Echoes
Ir al canal en Telegram
1 086
Suscriptores
+124 horas
-17 días
-1830 días
Archivo de publicaciones
1 086
دستم را فشرد
و به نجوایم سه حرف گفت.
سه حرفی که عزیزترین داراییِ تمامِ روزم شد:
«پس تا فردا»
ریش تراشیدم دوبار
کفشهایم را برق انداختم دوبار.
لباس های رفیقم را قرض گرفتم
با دو لیره
که برایش کیکی بخرم .
قهوهای خامهدار.
حالا تنها بر نیمکتم
و گرداگردم عشاق، لبخند زنانند
و برآنم که
ما را نیز لبخندی خواهد بود.
شاید در راه است
شاید لحظهای یادش رفته
شاید… شاید...
#محمود_درویش
@e_choes
1 086
و من اینجا، ناخوش، وارفته، رخوت زده، در حالی که فکرهای تیرهای را این سو و آن سوی میانداختم به این فکر میکردم که من نیز زیادی بودم. خوشبختانه این را احساس نمیکردم. بیشتر میفهمیدمش. ولی آسوده خاطر هم نبودم، زیرا میترسیدم که احساسش کنم. به طرز مبهمی به این فکر میکردم که خودم را از سر راه بردارم تا دست کم یکی از هستیهای زاید را نابود کنم. اما مرگم هم زیادی بود. زیادی! جنازهام، خونم، دست آخر، استخوانهایم، تمام وجودم زیادی بود. من تا ابد زیادی بودم ...
تهوع
#ژانپلسارتر
@e_choes
1 086
مغزم، مغزم درد میکند از حرف زدن. چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زدهام. خروار خروار حرف با لحن و حالتهای مختلف، مغایر، متضاد و...
گفتهام و شنیدهام، خاموش شده و باز برافروختهام، پرخاش کرده و باز خوددار شدهام، خشم گرفتهام و لحظاتی بعد احساس کردهام چشمانم داغ شدهاند و دارند گُر میگیرند؛ مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند. اشک هرگز!
#محمود_دولت_آبادی
@e_choes
1 086
او گفت : هیچ چیز درست نیست
قیافهی آدمها، آهنگها، کلمههایی که نوشته میشوند
او گفت : هیچ چیز درست نیست
تمام چیزهایی که یادمان دادند، عشقهایی که دنبالشان رفتیم
جوری که زندگی میکنیم و میمیریم
هیچوقت درست نبودند
حتی نزدیک به درستی هم نبودند
زندگیهامان، یکی پس از دیگری،
به اسم تاریخ روی هم تلنبار میشوند
انقراض تمام گونهها
نابودی هر راه و روشی
او گفت : اصلاً درست نیست
حتی نزدیک به درستی هم نیست
گفتم : مگر خودم نمیدانم ؟
از جلوِ آینه کنار رفتم
صبح بود، عصر بود، شب بود
چیزی عوض نشد
چیزی در زندان، توان عوض شدن ندارد.
سوختن در آب،غرق شدن در آتش
#چارلز_بوکوفسکی
@e_choes
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
