fa
Feedback
صدغیها (شعر و ادبیات عربی)

صدغیها (شعر و ادبیات عربی)

رفتن به کانال در Telegram

مختارات من الرومانسیات الکلاسیکیة و المعاصرة منتخبی از عاشقانه های کلاسیک و معاصر عربی ـ صدغیها: دو طره‌ی آویخته بر بناگوشش... انتخاب‌ها و ترجمه‌های خودتان را به اينجا بفرستيد: @alimim63 اصول صدغیها: https://t.me/sodqaihaa/1048

نمایش بیشتر
8 427
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+107 روز
+2230 روز
جذب مشترکین
مه '26
مه '26
+35
در 5 کانال‌ها
آوریل '26
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+14
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+109
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+46
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+92
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+55
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+47
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+83
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+57
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+81
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+50
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+89
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+100
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+92
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+111
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+150
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+180
در 6 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+173
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+137
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+99
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+140
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+136
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+134
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+145
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+136
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+154
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+130
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+111
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+151
در 13 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+108
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+105
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+113
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+116
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+142
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+129
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+87
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+91
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+136
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+141
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+103
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+83
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+113
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+87
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+147
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+149
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+139
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+92
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+88
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+113
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+95
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+114
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+132
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+291
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+136
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+116
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+190
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+128
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+185
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+181
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+6 674
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
25 مه+1
24 مه+2
23 مه0
22 مه+5
21 مه+1
20 مه+2
19 مه+2
18 مه0
17 مه0
16 مه+2
15 مه+2
14 مه+1
13 مه+1
12 مه0
11 مه+5
10 مه0
09 مه+1
08 مه0
07 مه+1
06 مه+2
05 مه+2
04 مه+1
03 مه0
02 مه+2
01 مه+2
پست‌های کانال
والآن الهمّ تراكم ثلجاً في باب القلب القهر تجمع مرضاً بين مفاصلي الوهنى حزني يتصبب فوقي طيناً يثقلني وأكابر كي أحبس دمعي يخنقني.. و اکنون غم، به‌‌سان برف بر دروازه‌‌ی دلم انباشته شد و رنج، چونان مرضی میان مفاصل سست و ناتوانم جمع شد اندوهم، بر سرم گِل می‌‌ریزد، و بر من سنگینی می‌‌کند مغرورانه اشکم را پنهان می‌‌کنم و نفسم می‌‌گیرد.. من قصيدة "دون كيشوت الأخيرة" ممدوح عدوان محبوبه افشاری ديگر اشعار اين شاعر سوري را از اينجا بخوانيد: http://bit.ly/2FCb3Zt @sodqaihaa

2
- چگونه خودت را ساختی ـ زخم روی زخم.. @sodqaihaa
- چگونه خودت را ساختی ـ زخم روی زخم.. @sodqaihaa
1 757
3
بارلٰها! ما را به رمضان برسان! [با او که دوستش داریم!] ✒️ محمد الصلحاني @sodqaihaa
بارلٰها! ما را به رمضان برسان! [با او که دوستش داریم!] ✒️ محمد الصلحاني @sodqaihaa
2 563
4
المذيع: على من أنت ثائر؟ نزار قباني: على مدن الحجر التي قتلت أختي. «وصال» خواهر «نزار قباني» در ۲۵سالگی خودکشی کرد، چون خانوا
المذيع: على من أنت ثائر؟ نزار قباني: على مدن الحجر التي قتلت أختي. «وصال» خواهر «نزار قباني» در ۲۵سالگی خودکشی کرد، چون خانواده، مانع ازدواجش با مردی شدند که دلباخته‌اش بود. نزار آن زمان ۱۵ سال بیشتر نداشت. بعدها در زمان شُهرتش، در مصاحبه‌ای از او پرسیدند: شما و شعرتان علیه چه عصیان می کنید؟ گفت: «علیه رسومِ سنگواره‌گشتهٔ شهری که خواهرم را کشت» نزار قباني مسعود باب‌الحوائجی @sodqaihaa
1 570
5
۱۱. كل عامٍ وعيناك أيقونتان بيزنطيتان.. ونهداك طفلان أشقران.. يتدحرجان على الثلج.. كل عامٍ.. وأنا متورطٌ بك.. وملاحقٌ بتهمة حبك.. كما السماء متهمةٌ بالزرقه والعصافير متهمةٌ بالسفر والشفة متهمةٌ بالإستداره... كل عامٍ وأنا مضروبٌ بزلازلك.. ومبللٌ بأمطارك.. ومحفورٌ – كالإناء الصيني – بتضاريس جسمك كل عامٍ وأنت.. لا أدري ماذا أسميك.. إختاري أنت أسماءك.. كما تختار النقطة مكانها على السطر وكما يختار المشط مكانه في طيات الشعر.. وإلى أن تختاري إسمك الجديد إسمحي لي أن أناديك: «يا حبيبتي» ۱۱. همه‌ساله چشمانت دو شمایل بیزانسی‌ست و سینه‌هایت دو کودک زرین‌موی که بر برف می‌غلتند همه‌ساله دچار تو هستم... و به اتهام عشق تو تحت تعقیبم... همان‌گونه که آسمان به آبی‌بودن متهم است... و گنجشک به سفر... و لب به انحنا... همه‌ساله دچار زلزله‌های تو هستم و با باران‌های تو خیس می‌شوم و چون گلدان چینی با خطوط اندامت حکاکی می‌شوم... همه‌ساله تو... که نمی‌‌دانم چه بنامت... تو خود نام‌هایت را انتخاب کن همان‌طور که نقطه جایگاهش را بر سطر انتخاب می‌کند و شانه جایگاهش را در چین‌وشکن زلف... تا آن زمان که نامت را برگزینی بگذار تو را «محبوبم» بنامم... @sodqaihaa
1 594
6
۱۰. آه.. يا سيدتي لو كان الأمر بيدي.. إذن لصنعت سنةً لك وحدك تفصلين أيامها كما تريدين.. وتسندين ظهرك على أسابيعها كما تريدين وتتشمسين.. وتستحمين.. وتركضين على رمال شهورها.. كما تريدين.. آه.. يا سيدتي.. لو كان الأمر بيدي.. لأقمت عاصمةً لك في ضاحية الوقت لا تأخذ بنظام الساعات الشمسية والرمليه ولا يبدأ فيها الزمن الحقيقي إلا.. عندما تأخذ يدك الصغيرة قيلولتها.. داخل يدي.. ۱۰. آه بانوی من... اگر کار به دست من بود فقط برای تو سالی می‌ساختم که روزهایش را چنان که خود می‌خواهی بچینی و چنان که خود می‌خواهی به هفته‌هایش تکیه کنی و حمام آفتاب بگیری و آبتنی کنی و بر ماسه‌های ماه‌هایش بدوی چنان که خود می‌خواهی... آه.‌‌.. بانوی من... اگر کار به دست من بود برایت پایتختی در حومه زمان می‌ساختم که نه به نظام ساعت‌های آفتابی پایبند باشد و نه ساعت‌های شنی... و زمان حقیقی در آن آغاز نمی‌شود مگر آن‌گاه که دست کوچکت در دستان من بیارامد... @sodqaihaa
1 327
7
۹. عندما تدق الساعة الثانية عشره وتفقد الكرة الأرضية توازنها ويبدأ الراقصون يفكرون بأقدامهم.. سأنسحب إلى داخل نفسي.. وأسحبك معي.. فأنت امرأةٌ لا ترتبط بالفرح العام ولا بالزمن العام.. ولا بهذا السيرك الكبير الذي يمر أمامنا.. ولا بتلك الطبول الوثنية التي تقرع حولنا.. ولا بأقنعة الورق التي لا يبقى منها في آخر الليل سوى رجالٍ من ورق.. ونساءٍ من ورق.. ۹. آنگاه که ساعت دوازده ضربه می‌زند و زمین تعادلش را از دست می‌دهد و رقاصان با پاهای خود فکرکردن می‌آغازند به درون خودم پناه می‌برم... و تو را با خود می‌کشم... چرا که تو زنی هستی که نه با شادیِ عمومی نسبتی دارد... و نه با زمانِ عمومی... و نه با این سیرک بزرگی که از مقابلمان می‌گذرد... و نه با این طبل‌های بت‌پرستان که گرد ما می‌کوبند... و نه با نقاب‌های کاغذی که در پایان شب چیزی از آنها باقی نمی‌ماند جز مردانی از کاغذ و زنانی از کاغذ... @sodqaihaa
990
8
۸. اتركي عشيرتك.. واتبعيني إلى مغائري الداخليه اتركي قبعة الورق.. وموسيقى الجيرك.. والملابس التنكريه.. واجلسي معي تحت شجر البرق.. وعباءة الشعر الزرقاء.. سأغطيك بمعطفي من مطر بيروت وسأسقيك نبيذاً أحمر.. من أقبية الرهبان.. وسأصنع لك طبقاً إسبانياً.. من قواقع البحر.. إتبعيني – يا سيدتي إلى شوارع الحلم الخلفيه.. فلسوف أطلعك على قصائد لم أقرأها لأحد.. وأفتح لك حقائب دموعي.. التي لم أفتحها لأحد.. ولسوف أحبك.. كما لا أحبك أحد.. ۸. قبیله‌ات را رها کن و با من به دهلیزهای درونم بیا... کلاه کاغذی را رها کن... و موسیقی «جرک» و لباس‌های مبدل را... با من زیر درخت رعدوبرق و زیر عبای آبی شعر بنشین با بارانی‌ام تو را زیر باران بیروت می‌پوشانم... و از شراب‌های قرمز انبارهای راهبان می‌نوشانم... و از صدف‌های دریایی، خوراکی اسپانیایی برایت فراهم می‌کنم... بانوی من به دنبالم بیا تا خیابان‌های پشتی رویا... تا تو را از شعرهایی آگاه کنم که هرگز برای کسی نخوانده‌ام... و چمدان‌های اشکم را برایت بگشایم که هرگز به کسی نشان نداده‌ام... و چنان دوستت بدارم که هرگز کسی دوستت نداشته... نزار قبانی زهرا یکتا @sodqaihaa
921
9
۷. كل عامٍ وأنت حبيبتي.. كل عامٍ وأنا حبيبك.. أنا أعرف أنني أتمنى أكثر مما ينبغي.. وأحلم أكثر من الحد المسموح به.. ولكن.. من له الحق أن يحاسبني على أحلامي؟ من يحاسب الفقراء؟.. إذا حلموا أنهم جلسوا على العرش لمدة خمس دقائق؟ من يحاسب الصحراء إذا توحمت على جدول ماء؟ هناك ثلاث حالاتٍ يصبح فيها الحلم شرعياً: حالة الجنون.. وحالة الشعر.. وحالة التعرف على امرأة مدهشةٍ مثلك.. وأنا أعاني – لحسن الحظ من الحالات الثلاث.. ۷. همه‌ساله محبوب من باشی و همه ساله من محبوب تو باشم! می‌دانم که بیش از آنچه باید، آرزو کرده‌ام و فراتر از حد مجاز، رویا بافته‌ام... اما چه کسی حق دارد مرا بخاطر رویاهایم بازخواست کند؟ و چه کسی بینوایان را مؤاخذه می‌کند اگر خواب ببینند پنج دقیقه بر تخت پادشاهی نشسته‌اند؟ چه کسی می‌تواند صحرا را سرزنش کند اگر هوس جویباری را در دل بپرورد؟ در سه‌ حال رویاپردازی مجاز است: در جنون... در شعر... و گاهِ آشنایی با زنی شگفت چون تو... و من - نیک‌بختانه - به هر سه حال مبتلایم! نزار قبانی زهرا یکتا @sodqaihaa
828
10
۷. اكتشاف المزيد كلَ عام وأنتِ حبيبتي حبيبتي قصائد كل عام وأنت حبيبتي كل عامٍ وأنت حبيبتي كتب عن البحور الشعرية كتب عن العصور الشعرية مسابقات شعر دورات كتابة شعر كتب عن تاريخ الشعر العربي الديوان » سوريا » نزار قباني » كلَ عام وأنتِ حبيبتي.. إزالة التشكيل 1 كل عامٍ وأنت حبيبتي.. أقولها لك، عندما تدق الساعة منتصف الليل وتغرق السنة الماضية في مياه أحزاني كسفينةٍ مصنوعةٍ من الورق.. أقولها لك على طريقتي.. متجاوزاً كل الطقوس الاحتفاليه التي يمارسها العالم منذ 1975 سنة.. وكاسراً كل تقاليد الفرح الكاذب التي يتمسك بها الناس منذ 1975 سنة.. ورافضاً.. كل العبارات الكلاسيكية.. التي يرددها الرجال على مسامع النساء منذ 1975 سنة.. 2 كل عامٍ وأنت حبيبتي.. أقولها لك بكل بساطه.. كما يقرأ طفلٌ صلاته قبل النوم وكما يقف عصفورٌ على سنبلة قمح.. فتزداد الأزاهير المشغولة على ثوبك الأبيض.. زهرةً.. وتزداد المراكب المنتظرة في مياه عينيك.. مركباً.. أقولها لك بحرارةٍ ونزق كما يضرب الراقص الاسباني قدمه بالأرض فتتشكل ألوف الدوائر حول محيط الكرة الأرضيه.. ..................................... ..................................... ..................................... 3 كل عامٍ وأنت حبيبتي.. هذه هي الكلمات الأربع.. التي سألفها بشريطٍ من القصب وأرسلها إليك ليلة رأس السنه. كل البطاقات التي يبيعونها في المكتبات لا تقول ما أريده.. وكل الرسوم التي عليها.. من شموعٍ.. وأجراسٍ.. وأشجارٍ.. وكرات ثلج.. وأطفالٍ.. وملائكه.. لا تناسبني.. إنني لا أرتاح للبطاقات الجاهزه.. ولا للقصائد الجاهزه.. ولا للتمنيات التي برسم التصدير فهي كلها مطبوعة في باريس، أو لندن، أو أمستردام.. ومكتوبةٌ بالفرنسية، أو الانكليزية.. لتصلح لكل المناسبات وأنت لست امرأة المناسبات.. بل أنت المرأة التي أحبها.. أنت هذا الوجع اليومي.. الذي لا يقال ببطاقات المعايده.. ولا يقال بالحروف اللاتينيه... ولا يقال بالمراسله.. وإنما يقال عندما تدق الساعة منتصف الليل.. وتدخلين كالسمكة إلى مياهي الدافئه.. وتستحمين هناك.. ويسافر فمي في غابات شعرك الغجري ويستوطن هناك.. 5 لن نشتري هذا العيد شجره ستكونين أنت الشجره وسأعلق عليك.. أمنياتي.. وصلواتي.. وقناديل دموعي.. 6 كل عامٍ وأنت حبيبتي.. أمنيةٌ أخاف أن أتمناها حتى لا أتهم بالطمع أو بالغرور فكرةٌ أخاف أن أفكر بها.. حتى لا يسرقها الناس مني.. ويزعموا أنهم أول من اخترع الشعر.. 7 كل عامٍ وأنت حبيبتي.. كل عامٍ وأنت حبيبك.. أنا أعرف أنني أتمنى أكثر مما ينبغي.. وأحلم أكثر من الحد المسموح به.. ولكن.. من له الحق أن يحاسبني على أحلامي؟ من يحاسب الفقراء؟.. إذا حلموا أنهم جلسوا على العرش لمدة خمس دقائق؟ من يحاسب الصحراء إذا توحمت على جدول ماء؟ هناك ثلاث حالاتٍ يصبح فيها الحلم شرعياً: حالة الجنون.. وحالة الشعر.. وحالة التعرف على امرأة مدهشةٍ مثلك.. وأنا أعاني – لحسن الحظ من الحالات الثلاث..
1
11
۶. كل عامٍ وأنت حبيبتي.. أمنيةٌ أخاف أن أتمناها حتى لا أتهم بالطمع أو بالغرور فكرةٌ أخاف أن أفكر بها.. حتى لا يسرقها الناس مني.. ويزعموا أنهم أول من اخترع الشعر.. ۶. همه‌ساله محبوب من باشی... این آرزویی‌ست که از خواستنش بیم دارم که مبادا مرا به طمع یا غرور متهم کنند‌... اندیشه‌‌ای‌ست که می‌ترسم بدان بپردازم که مبادا مردم آن را از من بدزدند و خود را نخستین مخترع شعر بدانند... نزار قبانی زهرا یکتا @sodqaihaa
796
12
۵. لن نشتري هذا العيد شجره ستكونين أنت الشجره وسأعلق عليك.. أمنياتي.. وصلواتي.. وقناديل دموعي.. ۵. عید امسال درخت نمی‌خریم تو درخت خواهی بود و من به تو خواهم آویخت... آرزوهایم... دعاهایم... و فانوس‌ اشک‌هایم را... نزار قبانی زهرا یکتا @sodqaihaa
859
13
۴. لأنني أحبك.. تدخل السنة الجديدة علينا.. دخول الملوك.. ولأنني أحبك.. أحمل تصريحاً خاصاً من الله.. بالتجول بين ملايين النجوم.. ۴. چون دوستت می‌دارم سال جدید همچون پادشاه تشریف‌فرما می‌شود! و چون دوستت می‌دارم از جانب خداوند اجازه‌ای ویژه دارم که در میان میلیون‌ها ستاره پرسه بزنم... نزار قبانی زهرا یکتا @sodqaihaa
853
14
۳ كل عامٍ وأنت حبيبتي.. هذه هي الكلمات الأربع.. التي سألفها بشريطٍ من القصب وأرسلها إليك ليلة رأس السنه. كل البطاقات التي يبيعونها في المكتبات لا تقول ما أريده.. وكل الرسوم التي عليها.. من شموعٍ.. وأجراسٍ.. وأشجارٍ.. وكرات ثلج.. وأطفالٍ.. وملائكه.. لا تناسبني.. إنني لا أرتاح للبطاقات الجاهزه.. ولا للقصائد الجاهزه.. ولا للتمنيات التي برسم التصدير فهي كلها مطبوعة في باريس، أو لندن، أو أمستردام.. ومكتوبةٌ بالفرنسية، أو الانكليزية.. لتصلح لكل المناسبات وأنت لست امرأة المناسبات.. بل أنت المرأة التي أحبها.. أنت هذا الوجع اليومي.. الذي لا يقال ببطاقات المعايده.. ولا يقال بالحروف اللاتينيه... ولا يقال بالمراسله.. وإنما يقال عندما تدق الساعة منتصف الليل.. وتدخلين كالسمكة إلى مياهي الدافئه.. وتستحمين هناك.. ويسافر فمي في غابات شعرك الغجري ويستوطن هناك.. ۳. همه‌ساله محبوب من باشی همان چهار کلمه‌ای‌ست که آن‌ را با روبانی می‌پیچم و در شب سال نو برایت می‌فرستم چرا که تمام کارت‌‌پستال‌‌ها در تمام کتابفروشی‌ها آنچه را که مقصود من است نمی‌گویند و هیچ‌یک از تصاویرشان، شمع‌ها، زنگوله‌ها، درختان، گلوله‌های برفی، بچه‌ها و فرشتگان مناسب من نیستند نه کارت‌پستال‌های آماده به درد من می‌خورند... و نه شعرهای آماده... و نه هیچ‌یک از آرزوهایی که برای نوشتن در آغاز نامه‌ها در پاریس یا لندن یا آمستردام چاپ می‌شوند و به فرانسوی و انگلیسی نوشته می‌شوند تا در تمام مناسبت‌ها به‌کارگرفته‌شوند... چرا که تو زنِ مناسبت‌ها نیستی... تو آن زنی هستی که دوستش می‌دارم همین درد هرروزه‌ام که نه در کارت‌های تبریک گفته می‌شود و نه با حروف لاتین نوشته می‌شود و نه در نامه‌ها... آن حرف را تنها وقتی می‌توان گفت که ساعت نیمه‌شب به صدا دربیاید و تو چون ماهی‌ به آب‌های گرم من دربیایی و آنجا آب‌تنی کنی و دهانم به جنگل‌های موهای کولی‌وارت سفر کند و همانجا بماند‌... نزار قباني زهرا یکتا @sodqaihaa
890
15
۲ كل عامٍ وأنت حبيبتي.. أقولها لك بكل بساطه.. كما يقرأ طفلٌ صلاته قبل النوم وكما يقف عصفورٌ على سنبلة قمح.. فتزداد الأزاهير المشغولة على ثوبك الأبيض.. زهرةً.. وتزداد المراكب المنتظرة في مياه عينيك.. مركباً.. أقولها لك بحرارةٍ ونزق كما يضرب الراقص الاسباني قدمه بالأرض فتتشكل ألوف الدوائر حول محيط الكرة الأرضيه.. ۲. همه ساله محبوب من باشی... به سادگی می‌گویمت همان‌گونه که کودکی دعای پیش از خوابش را می‌خواند همان‌گونه که گنجشکی بر خوشه گندم می‌نشیند و گلی بر گل‌های دوخته بر پیراهن سپیدت افزوده می‌شود و قایقی بر قایق‌های چشم‌انتظار در آب‌های چشمانت... با شور و اشتیاق می‌گویمت همان‌گونه که رقاص اسپانیایی پا بر زمین می‌کوبد و هزاران دایره، گرد کره زمین شکل می‌گیرد... نزار قباني زهرا یکتا @sodqaihaa
916
16
۱ كل عامٍ وأنت حبيبتي.. أقولها لك، عندما تدق الساعة منتصف الليل وتغرق السنة الماضية في مياه أحزاني كسفينةٍ مصنوعةٍ من الورق.. أقولها لك على طريقتي.. متجاوزاً كل الطقوس الاحتفاليه التي يمارسها العالم منذ 1975 سنة.. وكاسراً كل تقاليد الفرح الكاذب التي يتمسك بها الناس منذ 1975 سنة.. ورافضاً.. كل العبارات الكلاسيكية.. التي يرددها الرجال على مسامع النساء منذ 1975 سنة.. ۱. همه‌ساله محبوب من باشی... این را هنگامی به تو می‌گویم که ساعت نیمه‌شب به صدا درمی‌آید و سال قدیم چون قایقی کاغذی در آب‌های اندوهم غرق می‌شود... این را به شیوه خود به تو می‌گویم و تمام آیین‌های جشن را که از ۱۹۷۵ سال پیش تا کنون جهان بدان‌ها می‌پردازد نادیده می‌گیرم و درهم‌می‌شکنم تمام مراسم دروغین شادی را که مردم از ۱۹۷۵ سال پیش تا کنون بدان‌ها مشغولند و بر تمام عبارت‌های رایج که از ۱۹۷۵ سال پیش تا کنون مردان به گوش زنان خوانده‌اند خط بطلان می‌کشم نزار قباني زهرا یکتا @sodqaihaa
995
17
مجموعه «كل عام و أنت حبيبتي» از جمله اشعار بلند شاعر زن و شراب، نزار قباني است. به مناسبت آغاز سال نو میلادی، صدغیها این شعر
مجموعه «كل عام و أنت حبيبتي» از جمله اشعار بلند شاعر زن و شراب، نزار قباني است. به مناسبت آغاز سال نو میلادی، صدغیها این شعر بلند را ترجمه کرده و در اختیار شما قرار می‌دهد. عبارات این قصیده، بسیار مخیل و خواندنی‌ست؛ امید که خیر و برکت و عافیت، شامل حال شما مخاطبان گرانقدر صدغیها باشد. @sodqaihaa
1 222
18
برای 6⃣2⃣0⃣2⃣ كل عام و أنتم بخير! @sodqaihaa
1 209
19
و ﺍﻟﺴﻴﻒ ﻓﻲ الغمد ﻻ ﺗُﺨشَى مضاربُه ﻭﺳﻴﻒ ﻋﻴﻨﻴﻚ ﻓﻲ ﺍﻟﺤﺎﻟﻴﻦ ﺑﺘّﺎﺭُ از ضربه تیغ آنگاه که در نیام است بیمی نیست اما شمشیر چشمان تو
و ﺍﻟﺴﻴﻒ ﻓﻲ الغمد ﻻ ﺗُﺨشَى مضاربُه ﻭﺳﻴﻒ ﻋﻴﻨﻴﻚ ﻓﻲ ﺍﻟﺤﺎﻟﻴﻦ ﺑﺘّﺎﺭُ از ضربه تیغ آنگاه که در نیام است بیمی نیست اما شمشیر چشمان تو در هردوحال برّان است إدريس جمّاع زهرا یکتا پ ن: به تیغ هندی دشمن قتال می‌نکند چنان که دوست به شمشیر غمزهٔ قتّال [سعدی] @sodqaihaa
1 922
20
آنگاه که زمستان دامن کشان می آید و شب سوز سرمایش را می‌دمد و جولان میدهد به سوی آن دلبر پُرناز بشتاب و او را در بر بگیر که در
آنگاه که زمستان دامن کشان می آید و شب سوز سرمایش را می‌دمد و جولان میدهد به سوی آن دلبر پُرناز بشتاب و او را در بر بگیر که در آن آغوش مهراگین ذوب شوی! عربیات علی م @sodqaihaa
2 793