ch
Feedback
SILENCED

SILENCED

前往频道在 Telegram

جهت هماهنگی وسفارش دکلمه با آیدی زیر تماس بگیرید @Barati_S21 ____________________________ لینک ناشناس http://t.me/BluChtBot?start=60a6a805badbaf8988

显示更多
581
订阅者
+224 小时
+57
+1030
帖子存档
دنیا، دارِ مکافات است... شاید بتوانی با قدرت، حقیقت را پنهان کنی، حقِ کسی را بخوری، یا صدای مظلومی را خاموش کنی؛ اما از عدالت خدا گریزی نیست. در طول تاریخ، بارها به نام دین، به نام خدا، و حتی به نام حق، بر انسان‌ها ظلم شده است؛ اما خدا را نمی‌توان پشتِ ظلم پنهان کرد. خدای عدالت، بر همه‌چیز ناظر است و هیچ اشکی، هیچ آهی، و هیچ حقِ پایمال‌شده‌ای از نگاه او پنهان نمی‌ماند. همه‌ی حساب‌ها برای قیامت نمی‌ماند؛ بعضی تاوان‌ها همین‌جا پرداخت می‌شوند، تا دیگران ببینند که هیچ ظلمی بی‌پاسخ نمی‌ماند. اگر قدرتی داری، آن را وسیله‌ی عدالت کن، نه ظلم؛ زیرا دنیا دارِ مکافات است، و آهِ مظلوم، راهش را خوب بلد است... دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. خدا را نمی‌توان به نامِ خدا فریب داد؛ آنان که دین را نردبانِ قدرت می‌کنند، دیر یا زود در دادگاهِ عدالتِ او پاسخ‌گو خواهند بود. #براتی @Silencedd

photo content

نگذاریم خوبی‌های آدم‌ها عادی شود... عادی نشود صبح بخیری که هر روز برایمان می‌نویسند، صدایی که با شنیدنش آرام می‌شویم، عطری که با آن خانه بوی زندگی می‌گیرد، غذایی که با عشق برایمان پخته می‌شود، دستی که بی‌هیاهو گره‌ای از کارمان باز می‌کند، هدیه‌ای که شاید قیمتش کم باشد اما از دلِ بزرگی آمده باشد، لبخندی که خستگی یک روز را از تنمان بیرون می‌کند و حضوری که خیالمان را قرص نگه می‌دارد. چند وقت پیش دوستی برایم تعریف می‌کرد: «روزهای تعطیل همیشه با صدای مادرم بیدار می‌شدم. آن‌قدر صدایم می‌زد تا از رختخواب بلند شوم و با هم وقت بگذرانیم. آن روزها گاهی کلافه می‌شدم و با خودم می‌گفتم کاش کمی بیشتر بخوابم. ظهر که می‌شد، عطر غذا تمام خانه را پر کرده بود و شب‌ها، هرچقدر هم دیر به خانه برمی‌گشتم، مادرم بیدار می‌ماند؛ غذا را گرم نگه می‌داشت و منتظرم بود. حالا اما نه صدایی هست که مرا از خواب بیدار کند، نه عطری که خانه را پر کند، نه کسی که شب‌ها چشم‌به‌راه آمدنم باشد. این روزها چیزی ته دلم خالی است... و تمام آرزویم این است که فقط یک بار دیگر، با صدای مادرم از خواب بیدار شوم.» بزرگ‌ترین خطای انسان، عادت کردن به نعمت‌هاست. آن‌قدر به بودن آدم‌ها خو می‌کنیم که گمان می‌بریم همیشه خواهند ماند؛ تا روزی که جای خالی‌شان، تمام خانه و تمام قلبمان را پر کند. تا فرصت هست، قدردان باشیم. محبت را به زبان بیاوریم، تشکر را به تأخیر نیندازیم و عشق را برای فردایی که معلوم نیست برسد، نگه نداریم. بعضی چیزها وقتی از دست می‌روند، دیگر هیچ حسرتی توان بازگرداندنشان را ندارد. اگر امروز کسی با صدایت بیدارت می‌کند، اگر عطر غذا در خانه‌ات می‌پیچد، اگر کسی بی‌صدا چشم‌به‌راه آمدنت می‌ماند، بدان که خوشبختی همیشه اتفاق‌های بزرگ نیست؛ گاهی همین لحظه‌های ساده، بزرگ‌ترین نعمت‌های زندگی‌اند. قدرِ آدم‌ها را وقتی کنارمان هستند بدانیم. گاهی خوشبختی، خانه‌ای است که بوی غذای مادر در آن پیچیده، پدری که منتظر بازگشتت مانده، یا عزیزی که هر روز بی‌دلیل احوالت را می‌پرسد. حسرت، همیشه از جایی شروع می‌شود که خوبی‌ها را عادی فرض کرده بودیم. #براتی @Silencedd

#یهویی @Silencedd

حتماً. گاهی بچه‌های کانال یا دوستان مجازی و حتی دوستان واقعی می‌گویند: «تو زیادی از زیبایی‌های دنیا می‌نویسی. مگر گرانی را نمی‌بینی؟ فقر را نمی‌بینی؟ بیکاری، تورم، اضطراب فردا و هزار درد دیگر را نمی‌بینی؟» چرا، می‌بینم... من هم در همین کوچه‌ها نفس می‌کشم، همان قبض‌ها را پرداخت می‌کنم، همان نگرانی‌ها را با خودم به رختخواب می‌برم، همان خبرها را می‌شنوم و خیلی وقت‌ها مثل همه، خسته می‌شوم، دلم می‌شکند و از آینده می‌ترسم. اما اگر قرار باشد تمام روز چشمم فقط به تاریکی باشد، دیگر نوری برای ادامه دادن باقی نمی‌ماند. من از زیبایی‌ها نمی‌نویسم چون دردی وجود ندارد؛ از زیبایی‌ها می‌نویسم چون درد، به اندازه‌ی کافی هست. دنیا هر روز سهم خودش را از غم به ما می‌دهد؛ دلم می‌خواهد سهم من، یادآوری امید باشد. اگر بتوانم باعث شوم کسی چند دقیقه لبخند بزند، دوباره دلش به زندگی گرم شود، با پدر و مادرش مهربان‌تر باشد، همسرش را محکم‌تر در آغوش بگیرد یا برای رسیدن به رؤیاهایش یک روز دیگر هم تلاش کند، احساس می‌کنم نوشتن بیهوده نبوده است. من واقعیت را انکار نمی‌کنم؛ فقط نمی‌خواهم تلخی‌ها، تنها حقیقت زندگی باشند. هنوز هم باور دارم میان این همه هیاهو، یک طلوع، یک لبخند، یک آغوش، یک فنجان چای، یک دوست خوب و یک دل امیدوار، می‌توانند دلیل ادامه دادن باشند. و تا وقتی امید زنده باشد، انسان هم می‌تواند دوباره از نو شروع کند. #براتی @Silencedd

پیش از آنکه چشم‌هایت را باز کنی، شاید در یکی از جهان‌های موازی، نسخه‌ای از تو هنوز خواب باشد؛ یکی دیگر در حال دویدن دنبال رؤیاهایش، یکی از اشتباهاتش گذشته باشد و یکی درست همین حالا به آرزویی که تو در دل داری رسیده باشد. اما در تمام آن جهان‌ها، فقط یک چیز ارزشمند است؛ صبحی که اکنون در اختیار توست. شاید جهان‌های موازی فقط یک فرضیه باشند، اما این صبح حقیقت دارد. این نور که از پنجره می‌تابد، این نفس که در سینه داری، این فرصت تازه برای مهربان‌تر بودن، عاشق‌تر زیستن و دوباره از نو ساختن، واقعی‌ترین معجزه‌ی جهان است. اگر قرار باشد امروز فقط در یک جهان زندگی کنی، همان را زیبا بساز؛ شاید تمام جهان‌های موازی، آرزوی بودن در همین صبح تو را داشته باشند. #براتی @Silencedd

4_5924578995927523640.mp36.64 MB

Repost from SILENCED
وایبی که نوتای پیانو این بیکلام داره بشدت گاد و آرامش بخشه، قبل خواب گوشش بدید. @Silencedd

هر کسی که به درونِ خود نمی‌نگرد، تنها کسی است که به بیرون می‌نگرد؛ و کسی که به بیرون می‌نگرد، تنها در رویا می‌بیند. آگاهی، نه با تصورِ نور، بلکه با به خاطر آوردنِ تاریکی به دست می‌آید... - کارل یونگ @Silencedd

اگر تمامِ عمرم تنها یک ثانیه باشد، و سرنوشت به من اجازه دهد فقط یک لحظه را دوباره زندگی کنم، نه آرزوی جوانی می‌کنم، نه ثروت، نه روزهای بی‌دغدغه... فقط می‌خواهم دوباره در همان لحظه‌ای بایستم که تو را دیدم؛ همان لحظه‌ای که جهان، رنگ دیگری گرفت، زمان برای چند ثانیه از حرکت ایستاد، و قلبم معنای تپیدن را از نو آموخت. اگر قرار باشد تمامِ زندگی را در یک ثانیه خلاصه کنم، آن یک ثانیه، دیدنِ توست... #براتی @Silencedd

photo content

پرسید: دلتنگی چیست؟ کجای قلبِ آدمی خانه دارد که هم می‌سوزاند، هم می‌میراند، هم امید می‌دهد، هم اشک را جاری می‌کند، و سرانجام رمقِ جانت را می‌گیرد؟ گفتم: دلتنگی، شبِ یلدایی‌ست که تنها یک دقیقه بلندتر است، اما عاشق، تمامِ آن یک دقیقه را به اندازهٔ یک عمر زندگی می‌کند... چه بر عاشق می‌گذرد، فقط خدا می‌داند. #براتی شبتان به دور از دلتنگی... @Silencedd

4_5821017988572123987.mp318.61 MB

هیچ‌کس مثل من دوستت نداشت... من فقط عاشقِ تو نبودم؛ عاشقِ تمامِ جهانِ کوچکی بودم که در وجودت جریان داشت. عاشقِ رنگِ چشم‌هایت، حالتِ موهایت، لهجه‌ی شیرینت که هر واژه را دلنشین‌تر می‌کرد، و عطری که برای من همیشه بوی بهارنارنجِ شیراز می‌داد. عاشقِ طرزِ راه رفتنت، خنده‌هایت، شوخی‌هایت، و سکوت‌هایی که بیشتر از هزار جمله حرف داشتند. دوستت داشتم، چون وقتی از ستاره‌ها حرف می‌زدی، انگار آسمان نزدیک‌تر می‌شد. وقتی از سیاره‌ها می‌گفتی، جهان برایم بزرگ‌تر و زیباتر می‌شد. شیفته‌ی ذهنت بودم؛ همان ذهنی که میان منطق و احساس، میان فرمول‌های ریاضی و رؤیاهای عاشقانه، پلی شگفت‌انگیز می‌ساخت. من عاشقِ تمامِ جزئیاتت بودم؛ از برقِ نگاهت تا واژه‌هایی که انتخاب می‌کردی، از عطرِ حضورت تا وسواسی که برای فهمیدن دنیا داشتی. شاید دیگران تو را دوست داشتند، اما من، تو را با همه‌ی جهانِ درونت دوست داشتم؛ با ستاره‌ها، با سیاره‌ها، با منطق، با ریاضی، با لهجه‌ی زیبایت، و با عطرِ بهارنارنجِ شیراز که هنوز هم هر بهار، مرا به یاد تو می‌اندازد. برای همین است که هنوز باور دارم... هیچ‌کس مثل من دوستت نداشت. هیچ‌کس، این‌همه دقیق، این‌همه عمیق، عاشقِ تمامِ جزئیاتِ تو نشد. #براتی @Silencedd

شخصیت اضطرابی کسی‌ست که میخواد: _ همه چی رو کنترل کنه _همیشه عالی عمل کنه _همیشه خوب به‌نظر برسه _جز اولین‌ها، بهترین‌ها و بخصوص‌ها باشه _دائم تلاش میکنه، معمولی بودنشو نپذیره! _ از خودش زیاد کار میکشه _تجارب لذت‌ بخش رو ساده رد میکنه _دردها رو عمیق پردازش می کنه ✍دکتر محمد گراوندنیا @Silencedd

مرز باریکی میان صراحت و جریحه‌دار کردن احساس دیگران وجود دارد؛ همان‌قدر که میان رک‌گویی و بی‌ادبی، و میان شوخی و بی‌حرمتی. همه‌چیز را نمی‌توان به اسم «رک بودن» یا «شوخی» توجیه کرد. بعضی کلمات، هرچند با لبخند گفته شوند، بوی تحقیر می‌دهند و بعضی حقیقت‌ها، اگر بی‌احترامی را با خود حمل کنند، دیگر فضیلت نیستند. و یک نکته را هرگز فراموش نکنیم؛ اگر روزی در برابر بی‌ادبی، تحقیر یا توهین به دیگری سکوت کنیم، نباید تعجب کنیم اگر فردا نوبت خودِ ما باشد. سکوت در برابر بی‌احترامی، فقط قربانی را تنها نمی‌گذارد؛ مرزهای احترام را هم جابه‌جا می‌کند. جامعه‌ای که در آن حرمت آدم‌ها حفظ شود، از احترام‌های کوچک آغاز می‌شود؛ از کلمه‌ای که با ملاحظه گفته می‌شود، از شوخی‌ای که شأن کسی را نمی‌شکند، و از سکوتی که جای خود را به دفاع از احترام انسان‌ها می‌دهد. #براتی @silencedd

عادت کردن از خصایص انسانی است. آن‌قدر به نعمت‌هایمان خو می‌گیریم که دیگر حضورشان را نمی‌بینیم، تا روزی که نبودنشان، تمام زندگی‌مان را زیر و رو کند. هر روز به خانه برمی‌گردی و عزیزانت را سالم می‌بینی، عطرِ غذا در خانه پیچیده، بی‌دغدغه نفس می‌کشی، راه می‌روی، می‌بینی، دست‌هایت بی‌منت کارهایت را انجام می‌دهند، صورتِ پدر و مادرت را می‌بوسی، دوستانت را در آغوش می‌گیری، و میان خاطره‌هایت قدم می‌زنی... همه‌ی این‌ها آن‌قدر تکرار شده‌اند که خیال می‌کنی همیشه خواهند ماند. اما زندگی بارها ثابت کرده است که هیچ نعمتی، همیشگی نیست. برای همین، قبل از آنکه دلتنگِ داشته‌هایت شوی، بودنشان را زندگی کن. قدردانشان باش، بیشتر دوستشان بدار، بیشتر بغلشان کن، بیشتر خدا را شکر کن. آدم‌های شکرگزار، لزوماً بیشتر ندارند؛ آن‌ها بیشتر می‌بینند. و کسی که نعمت‌هایش را ببیند، زندگی را زیباتر زندگی خواهد کرد. #براتی @Silencedd

بفرست برای آدم حسابی زندگیت❤

من عاشقِ آدم‌حسابی‌ها هستم؛ همان‌هایی که حضورشان دل را گرم می‌کند؛ به زندگی، به نفس کشیدن، به برگ‌ریزانِ پاییز، به عطرهای خنک و شیرین و به تلخیِ دلنشینِ قهوه. همان‌هایی که حتی اگر در تلخ‌ترین روزهای زندگی کنارت باشند، شیرینیِ روزگار می‌شوند. آدم‌هایی بی‌حاشیه، بی‌ادعا و رها از پلشتی‌های این دنیا. فرقی نمی‌کند با آن‌ها کجا باشی؛ در شیک‌ترین رستوران شهر یا کنار یک فلافلیِ ساده. وقتی آدم‌حسابی‌ها کنارت باشند، همان‌جا امن‌ترین و دنج‌ترین جای دنیاست. با آن‌ها می‌شود شعر خواند، زیر باران بی‌چتر قدم زد، چای نوشید، به موسیقی گوش سپرد و به بی‌مزه‌ترین اتفاق‌های دنیا از ته دل خندید. کنار آدم‌حسابی‌ها، دنیا بی‌حد و حساب قشنگ است؛ چون بعضی آدم‌ها، خودِ حالِ خوب‌اند و حضورشان از هزار جای دیدنی، تماشایی‌تر است. #براتی @Silencedd

حس خوب بایه موزیک خوب