الف دریچه
رفتن به کانال در Telegram
کانال دریچه در اینستاگرام و یوتیوب: Alef.Dariche محفل عاشقان روی دوست❤️ ■ Admin: @Ka1731 @momen_ahmadi
نمایش بیشتر1 132
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
1 132
🌍 غریب کی باشی؟ و من #وطن توأم
درویش چون باشی؟ و من وکیل توأم
کشفالاسرار #میبدی
-----------
ما به فلک بودهایم یار ملک بودهایم
باز همانجا رویم جمله که آن #شهر ماست ... #مولانا
-----------
الف دریچه | Alef Dariche
1 132
هو
و بو سعید قرشی گوید صادق آن بود که مرگ را ساخته بود و اگر سِرّ او[آنچه در خفا و دور از چشم مردم انجام داده] بر طبقی نهند تا همه جهان ببینند هیچ چیز نبود اندرو که ویرا شرم باید داشتن و خدای تعالی میگوید:
«فَتمَنَّوُ الْمَوْتَ اِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ.»
«پس اگر راستگویانید، مرگ را آرزو کنید.»
📚رساله قشیریه
ـــــــــــــــــــــ
پ ن:این آیه از جمله آیاتی بود که از درک معنای آن عاجز بودم،تا اینکه به توفیق حق به این متن رسیدم...
مگر لطف حضرت لطیف و شفاعت نبی شریف در «يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ» دستگیر شوند...
1 132
{ امید به بخشایش }
صحنهی قیامت را تصور کنید
نامهی عمل به دست چپ انسانی داده میشود
اما او بارها به پشت سر نگاه میکند...
هر زمانی روی وا پس میکند رو به درگاه مقدس میکنداز بارگاه یار، ندا میآید چرا به پشتسر نگاه میکنی و همراه نگهبانان به جایگاه آتش نمیروی...
نه تُرا شبها، مناجات و قیام نه تُرا در روز، پرهیز و صیام نه تُرا حفظ زبان زِ آزارِ کَس نه نظر کردن به عبرت پیش و پسانسانِ خطاکار، می گوید:
بنده گوید: آنچ فرمودی بیان صد چنانم | صد چنانم | صد چنان ... لیک بیرون از جهاد و فعل خویش از ورای خیر و شر و کفر و کیش ... بخشش محضی ز لطف بیعوض بودم اومید ای کریم بیعوض ... رو سپس کردم بدان محض کَرَم سوی فعل خویشتن میننگرم ... سوی آن اومید کردم روی خویش که وجودم دادهای از پیش بیش و امـــا از بارگاه حضرت دوست:
کای ملایک، باز آریدش به ما که بدستش چشم دل سوی رجا لاابالی وار آزادش کنیم وآن خطاها را همه خط بر زنیم ما فرستادیم از چرخ نهم کیمیا یصلح لکم اعمالکم 🌹 دفتر پنجم #مثنوی_معنوی #مولانا
1 132
تو اگر
به این جهان نمیآمدی
دیگر باغهای انار
و تاکستانها
گل نمیدادند...
❤️ اللهم صل علی سیدنا محمد و علی آل سیدنا #محمد ❤️
1 132
مثنوی معنوی سرشار از معانی بینظیرست
گاه شده از یک بیت خجالت کشیدم و کتاب رو بستم و ساعتها بهش فکر کردم...
‼️در این ریلز، فقط ۴ بیت از ۲۶ هزار بیت مثنوی انتخاب شده است!
دعوتتان میکنیم به خوانش این اثر استثنایی
✅ این ویدیو رو برای والدین آگاه بفرستید
این ریلز در پیج الف دریچه
#مثنوی_معنوی #مولانا
1 132
+9
بیا ۴۰ ساله شو!
گاهی یک عدد ریشه در تاریخ دارد، مثل ۴۰
نشاندهندهی اوج یک عمر
در کلام یار، ۲ بار یک دعا، تکرار شده است، تا دیر نشده آن را حفظ کن و در دعاهایت بگو:
1⃣ {رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي ۖ إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}
پروردگارا! به من توفیق ده و الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کردهای سپاسگزارم، و کار شایستهای که آن را می پسندی انجام دهم و ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان توام.
2⃣ {رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ}
پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم عطا کردهای به جای آورم، و اینکه کار شایستهای که آن را بپسندی انجام دهم، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایستهات درآور.
• این پست در پیج الف دریچه
1 132
موسی، با آنکه کلیمالله است، در برابر نخستین جرعه از شراب تجلّی، مست و بیهوش میشود.
محمد صلیاللهوعلیهوسلم اما، نه یک لحظه، بلکه شببهشب میهمان سفرهی قرب است؛ قرب و خوردن و نوشیدنِ او دیگر امری استثنایی و مدهوشکننده نیست، بلکه غذای روزانهی روح اوست.
1 132
«موسی از "لن ترانی" چنان مست شد که "وخرَّ موسی صعِقاً"؛
حوصلهی محمّدی نوش باد که: "أَبِيتُ عِندَ رَبِّي يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِي"، و هنوز میگوید: «وا جُوعَاهْ!»»
· عینالقضات همدانی
1 132
ای فریادرسِ فریادخواهان!
از انبوهیِ راهها و فتنه ی اختیارات خبیث، به تو پناه میآورم.
شتر، از آنکه کجاوه بر پشتش پیوسته اینسو و آنسو میلغزد، پشتریش میشود؛ و من، از اختیاری که هر دم مرا به سویی میکشاند و از سویی دیگر بازمیگرداند، دلریش گشتهام. زخمِ تن را مرهمی هست، اما زخمِ اختیار، درمانی جز عنایت تو ندارد.
پروردگارا! من مردِ حملِ این امانتِ سنگین نیستم؛ همان امانتی که آسمانها و زمین و کوهها از برداشتنش سر باز زدند و از بیمِ عظمتش لرزیدند. من کجا و این بارِ گران اختیار کجا؟
آری، میدانم که پایانِ همهی راهها به تو میرسد، مقصدِ همهی جویبارها دریای توست و آشیانِ همهی پرندگان، آستانِ تو؛ اما بار خدایا راهِ رزم، هرگز چون طریقِ بزم نبوده است. رسیدن، آسان است اگر تو دست بگیری؛ وگرنه هزار راه، هزار حیرت میآفریند.
بارالها! به ناتوانی خویش اعتراف میکنم. نمیتوانم و نمیدانم که چگونه از میان این همه راه، جنگاورانه و بیلغزش، یکی را برگزینم.
چه بسیار انتخابهایی که در این عمرِ کوتاه، به اعتمادِ عقلِ ناقصِ خویش کردم و سرانجام، جز حسرت و بازگشت، ثمری نداشت.
آنگاه که در آیینهی تاریخ نیز مینگرم، با آن همه پیامبران، اولیا، صالحان و راستان، باز میبینم که هبوط و سقوط مادی و معنوی انسانها،بر اثر انتخابات نادرستشان بوده است؛ و انسان، هرگاه بر خویشتن تکیه کرده، بیش از آنکه به مقصد نزدیک شود، در پیچوخمِ راهها سرگردان گشته است.
الهی! از کثرتِ راهها، از ازدحامِ انتخابها و از غوغایِ «شاید»ها خستهام. مرا یک مذهب عطا کن؛ یک راه؛ یک قبله؛ یک معشوق؛ یک دل. مرا دَهدله و دَهراهه مگردان.
تو خود فرمودهای که در سینهی هیچ انسانی دو قلب ننهادهای؛ پس هر قلب را منزلگه یک معشوق گردان، نه میدانِ هزاران خواهش. دلی که میان هزار محبوب تقسیم شود، دیگر نه دل است و نه حرم؛ و قلبی که جز تو را مأوا دهد، از آرامش بیبهره خواهد ماند.
پروردگارا! مرا از کثرت، به وحدت برسان؛ از تردید، به یقین؛ از رزم، به بزم عاشقانه؛ و از خویشتن، به خویش. آنگاه هر راهی که تو برگزینی، همان صراطِ من است؛ و هرچه تو بخواهی، همان اختیارِ من.
الغیاث ای تو غیاث المستغیث زین دو شاخه اختیارات خبیث تا بکی این ابتلا یا رب مکن مذهبیام بخش و دهمذهب مکن اشتریام لاغری و پشت ریش ز اختیار همچو پالانشکل خویش این کژاوه گه شود این سو گران آن کژاوه گه شود آن سو کشان زین دو ره گرچه به جز تو عزم نیست لیک هرگز رزم همچون بزم نیست#مولانا(رحمەاللە)
1 132
﴿مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ﴾ [آن هنگام از آنان پرسیده می شود:] «چه چیز شما را به دوزخِ سَقَر کشاند؟ میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم.»🌙(سوره مدثر، آیات ۴۲–۴۳)
1 132
ای روز برآ که ذرهها رقص کنند آن کس که از او چرخ و هوا رقص کنند جانها ز خوشی بیسر و پا رقص کنند در گوش تو گویم که کجا رقص کنند هر ذره که در هوا و در هامون است نیکو نگرش که همچو ما مجنون است هر ذره اگر خوش است، اگر محزون است سرگشتهٔ خورشیدِ خوشِ بیچون است📚مولانا جلالالدین 🎼سالار عقیلی.
1 132
ای روز برآ که ذرهها رقص کنند آن کس که از او چرخ و هوا رقص کنند جانها ز خوشی بیسر و پا رقص کنند در گوش تو گویم که کجا رقص کنند هر ذره که در هوا و در هامون است نیکو نگرش که همچو ما مجنون است هر ذره اگر خوش است، اگر محزون است سرگشتهٔ خورشیدِ خوشِ بیچون است📚مولانا جلالالدین 🎼سالار عقیلی.
