفتار کنند. اینجاست که تصویری که از طرف مقابل داشتیم در هم می شکند و فرو می ریزد و ما می مانیم و شوکی بزرگ از آنچه تا کنون شنیدیم و آنچه به واقع دیدیم.
آنچه که حائز اهمیت است عمل، رفتار، واکنش و عملکرد افراد در موقعیت های مختلف است.
در ابتدای رابطه اگر دیدید دلتان دارد می لرزد و می رود، همانجا ترمز دستی احساس تان را بکشید و عقل و دل را توامان کنید...
با دل لذت آن لحظه را ببرید و تجربه اش کنید، با عقل بگویید شناخت آدمیان در امتداد زمان و بر اساس رفتار و عملکردشان است. مهم توامان کردن این دو باهم است. بدون نادیده گرفتن جنبه دیگری. می توان گفت منظور از عقل، خودآگاهی، و شناخت جنبه های آشکار و پنهانِ خویشتن است.
در ابتدای رابطه با سر پرواز نکنید، چون ممکن است همانطور هم با سر سقوط کنید در واقعیت های تلخ.
"اگر به سراغ تفکر میروید،
قلب خویش را نیز با خود ببرید.
اگر به نزد عشق میروید، سر خود را نیز با خویش همراه کنید. چون عشق بیحضور عقل تهی و عقل بدون عشق پوچ و توخالیست".
👤یونگ
https://t.me/ehsasekhooob
🌺قهر کردن بیش از اندازه یک بیماری شخصیتی است
✅کسانی که زیاد قهر می کنند افرادی هستند که تصور می کنند بهترین کار برای تسلط روی افراد، این است که آنها را تحت کنترل درآورند. البته این شیوه برخورد، خودخواهانه به نظر می رسد چون بدین ترتیب فرصت حرف زدن را از طرف مقابل هم سلب می کنند.
✅قهر کردن یکی از اختلالات شخصیت نابالغ است که ممکن است ریشه در کودکی فرد داشته باشد. این افراد معمولا راه حلهای موقت و ناکار آمدی مثل قهر کردن را به شیوه های صحیح حل مشکلات ترجیح می دهند. قهر، حاصل خشم افراد درونگرا، کم جرات، منفعل پرخاشگر، خجالتی و پرتوقع است.
✅این افراد به دلیل عدم بلوغ شخصیت در ابراز احساساتشان ناتوان هستند. قهر، رفتاری برای بیان اعتراض است و از جانب کسانی که بیماری رفتاری دارند انجام می شود برای برخورد با کسانی که به صورت مداوم قهر می کنند مهمترین نکته اینست که نباید به آنها برای قهرشان جایزه داد.
دلبستگی همراه با آرامش است وقتی به فردی دلبسته هستید با بودنش حس می کنید بهترین احساس را دارید ولی در نبودش و به یادش لبخند بر لبانتان جاری می شود.در دلبستگی نیاز فیزیولوژیک ،مالی و عاطفی حرف اول را نمی زند در حقیقت هنگامی که به فردی دلبسته هستیم وجودش همه چیز است حتی اگر حضور فیزیکی نداشته باشد.با تمام وجود دوست داری همواره در کنارت باشد ولی با نبودش پریشان نمی شوی، خود را مالک او نمی دانی از آزادی اش لذت می بری ، دلبسته که باشی حتی پس از فقدانش از حضورش در ذهنت آرامش می گیری
اما وابستگی همراه با اضطراب، تنش ،کنترل ، ترس ،حسادت و مالکیت است، تمام این هیجانات ناشی از باور زیربنایی تنهایی و طرد شدن است ، فرد وابسته احساس می کند بدون وجود دیگری هیچ ندارد ، با نبود او نمی تواند زندگی کند ،تمام نیازهایش حتی اعتماد به نفس، عزت نفسش و امنیتش در حضور دیگری خلاصه می شود. حس می کند با فقدانش زندگی نیز تمام می شود.با زور یا التماس می خواهد همیشه او را نزد خود نگاه دارد.
دلبستگی یک احساس عالی انسانیست اما وابستگی یک نیاز نوروتیک و تباه کننده است.
https://t.me/ehsasekhooob
ذهن خوانی
ما از کودکی متوجه می شویم، نیاز داریم تا افکار، احساس و خلق و خوی اطرافیان مان را بشناسیم و حدس بزنیم. چرا که نوسانات خلقی آن ها می تواند باعث آسیب های روانی و جسمانی مان شود. لازم به ذکر است حدس های کودکی مان بسیار نزدیک به واقعیت هستند. آن هم به دلیل عدم آلودگی احساسی هیجانی است. که با گذشت زمان این آلودگی در ما، کم و زیاد، ایجاد می شود. به همین روال در طی سالیان زندگی تلاش داریم آن را تکرار کنیم. متاسفانه ذهن خوانی باعث می شود تا ما موقعیت بیرونی را بر اساس تجارب شخصی خود تعبیر و تفسیر کنیم، نه واقعیت موجود. همین مسئله باعث می شود تا مثلا به جای گوش دادن و یا سوال کردن بیشتر، سریعا انتخاب و نتیجه گیری دلخواه خود را داشته باشیم. در حالی که ممکن است حدس ما با واقعیت موجود بسیار متفاوت باشد. این امر در رابطه ی عاطفی به طور اخص ایجاد مشکلات زیادی می کند. مثلا؛ زمانی که شما تلاش می کنید احساس، هیجان و یا افکار شریک خود را بخوانید و حدس بزنید. سپس روی حدس تان، اقداماتی انجام دهید. و این عموما ایجاد انحراف و خطا خواهد کرد. پس بهتر است به جای حدس زدن از او بیشتر سوال کنید تا منظور خود را واضح تر بیان کند و هر دو بتوانید به راه حل بالغانه ای برسید. هم چنین انتظار نداشته باشید تا او بتواند ذهن شما را بخواند
.https://t.me/ehsasekhooob
امشب که تو در کنار منی،
غمگسار منی،
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من!
خیز و پرده مشو، پیش چشم ترم،
وقت دیدن او، راه دیده مگیر
خود تخریبی زمانی اتفاق میفته که...
⚠️خواسته های خودت رو فدای خواسته های دیگران میکنی یا از بقیه چنین انتظاری داری!
⚠️زمانی که خودت رو با کسایی مقایسه میکنی که هیچ وجه اشتراکی بینتون نیست و از هیچ نظر شبیه هم نیستید و بعد احساس ناکامی میکنید .
⚠️زمانی که به صدای ذهنت که مدام بهت میگه تو کافی نیستی یا لیاقت نداری و اجازه نمیدی توانایی های خودت و قشنگی های زندگیت رو ببینی !
⚠️خودت رو بخاطر رفتار های بد دیگری مقصر و مسئول میدونی حتی اگه مقصر خودت نباشی.
⚠️فکر میکنی چون نیازهات مهم نیستن نباید ناراحتی از رفتار های دیگران رو بهشون گوشزد کنی.
https://t.me/ehsasekhooob
خود تخریبی زمانی اتفاق میفته که...
⚠️خواسته های خودت رو فدای خواسته های دیگران میکنی یا از بقیه چنین انتظاری داری!
⚠️زمانی که خودت رو با کسایی مقایسه میکنی که هیچ وجه اشتراکی بینتون نیست و از هیچ نظر شبیه هم نیستید و بعد احساس ناکامی میکنید .
⚠️زمانی که به صدای ذهنت که مدام بهت میگه تو کافی نیستی یا لیاقت نداری و اجازه نمیدی توانایی های خودت و قشنگی های زندگیت رو ببینی !
⚠️خودت رو بخاطر رفتار های بد دیگری مقصر و مسئول میدونی حتی اگه مقصر خودت نباشی.
⚠️فکر میکنی چون نیازهات مهم نیستن نباید ناراحتی از رفتار های دیگران رو بهشون گوشزد کنی.
http://telegram.me/DRBarahimiN
