SILENCED
رفتن به کانال در Telegram
جهت هماهنگی وسفارش دکلمه با آیدی زیر تماس بگیرید @Barati_S21 ____________________________ لینک ناشناس http://t.me/BluChtBot?start=60a6a805badbaf8988
نمایش بیشتر572
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
572
کاش آنقدر شیفته ی خوبی و انسانیت باشیم که با پایان این ایام ، ارادتمان تمام نشود .
هر کجا ظلم دیدیم ، فریاد کنیم ، هر کجا مظلوم دیدیم ، دفاع کنیم ،
و هر کجا ناتوان دیدیم ، دستگیر باشیم !
کاش بفهمیم ؛ این مناسبت ها و این ایام ، زمانِ تجدید بیعت با خوبی هاست و فرصتی برای محکوم کردن ستم های روزگار ،
نه ابرازِ تاسف ! نه عزاداری !
کاش از بندِ تکرار ، رها شویم و انسانیت را تمرین کنیم .
حسینِ درونمان را سیرابِ وجدان و آگاهی ، و شمرها و یزیدهای دوران و درون را سرکوب کنیم .
هیچ زخمی ، کاری تر از تکرارِ تاریخ نیست !
ما باید روزگارمان را خالی از ظلم و جهل و اجبار کنیم .
این است پیامِ عاشورا ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
#صبح_بخیر_رفقا
@Silencedd
572
همه میگفتند دیوانه است...
مردی را میشناختم که برای شمعدانیها آواز میخواند؛
به برگهای گل غزل میآویخت،
با زمزمهی باران میرقصید،
و شبها، پیاده، چهارباغ را قدم میزد.
با ماه سخن میگفت،
و هر بار که به نیمکتی میرسید،
گونهاش را بر آن میگذاشت؛
انگار ردّی از معشوق بر چوبهای کهنهاش مانده باشد.
اشکهایش را در ظرفی جمع میکرد
و با آن شمعدانیهایش را آب میداد.
همه میگفتند دیوانه است؛
اما حقیقت این بود که او فقط عاشق بود...
و عشق، از نگاه آدمهای حسابگر،
همیشه کمی شبیه دیوانگی است.
#براتی
@Silencedd
572
🔻@silencedd
حرم تو کعبة دل، کرمت همه خدايي
کني از کرامت خود به خدا خدا نمايي
در باز توست افزون من بي نواي محزون
ز کدام در درآيم به بهانة گدايي
کرم تو مي دهد رو به گداي تو وگرنه
ندهند پادشاهان به فقير آشنايي
من اگر گناه کارم تو رئوف و مهرباني
کرمت نمي گذارد که کني ز من جدايي
تويي آن که هر که آيد به زيارت تو يک بار
تو سه بار از عنايت به زيارتش بيايي
به خدا گناه کارم دگر آبرو ندارم
چه شود دهي ز نارم به محبتت رهايي
بکشم هماره نازت مگرم دهي اجازت
که به يک زيارت تو سر و جان کنم فدايي
همه را تو دست گيري همه را تو مي پذيري
چه امير شهر باشد چه فقير روستايي
به حريم توست بارم به حرم چه کار دارم
کند از هزار کعبه حرم تو دلربايي
کرمت به کل عالم حرمت پناه "ميثم"
به شما از او توسل ز شما گره گشايي
#غلامرضا_سازگار
572
خدایا❣
دراین تاسوعا
دلمان را در جویبار رحمتت چنان
شستشو ده ڪه
هرجا نفرت هست دوستی
هرجا یاس"امید
و هر کجا زخمى
درمان جایش را بگیرد
آمین یارب العالمین
#صبح_بخیر_رفقا
@Silencedd
572
پرسید: «بیداری؟»
و ما بیدار بودیم...
نه برای شمردن ساعتهایی که از پی هم میگذرند،
نه برای جنگیدن با خوابِ گریزانِ چشمهایمان،
بلکه به امید آنکه شب،
با تمام سکوت و مهربانیِ پنهانش،
کنارمان بنشیند
و دستی بر سر و روی خستهمان بکشد.
بیدار بودیم
تا شاید تاریکی،
مرهمی باشد بر زخمهایی که در روشنایی مجال دیدهشدن ندارند.
تا شاید ستارهای از پشت ابرهای دل پیدا شود
و به ما یادآوری کند
که هیچ زمستانی آنقدر طولانی نیست
که بهار را از یاد ببرد.
بیدار بودیم
با قلبهایی که از روزگار ترک برداشتهاند،
با آرزوهایی که هنوز زیر آوارِ خستگی نفس میکشند،
و با امیدی کوچک اما سرسخت
که همچنان در گوشهای از جانمان روشن مانده است.
آخر مگر نه اینکه بعضی شبها
برای خوابیدن نیستند؟
بعضی شبها آمدهاند
تا غبار اندوه را از روح آدمی بتکانند،
تا دستمان را بگیرند و آرام در گوشمان بگویند:
«هنوز هم میشود از نو شکفت.»
پس بگذار شب،
آخرین نوازش خود را بر جانمان بنشاند؛
شاید فردا،
بر دیوارهای بلند و خاموش قلبمان،
شکوفههای امید سر برآورند
و پنجرههای بستهی روحمـان
رو به روشنایی گشوده شوند.
#براتی
#شب_بخیر
@Silencedd
572
هرچقدر هم که سنوسالت بالاتر برود، هرچقدر درگیر کار، مسئولیتها و هزار دغدغهی روزمره شوی، هرچقدر ذهنت پر از فکرهای پیچیده و نگرانیهای بیشمار باشد و احساس کنی در این زندگی کارهای مهمتری داری؛ باز هم جایی درون تو همان نوجوان پرشور و بیقراری نفس میکشد که مثل روزهای اول بلوغ، هنوز دلی برای یک عشق عمیق، هیجانانگیز و پرحرارت دارد.
هرچقدر هم از عشق فاصله بگیری و به خودت بگویی «اینها بچهبازی است»، «دیگر از سن من گذشته» یا «من دغدغههای مهمتری دارم»، باز هم گوشهای از دلت آرزو میکند همهچیز را کنار بگذاری، دست یک نفر را بگیری و بیخیال تمام دنیا، زیر باران با او قدم بزنی؛ او را کنار دریا ببری، با هم به دل آب بزنید، همدیگر را در آغوش بگیرید و از ته دل بخندید.
آدم نمیتواند برای همیشه بینیاز از عشق باشد. نمیشود رویا نساخت؛ از قدم زدن کنار یار، از سفر رفتن با او، از آغوشی امن، از رقصی ساده و بوسهای که تمام خستگیهای دنیا را فراموش میکند.
گاهی درست همان زمانی که غرق حسابوکتابهای بیپایان زندگی هستی و ذهنت از پیچیدگیهای دنیا خسته شده، این عشق است که با یک نگاه، یک لمس یا یک آغوش، تو را دوباره به خودت برمیگرداند.
عشق شاید جدیترین و واقعیترین اتفاق این دنیاست؛ اما ما گاهی فراموش میکنیم که آمدهایم زندگی کنیم، نه فقط دوام بیاوریم. فراموش میکنیم که عشق، با تمام زخمها و دردهایش، خالق واقعیترین لبخندها، عمیقترین آرامشها و زیباترین لحظههای زندگی است.
برای عاشقی کردن، هیچوقت دیر نیست...
#براتی
@Silencedd
572
روزی با یکی از نزدیکانم نشسته بودم و درباره کاری صحبت میکردم که زمانی یکی از بزرگترین خواستههایم بود؛ اما بهخاطر شرایط آن دوران و مصلحت خانواده، از انجامش گذشتم.
با آرامش گفت: «اگر واقعاً برایت مهم بود، انجامش میدادی. گاهی نباید دنبال مقصر بگردی؛ بعضی انتخابها، انتخاب خود ما هستند.»
همانجا چیزی را فهمیدم؛ اینکه انسان نباید آنقدر برای دیگران زندگی کند که صدای خواستههای خودش را فراموش کند.
چون روزی میرسد که نه دیگران، بلکه خودِ ما باید با حسرتِ رویاهایی روبهرو شویم که میتوانستیم دنبالشان کنیم و نکردیم؛ یا با تصمیمهایی که از سرِ ازخودگذشتگی گرفتیم، اما بخشی از خودمان را در آنها جا گذاشتیم.
پس تا وقتی فرصت نفس کشیدن هست، به رویاهایت وفادار بمان...
گاهی بزرگترین مسئولیت ما، فراموش نکردنِ خودمان است.
به خاطر هیچکس...
به خاطر هیچچیز.
#براتی
@Silencedd
572
ما در همه چیز شریک شدیم...
در دنیای عشق،
در ریاضیِ فاصلهها و منطقِ دلتنگی،
در ستارهها و سیارهها،
در رؤیاهایی که گاهی از زمین شروع میشدند و به آسمان میرسیدند.
ما شریک شدیم
در خیابانهای منتهی به میدان نقش جهان،
در چهارباغِ رویاییِ بارانخورده،
در پاییزهایی که برگهایشان زیر قدمهایمان آواز میخواندند،
و در شبهایی که سکوتشان از هزاران واژه گویاتر بود.
ما در غم شریک شدیم،
آن زمان که دنیا بر شانههایمان سنگینی میکرد؛
و در شادی شریک شدیم،
آن زمان که یک لبخندِ ساده
برای روشن کردن تمام جهان کافی بود.
و آموختیم که عاشق که باشی،
فاصلهها معنایی ندارند.
چه در چهارباغِ رویاییِ اصفهان قدم بزنی،
چه در خیابانهای مونترال،
چه در کافههای دنج پاریس.
عاشق که باشی،
مرزها روی نقشه میمانند
و دلها راه خود را پیدا میکنند.
زمان و مکان رنگ میبازند
و دو نفر،
با وجود تمام فاصلهها،
در یک آسمان نفس میکشند.
ما در دو دنیای دور از هم زندگی میکردیم،
اما سخاوتمندانه
روزها، شبها، خاطرهها، رؤیاها،
غمها و شادیهایمان را با هم قسمت کردیم.
شاید عشق همین باشد؛
اینکه دو نفر،
بیآنکه چیزی از هم کم شود،
تمام زندگی را با یکدیگر شریک شوند.
👩❤️👨
#براتی
@Silencedd
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
