"زنی کهگم کردم "
رفتن به کانال در Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
نمایش بیشتر4 436
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-3630 روز
آرشیو پست ها
4 436
ای شاخه نبات
غزلِ حافظِ شیراز
معشوقه مایی
چه بخواهی؛ چه نخواهی🤗
#میثم_قاسمی
🍃🌸🌷🌸🍃
عکس:اسما جان دُرتاج
@adelehz
4 436
دوستی میگفت :درسال ۶۲ طی سفری که به بوشهر داشتیم. در برگشت دو سه روزی هم در شيراز بوديم...قبل از هر چیز به زیارت بارگاه ملکوتی حافظ شتافتم.پس از زیارت و اهدای فاتحه، پیرمردی که روی پلهها نشسته و با دیوانی که در دست داشت برای مشتاقان خواجه در قبال ۵۰ ریال فال میگرفت، نظرم را بخود جلب کرد...
صبر کردم سرش خلوت که شد اجازه خواستم در کنارش نشستم و از او خواستم اگر اشکالی ندارد از خودش و خاطراتش برایم تعریف کند...
او که کسوت دراویش و قلندران را داشت با سوز خاصی گفت :
من از نوه نتیجه های خود خواجه حافظ شیرازی هستم.فامیلی خانوادگی ما هم حافظ است.کار من گرفتن فال دوست داران حافظ است.تنها حسرت من اینکه بعد از فوت من از خانواده ما کسی نیست که کار من را ادامه بدهد.یک پسرم مهندس برق است و پسر دیگرم دبیر هنرستان های شيراز و اصلأ هیچکدام علاقه ای به اين کار ندارند.
گفتم من از مریدان جد ّشما هستم.از راه دوری آمدهام.دلم میخواهد یکی از شیرینترین و بیاد ماندنیترین خاطراتت را برایم بازگو کنی...
گفت واللّه خاطره که زیاد دارم ولی یک روز عصر شش تا دختر دانشجوی دانشگاه شیراز پس از زیارت مقبره حافظ پیش من آمدند و گفتند:
حاج آقا برای ما «هر شش نفر» یک فال بگیر
گفتم یکی یکی نیت کنید تا بگيرم.گفتند نه نیت کردیم شما یک فال بگیرید خوب است،من پیش خودم گفتم شاید پول کافی ندارند گفتم:آخر نمیشود، اگر پول هم ندهید من برای هر کدام شما یک فال را میگیرم.
آنها قدری پچ پچ کردند باز اصرار کردند که نه شما فقط یک فال به نیت همه ما بگیرید ممنون میشویم.من بناچار قبول کردم و شروع کردم بخواندن این غزل :
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بی غشم
وقتی بیت هفتم را خواندم صدای خنده آنها فضای حافظيه را پرکرد، وقتی علت خنده را از آنها سؤال کردم یکی از دخترها گفتند:حاج آقا راستش را بخواهی ما با هم قرار گذاشتیم که بدانیم اگر حافظ الآن زنده بود با کدام یک از ما ازدواج میکرد...؟!وقتی این بیت غزل را خواندی خوشحال شدیم که حافظ نه تنها خوش مشرب، بلکه ماشاالله خوش اشتها هم بوده اند.که خواهان هر شش نفر ما بود...آنها بجای ۵۰ ریال بمن ۵۰۰ ریال دادند و با شوخی و خنده از حافظيه دور شدند...!بیت هفتم چنین بود:
شهری است پر کرشمه و حوران ز شش جهت
دستم تهیست ورنه خریدار هر ششم
@adelehz
4 436
همه ما پشتِ نقاب بزرگسالی مان، کودکی است نیازمندِ عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی!
📕 #سیر_عشق
✍🏻 #آلن_دوباتن
@adelehz
4 436
چند سالتون بود که متوجه شدین وقتی میگیم نازک نارنجی منظور رنگ نارنجی نیست؟
درستش نازک نا رَنجی هست به معنی رنج نکشیده و سختی ندیده.....
》پدرام السلطنه اصل طهرانی《
@adelehz
4 436
تو مانند رگه های نور
که از بین درختان میتابند
کافی و زیبایی...
نه آنقدر تاریک، نه آنقدر سوزان🤍
@adelehz
4 436
برای دوستانی که اطلاع ندارند روز یکشنبه یک دختر سه ساله در گندمزاری در استان گلستان گم شد و این چهار روز صدها نفر از مردم همکاری کردند و دنبالش گشتند و امروز غروب به لطف و کرم خدا پیدا شده .
کسی که پیداش کرده یک آقایی هستند که از نیشابور رفتند برای کمک و مردم برای بچه خیلی نذر کرده بودند .
اینکه بچه پیدا شده یه طرف این مهربونی و همدلی و دعای مردم یه طرف
خدارو شکر ...
4 436
Repost from "زنی کهگم کردم "
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد ...
حامد عسکری
صدا: عادله زمانی🪐
@adelehz
