fa
Feedback
﮼‌مبینافراهانی

﮼‌مبینافراهانی

رفتن به کانال در Telegram

میریم دریا🦕🤍 آیدی اینستاگرام: moob1na

نمایش بیشتر
2 547
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-167 روز
-10530 روز
آرشیو پست ها
بعضی وقتا انقدر ازین که اینجا خودمو یجورایی زندونی میکنم احساس ارامش بهم دست میده که دلم میخواد هیچوقت ازین فضای متشنجه گوه اتاقم بیرون نیام

‏نه اونقدر خستم که بخوابم،نه اونقدر نیستم که نخوابم،نه چیزی برای گفتن هست و نه چیزی برای نگفتن،انگار که بین خطوط ناپیدای حس‌هات راه بری فقط

من میترسم. من میترسم هیچوقت حالم خوب نشه. میترسم هیچوقت واقعاً خوشحال نباشم. میترسم توام یه روز بفهمی من فقط دارم سر خودمو گرم میکنم. من خیلی میترسم.

نمیدونم داستان چیه. هربار که سعی میکنم خوب باشم، بعد یه عالمه تلاش و امید الکی، وقتی بالاخره یکم بهتر میشم، اون حال خوب فقط واسه یه مدت کوتاه ادامه پیدا میکنه. و من دوباره بعد یه مدت میشم همونی که همیشه....، و فک میکنه جاش این دنیا نیست. این منو میترسونه.

There's no more stars to find And I'm too far behind And I'd love to let you go I'd love to let you go You're all that's on my mind I called a thousand times And I have to let you go But I love you more and more than you could know

نرو ، بیرون پره گرگه نرو ، بری چیزیت بشه دیگه حمید مرده نرو ، نرو مهربون دستخوش نرو ، بری ب مولا میزنم با یه شاه کش خودمو آخ قلبم ، ینی یجور میگه نرو من بودم تا آخر عمر دسشوییم نمیرفتم دیگ @mobina_farahanii

#New🔥 No notif @mobina_farahanii

غمگینم ، مثلِ خواننده ای که اگه کارِ جدید تولید نکنه دیگه از یاد ها فراموش میشه، هرچندم که کار های قشنگی از قدیم داشته باشه ، مثل کانالِ خودم که اگه دیگه تکست نده همه از یاد میبرنش هر چَندم که توش پُرِ نوشته های دلنشین باشه، مثلِ پدری که یک عمر پدری کرد و الان زیرِ خاکِ و دیگه از یاد ها رفته هرچندم که پدرِ خوبی بوده باشه... 😊

یروزم میاد که چندین سال از باهم بودنمون میگذره و یه شب که کنارمی ازت میپرسم ، بین این همه خاطراتمون کدومشو از همه بیشتر دوست داشتی؟؟! مات نگام میکنی و توی اون لحظه تمومِ خاطراتمون دوباره واست تداعی میشه... @mobina_farahanii

🥳زندگی دقیقا اینه🥳
🥳زندگی دقیقا اینه🥳

پیش خدا خونه ساختم!

همین😊

‏تو میدون فردوسی منتظر دوستم بودم یه پسری هم کنار من منتظر بود. یهو دیدم بلند شد شروع کرد یه دستی سینه زدن. یه کم دقت کردم و فهمیدم دوست دخترش رو دیده که از اون سمت میدون داره می‌آد سمتش، داره روی قلبش می‌زنه. @mobina_farahanii

متن به صورت حرفه ای و دلی نوشته شده و فقط ضبط و تنظیم مونده عشقا❤️

مرا به یاد خطای ِ بزرگ خویش انداخت صنوبری که به تعظیم ِ سبزه‌ای ، خم شد.....

0.39 KB

شهلا جاهد پیش از اعدام می‌گفت: «دوستش داشتم، نمیتوانستم ناصر را اینگونه ذلیل ببینم، از من خواست قتل را بر عهده بگیرم تا او با
شهلا جاهد پیش از اعدام می‌گفت: «دوستش داشتم، نمیتوانستم ناصر را اینگونه ذلیل ببینم، از من خواست قتل را بر عهده بگیرم تا او بازداشت نشود» خانواده سحرخیزان آواره شدند از کشور رفتند، سنگ قبر شهلا جاهد شکسته شد و ناصر محمدخانی لباس دامادی بر تن کرد. و این آخرین نگاه شهلا به ناصر بود. @mobina_farahanii

تو "شب بخیر" های من یه دوستت دارم خاصی هست @mobina_farahanii بفهم😊

نمیشه اسمشو گذاشت عشق وقتی بیشتر از اینکه بخندی، گریه میکنی.