حوزه علمیه صدیقیه تربت جام
رفتن به کانال در Telegram
این کانال منبعی غنی از علوم و آموزههای اسلامی است که به ارتقاء سطح آگاهی شما کمک میکند و راهنمای مناسبی برای زندگی روزمرهتان میباشد. ما را در اینستاگرام، آپارات و یوتیوب نیز به همین آدرس دنبال کنید. ارتباط با ادمین: @A_peyghami @m_ilnejad
نمایش بیشتر1 494
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
Repost from صدای حق 🎙
📌 خاطراتی در مسیر زندگی
✍️🏻 مولوی ایلنژاد
▪️مردی که قرآن را به ما یادآوری کرد
🔻 #قسمت_اول
زندگی یک مسیر است؛ مسیری که در هر پیچوخم آن، انسان با اتفاقات، تجربهها و آدمهای مختلفی روبهرو میشود. گاهی یک حادثه، گاهی یک جمله و گاهی دیدار با یک انسان میتواند نگاه ما را به زندگی تغییر دهد.
اگر با دقت به اطراف خود نگاه کنیم، خواهیم دید که بسیاری از اتفاقاتی که در مسیر زندگی برای ما رخ میدهد، میتواند مدرسهای برای آموختن باشد. بعضی انسانها نیز چنان در زندگی ما ظاهر میشوند که حضورشان کوتاه است، اما اثری که بر دل ما میگذارند، سالها باقی میماند.
یکی از همین دیدارها برای من، چند سال پیش در پاکستان اتفاق افتاد.
💠 دیداری در رایوند
چند سال پیش که به لطف و توفیق خداوند به پاکستان سفر کردم، در مرکز تبلیغی رایوند با فردی آشنا شدم که از استرالیا به آنجا آمده بود. توفیق الهی نصیبم شد که حدود پانزده روز، برای تبلیغ و تعلم، در یک جماعت همراه او به شهر «جهلم» در ایالت پنجاب برویم.
نام او «موسی» بود و حدود پنجاهوپنج سال سن داشت.
اما چیزی که از همان روزهای نخست توجه مرا به خود جلب کرد، انس و الفت عجیب او با قرآن بود.
هرگاه فرصتی پیدا میکرد، قرآن مخصوصی را که همیشه همراه خود داشت، از کیف مخصوصش بیرون میآورد، آن را باز میکرد و با حال و هوایی خاص مشغول تلاوت میشد.
برای من شگفتانگیز بود.
در میان رفتوآمدها، استراحتها و فرصتهای کوتاه، او خود را با قرآن مشغول میکرد. تلاوتش صرفاً خواندن چند صفحه نبود؛ در چهره و حالتش میشد علاقه و آرامشی را دید که گویی قرآن برای او چیزی فراتر از یک کتاب بود.
چند روز که گذشت، کنجکاو شدم راز این علاقه شدید او به قرآن را بدانم.
به کمک یکی از دوستان پاکستانی که زبان انگلیسی میدانست، با او وارد گفتوگو شدم.
از او پرسیدم:
-« برادر موسی، چه چیزی باعث شده اینقدر به قرآن علاقه داشته باشی؟ چرا هر فرصتی پیدا میکنی قرآن میخوانی؟»
کمی سکوت کرد و سپس داستان زندگیاش را برای ما تعریف کرد؛ داستانی که برای من و دوستانم بسیار تأثیرگذار بود.
📝 ادامه دارد انشاءالله...
🔊 صدای حق | دعوتی برای بیداری دلها
📲 انتشار دهنده خوبیها باشیم.
▪️با کانال "صدای حق" همراه باشید🔻
🎙 ● 𝗝𝗢𝗜𝗡 [ @seda_hagh ]
•┈┈••✾•🌿🌺🌿✾••┈┈••
📌وقتی عامل مرگ، سبب شفا شد!
✍️🏻 مولوی ایلنژاد
🔻#قسمت_پایانی
الان بعد از گذشت سالها، هر وقت به آن ماجرا فکر میکنم، بیشتر به این حقیقت پی میبرم که همه چیز به دست الله متعال است. او بر هر کاری قادر است، چه با اسباب، چه بی اسباب و چه بر خلاف اسباب.
اما واقعیت این است که انسان گاهی این حقیقت را فراموش میکند و چقدر به اسباب وابسته میشود.
وقتی پول دارد، احساس امنیت میکند.
وقتی پزشک خوبی پیدا میکند، خیال میکند نجات در دست اوست.
وقتی شخص قدرتمندی در کنارش است، احساس میکند دیگر مشکلی ندارد.
وقتی راههای ظاهری باز است، آرام است؛ و وقتی همه راههای ظاهری بسته میشود، گاهی تصور میکند دیگر هیچ راهی وجود ندارد.
در حالی که مؤمن باید اسباب را بشناسد، از آنها استفاده کند، اما قلبش را به اسباب گره نزند.
پیامبر ﷺ به ابن عباس رضیاللهعنهما فرمود:
«واعلم أن الأمة لو اجتمعت على أن ينفعوك بشيء، لم ينفعوك إلا بشيء قد كتبه الله لك، وإن اجتمعوا على أن يضروك بشيء، لم يضروك إلا بشيء قد كتبه الله عليك.»
«بدان که اگر تمام مردم جمع شوند تا به تو سودی برسانند، جز چیزی که الله برایت نوشته است نمیتوانند سودی به تو برسانند؛ و اگر جمع شوند تا به تو زیانی برسانند، جز چیزی که الله بر تو نوشته است نمیتوانند زیانی به تو برسانند.»
(ترمذی)
این حدیث، انسان را از اسارت اسباب آزاد میکند.
اما توکل به معنای ترک اسباب نیست.
پیامبر ﷺ خود برای امور مختلف از اسباب استفاده میکرد؛ برای بیماری درمان میجست، در سفر برنامهریزی میکرد، در میدان جنگ تدبیر داشت و برای حفاظت از جان مسلمانان اسباب لازم را فراهم میکرد.
پس راه درست این نیست که بگوییم:
«چون همه چیز دست الله است، پس دیگر نیازی به اسباب نداریم.»
بلکه راه درست این است:
اسباب را بگیریم، اما به اسباب تکیه نکنیم؛ به الله تکیه کنیم.
دارو را مصرف کنیم، اما بدانیم که دارو شفا نمیدهد مگر به اذن الله.
به پزشک مراجعه کنیم، اما بدانیم که پزشک مالک شفا نیست.
کار کنیم، اما بدانیم که رزقدهنده الله است.
تلاش کنیم، اما بدانیم که نتیجه در دست الله است.
و اگر روزی همه اسبابی که به آنها امید بسته بودیم از بین رفت، گمان نکنیم که قدرت الله نیز از بین رفته است.
الله متعال میفرماید:
﴿وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ﴾
«و هر کس بر الله توکل کند، الله برای او کافی است.»
(طلاق: ۳)
شاید یکی از بزرگترین اشتباهات ما این باشد که اسباب را میبینیم، اما صاحب اسباب را فراموش میکنیم.
آن روز که در خانه آن عالم نشسته بودیم، ماجرای مار برایمان فقط یک داستان عجیب نبود.
برای من، آن دیدار تبدیل شد به یک درس ماندگار:
گاهی الله به انسان نشان میدهد که قدرت واقعی در دست چه کسی است.
همان چیزی که ما آن را فقط وسیله خطر میبینیم، در تقدیر الله میتواند نتیجهای کاملاً متفاوت داشته باشد.
در پشت همه اسباب، اراده الله قرار دارد.
اسباب کار خود را انجام میدهند، اما مستقل نیستند و گاهی الله برای بندهاش دری را باز میکند که اصلاً انتظارش را ندارد.
چنانکه فرمود:
﴿وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ﴾
«و هر کس از الله پروا کند، برای او راه خروجی قرار میدهد و از جایی که گمان نمیکند، به او روزی میرساند.»
(طلاق: ۲-۳)
آن روز از خانه آن عالم بیرون آمدیم، اما آن ماجرا در ذهن من باقی ماند.
هر بار که در زندگی با بنبستی روبهرو میشوم، به یاد آن روز میافتم و با خود میگویم:
اگر الله بخواهد، راهی وجود دارد که من هنوز آن را نمیبینم.
پس تلاش میکنم اسباب را فراموش نکنم، اما امیدم را به اسباب هم نبندم؛ چرا که اسباب، هرچقدر بزرگ باشند، مخلوقاند و کسی که اسباب را آفریده، برای نجات بندهاش به اسباب محدود نیست.
اگر الله بخواهد، از جایی که حتی تصورش را نمیکنی، راه نجاتت را باز میکند.
📲 انتشار دهنده خوبیها باشیم.
▪️با کانال "حوزه علمیه صدیقیه تربتجام" همراه باشید🔻
📚 ● 𝗝𝗢𝗜𝗡 [ @sonnatweb ]
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
📌وقتی عامل مرگ، سبب شفا شد!
✍️🏻 مولوی ایلنژاد
🔻#قسمت_اول
چند سال پیش، همراه چند نفر از دوستان، برای زیارت و احوالپرسی یکی از علمای بزرگوار که در استان خراسان جنوبی زندگی میکرد، راهی منزل ایشان شدیم.
از قبل میدانستیم که مدتی است با بیماری دستوپنجه نرم میکند و شرایط جسمیاش چندان مساعد نیست. به همین دلیل، وقتی وارد منزل شدیم، طبیعی بود که اولین چیزی که توجه ما را به خود جلب کند، حال جسمی ایشان باشد.
اما برخلاف تصورمان، وقتی او را دیدیم، حالش نسبت به گذشته بهتر به نظر میرسید.
بعد از سلام و احوالپرسی و نشستن در محضرش، فرصت مناسبی پیدا کردیم و از او درباره وضعیت بیماریاش پرسیدیم.
یکی از دوستان گفت:
-«الحمدلله، حال شما بهتر شده جناب مولانا! از داروی خاصی استفاده کردید؟ پزشک جدیدی مراجعه کردید؟»
انتظار داشتیم نام دارویی را بشنویم یا پزشکی را معرفی کند که درمان جدیدی برایش انجام داده باشد.
اما پاسخ او برایمان عجیب بود.
گفت:
-«نه، نه داروی خاصی استفاده کردم و نه پزشک جدیدی کاری برایم انجام داده است.»
کمی مکث کرد و ادامه داد:
-«اتفاقی برایم افتاد که شاید باورش برای شما سخت باشد؛ چیزی که در حالت عادی میتواند سبب مرگ انسان شود، به اذن الله برای من وسیلهای برای بهبود شد.»
همه با تعجب به یکدیگر نگاه کردیم.
یکی از دوستان پرسید:
-«چه اتفاقی؟»
عالم گفت:
-«روزی در مزرعه کار میکردم. برای برداشتن چیزی به سراغ یک بشکه رفتم. وقتی دستم را داخل آن بردم، ناگهان ماری که داخل بشکه بود، دستم را گزید.»
با شنیدن مارگزیدگی غالبا ذهن هر کسی
به سمت خطر و مرگ میرود.
مارگزیدگی، مخصوصاً اگر مار سمی باشد، چیزی نیست که انسان به سادگی از کنار آن بگذرد.
اما او با آرامش ادامه داد:
-«همان اتفاق، به اذن الله باعث شد وضعیت بیماریام تغییر کند و حال من بهتر شود.»
چند لحظه همه ساکت ماندیم. واقعاً برایمان عجیب بود.
ما به طور طبیعی انتظار داریم یک بیماری با دارو درمان شود، یا پزشک با تشخیص و درمان مناسب به بیمار کمک کند. اما این بار، ماجرایی که برای یک انسان میتوانست پایان زندگی باشد، به تقدیر الله به شکلی دیگر رقم خورده بود.
این واقعه برای ما درس بزرگی شد؛ نه به این معنا که انسان دنبال خطر برود یا اسباب درمان را کنار بگذارد، بلکه به این معنا که نباید برای اسباب، قدرتی مستقل از الله قائل شویم.
دارو ممکن است سبب باشد، پزشک ممکن است سبب باشد، غذا ممکن است سبب باشد؛ اما هیچکدام از اینها مستقل نیستند.
📝ادامه دارد...
📲 انتشار دهنده خوبیها باشیم.
▪️با کانال "حوزه علمیه صدیقیه تربتجام" همراه باشید🔻
📚 ● 𝗝𝗢𝗜𝗡 [ @sonnatweb ]
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
🕌 صدای حق | فضیلت روز جمعه
روز جمعه، روزی معمولی نیست؛
روزی است که الله متعال برای امت محمد ﷺ فضیلت ویژهای قرار داده است.
رسول الله ﷺ فرمودند:
«خَيْرُ يَوْمٍ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ يَوْمُ الْجُمُعَةِ»
«بهترین روزی که خورشید بر آن طلوع کرده، روز جمعه است.»
📚 صحیح مسلم
پس بیایید جمعه را فقط با غفلت سپری نکنیم؛
بلکه با توبه، ذکر، دعا، تلاوت قرآن و صلوات بر پیامبر ﷺ زیباتر کنیم.
🌿 در روز جمعه:
غسل جمعه را فراموش نکنیم.
زودتر به نماز جمعه برویم.
سوره کهف را تلاوت کنیم.
بر پیامبر ﷺ بسیار صلوات بفرستیم.
در ساعتی که دعا مستجاب میشود، با دل شکسته دعا کنیم.
🤲 اللهم اغفر لنا وارحمنا واهدنا إلى صراطك المستقيم.
🌹 جمعهتان مبارک و دلهایتان سرشار از یاد الله
📲 انتشار دهنده خوبیها باشیم.
▪️با کانال "حوزه علمیه صدیقیه تربتجام" همراه باشید🔻
📚 ● 𝗝𝗢𝗜𝗡 [ @sonnatweb ]
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
✳️ ارمغانهای ششگانه بعثت محمدی
1⃣ عقیدهٔ خالص و روشنٍ توحید
بعثت محمدی سوغات ارزندهٔ «عقیده توحید» را که بیش از هر عقیدهٔ دیگری مجهول و فراموششده و مظلوم بود، به بشریت اهدا فرمود و بعد از آن تمام جهان صدای بازگشت آن را تکرار کرد و مکتبهای فلسفی و دعوتهای جهانی، کموبیش تحت تأثیر آن قرار گرفتند. عقیده خالص توحید؛ عقیدهای انقلابی و معجزهآسا، مملو از نیرو و حیات، دگرگونکنندهٔ شرایط و اوضاع و کوبندهٔ معبودان باطل و چنان عقیدهای است که بشر هرگز مانند آن را نیافته و تا قیامت نخواهد یافت.
2⃣ وحدت انسانی و مساوات بشری
رسول اکرم ﷺ بعد از قرنهای متمادی و در میان تاریکیهای حاکم بر اجتماع، ندای وحدت را سر داد که یک ندای انقلابی، محیرالعقول و دگرگونکنندۀ اوضاع بود. آنحضرت ﷺ صراحتاً اعلام کرد: «أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ، كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ، وَ لَيْسَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى أَعْجَمِيٍّ فَضْلٌ إِلاَّ بِالتَّقْوَى». این منشور، متضمن دو اعلام است که هر دو، پایۀ و اساس امنیت و صلح جهانی هستند. این دو اعلام عبارتند از: وحدت ربوبی و وحدت بشری. از این نظر، انسان از دو جهت برادر انسانِ دیگر است؛ از یک طرف به دلیل یکیبودنِ پروردگار و از طرفی بهخاطر یکیبودنِ پدرشان.
3⃣ عزت و سربلندی انسان
رسولالله ﷺ عزت و شرافت انسان را دوباره به او بازگرداند و مجدداً به او ارزش و اعتبار داد و با صراحت اعلام کرد که انسان عزیزترین و ارزندهترین جوهر کائنات و موجودات است و هیچچیزی گرامیتر و به محبت شایستهتر از انسان نیست و هیچ موجودی لایقتر به حفظ و صیانت از او وجود ندارد.
4⃣ مبارزه با ناامیدی و ایجاد امید، آرزو، اعتماد و عزتنفس در انسان
قبل از بعثت رسول اکرم ﷺ اکثر افراد بشر دچار یأس و ناامیدی از رحمتهای پروردگار و مبتلا به سوءظن به فطرت سلیم انسانی بودند... آنحضرت ﷺ در چنین وضعیتی، با کمال جرأت و صراحت اعلام کرد که فطرت انسانی مانند لوحی صاف است که صلاحیت دارد در آن بهترین و جالبترین نقش و نوشته درج شود. رسول اکرم ﷺ توضیح داد که هر انسان سر نو زندگیاش را آغاز میکند و بر مبنای عمل و کردارش شایستۀ پاداش و کیفر و بهشت و دوزخ است.
آری، خاتمالنبیین ﷺ با دعوت عام خود به سوی توبه و بیان فضایل و گنجایش آن، بشریت مرعوب و خوفزده و پریشانخاطر را که مدتها زیر چکمههای یأس و ناامیدی ناله میزد و از افراط هشدارها و اخطارات کیفر و عذاب و غضب و جلال، لرزه بر اندام بود، کمک و دستگیری نمود و برای او فرصتی جدید و طلایی در زندگی مهیا فرمود و در قلب ناتوان و خسته و جسم سرد و پژمردهاش حرارت جدید و روح تازهای دمید و برای جراحات او، مرهمی تدارک دید و او را کاملا از پرتگاه مذلت و خواری به اوج عزت و شرافت و اعتمادبهنفس و توکل و اتکاء به ذات الله، مشرف ساخت.
5⃣ جمع بین دین و دنیا
بزرگترین هدیه بعثت محمدی و منت جاویدان و عظیم آن بر بشریت، این ندای عمومی بود که اساس اعمال و اخلاق همان هدفی است که انسان آن را دنبال می کند و در شریعت اسلام از آن به «نیت» تعبیر میشود. آنحضرت ﷺ اعلام کرد که زندگی مؤمن مجموعهای از چیزهای ضد و نقیض نیست، بلکه زندگانی مؤمن، دارای وحدتی است که بر آن روح عبادت و اخلاص حاکم است و ایمان و اسلام، این زندگی را به اطاعت و فرمانبرداری از اوامر الله تعالی سوق میدهد. رسول خدا ﷺ نظریۀ جدایی میان دین و دنیا را از بین برد و سراسر زندگی را «بندگی» و روی زمین را «محراب عبادت» اعلام نمود و دست انسان را گرفته او را از جبهههای ضد و نقیض و در حال نبرد، به جبهۀ واحد و گستردۀ عمل صالح، خدمت به بشریت و جستجو برای رضایت خداوند راهنمایی کرد.
6⃣ تعیین اهداف و مقاصد و زمینههای عمل و تلاش
حضرت محمد ﷺ انسان را به مناسبترین جایگاه راهنمایی کرد تا نیروهای خود را در آن صرف نماید و او را در فضایی وسیع و بلند صعود داد تا در آن بال و پر گشوده و به پرواز درآید. آنحضرت ﷺ انسانی را که از هدف حقیقی خود جاهل بود و نمیدانست به کجا میرود و بازگشت او به کجاست، با تعالیم گهربار خود رهایی بخشید و هدف حقیقی و مطلوب نهایی را پیش روی او قرار داد و در دل انسان این مطلب را راسخ نمود که زمینۀ حقیقی کوشش و جدیت او، و مصرف درست موهبتها، نیروها و نگرشهای او این است که معرفت آفریدگار آسمانها و زمین را حاصل نماید و از صفات و قدرت و حکمت او آگاه شود و بدین ترتیب با تحصیل ایمان و یقین، به رضا و خشنودی خداوند متعال نایل گردد.
📚 [اقتباس از کتاب گرانسنگ «نبی رحمت»/ نوشتهٔ علامه سید ابوالحسن ندوی رحمهالله/ ترجمهٔ استاد مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی]
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»
بیانیه مدیریت، مدرسین و طلاب حوزه علمیه صدیقیه تربتجام در حمایت از شیخالاسلام مولانا عبدالحمید و محکومیت سخنان تفرقهانگیز
در شرایط حساس کنونی که بیش از هر زمان دیگری، جامعه اسلامی ایران نیازمند وحدت، آرامش، همدلی و تقویت اعتماد متقابل میان اقوام و مذاهب است، اظهارات اخیر یکی از مسئولان استان سیستان و بلوچستان درباره شخصیت شناختهشده و مورد احترام اهلسنت، شیخالاسلام مولانا عبدالحمید حفظهالله، موجب تأسف و نگرانی عمیق گردید.
بدون ورود به اختلافات و مسائل حاشیهای، بر این باوریم که ادبیات توهینآمیز، نسبت دادن اتهامات اثباتنشده و طرح سخنانی که میتواند احساسات مذهبی و قومی را جریحهدار کند، با مسئولیت خطیر اجتماعی و جایگاه اخلاقی و شرعی مسئولان سازگار نیست. بهویژه در سرزمینی که همواره بر ضرورت همزیستی مسالمتآمیز، اخوت اسلامی و وحدت میان شیعه و سنی تأکید شده است.
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، به عنوان یکی از چهرههای برجسته علمی و اجتماعی اهلسنت ایران، طی سالیان متمادی بر اصلاح، دعوت، حفظ آرامش، تقویت اخوت اسلامی و جلوگیری از خشونت و اختلافات قومی و مذهبی تأکید داشتهاند. طبیعی است که نقد دیدگاهها در چارچوب اخلاق و انصاف امری پذیرفته است؛ اما نقد و گفتوگوی علمی هرگز نباید به تخریب شخصیت، اهانت یا ایجاد بدبینی میان اقشار مختلف جامعه تبدیل شود.
از همین رو، مدیریت، مدرسین و طلاب حوزه علمیه صدیقیه تربتجام ضمن ابراز همدردی با احساسات جریحهدارشده جامعه اهلسنت و حمایت از جایگاه علمی و اجتماعی شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، سخنان تفرقهانگیز و ادبیات نامناسب بهکاررفته در این زمینه را محکوم نموده و نکات زیر را مورد تأکید قرار میدهند:
۱. حفظ آرامش و پرهیز از واکنشهای احساسی
از عموم مردم شریف، بهویژه جوانان و اقشار فرهیخته جامعه، انتظار میرود با حفظ هوشیاری و خویشتنداری، اجازه ندهند سخنان تحریکآمیز موجب ایجاد تنش، اختلاف یا رفتارهای احساسی گردد. پاسخ به سخنان نادرست، شایسته است با منطق، اخلاق، متانت و روشهای مسالمتآمیز صورت گیرد.
۲. ضرورت رعایت اخلاق و انصاف در سخنان مسئولان
جایگاه مسئولیت، اقتضا میکند که سخنان مسئولان با دقت، سعهصدر و رعایت حرمت اشخاص و اقوام و مذاهب همراه باشد. انتظار میرود مسئولان محترم، بهویژه در مناطق حساس و چندقومیتی، از هرگونه سخنی که موجب تشدید فاصلهها و خدشهدار شدن اعتماد عمومی میشود، اجتناب ورزند.
۳. درخواست از مسئولان عالی کشور برای تقویت وحدت و اعتماد عمومی
از مسئولان محترم و دلسوز کشور انتظار میرود با تدبیر و رویکردی حکیمانه، زمینه گفتوگو، آرامش و تفاهم بیشتر میان علما، نخبگان و اقشار مختلف جامعه را فراهم سازند و اجازه ندهند اختلافنظرهای سیاسی یا اجتماعی به اختلافات مذهبی و قومی تبدیل شود.
ما بر این باوریم که وحدت واقعی با حذف اختلافنظرها حاصل نمیشود؛ بلکه با پذیرش تفاوتها، رعایت حرمت یکدیگر، عدالت، گفتوگو و پرهیز از اهانت و تخریب شخصیتها شکل میگیرد.
در پایان، از خداوند متعال مسئلت داریم که دلهای همه مسلمانان را به نور ایمان و اخوت اسلامی نزدیکتر فرماید، به علمای دلسوز و خیرخواه امت توفیق و عزت عطا کند و ایران اسلامی را از هرگونه تفرقه، خشونت، افراط و فتنه محفوظ بدارد.
والله ولیّ التوفيق
مدیریت، مدرسین و طلاب حوزه علمیه صدیقیه تربتجام
