fa
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

رفتن به کانال در Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

نمایش بیشتر
2 104
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
#اطلاعیه_عشایری با سلام فرزندان عشایری کوچرویی که جا مانده از دریافت سهمیه آرد بودند و کلیه عشایر دارای دفترچه عشایری که در س
#اطلاعیه_عشایری با سلام فرزندان عشایری   کوچرویی که جا مانده از دریافت سهمیه آرد بودند و کلیه عشایر دارای دفترچه عشایری که در سامانه شاهکار ثبت نام نکرده اند تا تاریخ سه شنبه۲۴ شهریور نسبت به ثبت نام در این سامانه برای اخذ سهمیه های ارد خود اقدام نمایند . باتشکر هئیت مدیره شرکت شهید شعبانی علی حبیبی بوانلو

علاوه بر لفاظی‌هایی که نقش گروه‌های قومی را در تاریخ ایران و انقلاب می‌ستایند، دولت مرکزی از طریق مقامات محلی، از ابتکارات فرهنگی حمایت کرده و پشتیبانی مالیِ تشکل‌های قومی خاصی را در استان‌های پیرامونی بر عهده می‌گیرد. این سیاستِ حمایتِ هدفمند را باید در چارچوب راهکارهای «کنترل» و «هم‌سو‌سازی» (یا جذب) نگریست که در جمهوری اسلامی بسیار رایج است. در واقع، هدف اصلی نظام یافتن طرف‌های گفت‌وگویی است که در ازای دسترسی به منابعِ دولت مرکزی، جای پایی برای حکومت در لایه‌های مختلف جامعه حفظ کنند. از این رو، تقلیلِ مسئله‌ی عدم رسیدگی به مطالبات و نارضایتی‌های قومی به صرفِ نگاهی امنیتی—که قومیت را صرفاً چالشی برای دولت مرکزی می‌بیند—رویکردی ساده‌انگارانه است؛ چرا که هویت قومی همچنین ابزاری برای چانه‌زنی جهت یافتن جایگاهی در درون نظام و دسترسی به منابع دولتی—اعم از نمادین یا مادی—به شمار می‌آید. با این حال، مقامات ایرانی در تلاش‌های خود برای مهار و هم‌سو کردن جنبش‌های قومی با چالشی روبه‌رو هستند: فقدان ساختار رسمی در این جنبش‌ها (دست‌کم در میان آن دسته که از خشونت پرهیز می‌کنند) شناسایی طرف‌های گفت‌وگوی مناسب را دشوار می‌سازد؛ کسانی که بتوان با آن‌ها مسئله قومی را صرفاً در چارچوب تنوع فرهنگی تعریف و تبیین کرد. مهم‌تر از همه اینکه، رویکردهای مورد نظر مقامات ایرانی نمی‌تواند خلأ ناشی از فقدان یک سیاست‌گذاری عمومی اصولی در این حوزه را جبران کند؛ چرا که هیچ برنامه اقدام هماهنگی برای رسیدگی به مسئله قومی تدوین یا اجرا نشده است. در واقع، این فقدان نشان‌دهنده نوعی فلج‌شدگی در بدنه رهبری سیاسی است که روزبه‌روز در طراحی و اجرای ابتکارات سیاست‌گذاری عمومیِ بلندمدت ناتوان‌تر می‌شود. بار دیگر، مسئله قومی پویایی‌های اجتماعی و سیاسی‌ای را آشکار می‌سازد که دامنه‌ای بسیار فراتر از صرفِ تنوع فرهنگی ایران دارند. *ژیل ریائو، پژوهشگر مؤسسه تحقیقات راهبردی دانشکده نظامی (IRSEM)* @buvanloo

طرح مسئله قومیت در ایران همگام با ورود آن به عرصه عمومی پیش رفته است. در کنار نشریاتی که عمدتاً مخاطبانی محدود و خاص داشتند، فعالانِ مدافع مطالبات قومی به‌طور گسترده‌ای برای سازماندهی رویدادهای فرهنگی و جشن‌هایی با هدف گرامیداشت ویژگی‌های متمایز منطقه‌ای و قومی تلاش کردند. این کوشش‌ها برای عمومی‌سازی موضوع، عمدتاً در مناطق دورافتاده صورت می‌گرفت تا راهی برای دور زدن دشواری‌های تصاحب فضای عمومی در شهرهای بزرگ باشد. با این حال، مسئله قومیت در جریانهای اعتراضی در شهرهای بزرگِ استان‌های پیرامونی نیز به عرصه عمومی راه یافت. اعتراضات سال‌های ۲۰۰۵ در خوزستان و ۲۰۰۶ در آذربایجان بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات ایران داشت و وضعیت استان‌های پیرامونی و مسئله قومیت را به موضوعاتی برای بحث و گفتگوی عمومی بدل کرد. چهره‌های سیاسی درون نظام نیز در جلب توجه عمومی به مسئله قومیت نقش ایفا کردند. این پدیده به‌ویژه در کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۵ مشهود بود؛ زمانی که چندین نامزد برای جلب حمایت در استان‌های پیرامونی، بر مسئله قومیت دست گذاشتند. اگرچه مسئله قومیت به موضوعی محوری در حیات سیاسی ایران بدل نشده، اما در دوران جمهوری اسلامی قطعاً به موضوعی برای بحث و تبادل‌نظر عمومی تبدیل شده است. فقدان سیاست‌گذاری در حوزه قومیت؛ یا اینکه چگونه نباید به یک مسئله عمومی پرداخت تبدیل شدن مسئله قومیت به یک موضوع عمومی در ایران، هیچ‌گونه واکنش مشخصی را از سوی مقامات سیاسی به دنبال نداشته است. به نظر می‌رسد رویکردهای به‌جامانده از رژیم شاه همچنان الگوی غالب برای مدیریت تنوع فرهنگی ایران محسوب می‌شوند. در چارچوب نگاهی توسعه‌محور به دولت، تنوع قومی عمدتاً به مثابه مانعی بر سر راه نوسازی کشور تلقی شده است. وحدت ملی ــ که عمدتاً در قالب مقوله‌های قومی تعریف می‌شد ــ ابزاری برای صیانت از ایران در برابر تهدیدهای احتمالی علیه تمامیت ارضی و نیز عاملی برای پیشبرد توسعه اقتصادی آن به شمار می‌رفت. در مواجهه با ظهور مسئله قومی در جمهوری اسلامی، پاسخ اصلی ارائه شده،بیشتر رنگ امنیتی به خود گرفته و هدف آن مهار همه مطالبات فرهنگی و سیاسی است. این پاسخ از یک سو شامل مشروعیت‌زدایی از مطالبات قومی است.. از نظر راسموس کریستین الینگ، گفتمان مقامات سیاسی حول محور احترام به تمامیت ارضی و وفاداری به ایدئولوژی اسلام‌گرایانه می‌چرخد: جنبش‌های قومی گاهامورد حمایت قدرت‌های خارجی و جاد صاف کن آنها هستند. در حالی که همزمان وفاداری تزلزل‌ناپذیر گروه‌های قومی مختلف به ایران مورد ستایش قرار می‌گیرد . درطول عمر نظام‌جمهوری اسلامی تشکلهای مسلح مختلفی درتقابل بانظام شکل گرفته اند ،اما این به معنا نیست که نماینده یک قوم باشند. جمهوری اسلامی برای مهار نارضایتی‌ها، منابع نظامی قابل‌توجهی را به کار گرفته و در برجسته ساختن موفقیت‌های خود—مانند دستگیری و سپس اعدام عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله در سال ۲۰۱۰—نیز درنگ نکرده است. واکنش نظام جمهوری اسلامی به تحرکات قومی صرفاً ماهیتی امنیتی ندارد، بلکه شامل حمایت و نظارت بر برخی اقدامات مرتبط با مسائل قومی نیز می‌شود.

💐💐جمهوری اسلامی ایران و قومیت💐💐 نوشته‌ی ژیل ریا* پژوهشگر موسسه تحقیقات راهبردی دانشکده نظامی (IRSEM) **ترجمه: حیدرعلی حسین زاده ثانی بوانلو یکی از ویژگی‌های بارز ایران، تنوع قومی آن است؛ به‌گونه‌ای که زبان فارسی، زبان مادری کمتر از نیمی از جمعیت کشور محسوب می‌شود. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز با اعطای حقوق فرهنگی به اقلیت‌های زبانی، این تنوع را به رسمیت شناخت. اصل پانزدهم مقرر می‌دارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران، فارسی است... با این حال، استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و نیز تدریس ادبیات آن‌ها در کنار زبان فارسی، آزاد است.» تضمین‌های قانونی در نظر گرفته‌شده برای زبان‌هایی غیر از فارسی، بازتاب‌دهنده‌ی تمایل به گسست از رژیم پیشین است؛ هدفی که انقلابیون ایران آن را دنبال می‌کردند. در واقع، نظام پادشاهی پهلوی نوعی ملی‌گرایی را تحمیل کرده بود که صرفاً بر محور «ایرانیت» (به معنای هویت فارسی‌محور) استوار بود؛ رویکردی که می‌بایست کنار گذاشته می‌شد. با وجود به رسمیت شناختن قانونیِ تنوع فرهنگی ایران، اقداماتی در جهت حمایت از سایر زبان‌ها هرگز به‌طور واقعی اجرا نشد. نظام جمهوری اسلامی نیز کوشید تا تنوع قومی و زبانی را به متعارف‌ترین و غیرسیاسی‌ترین جلوه‌های آن تا اندازه ای محدود سازد و یا گاهی آن را ابزاری برای جاه‌طلبی‌های امپریالیستی قدرت‌های بزرگ میداند. این سیاستِ انکار، مانع از آن نشد که تنوع قومی به یک مسئله عمومی بدل شود؛ امروزه این موضوع به مسئله‌ای مهم تبدیل شده است که مقامات جمهوری اسلامی تمایلی به بحث دراین مورد نشان نمیدهند. طرح مسئله تنوع قومی: ظهور یک موضوع عمومی از همان سال‌های پایانی رژیم پادشاهی، فرهنگ‌های قومی و منطقه‌ای توجه فزاینده‌ای را در میان برخی از روشنفکران ایرانی به خود جلب کردند. آنان به ثبت و طبقه‌بندی ویژگی‌های زبانی و فرهنگ مادی زادگاه‌های خود پرداختند و بدین‌سان، مشخصه‌های فرهنگی متمایزِ اقوام گوناگونِ تشکیل‌دهنده‌ی ایران را برجسته ساختند. در دوران انقلاب، به دنبال صدور مجوز انتشار آثار به زبان‌هایی غیر از فارسی، این اشتیاق به فرهنگ‌های منطقه‌ای به گسترش چشمگیرِ انتشارات مربوط به اقوام انجامید. تحولات سیاسی و اجتماعیِ دوران جمهوری اسلامی نیز بر شدت این توجه افزود. از یک سو، محدود شدن فضای سیاسی موجب شکل‌گیری نوعی احیای فرهنگیِ قابل‌توجه شد که توجه به فرهنگ‌های قومی تنها یکی از نمودهای متعدد آن به شمار می‌رود. علاوه بر این، پیشرفت‌های چشمگیر آموزشی در استان‌های پیرامونی، دایره تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان بالقوه این نوع کالای فرهنگی را گسترش داده است. در نتیجه، جمهوری اسلامی شاهد جنبشی فراگیر برای تلقی فرهنگ‌های قومی به مثابه «میراث» بوده است؛ امری که نمود بارز آن در افزایش چشمگیر انتشار آثار به زبان‌هایی غیر از فارسی دیده می‌شود. این اقدامات متعدد و ناهماهنگ، در شکل‌گیری این تصور نقش داشته‌اند که قومیت مسئله‌ای نیازمند مداخله دولت است. مقامات با درخواست‌هایی برای اجرای مفاد قانون اساسی در خصوص استفاده از زبان‌های محلی مواجه شده‌اند. همچنین، این مطالبات بر تدوین سیاست‌های فرهنگی ویژه برای استان‌های محل سکونت اقوام اصلی متمرکز است؛ موضوعی که بخشی از مذاکرات گسترده‌تر در ایران پیرامون دسترسی به منابع دولتی محسوب می‌شود. از دهه ۱۹۹۰ به بعد، طرح مسئله قومیت تحت تأثیر بازیگران جدیدی نیز قرار گرفته است که آن را راهی برای بازگشت به عرصه سیاست می‌دانند. این روند به سیاسی شدن قومیت انجامیده و با درخواست‌هایی برای برقراری رابطه‌ای جدید میان دولت و گروه‌های قومی همراه شده است؛ رابطه‌ای که هدف آن پایان دادن به سیاست‌هایی است که تبعیض‌آمیز تلقی می‌شوند.

Ax Welat tu ςend şirini

مدیریت بحران خراسان شمالی با هشدار نارنجی هواشناسی به حالت آماده‌باش درآمد 🔹مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان شمالی از آم
مدیریت بحران خراسان شمالی با هشدار نارنجی هواشناسی به حالت آماده‌باش درآمد 🔹مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان شمالی از آماده‌باش اعضای ستاد مدیریت بحران استان در پی صدور هشدار نارنجی هواشناسی و پیش‌بینی رگبار شدید باران، رعدوبرق و وزش باد شدید لحظه‌ای در مناطق غرب و شمال غرب استان خبر داد. 🔹علی گودرزی: پیرو صدور هشدار نارنجی هواشناسی، اعضای ستاد مدیریت بحران استان شامل فرمانداران، نیروهای راهداری، جمعیت هلال احمر، اورژانس، آتش نشانی و تیم‌های امدادی به حالت آماده‌باش درآمده‌اند.

فانوس آشناست و دوده مرموزانه آن. هی فتیله را پایین می‌کشم و هی نفت را می‌مکد و آهسته زبانه می‌کشد. شاید هم قصدی ندارد. کتری رسوب گرفته در گذر زمان، یادآور شعله های مکرر هیزم های آشنا به زخم تبر است و دستهای خسته ای که حرمت نان را نگه داشتند نه جان را. وقتی در لایه های پنهان این سیاه‌چرده تامل می‌کنی، مفتول پیچیده بر دسته آن را واکاوی می‌کنی و بوی متفاوت چای آن را کنار می‌زنی؛ یکی نشسته، دست بر پیشانی، زانو بر زمین و چشم بر در سیاه چادر که شاید بیاید. او همه این است و این همه او. زمین را مرور می‌کند و آسمان را ورق می‌زند. خاطره در خاطر می‌آورد و آرزو دارد. یکی را داماد کند و دیگری را عروس. برای این پشم می‌چیند و برای او دوک را می‌تاباند. در تقلاست. برای همه است و اما تنها. یادش می‌رود که پایان این شهنامه جور دیگری ورق می خورد و در سالمندی، رنگها متفاوتند و سلایق دگرگون. تار و پود قالی دست‌باف، کیسه های گلدوزی شده، پاتاوه های بافته و جوراب پشمین داخل بقچه های معطر را هم مزید بر علت کنیم. ریسه های رنگین، ظروف لعاب و قابلمه های کوچک مسی و شاید والر نفتی و گردسوز روسی، کله قند و قندسفره ای که حلقه های بسیار دارد و حجمی متناسب با زندگی. همه را ساخت و دوخت و پخت و خرید و خود از تماشای آن حظ کرد و به بودنش بالید. روزگار گذشت و او رفت و این، ماند. ✍️ یحیی خوشنما 🙏❤️ @buvanloo

فانوس آشناست و دوده مرموزانه آن. هی فتیله را پایین می‌کشم و هی نفت را می‌مکد و آهسته زبانه می‌کشد. شاید هم قصدی ندارد. کتری رسوب گرفته در گذر زمان، یادآور شعله های مکرر هیزم های آشنا به زخم تبر است و دستهای خسته ای که حرمت نان را نگه داشتند نه جان را. وقتی در لایه های پنهان این سیاه‌چرده تامل می‌کنی، مفتول پیچیده بر دسته آن را واکاوی می‌کنی و بوی متفاوت چای آن را کنار می‌زنی؛ یکی نشسته، دست بر پیشانی، زانو بر زمین و چشم بر در سیاه چادر که شاید بیاید. او همه این است و این همه او. زمین را مرور می‌کند و آسمان را ورق می‌زند. خاطره در خاطر می‌آورد و آرزو دارد. یکی را داماد کند و دیگری را عروس. برای این پشم می‌چیند و برای او دوک را می‌تاباند. در تقلاست. برای همه است و اما تنها. یادش می‌رود که پایان این شهنامه جور دیگری ورق می خورد و در سالمندی، رنگها متفاوتند و سلایق دگرگون. تار و پود قالی دست‌باف، کیسه های گلدوزی شده، پاتاوه های بافته و جوراب پشمین داخل بقچه های معطر را هم مزید بر علت کنیم. ریسه های رنگین، ظروف لعاب و قابلمه های کوچک مسی و شاید والر نفتی و گردسوز روسی، کله قند و قندسفره ای که حلقه های بسیار دارد و حجمی متناسب با زندگی. همه را ساخت و دوخت و پخت و خرید و خود از تماشای آن حظ کرد و به بودنش بالید. روزگار گذشت و او رفت و این، ماند. ✍️ یحیی خوشنما 🙏❤️ @ buvanloo

✅بانو ساریگل بوانلو، صدای سینه ستبر کوه‌های شمال خراسان است؛ آنجا که «آق کمر» و «کیسمار» در مه غرق می‌شوند و نغمه‌های ایل، از سینه‌کش صخره‌ها تا دشت‌های سرسبز پرواز می‌کند. او با هر ترانه، بوی ناان داغ عشایری و عطر گیاهان کوهی را به جانِ شنونده می‌ریزد. صدایش، پژواک دوتاری است که در سکوت کوهستان، روایتگر کوچ است؛ قصه‌ی دوری، وصل و استواری ایل در میان برف و باد. بانو؛ فقط نمی‌خواند؛ او تاریخ شفاهی کرمانج‌ها را بر بلندای قله‌ها حک می‌کند، تا کوچ، هرگز از خاطر کوه‌ها فراموش نشود... ✅این قصهٔ عشق و جنون است؛ روایت حکیم بوانلویی که با دختری زیبا روی از روستای بردر ازدواج کرده بود اما تقدیر، زیباترین رویاهایش را از او گرفت. از آن پس، او تنها با شعر و اشک، از درد جدایی و فراق می‌سرود... فلسفه و داستان این آهنگ که سرگذشت دو دلدار است در آینده...

Bejin Ziravê _Qamislo_Music(MP3_160K).mp33.61 MB

+1
Dilber - Ay Canê Min _ Kilamek Evînê ya Nû(MP3_160K) (1).mp35.97 MB

Yarê_Yarê_Kürtçe_Yeni_Şarkı_Kurdish_Music_Stranên_KurdîMP3_160K.mp35.82 MB