خبرکوه - ویژه خبرهای تحلیلی کوتاه
رفتن به کانال در Telegram
718
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '23
اکتبر '230
در 0 کانالها
سپتامبر '23
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '220
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مه '210
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+16
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+10
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 009
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
تنها مرهم زخم های من
تنها همدم روزهای من
قلمم هست!!
قلمم به دست
آه انگار نایی ندارد!
خشک
بی صدا
بی رنگ
ناگاه بر روی دفترم
اسم کوه میلغزد ...
تنها اسمی که جان می بخشد!
برایم بنویس
بگذار
من هم باشم
تو هم باشی
میان این همه شلوغی
میان این همه کوه
میان صدای چشمه، سنگ و ساز
قلم مرا هم
گاهی برقصاند ....
الوند - پناهگاه
سال ۱۳۶۳
از راست آقایان: محمدعلی علیپور، محمد جدیری، سلمان زارعی، علی جدیری، احمد حسین زاده
@khabarkooh
| 2 | به دیدنت میام
و سنگ مزارت را با آب میشویم!
غبار که کنار میرود،
انگار پنجرهای باز میشود
و تو برایم دست تکان میدهی!! ...
شعر روی مزارت را دوباره میخوانم
که همیشه زمزمه میکردی.....
بار سفر چه بسته ای مرگ خبر نمیکند
کوله چه بار کرده ای مرگ عبث نمیشود
آرزویماین است،
میخواهم تو بیایی
و یکبار دیگر حرف بزنیم
نه از این حرفای امروزی!
حرفهای قدیمی که بوی ناب میداد.
تا صدای خنده ات
پر کند فضای کوه و
بپیچد تا بیکران!
چشمان سبز و روشنت دوباره برق بزند!
مادرت را چند وقت پیش
دیدم، گفتم: خوش به حالش رفت و این زمانه را ندید!!
ایشان هم با پلک زدنی آرام و تبسمی شبیه به خودت مهر تایید بر گفتارم زد و گویا او هم راضی بود بر آنچه گذشته بود!
ای کاش دوباره میشد به عقب برگردیم و اگر قرار بود برویم با هم برویم!!
که دیگر دنیا محل زندگی نیست
چرا که سکون بر همه چیز
سایه انداخته، حتی با تمام سرعتش!!
علیرضا امزاجردیان
اول مردادماه ۱۳۷۰
سالروز پرواز زنده یاد محمد خدایاری
در جوار دیواره شمالی علم کوه
@khabarkooh | 638 |
| 3 | قله کمتال و کوهنوردانی که مردود شدند!
اول صبح روز جمعه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
با جمعی از همنوردان باشگاه کوهنوردی اوبا صعود به قله را آغاز کردیم.
گروهها و باشگاههای زیادی چون بابک تبریز، اوج، ایلقار، ققنوس، داغ داش و .... همچنین گروه های چند نفره شخصی مهمان کمتال بودند.
تا تخته بولاغی مسیر را پیموده و بعد از صرف صبحانه راهی قله شدیم.
وقتی به قله رسیدیم در کنار تابلو تعداد کمی از کوهنوردان در حال عکس گرفتن بودند، منتظر اتمام عکاسی آنها ماندیم، سپس سریعا دسته جمعی و انفرادی عکس گرفته و به پایین قله رفتیم.
در حال استراحت و صرف چای بودیم که گروههای دیگر و صعود کنندگان انفرادی رسیدند.
در قله همهمه و صداهای بلند به گوش می رسید، بله برای عکس گرفتن کنار تابلو قله دعوا شده بود و از اینکه نوبتی عکس گرفته و با نظم به پایین بیایند خبری نبود.
دو سه تا از باشگاهها در پایین قله عکس جمعی گرفته و همانجا اتراق کردند که باید به آنها آفرین گفت.
بعد از استراحت شروع به پایین آمدن از قله کردیم و زمانی که به تخته بولاغی رسیدیم شاهد دعوای بین چند نفر بر سر آب چشمه شدیم!!
جمعی از کوهنوردان مساعدت کردند و دعوا تمام شد و سپس قرار شد هر نفر نهایتا دو بطری خالی آب پر کنند و همه به صف ایستادند.
متاسفانه تعدادی از کوهنورد نماها با آوردن ظرف خالی بیشتر در روند صف اختلال ایجاد می کردند و کار به جایی رسیده بود که چند نفر که تازه از قله برگشته بودند و تشنه بودند یک استکان آب به آنها داده نمی شد.
در صف ایستادیم و با دیدن صحنه هایی که از کوهنوردان بعید بود، بطری هایمان را بعد از ۴۰ دقیقه پر کردیم و با صرف ناهار شروع به پایین آمدن از تخته بولاغی کردیم.
در مسیر پیش رو اکثر راهها باریک است و فقط یک نفر می تواند رد شود.
متاسفانه برخی از کوهنورد نماها که می خواستند با سرعت برگردند رعایت حال بقیه را نکرده و با تنه زدن و هل دادن برای خودشان راهی جستجو می کردند تا سریعتر به پایین برسند.
پ.ن : ۱. چرا هیات کوهنوردی استان در کنار چشمه تخته بولاغی امکاناتی اعم از مخزن آب ایجاد نمی کند؟؟
۲. چرا کوهنوردان امروزی همانند کوهنوردان قدیم ایثار و فداکاری نمی کنند!؟
۳. نقش سرپرستان باشگاهها در ساماندهی اعضای تیم خودشان برای رعایت حال دیگر کوهنوردان چیست؟
۴. چرا آموزشهای واجب مثل آداب مذاکره و معاشرت در باشگاهها داده نمی شود؟
و .....؟
رضا ساعی
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
@khabarkooh | 460 |
| 4 | ...با خودم می گویم آیا واقعا ارزشش دارد به خاطر یک کوه حتی یک درصد خود را به خطر بیندازم و تمام چیزهای خوبی را که دارم از دست بدم؟
آن هم به بهای صعودی که عاقبتش ممکن است هرچیزی باشد. حتی ندیدن دوباره طلوع خورشید.
تازه اگر هم اتفاقی هم برایم نیفتد در زندگی عقب می مانم....
در مقابل این دیدگاه من یکی از دوستانم چیزی گفت که بسیار برایم روحیه بخش بود:
"برای متفاوت زیستن، باید بهای آن را بپردازی.
وقتی توان آن را داری که مسیری متفاوت برای زندگی ات و بودنت رقم بزنی، تردید نکن.
تجربه های ناب برآمده از علاقه، از تو موجودی یکتا می سازد.
وقتی همه در مشکلاتشان غرق اند، اراده ی سخت شده ی تو از دل تجربه های نابت همه را رد میکند.
شک نکن و از تجربه ات لذت ببر"
با خود فکر میکنم که تنها یک چیز در انسان باعث دیوانگی و گذشتن از مرزها می شود و آن عشق است.
عشقی که منطق سرش نمی شود و فقط تو را به سمت خویش می خواند، به هر قیمتی و هر راهی.
بخشی از نوشته های ایدین بزرگی، سه جوان کشته شده در صعود برودپیک ۱۳۹۰
@khabarkooh | 202 |
| 5 | ارزش گذاری و یادداشتی نقد بر کتاب "دریچه ای بر کوهنوردی تبریز" - قسمت آخر
۲- عکس روی جلد و پشت جلد کتاب، بعنوان ویترین کتاب، که باید معرف کوهنوردی تبریز باشد، مشخص و معلوم نیست!! چرا که ظاهر و کیفیت عکس ها برای مخاطبین بسیار مهم است. در ضمن برخی تصاویر داخلی کتاب هم از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند.
۳- عدم معرفی باشگاههای کوهنوردی و گروههای کوهنوردی تبریز در کتاب فوق به وضوح نمایان است.
۴- عدم معرفی اکثر دیواره های سنگنوردی و گشایش کنندگان مسیرها و کروکی مسیرها، که به نحو شایسته در کتاب بدان ها پرداخت نشده است.
۵- حذف بسیاری از صعودهای شاخص فنی و زمستانی، توسط کوهنوردان تبریز، که برخی از این صعودها برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی کشور و استان اجرا شده است.
۶- عدم معرفی سالن های سنگنوردی تبریز، دیواره های یخی، غارها، دره های زیبا و فنی و ... در کتاب فوق جایشان خالی، خالیست.
۷- و ....
* ضمنا ارزش مادی کتاب نیز، نه در مشخصات کلی کتاب و نه در پشت جلد کتاب حک نشده است، حال بماند که مبلغ کتاب باور نکردنیست!!
دوست خوبم جناب آقای علیرضا ورزم
نویسندگی فقط یک شغل نیست، باید عاشق باشی تا سختی های نقد آنرا تحمل کنی!!
مکتوبه بنده، بهانه کوچکی شد برای بنده که در هر خط از کتاب شما غرق شوم و تجربه دوست داشتن با آن را رقم بزنم.
قلمت مستعدام باد
دکتر محمد جدیری عباسی
استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه
@khabarkooh
@koohiran | 429 |
| 6 | ارزش گذاری و یادداشتی نقد بر کتاب "دریچه ای بر کوهنوردی تبریز" - قسمت اول
خواندن هر کتاب جدید کوهنوردی که تازه چاپ گردیده، برای من سرشار از لذت درونی است و زمانی را که صرف مطالعه آن می کنم، برایم بسیار هیجان انگیز است.
و اعتقاد راسخ دارم که نوشتن نقدی بر آن، هم منتقد را دقیق و هم نویسنده کتاب را دقیق تر می کند، هر چند این را نیز باید بدانیم که نقد کتاب کار آسانی نیست!
اما نقد راهی روشن و معیاری بدست نویسنده می دهد تا در چاپ های بعدی به اصلاح کتاب خود بپردازد، زیرا که منتقد باعث شده، نویسنده حساس تر شود و سطح سلیقهء عمومی کتابش را بالاتر ببرد.
البته نوشتن نقد بر کتابهای کوهنوردی سابقه زیادی ندارد، شاید سبب آن، بدین خاطر هست که منتقد بعد از نقدش، شخصیت مطلوبی پیش نویسنده کتاب نخواهد داشت!
اما مسئله مهم برای منتقد منصف، جدا کردن سره از ناسره است و بس.
کتاب "دریچه ای بر کوهنوردی تبریز" اثر دوست دیرین و عزیزم جناب آقای علیرضا ورزم را چندین بار خواندم و مثل آقای ورزم متعقدم، نامرتب ترین و ناقص ترین نوشته ها به مراتب بهتر از قوی ترین حافظه هاست.
اما مواردی بسیار مهم از کوهنوردی تبریز از قلم ایشان، به عمد یا به سهو حذف گردیده است!! که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنم:
۱- حذف معرفی برخی از بزرگان یا تاثیرگذاران در کوهنوردی تبریز، نظیر
آقای صمد جباری
آقای سیامک غضنفرزاده
آقای میرعلی آقاسیدی - رئیس فعلی هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان
آقای نادر حسین پور قمری
آقای میرمحمود فاطمی - دارنده مدال پلنگ برفی
آقای ابوالفضل گوزلی - دارنده مدال پلنگ برفی و صعود کننده قله ماناسلو
آقای رضا صادقی - عضو تیم ملی کوهنوردی
آقای سلمان زارعی- پیشکسوت
آقای ابراهیم محمدی- پیشکسوت
آقای داود لطفی - مربی دره نوردی
آقای محمد علیزاده منصوری- صعود کننده قله سامانی
زنده یاد علیرضا پورعلی- عضو تیم ملی سنگنوردی و قهرمان چندین ساله استان
آقای حسن پورعلی - قهرمان چندین ساله کشور و استان
آقای یعقوب آقایی
آقای پیمان جلیلی - قهرمان سنگنوردی چندین ساله کشور و استان
و... خیل کسانی که ذهن بنده، مرا یاری نمی کند.
دکتر محمد جدیری عباسی
استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه
@khabarkooh
@koohiran | 149 |
| 7 | ارزش گذاری و یادداشتی نقد بر کتاب
دریچه ای بر کوهنوردی تبریز
نوشته آقای علیرضا ورزم
از محمد جدیری عباسی
@khabarkooh
@koohiran | 117 |
| 8 | برگی از یک حادثه...
شاید واکاوی یک حادثه بعد از سالیان دور کمتر به نظر آید اما با توجه به اینکه این امر در آن سالها مرسوم نبوده و چنین اتفاقی نیفتاده است شاید خالی از پند و آموزه نباشد....
شرح حادثه....
تیم کوهنوردی هیئت کوهنوردی استان همدان در تاریخ ۱۳۷۰/۹/۱ در پای دیواره بیستون عازم صعود از مسیر های مختلف گردید.
دو کرده دو نفره به سمت مسیری رهسپار شدند که از نظر مکانی ما بین مسیر های شیرین و فرهاد قرار دارد.
به نحوی که مسیر شیرین در سمت راست و مسیر فرهاد در سمت چپ آن قرار دارد...
ساختار مسیر از یک قیف تنگ و آبرو باریک در ابتدا شروع شده و در طول انتهایی قبل از پله اول تنوره پاگستری شده و عریض میگردد........
نام مسیر
بعد از پرس و جو های فراوان از اساتید کرمانشاه و همدان بابت نام صحیح ، چون اتفاق نظری در نام آن حاصل نگردید از ذکر نام مسیر خودداری میشود.
پذیرای راهنمایی های اساتید و بزرگان در این مقوله با دل و جان هستیم
لحظه وقوع
🔵 راوی مجتبی سپهری نفر دوم کرده دوم:
پس از عبور کرده اول همنوردان امزاجردیان و کریمی، زنده یاد دلالیان نفر اول کرده صعود کرده و در طول چهارم بنده پس از جمع آوری میانی های مسیر به ایشان رسیده و ابزار را تحویل داده و ایشان سرطناب ادامه دادند.
دقایقی بعد صدایی مهیب ناشی از سقوط و پارگی طناب و آزاد شدن آن حاکی از اتفاق ناگواری داشت ،...
طناب متصل به علی دلالیان آزاد و جلوی چشمان من آویزان بود...
چاره ای نبود دیگر..
از دیگر همراهان کمک خواستم.....
🔵راوی علیرضا امزاجردیان نفر دوم کرده اول:
مصطفی (نفر اول بنده که در کارگاه مشغول حمایت بنده بود) با کلماتی مقطع...
علی ... افتاد.... خورد به دیواره.... یکبار دیگر هم خورد سمت دیگر... بار سوم به زمین برخورد کرد....
سقوط بدی بود.... کار تمام است...
و ما در ادامه .....
با کارگاهی سرهم بندی شده و فارغ از هر سیستم بالاکشی ، مجتبی را که ساعاتی در زیر کلاهک گیر افتاده بود حمایت کردیم و به کارگاه بعدی متصل شدیم و ادامه صعود...
چگونگی بروز حادثه و علل آن
پس از مشاهده مسیر و محل احتمالی پاندولی ( هیچیک از افراد بدلیل عوارض مسیر نقطه دقیق پاندولی را مشاهده نکردند) نتایج احتمالی زیر حاصل گردید:
در انتهای مسیر شکاف پاگستری عریض و عریض تر شده و نفر به احتمال قریب به یقین در هنگام انتقال به کتیبه مقابل دچار سقوط گردیده است.
طناب مابین کارابین و دیواره قرار گرفته و دچار پارگی شده و نفر پاندول شده متاسفانه سقوط می کند.
دلایل حادثه
۱- ساده انگاری صعود های بیستون بدلیل اجراهای مکرر
۲- استفاده از طناب مستعمل با عمر بیش از ده سال
۳- عدم استفاده از اسلینگ جهت جلوگیری از شکست طناب
۴- عدم توجه به رعایت فاصله های میانی ها بخصوص فواصل میانی های اول و دوم بعد از کارگاهها
۵- عدم استفاده از هارنس بعلت عدم دسترسی و استفاده اجباری از طناب انفرادی به عنوان هارنس
۶- عدم داشتن اطلاع کافی از مسیر و درجه سختی آن ( فواصل میانی ها ، ابزار میانی ها ، و نقاط کراکس مسیر)
ضمن سپاس از همه همنوردان جان و آرزوی شادی روح زنده یاد علی رضا دلالیان ، صمیمانه پذیرای نظرات همه صاحبنظران هستیم.
مجتبی سپهری ، علیرضا امزاجردیان
اول آذر ماه یکهزار و چهارصد و یک
در سالروز یادآوری خاطره تلخ پرواز زنده یاد علیرضا دلالیان در دیواره بیستون
@khabarkooh | 977 |
| 9 | #متنی برای بعد از مرگ خودم!!!
همیشه اهل آرزو کردن بود!
آرزو برای خودش، برای تو و برای همه!!
در آن روزهای اوایل دهه شصت که تازه کوهنوردی را شروع کرده بود، او آرزو کرد عین همه ما، آرزو کرد که پایش به هیمالیا باز شود!!
آرزوهای سفید، آرزوهای دست یافتنی، و آرزوهای ...
کاشکی می شد، باز هم آرزو می کرد، باز هم در کنار آتش و دور هم می نشستیم و از آرزوهایمان و از خاطرات کوهنوردی مان می گفتیم، تا دوباره من و خیلی از دوستانش محو سخنان زیبایش شویم.
با او سوار قطار ذهن پرآشوبش می شدیم و می زدیم به قله های پربرف.
با او می رفتیم به صعودهای ۸ هزار و ۷ هزار متری و غرق شدیم در گذشته های پرفروغ تاریخ کوهنوردی کشورمان.
دلمان را با او می سپردیم،
به شکوه دماوند
به عظمت علم کوه
به سترگی سبلان
و به تاریخ کوهنوردی ایران مان.
می گفت:
کوهنوردی، زندگی است!
اما زندگی، کوهنوردی محمد بود!
مرگ پدرش را با صعود سلطان ساولان بیاد می آورد!
ازدواجش را با صعود سهند بیاد می اورد!
و تولد فرزندانش را با صعود هرم ها بخاطر داشت!
حالا، در این سالهای اشک و درد و آه!!
ما کوهنوردان غمزده باید در محافل و باشگاهها کوهنوردی او را بخاطر بیاوریم!
می گفت:
حیف است آدم قبل از صعود راکاپوشی، از دنیا برود!
انگار آرزویش برآورده شده بود!!
او سالها درد می کشید، درد انسانها، درد کوهها و... مثل آ محمدباقر عیوضی غصه می خورد!
از وضع و شیوه ای که رایج است!
از سنگی که نادانی به چاه انداخت!
او درد می کشید و به کسی چیزی نمی گفت.
تا اینکه حتی صعود عینالی هم براش آرزو شد!!
و کمی بعد تسلیم این درد لعنتی شد!
مرگ یکبار دیگر و برای همیشه او را غافلگیر کرد.
هرچند بعد از این همه مسیبت، دیگر سخت می شد غافلگیر شد.
حالا ما مانده ایم و تقویم سیاه روی میزمان که سیاهی اش هروز بیشتر و بیشتر میشود.
ما ماندایم و پسری که از کوه عینالی ورزش کوهنوردی را شروع کرد، قد کشید، عاشق و عاشقتر شد!
عاشق کوهنوردی!
و عشق اش را با همه تقسیم کرد و رفت و رسید به قله قاف آرزوهایش!
او یک عاشق متفاوت کوه بود، چون که نگاهش متفاوت بود و الان نیز دل تک تک ما برای نگاه متفاوت او تنگ شده است!
در برنامه های کوهنوردی که با او همراه بودیم، هیچوقت فراموشش نخواهیم کرد!
تسلیت به خانواده اش
تسلیت به همنوردانش
و تسلیت به کوه و کوهنوردی، عشق اول و آخرش!
یکی از روزهای خدا
محمد جدیری عباسی
@khabarkooh | 283 |
| 10 | برادر محترم جناب آقای مهندس مهدی خدایی
آسمان بلند کوهنوردی آذربایجان پیوسته پرستاره بوده و فروغ فرهنگ فرزانگی این دیار همواره دل و دیده ایران را روشنی و گرمی بخشیده است.
جوهر این فرهنگ ایمان است و جان مایه آن عشق به کوه و کوهنوردیست.
بدینوسلیه ضمن تبریک بمناسبت انتصاب شایسته ی جنابعالی به سمت #دبیری_هیات_کوهنوردی_و_صعودهای _ورزشی_استان_آذربایجانشرقی، از خداوند منان آرزوی موفقیت فراوان برای حضرتعالی و استواری گام هایتان را در راه تعالی این رشته ورزشی خواستارم.
محمد جدیری عباسی
@khabarkooh
@koohiran | 720 |
| 11 | ⭕️مخاطرات صعودهای بلند
#کوهنوردی ورزشی است که از آن بنام ماجراجویی ناممیبرند و بدیهی است هر نوع ماجراجویی در ذدات خود مخاطرات خاص خود را دارد.
#کوهنوردی به طور عام و در راس آن صعودهای بلند ۷۰۰۰ بهویژه #هیمالیانوردی فارغ از ۸۰۰۰ متری ها از این قاعده مستثنی نیست!
لذا پذیرش این مسئله که هر کوهنوردی وقتی گام در این راه میگذارد روی دیگر سکه افتخار را نیز میبیند که ممکن است به قیمت جان تمام شود و در این بین در یک حرکت جمعی و صعود وظیفه سرپرست نیز با توجه به ویژگی های مذکور سخت و گاه مواجه با چالشهای فراوان است، از صعود یا عدم صعود به دلایل گوناگون از جمله آب و هوا تا عوامل و حوادث انسانی که در مورد حوادث باید اسیب شناسی گردد تا شاهد عدم تکرار باشیم.
در برنامه اخیر آقای #جلال_چشمه_قصابانی که از دوستان و اساتید مجرب در زمینه کوهنوردی، خاصه در صعودهای بلند است شاهد حادثه منجر به فوت هموطنی گرامی از استان ایلام بودیم، که کام همه را تلخ کرد و قطعا شرایط سختی را بر تیم تحمیل کرد که قضاوت در خصوص چگونگی رخداد را باید منوط به ارائه گزارش نمود، لیکن آنچه باید گفت اینکه ما مخاطرات را پذیرفته ایم و ملاحظات را نیز در همه امور لحاظ نموده ایم.
بدونن هیچ پیش داوری انتظار برای گزارش را سرلوحه کار خویش قرار میدهیم، چرا که به علم و توان آقا جلال یقین داریم و همواره حامی و پشتیبان قهرمان ملی هستیم و برای خانواده مرحوم و همنوردان عزیز ایلام تسلیت و صبوری و بردباری آرزومندیم.
علی بیات
@khabarkooh
@koohiran | 126 |
| 12 | ⭕️مخاطرات صعودهای بلند
مطلبی از آقای علی بیات در مورد حادثه اخیر کوه لنین ( ابن سینا )
@khabarkooh
@koohiran | 327 |
| 13 | یک حادثه و تجارب آن
میخواهم برای انتقال تجربه ای به عقب برگردم ( ۳۱ سال پیش ) از نظر خودم واکاوی کنم اتفاقات زمان گذشته ای را که خاطره خوبی از آن ندارم.
جوانانی بودیم با میانگین سنی ۲۰ سال پر از شور و شوق و جویای نام کنجکاو برای رسیدن یا شاید زود رسیدن.
بله زود رسیدن !
چرا که معلم و مربی داشتیم که هر چه میدانست بدون خساست معنوی و مادی در اختیارمان گذاشت. ( حتی جان شیرینش را )
آنچه که در آن زمان مرسوم نبود!( همه چیز را رایگان انتقال دادن )
باید سال ها میگذشت تا تجربیات گران به شما میرسید و این کسب تجربیات و فوت و فن برای ما فقط در مدت ده ماه دست یافتنی شد.
ماجرا مربوط به اوایل مهر ۱۳۶۹ تا ۱ مرداد ۱۳۷۰ می باشد.
اتفاقات دهه ۶۰ سنگنوردان همدانی خود روایتی عاشقانه و گاهی یک تراژدی بوده همه و همه تاثیر گذار بر این حادثه بود که بحث راجب آن مجال این زمان نیست.
همانطور که اشاره شد جوانانی بودیم پر از شور و شوق و هیچ تجربه ای از یک حادثه تلخ و سنگین نداشتیم و مربی ما نیز !!
محمد ( حاج ممد صدایش میکردیم ) چنان انتقال مطالب را بدون کم و کاست در اختیار شاگردان گذاشت که مطمئن بود پابه پای او مثل تمریناتی که داشتیم کار را به پایان خواهیم رساند.
غافل از اینکه چیزی در کمین است که هرگز او را لمس نکرده بودیم، آن هم خطر ....!
آگاهی و یا بهتر بگویم بی توجهی به موقعیت زمانی و مکانی، زیر ساختی بود که باعث شد خطر را در آغوش بگیریم مثل یک معشوق جانی ....!
عشق رساندن جوانان به ستیغ علم کوه آن هم از مسیر دیواره و از دو مسیر به صورت همزمان با شش کرده رویایی بود که در سر داشتیم و علاوه بر آن رکوردی بود که باید بر جای میمانست و آن هم صعود اولین کرده ی مستقل شانزده ساله ها به دیواره علم کوه.
ولی صد افسوس حاج محمد خود قربانی این رویا شد.
میخواهم برگردم به اشتباهات آن دوره که جوانان امروز دیگر آزمون و خطا نکنند.
در زیر فهرستی از اشتباهاتی که منجر به این حادثه شد ( از دیدگاه خودم ) نقل میکنم امید است که مورد استفاده علاقمندان به ورزش دیواره نوردی قرار گیرد :
⚫ صعود در زمان غیر استاندارد ( ۹ صبح )
⚫ صعود شش کرده به صورت همزمان
⚫ عدم توجه به شلوغی مسیرها و پای دیواره
⚫ عدم شناخت بصری سایر افراد از دیواره ( به نظر بهتر بود جهت هم هوایی و شناخت از مسیر دیواره اعضا در ابتدا گرده آلمان ها را صعود میکردند تا آشنایی مختصری از دیواره کسب کنند.
⚫ عدم رعایت فاصله زمانی کرده ها به سمت دیواره از کف علم چال و تجمع آنها در ابتدای شکاف یخچالی و گل سنگ ها
⚫ عدم اطلاع رسانی به سایر تیم های مستقر در علم چال بابت اجرای این ایده که در نهایت ضعف بیشتر در این موضوع باعث شد افرادی که جهت بارگذاری تا پای دیواره رفته بودند در مسیر برگشت بدون دید کافی از ما که در زیر گل سنگ ها بودیم و فقدان کنترل مناسب و مسیریابی منجر به این شد که ریزش سنگ ها به صورت غیر طبیعی اتفاق بیفتند و سنگ با سر فقید محمد رضا خدایاری برخورد کند.
⚫ عدم آشنایی نفرات با سیستم امداد و نجات در دیواره که در صورت اتفاق این حادثه بر روی دیواره در آن زمان میتوانست بر میزان کیفی و کمی حادثه اضافه کند و تعداد تلفات احتمالا بیشتر شود.
در پایان امید وارم که درج این مطالب بابی باشد برای سایر عزیزانی که در اتفاقاتی مشابه شاهد و ناظر بودند ولی هیچگاه این اشتباهات فردی و گروهی جهت کسب تجربه و پیشگیری های آتی در اختیاری عموم قرار نگرفته.
از مربی و دوست ارجمندم جناب آقای ایرج صفا دوست که در این مسیر گزارش نویسی مرا راهنمایی کردند بسیار سپاسگزارم.
علیرضا امزاجردیان
۱۴۰۱/۵/۱۴
@khabarkooh
@koohiran | 497 |
| 14 | بخشی از سخنان محمد جدیری عباسی در #مجمع_انتخاب_رئیس_هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان آ.شرقی
....۲۵ سال پیش وقتی بنده عضو تیم ملی کوهنوردی کشور بودم و از برنامه موفق #راکاپوشی وارد شهر تبریز شدم، انتظار داشتم مثل تمامی اعضای محترم تیم ملی کوهنوردی، مرا نیز در شهر خودم(تبریز)، ریاست هیات کوهنوردی وفت استان همراهی کرده و موجب تشویق ام گردد، اما زهی خیال باطل!!
بعد از چند روز استاد عزیزم جناب آقای حاج احد پرتوی امر نمودند که برای دیدار با ریاست وقت هیات کوهنوردی به دفتر شخصی ایشان برویم، بعد از یک ساعت صحبت با رئیس وقت، من متوجه شدم که ایشان هیچگونه آشنایی با ورزش کوه و کوهنوردی ندارد! و جالب آنکه علاقه ای هم به کوهنوردی ندارد و بلاجبار ایشان را به این مسند گمارده اند!!
هدف از این چند سطر بعنوان مقدمه عرایضم، این است که، کاندیداهایی که خود را آماده ریاست هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان نموده اند و خاک این ورزش دوست داشتنی و مهیج را نخورده اند، مطمئنا تصمیمات خارج از عرف و منش کوهنوردی برای کوهنوردی استان خواهند گرفت!!!
زبانم لال باد اگر هدفم توهین به کاندیداهای محترم غیر کوهنورد باشد.
از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۶ حدود بیست سال طول کشید و چه مرارتهای کشیدیم ما!!
اما ناامید نشدیم، تا اینکه بعد از آگاه سازی کوهنوردان استان توسط برخی از کوهنوردان قلم بدست، همگی بدین نتیجه رسیدند که باید در راس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان، یک کوهنوردی که سابقه مدیریتی هم دارد، قرار گیرید، و خوشبختانه این اتفاق خوب توسط اعضای محترم مجمع دوره قبلی اتفاق افتاد.
روسای محترم شهرستاتها، نمایندگانمحترم باشگاههای کوهنوردی، نمایندگان عزیز مربیان، داوران، ورزشکاران و نمایندگان محترم ورزش دانشجویی، دانش آموزی، کارگری، بسیج و شهرداری که تک تک شما بزرگواران در شته کوهنوردی و صعودهای ورزشی سابقه برنانه های گلگشتی، کوه روی، کوه پیمایی، کوهنوردی، صعودهای فنی، صعودهای شاخص و حتی صعودهای تحصصی و ...را در رزومه ورزشی تان دارید، خواهش می کنم، از تک تک تان تمنا دارم و خواهش می کنم که از کاندیداهای که عین شماها سالیان سال کوهنوردی کرده اند و با ریز و بم این رشته آشنا هستن، اعتماد داشته باشید.
اعضای محترم مجمع، که بعنوان نمایندگان حقیقی و حقوقی جامعه بزرگ کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان هستین، انتظار بنده از شما حضرات این است که مدیریت و اداره هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان را به خود کوهنوردان واگذار نمایید، چرا که این نامزدان ریاست کوهنوردی، بخوبی با مسایل و مشکلات کوهنوردی استان آشنا بوده و راهکارهای اصولی را جهت رفع مشکلات موجود ارایه خواهند داد.
اعضای محترم مجمع خواهش می کنم که با انتخاب آگاه و حساب شده، شرایطی را فراهم آورید تا موجب عقبگرد به ۲۵ سال پیش نباشیم .....
@khabarkooh
@koohiran | 146 |
| 15 | آقای سیدعلی آقاسیدی
رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان آذربایجان شرقی انتخاب گردید.
دیروز بار دیگر جامعه کوهنوردی استان تصمیم گرفت، فارغ از تمام اختلاف نظرها و سلایق، سرنوشت خود را بدست کسی نسپارد که خارج از این جنس است!!
امید که این انتخاب منشاء خیر و برکت برای جامعه کوهنوردی باشد.
@khabarkooh
@koohiran | 524 |
| 16 | در مقام جواب به دوستان عزیزم
جناب آقای بیانی، آقای مهدی قلیپور، آقای محید رحمان بیگی، آقای سعید میرزایی، و نهایتا آقای عظیم قیچی ساز بسیاری از اوقات به هر دلیلی موضوع بحث (مهندسی کردن انتخابات) ممکن است برای شما و دوستان تان که آنهم بحق میباشد، ناراحت کننده باشد و تک تک شما که از این موضوع بسیار مهم و حیاتی برای تصمیم گیری های کلان کوهنوردی استانمان ( انتخابات آتی رئیس هیات کوهنوردی ) و مهندسی کردن آن انتخابات که الان گوش فلک را کر نموده، برایتان مطمئنا خوشایند نباشد!!
چرا که شماها تصمیم گرفته اید باز سکان هیات کوهنوردی استان را به یک مدیر دولتی تحویل دهید!!!
برای همین و برای کتمان ماندن این موضوع (مدیر دولتی) می توانند به خوبی از پس عوض کردن بحث بربیایند.
القصه تک تک تان ناچارا موضوع بحث (مهندسی انتخابات کوهنوردی) را علی رغم عدم علاقه تان ادامه نمی دهید؛ چرا که اندکی مهارت کافی برای عوض کردن بحث دارید.
الان مشخص شد که شما و دوستان تان حتما و حتما سودی و منفعتی در مهندسی کردن انتخابات، آنهم برای تحویل دادن کلید هیات کوهنوردی استان به یک مدیر دولتی دارید!!!
برای عوض کردن موضوع مکالمه ای که دوست ندارید یا احساس می کنید کار و عملتان اسباب ناراحتی مخاطب عام کوهنوردان استان هست، دست به بیراه های متعددی می زنید.
اینکه بتوانید بدون بی احترامی به مخاطب مسیر گفتگو را تغییر دهید، سیاسی کاریست!
دوست عزیز و دیرینم جناب آقای یعقوب بیانی، بقول ما ترک زبانان:
من دئیرم دامنان داما، سن دئیرسن هامنام هاما !!!
مخاطب های ما آدم ها و کوهنوردان باهوشی هستند آقا یعقوب عزیز و بزرگوار.
باز هم میگویم خدا را در نظر داشته باشید، کوهنوردی استان ما ۲۱ سال چوب *مدیر دولتی* را چگیده است!!
همین و دیگر هیچ
محمد جدیری عباسی
استادیار دانشگاه
@azim_gheichisaz
@yaghoub_bayani
@mehdi___gholipour
@saeid_mirzaei_14
@m_rahmanbigiy
https://www.instagram.com/p/Cfrvl97LwsV/?igshid=MDJmNzVkMjY= | 190 |
| 17 | @khabarkooh | 119 |
| 18 | شائبه و پشت پرده انتخابات آتی هیات کوهنوردی استان آذربایجانشرقی
درز انتشار لیست پیشنهادی افراد مجمع آتی هیات کوهنوردی استان آ.شرقی موجی از واکنش ها را در جامعه کوهنوردی استان بدنبال خواهد داشت، که توسط اداره کل تربیت بدنی استان (شما بخوانید هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان و یا هیات شهرستان تبریز!! ) ارائه شده است!!
علت این واکنش ها، غیر منتظره بودن ترکیب افراد پیشنهادی مجمع است که از سوی سرپرست موقت هیات کوهنوردی استان آ.شرقی عبور نموده است!!
عدم چهره های نامدار و قابل ستایش در مجمع آتی هیات کوهنوردی استان آ.شرقی نشان از *مهندسی انتخابات* توسط ......... !! می باشد و این برای افکار عمومی و جامعه کوهنوردی، علی الخصوص کاندیداهای محترم قابل هضم نیست! (البته بغیر از یک کاندیدای خاص!!)
حال سوال این است، که این قابل هضم نبودن و غیرمنتظره بودن، حسن سرپرست موقت هست یا نقطه ضعف آن!؟
جناب آقای عظیم قیچی ساز (جهان پهلوان کوهنوردی کشور!!!) آیا کارتان و عملکردتان در برگزاری انتخابات آتی رئیس هیات کوهنوردی استان آذربایجانشرقی قابل افتخار برای خود و کوهنوردی استان خواهد بود، یا نه!؟
بنظرم لیست پیشنهادی مجمع برای انتخابات که مهندسی آن برای رای آوردن فردی غیرکوهنورد و حتی غیر ورزشی! آنقدر ناشیانه و تاسفبار صورت گرفته، که حتی ظواهر کار هم رعایت نشده است!!! که اگر خدای نکرده این اتفاق شوم صورت پذیرد، اکثر کاندیداهای محترم کناره گیری خواهند کرد.
دوستان محترم در هیات کوهنوردی، منتظر متن های دیگر در صورت مهندسی نمودن انتخابات آتی رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان آ.شرقی باشید!!
رونوشت:
اداره کل تربیت بدنی استان آ.شرقی
فدراسیون کوهنوردی و صعود ورزشی ج.ا.ایران
محمد جدیری عباسی
استادیار دانشگاه
@khabarkooh
@koohiran | 156 |
| 19 | مهندسی انتخابات آتی رئیس هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان آذربایجانشرقی، آری یا نه!؟
@khabarkooh
@koohiran | 910 |
| 20 | دوست عزیز و رفیق بیادماندنی
جناب آقای رضا زارعی
به یقین اولین آشنایی بنده با شما برمی گردد به ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی) اولین روز تست هیمالیا نوردی در بهار سال ۱۳۷۶ و شروع رفاقت مان بر می گردد به آخرین ارودی راکاپوشی!! و انسجام این رفاقت شد خود برنامه عجیب راکاپوشی ۷۷۸۸ متر.
بعدها در طول بیش از ریع قرن که گاه و بیگاه همدیگر را دیدم، با روی گشاده و خنده بر لب و ذکر خاطرات!
من وقتی بیشتر شما را درک کردم که با قلم زیبایت، بیشتر و بیشتر آشنا شده و تو را شناختم.
رضای عزیز هنگام خواندن کتاب " خاطرات سرزمین برفی " احساس کردم در کنار شما در یک رشته طناب بهم متصل هستیم و صعود میکنیم، این کوه گاف را !!!
و در موقع خواندن کتاب " ماکالو هیولای سیاه " تصورم این بود که در کنارت به تماشای سایر کوهنوردان از مردم این سرزمین و سرزمین های دور هستم، از محبت ها و حتی گاهی نم نمکی زخم زبانها!!
در همراهی با کتاب " اورست کوهی فراتر از ابرها " بود که آموختم، بپرهیزم از گفتن کنایه به این همنورد و آن کوهنورد!
و حتی از قضاوت کردن نابجا!!
در کل از کتابهای شما نظیر ۸۰۰۰ مترها، یاد گرفتم که عاشق باشم به کوه و مهر بورزم به همه کوهموردان عین رفیق بسیار محترم و مشترک من و شما، حضرت دوست، آقای دکتر جلال الدین شهبازی.
وقتی به قرائت کتابهایت مشغول هستم، دارای احساسات متنوعی می شوم، گاهی لبخند زده ام و گاهی هم، گونه هایم تر گشته است، عجیب قلمی داریدآ آقای زارعی....
رضا جان کتاب هایت، دردها، رنجها، اشک ها، لبخندها، شوق ها، دار وندارها و ....جامعه کوهنوردی ما را بیان می کند و تک تک آنها را به ما نشان داده و در نهایت شناخت و خودآگاهی کوه و کوهنوردی را نصیب خواننده کتاب می نماید.
رضا جان کوهموردی ایران ما با نگاه و نگرش محبت بار و احساسی شما و قلم روان و رسای شما دیدنی و صد البته خواندنی است.
محمد جدیری عباسی
استادیار دانشگاه
@khabarkooh
@koohiran | 981 |
