fa
Feedback
Echoes

Echoes

رفتن به کانال در Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

نمایش بیشتر
1 086
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
-1830 روز
آرشیو پست ها
Echoes
1 086

Echoes
1 086
تن نیست آدمی ‏عدد است ‏کم‌ می‌شود ‏هر روز... @e_choes

Echoes
1 086
ترانه سرا : اهورا ایمان آهنگ و تنظیم : بامداد بیات @e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
موزیک امشب رو‌ شما بفرستین 🖤 https://t.me/BiChatBot?start=sc-125181-KfS8Vqb

Echoes
1 086
بسیاری عاشق... بسیاری معشوق... اما.... عاشق و معشوق انگشت شماری... #عباس_کیارسمتی @e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
ای کاش می‌توانستم تصویری از احساس تنهایی‌ام را بر تو عرضه کنم. نه در میان زندگان و نه در میان مردگان مرا هیچ‌کس نیست که پیوندی با وی احساس کنم. وحشتِ این تنهایی در وصف نمی‌گنجد. بس نادر است لحظاتی که صدایی صمیمانه به گوش من رسد. من اکنون تنها هستم؛ به عبث تنها ... #نیچه @e_choes

Echoes
1 086
پرنده تلاش میکند تا از درون تخم رها شود. تخم همان جهان است. کسی که دلش میخواهد به دنیا بیاید، اول باید دنیایی را ویران سازد. هرمان هسه دمیان @e_choes

Echoes
1 086
حق با بودایی‌ها است. آدم های گناهکار به مرگ محکوم نمی شوند، به زندگی محکوم می شوند. #استیو_تولتز @e_choes

Echoes
1 086
دستم را فشرد  و به نجوایم سه حرف گفت.  سه حرفی که عزیزترین داراییِ تمامِ روزم شد:  «پس تا فردا» ریش تراشیدم دوبار  کفش‌هایم را برق انداختم دوبار.  لباس های رفیقم را قرض گرفتم  با دو لیره  که برایش کیکی بخرم .  قهوه‌ای خامه‌دار. حالا تنها بر نیمکتم  و گرداگردم عشاق، لبخند زنانند  و برآنم که  ما را نیز لبخندی خواهد بود.  شاید در راه است  شاید لحظه‌ای یادش رفته  شاید… شاید... #محمود_درویش @e_choes

Echoes
1 086

Echoes
1 086
غول سکوت می گزدم با فغان خویش و من در انتظار که خواند خروس صبح! کشتی به شن نشسته به دریای شب مرا وز بندر نجات چراغ امید صبح سوسو نمی زند.. #احمد_شاملو @e_choes

Echoes
1 086
و من اینجا، ناخوش، وارفته، رخوت زده، در حالی که فکرهای تیره‌ای را این سو و آن سوی می‌انداختم به این فکر می‌کردم که من نیز زیادی بودم. خوشبختانه این را احساس نمی‌کردم. بیشتر می‌فهمیدمش. ولی آسوده خاطر هم نبودم، زیرا می‌ترسیدم که احساسش کنم.‌ به طرز مبهمی به این فکر می‌کردم که خودم را از سر راه بردارم تا دست کم یکی از هستی‌های زاید را نابود کنم. اما مرگم هم زیادی بود. زیادی! جنازه‌ام، خونم، دست آخر، استخوان‌هایم، تمام وجودم زیادی بود. من تا ابد زیادی بودم ... تهوع #ژان‌پل‌سارتر @e_choes

Echoes
1 086
گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا ماه من، در چشم عاشق آب هست و خواب نیست #رهی_معیری @e_choes

Echoes
1 086
مغزم، مغزم درد می‌کند از حرف زدن. چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زده‌ام. خروار خروار حرف با لحن و حالت‌های مختلف، مغایر، متضاد و... گفته‌ام و شنیده‌ام، خاموش شده و باز برافروخته‌ام، پرخاش کرده و باز خوددار شده‌ام، خشم گرفته‌ام و لحظاتی بعد احساس کرده‌ام چشمانم داغ شده‌اند و دارند گُر می‌گیرند؛ مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند. اشک هرگز! #محمود_دولت_آبادی @e_choes

Echoes
1 086
ترانه سرا : منصور تهرانی آهنگساز : سلیمان واثقی تنظیم کننده : اریک آرکانت @e_choes

Echoes
1 086
او گفت : هیچ چیز درست نیست قیافه‌ی آدم‌ها، آهنگ‌ها، کلمه‌هایی که نوشته می‌شوند او گفت : هیچ چیز درست نیست تمام چیزهایی که یادمان دادند، عشق‌هایی که دنبال‌شان رفتیم جوری که زندگی می‌کنیم و می‌میریم هیچ‌وقت درست نبودند حتی نزدیک به درستی هم نبودند زندگی‌هامان، یکی پس از دیگری، به اسم تاریخ روی هم تلنبار می‌شوند انقراض تمام گونه‌ها نابودی هر راه و روشی او گفت : اصلاً درست نیست حتی نزدیک به درستی هم نیست گفتم : مگر خودم نمی‌دانم ؟ از جلوِ آینه کنار رفتم صبح بود، عصر بود، شب بود چیزی عوض نشد چیزی در زندان، توان عوض شدن ندارد. سوختن در آب،غرق شدن در آتش #چارلز_بوکوفسکی @e_choes

Echoes
1 086
پیروز و کامل زندگی کن! اگر آدم زندگی کرده باشد، اگر کامل زندگی کرده باشد، از مرگ وحشتی نخواهد داشت، اگربموقع زندگی نکند، نمی‌تواند بموقع هم بمیرد. وقتی نیچه گریست #اروین_یالوم @e_choes

Echoes
1 086
#ارسالی @e_choes