Echoes
رفتن به کانال در Telegram
1 087
مشترکین
+124 ساعت
-67 روز
-2030 روز
آرشیو پست ها
1 087
اما من که اینقدر با احتیاط زندگی کردهام، من از زندگی چه میدانستم؟ من که در زندگی نه بردهام و نه باخته، بلکه زندگی را از سر گذراندهام؟ من که بلندپروازیهای زیادی نداشتهام و پیش از آنکه آرزویی تحقق یابد فوری عقب نشستهام؟ من که از رنج کشیدن فرار کردهام و اسمش را قابلیت بقا گذاشتهام؟ من که صورتحسابهایم را به موقع پرداختهام و با همهکس تا حد امکان دوست و موافق ماندهام؟ آدمی که خیلی زود جذبه و یأس برایش کلماتی شد که روزگاری در رمانها خوانده بود؟ آدمی که سرزنشهایش به خود هیچگاه به راستی دردش نیاورد؟ آری، باید به همهی اینها میاندیشیدم و نوعی خاص از پشیمانی را تحمل میکردم: سرانجام بلایی بر سر کسی آمده که همیشه فکر میکرد میداند چگونه از بلا برهد و درست به همین دلیل بلا بر سرش آمد.
درک یک پایان
#جولین_بارنز
ترجمهی حسن کامشاد
@e_choes
1 087
«آنگاه که خسته شدی، آنگاه که از پای در آمدی، مهم نیست مقاومت کن، باز بجنگ و شکست بخور، این بار شکست بهتری خواهی خورد.
در واقع همیشه شکست خواهی خورد و شکست سرنوشت ِ محتوم ِ بشریت است. در جهانی که بنیان ِ آن بر پوچ بودن گذاشته شده در واقع تلاش کردن، خسته شدن و از پی ِ آن دوباره تلاش کردن، کنشهای بیهوده و پوچاند که راه به جایی نخواهند برد، اما آنها تنها دستاوردهای زندگی و زنده ماندن هستند که در عین ِ حال گریز از آنها نیز متصور نیست.»
@e_choes
1 087
وقتی که مأوایت را از دست بدهی، نمیدانی روی چه ایستادهای و در کجایی. منظورم جای جغرافیایی نیست، جای آدم است در برابر چیزها. دنياى اطراف، آدمهای دیگر با اعتقادها و رفتار و چگونگیِ بودنشان. آدم نهالی بیرون از فصل و بیهنگام است، در زمان خودش نیست، خزان است در میانهی بهار یا برعکس.
گفتوگو در باغ
#شاهرخ_مسکوب
@e_choes
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
