تفکر و یادگیری متمرکز(تیم)
رفتن به کانال در Telegram
همیشه در خدمتم🍎 @MohammadHassanHosseini mhhosseinipencil@gmail.com
نمایش بیشتر626
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
#حل_مسئله
#ساختمان_پلاسکو
#تشخیص_صحیح_الگو
#حس_ششم
🔸توجه شما را به قسمت هایی از کتاب
"مسئله یابی، مهارتی بایسته برای مدیران"
نوشته مایکل روبرتو جلب می کنم. این کتاب با ترجمه علی عظیمی توسط نشر فرا منتشر شده است.
@THINKINGandLEARNING
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
#حکایت
#سیستم
🔸 یک روز موش در مزرعه تله موشی ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبرداد که : چه نشسته اید؟ تله موش گذاشته اند.حیوان های مزرعه گفتند: به ما ربطی ندارد. این مشکل توست.
یک روز ماری دمش در تله موش گیر کرد و زن مزرعه دار را گزيد و به بستر بیماری انداخت. مرغ را کشتند و برای بیمار سوپ درست کردند. گوسفند را قربانی کردند و برای عیادت کنندگان غذا تهیه کردند. زن مزرعه دار مرد، گاو را براي مراسم ختم کشتند. موش از سوراخ لانه اش به همه اتفاق ها نگاه مي کرد و به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر می کرد .
به نقل از کلیله و دمنه
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
.
☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝
#فیلم
#گفتگو
#ایده
اندیشه ها ی مختلف با شکل ها و رنگ های مختلف ، برآمده از جاهای مختلف با هم به گفتگو می نشینند. ایده ای در گوشه ای ناگاه جرقه می زند و رشد می کند. مسیر یادگیری را طی می کند و سکوت و سکون را به رعد و برقی بر هم می زند. تازه این همه ماجرا نیست. بعد باران می بارد که شروع رویش است و باز همه چیز از نو .....
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#حل_مسئله
#خانواده
#ساختمان_پلاسکو
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
- مامان! اون آدمهايي که جمع شدن اونجا می خوان بابا رو نجات بدن؟
- آره مامان جون.
- اگه با مبايل عکس بگيرن بابا زودتر پيدا ميشه؟
- نه عزيزم همه كه عكس نمي گيرن خيلي ها اومدن كمك كنن.
- پس چرا اونايي كه عكس مي گيرن نميرن كنار راه باز بشه براي كمك؟ نكنه پاشونو بذارن جايي كه زيرش بابا باشه.
- نه اونا دور وايسادن پليس نمي ذاره جلو برن.
- ميشه ما هم بريم اونجا؟ شايد تونستيم بابا رو پيدا کنیم.
- ما كه بلد نيستيم. بذار اونايي كه بلدن كارشونو بكن. دوستاي بابا هستن.
- پس ما چيكار كنيم ؟ آخه دوستاي بابا گريه مي كن منم گريه ام مي گيره.
- امن يجيب المضطر اذا ....
- چی داری یواش می خونی؟ به منم ياد ميدي دعا بخونم ...
- حتما مامان جون!
- بعدش بريم خون بديم؟ اخبار مي گفت مردم مي رن خون بدن.
- تو كه نمي توني. كوچولويي
- آهان فهميدم يه فكر خوب .امسال چارشنبه سوري به دوستام مي گم هيچكس آتيش روشن نكنه. ترقه هم نمي اندازيم. دوستامم به دوستاشون مي گن. به بزرگا هم مي گيم. شايد بعضي هاشون گوش كردن ترقه گنده نیانداختند آتیش سوزی بشه.
- اونوقت چي ميشه؟
- اونوقت دوستاي بابا مجبورنيستند تو خيابونا بگردن آتيش خاموش كنن. راحت مي رن خونه استراحت مي كنن. بابا هم ايشالا پيدا ميشه. چهارشنبه سوري تو خونه شمع روشن مي كنيم...
- ايشالا مامان جون! ايشالا...
محمد حسن حسینی
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
🔳⭕️«تکنیک شخص معروف» در حل مساله و تحلیل
هر کدام از ما سبکی برای فکر کردن و تحلیل کردن امور و پدیده ها داریم. بنابراین بعد از مدتی تکراری می شویم! همیشه یک جور پدیده ها را تفسیر می کنیم و همیشه یک جور فکر می کنیم. اگر هم بخواهیم که جور دیگری نگاه کنیم احساس ناراحتی می کنیم. چرا که با تحلیل ها و نگرش های قبلی ما در تضاد است. حالا می خواهم روشی را به شما معرفی کنم که می تواند به شما در این زمینه کمک کند.
یکی از روش های حل خلاق مساله این است که وانمود كنيد كه شما شخص مشهوري هستيد و سعي كنيد مساله را از ديد آن شخص حل كنيد. شخصيت مفروض شما ممكن است چشم اندازهاي جديدي را نسبت به آن مساله به شما بدهد. براي مثال، با خود بگوييد
اگر اسحاق نيوتن با اين مساله روبرو مي شد، چه مي كرد؟
اگر بیل گیتس با بحران مالی روبرو می شد چه می کرد؟
اگر علی پروین با این مشکل دست و پنجه نرم می کرد، چه تصمیمی می گرفت؟
می توانید به جای شخص مشهور، از افرادی که مشهور نیستند اما شما آنان را به خوش فکری و خلاقیت و موفقیت می شناسید استفاده کنید:
اگر پسر عمه پولدار و موفقم در چنین موقعیتی قرار می گرفت چه تصمیمی می گرفت؟
به این ترتیب شما با تغییر زاویه و نگاه خود می توانید یک نگاه بدیع و جدید را تجربه کنید. در ضمن به خاطر تغییر نگاه و تضاد با نگرش های قبلی خود نیز احساس ناراحتی نمی کنید چون این نگاه را منتسب به نیوتن/علی پروین/پسر عمه خود می دانید.
یک مثال عملی:
شما با بحران زیر روبرو شده اید: به دلایل ناروا به زندان افتاده اید و مجبورید دو سال را در زندان بمانید. استرس زیادی دارید. خانواده تان بی پناه و بی پول در بیرون زندان هستند. چه می کنید؟
وقتی از تکنیک نیوتن استفاده می کنید به این ایده می رسید: شما یک نویسنده بالفطره هستید اما هیچگاه این فرصت فراهم نشد که بنشینید و کتاب بنویسید بنابراین اگر هدف گذاری و همت کنید می توانید هر دو ماه یک بار کتاب به بیرون بدهید. در ضمن شما ایده ها و دانش هایی دارید که بسیار جذابند و احتمالا کتاب شما به چاپ های بعدی هم خواهد رسید.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
برای بکارگیری تکنیک شخص معروف و موفق گام های زیر را طی کنید:
1- مساله خود را شناسایی کنید.
2- یک شخص معروف و موفق که به مساله شما نسبتا (و نه کاملاً) مرتبط است را انتخاب کنید.
3- آن شخص معروف را در آن موقعیت در نظر بگیرید و از خود بپرسید که وی در چنین موقعیتی احتمالا چه می کرد و اصلا مساله را چگونه می دید، چگونه تفسیر می کرد؟
4- اگر ایده های بدست آمده مطلوب نبود، شخص معروف دیگری را انتخاب کنید.
منبع: کانال استراتژیست
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
#مدل_ذهنی
#حل_مسئله
#آموزه
تنها از نگاه خودت به مسئله نگاه نکن.از نگاه دیگران هم مسئله را ببین.
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#سخنان_بزرگان
آرزو نکن شرایط ساده تر بود، آرزو کن تو قوی تر بودی. آرزوی مشکلات کمتر نکن، آرزو کن مهارت های بیشتری داشتی. آرزوی چالش های کمتر نکن، آرزوی دانایی بیشتر کن.
وین ران
@THINKINGandLEARNING
#آموزه ☝☝☝☝☝☝☝
تلاش زیاد لزوما راه حل مسئله نیست. شاید راه های ساده تری وجود داشته باشد.
@THINKINGandLEARNING
🔳⭕️از این انیمیشن بسیار کوتاه آموختم:
بعد از چند بار تلاش، به جای پافشاری بر راه حل قبلی، به این فکر کنم که شاید راه حل مساله چیز دیگری باشد.
شبکه استراتژیست
@Dr_Lashkarbolouki
#قصه_کمتر_از_نه_سال
#آموزه
برای شناختن یک پدیده گاهی لازم است جایت را عوض کنی تا زاویه نگاهت عوض شود.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#مدل_ذهنی
#گفتگو
من می خواهم پایم را از طبیعی بودن اختلاف نظر فراتر بگذارم و بگویم که در علوم تصمیم گیری اتفاقا توصیه و تجویز می کنند که باید در فرآیند تصمیم گیری، به اندازه کافی تضاد و تعارض وجود داشته باشد. معروف است که مدیر ارشد یکی از موفقیت ترین شرکت های دنیا، هر گاه تصمیمی در شرف اخذ شدن بود اما تا آن لحظه کسی با آن مخالفت نکرده بود، آن تصمیم را اخذ نمی کرد و می گفت که به نظر می رسد که هنوز در مورد تصمیم به اندازه کافی فکر نکرده ایم. وی جمله معروف و منحصر به فردی داشت: بروید و اختلاف نظر پیدا کنید (درست برعکس ما که می گوییم بیایم اتفاق نظر پیدا کنیم!)
حال چه باید کرد؟
1-در زمان اخذ تصمیمات مهم و استراتژیک به اندازه کافی در جلسات تصمیم (چه در خانواده چه در کشور) تنوع افراد، تجربیات و دیدگاه ها داشته باشید.
2-سعی کنید افراد را به اخذ نگاه های منتقدانه تشویق کنید. از آنان بخواهید که توی گوش نظرات شما بزنند. مثلا گاهی اوقات لازم است مدیر آخرین نفر اظهار نظر کند تا ذهن دیگران به سمت وی سوگیری پیدا نکند.
3-اگر کسی مخالفت نکرد سعی کنید با دادن زمان و همچنین وارد کردن برخی ایرادات، فضا را برای نقد فراهم کنید.
4-یادآوری کنید که اختلاف در نظر، اتحاد در عمل! (و نه برعکس: اتحاد در نظر و اختلاف در عمل)
5-با خودتان تکرار کنید اگر من و تو همیشه شبیه به هم فکر کنیم، یک نفر اضافی است!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
منبع: کانال استراتژیست
@THINKINGandLEARNING
#تفكر_و_يادگيري_در_خانواده
#آموزش
#نمودار_روند
آقاي فرزين- مدير آموزشگاه زبان پسرم امیر حسین- مي گفت: « روزي يكي از والدين بچه اش را نزد ما آورد و گفت:« لطفا به او زبان ياد بدهيد .توي مدرسه وضعيتش خوب نيست.» ما با بچه كار كرديم و طي دو سه هفته كلاس فشرده، قدري وضعيت نمره اش را بهبود داديم. فرداي روزي كه نمره امتحان او را داده بودند، مادر بچه آمد آموزشگاه ما و شروع به داد و فریاد كرد كه« شما پول بيخودي از ما گرفتيد و بچه من نمره زبانش 15 شده است. پول ما را پس بدهيد. ما برای بیست آمدیم اینجا» به او گفتم :« مشكلي نيست پس مي دهيم، اما لطفا بگوييد نمره آخر بچه تان قبل از آمدن به آموزشگاه چند بوده؟» مادر فكري كرد و گفت:« 8» پرسيدم:«و نمره اول بعد از آمدن به آموزشگاه؟» گفت:« 12» باز پرسيدم:«گفتيد نمره امتحان چند شده؟» مادر كه گويا متوجه منظورم شده بود، قدري لحنش عوض شد و نرم تر از قبل گفت:«15» و ادامه داد:« شما فكر مي كنيد وضعيتش بهتر بشود؟» با اطمينان زياد گفتم:« بله. نظر خود شما چيست؟»»
🔸آموزه ي تفكر و يادگيري
هيچ پديده اي را همان لحظه نبين. پديده هاي دنيا در طول زمان تغييري مي كنند. فكر كن يك پديده از قبل تا به حال چه وضعي داشته ودر آينده ممكن است چطور بشود.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
كانال تفكر و يادگيري
@THINKINGandLEARNING
#تفکرسیستمی_در_مدرسه
دیروز دخترم فاطمه که دانش آموز کلاس چهارم است مشغول مطالعه درس ریاضی بود که یکدفعه فریاد بلندی کشید و شروع به گریه کرد.
لا به لای هق هق کودکانه اش می گفت:
«خسته شدم، هر کسی یک چیزی میگه، معلممون یک روشی میگه، مامان یک روش دیگه میگه، داداش مهدی هم یک روش دیگه، من چی کار کنم آخه!»
قصه تفاوت روش معلم ها و مامان ها که قدیمی است و می شود انتظارش را داشت. اما وقتی از برادر بزرگتر هم نمی شود کمک گرفت، نشان می دهد که شاید سرعت تغییرات کتاب های درسی خیلی زیاد شده.
همکاران محترم دفتر تالیف کتب درسی، لطفا کمی آهسته تر...
https://telegram.me/systemsthinking
💕وقتی تو لیوان بیش از حد آب بریزی که سرریز بشه، اونی که مقصره، لیوان نیست.
مقصر تویی که بیش از ظرفیتش بهش آب دادی !
مراقب ظرفیت طرف مقابلت باش تا لبریزش نکنی...
@dr_anoshee 🍃🍃🍃
من هی میام از
اشتباهات زندگیم درس بگیرم؛
زندگی هی از جاهایی که من نخوندم امتحان می گیره
#ورود_آپارات👇🏻
telegram.me/joinchat/A0QN_jwVb7AWg96S73HANA
#مدل_ذهنی
🔸یلدا بلندترین شبی است که خیلی زود می گذرد. وقتی صحبت یاران موافق فراهم است و شبی خوش است و همه "و ان یکاد " می خوانند و در فراز می کنند، زمان زود می گذرد. می گویند انیشتین در تعریف نسبیت گفته: " وقتی دو دقیقه گذاشتن دست روی سطح داغ ساعتها کش می آید و ساعتها صحبت با کودکی لطیف چند دقیقه به نظر می آید، این یعنی نسبیت." در شب یلدا همه چیز نسبتا خوب است. اگر هم نباشد ما خوب می بینیمش. وقتی نگاه خوب باشد همه چیز خوب است. یلدا حکایت زلف یار است که چون قصیده بلند است و تا ابد ادامه دارد. تا سلاما سلام بهشتیان. لذت یلدا تمامی ندارد. عیش مدام است:
"درفکر این مباش که مضمون نمانده است
یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت."
یلدا یک لحظه بلند است تا قیامت. چراغ صحبت یلدا نثار شب های خاموش عزیزان از دست رفته ام -پدر و مادرم -که فروغ همه زندگی منند.
یادشان مدام باد.....🍎
@THINKINGandLEARNING
شعری از مرحوم قیصر امینپور در مدح پیامبر (ص)
با ریگهای رهگذر باد
با بوتههای خار
در خیمههای خسته بخوانید
در دشتهای تشنه
با اهل هر قبیله بگویید:
لات و منات و عزی را
دیگر عزیز و پاک ندارید
این مهر و ماه را مپرستید
اینک
ماهی دگر برآمد و خورشید دیگری
آه ای امین آمنه، ای ایمان!
باری اگر دوباره درآیی
روی تو را
خورشیدها چنان که ببینند
گلهای آفتابپرست تو میشوند
ای آتش هزارۀ زرتشت
از معبد دهان تو خاموش!
ای امّی امین!
میلاد تو ولادت انسان است
-انسان راستین -
آن شب چه رفت با تو، نمیدانم
شاید
خود نیز این حدیث ندانی
با تو خدا به راز چه میگفت؟
باری تو خود اگر نه خداگونه بودهای
یارایی کلام خدا را نداشتی
گر بعثت تو سبب عصمت تو بود
آنک چگونه کودک عصمت را
تا موسم بلوغ نبوت رساندی؟
میلاد تو اگر نه همان بعثت تو بود
هان ای پرندههای مهاجر
آنک پرندهای که به هجرت رفت
بیآنکه آشیانه تهی ماند
آن شب مشام خالی بستر
از بوی هجرت تن او پر بود
اما به جای او
ایثار
زیر عبای خوف و خطر خوابید
تا چشمهای خویش فرو بست
گفتی
آینۀ تمامنمای خدا شکست
آه ای یتیم آمنه ای ایمان!
دنیا یتیم آمدنت بود
دنیا یتیم رفتنت آمد
خیل فرشتگان
با حسرتی ز پاکی جبرآلود
در اختیار پاک تو حیراناند
تو
اسطورهای ز نسل خدایانی؟
یا از تبار آدمیانی؟
تردید در تو نیست
در خویش بنگریم و ببینیم
آیا خود از قبیلۀ انسانی؟
در وقت هر نماز
من با خدا سخن زتو بسیار گفتهام
بس میکنم دگر که تو را باید
تنها همان خدا بسراید.
