"زنی کهگم کردم "
رفتن به کانال در Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
نمایش بیشتر4 460
مشترکین
+424 ساعت
+1047 روز
+7330 روز
آرشیو پست ها
4 461
سی سالگی خیلی زیباست
برای اینکه آدم احساس آزادی میکند. احساس میکند یاغی شده
برای اینکه اضطراب انتظار تمام شده.
غم سراشیبی هم هنوز شروع نشده
احساس روشنی میکنیم.
عاقبت در سی سالگی حس میکنیم که مغزمان کار میکند
اگر در آن سن، مذهبی هستیم، دیگر مذهبی هستیم.
اگر اعتقاد نداریم، دیگر نداریم.
اگر شک و تردید داریم، بدون خجالت شک و تردید داریم.
از تمسخر جوانها واهمه نداریم، چون ما هم جوان هستیم.
از سرزنش بزرگها وحشت نداریم، چون ما هم آدم بزرگ هستیم.
از گناه نمیترسیم چون درک کردهایم که گناه فقط یک نقطه نظر است.
از اطاعت نکردن وحشت نداریم، برای اینکه فهمیدهایم اطاعت کردن کار احمقانهای است.
از تنبیه نمیترسیم، چون به این نتیجه رسیده ایم که دوست داشتن عیب نیست.
وقتی قرار است عاشق شویم میشویم،
وقتی از هم جدا میشویم، آن را با منطق قبول میکنیم. سی سالگی حقیقتا خیلی زیباست ...
#اوریانا_فالاچی
@adelehz
4 461
نیَم به هجر تو تنها، دو همنشین دارم
"دلِ شکسته" یکی، "جانِ بی قرار" یکی
#حزین_لاهیجی
@adelehz
شبتون بخیر🧚♀🌟
4 461
یادتون نره زندگی هرچقدر هم سخت شما قوی ترید .
حال تون خوب میشه
همه روزهایی که با اشک بیدار شدید تموم میشه
دوباره از ته دل ذوق میکنید
حاِل دلتون قشنگ میشه
و همه ی خوابهای سیاهی که دیدید میره پشت کوه قاف گم میشه ...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
Repost from "زنی کهگم کردم "
یه روزی یه جایی که خیلی از خونه دور نبود در حالی که اشک هام و پاک میکردم به خودم قول دادم خیلی چیزها رو بخاطر خستگی های پدرمتحمل کنم .
من فقط یکی از هزاران هایی بودم که یه روزی یه جایی بخاطر یه نفر دیگه به خودشون قول دادند قوی تر باشند .
هزاران آدمی که از کنارم در خیابون رد می شدند و هیچکدوم مون به اون یکی نمیگفت داره چی و بخاطر کی تحمل می کنه ...
این روزها هم گاهی اشکامو با پشت دست پاک میکنم و مثل همون روزها در آینه به خودم نگاه میکنم و از خودم میپرسم دختر هنوز همونقدر قوی هستی که اشکهات و پاک کنی و با چهره ای معمولی از اتاق بزنی بیرون؟
نمیدونم
نمیدونم هنوز همونقدر قوی هستم یا نه
فقط میدونم که من یکی از اون هزاران آدمی بودم که خیلی چیزها را برای کسی توی زندگی شون میخواستند
حتی بیشتر از اینکه اون خوشی رو برای خودشون بخوان..
یکی از اون هزاران...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
این پیام عینا کپی شده و در گروه نشر شد فقط به این خاطر که من تشکر کنم که اینقدر زیبا و بی تکلف برام مینویسید و من بسیار خوشبختم که نازنینهایی مثل شمارو با خودم دارم.
4 461
عادله.
خواهر عزیزتر از جانم
۱. اون پیام برای من نیست. اون پیام برای تو است.
تا وقتی مال من بود که تو ذهن و مغز و قلب من بود. وقتی نشر دادم به سمتت، دیگه مال توئه. میتونی هر کاری باهاش بکنی. میتونی توی اون هر دخل و تصرفی بکنی، میتونی تلخیصش کنی، میتونی ویراستاریش کنی، میتونی با نام خودت یا هرکس دیگهای منتشرش کنی، یا اصلا میتونی حذفش کنی، فقط لطفاً مرا به خاطر اون پیام بلاک نکن.
۲. الان که برگشتم و اون یادداشت را دوباره خوندم، برای خودمم هم جالب بود، چون اون کلمات از اعماق قلبم بیرون اومده بود و همینطوری سردستی نوشتم و برات فرستادم. اصلا روش فکر نکرده بودم. وقتی دوباره خوندم به یک نکته دیگه پی بردم که شاید تا حالا گذری از روی اون عبور میکردم و اون اینکه من به دلیل همین بیماری ام اس بصورت ۲۴ ساعته از قفسه سینهام تا نوک پام انگار یک برق ۲۲۰ ولت بهم وصله و دائم در حال لرزش و گزش است و خیلی جالبه که وقتی نوشتههات را میخونم، بخصوص پستهای قدیم را، به شکل خارقالعادهای به آنی لرزشها و گزشها کاهش پیدا میکنه. پس چرا دیگه داروهای گرانقیمت مثل زیتاکس و پرگابالین و آمورل و از این چیزها استفاده کنم.
۳. دیروز تو انجمن ام اس با همدردهامون جلسه دورهمی داشتیم، بهشون توصیه کردم که بر اساس تجربه خودم هیچ دارویی موثرتر از نوشتار درمانی نیست و کانال تلگرامیات را معرفی کردم و بهشون گفتم این همه مدت داروی اسنترا (ضد افسردگی) مصرف کردم، حالا فهمیدم چقدر مسیر را اشتباه رفتم. کدوم داروی ضد افسردگی میتونه با نوشتههای تو رقابت کنه. چقدر این دکترها ساده و کمسواد هستند که فقط نسخههای شیمیایی مینویسند. البته سوء تفاهم نشهها، خودم فارغالتحصیل دانشگاه علوم پزشکی کرمان هستم، اونهم با رتبه یک😄
۴. نگاه کردم دیدم چقدر طولانی نوشتم، اومدم یک مقداریش را حذف کنم، گفتم هرچه بادا باد، اشکال نداره میفرستم. فوقش خسته میشه و بقیهاش را نمیخونه. اصلا با توجه به اینکه تو پیامهای بیشماری از فالوورهات دریافت میکنی، شاید اصلا این یادداشت را هم نخونده پاک کردی.
عادله تو بینظیری.
ارادتمند
برادرت
امیر مسعود
اگر نور نمی بود
اگر صبح نمیبود
اگر عشقبازی ملایم اشعه های آرام نور بر پوست صورتمان نمیبود
بازهم می توانستیم زندگی راتحمل کنیم؟
گمان نمیکنم...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
یکی عشق را زندگی میداند
دیگری آن را دروغ پندارد
هر دو بر حقند:
که آنیک، جانِ خویش را باز یافته
و ایندیگری، بر باد داده...
#محمود_درويش
@adelehz
4 461
«من
نه کنجکاوِ بهشتم
و نه دوزخ؛
چرا که من
مادرم را
هم به گاهِ خندیدن دیدم
و هم به گاهِ گریستن...»
اوزدمیر آصاف
@adelehz
4 461
سال ۸۶ ست اوج نوجوانی ،خیال خام بزرگ شدن بهتر شدن همه چیز
ساعت یک شب ست اوایل پاییز هوای خنک از پنجره در اتاق می پیچد ..
با کامپیوترم در تاریکی علامت سوال شادمهر را پلی میکنم و هزار جام شیشه ای در انتهای دلم فرو میشکند ...
سالها میگذرد و خیال خام بزرگ شدن تمام میشود اما آن حس گزنده ی این آهنگ هرگز به اتمام نرسید...
#عادله_زمانی
@adelehz
4 461
دیشب خوابش را دیدم .
خواب دوستی که سالهاست از او بیخبرم
شاید مرا یادش رفته باشد .
خواب دیدم به زیباترین لباس با آرایشی ملایم دنبالم آمده است و میگوید عادله بیا برویم برای تولدت بیرون
تولد من که هزار ماه بعد است و دوستی که سالهاست از او بیخبرم .
وقتی بیدار شدم هنوز ته مایه ی خوشحالی خواب در دلم مانده بود که هنگام بیدار شدن با اندوهی ناشناخته در آمیخت و در رگهای روزم تزریق شد .
مادرم همیشه میگویید پاییز فصل خوابهای برهم ریخته است ،خوابهایی که تعبیر ندارد .
ولی من میگویم آشفتگی دلم بعد از خواب امروز را حتی پاییز هم نمیتواند گردن بگیرد .
حس میکنم بخشی از من در پاره ای از زمان رها شده است و دوباره هرگز به من برنمیگردد.
#عادله_زمانی
@adelehz
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
