es
Feedback
الف دریچه

الف دریچه

Ir al canal en Telegram

کانال دریچه در اینستاگرام و یوتیوب: Alef.Dariche محفل عاشقان روی دوست❤️ ■ Admin: @Ka1731 @momen_ahmadi

Mostrar más
1 151
Suscriptores
-124 horas
+57 días
+530 días
Archivo de publicaciones
عشق بُرید کیسه‌ام، گفتم هی! چه می‌کنی؟ گفت تو را نه بس بوَد نعمت بی‌کران من؟ «غزلیات شمس، غزل ۱۸۳٠»
عشق بُرید کیسه‌ام، گفتم هی! چه می‌کنی؟ گفت تو را نه بس بوَد نعمت بی‌کران من؟
«غزلیات شمس، غزل ۱۸۳٠»

با گناه دشمن باش با گناهکار نه...
با گناه دشمن باش با گناهکار نه...

Alef_Dariche.mp32.63 MB

در تذکرةالاولیا عطار، حکایتی از گفتگوی سلطان عارفان و سگ وجود دارد که سراسر عبرت است و حیرت. مشاهده‌ی ریلز در اینستاگرام

ممتحن بلا زدەی جان به لب رسیدەای در زیر خاربُنی افتاده بود و صدهزار بلا و شدت و مشقت به وی تاختن آورده. یک بار از وی این آواز
ممتحن بلا زدەی جان به لب رسیدەای در زیر خاربُنی افتاده بود و صدهزار بلا و شدت و مشقت به وی تاختن آورده. یک بار از وی این آواز برآمد: «آخرم یک دم به من بازده تا سر رشته خود باز یابم.» ندایی شنید: «هذا اَمرٌ لا یَتِمُّ بالشِّرکَة» این کار،کار شراکتی نیست و به انبازی راست ناید! «اِمّا اَنا و اِمّا انت» یا من یا تو...
جُز جان و جگر نیست شکار و خور تو زین است که هر سری ندارد سر تو...

🎯نکته ۳:(غفلت) 🌙بیشتر مردم غافل اند و جالب اینجاست که مولانا عقیده دارد که باید در غفلت باشند. چرا که وظیفه اکثریت خلق عمارت جهان اسفل است و چنانچه بیدار شوند یا بیدارشان کنند،امورات جهان تعطیل شود و جهان از تعادل خارج می شود. استن این عالم ای جان غفلتست هوشیاری این جهان را آفتست 🌙پس هوشیاران تنها و غریب اند و اعمالشان مطابق اعمال اکثریت نیست. نکته اینجاست... 🌙پدر مولانا گوید:
خدواند بسیاری از مردمان را برای دنیا آفریده است اما دنیا را برای اقلی از خواص خود خلق کرده است.

❤️ در نهاد آدم دلی می‌باید که مرا شناسد، زبانی می‌باید که مرا ستاید، دیده‌ای می‌باید که مرا بیند، دستی می‌باید که کاس وصل گیر
❤️ در نهاد آدم دلی می‌باید که مرا شناسد، زبانی می‌باید که مرا ستاید، دیده‌ای می‌باید که مرا بیند، دستی می‌باید که کاس وصل گیرد، قدمی می‌باید که در راه ما رود. • #میبدی در ذیل سوره‌ی انسان

🌐نکته اول:(یقین) 🌙مولانا گوید: از طریق علم،جدل،دلیل آوردن و بحث نمیتوان به یقین رسید. 🌙یقین یک امر قلبی است نه یک امر ذهنی
🌐نکته اول:(یقین) 🌙مولانا گوید: از طریق علم،جدل،دلیل آوردن و بحث نمیتوان به یقین رسید. 🌙یقین یک امر قلبی است نه یک امر ذهنی و محاسباتی که با دلیل و برهان به آن رسید.
آنچه آنرا راست گرداند دلیل از دلیلی کج شود نزد عقیل
🌙یقین با سفید کردن قلبی که سیاه شده است  حاصل میشود نه با سیاه کردن کاغذی که سفید است. 🌙چه بسیار عالمان درجه اول که به کمترین درجه یقین نرسیده اند و چه بسا بیسوادنی که در مراحل بالای یقین اند.

[ما] بر این واقفیم که حتا نفرت از دونْ‌مایگی چهره را از ریخت می‌اندازد. و نیز خشم بر بیدادگری صدا را خشن می‌کند. اما افسوس که
[ما] بر این واقفیم که حتا نفرت از دونْ‌مایگی چهره را از ریخت می‌اندازد. و نیز خشم بر بیدادگری صدا را خشن می‌کند. اما افسوس که می‌خواستیم زمین را آماده‌ی مهربانی کنیم خود نتوانستیم با هم مهربان باشیم. اما شما که پس از ما می‌آیید اگر بدانجا رسیدید که انسان، یاور انسان باشد از ما به بزرگواری یاد آرید! برتولت #برشت

خُنُک (خوشا به حال) آن‌کس که او را بندِ آهنين بود یا چوبين بود، که همواره در آن کوشد که آن را بشکند و بیندازد. اما (بدا به حال) آن کس را که بند زرین باشد و او زر دوست! و یا بند گوهرین باشد و او گوهردوست...! مجالس سبعه #مولانا

زلف تو شب قدر و رخ تو همه نوروز #مولانا @Alef_Dariche عید فطر بر عاشقان مبارک و سال نو شما سراسر خیر و برکت در روزهای عجیبی ه
زلف تو شب قدر و رخ تو همه نوروز #مولانا @Alef_Dariche عید فطر بر عاشقان مبارک و سال نو شما سراسر خیر و برکت در روزهای عجیبی هستیم، قلب‌تان همیشه زنده ❤️

غمگینم... چونان پیرزنی، که آخرین سربازی که از جنگ بر می گردد پسرش نیست...!    @alef_dariche • ولادیمیر مایاکوفسکی • #قلب شما سلامت در این غوغای سراسر خون ❤️

۱۰ سال پیش بود دریچه‌ای باز کردیم به وسعت نور و زیبایی به سوی عشق و عاشق و معشوق حقیقی • در این ده سال، بندهای زمین بسی چرکین
۱۰ سال پیش بود دریچه‌ای باز کردیم به وسعت نور و زیبایی به سوی عشق و عاشق و معشوق حقیقی • در این ده سال، بندهای زمین بسی چرکین بود و ثقیل و روح‌های ما، چه بسا، مشتاق پرواز هرچه هست، نفس می‌کشیم هنوز و این هنوز، فرصت اندکیست در این سرای هیچ در هیچ

«ابی‌بکر صدیق (رضی الله عنه) بیمار شد. به دیدنش آمدند و گفتند: آیا پزشک را برایت نخوانیم؟» پاسخ داد: «قَدْ رَآنِي» او مرا دید
«ابی‌بکر صدیق (رضی الله عنه) بیمار شد. به دیدنش آمدند و گفتند: آیا پزشک را برایت نخوانیم؟» پاسخ داد: «قَدْ رَآنِي» او مرا دیده است... پرسیدند: «چه چیزی به تو گفته است؟» فرمود؛ «إِنِّي فَعَّالٌ لِمَا أُرِيدُ» (من چنانم که هر آنچه بخواهم، انجام می‌دهم و هیچ چیزی نمی‌تواند اراده‌ی او را متوقف کند)

«ای دوست! بلال حبشی می‌گفت: أسهد أن لا إله إلا الله، به #سین می‌گفت. به #شین نمی‌توانست گفت. پس سید، صل الله علیه و سلم، گفت:
«ای دوست! بلال حبشی می‌گفت:
أسهد أن لا إله إلا الله،
به #سین می‌گفت. به #شین نمی‌توانست گفت. پس سید، صل الله علیه و سلم، گفت: «سین بلال عند الله شین» اما ابوجهل و ابولهب أشهد را راست بتوانستندی گفت. چه گویی؟ اهل قرآن و اهل الله بوجهل بود یا بلال؟ عالِمی نه آنست که تو دانسته ای.» «[شیخ] بَرکه جز سوره‌ای چند از قرآن یاد ندارد و آن نیز به‌شرط باز نتواند خواند و قال یقول نداند که چه بوده، و گر راست پرسی حدیث موزون به زبان همدانی هم نداند کردن. ولکن می‌دانم که قرآن او داند درست، و من نمی‌دانم الا بعضی از آن، و آن بعض هم نه از راه تفسیر و غیر آن بدانسته‌ام: از راه خدمت او دانسته‌ام.» 🌙عین القضات همدانی، نامه‌ها

ای دوست چو از میانه مقصود «تویی» جای گِله نیست چون تو هستی، همه هست #مولانا ❤️

«اگر دیده داری، درنگر. هر چه بر همه مفرّق بود، در علی بن ابی طالب مجتمع بود.» عین القضات همدانی، نامه‌ها
«اگر دیده داری، درنگر. هر چه بر همه مفرّق بود، در علی بن ابی طالب مجتمع بود.» عین القضات همدانی، نامه‌ها

گر کافرم ای دوست، مسلمانم کن مهجور توام، بخوان و درمانم کن گر در خور آن نیم که رویت بینم باری بسر کوی تو، قربانم کن ❤️🥀 کشف‌
گر کافرم ای دوست، مسلمانم کن مهجور توام، بخوان و درمانم کن گر در خور آن نیم که رویت بینم باری بسر کوی تو، قربانم کن ❤️🥀 کشف‌الاسرار #میبدی

#حال_دل یکی هست و هیچ نیست جز او وَحْدَهُ لا إِلهَ إِلا هُو ❤️‍🔥 • ساخته شده با هوش مصنوعی

دل می تپدم باز درین لحظه ی دیدار دیدار چه دیدار؟ که جان در بدنم نیست...❤️‍🔥 #شفیعی_کدکنی