fa
Feedback
آهستان

آهستان

رفتن به کانال در Telegram
2 694
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+2730 روز
آرشیو پست ها
قطعه فاجعه اثر استاد حسین علیزاده که به یاد قربانیان زلزله رودبار ساخته شد. @ahestan_ir

۳۱ خرداد زلزله رودبار و‌ منجیل در سال ۶۹ @ahestan_ir
+7
۳۱ خرداد زلزله رودبار و‌ منجیل در سال ۶۹ @ahestan_ir

photo content

Repost from آهستان
+2
سه‌تار نوازی دلنشین مرحوم جلیل شهناز در سال ۴۰، دشتی. 🔹۲۷ خرداد، سالروز درگذشت استاد جلیل شهناز @ahestan_ir

پایان جنگ، آغاز یک فرصت تاریخی جنگ ناجوانمردانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنها یک رویارویی نظامی نبود. این جنگ ابعاد پیدا و پنهان سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی گسترده‌ای را دنبال می‌کرد که پیامدهای احتمالی موفقیت آن می‌توانست بسیار فراتر از میدان نبرد باشد. تضعیف یا بی‌ثبات شدن ایران نه تنها بر آینده کشور اثر می‌گذاشت، بلکه موازنه قدرت در منطقه را نیز دگرگون می‌کرد. کاهش قدرت و انسجام ایران می‌توانست زمینه افزایش نفوذ بازیگران خارجی، تشدید رقابت‌های منطقه‌ای و حتی بروز ناامنی‌ها و بحران‌های جدید را فراهم کند. همچین در صورت تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل، خطر تجزیه ایران، گسترش وابستگی، ضعف، زبونی و تحمیل نوعی ذلت و حقارت ملی دور از انتظار نبود. از این منظر، موضوع فقط یک جنگ نظامی نبود، بلکه مسئله آینده ایران و جایگاه آن در منطقه نیز در میان بود. یکی از مهم‌ترین بسترهایی که می‌توانست تحقق چنین اهدافی را تسهیل کند، بهره‌برداری از شکاف‌ها و نارضایتی‌های داخلی بود. ایران در سال‌های گذشته با مشکلات اجتماعی، نارضایتی‌های اقتصادی و اعتراضات سیاسی متعددی، از جمله حوادث دی‌ماه، مواجه بوده است. این شرایط موجب شد که به تدریج بخشی از جامعه نسبت به امکان اصلاح امور ناامید شود و حتی برخی افراد در مقاطعی به همراهی با دشمنان کشور متمایل شوند. در واقع جنگ اخیر در زمانه‌ای اتفاق افتاد که برخی تصور می‌کردند حساسیت جامعه نسبت به استقلال و تمامیت ارضی کشور در اثر نوعی دلزدگی، افسردگی اجتماعی و نارضایتی عمومی کمرنگ شده است. رسانه‌های مختلف ضدایرانی نیز دقیقاً بر همین نقطه تمرکز کرده بودند و تلاش می‌کردند این تصور را به جامعه القا کنند که راهی جز همکاری با متجاوزان وجود ندارد و همراهی با شیاطینی مانند ترامپ و نتانیاهو نه‌تنها مذموم نیست، بلکه تنها راه نجات و تضمین آینده ایران است. با این حال، آنچه اتفاق افتاد، عکس این قضیه بود. اکثریت مردم با وجود همه گلایه‌ها و اختلاف‌نظرها در برابر دشمن ایستادند و از تمامیت ارضی و استقلال ایران دفاع کردند. اکنون که این جنگ ظالمانه با مقاومت و ایستادگی مردم و نیروهای مدافع کشور به پایان رسید و خطر خارجی تا حدی فروکش کرده، زمان توجه جدی به مسائل داخلی فرا رسیده است. صبر، تحمل و ظرفیت این جامعه سال‌هاست که تحت فشار مشکلات اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی، تنش‌های سیاسی و نگرانی‌های مستمر قرار گرفته است. مردم ایران در دهه‌های گذشته هزینه‌های فراوانی پرداخته‌اند و امروز بیش از هر چیز به آرامش، تنفس، امید، احترام به حقوق و آزادی‌های مشروع و احساس مشارکت در تعیین سرنوشت خود نیاز دارند. حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور زمانی پایدار خواهد ماند که با رضایت مردم، عدالت، احترام به حقوق شهروندان و پذیرش واقعیت‌های جامعه همراه شود. یکی از حوزه‌هایی که بازسازی اعتماد عمومی در آن اهمیت ویژه‌ای دارد، عرصه رسانه و ارتباط با افکار عمومی است. امروز صداوسیما برای بسیاری از مردم دیگر آینه‌ای از تنوع دیدگاه‌ها، سبک‌های زندگی و مطالبات اجتماعی کشور نیست و بخش قابل توجهی از جامعه خود را در آن نمی‌بیند. تا زمانی که رسانه‌های رسمی نتوانند نماینده طیف گسترده‌تری از افکار و سلایق جامعه باشند، فاصله میان مردم و نهادهای رسمی همچنان باقی خواهد ماند. البته مقاومت اجتماعی و فرهنگی مردم در سال‌های اخیر، به‌ویژه در موضوعاتی مانند زنان، حجاب و سبک‌های متنوع زندگی، تأثیرات خود را بر جامعه و فضای عمومی کشور گذاشته است. اکنون مسئولان کشور بیش از هر زمان دیگری باید متوجه این تغییرات و دگرگونی‌های اجتماعی باشند، به سلایق و شیوه‌های مختلف زندگی احترام بگذارند و آنها را به رسمیت بشناسند. همچنین تندروی‌های برخی جریان‌ها در روزهای اخیر و حتی اهانت به مسئولان عالی نظام، نشان‌دهنده پدیده‌ای نگران‌کننده است که نباید ساده از کنار آن گذشت. ضروری است نقش و جایگاه عناصر و محافل پشت پرده‌ای که در برخی مراکز سیاسی، رسانه‌ای و حتی در بخش‌هایی از ساختارهای حکومتی نفوذ و اثرگذاری دارند، با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. افراط‌گرایی، صرف‌نظر از اینکه از چه جناح و جریانی سر بزند، به زیان کشور و منافع ملی تمام خواهد شد. و در نهایت مهم‌ترین درس این روزها آن است که حاکمیت برای حفظ انسجام ملی، بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات جدی، رفع کاستی‌ها، افزایش کارآمدی و جلب رضایت و اعتماد عمومی نیاز دارد. اگر این فرصت تاریخی به‌درستی درک شود، می‌توان امیدوار بود که مقاومت در برابر تهدید خارجی، به نقطه آغازی برای آشتی ملی، اصلاحات داخلی و ساختن آینده‌ای بهتر برای ایران تبدیل شود. @ahestan_ir

Repost from آهستان
بخشی از «نامه به پدر» کافکا با صدای بهروز رضوی: 🔹 چیزی که نیاز داشتم پدر، کمی تشویق بود، کمی مهربانی ... 🔹 همیشه حق را به جانب خودت می‌دانستی. گاهی هم پیش می‌آمد که هیچ عقیده‌ای درباره موضوعی نداشتی. آن‌وقت هر عقیده‌ی ممکن دیگری بدون استثناء، غلط بود. 🔹تضاد ما با تو با گذشت زمان و پا به پای انباشته شدن موارد اختلاف تشدید می‌شد. 🔹وقتی که تو مخالف چیزی بودی، جرأت، اطمینان و دلخوشی نسبت به آن هم از بین می‌رفت. این وضع هم درمورد افکار مصداق داشت هم درمورد اشخاص. @ahestan_ir

Repost from آهستان
علل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از زبان شهید باقری

Repost from شین ☔️🖤
. «سرلشکر شهید محمد باقری روایت می‌کردند در سال ۶۲، وقتی رزمنده‌ها در خط مقدم برای ۲کیلومتر پیشروی با کمبود تجهیزات می‌جنگیدند، عده‌ای در تهران با توهم فتح بغداد، فرماندهان میدان را خائن می‌خواندند.» (منبع) یک‌سال گذشت ... 🖤

بندرانزلی
بندرانزلی

«من خیلی سال است که از چیز دیگری حرف نزده‌ام. درست مثل هرکس دیگری توی این مملکت. دیگر یادم رفته از چیزی غیر از بی‌عدالتی، نبود آزادی، فلاکت یا خشونت حرف بزنم. اگر از چیز دیگری حرف بزنم، عذاب وجدان می‌گیرم. ذهنم تمام توانش را متمرکز کرده تا هر چیزی درباره این مسایل می‌شنود حفظ کند. مثلا من دوست دارم از موسیقی حرف بزنم اما توی دلم می‌ترسم که مبادا حرفهام سطحی باشد» حکومت نظامی، خوسه دونوسو، ترجمه عبدالله کوثری، صفحه ۱۸۶

کوچه استقلال
کوچه استقلال

انتظار دل محمدرضا شجریان از کفم رها شد مهار دل نیست دست من اختیار دل دل به هر کـجا رفت و برنگشت ديده شد سپيد زِ انتظار دل @ahestan_ir

برگزاری کنسرت در ایران خیلی مشکلات دارد. این آرزوی من هیچ‌وقت برآورده نشد که حتی یک شب بدون مشکل و دغدغه‌ی ذهنی با حال و هوای مناسب به صحنه بیایم. کنسرت دادن در ایران تا آخرین لحظه‌ی آن فقط دست و پنجه نرم کردن با مشکلات حاشیه‌ای است. هیچ‌وقت به اصل کار که کار هنری است نمی‌رسیم. محمدرضا شجریان، راز مانا، صفحه ۱۲۸ @ahestan_ir

«دیکتاتوری، سیاست را جوری به ما تحمیل کرده که انگار تنها حرف آبرومندانه‌مان سیاست است و بس. تمام حرف‌های دیگر را توی گلومان خفه می‌کنیم. در واقع با دغدغه‌های سیاسی، جلو دید خودمان را می‌گیریم. این‌جوری است که هیچ فکر دیگری توی ذهن‌مان ریشه نمی‌کند.» حکومت نظامی، نوشته‌ی خوسه دونوسو، ترجمه عبدالله کوثری، صفحه ۱۶۴ @ahestan_ir

ترانه کردی آگر بارانه مظهر خالقی @ahestan_ir

آگر بارانه ویولن: حسین یوسف زمانی پیانو: هومن خلعتبری @ahestan_ir

photo content

امروز صبح تو آسمون گیلان، یه ابر قشنگ دقیقاً بالای رشته‌کوه البرز نشسته بود. انگار کوه قد کشیده و بلندتر شده. خلاصه که چه منظ
امروز صبح تو آسمون گیلان، یه ابر قشنگ دقیقاً بالای رشته‌کوه البرز نشسته بود. انگار کوه قد کشیده و بلندتر شده. خلاصه که چه منظره قشنگی!